All posts tagged: مصاحبه

مصا حبه با يكي از اعضا سنديكاي كارگران فلز كار مكانيك جایگاه سندیکالیسم در ایران چیست؟

مصا حبه با يكي از اعضا سنديكاي كارگران فلز كار مكانيك       جایگاه سندیکالیسم در ایران چیست؟ آیا شما سندیکای کارگران فلزکار و مکانیک را می‌شناسید؟ پیشینه سندیکای کارگران فلزکار مکانیک به چه زمانی برمی گردد؟ و متشکل از چه کارگرانی است؟ سندیکای کارگران فلزکار و مکانیک تاسیس ١٣٣٩ با شماره ثبت ٣۴ در وزرات کار. بازگشایی ١٣٨۴. نشریه‌ی پیام سندیکا مربوط به آن‌هاست.سندیکایی نام‌آشنا در میان فعالان کارگری در ایران. نام این سندیکا چند سالی است که بیش‌تر بر سر زبان‌ها افتاده است. این سندیکا نیز از حمله‌ی دولت در امان نبوده است. چند ماه پیش بود که عضئ هیات مدیره‌ی این سندیکا را در اول ماه می امسال دستگیر کردند و پس از چند روز آزاد کردند. در فصل ۶ قانون کار جمهوری اسلامی ایران که مربوط به تشکل‌های کارگری و کارفرمایی، حق تشکیل سندیکا و اتحادیه برای کارگران به رسمیت شناخته نشده است. در ماده ١٣٠ این قانون آمده است که:« به منظور تبلیغ و گسترش فرهنگ اسلامی و دفاع از دست‌آوردهای انقلاب اسلامی و اجرای اصل بیست‌وششم قانون اساسی …

حافظۀ کارگرِ سابقِ «کفش ملی»

حافظۀ کارگرِ سابقِ «کفش ملی»   گفت و گویی در وقتِ  بیکاری کارخانه، میان من و کارگری پنجاه و چند ساله.   چند روزی است که کار در کارخانه کم شده است، نه آنکه کاری نباشد اما سرعت و حجم کار پایین آمده است. پس از پانزده دقیقه برای خوردن چای، دیگر از چهارپایه ها بلند نشدیم، میان من و همکار سالخورده  که به سرعت چای اش را نوشید، از هر دری سخنی به میان آمد؛ از «جمیله یکه سوار» که حتی پیرمرد های 90 ساله هم از بچگی شان، او و رقصهایش را دیده اند تا فیلم هندی و راج کاپور و سنگام. مدت 2 ماه است که حقوق دریافت نکرده ایم به همین خاطر درِ حرف و دردِ  دل هایمان باز است؛ صحبتهایی از خمینی که تا سالهای 56 و 57 سر زبان های مردم انقلابی نبود ه است تا بابک زنجانی و محسن رفیق دوست که در زندان اوین مبل و تلویزیون خدمت شان می بردند. در یک چیز شکی نیست؛ هر اندازه که کارگران در این جامعه زیر دست و حرف …

تاریخی که ما نگاشتیم، تاریخی که آنان می‌خوانند!

تاریخی که ما نگاشتیم، تاریخی که آنان می‌خوانند! (گفتگو با کاک یوسف اردلان درباره‌ی تاریخ کومله) | مارال س. منتشر شده در تارنماي پراكسيس   مقدمه چندی پیش انتشار گفتگوی مینا خانلرزاده با منصور تیفوری۱ با عنوان «جعل تاریخ و حافظه‌زدایی: خشونت علیه حافظهء فرهنگیِ ضد سرکوب» منجر به برخی واکنش‌های انتقادی شد. از جمله، «محمود دلخواسته» یادداشت کوتاهی در نقد صحبت‌های منصور تیفوری نوشت که به رغم انتشار فیسبوکی آن۲، از آن‌جا که گزاره‌‌هایی را برجسته می‌کند که در اشکال دیگری هم در فضای رسانه‌ای تکرار می‌شوند، لازم است در راستای لایروبی تاریخ از زنگار جعل و تحریف، قدری بر آن‌ها درنگ کنیم و از صحت و سُقم‌ شان جویا شویم. شاید بشود از خلال تقابل دو نگاه یاد شده، به چیزی فراتر از یک روایت از تاریخ و نقد آن روایت دست پیدا کنیم. دلخواسته در این متن کوتاه، فهرست بلندی از وقایع و اعمالی که به دست کومله و جریانات چپ در کردستان انجام شده تهیه کرده است. او در حالی انجام چنین اعمال شبه‌گانگستری را به جریانات چپ نسبت می‌دهد که …