اخبار ایران و جهان

مشکل واشنگتن است نه کره شمالی

picaso620

«قتل عام در کره» اثر پابلو پیکاسو

نوشته : مایک ویتنی

برگردان: سرژ آراکلی

این روزها با تاسف ناظر آن هستیم که نه تنها مردم عادی بلکه بسیاری از کسانی که مدعی عدالت خواهی و انسان دوستی و سوسیالیسم و امثال آن هستند نیز به جهت کاهلی در مطالعه و تحقیق و سپردن گوش و هوش خود به رسانه های خود فروخته ی غربی که عمدتاً کارشان به فرمانبرداری وبازگویی فرامین جنگ طلبان کشیده است، از حقایق بحران کره همانقدر بیخبرند که از مسئله ی سوریه. و همزبان با آنان به باز تکرار تبلیغات ابله فریبان می پردازند (م)

واشنگتن هر گز تلاش نکرده است تحقیر کره شمالی را پنهان کند. در 64 سالی که جنگ متوقف شده است، ایالات متحده با همه توانی که داشته، در تلاش مجازات، تحقیر و تحمیل رنج و محنت بر این کشور بوده است. واشنگتن جمهوری دموکراتیک خلق کره را با جلوگیری از درسترسی آن به بازار جهانی و سرمایه خارجی به گرسنگی محکوم و اقتصاد آن را با تحریم های فلج کننده دچار خفقان نموده و پایگاهای نظامی وسیستم های موشکی نابود کننده در مرز آن قرار داده است.

serg_arakli

سرژ آراکلی

مذاکره ناممکن است، چرا که واشنگتن از نشستن بر سر میز مذاکره با کشوری که آن را حقیر می داند، دون شآن خود می انگارد. بجای آن ایالات متحده، چین قدرتمند را دارد که با بکار گیری دیپلمات های آن همچون طرف صحبت، توقع این را دارد که آنها اولتیماتوم های واشنگتن را با تهدید آمیز ترین شکل ممکن منتقل کنند. امید شان البته این است که پیونگ یانگ در برابر قلدری عمو سام تعظیم کند و به دستوراتش عمل نماید. شمال اما هرگز در برابر تهدید های ایالات متحده سر فرود نیاورده و هیچ نشانه ای از این که در آینده این روش را تغییر دهد، وجود ندارد. بجای آن جمهوری دموکراتیک خلق کره به ایجاد یک سیستم تسلیحات اتمی کوچک جهت دفاع از خود، در صورت تلاش آمریکا درتحمیل سلطه ی خود با آغاز جنگی دیگر؛ پرداخته است.

هیچ کشوری به اندازه ی کره شمالی نیاز به سلاح های اتمی ندارد. آمریکائیان مغرشویی شده ای که اخبار خود را از Fox و CNN دریافت می کنند ممکن است نظری خلاف این را داشته باشند، اما اگر یک کشور متخاصم ناوگان تهاجمی خود را به سواحل کالیفرنیا بیاورد در حالی که در مرز مکزیک به مانورعظیم نظامی جهت ایجاد وحشت در مردم، پرداخته است، آنگاه شاید دیدشان نسبت به مسئله تغییر کند. ممکن است ارزش داشتن چند سلاح اتمی را برای جلوگیری از کشور متخاصم برای دست زدن به کاری بسیاراحمقانه را در یابند.

بگذارید صادق باشیم، تنها دلیلی که کیم جونگ اون به عاقبت صدام حسین و قذافی دچار نشده است، 1- این است که کره شمالی بر دریایی از نفت قرار ندارد و2- کره شمالی قادر است سئول، اوکیناوا و توکیو را به ویرانه ای از آتش و دود تبدیل کند. اگر کیم جونگ سلاح های کشتار جمعی نداشت، پیونگ یانگ مدتها پیش با تهاجم پیشدستانه روبرو و کیم جونگ اون به سرنوشتی چون قذافی دچار شده بود. سلاح اتمی تنها پادزهر شناخته شده در برابر ماجراجویی های ایالات متحده است.

مردم آمریکا که حافظه ی تاریخی شان فراتر از نوزده سپتامبر(9/11) 2001 نمی رود، هیچ شناختی از روش ایلات متحده در جنگ ها و قصابی ها و ویرانگری وحشتناکی که در کره شمالی کرده است، ندارند.

گزارش زیر یادآوریِ مختصری است از این که چرا کره شمالی بعد از گذشت حدود70 سال ازامضاء متارکه ی جنگ، هنوز نگران کردار آمریکا است.

» در اوایل 1950، ایالات متحده بیش از همه ی بمب هایی که در جنگ دوم جهانی در منطقه ی اقیانوس آرام ریخته بود، برسرمردم کره شمالی ریخت. بمبارنی مَفروش، شامل 32 هزار تن بمب ناپالم، که اغلب آگاهانه؛ مردم معمولی را همانقدر هدف میگرفت که نظامیان و اهداف نظامی را. و ویرانی کشور را در هدف داشت، ماورای جنگ. بسیاری از شهر ها نابود وهزاران تن مردم بیگناه کشته و بسیارانی دیگر گرسنه و بی خانمان آواره شدند.

koreh_shomali_2

در مقاله ی » آمریکائی ها فراموش کرده اند که ما با کره ی شمالی چه کرده ایم!»i

بر اساس تحقیقات بلاین هاردنii خبرنگار آمریکایی: » در گزارشی که کورتیس مک لی مِیiii، فرمانده نیروی هوایی استراتژیک آمریکا در زمان جنگ کره به اداره ی ثبت تاریخِ نیروی هوایی در 1984 ارایه کرده است گفته است، در مدتی حدود سه سال، ما بیست در صد جمعیت کره شمالی را نابود کردیم».

دین راسک، مشوق جنگ کره که در دوره بعد وزیر امورخارجه شد، گفت که ایالات متحده » هر جنبنده و هر آجری که بر آجری قرار داشته، بمباران کرده است،.» بعد از کمبود اهداف شهری، بمب افکن ها به بمباران و ویرانی سد های برق رسانی و آبرسانی پرداختند که به سیلاب مزارع و نابودی محصولات کشاورزی منجر شد.

» روز سوم ژانویه 1950ساعت ده ونیم صبح 82 بمب افکن ناوگان ایالات متحده بار مرگ آور خود را روی شهر پیونگ یانگ خالی کردند . . . صدها تُن بمب و مواد آتش زا ،همزمان بر سرتاسر شهر ریخته شد، که موجب آتش سوزی مداوم و خاموش نشدنی گشت. بَربَرهای ماورای آتلانتیک، شهر را با مواد منفجره ی بسیار قویِ تاخیری (فسفوری)، که در تمام روز با فاصله منفجر وخروج مردم را از پناه گاه ها ناممکن میکرد، بمباران کردند. تمام شهربمدت دو روز در آتش سوخت وهفت هزار و هشتصد و دوازده خانه ی مسکونی به خاکستر تبدیل شدو آمریکائیان کاملاً آگاه بودند که در شهر هیچ هدف نظامی وجود ندارد . . .

شمار مردم پیونگ یانگ که در اثر این عملیات حیوانی، زنده زنده در آتش سوختند و یا در اثر دود ناشی از آتش دچار خفگی شدند، از شمار بیرون است . . . حدود 50 هزار نفر از ساکنین شهری که قبل از جنگ 500 هزار نفرجمعیت داشت، باقی ماندند. ( «امریکایی ها فراموش کرده اند که ما با کره شمالی چه کرده ایم»، به نقل از: ووکس ورلد)

ایالات متحده بیش از دو میلیون نفر از مردم کشوری را که هیچ تهدیدی برای امنیت آن نبودند بقتل رساند. مانند ویتنام، جنگ کره تمرین عضلانی دیگری بود که هر گاه ایالات متحده ملول و کسل می شود و یا نیاز به آزمایش سلاح های تازه اش دارد؛ به آن می پردازد. ایالات متحده هیچ چیزی برای غارت و تملک در شبه جزیره کره ندارد جز آمیزه ای از تسلط امپراتورانه و شرارت ناب همچون موارد متعدد دیگری که در گذشته دیده ایم.

بگفته ی ژورنال آسیا-پاسیفیکiv:

» در پایان سال 1352 هیچ هدف با ارزشی برای بمب افکن های ایالات متحده جهت بمبارن باقی نمانده بود. هر شهر و شهرک و منطقه ی صنعتی در کره شمالی بمباران شده بود. در بهار 1353 نیروی هوایی سد های
آبیاری روی رودخانه ی یالو را، جهت نابودی برنجزارها ی کره شمالی و همچنین وارد کردن فشار بر چین، که ناچار بود مواد غذایی بیشتری را جهت کمک به کره ارسال کند؛ مورد هدف قرار داد. در نتیجه ی بمبارانِ پنج سد آبیاری، هزاران هکتار از برنجزارها نابود و شهرها دچار سیل و ویرانی شده و ملیونها نفر از اهالی کره شمالی اولیه ترین خوراک روزانه شان را از دست دادند وتنها با کمک های اضطراری چین و اتحاد شوروی و دیگر کشور های سوسیالیستی ازقحطی گسترده و همگانی در امان ماندند.» («ویرانی و بازسازی کره شمالی، 1950-1960» ژورنال آسیا-پاسیفیک، ژاپن)

koreh_shomali_1

شهر سوخته و ویران شده ی تئوجان بعد از بمباران ایلات متحده1950

باری » مخازن آب، سدهای آبیاری، برنجزارها، سدهای برق رسانی و مراکز مسکونی » همه با ناپالم ویران شدند، همه با فرش بمب پوشانده و همه با خاک یکسان شدند و چیزی سالم نماند. هرچیزی اگر حرکت داشت با شلیک و اگر نداشت با بمب نابود شد. ایالات متحده اما ناتوان از تسخیر، کشور را به سرزمین غیر قابل سکونت تبدیل کرد. » بگذار گرسنگی بکشند. بگذار از سرما یخ بزنند. . . بگذار برای زنده ماندن از ریشه ی گیاهان و خزندگان تغذیه کنند. بگذار در خندق ها بخوابند و در میان ویرانه ها زندگی کنند، برای ما چه اهمیتی دارد؟ ما مهم ترین کشور روی زمین هستیم. خداوند به آمریکا برکت دهد.»v

این است شیوه ی معامله واشنگتن، و این شیوه از سال 1890 که گردان هفتم سواره نظام آمریکا 150 تا 300 مرد و زن و کودک سرخ پوست را در ووندد نیvi قتل عام کرد تغییری نکرده است. با قبیله سیوکسvii در منطقه پاین ریج بهمان شیوه رفتار شد که با کره شمالی ها، و یا ویتنامی ها، ویا نیکاراگوئه ای ها، و یا عراقی ها و دیگران و دیگران. و نهایت این که هر کس بر سر راه عمو سام قرار گیرد، دنیایی از بمب و مصیبت و جنایت بر سرش خواهد بارید.

توحش تهاجمی آمریکا به کره شمالی مُهری چنان ابدی بر روان مردم آن بر جای گذاشته است که بهر قیمتی، نمی تواند به تکرار سناریویی مشابه آن در آینده تن در دهد. آنها با هر آنچه در امکان دارند باید برای دفاع از خود آماده شوند. اگر این آمادگی به معنی داشتن سلاح اتمی است، بگذار باشد. بقای خود ازاهمیت درجه اول برخورداراست.

آیا امکانی برای پایان دادن به این رویارویی بی معنی بین پیونگ یانگ و واشنگتن وجود دارد، امکانی برای بهبود روابط و برقراری اعتماد متقابل؟ البته که وجود دارد. کافیست ایالات متحده آغاز به برخورد محترمانه با جمهوری خلق کره نموده و قول های داده شده را به اجرا درآورد. کدام قول ها؟

قول ساختن دو رئاکتور آب-سبک جهت تولید گرما و برق برای مردم در مقابل پایان دادن به برنامه ی سلاحهای اتمی. شما قول وقراراین توافقنامه را در رسانه ها نخواهید دید، چرا که رسانه ها در واقع شاخه تبلیغاتی وزارت دفاع (پنتاگون) هستند. آنها هیچ سودی در راه حل مسالمت آمیز نمی بینند. سهام تجاری آنها در جنگ و جنگ های بیشتر سرمایه گذاری شده است.

شمالی ها خواهان اجرای تعهدات ایلات متحده در چارچوب قرارداد 1994هستند. همین. فقط پایبندی به تعهدات. این مگر چقدر مشکل است؟

جیمی کارتر رئیس جمهور پیشین ایالات متحده در جمع بندی خود، در واشنگتن پست، 24نوامبر 2010 چنین نوشته است:

» . . . در سپتامبر 2005 اساس توافق نامه ی 1994 مورد تائید قرار گرفت. چارچوب توافق نامه شامل غیراتمی کردن شبه جزیره کره، تعهد عدم تهاجم و تجاوز ایالات متحده و گام هایی جهت امضاء قرارداد صلح بجای توافق نامه ی آتش بسِ ایالات متحده – کره شمالی – چین که از جولای 1953 برقرار است، بود. متاسفانه اما هیچ پیشرفتی از 2005 تا حال صورت نگرفته است . . .

» در جولای گذشته من برای تحویل گرفتن یک آمریکایی زندانی (آجولان گومز) ، به پیونگ یانگ دعوت شدم، با این امید که اقامت من به اندازه کافی برای مذاکره با مقامات کره شمالی طولانی خواهد بود. آنها تمایل خود را با جزئیات، جهت غیر اتمی کردن منطقه و آتش بس دائمی بر اساس توافق نامه ی 1994 و شروط پیشنهادی شش قدرت جهانی در سال 2005 را ابراز کردند.

» مقامات کره شمالی همین پیام را به دیگرآمریکایی هایی که اخیراً از کره دیدن کرده اند، منتقل و اجازه دسترسی متخصص های اتمی را به یکی از تاسیسات پیشرفته ی خالص سازی اورانیوم داده اند. همان مقامات به من گفتند که این انبوه سنتر فیوژها در مذاکرات با ایالات متحده » روی میز » خواهند بود، گر چه خالص کردن اورانیم که یک روند دراز مدت است، در توافق نامه ی 1994گنجانده نشده است.»

«پیونگ یانگ با فرستادن پیام های متوالی گفته است که در جریان مذاکرات مستقیم با ایالات متحده، آماده ی پایان دادن به برنامه های اتمی خود، گذاشتن همه ی آنها تحت نظارتIAEA و یک قرارداد صلح دائمی بجای آتش بس 1953 است. ما باید به این پیام پاسخ بدهیم. جایگزین ناخواسته برای کره شمالی، برداشتن گام هایی است که آنها جهت دفاع از خود در برابر عمده ترین نگرانی شان، تهاجم نظامی ایالات متحده در جهت تغییر رژیم.» viii ضروری میدانند.

بسیاری از مردم در غرب فکر می کنند که مشکل این بحران از سوی کره شمالی است. اما چنین نیست. مُشکل از سوی ایالات متحده و عدم تمایل آن به مذاکره برای پایان جنگ است، مشکل عدم تمایل به تعهد امنیت کره شمالی و حتی نشستن بر سر میز مذاکره با مردمی است که در اثر کله شقی ابلهانه ی واشنگتن در حال کامل کردن سیستم موشک های دور پروازِ قاره پیما یی هستند که قادر به زدن شهرهای آمریکا است. احمقانه نیست؟ دار و دسته ی ترامپ به سیاستی چسبیده اند که در64 سال گذشته شکست خورده و به روشنی با زیر پا نهادن امنیت ملی ایالات متحده، شهروندان آمریکا را در معرض خطر مستقیم قرار داده است. با چه هدفی؟

برای نمایش چهره ی » مرد استوار»، برای اقناع مردم که ایالات متحده با کشورهای ضعیف مذاکره نمی کند، برای اثبات به جهان که » هر چه ایالات متحده بگوید، باید انجام دهید»؟ آیا چنین است؟ آیا نمایش این چهره مهمتر از فاجعه ی اتمی است؟

روابط با کره شمالی می تواند عادی شود، مناسبات اقتصادی می تواند برقرار شود، اعتماد متقابل می تواند بازسازی شود، و تهدید اتمی میتواند محو شود. روابط با کره شمالی می تواند بحرانی نباشد، تنها نیازمند تغییر سیاست است، و اندکی درایت سیاسی و رهبرانی که واقعاً خواهان صلح باشند و نه جنگ.

i – مقاله ی منتشره در Vox World

ii – Blaine Harden نویسنده و خبرنگار برجسته ی آمریکایی.

iii – Air Force Gen. Curtis LeMay general هر کدام از مدال های سینه ی ژنرال حاصل خون هزاران انسان بیگناه است.

iv – the Asia-Pacific Journal

v – »  God bless America «

vi – Wounded Knee – یکی از مشهور ترین قتل عام های شرم آور درتاریخ ایالات متحده امریکا است که جزئیات آن در کتاب مشهور» قلبم را در وونددنی بخاک بسپارید» با ترجمه ی فارسی » فاجعه ی سرخپوستان امریکا» برگردان ارزشمند محمد قاضی، نشر خوارزمی 1353 ، تشریح شده است.

vii – The Lakota Sioux یکی از قبایل بزرگ مردم بومی امریکا .

viii– (“North Korea’s consistent message to the U.S.”, President Jimmy Carter, Washington Post)

4 Comments on مشکل واشنگتن است نه کره شمالی

  1. دوست داشتم از ساختار سیاسی حکومت کره شمالی هم مطلبی مینوشتین وحتی اشاره ای میکردید در کل مطلبتان قابل استفاده ویاد اوری جنایات امبریالیسم قابل ستایش است بیروز باشید

    دوست داشتن

    • سیامک جوینده عزیز،
      من در ایمیلی که برایم توفانی ها میفرستند، مقاله ای شبیه با تحلیلی بسیار خوب، آنهم متعلق به چهارسال پیش، ابتدا از کره شمالی چه بود و امپریالیسم آمریکا با آن چه کرد که در مقاله فوق هم آمده است، با دیدی دیالکتیکی چه خواهد شد را بعنوان شاهد سفرنامه یک گردشگری که از کره شمالی باز گشته بوده است را بیان میدارد که خواندن این سفرنامه در لینک:
      http://toufan.org/Tufa%20html/Koreh%20T%20157.htm
      را بهمه خوانندگان پیشنهاد مینمایم، تا بصورت زنده کره شمالی در ۴ سال پیش چگونه است را از نزدیک لمس نمایند.
      حال خود ایمیل:

      کلوخ انداز را پاداش سنگ است
      سند سازی بر ضد دولت کره شمالی ادامه دارد
      مسئله کره شمالی دوباره داغ شده است و سند سازی بر ضد دولت کره شمالی ادامه دارد. اوباما هر روز از انبان حمایت از حقوق بشرش کلوخی به سمت کره شمالی پرتاب می کند و جایزه صلح نوبلش را گردگیری می نماید.

      در 12 فوریه 2013 دولت مستقلِ کره شمالی که ارباب بالا سر نمی خواهد، بر اساس حقوق مسلمش، آزمایشات هسته ای زیرزمینی انجام داده است که قطعنامه غیرقانونی و زورگویانه 2094 شورای امنیت سازمان ملل آنرا محکوم می کند. شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه 2087 خود در 22 ژانویه 2013 نیز پرتاب یک ماهواره به فضا توسط کره شمالی را در 12 دسامبر 2012 انجام گرفته است، بطور زورگویانه و غیر قانونی، محکوم کرد. تو گوئی شورای امنیت سازمان ملل که به زیر سلطه زورگوئی امپریالیستها و در راسشان امپریالیست آمریکا قرار دارد، کار دیگری جز محکوم کردن، لیبی، فلسطین، ایران، سوریه و کره شمالی و تحریم و تنبیه مردم این کشورها و ممانعت از تحقق حق مسلم آنها ندارند. این شورای امنیت که محل بده بستان قدرتهای بزرگ است به صهیونیستهای اسرائیلی مصونیت می دهد و به ممالکی که باب طبع آمریکا نیستند ناامنی. مفهوم نیست که چرا نام خود را شورای امنیت گذارده است.

      خانم سوزان رایس در تائید این اقدامات تنبیهی اظهار داشت: «توانائی کره شمالی برای اینکه برنامه غیرقانونی اتمی و موشکی خویش تکمیل کند با مشکل روبرو می شود».

      جالب این جاست که خانم رایس با بی شرمی اقدامات غیر قانونی و آمرانه امپریالیست آمریکا را به پای کره شمالی می نویسد که حق دارد از تمام حقوقی برخوردار باشد که سایر ممالک نظیر آمریکا، کره جنوبی، ژاپن، چین و انگلستان و… برخوردارند.

      ناگفته نماند که این قطعنامه سرهمبندی شده برای آمریکا و سیاست راهبردی وی در منطقه تنها جنبه تبلیغاتی دارد، گرچه که از نظر ادامه روابط این قطعنامه وظایفی برای چین و روسیه با کره شمالی ایجاد نمی کند، ولی گویای نقض حاکمیت ملی کره شمالی توسط چین و روسیه هم می باشد.

      خوب است کمی به عقب برگردیم.

      برای سرکوب جنبش ملی و کمونیستی در کشور کره بعد از جنگ جهانی و اخراج ژاپنیهای همدست هیتلر و متجاوز و اشغالگر از خاک کره که کشور کره را مستعمره خود داشتند و 35 سال در آن ساکن بودند، امپریالیست آمریکا به بهانه حمایت از مردم کره با اعمال زور در شورای امنیت سازمان ملل به کشور کره لشگر کشید تا مانع پیروزی کمونیستها شود که ارتش آنها به سئول رسیده بود. امپریالیست آمریکا موافق نبود که استقلال کره با اخراج امپریالیست ژاپن و نابودی نازیسم تحقق پذیرد. آنها که از آن سر دنیا به مرزهای چین و شوروی و کره آمده بودند به کمک ژنرال مک آرتور 700 هزار نفر را در جنگ کره به قتل رسانده و در بخش اشغالی کره توسط آمریکا یک حکومت فاسد و مستبد و بدنام و دست نشانده را به اقتضای منافع خود بر سر کار آوردند. سینگمان ری مظهر یکی از رژیمهای خونخوار و فاسد و دست نشانده آمریکا در بعد از جنگ جهانی دوم در جهان بود.

      برای این تجاوز امپریالیستها به کشور کره و ممانعت از استقلال آن، آنها به سند تبرئه آمیزی نیاز داشتند که جنایات آنها مجاز شمرده شود، آنرا شورای امنیت سازمان ملل که دولت شوروی در آن نشست شرکت نداشت و دولت تقلبی چانکایچک که حاکم جزیره فرمز بود و بنام خلق چین در آن شرکت داشت، صادر شد. آنها نیروهای «حافظ صلح» را به عنوان پوششِ تجاوز امپریالیست آمریکا به کره به آنجا گسیل داشتند. این «نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد» بعد از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد هنوز برای «حفظ صلح» در سرزمین کره جنوبی حضور دارند و خاک این کشور را ترک نمی کنند. آنها کنگر خورده و لنگر انداخته اند.

      تقسیم کره به شمال و جنوب ادامه همان سیاست تجاوزکارانه آمریکا بود که آنرا در ویتنام و هندوچین و در آلمان بکار بست تا از منطقه نفوذ خود حراست کند.

      بعد از جنگ و هنوز قبل از فروپاشی شوروی در سال 1991 دو کره به عضویت سازمان ملل متحد پذیرفته شدند و این گام کوچک باید به صلح پایدار در منطقه شرق آسیا بدل می شد. ولی چنین نشد. زیرا منطبق بر خواست امپریالیست آمریکا نبود. تحریکات آمریکا که باید منطقا خاک کره را بعد از پیروزی در جنگ سرد ترک می کرد و به عنوان نیروی «حفظ صلح» سازمان ملل به ماموریت اش پایان می داد، هنوز بی برو برگرد ادامه دارد.

      در اینجا موضعگیری روشنگرانه ستاد فرماندهی نیروهای نظامی کره شمالی مبنی بر این که کره شمالی پیمان آتش بس منعقد در 27 ژوئیه 1953 را، در تاریخ 11 ماه مارس 2013 بی اعتبار می داند، قابل ذکر است.

      کره شمالی دلایل کناره گیری از این قرار داد را نقض یکجانبه آن قرار داد توسط مانورهای نظامی بی وقفه امپریالیست آمریکا و کره جنوبی در نزدیکی مرزهای کره شمالی می داند که امنیت کره شمالی را با ایجاد آمادگی مداوم در ارتش کره جنوبی برای تجاوز به کره شمالی تحت حمایت امپریالیست آمریکا و ژاپن به خطر می اندازد. در این مانورهای نظامی، پیگیرانه سیاست نظامی اشغال کره شمالی تمرین می شود و بشدت تحریک آمیز و جنگ افروزانه است. مانور آخری که به واکنش دولت کره شمالی منجر شده است تحت نام «فول ایگل» (Foal Eagle) از اول ماه مارس 2013 تا 30 آوریل 2013 به مدت یک ماه در نزدیکی مرزهای دریائی و زمینی کره شمالی در جریان است. این مانور هر ساله تکرار می شود و در زمره بزرگترین مانورهای نظامی جهان است. این تحریکات در عین اینکه نظر به کره شمالی دارد، ولی در خفا مسئله تجاوز به روسیه و چین را نیز مد نظر قرار می دهد و این امری نیست که روسیه و چین با ساده لوحی به آن بنگرند.

      کره شمالی مانور اخیر آمریکا را مانوری با کیفیت بشدت تجاوزکارانه ارزیابی می کند و در بیانیه مستند خود نشان می دهد که امپریالیست آمریکا دولت کره جنوبی را بی وقفه در وضعیت مانور جنگی نگاه می دارد که می تواند هر لحظه عملا به «وضعیت جدی» تغییر کند. ببینید که چقدر مضحک است وقتی که سربازان آمریکائی که به عنوان سربازان «حافظ صلح» از طرف شورای امنیت سازمان ملل به کره رفته اند، برگذار کننده مانورهای نظامی بر ضد حاکمیت ملی و تمامیت ارضی یک کشور مستقل عضو سازمان ملل متحد باشند. از کی تا بحال سربازان «حافظ صلح سازمان ملل» حق دارند، خودشان یک پای دعوا شده و لباس جنگی بپوشند و تدارک جنگ ببینند؟ اقدامات تحریک آمیز امپریالیست آمریکا خطر تجاوز و جنگ را تشدید می کند و عملا به اعلان جنگی پنهان چه از نظر اقتصادی، تبلیغاتی و نظامی علیه حق حاکمیت و تمامیت ارضی کره شمالی دست زده است. کره شمالی بی وقفه خطر تجاوز و تحریک و تهدید را بر روی گوشت و پوست خود حس می کند. و این در حالی است که سالهاست که ضرورت تبدیل آتش بس میان دو کشور عضو سازمان ملل متحد به صلح به چشم می خورد.

      دولت کره شمالی با امپریالیست آمریکا که برای تقسیم کره به منطقه نفوذ خود از انداختن بمبهای میکروبی و شیمیائی در جنگ کره دریغ نکرده است از سال 1953 در وضعیت نه جنگ و نه صلح بسر می برد. امپریالیست آمریکا برای توجیه حضورش در منطقه و نظارت بر شرق چین و روسیه و کنترل ژاپن به این استخوان لای زخم نیاز دارد. کارخانجات اسلحه سازی آمریکا باید کار کنند و ماشین جنگی نظامی وی باید فعال باشد و از منافع وی در سراسر جهان با زور سرنیزه دفاع کند.

      کره شمالی می خواهد به این وضعیت خاتمه دهد و قرارداد آتش بس را به قرار داد صلح دائم بدل کند تا پای توجیهات سکونت دائمی امپریالیستها در منطقه از بین برود و در ادامه آن خواهان آن شود که امپریالیست آمریکا باید خاک کره جنوبی را به عنوان یک نیروی اشغالگر ترک کند.

      بر اساس پیمان آتش بس در 1953 باید در عرض سه ماه یک کنفرانس جهانی صلح فرا خوانده می شد. وظیفه این کنفرانس صلح، تصویب توافقنامه ای برای خروج همه نیروهای خارجی از خاک کره بود. آمریکائی ها در ماه ژوئن 1954 این کنفرانس را به شکست کشاندند و از آن تاریخ حاضر نیستند به وضعیت جنگی خاتمه دهند. آتش بس تنها وقفه در روند یک جنگ است که می تواند دوباره از سر گرفته شود. به آتش بس هرگز نمی توان اعتماد کرد. نمی شود کشور را در حالت جنگی نگهداشت که به مصلحت مردم کره و مردم جهان نیست. نمی شود کشور را محاصره اقتصادی کرد و به مردم آن گرسنگی داد، حسابهای بانکی اش را مسدود کرد تا توانائی خرید کالا برای تامین نیازمندیهای کشورش نداشته باشد و از آنها خواست که قلدری امپریالیست آمریکا را بپذیرند و به آن تمکین کنند.

      در حالی که پارتیزانهای چینی داوطلب در کره حضور ندارند، ولی آمریکائی ها عملا با 28 هزار سرباز رسمی خود که نام سربازان «حافظ صلح سازمان ملل» را برخود گذارده اند، خاک کره جنوبی را اشغال کرده و حاضر نیستند به تعهدات جهانی خود عمل کنند. آنها حاضر نیستند حتی به قرار داد آتش بس و شرایطی که بر آن مترتب است، تمکین نمایند. سیاست کنونی آمریکا، حفظ وضع موجود است، تا توجیهی برای حضور نظامی امپریالیست آمریکا در این منطقه باشد. آنها مرتب به تحریک و تخریب مشغولند تا صلحی در منطقه نتواند صورت بپذیرد و رسانه های تبلیغاتی امپریالیستی خلاف واقعیات و دروغ را تبلیغ می کنند.

      امپریالیست آمریکا با سیاست راهبردی اعلام شده توسط اوباما در استرالیا قصد دارد منطقه دریای آرام را در کنترل کامل خود داشته باشد و کره شمالی را نابود کند. آنها مدتهاست که به کره شمالی اعلان جنگ داده اند و با موذیگری و بتدریج سعی در تحقق این سیاست دارند. کره شمالی حق دارد که از حق تمامیت ارضی و حاکمیت ملی خود به دفاع برخیزد.

      امپریالیست آمریکا مخالفت رسمی خود را با تحقق حقوق مسلم مردم کره در استفاده از انرژی هسته ای چه به صورت مسالمت آمیز و چه به صورت غیر مسالمت آمیز(توجه شود که کره شمالی کوچکترین تعهدی نسبت به پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای مانند هندوستان و پاکستان و اسرائیل ندارد- توفان) اعلام داشته است. دولت کره که برای بقاء خود، منبع انرژی دیگری ندارد، حاضر شده بود با شرط دریافت انرژی فسیلی از خارج، از غنی سازی اورانیوم و ساختن نیروگاههای اتمی منصرف شود. این برنامه بنام «توقف برنامه های هسته ای در برابر دریافت کمک اقتصادی و نفت از ایالات متحده آمریکا» برای مدتی تعلیق شد. ولی آمریکائیها حاضر نشدند به تعهدات خود عمل کنند و از تحویل نفت و کمکهای اقتصادی نه تنها سر باز زدند، بلکه با محاصره اقتصادی و تحریم نظام بانکی کره شمالی گام جدیدی در عرصه زورگوئی برداشتند تا گرسنگی را در کره شمالی حاکم کنند. به علت این نقض تعهدات بود که کره شمالی جاسوسان آژانس جهانی انرژی هسته ای را از کره شمالی اخراج کرد، از پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای که گویا فقط باید در مورد ممالک ضعیف اجراء شود، خارج شد و نه تنها انرژی هسته ای را در خدمت استفاده مسالمت آمیز، بلکه برای استفاده قهرآمیز در مقابل تحریکات آمریکا نیز بکار گرفت.

      در مهر ماه سال 1384 نشستی در پکن برای حل این مشکل برگذار شده بود. در پی مذاکرات بین شش کشور که شامل آمریکا، چین، ژاپن، کره جنوبی، کره شمالی و روسیه بود بیانیه منتشر شد که در آن می آمد: «دولت کره شمالی موافقت کرده تمامی فعالیتهای هسته ای خود را در برابر دریافت نفت و برق از خارج متوقف کند. مجددا به پیمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای(ان پی تی) باز گردد و تلاش برای تولید بمب اتمی را کنار بگذارد.

      علاوه بر دریافت نفت و برق از خارج دولت کره شمالی از آمریکا تضمین گرفته است که هدف عملیات نظامی ایالات متحده قرار نخواهد گرفت.

      آمریکا و کره شمالی همچنین اعلام داشته اند که به حق حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام می گذارند.»(تکیه از توفان).

      این کلامات زیبا فقط بر صفحه کاغذ باقی ماند. ایالات متحده آمریکا هرگز به تعهدات خویش عمل نکرد، زیرا طالب استقرار صلح در منطقه نیست. وی که به دولت کره شمالی تضمین داده است که وی را آماج حملات نظامی خویش قرار ندهد، به سند سازی در مورد غرق یک ناوگان کره جنوبی بدست کره شمالی دست زد و در مانورهای جنگی و تجاوزگرانه ضد کره شمالی شرکت وسیع و فعال کرد. این دوروئی و ریاکاری نمی توانست از دید دولت کره شمالی پنهان بماند. ادعاهای بی پشتوانه نمی توانند ملاک تعیین سیاست باشند.

      دولت آمریکا به آزمایشات هسته ای زیرزمینی کره شمالی ایراد می گیرد و آنرا خطری برای صلح جهانی جار می زند، در حالیکه خود آمریکا در تاریخ 09/12/2012 در صحرای نوادا به یک آزمایش هسته ای زیز زمینی که صدها بار پیشرفته تر از آزمایش هسته ای کره شمالی است، دست زده است و شورای امنیت سازمان ملل آمریکا را برای این اقدامش محکوم نکرده است. شورای امنیت، کره شمالی را برای آزمایش پرتاب ماهواره فضائی اش محکوم کرده است و آنرا خطری برای صلح جهانی اعلام می کند، ولی همین شورای امنیت که مسئول امنیت ولی زیر نفوذ و سلطه امریکاست، حاضر نشده است آزمایش موشکهای قاره پیمای اسرائیل در 4 نوامبر 2011 را که دارای بُرد 10 هزار کیلومتری است و قادر به حمل کلاهک هسته ای و غیر هسته ای است و آنرا بنام «یریشو» نامگذاری کرده اند، محکوم کند. کره شمالی خطرناک تر است یا کشور نژادپرست و اشغالگر و صهیونیستی اسرائیل که دارای 300 بمب اتمی است و 3 میلیون فلسطینی را آواره کرده و کشورشان را اشغال نموده است؟

      تحریکات امپریالیستها و نوکرانشان علیه کشور کره شمالی، که کشوری مستقل و دارای حق حاکمیت ملی است ادامه دارد. رسانه های امپریالیستی تکرار می کنند که دولت «جنگ طلب» کره شمالی قرار داد آتش بس با کره جنوبی و آمریکا را بدور انداخته است و به آزمایشات زیرزمینی هسته ای ادامه می دهد و موشکهای قاره پیما می سازد که صلح جهانی را به خطر می اندازند. ولی صلح جهانی توسط کره شمالی و ایران و سوریه و ونزوئلا به خطر نمی افتد. صلح جهانی توسط امپریالیستها و فعلا توسط امپریالیستها که در راسشان امپریالیست آمریکا نشسته است به خطر می افتد. خطر جنگ از بمبهای اتمی موهومی ایران نیست از بمبهای واقعی اسرائیل است. کره شمالی که حاضر است برای بقاء صلح و حفظ آن با آمریکا قرار داد صلح امضاء کند، صلح جهانی را با دو تا آزمایش اتمی زیر زمینی به خطر نمی اندازد، این امپریالیست آمریکاست که با آزمایشات اتمی رو زمینی و زیر زمینی و بمب نیترونی، صوتی، میکربی، شیمیائی و… صلح جهانی را به خطر می اندازد و موجب نابسامانی و فقر و مذلت و بهره کشی و غارت مردم در جهان است. در این عرصه رسانه های تبلیغاتی امپریالیستی برای واژگونه جلوه دادن حقایق سخت کوشا هستند. شما اگر به جستجوگر گوگل مراجعه کنید متوجه می شوید که گویا فقط یک کشور در جهان وجود دارد که آزمایشات اتمی زیر زمینی می کند و این کشور نامش کره شمالی است. از آزمایشات زیر زمینی آمریکائی ها سخنی هم در میان نیست. عرصه شبکه مجازی به منبعی برای پخش اکاذیب و جعل خبر و گمراهی بدل می شود. جهان ظالمانه ای را که بر زور و دروغ و ریا استوار است تنها می توان با زور عادلانه و انسانی کرد.

      بر گرفته ازتوفان شماره 157 فروردین ماه 1392، آپریل سال 2013، ارگان مرکزی حزب کارایران.
      صفحه حزب کار ایران (توفان) در شبکه جهانی اینترنت. http://www.toufan.org

      دوست داشتن

  2. سپیده نوشت که این فیلم دارای حقایقی است که هرگز نباید فراموش شود.
    ضمن اینکه باید آنرا برجسته کرد،‌ باید در کنارش گفت:
    از اینکه جنایات هیئت حاکمه ام.آمریکا که منتخب حد اقل ۲۵٪ آمریکایی ها میباشند با دست ارتشیان و مردمان پشت جبهه ای اش در کرده شمالی انجام داده اند، چنین خرابی هایی که بدتراز هیروشیما و ناکازاکی بنظر می آید(عکس های مندرج در مقاله)، خیلی طبیعی بوده و میتوان براحتی آنرا تصور کرد که اغراق نبوده و یا فتو مونتاژ نبوده و واقعیت دارد.
    ولی چیزی که تعجب انگیز است:
    آری از پانصد هزار نفر فقط پنجاه هزار نفر باقی مانده باشند!!!
    چگونه این مردمان قادر گردیده اند در این مدت کوتاه چنین راهی چند صد ساله را بپیمایند و نتنها کشور را نوسازی کنند، بلکه با تکنیک خود کشور افول کننده ابرقدرت برتر غرب «ام. آمریکا» و ابواب جمعی اش را در میدان مبارزه روسیاه نماید.
    تکنیک در کره جنوبی هم همچون سامسونگ و هوندایی… مورد تایید همه هستند، که جنگی را پشت سر نگذاشته و نابودی و خرابی این چنینی را نداشته است ولی کیست که نداند لیسنس این تکنیک ها متعلق بکدامین کشور است و تصمییم ساخت و تعداد فروش آن در بازار در دست چه کشوری قرار دارد.
    من چندی بود (از زمان جنگ ویتنام و دکترین جان اف کندی) که فجایع فرانسوی آمریکایی را در هندوچین پدیده‌ای مربوط بقرن بیستم دانسته و تاریخ بشریت که همراه با انسان کشی هایی همانند بربرها مغول ها، تاتارها و ارتش تازی عُمَری… همراه بوده مقایسه کرده و فکر میکردم نوع آمریکایی آن یک نوعی مخصوص از سنگدلی میدانستم.
    با خواندن این مقاله و کتاب های خانم «پترا ویلید» در باره نسل کشی فرانسه و انگلیس و سپس آمریکا در فلسطین که در مجله محترم هفته هم بیاری رفیق پیام پرتوی، خانم ن.ک. چاپ گردید، تفکر در باره آنها معتقد گردیده ام که باید مقام اول را بکره شمالی اختصاص داد. و در مورد مردم آمریکا هم همیشه فکر میکردم که اینان فرزندان لومپن پرولتاریا و بیکاره ها و هرزه گرد های چشم سبز و مو بُلنُد های اروپایی میباشند(نوع جان وین) که چند صد خلق در قاره آمریکا را کاملاً نابود و نسل کشی کرده‌اند هستند که قادر بدین جنایات کشور بران دازی هستند. ولی با کمی تأمل در باره آلمان و کشتاری میلیونی که در نامیبیا کرد و سپس دو جنگ جهانی بدین نتیجه میرسم که این نظام سرمایداری در مرحله گندیدگی آنست که چنین بوده و دارای ابعادی نجومی میباشد آنهم بدلایل اقتصادی که لنین آن‌ها را برشمرده است.
    لنین علل وجود امپریالیسم را کلنیالیسم میداند و قوانین آنرا بر شمرده است که تا کنون هیچ دانشمندی چه انقلابی و چه ضد انقلابی قادر به رد کردن آن موفق نگردیده است و بعبارتی ساده تر میتوان گفت: «امپریالیسم کلنیالیسم قرن بیستم و بیست ویکم میباشد که هرچندسال مجبور به تقسیم مجدد جهان است»
    پس باید با تمام قوا در مبارزه با سرمایداری کوشش کرد.
    آهنکار
    ۶اردیبهشت۹۶

    دوست داشتن

  3. این مقاله شامل حقایقی است که نباید فراموش شود. من خواندن آنرا بهمه رفقا توصیه مینمایم.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: