All posts tagged: مهدی گرایلو

درباره‌ی زرنگی‌ها – مهدی گرایلو

درباره‌ی زرنگی‌ها نویسنده: مهدی گرایلو ارزیابی محتمل خواننده‌ی این نوشته قاعدتاً این خواهد بود که آنچه در ادامه می‌خواند واکنشی شخصی به حمله‌ای شخصی است، چون سایت تدارک کمونیستی جواب داده است و باز هم مانند گفته‌های مختصر قبلی‌اش این جواب بیشتر شکل یک دعوای دونفره را دارد؛ من ناچارم این حق را به خواننده بدهم، چون دشوار بتوان محورهای اصلی‌تر آن جواب را از لایه‌های خودخواهانه‌ای که برای پاسداری از یک منیّتِ زخم‌خورده روی هم انباشته شده‌اند، منتزع کرد. البته تدارک گفت که «مغلق»‌ می‌گویم و «پُرلقلقه» می‌گویم و «دراز» می‌گویم و از این‌جور چیزها؛ این‌بار و برای آخرین‌بار ساده و بی‌«لقلقه» می‌گویم تا خواننده را کمتر دردسر باشد … برای دریافت مطلب لطفا کلیک کنید

برادرانِ بازگشته – مهدی گرایلو

برادرانِ بازگشته نویسنده: مهدی گرایلو   در دوره‌ی حضور در مسکو [در مقام سفیرِ پرو]، خونگرمیِ فوق‌العاده‌ی مردمان روس را کشف کردم. همان‌گونه که هرجا خدمت کرده‌ام، صداقت و آزادگی را در سمتِ زیبایی‌شناختیِ زندگی جستجو کرده‌ام و به این کشف رسیده‌ام که پیوندهای ظریف هنری تنها زیر ظاهر خاکستریِ سازگاری وجود دارند. کار بسیاری از هنرمندان که نمایش آنها ممنوع شده بود، هیجان‌انگیز بود. من بسیاری از این نقاشی‌های «ممنوع» را خریدم. بعدها در نیویورک، یکی از آنها را که پساامپرسیونیستی بود، از دیوار [اقامتگاهم در سازمان ملل] آویختم. در این تابلو، گل‌های تازه که نماد حقیقت بودند، کنارِ نشانِ عبوسِ سازمان جوانان، کومسومول، و نسخه‌ای از پراودا قرار گرفته بودند و من آن را در جایی کنار کتابخانه‌ی محل اقامتم نصب کرده بودم، به‌نحوی که در معرض دید باشد … یک‌بار آندره گرومیکو برای ملاقات به اقامتگاه من آمد … خیلی مراقب بودم که وزیر خارجه [شوروی] را به اتاقی دیگر هدایت کنم و او را از آن منظره‌ی ناخوشایند برای او، دور نگه دارم …                                  خاویِر پِرِز دِکوئیار اعرابِ قدیم نام …

گزارش دومین پاکسازی – مهدی گرایلو

گزارش دومین پاکسازی نویسنده: مهدی گرایلو چهارگاه (زابل، حصار، مخالف): دانشِ همیشهْ مطلق هری کونزرو پس از شنیدن خبر اهدای نوبل ادبیات به باب دیلن، نوشت: «از وقتی که به اُباما به‌خاطر «جرج‌بوش‌نبودن» نوبل صلح دادند، این مسخره‌ترین نوبل بوده است» کمی پیش از آغاز رسمی ثبت‌نام داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری بود که زمزمه‌های حضور بقایی به‌گوش اپوزیسیون راست هم رسید؛ آنگاه در شرایطی که هیچ‌کس فکرِ گام بعدی داستان را نمی‌کرد، عباس عبدی در مصاحبه‌ای حضور او در انتخابات را بی‌معنا ارزیابی کرد؛ او پیشاپیش قولِ ردصلاحیت بقایی را داد و کنایه‌ای هم بارِ هواداران این جریان کرد که اگر محترمانه توصیه می‌شود که در انتخابات شرکت نکنند، گذشته از سنجش‌های درون‌حاکمیتی، این مهم نیز لحاظ شده است که یک‌وقت با اتفاق ناخوشایندی مثل ردصلاحیت، جلوه‌ی قضیه برای کسی، و البته برای کل مجموعه، بد نشود؛ فرضیه‌ای که روی این لایه از ژورنالیسم ایرانی برای اثبات خود نزد جامعه‌ی لیبرال‌ها بی‌تابانه این‌پا و آن‌پا می‌کند این است که وقتی چنین در حق کسی آبروداری می‌شود و او درعوضْ آن را نادیده می‌گیرد و به کار …

شَریطه‌ی خاطیان – مهدی گرایلو

شَریطه‌ی خاطیان  نویسنده: مهدی گرایلو می‌گویند هر نوشته‌ای خوب است، مگر نوشته‌های مَلال‌آور. فکر می‌کنم قطعنامه‌ها را باید از نوع نوشته‌های مَلال‌آور دانست. (لنین. گزارش کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست روسیه به کنگره‌ی نهم) پس از تدفین: قطعنامه‌ی سوگواران همه‌چیز با تصمیم درباره‌ی خودکُشی آغاز می‎شود؛ یعنی آلبر کامو و اندیشیدن حول‌وحوشِ این قضیه: در دهه‌ی هشتادِ خورشیدی، یک صفحه‌ی سیاسی، مانند جوهرِ یگانه‌ی اسپینوزا، خودگسترانه از سمتِ چپ بسط یافت تا روندِ اندام‌افزاییِ آن پس از سال‌ها خمودگیِ نیروی زاینده‌ی زندگی، تولیدِ نقد سیاسی را از سر گیرد. سپس به‌شکلی غیرمنتظره، در سال 86 ــ یک‌سال‌ونیم پیش از سوتِ آغازِ فازِ اوباشیِ نئوکان‌های ایرانی ــ در فضای روانیِ یک‌جور خوش‌بینیِ کاذبِ همبسته با مفهومِ تولید، این صفحه بدون اطلاعِ قبلی بسته شد. برای دریافت و مطالعه مطلب لطفا اینجا را کلیک کنید(مقاله در فورم پی دی اف)

پِنِلُپِه در حسکه – مهدی گرایلو

مهدی گرایلو متن مطلب در فورم پی دی اف برای داونلوود  «قبل از خروجم از سوریه بود که … رقابت بین طرفداران و مخالفان گفتگو با ما، با پشتیبانی اسرائیل و ایالات متحده‌ی آمریکا به نفعِ جناحِ ناتو‌ـ‌گلادیویی، یعنی قشرِ طرفدارِ جنگ و نابودی، به پایان رسید. اندکی قبل از خروجم، سرویس اطلاعاتی اسرائیل از راهی غیرمستقیم به‌اصرار پیامِ لزومِ خروج من از سوریه را داد. خروج از آنجا را مناسب ندیدم؛ از ضربه‌ی بزرگی که به موقعیت‌مان در سوریه وارد می‌آمد نگران بودم. از نظر استراتژیک و ایدئولوژیک نیز این را صحیح نمی‌یافتم. جنگ در مسیر خویش پیش می‌رفت و تقدیر هرچه بود پیش می‌آمد. نگرشی تقدیرگرا در پیش نگرفته بودم، اما کنار گذاشتنِ یک خط مشیِ ایدئولوژیک، سیاسی و نظامیِ حدوداً سی‌ساله در یک آن و تغییر مسیر نیز نمی‌توانست یک موضع مخالفِ بامعنا در برابرِ تقدیر باشد. باید صادق می‌بودم؛ نمی‌توانستم رهایی خود را مبنا قرار دهم … سناریوی اِشغال عراق به شکل تنگاتنگی با تحویل دادن من در ارتباط است. اشغال را در اصل با عملیات علیه من آغاز کرده بودند. …

اروپایی – مهدی گرایلو

اروپایی مهدی گرایلو متن در فرمات پ د اف در فرانسه چون کسی نمی‌داند چگونه باید از قدرت استفاده کند، دولتْ آن را به مردم تفویض کرده است؛ به همین دلیل مناظرِ اجتماعیِ آنجا با یک سوررئالیسمِ روزمره در خاطره‌ی گردشگران ثبت می‌شوند: سی سال بعد، با تصویرِ بسته‌ای از چین و آژنگِ چهره‌ی عبوسِ یک مأمورِ گَرِ تاریخ که هنگامِ نطق سالانه‌اش درباره‌ی ترفیعِ عن‌قریبِ شأنِ جهانیِ میهن، یک تریلر بدون ملاحظه‌ی قوانین راهنمایی و رانندگی در پس‌زمینه رشد می‌کند و بوق‌زنان از روی جمعیت می‌گذرد، خاطرات ما آغاز می‌شود. برای آدم‌هایی که از اروپا خوششان نمی‌آید کار سختی نیست که این تصویر را به‌خاطرِ ناسازه‌های بونوئلی‌اش، روایتی از امری واقع‌شده ندانند: بودریار باور داشت که با پسامدرنیته تصویر یا وانموده (simulacrum) دیگر نه گواهِ یک امرِ واقع، بلکه هستیِ خودفرمانی است که جای واقعیت را به‌طور مطلق گرفته است، به‌گونه‌ای‌که از این پس با غیاب امرِ واقع مواجهیم: عکسی که از یک چیز می‌گیریم، بازنماینده‌ی خودِ آن چیز نیست، زیرا امکان تمایز آن چیز و وانمایی‌اش در آن عکس از میان رفته است: …

بامدادِ بیوَرَسْپْ – مهدی گرایلو

بامدادِ بیوَرَسْپْ نویسنده: مهدی گرایلو پیش‌درآمد: اَوِستا بدون زرتشت بهتر است کلی‌گویی کنیم: رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید بزرگ‌ترین خطای دولتش ورود به جنگ لیبی بدون اندیشیدن به آینده‌ی این کشور پس از برافتادنِ قذافی بود. من دیرزمانی گمان می‌کردم که ریشه‌ی چنین اشتباهاتی را باید در زمینه‌های سیاسیِ رویدادشان جستجو کرد؛ تا این‌که بخت یارِ من شد و همان روز فهمیدم که قضیه از بیخ‌وبُنْ فرهنگی است، البته اگر با من هم‌باور باشید که فرهنگ چیزِ مشکوکی است که وقتی از آن دَم می‌زنیم، با یاری‌خواست از همه‌ی ذخایر توان انسانیِ خود پیشاپیش متعهد شده‌ایم که یک بخش‌بندی را فراموش کنیم؛ جهانِ بافرهنگْ مجموعه‌ای از ظالمان و مظلومان است که در آن «حفظِ حرمتِ یکدیگر» آن‌قدرها فضیلت دارد که می‌توان در ازای آن به‌شکلی ازپیش‌تمهیدشده بی‌خِرَد بود. برای مطالعه بقیه مقاله لطفا اینجا را کلیک کنید (متن در فرم پی دی اف) دیگر مقالات مهدی گرایلو در مجله هفته شورِ تَعریبِ اَنیران – مهدی گرایلو بویِ دارویِ روباه‌گَزیدِگی — مهدی گرایلو پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع – مهدی گرایلو در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو

شورِ تَعریبِ اَنیران – مهدی گرایلو

شورِ تَعریبِ اَنیران نویسنده: مهدی گرایلو پیش‌درآمد: سوء‌تفاهم‌های امپریالیسم به نظر شما خطاهای ذاتی یک آزمایش باید از مرز چند درصد بگذرد تا از آن به‌بعد بتوانیم اصلِ نظریه‌ی مورد آزمایش را نامعتبر بدانیم؟ مثلاً شاید در خبرها شنیده باشید که هفتاد و پنج جنگجوی تازه‌نفسِ سوری که آمریکایی‌ها در ترکیه برای مبارزه با داعش آموزش‌شان داده بودند، در گذر از مرز برای ورود به سوریه به محاصره‌ی جبهه النصره درآمده و برای رهایی ناگزیر شده‌اند بخشی از جنگ‌افزارهای خود را تسلیمِ این گروه کنند. یا این‌یکی را به‌نقل از ژنرال لُید اُستِن، فرمانده‌ی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، که از پنجاه و چهار جنگجوی دیگر که تا آن روز به سوریه اعزام شده بودند، درنهایت ….. برای مطالعه بقیه مقاله لطفا اینجا را کلیک کنید (نسخه PDF مقاله)

بویِ دارویِ روباه‌گَزیدِگی — مهدی گرایلو

بویِ دارویِ روباه‌گَزیدِگی نویسنده: مهدی گرایلو دریافت نسخه پ دی اف همین مقاله از همین نویسنده برای مطالعه کلیک کنید:  در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع دوست نداشتم با این فاصله‌ی کوتاه از انتشار نوشته‌ی پیشین، آن‌هم با آن‌همه حجمی که داشت، دوباره چیزی بنویسم؛ روزنامه‌نگار نیستم و علاقه‌ای هم به هرروزنویسی ندارم؛ پس پوزش مرا بپذیرید و این را هم به‌حسابِ یک مقاله‌ی جدا نگذارید. اگر «پشت و روی پرده‌ی امتناع» کمی دیرتر منتشر می‌شد، شاید چندصفحه‌ی زیر هم همان‌جا گنجانده شده بود؛ خوش داشتید این اندک را پیوستِ دیرهنگامی بر آن بدانید که اخلاقاً از انتشارش گزیری نداشتم. * * * بگذارید با یک مثالِ کُمیک بحث را آغاز کنم: چندوقتِ پیش اشرف غنی، البته این‌بار نه با دشداشه و پیژامه‌ی افغانی، بلکه با کت و شلوار و کراواتی که زیاد به تصویرِ عادت‌شده‌ی او نمی‌آمد، به واشنگتن رفت؛ در حالی‌که چیزی نمانده بود بغضِ نمایشی‌اش بترکد، در مدحِ آنچه «شهامت و ارزش‌های والای انسانیِ» سربازانِ آمریکاییِ جان‌باخته در افغانستان می‌خواند مرثیه‌ها سرود، به بیوه‌ی یکی از …

پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع – مهدی گرایلو

  متن پی دی اف برای داونلود پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع نویسنده: مهدی گرایلو  از همین نویسنده: در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو می‌گویند «پرسش را با پرسش پاسخ دادن» طفره‌روی از مسئولیت در معنای تحت‌اللفظیِ آن است: مسئولیت‌گریزی یعنی پرهیز از قرار گرفتن در جایگاهِ کسی که از او سؤال می‌شود؛ گویا چاره‌ای جز این نیست که بارِ مسئولیتِ پاسخ به پرسشی را بر دوش کِشیم که اراده‌ی ما در رد و قبول آن سهمی ندارد. اما می‌شاید که تعدّیِ خودخواهانه‌ی آن پُرسنده‌ای که ما را به جایگاهِ یک مسئولیتِ ناخواسته فرومی‌کاهد را با قراردادنِ خودش در موقعیتی همانند، تلافی کنیم: پرسشِ او را با پرسشی دیگر پاسخ دهیم و به یادش بیَندازیم که سیمای معصومانه‌ی «کسی که نمی‌داند و فقط صادقانه می‌پرسد» برازنده‌ی او نیست؛ یک‌جور «بَدَل‌زدن» به گُستاخیِ خودسرانه‌ی خطاب‌گرِ اعظمِ آلتوسر که دستِ‌کم ما را به نشاط می‌آورد و دستِ‌بالا او را از کِسوتِ خطاب خلع می‌کند. پس از ثبتِ محاوراتِ سقراطی در شهرِ کنجکاوی که غایتِ هر پرسش‌اش پرسش‌انگیزی بود، غفلت از مسئولیتِ طرفِ پرسشگر را چه نیرویی به …