All posts tagged: هگل

انقلاب فرانسه، فلاکت آلمان

نویسنده: ربکا کامِي  مترجم: مراد فرهادپور  منتشر شده در تز یازدهم تز يازدهم: مقاله‌ي زير مقدمه‌ي کتاب «جشن ماتم: هگل و انقلاب فرانسه» (Mourning Sickness: Hegel and the French Revolution) نوشته متفکر نامي کانادايي ربکا کامِي است. کامِي در اين کتاب انقلاب فرانسه را در پرتو ايدئاليسم آلماني و آن‌هم در متن سنت‌هاي نظري و فلسفي معاصر، بالاخص روانکاوي فرويدي، قرائت مي‌کند. او نشان مي‌دهد که هگل در کتاب «پديدارشناسي روح» علاوه بر بازخواني وقايع انقلاب، وارد درگيري درون‌ماندگاري با آرا  فيشته و شلينگ و به‌ويژه کانت درباره‌ي انقلاب مي‌شود. براي فلاسفه‌ي آلماني بجز نفس انقلاب تأثير آن بر آلمان نيز  بسيار حائز اهميت بوده و دقيقاً از همين زاويه‌ است که هگل انقلاب آلماني را امري مي‌داند که پيشاپيش در نهضت اصلاح ديني رخ داده است. از اين‌رو، دغدغه‌ي فلاسفه‌ي ايدئاليست آلمان، تصفيه و پالايش انرژي انقلاب است آن‌هم با تکيه بر اصلاح ديني و خود سنت ايدئاليسم به‌مثابه‌ي انقلابي در عالم تفکر .  اين کتاب توسط مراد فرهادپور به فارسي ترجمه شده و اميد است به زودي چاپ و منتشر شود.   تنها دورترينِ بازماندگان …

درباره‌ی«نقد فلسفه‌ی حق هگلِ» مارکس

کمال خسروی منتشر شده در نقد اقتصاد سیاسی اشاره به ابتکار تنی چند از دوستان، درس‌گفتارهایی که سا‌ل‌ها پیش در جریان دوره‌هایی از کار نظری و آموزشی ایراد شده بودند، به‌صورت نوشتار درآمدند، تا از این‌طریق آسان‌تر در اختیار طیف احتمالا گسترده‌تری از علاقه‌مندان قرار گیرند. امید من این است که محتوا و سطح این گفتارها، شایسته‌ی تلاش صمیمانه‌ی این دوستان و هدفی که پیش رو داشته‌اند، باشد. تنها دو نکته را اضافه می‌كنم: ـ زبان این نوشتارها کماکان زبانی شفاهی است. ـ سطح و انسجام محتوایی آن‌ها وابسته و محدود است به هدف ویژه‌ی آنها و برنامه‌ی کار نظری و آموزشی‌ای که در چارچوب آن صورت گرفته‌اند. با قدردانی فروتنانه از دوستانی که مبتکر این کار بوده‌اند و زحمتش را به عهده گرفته‌اند: از جمله مسعود و محمود. از حسن مرتضوی نیز، بخاطر تلاشش در هرچه نزدیک‌ترکردن زبان شفاهی متن به زبانی نوشتاری و اشاراتش به نکاتی مبهم در برخی عبارات، که باید روشن یا روشن‌تر می‌شدند. کمال خسروی. مردادماه 1394 متن گفتار من نقد مارکس را زیر سه عنوان یا حول سه محور بررسی …

از نبوغ هگل چه به ایران رسید ؟

نصرت شاد اغلب اشاره میشود که فلسفه هگل(1831- 1770) جمعبندی و آینه تمام عیار کل تاریخ فلسفه در غرب است . هدف او از آغاز ساختن یک سیستم فلسفی بود . این سیستم فلسفی او را بعدها ایده آلیسم مطلق یا ایده آلیسم عینی نامیدند . ایده آلیسم مطلق هگل نقطه اوج ایده آلیسم آلمانی است . هرتسن ؛ انقلابی روس گفته بود که فلسفه هگل الفبا و ریاضیات انقلاب است . هگل هیچگونه اتوپی را تبلیغ و مطرح نکرد چون امکان عملی شدن هر فلسفه ای را که ورای واقعیات زمان خود باشد غیر قابل تصور میدانست . او از سه نوع دولت نام میبرد – دولت مستبد شرقی آسیایی ، دولت رومی–یونانی ؛ که فقط اشراف و برده داران در آن آزادند ، و دولت مسیحی–اروپایی ؛ که تمام مردم در آن صاحب رای هستند . هگل دوره دمکراسی غربی را مدیون مسیحیت میدانست که انسان را بعنوان موجودی آزاد قبول دارد . دیالکتیک و سیستم هگلی جایی مورد استفاده قرار میگیرد که بحث روی کسب قدرت سیاسی باشد و نه روی کشف …

هگل و پدیدار شناسی روح

منتشر شده در انسان شناسی و فرهنگ استرن، رابرت،1393، هگل و پدیدارشناسی روح، ترجمه ی اردبیلی محمدمهدی، سیدی سیدجواد، تهران: ققنوس، چاپ اول، 368 صفحه یادداشت نویسنده برای ترجمۀ فارسی این کتاب ترجمه‌ای جدید از شرحی بر پدیدارشناسی روح هگل است. پدیدارشناسی، صرف نظر از اینکه یکی از شاهکارهای فلسفه‌ی غرب است، متنی بسیار دشوارفهم نیز به شمار می‌رود، و شرح من در صدد است تا از دشواری آن بکاهد. هدف اصلی هگل در این متن عمل کردن از طریق حوزه‌های فلسفی متعدد در متافیزیک، معرفت‌شناسی، علم، اخلاقیات، اندیشه‌ی اجتماعی و دین، و نشان دادن این که تمام این حوزه‌ها به طرف مختلف نابسنده‌اند و در نتیجه، مهیا کردن ما برای درک برداشت خود هگل از این موضوعات است که وی در دایره‌المعارف علوم فلسفی آن را طرح می‌کند. این شیوه، همچنین بخش مهمی از روش خود هگل است که این حوزه‌های فلسفی، به نحوی برای خود، نابسندگی خود را مشاهده کنند، چرا که تنها در آن زمان است که وی دیگر به انتقاد از آنها نخواهد پرداخت. نتیجه‌ی کتاب هگل، بازاندیشی مسحورکننده‌ی موضوعات فلسفی …

خدا و بنده! – نویسنده: یاسر ریکی

نویسنده: یاسر ریکی (yaser riki) کارشناس ارشد جامعه شناسی   برای پی‌بردن به منشأ اندیشه‌ها بدون توسل به پیش‌فرض‌های انتزاعی، باید به خاست‌گاه اجتماعی اندیشه پی ببریم. این روش ما را در برابر اندیشه‌های به ظاهر منطقی و بخردانه به سلاحی مجهز می‌گرداند که حتی بنیان الهیتی یک اندیشه‌ی به ظاهر مادی و انسان‌گرا را نیز نشان می‌دهد. روشی که مارکس با آن هگل، سوسیالیسم اتوپیایی و اومانیسم را به نقد کشید. این سلاحی است که منتقد را به ابزاری مادی برای نقدی غیر الهیتی مجهز می‌گرداند. آن جنبه‌ای که سعی دارم با این ابزار به نقد آن بپردازم سعی در روشن نمودنِ منشأ افکاری دارد که برگرفته از ذهن از خودبیگانه و الهیاتیِ انسان ایرانی است. ذهنی که رابطه‌ی خدا و بنده را هر روز در زندگی‌اش در اشکال مختلف بازتولید می‌کند. روی سخن با کسانی که آشکارا این رابطه را نه تنها بازتولید می‌کنند بلکه از بیان آن نیز ابایی ندارند نیست. روی سخنم با آن کسانی است که به عنوان روشن‌فکر (اگر روشن‌فکر را برگرفته از روشن‌گری و کسی که عقلانی می‌اندیشد …

مروري بر مفاهيم جامعه مدني و هژموني

كاوه مظفري کارنوشت جامعه مدني به عنوان يک مفهوم عمدتاً نوين از قرن هفدهم تا نوزدهم پديد آمد. اين مفهوم مظهرِ تفکيک زندگي مدني و سياسي از يکديگر است، تفکيکي که در گذشته تقريباً ناشناخته بود. در يونان باستان و روم چنين مفهومي بدين وضوح وجود نداشته است، اگرچه زمينه هايي براي جدايي حقوق خصوصي از عمومي شکل گرفته بود. در واقع، نخستين نشانه هاي مفهوم جامعه مدني را در صورتبنديهاي هابز، لاک و روسو، نظريه پردازان اوليه روشنگري، مي يابيم. البته در آثار اين نظريه پردازان نيز تمايز جامعه مدني از جامعه سياسي بطور دقيق مشخص نبود. آنها بيشتر به تعريف مفهوم «وضع طبيعي» پرداختند و جامعه مدني (يا سياسي) را نقطه مقابل وضع طبيعي بشمار مي آوردند؛ جامعه اي قراردادي که ساختگي و مصنوعِ خرد جمعي بود. بعلاوه آنها با اشاره به «حقوق خصوصي» سعي داشتند حريمي دور از دسترس دولت ايجاد نمايند که حافظ حقوق طبيعي و اوليه انسانها باشد. در مجموع نظريه پردازان قرارداد اجتماعي بيشتر بر افتراقات جامعه مدني (و سياسي) از وضع طبيعي تاکيد داشتند، و کمتر به جدايي …

نگاهی به کتاب «فلسفه تاریخ»

نگاهی به کتاب «فلسفه تاریخ»   تفکر تاریخی تاریخ و پرسش‌های آن را نمی‌توان صرفا به روایت‌ها یا رویدادهای سپری‌شده تقلیل داد. تاریخ نقشی بنیادین در تفکر بشر دارد. تاریخ با مفاهیمی همچون عمل انسانی، تغییر، تاثیر شرایط مادی در امور انسانی و وقایع زندگی بشر در ارتباط است. همچنین تاریخ از طریق درک نیروها، انتخاب‌ها و شرایطی که انسان را به لحظه حال وصل می‌کند امکان شناخت زندگی او را فراهم می‌آورد. بنابراین جای تعجب نیست اگر فیلسوفان در بیان فلسفه خود به بررسی تاریخ و طبیعت دانش تاریخی توجه کرده و می‌کنند. چراکه تمام این فرآیند را می‌توان در «فلسفه تاریخ» دنبال کرد و آن را به‌سان امری چندوجهی دید. فلسفه تاریخ، شاخه‌ای از فلسفه است که با استفاده از روش‌ها و مفاهیم و تحلیل‌های فلسفی به بررسی وقایع گذشته و ماهیت اطلاعات تاریخی به‌دست‌رسیده از گذشته می‌پردازد. دلیل توجه فلاسفه به‌مفهوم تاریخ به‌دلیل نقش بنیادین آن در تفکر بشری است. تاریخ، توجه انسان را به تغییرات، نقش عوامل مادی در امور انسان‌ها و معانی‌ای که انسان‌ها به وقایع تاریخی داده‌اند، جلب کرده …

هگل و مارکس

هگل و مارکس* ژان هیپولیت برگردان: فرشاد نوروزی منتشر شده در فلسفه نو بندتو کروچه فیلسوف ایتالیایی در سال ۱۹۰۷ رساله ای تحت عنوان «در فلسفه هگل چه چیز زنده و چه چیز مرده است» نگاشت. به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده است که از تأثیر هگل (که جز فرانسه در سراسر اروپا شایان توجه بوده است) و آنچه ممکن است از میراث وی باقیمانده باشد برآوردی نهایی داشته باشیم. [حتی] تصور رنسانس هگلی برای کروچه ناممکن بود؛ او هرگز نمی توانست این را پیش بینی کند که با پارادوکسی شگفت انگیز، هگل با جریان اگزیستانسیالیستی ای هم بسته خواهد شد که پیشگامان آن منتقدان نظام وی بودند. کیرکگور و مارکس هر دو موضعی مقابل هگلیانیسم اتخاذ کردند. ایدئالیسم مطلق هگل پا فراتر از تاریخ گذاشت، تاریخ را به قضاوت نشست و تمامی فلسفه های پیش از خود را در نظامی به همان اندازه سترگ و عمیق در آمیخت. اما در این نظام فرد اندیشنده و فرد تاریخی ناپدید شدند. آنها لحظات ناپیدایی در تاریخ جاویدانی بودند که تحقق تدریجی مطلق را عینیت …

هگل و مواجهه ما با مدرنیته

شروین طاهری و فرشاد نوروزی مجله اطلاعات حکمت و معرفت و مجله فلسفه نو هگل و مواجهه ما با مدرنیته زمانی که سخن از نسبت «ما» با «هگل» به میان می‌آید، می‌توان از مشترکات و تبادلات متافیزیکی میان اندیشه «ما» و ایده‌آلیسم مطلق هگلی سخن گفت. اما اگر بیشتر بر سطح انضمامی-تاریخی بحث تاکید داشته باشیم، می‌توان با در نظر گرفتن هگل به عنوان نماد مدرنیته غربی، نسبت ما با هگل را از رهگذر مواجهه تاریخی ما با مدرنیته مورد واکاوی قرار داد. این مواجهه در چند مقطع و در سطوح مختلف قابل ترسیم و تحلیل است. *** مقدمه پرسش از نسبت میان «ما» و فیلسوفان، ناچار ما را مفروض می‌گیرد. شاید بتوان ادعا کرد که وقتی عباس میرزا اولین بار با «دیگری» مواجه شد، افق تاریخیِ این معنای جدید از «ما» گشوده شد. پیش از آن تنها حسین بهزاد بود که این افق را در نقاشی‌های «بعدنمایانه‌اش» حدس زده بود. اعزام ایرانیان به اروپا برای دریافتن و به چنگ گرفتن «گوهر دیگری»، دانش را به ارمغان آورد. هرچند لفظ دانش را باید با احتیاط تمام …