All posts tagged: آمادور نويدي

تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب(قسمت سوم و پایانی): کایریلوس پاپاستاورو/ آمادور نویدی

تروتسکیست‌ها به لنین و کارهای او مراجعه می‌کنند تا نشان دهند که تروتسکی ادامه دهنده کار لنین است. تروتسکیست‌ها مخالفت لنین و استالین هستند، و همه مشاجره های ضداستالینی را بازتولید می‌کنند… تروتسکیست‌ها منکر دست‌آوردهای سوسیالیسم در قرن ۲۰ در اتحاد جماهیر شوروی و در کشورهای اروپای مرکزی و شرقی هستند. تروتسکیست‌ها…. بقیه مطلب در اینجا

تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب – ۲ – کایریلوس پاپاستاور – آمادور نویدی

تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب – کایریلوس پاپاستاور – آمادور نویدیتروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب بخش دوم نوشته: کایریلوس پاپاستاورو برگردان: آمادور نویدی فهرست: ۱- مقدمه ۲- شکل‌گیری تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب ۳- دوره قبل از انقلاب ۴- دوره پس از انقلاب ۵- تروتسکیسم بعنوان یک نیروی ضدانقلابی ۶- مختصری از تاریخچه تروتسکیسم در یونان در دوره بین جنگ‌ها ۷- تروتسکیسم در زمان اشغال آلمان و جنگ داخلی ۸– تروتسکیسم امروز ۹– خصوصیات مشترک گروه های تروتسکیستی ۱۰– مراجعات به تروتسکی ۱۱– تبلیغات ضدسوسیالیستی ۱۲– همکاری با سوسیال دموکراسی ۱۳– اشکال مختلف حمایت از سازش با سیستم سرمایه داری ۱۴– طرز برخورد به ساختار امپریالیستی اتحادیه اروپا ۱۵- حمله به جنبش کمونیستی ۱۶- نتیجه گیری دریافت متن اصلی از اینجا

تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب – کایریلوس پاپاستاور – آمادور نویدی

تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب نوشته: کایریلوس پاپاستاورو برگردان: آمادور نویدی فهرست: ۱- مقدمه ۲- شکل‌گیری تروتسکیسم بعنوان جنبشی فرصت‌طلب ۳- دوره قبل از انقلاب ۴- دوره پس از انقلاب ۵- تروتسکیسم بعنوان یک نیروی ضدانقلابی ۶- مختصری از تاریخچه تروتسکیسم در یونان در دوره بین جنگ‌ها ۷- تروتسکیسم در زمان اشغال آلمان و جنگ داخلی ۸– تروتسکیسم امروز ۹– خصوصیات مشترک گروه های تروتسکیستی ۱۰– مراجعات به تروتسکی ۱۱– تبلیغات ضدسوسیالیستی ۱۲– همکاری با سوسیال دموکراسی ۱۳– اشکال مختلف حمایت از سازش با سیستم سرمایه داری ۱۴– طرز برخورد به ساختار امپریالیستی اتحادیه اروپا ۱۵- حمله به جنبش کمونیستی ۱۶- نتیجه گیری دریافت متن اصلی از اینجا

سیر تکاملی طبقه کارگر: مارکس و انگلس – آمادور نویدی

از  تمام طبقاتی‌که امروز رود در رو با بورژوازی می ایستند، پرولتاریا به تنهایی یک طبقه واقعا انقلابی‌ست. طبقات دیگر زوال می یابند وعاقبت در مواجهه با صنعت مدرن ناپدید می‌شوند؛ اما پرولتاریا محصول استثنایی ولاینفک آن‌ست… تمام جنبش‌های تاریخی قبلی جنبش‌های اقلیت ها یا بنفع اقلیت ها بوده است. جنبش پرولتری جنبش خودآگاه، و مستقل اکثریت عظیم می‌باشد که بنفع اکثریت عظیم است. پرولتاریا، پائین ترین طبقه جامعه فعلی، بدون اینکه کُل اقشار بالای جامعه رسمی را در یک حرکت واحد متحد سازد، نمی‌تواند خودش را بحرکت در آورد، و بالا بکشد. سیر تکاملی طبقه کارگر نوشته: مارکس و انگلس   منبع: سایت مارکسیسم- لنینیسم امروز  برگردان: آمادور نویدی از کلاسیک‌ها: مارکس و انگلس درباره سیر تکاملی طبقه کارگر از مانیفست کمونیست (۱۸۴۸) پرولتاریا مراحل گوناگونی از سیر تکاملی را طی می‌کند و با پیدایش خود مبارزه اش را با بورژوازی شروع می‌کند. در ابتدا، مبارزه توسط کارگران منفرد انجام می‌گیرد، سپس در محل کار کارگران در یک کارخانه، بعدها توسط کارگران یک حرفه و صنف در یک محل علیه بورژوازی منفرد که آن‌ها را …

استعمار صهیونیستی فلسطین – کریس هجیز – آمادور نویدی

«قطعی ترین راه جهت ریشه کن کردن حق مردم نسبت به سرزمین خودشان، انکار پیوند تاریخی آن‌ها به آن است»… یکی ازعقاید استعمارگران صهیونیستی و اسرائیلی، انکار هویت معتبر، موثق، و مستقل فلسطینی است… صهیونیسم زائیده شرارت ضدسامی است. این پاسخی بود به تبعیض و خشونتی که بر یهودیان تحمیل شده بود، خصوصا در دوران پوگرام- کشتار(۵) در روسیه و اروپای شرقی در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ که منجر به مرگ هزاران نفر شد…. دولت‌های قدرت‌مند اروپایی جهت مقابله با بحران پناهندگان یهودی، قربانیان هولوکاست را از طریق دریا به خاورمیانه فرستادند. بنابراین، رهبران صهیونیست دریافتند که آن‌ها باید اعراب را ریشه کن ساخته و جابجا کنند تا بتوانند سرزمینی برای خودشان تأسیس نمایند، آن‌ها هم‌چنین کاملا مطلع بودند که آن‌ها را در کشورهایی‌که از آن‌جا فرار کرده یا بزور بیرون کرده اند، نمی‌خواهند… صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در صحبت درباره فلسطین، شعارهایی مانند «سرزمینی بدون مردم برای مردمی بدون سرزمین» را برزبان می آوردند، اما، همان‌گونه که هانا آرنت، فیلسوف سیاسی گفت، قدرت‌های اروپایی سعی می‌کردند که جهت مقابله با جنایاتی …

سه تهدید بزرگ: چامسکی و پراشاد/آمادور نویدی

خطر نه برای آینده، بل‌که برای همین الان است… نابرابری مخوف اجتماعی نتیجه ضعف سیاسی نسبی سیاسی طبقه کارگر است. همین ضعف است که میلیادرها را قادر می‌سازد سیاست‌هایی را تنظیم کنند که باعث افزایش میزان گرسنگی شود… نابودی هسته ای و انهدام توسط فاجعه آب و هوایی تهدیدهای دوقلوی کره زمین هستند. در همین اثنی، برای قربانیان حملات نئولیبرال که نسل گذشته را بستوه آورده است، مشکلات کوتاه مدت فقط و فقط حفظ وجود خودشان است، اما سئوالات اساسی درباره سرنوشت فرزندان و نوه های ماست که جای خود را عوض می‌کنند… یک انترناسیونالیسم قدرتمند نیازمندست که باندازه کافی و فوری به خطر نابودی (بشریت) توجه کند. نابودی توسط جنگ هسته ای، با فاجعه آب و هوایی، و با سقوط اجتماعی. وظایف پیش رو ترسناک هستند، اما نمی‌توان تسلیم آن‌ها شد و یا آن‌ها را به تعویق انداخت. سه تهدید بزرگ نوشته: چامسکی و پراشاد برگردان: آمادور نویدی سه تهدید اصلی زندگی بر روی زمین که باید در سال ۲۰۲۱ به آن‌ها بپردازیم . سه تهدید بزرگ pdf

هوش مصنوعی، اتوماسیون و پایان سرمایه داری!؟ – مارکسیست لنینیست امروز – آمادور نویدی

تهدید واقعی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین آلات فقط جابجایی مشاغل توسط روبات ها نیست، بل‌که تحکیم قدرت کورپرات (شرکت های بزرگ) است. چالش (پیش روی) چپ ها نسبت به این امر، توسعه استراتژی های مناسب جهت مقابله با این چالش است… واقعیت این‌ست‌که فن‌آوری اطلاعات و اتوماسیون بزرگ‌ترین تضاد امروز سرمایه داری‌ست. آن‌ها مشکلات اساسی را در مورد تغئیرات ساختاری درون سرمایه داری جهان و پاسخ ضروری جنبش چپ و کارگری مطرح می‌کنند… تغئیر هنگامی بوجود می آید که مردم به اندازه کافی آن‌را بنفع امنیت خودشان ببینند. اتوماسیون، بویژه هوش مصنوعی، تضاهای درون سرمایه داری را تشدید می‌کند– و جایگزینی آن‌را حتی بیش از پیش ضروری می‌سازد. این امر سوسیالیسم را ضروری و کمونیسم را امکان‌پذیر می‌کند. هوش مصنوعی، اتوماسیون و پایان سرمایه داری!؟ نوشته: مارکسیست لنینیست امروز برگردان: آمادور نویدی آیا اتوماسیون نمایان‌گر پایان سرمایه داریست؟ از آن‌جایی که در آینده تکنولوژی جایگزین نیروی کار انسان می‌گردد، سرمایه داری بطور «اتوماتیک» و به سادگی به یک سیستم «پساسرمایه داری» یا سوسیالیستی تغئیر نمی یابد. کتاب‌خانه یادیود مارکس توضیح می‌دهد که، برای پایان …

اتحاد چین و روسیه (قسمت ۳ و پایانی) – م. ک. بادراکمار – آمادور نویدی

معمولا، روسیه و چین یک سری از روش‌های نئولیبرالی را که در نظم پساجنگ جهانی دوم تکامل یافته و اعتبار گزینشی از حقوق بشر را بعنوان ارزشی جهانی به مداخله غرب در امور داخلی کشورهای مستقل مشروعیت می‌بخشد، به چالش می‌کشند. از طرفی دیگر، آن‌ها هم‌چنین پیوسته تعهد خودشان‌را نسبت به شماری از قواعد اساسی نظم بین الملل تأئيد می‌کنند، بویژه، اولویت حاکمیت کشور و تمامیت ارضی، اهمیت حقوق بین الملل، و مرکزیت سازمان ملل و نقش کلیدی شورای امنیت را تأئید می‌کنند… اصل مطلب این‌ست‌که اتحاد روسیه و چین از قواعد یک سیستم اتحاد کلاسیک پیروی نمی‌کند. اگر بخواهیم به نحوه بهتری آن‌را توصیف کنیم، ممکن‌ست آن‌را یک « اتحاد درک شده» بخوانید، که در زندگی معمولی، می‌تواند دامنه ای از «گزینه های قابل تنظیم» را اجرا کند، در حالی‌که برای هر عمل‌کرد مشخصی که پیش بیاید نیز حمایت ارائه می‌دهد. از انعطاف‌پذیری بسیار زیادی بهره مند است. اتحاد روسیه و چین تصمیم به مقابله نظامی با آمریکا ندارد. اما خودنمایی آن مجهز شده است که از حمله آمریکا بهرکدام یا هردو آن‌ها جلوگیری …

اتحاد چین و روسیه (قسمت ۲) – م. ک. بادراکمار – آمادور نویدی

بیانیه مشترک بین روسیه و چین که در مسکو و در ۱۱ سپتامبر صادر شد، منادی فاز جدیدی در سیاست خارجی روسیه در دوران پساجنگ سرد، بویژه باتوجه به روابط روسیه و آلمان و روابط روسیه با اروپا و بطور کلی با نظم جهانی است. برتری که در این‌جا حلب توجه می‌کند، این‌ست‌که مسکو در این سفر جدید تصمیم گرفت تا با چین هم‌راه شود. این امر برای سیاست‌های اروپائیان، اورآسیا و بین المللی درکل از اهمیت بسیار زیادی برخوردارست… نخستین نشانه های اولیه میلیتاریسم آلمان در یک فرمایش خیره کننده در ماه مه سال ۲۰۱۷ ظاهر شد، زمانی‌که مرکل در مبارزه انتخاباتی آلمان بود، گفت که متعاقب انتخاب ترامپ به رئیس جمهوری و برگزیت، اروپا دیگر نمی‌تواند «کاملا متکی» به آمریکا و انگلیس باشد. مرکل در میان جمع مردم در کمپین انتخاباتی در مونیخ، در جنوب آلمان گفت: « زمانی که ما می‌توانستیم کاملا به دیگران متکی کنیم، گذشته است. من آ‌‌ن‌را تجربه کرده‌ام … ما اروپایی‌ها باید سرنوشت خودمان را بدست خود بگیریم»… پوتین در یک سخن‌رانی ملی در مارس ۲۰۱۸، اظهار داشت …

اتحاد چین و روسیه – م. ک. بادراکومار – آمادور نویدی

در سال‌های اخیر کارزاری غربی و ظاهرا بی‌ضرر براه افتاده تا فداکاری‌های قهرمانانه اتحاد جماهیر شوروی سابق در شکست آلمان نازی را کم اهمیت و کوچک نشان دهد. مسکو بسرعت هدف نفرت انگیز و خائنانه آن‌را فهمید. بزبان ساده وحقیقتا باید به آسانی بگوئیم، که اتحاد جماهیر شوروی بار مقاومت در برابرمتجاوزان نازی را بدوش کشید، اما واقعیت‌های تاریخی بطور سیستماتیک در کشورهایی مانند لهستان و بالتیک، اغلب با ترغیب و تشویق زیرکانه آمریکا تحریف وجعل می‌شوند. این کارزار، تمایلات واحساسات ضدروسی را تحریک می‌کند، اما حتی خطرناک‌تر از آن، مشوق الحاق گرایی و میلیتاریسم یا نظامی‌گری‌ست. روسیه با نارضایتی فزاینده ای مشاهده کرده است که آلمان در حال گذار تاریخی دیگری‌ست که در موازات با انتقال از بیسمارک در دوران قبل از جنگ اول جهانی موقعیت اروپایی، و متعاقبا از جمهوری وایمار به آلمان نازی است که منجر به دو جنگ جهانی شد، و کشتار و ویرانی‌های وحشتناکی برای بشریت به ارمغان آورد … کافی‌ست که بگوئیم ۷۵ سال بعد پس از پایان جنگ جهانی دوم، امپریالیسم آلمان پرتحرک شده است– و یک‌بار دیگر، …

سرمایه‌داری عامل نگون‌بختی – فینیان کانینگهام – آمادور نویدی

سیستم سرمایه‌داری رنج و آلام مردم را تا حدزیادی بدتر می‌کند، و قادر نیست با چالش‌های ناشی از بیماری‌های عفونی کنار بیاید. دشمن واقعی خودبیماری نیست– گرچه جدی‌ست. دشمن، یا باصطلاح بیماری واقعی، سیستم سرمایه‌داریست… باتوجه به بلایای غیرعادی که پاندمی ویروس کرونا و بیماری کووید–۱۹ بر سر آمریکا آورده است، در مقایسه با چین، نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که برای این فاجعه با این مقیاس، سیستم اقتصادی آمریکا مقصر واقعی است. درواقع، اختلاف آن‌قدر بسیار روشن است که تقریبا کور کننده واقعیت ننگین است. واقعیت این‌ست‌که سرمایه‌داری کورپورات آمریکایی یک شکست حیر‌‌‌ت‌آوراست. از نظر عمل‌کرد، این سیستم بعنوان یک روش قابل دوام جهت سازمان‌دهی جامعه و تخصیص منابع انسانی و پایدار، ورشکسته، ازکار افتاده و منسوخ شده است… شیوه‌های زیادی موجودست که ماهیت روبه‌مرگ سرمایه‌داری را نشان داد. اما شکست خفت‌بار و جنایت‌کارانه آمریکا در حفاظت از بهداشت عمومی در برابر بیماری مُسری شاید تشخیص نهایی بیماری باشد. سرمایه‌داری عامل نگون‌بختی نوشته: فینیان کانینگهام برگردان: آمادور نویدی بیماری واقعی سرمایه‌داری ست نمی‌توان موافق ریچارد ولف – پرفسور آمریکایی نبود، هنگامی‌که وی می‌گوید، کووید– ۱۹آن بیماری …

توافق‌نامه عادی‌سازی روابط بین امارات و اسرائیل

اشغال، استعمار و سرکوب خلق فلسطین توسط اسرائیل تا به امروز، با نقض شدید قوانین بین المللی و حقوق بشری آنان که روزانه مرتکب می‌شود، و هم‌چنان ادامه دارد… این اولین باری‌ست که یک کشورعربی، که در موضع جنگ مستقیم با اسرائیل نیست، توافق کرده است که روابط عادی کامل با اسرائیل داشته باشد. با این اقدام، امارات تصمیم گرفته است که موقعیت جهانی اعراب، مسلمانان و خلق فلسطین را که خواهان خاتمه دادن به اشغال اسرائیل ودست‌رسی فلسطینی ها به حق تعئین سرنوشت و استقلال- که از پایه های ضروری یک راه حل عادلانه هستند را تضعیف کند. این معامله هم‌چنین راه را جهت عادی سازی روابط بین اسرائیل و بقیه کشورهای عرب باز می‌کند. پاداش دادن به اسرائیل، قدرت اشغال‌گر، با عادی سازی روابط قبل از حل مسئله فاسطین ازهمه نظر با یک راه حل عادلانه و جامع، یا حتی تلاش موثق در این‌جهت، غیرقابل قبول، غیرمسئولانه، و خطرناک است. این معامله نه فقط اسرائیل را به ادامه انکار اصل «زمین در برابر صلح» و راه حل دو کشور براساس مرزهای قبل از …