All posts tagged: مارکسیسم

شکل های تاریخی رابطه اجتماعی در گروند ریسه کارل مارکس

شکل های تاریخی رابطه اجتماعی در گروند ریسه کارل مارکس از : ژاک تکسیه بر گردان : ب . کیوان بحث من در این اثر بررسی سه شکل جامعه گرایی با سه نوع ارتباط اجتماعی با شکل های فردیت مرتبط با آن هاست. به عقیده مارکس، این سه شکل می توانند به مثابه شکل های پیشرو تاریخ بشریت نگریسته شوند. در دو پله نخست که «پیش تاریخ» را تشکیل می دهند، انسان در حال شدن است. در پله سوم این شدن انجام گرفته است. یکی از بند های اساسی این تاریخ مربوط به نوع ارتباطی است که افراد بنا بر پیوستگی اجتماعی خاص خود دارند . البته، این بررسی جامعه های پیش سرمایه داری، جامعه های تجاری سرمایه دارانه و کمونیسم آن طور که مارکس آن را در گروند ریسه مطرح کرده، مستلزم یک تئوری انسان شناسانه عام است که باید کوشید آن را برای مطالعه موضوع بندی کرد. مفهوم و تز هایی که این تئوری در بر می گیرد، متعددند. این جا می کوشیم به درک آن ها، آن طور که کمابیش روشن در …

درباره‌ی«نقد فلسفه‌ی حق هگلِ» مارکس

کمال خسروی منتشر شده در نقد اقتصاد سیاسی اشاره به ابتکار تنی چند از دوستان، درس‌گفتارهایی که سا‌ل‌ها پیش در جریان دوره‌هایی از کار نظری و آموزشی ایراد شده بودند، به‌صورت نوشتار درآمدند، تا از این‌طریق آسان‌تر در اختیار طیف احتمالا گسترده‌تری از علاقه‌مندان قرار گیرند. امید من این است که محتوا و سطح این گفتارها، شایسته‌ی تلاش صمیمانه‌ی این دوستان و هدفی که پیش رو داشته‌اند، باشد. تنها دو نکته را اضافه می‌كنم: ـ زبان این نوشتارها کماکان زبانی شفاهی است. ـ سطح و انسجام محتوایی آن‌ها وابسته و محدود است به هدف ویژه‌ی آنها و برنامه‌ی کار نظری و آموزشی‌ای که در چارچوب آن صورت گرفته‌اند. با قدردانی فروتنانه از دوستانی که مبتکر این کار بوده‌اند و زحمتش را به عهده گرفته‌اند: از جمله مسعود و محمود. از حسن مرتضوی نیز، بخاطر تلاشش در هرچه نزدیک‌ترکردن زبان شفاهی متن به زبانی نوشتاری و اشاراتش به نکاتی مبهم در برخی عبارات، که باید روشن یا روشن‌تر می‌شدند. کمال خسروی. مردادماه 1394 متن گفتار من نقد مارکس را زیر سه عنوان یا حول سه محور بررسی …

کشتاری دیگر – لنين

کشتاری دیگر     به نظر می رسد ما در حال عبور از دورهای هستیم که در آن جنبش طبقۀ کارگر یک بار دیگر با نیرویی مقاومت ناپذیر درصدد درگیر شدن در نبردهای شدیدی می باشد که دولت و طبقات متمکن را می ترساند و سرور و دلگرمی برای سوسیالیستها به همراه دارد. بله، علیرغم تلفات عظیم ناشی از انتقام گیری نظامی، ما از این نبردها مسرور شده و از آنها دلگرم می شویم، زیرا طبقۀ کارگر توسط مقاومتش ثابت می کند که به وضعیتش راضی نشده است، که از باقی ماندن در بردگی یا تسلیم شدن زبونانه به بیدادگری و استبداد سر باز می زند. حتی در جریان آرام ترین روند امور، سیستم کنونی همیشه و بطور اجتناب ناپذیری قربانیهای بی شماری به طبقۀ کارگر تحمیل می کند. هزاران و دهها هزار زن و مرد، که در تمام زندگیشان رنج می کشند تا برای دیگران ثروتمند بیافرینند، از گرسنگی و سوء تغذیۀ مداوم تلف می شوند، در نتیجۀ بیماریهای ناشی از شرایط کاری مهیب، خانههای نامناسب و کار بیش از حد دچار مرگ زودرس …