All posts tagged: منوچهر صالحی

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱۲)- منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱۲)   فدرالیسم در برزیل برزیل با بیش از ۲۱۰ میلیون جمعیت و ۸٫۵ میلیون کیلومتر مربع وسعت پنجمین کشور جهان و پس از ایالات متحده آمریکا دومین کشور پر جمعیت قاره آمریکا است. هم‌چنین زبان رسمی در این کشور پرتغالی  برزیلی است، زیرا طی ۵۰۰ سال گذشته این زبان چه در حوزه واژه‌سازی و چه در رابطه با دستور زبان در برزیل دگرگون‌ شده است. در کنار زبان پرتغالی که دارای سرشت ویژه خویش است، در برزیل به ۱۸۸ زبان دیگر سخن گفته می‌شود. در این میان بومیان برزیل به ۴ زبان سخن می‌گویند و هم‌چنین بخشی از مهاجران اروپائی و آسیائی هنوز به زبان‌های مادری خویش سخن می‌گویند. برای نمونه ۱٫۵ میلیون از آلمانی‌های مهاجر در کنار زبان پرتغالی، هنوز به زبان آلمانی نیز سخن می‌گویند. هم‌چنین نیم میلیون تن به زبان ایتالیائی و ۳۸۰ هزار تن نیز به زبان ژاپنی گپ می‌زنند. جمعیت برزیل در سال ۱۹۵۰ برابر با ۷۰ میلیون تن بود و امروز، یعنی طی ۷۰ سال به بیش از ۲۱۰ میلیون تن …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱۱) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱۱) فدرالیسم در اسپانیا اسپانیا کشوری است پادشاهی موروثی که دارای حکومتی دمکراتیک است. دولت اسپانیا بنا بر قانون اساسی به آزادی، عدالت، برابری و چندگرائی سیاسی[1] وفادار است. دیگر آن که قدرت دولتی بازتاب دهنده خواست، اراده و تصمیم دمکراتیک مردم اسپانیا است و هم‌چنین مردم (ملت) اسپانیا حاکمیت ملی را بازتاب می‌دهند. شکل حکومت در این کشور پادشاهی پارلمانتاریستی است. در اصل ۲ قانون اساسی تضمین شده است که از یک‌سو وحدت ملت اسپانیا تجزیه‌ناپذیر است و از سوی دیگر ملیت‌هائی که در اسپانیا می‌زیند، باید از حق خودگردانی منطقه‌ای برخوردار گردند. در اسپانیا نیز دولت از سه قوه قانون‌گذار، اجرائی و قضائی تشکیل شده است. پارلمان اسپانیا که از دو مجلس تشکیل گشته، قوه قانون‌گذار در این کشور است و آن را «دادگاه عمومی»[2] می‌نامند. این نام از دوران سده‌های میانه بازمانده است و در آن دوران رسته‌های حاکم دارای مجلس‌های خود بودند، یعنی کسانی که در رسته خود دارای شأن و مقامی بودند، می‌توانستند در این مجلس‌ها شرکت کنند. در بسیاری از موارد نیز …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱۰) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱۰) فدرالیسم در ایالات متحده آمریکا در روند مبارزات رهائی‌بخش ۱۳ ایالت مستقلی که در قاره آمریکا مستعمره بریتانیای کبیر بودند، در سال ۱۷۷۶ «اعلامیه استقلال دولت‌های متحده» نوشته شد. این اعلامیه دارای ۳ بخش است که در ارتباطی منطقی با هم قرار دارند. در بخش نخست، یعنی در پیش‌درآمدi آن می‌خوانیم: «ما این حقایق را که همه افراد بشر یک‌سان آفریده شده‌اند، که آفریدگارشان به آن‌ها حقوق تفکیک‌ناپذیر ویژه‌ای بخشیده است که عبارتند از حق زندگی، آزادی و جست‌ و جوی خوش‌بختی. که برای تضمین این حقوق، دولت‌هائی در میان مردم پدید آمده‌اند، که قدرت به حق خود را از رضایت حکومت شوندگان کسب می‌کنند، که هر گاه هر نوعی از حکومت این هدف‌ نهائی را تباه کند، حق خلق است که آن حکومت را دگرگون و سرنگون سازد و حکومت نوینی را جایگزین آن کند و آن را بر چنان اصولی بنیان نهد و قدرت و قهر آن را به گونه‌ای سامان دهد که به تشخیص خویش سبب تأمین امنیت و خوش‌بختی‌شان شود.» سپس در بخش …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۹) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۹) فدرالیسم در امارات متحده عربی در دوران پیشااسلام تمامی نواحی ساحلی خلیج فارس بخشی از امپراتوری‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی بودند. با پیروزی عرب‌ها بر ایران و جذب امپراتوری ایران در خلافت اسلامی، مناطق ساحلی جنوب خلیج فارس نیز بخشی از آن امپراتوری گشت. در این دوران چند بندر در سواحل جنوبی خلیج فارس ساخته شدند و بازرگانان هندی و چینی با کشتی‌های خود برای خرید مرواریدهائی که در این منطقه از دریا استخراج می‌شدند، در این بندرها لنگر می‌انداختند. مناطق جنوبی خلیج فارس با پیدایش امپراتوری عثمانی نخست مستعمره آن امپراتوری و پس از تحقق امپراتوری صفویه دگربار ضمیمه سرزمین ایران شدند. پرتقالیان توانستند در سال ۱۵۰۷، یعنی در دوران شاه اسماعیل صفوی جزیره هرمز را اشغال کنند و سپس به تدریج برخی دیگر از جزایر خلیج فارس و هم‌چنین بحرین را نیز مستعمره خود سازند. در سال ۱۶۲۲ میلادی، یعنی در دوران شاه عباس پرتغالی‌ها با کمک انگلیسی‌ها از خلیج فارس بیرون رانده شدند و تمامی سواحل این خلیج و هم‌چنین همه جزایر آن ضمیمه …

این بار هم کوه موش خواهد زائید – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی این بار هم کوه موش خواهد زائید  پیش از آن که «شورای مدیریت گذار» را مورد اندک بررسی قرار دهم، باید یادآور شوم که رژیم جمهوری اسلامی ایران بنا بر قانون اساسی خویش رژیمی استبدادی و خامنه‌ای به‌مثابه ولی فقیه از ولایت مطلقه برخوردار است و بنابراین کسی چون من که شش دهه برای تحقق حکومت مردم بر مردم، یعنی حکومت دمکراتیک و ایرانی مستقل مبارزه کرده است، نمی‌تواند هوادار رژیمی باشد که در ۴۰ سال گذشته در رابطه با تحقق امپراتوری شیعه در خاورمیانه روند رشد جامعه ایران را ناموزون و دست‌خوش خشونت و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده کرده است. اما مخالفت با رژیم جمهوری اسلامی نمی‌تواند سبب پشتیبانی از کارکردها و برنامه‌های آن دسته از گروه‌های سیاسی شود که به خاطر دست‌یابی به قدرت سیاسی حاضر به پذیرش بی کم و کاست منافع منطقه‌ای دولت‌های مخالف جمهوری اسلامی هستند. خانم‌ها و آقایانی که طی سال‌های گذشته در کنفرانس‌های استکهلم، پراگ، بروکسل و … شرکت داشتند، این بار در روزهای ۲۸ و ۲۹ سپتامبر در لندن گرد هم آمدند و موجودیت …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۸) – منوچهر صالحی

  منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۸)  فدرالیسم در استرالیا برای نخستین بار در سال ۱۷۷۰ انگلیسی‌ها جزیره یا قاره استرالیا را کشف کردند و این سرزمین پهناور را مستعمره بریتانیای کبیر نامیدند. از آن‌جا که چندی بعد ایالات متحده آمریکا با اعلان استقلال از بریتانیا جدا شد، دولت انگلیس از ۱۷۸۸ مُجرمان خود را با کشتی به استرالیا کوچاند و تا سال ۱۸۶۸، یعنی طی ۸۰ سال روی هم ۱۶۰ هزار مُجرم از انگلستان به استرالیا فرستاده شدند. با افزایش جمعیت انگلیسی زبان به تدریج چند مستعمره در این قاره به‌وجود آمدند که دارای حکومت‌های مستقل از هم بودند. با کشف معادن طلا در نزدیکی ملبورن، از سال ۱۸۵۱ بسیاری از مردم عادی نیز به خاطر دست یافتن به ثروت و زندگی بهتر از بریتانیا و ایرلند به استرالیا کوچیدند و به این ترتیب به تراکم جمعیت انگلیسی‌تبار این قاره افزوده شد. از آن پس به تدریج ۶ کلنی مستقل از هم به‌وجود آمدند که دارای حکومت‌های وابسته به امپراتوری بریتانیای کبیر بودند. از آن‌جا که به تدریج به تعداد مهاجران به …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۷) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۷) فدرالیسم در اتریش سیستم سیاسی جمهوری اتریش دارای بافتی فدرال و دمکراتیک و نیمه ریاست‌جمهورانهi است، یعنی سیستم سیاسی اتریش هم‌زمان تحت تأثیر پارلمان و رئیس‌جمهور برگزیده مردم قرار دارد و این دو کانون قدرت در تعیین حکومت نقشی متقابلانه دارند. به عبارت دیگر حکومت فقط هنگامی می‌تواند کار خود را آغاز کند که هم‌زمان از پشتیبانی پارلمان و ریاست جمهوری برخوردار باشد. هم‌چنین دمکراسی اتریش را می‌توان دمکراسی احزاب نامید، زیرا مردم در هنگام انتخابات نمایندگان احزاب را برمی‌گزینند و کرسی‌های پارلمان بنا بر تعداد آرای احزاب سرشکن می‌شود. چنین مناسباتی در آلمان فدرال نیز وجود دارد. در گذشته که تعداد احزاب اندک بود، برخی از احزاب می‌توانستند با به دست آوردن بیش از نیمی از کرسی‌های پارلمان به تنهائی حکومت کنند، اما این وضعیت در اتریش نیز دچار تحول شده و با افزایش تعداد احزاب در پارلمان در حال حاضر حکومت‌های ائتلافی از دو یا چند حزب می‌توانند تشکیل شوند. بنا بر قانون اساسی اتریش همه‌ی قدرت سیاسی و حقوق دولتی ناشی از خواست و …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۶) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۶)  فدرالیسم در آلمان (۲) پیش‌تر یادآور شدیم با تمامی تنوعی که در ساختارهای سیاسی دولت‌های فدرال موجود می‌توان یافت، در اساس فقط سه الگوی دولت فدرال وجود دارند که یکمی را فدرالیسم تعاونی، دومی را فدرالیسم رقابتی و سومی را فدرالیسم قومی می‌نامند که شالوده فدرالیسم قومی نیز در نهایت یکی از دو الگوی نخست خواهد بود. بنا بر ارزیابی بسیاری از پژوهش‌گران بافت دولت فدرال آلمان یکی از به‌ترین نمونه‌های فدرالیسم تعاونی است. هم‌چنین در بررسی‌های خود نشان دادیم تا ۱۹۱۹ دولت فدرال آلمان (حکومت مرکزی) وابسته به دولت‌های ایالتی بود، اما با پیدایش جمهوری وایمار این وضعیت به‌تدریج دگرگون گشت و تناسب قدرت به‌سود دولت فدرال تغییر کرد، آن‌هم به این دلیل که ظرفیت‌های دولت‌های ایالتی نه بر اساس معیارهای سیاسی، بلکه بر مبنای توانائی‌های واقعی آن‌ها برنامه‌ریزی شد. بر اساس این الگو دولت فدرال امکان تصویب بخش بزرگ‌تر قوانین برخوردار شد، اما دولت‌های ایالتی باید با وضع قوانین ایالتی زمینه را برای اجرای قوانین دولت فدرال در حوزه قدرت سیاسی خویش فراهم می‌آوردند. بنابراین …

در دام‌چاله‌ توهم خویش – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی در دام‌چاله‌ توهم خویش در برخی از سایت‌ها نوشتاری از دوست دوران کنفدراسیون خود آقای دکتر کاظم کردوانی با عنوان «دام‌چاله‌ی تبدیل شدن به زائده‌ی سیاست خارجی دولت‌های بیگانه»i را خواندم، نوشته‌ای که خوب و متین است و آشکار می‌سازد چگونه آدم‌هائی برای آن که خود را به‌ مثابه «اپوزیسیون» مطرح کنند، از یک‌سو با گرفتن کمک‌های مالی از دولت‌های مختلفی که مخالف جمهوری اسلامی هستند، می‌کوشند به «سازمان» و یا «شخصیت سیاسی» بدل شوند و از سوی دیگر کارشان شده است تبلیغ سیاست‌های ضد ایرانی دولت‌های ایالات متحده آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی و دیگر دشمنان منطقه‌ای ایران اسلامی. تا آن‌جا که می‌دانم حتی دولت‌ آلمان نیز با دادن کمک‌های مالی به این و آن فرد و گروه‌های ایرانی سایت‌هائی را برای ایرانیان راه‌اندازی کرده‌ است که به زبان آلمانی و ایرانی می‌کوشند به ما بیاموزند که چرا باید هوادار ارزش‌های غرب بود و از اسرائیل دفاع کرد. برای نمونه برخی از همین ایرانیان که به گونه‌ای وابسته به برخی احزاب آلمان هستند، در راستای سیاست‌های آن احزاب برای آن که نشان دهند …

چرا دوران شُعار «همه با هم» سپری شده است؟ – منوچهر صالحی

  منوچهر صالحی چرا دوران شُعار «همه با هم» سپری شده است؟ آقای مسعود نقره‌کار در نوشته‌ای با عنوان «همه با هم، راه گذار از حکومت اسلامی» کوشیده است به ما بفهماند که «شعار و گفتمان «همه با هم» برای براندازی حکومت اسلامی تاکتیکی است کارآ و اثربخش در پیوندی ارگانیک با استراتژی‌ای که رفاه، آزادی، همبستگی و عدالت برای مردم میهنمان به ارمغان خواهد آورد.» تقریبأ شبیه همین سخنان را خمینی نیز پیش از انقلاب در پاریس به مردم ایران وعده داده بود. او نیز مدعی بود که با پیروزی انقلاب و ایجاد جمهوری اسلامی استقلال، آزادی، همراه با رفاه و عدالت در ایران تحقق خواهد یافت و در شب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، یعنی شبی که حکومت بختیار درهم شکست و قدرت سیاسی توسط مردم فتح شد، خمینی حتی وعده «خانه، آب و برق رایگان» را نیز به مردم داد. به همین دلیل در آن روزها جبهه ملی پلاکارتی انتشار داد که با عکس خمینی و بر روی آن نوشته بودند «دیو چو بیرون رود، فرشته درآید.» دیگر آن که بدون بررسی آن دوران …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۳) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی کند و کاوی درباره فدرالیسم (۳) فدرالیسم سیاسی پژوهش‌گران فدرالیسم کوشیده‌اند برای این پدیده معنائی عرضه کنند که در آن همه لایه‌های سیاسی و اجتماعی بازتاب یافته باشند. در این معنی فدرالیسم فقط ساختار سیاسی یک دولت فدرال و ایالت‌های خودمختار آن را بازتاب نمی‌دهد و بلکه دربرگیرنده ساختارهای سیاسی فدرالیستی فراملیi، یعنی سازمان‌های منطقه‌ای و یا جهانی نیز می‌تواند ‌باشد. در این معنی می‌توان از اتحادیه اروپا نام برد که سازمانی منطقه‌ای است و اینک ۲۸ کشور اروپائی عضو آنند. به این ترتیب پاره‌های یک ساختار فدرالیستی فراملی می‌توانند هم‌زمان دارای ساختارهای سیاسی متضادی باشند. برای نمونه برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم‌چون آلمان اتریش، بلژیک و … دارای ساختار سیاسی فدرالیستی هستند، در حالی که در مابقی کشورهای عضو این اتحادیه ساختار سیاسی دولت واحدii سلطه دارد. هم‌چنین در حال حاضر در سازمان ملل متحد به‌مثابه سازمانی با ساختار فدرالیستی فراملی ۱۹۴ دولت عضوند که فقط ۲۵ کشور دارای ساختار سیاسی فدرالیستی هستند و مابقی دولت‌ها دارای ساختارهای سیاسی تمرکزگرایند، یعنی در درون این سازمان نیز پاره‌های آن دارای ساختارهای …

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۲) – منوچهر صالحی

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۲)  این روزها سخن درباره فدرالیسم در ایران از ژرفای گسترده‌ای برخوردار گشته است. از یک‌سو سازمان‌های سیاسی قوم‌گرا که بیش‌ترشان با کمک‌های مالی و لجستیکی دولت‌های منطقه‌ای ضد جمهوری اسلامی به‌وجود آمده‌اند، هم‌صدا می‌کوشند با طرح پروژه «قوم فارس» به مثابه «قوم ستمگر» در جهت تجزیه ایران گام بردارند و از سوی دیگر سخن سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران مبنی بر این که «شاید در حال حاضر مناسب نباشد، اما مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی اداره فدرالی است»i، سبب شده است تا برخی از مخالفان پروژه دولت فدرال به او بتازند و حتی سید جواد طباطبائی که در ایران استاد دانشگاه و نظریه‌پرداز «ایرانشهری» است، در نوشته‌ای به خاتمی تاخته و از او خواسته است تا نظرش را «محترمانه»ii پس بگیرد. آدمی که در غرب تحصیل کرده و باید با الفبای …. دریافت متن کامل از اینجا کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱) 

کند و کاوی درباره فدرالیسم (۱) – منوچهر صالحی

این روزها سخن درباره فدرالیسم در ایران از ژرفای گسترده‌ای برخوردار گشته است. از یک‌سو سازمان‌های سیاسی قوم‌گرا که بیش‌ترشان با کمک‌های مالی و لجستیکی دولت‌های منطقه‌ای ضد جمهوری اسلامی به‌وجود آمده‌اند، هم‌صدا می‌کوشند با طرح پروژه «قوم فارس» به مثابه «قوم ستمگر» در جهت تجزیه ایران گام بردارند و از سوی دیگر سخن سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین ایران مبنی بر این که «شاید در حال حاضر مناسب نباشد، اما مطلوب‌ترین شیوه حکومت مردمی اداره فدرالی است»i، سبب شده است تا برخی از مخالفان پروژه دولت فدرال به او بتازند و حتی سید جواد طباطبائی که در ایران استاد دانشگاه و نظریه‌پرداز «ایرانشهری» است، در نوشته‌ای به خاتمی تاخته و از او خواسته است تا نظرش را «محترمانه»ii پس بگیرد. آدمی که در غرب تحصیل کرده و باید با الفبای دمکراسی غربی آشنا باشد و بداند که آزادی گفتار و نوشتار بخشی از حقوق طبیعی مردم است، از رئیس‌جمهور پیشین ایران می‌خواهد نظرش را پس بگیرد، چرا؟ چون این کارشناس «ایرانشهری» اندیشه دولت فدرال را برای پایداری پروژه ایرانشهری خویش خطرناک پنداشته است. دوم …

درباره سوسیال دمکراسی (۷) – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی درباره سوسیال دمکراسی (۷) مصاحبه با رادیو پویا     پرسش هشتم: امروز شکل‌گیری یک جریان سوسیال دمکراتیک در حد حزبی فراگیر دغدغه بسیاری از کوشندگان سیاسی، فرهنگی و روشنفکران سیاسی و فرهنگی و فلسفی میهن‌مان است. برای شکل‌گیری چنین جریانی و تبدیل آن به یک حزب فراگیر و جنبش به نظر شما چه باید کرد؟ ایرانیانی که هوادار الگوی دولت رفاه سوسیال دمکراسی هستند که در اروپای سده ۲۰ تحقق یافت، باید در جهت تحقق سازمانی گام بردارند که در آن خواست‌ها و چشم‌انداز‌های جناح‌های مختلف جنبش سوسیال دمکراسی به برنامه سیاسی همگونی تبدیل شده باشد. به‌عبارت دیگر، تنها با متحد ساختن جناح‌های چپ، میانه و راستِ جنبشِ سوسیال دمکراسی می‌توان زمینه را برای تشکیل حزبیِ فراگیر هموار ساخت. وگرنه هر فراکسیونی خواهد کوشید سازمان سیاسی خود را به‌وجود آورد که چنین تلاشی منجر به تأسیس چند سازمان و یا حزب کوچک خواهد شد. این احزاب از یک‌سو باید ضد یک‌دیگر مبارزه کنند تا بتوانند به هواداران خود بباورانند که سوسیال دمکرات‌های ناب را فقط  می‌توان در صفوف این و یا آن …

 درباره سوسیال دمکراسی – منوچهر صالحی – بخش چهارم

    منوچهر صالحی درباره سوسیال دمکراسی (۴) مصاحبه با رادیو پویا پرسش چهارم: در اردوی مخالفان حکومت اسلامی طیف وسیعی در داخل و خارج کشور سوسیال دمکراسی را راه برون‌رفت از مشکلات و معضلات موجود در جامعه‌مان می‌دانند. از سوسیال دمکراسی نامی برده نمی‌شود، اما همان مفهوم و پدیده و نظرات و خواست‌های سوسیال دمکراتیک مٌد نظر است و آن‌چه به‌عنوان راه‌حل‌های نظری و عملی از سوی افراد و نیروهای ترقی‌خواه و دمکراسی‌طلب طرح می‌شوند، همان سوسیال دمکراسی است. شما در این رابطه چگونه می‌اندیشید؟ در سده ۲۰ میلادی کشورهای پیش‌رفته سرمایه‌داری برای تأمین عدالت و رفاه نسبی مردم خویش دو راه را برگزیدند. یک راه دولت رفاه بود که احزاب سوسیال دمکرات اروپا در جهت تحقق آن گام برداشتند. راه دیگر در ایالات متحده تجربه شد مبنی بر این که هر کسی مسئول رفاه خود است. اگر در آلمان هر کسی که شاغل است، باید بخشی از درآمد خود را به صندوق‌های بیمه بیماری، بیمه بازنشستگی و بیمه مراقبت بپردازد، در ایالات متحده آمریکا هر کسی می‌تواند به دل‌خواه خویش به‌چنین کاری دست …

وعده «رفراندوم» پس از اشغال ایران؟ – منوچهر صالحی

منوچهر صالحی وعده «رفراندوم» پس از اشغال ایران؟  انگیزه این نوشتار بررسی بیانیه‌ای است که یک ماه پیش توسط ۱۵ «فعال سیاسی» انتشار یافت. خانم‌ها و آقایانی که آن بیانیه را تدوین کردند، راه برون‌رفت از چنبره رژیم ولایت فقیه را برگزاری رفراندومی با نظارت سازمان ملل دانسته‌اند که باید «راه گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی به یک دمکراسی سکولار پارلمانی» را ممکن سازد. مردم سوئیس در رابطه با «رفراندوم» و یا «همه‌پرسی» بیش از هر کشور دیگری دارای تجربه‌اند. در همه‌پرسی‌های سوئیس مردم باید فقط به یک پرسش آری و نه بگویند و هیچ گاه نباید بین دو و یا چند پرسش یکی را برگزینند. در این کشور هرگاه ۱۰۰ هزار تن دادخواستی را امضاء کنند، دولت موظف به برگزاری همه‌پرسی در رابطه با پرسشی خواهد بود که در آن دادخواست مطرح شده است. در هفته گذشته نیز مردم سوئیس باید در رابطه با تأمین مخارج تلویزیون‌های دولتی از طریق دریافت حق اشتراک از مردم  آری و نه می‌گفتند و اکثریت شرکت‌کنندگان در رای ‌گیری به قانون موجود آری گفتند که بر اساس آن …