All posts tagged: ماركس

شکل های تاریخی رابطه اجتماعی در گروند ریسه کارل مارکس

شکل های تاریخی رابطه اجتماعی در گروند ریسه کارل مارکس از : ژاک تکسیه بر گردان : ب . کیوان بحث من در این اثر بررسی سه شکل جامعه گرایی با سه نوع ارتباط اجتماعی با شکل های فردیت مرتبط با آن هاست. به عقیده مارکس، این سه شکل می توانند به مثابه شکل های پیشرو تاریخ بشریت نگریسته شوند. در دو پله نخست که «پیش تاریخ» را تشکیل می دهند، انسان در حال شدن است. در پله سوم این شدن انجام گرفته است. یکی از بند های اساسی این تاریخ مربوط به نوع ارتباطی است که افراد بنا بر پیوستگی اجتماعی خاص خود دارند . البته، این بررسی جامعه های پیش سرمایه داری، جامعه های تجاری سرمایه دارانه و کمونیسم آن طور که مارکس آن را در گروند ریسه مطرح کرده، مستلزم یک تئوری انسان شناسانه عام است که باید کوشید آن را برای مطالعه موضوع بندی کرد. مفهوم و تز هایی که این تئوری در بر می گیرد، متعددند. این جا می کوشیم به درک آن ها، آن طور که کمابیش روشن در …

ماركس و خودرهایی

نوشته‌: جیمز اُتول (James O’Toole) ترجمه: رامین جوان منتشر شده در رفاقت کارگری ماتریالیست­ها، طبیعت را به‌منزله‌ی یک شیءِ قابل تأمل و تماشا، نگاه می‌کردند؛ آن‌ها منفعل بودند. ایده‌آلیست­ها تغییر را قبول داشتند، اما فقط آن را در قلمرو اندیشه مى‌فهمیدند. اكنون هردو نحله برپایه‌ى كار انسان و براساس عمل انقلابى گردهم می آیند. طبقه‌ی انقلابى (كارگران) محصول و تولیدكننده‌ى تاریخ­ است. براى برانداختن نظم كهن، شناخت نظم قدیم به‌یك ضرورت حیاتى تبدیل می شود. در واكنش به‌این ایده كه توده­ ها باید آموزش ببینند، ماركس فقط می­ پرسد: چه كسى به‌آموزش‌دهنده آموزش می­ دهد؟  آموزش‌دهنده باید آموزش ببیند و آن آموزش با شركت در انقلاب و در مبارزاتى كه جهان را تغییر مى‌دهند، پدید می‌آید. مبارزاتِ خودِ توده‌هاى كارگر برنحوه‌ى كاركرد جامعه پرتوى روشن‌گر ‌انداخت و به‌آرزوى تعاون، هم‌كارى و بهره‌بردارى جدید از دنیایى آزاد دامن ‌زد. ماركسیسم چیزى جداى از این بینش‌های تازه به‌دست آمده نبود؛ و از طریق همین دیدگاه‌هاى تازه بود كه مجموعه‌اى از درس‌هاى پیشین طبقه‌ی كارگر را فراهم ‌آورد تا با بهترینِ عناصرِ علم و فلسفه در یك‌جا و …

نقدی بر دیالکتیک دستگاهمند

برتل اُولمن  ترجمه کمال خسروی منتشر شده در نقد اقتصاد سیاسی یادداشت مترجم: در جریان مطالعات انتقادی‌‌ام درباره‌ي آنچه به «دیالکتیک دستگاهمند» (Systematic Dialectics) شهرت یافته است، مطالعاتی که امیدوارم برخی از نتایج آن را به‌زودی دراختیار علاقمندان قرار دهم، به نوشته‌ی کوتاهی از برتل اولمن (Bertell Ollman) برخوردم در نقد «دیالکتیک دستگاهمند»، که بخشی از کتاب خواندنی او تحت عنوان «رقص دیالکتیک» (Dance of Dialectic: Steps in Marx´s Method) است. با آن‌که با همه‌ي دیدگاه‌های اولمن در این نوشته موافق نیستم، آن‌ را متنی بسیار فشرده و مفید در تعریف نقاط عزیمت و چارچوب‌های نقدی ژرف و گسترده از دیدگاه «دیالکتیک دستگاهمند» ارزیابی می‌کنم. به عنوان معادل واژه‌ي systematic ، به پیروی از استاد ادیب سلطانی، از ترکیب «دستگاهمند» استفاده کرده‌ام که به‌نظرم از ترکیب (عربی/ فارسی) «نظام‌مند» بهتر است. بدیهی است که واژه‌ی System را می‌توان به «نظام» ترجمه کرد؛ اما در ترکیبش با پسوند «مند»، «دستگاه» به‌نظرم یکدست‌تر آمد. (ک.خ.) ما در دورانی زندگی مي‌کنیم که شمار اندکی از مردم اصطلاح «سرمايه‌داري» را به‌کار می‌برند، بسیاری نمي‌دانند معنای این اصطلاح چیست و حتی …

آیا مارکس هم مسلمان و «اصلاح‌طلب» بود؟

نوشته عباس فرد منتشر شده در رفاقت کارگری تا آن‌جاکه به‌مبحث مبارزه با مذهب و آموزشِ سازمان‌دهنده دانش مبارزه طبقاتی و خصوصاً تبادلات نقادانه ماتریالیستی دیالکتیکی با ‌کارگران و زحمت‌کشان برمی‌گردد، می‌بایست چنین ادعا کرد و نتیجه گرفت که: انکار چنین آموزش‌هائی (اعم از تولید و تبادل‌ و بازتولیدش در میان کارگران سازمان‌یافته‌ای که در پروسه خودآگاهی طبقاتی و نوعی قرار گرفته‌اند) معنائی جز انکار سازمان‌دهی کمونیستی و سوسیالیزم ـ‌به‌مثابه مرحله‌ای ضروری در گذار‌ِ به‌کمونیزم‌ـ ندارد. حال کنار آمدن با باورهای مذهبی و توجیه این‌که مذهب «توده‌های مردم» فاقد نهاد و ساختار است، جای خود دارد. به‌هرروی، اگر قرار است‌که خاصه شوراگرایانه مبارزات عمومی و قیام‌های کارگری را به‌دموکراسی بورژوائی فرونکاهیم، پس: می‌بایست این شوراها قدرت مدیریت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه را داشته باشند. اما ازآن‌جاکه تربیت چنین مدیرانی‌ (یعنی: مدیرانی از درون طبقه‌کارگر و در عرصه‌های صنعت و بازرگانی و دیپلماسی و غیره) در جامعه سرمایه‌داری غیرممکن است؛ ازاین‌رو، می‌بایست کادرهائی را در درون طبقه (و در پیوند با آن) تربیت کرد که به‌واسطه‌ی مسلح بودنِ مقدماتی‌شان به‌ماتریالیزم دیالکتیک ـ‌به‌مثابه سلاح ایدئولوژیک‌ـ به‌همراه …

گفتاری پیرامون روش كاپیتال

اشاره این نوشته، متنِ درس‌گفتاری است مربوط به حدود سی سال پیش که در نخستین نشست گروهی که برای مطالعه‌ی کاپیتال مارکس گردهم آمده بود، به عنوان مقدمه ای به مطالعه ی کاپیتال و به منظور آشنایی عمومی با روش‌هایی که به کاپیتال نسبت داده می شود، ایراد شده است. در بین روش‌هایی که این‌جا مطرح شده اند، به‌طبع اشاره‌ی صریحی به آنچه بعدها تحت عنوان «دیالکتیک نظام‌مند» شهرت یافت وجود ندارد، زیرا آثار مهمی که به این گرایش تشخص و نامی می‌دهند، دست کم سیزده سال پس از این گفتار نوشته و منتشر شده‌اند. با این حال از طریق ترجمه‌ی آثار شاخص‌ترین نمایندگان این گرایش مثل تونی اسمیت، کریستوفر آرتور و رابرت آلبریتون از سوی فروغ اسدپور، ترجمه اثری از پیتر هیودیس در نقد و بررسی این دیدگاه‌ها از سوی حسن مرتضوی و همچنین ترجمه و تألیف مقالات متعدد دیگر طی این چند سال اخیر، خوشبختانه زمینه برای آشنایی با نگرش این گرایش فراهم است. همچنین بخش مربوط به گرایش چهارم، تفصیل و وسعت بخش‌های دیگر را ندارد، اما با توجه به اینکه در این …

پیدایش بهرۀ ارضی {اجاره بهای زمین} کاپیتالیستی

تقدیم به رفیق منوچهر یاوریان، آموزگار دهها کمونیست، انقلابی ای پر شور که تا آخرین لحظات زندگی پر بارش به آرمانهای سرخ رهایی طبقۀ کارگر وفادار ماند. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. ف. فرخی فصل ۴۷ پیدایش بهرۀ ارضی {اجاره بهای زمین} کاپیتالیستی جلد سوم، بخش ششم، فصل  ۴۷؛ کارل مارکس تایپ و تنظیم؛ سایت کمونیستهای انقلابی مترجم؛ ف. فرخی برای دریافت مطلب لطفا کلیک کنید

کمون پاریس: (بخش 1)

کمون پاریس: 1871،28,5تا18,3 شرح وقایع تاریخی (بخش 1) وضعیت اقتصادی واجتماعی فرانسه اواسط قرن 19 (60-1850)    شکست انقلاب 1848 برای بورژوازی این امکان را فراهم آورد، که بدون پرده وهیچگونه شرم وحیائی و با هدف اجتماعی حفظ قدرت درمقابل انقلابی که درراه بود،عکس­العمل نشان دهد:دراروپای غربی رونق بی­نظیرسودافزائی با تسریع بدون حد ومرزاستثمارسرمایه داری درجریان بود. این روند نه تنها شامل انگلستان وفرانسه، که پیشرفته­ترین کشور­های سرمایه­داری بودند،می­شد، بلکه سرمایه به عقب­مانده­ترین نقاط جهان هم رسوخ می­کرد وگسترش می­­یافت. سرمایه مناسبات تولیدی ماقبل سرمایه­داری را درهم می­شکست وبا ویران کردن پایه ­های اقتصاد دهقانان وخرده­بورژوازی شهری وآواره کردن آنها عملن زمینه بسط سرمایه داری صنعتی را فراهم می­کرد، که هم­زمان باعث بوجود­آمدن طبقه کارگر می­شد.     دراین رقابت خونین، انگلستان نقش پیش­قراول را داشت ودرحوالی سالهای 1850موقعیتی برتر وبدون منازعه نسبت به دیگرکشور­های سرمایه­داری را دارا بود. ولی از 1850 فرانسه بسرعت این عقب­ماندگی را جبران کرد:باصطلاح امپراطوری پادشاهی دوم 1870-1852،مرحله بلاانقطاع رشد سرمایه­داری دراین کشوربود. آمارزیراین مطلب را بسادگی اثبات می­کند: استخراج ذغال سنگ درعرض ده سال(1862 تا 1852) از4،9 میلیون به …

درباره‌ی«نقد فلسفه‌ی حق هگلِ» مارکس

کمال خسروی منتشر شده در نقد اقتصاد سیاسی اشاره به ابتکار تنی چند از دوستان، درس‌گفتارهایی که سا‌ل‌ها پیش در جریان دوره‌هایی از کار نظری و آموزشی ایراد شده بودند، به‌صورت نوشتار درآمدند، تا از این‌طریق آسان‌تر در اختیار طیف احتمالا گسترده‌تری از علاقه‌مندان قرار گیرند. امید من این است که محتوا و سطح این گفتارها، شایسته‌ی تلاش صمیمانه‌ی این دوستان و هدفی که پیش رو داشته‌اند، باشد. تنها دو نکته را اضافه می‌كنم: ـ زبان این نوشتارها کماکان زبانی شفاهی است. ـ سطح و انسجام محتوایی آن‌ها وابسته و محدود است به هدف ویژه‌ی آنها و برنامه‌ی کار نظری و آموزشی‌ای که در چارچوب آن صورت گرفته‌اند. با قدردانی فروتنانه از دوستانی که مبتکر این کار بوده‌اند و زحمتش را به عهده گرفته‌اند: از جمله مسعود و محمود. از حسن مرتضوی نیز، بخاطر تلاشش در هرچه نزدیک‌ترکردن زبان شفاهی متن به زبانی نوشتاری و اشاراتش به نکاتی مبهم در برخی عبارات، که باید روشن یا روشن‌تر می‌شدند. کمال خسروی. مردادماه 1394 متن گفتار من نقد مارکس را زیر سه عنوان یا حول سه محور بررسی …

قطعه‌ی ماشین‌ها، سوء برداشت ماركسی در گروندریسه و غلبه بر آن در سرمایه

میکاییکل هاینریش ترجمه حسن آزاد منتشر شده در نقد اقتصاد سیاسی گروندریسه متنی است که هم‌چنان مورد علاقه‌ی مفسران مارکس قرار دارد. برخی مؤلفان معتقد‌ند که به اصطلاح «قطعه‌ای در باب ماشین» برای نظریه‌ی مارکسی «زوال»­ سرمایه‌­داری، سندی اساسی به شمار می‌رود. نوعی نظریه‌ی «فروپاشی سرمایه‌داری»، یا دست‌کم توصیف روندی است که طی آن یک شیوه‌ی جدید تولید ظهور می‌کند. شیوه‌ای که سرمایه‌داری خود آن را ایجاد می‌کند، اما با منطق سرمایه‌داری در تضاد قرار می‌گیرد. در این تفسیرها، نتایج «قطعه‌ای درباب ماشین» بدیهی انگاشته می‌شود. اما نتایج «قطعه‌­ای درباب ماشین» از یک سو، از درکی یک‌جانبه از بحران ریشه می‌گیرد که از اوایل دهه‌ی 1850 در افکار مارکس وجود داشت، و از سوی دیگر، برخی کاستی‌ها در صورت‌بندی مقوله‌های اصلی گروندریسه مشخه‌ی آن است. در سال‌های بعد، مارکس هر دوی این بدفهمی‌ها را برطرف کرد. در جلد یکم سرمایه، هنگام بررسی تولید ارزش اضافی نسبی، ما به نقدی ضمنی از «قطعه‌ای درباب ماشین» برخورد می‌کنیم. اگر، همان‌گونه که آنتونیو نگری(1) می‌گوید گروندریسه را در خود و به‌طور مستقل مورد مطالعه قرار دهیم و تکامل …

کارل مارکس و «سرمایه»: آینه‌ای که ترجیح می‌دهیم به آن ننگریم!

نویسنده: خیرت رویتن ترجمه: طاها زینالی منتشر شده در تارنمای پراکسیس توضیح مترجم: خیرت رویتن اقتصاددان و مارکس‌شناس هلندی است. وی همچنین استاد اقتصاد در دانشگاه آمستردام و نیز عضو حزب سوسیالیست هلند است. او این متن را به مناسبت انتشار ترجمه‌ی هلندیِ جدیدی از جلد اول کتاب سرمایه (ترجمه‌ای از ویراست فرانسوی این کتاب در سال ۲۰۱۰) و برای ارائه در همایش «مارکس همچنان موضوعیت دارد» به مخاطبان عمومی تهیه کرده است. رویتن در این متن کوتاه، نکات مهمی را در ارتباط با کتاب «سرمایه» به طور فشرده و به زبانی (نسبتا) ساده برای علاقه‌مندان بیان می‌کند؛ نکات روشنگری که به بیان خود او «برخی از سوء‌تفاهم‌های حول این کتاب را از مسیر درک خواننده کنار می‌زند و خواننده را نسبت به دامچاله‌های پیش روی‌اش اگاه می‌کند». * * * امروز، اول ماه مه ۲۰۱۰، ترجمه‌ی جدید یکی از کتاب‌هایی که تفکر ما را در مورد اقتصاد سیاسی به شدت متعین کرده‌اند منتشر شد: «سرمایه» اثر کارل مارکس. این کتاب زمانی انتشار یافته است که بسیاری -از جمله متقاضیان این کتاب- با یک سرمایه‌داری …

سخنرانی انگلس بر مزار مارکس در لندن، 17 مارس 1883

فرزین خوشچین ترجمه از جلد 19 مجموعه آثار مارکس-انگلس به روسی سخنرانی انگلس بر مزار مارکس در لندن، 17 مارس 1883 арла Маркса 17 марта 1883 г 14مارس، یک ربع مانده به ساعت 3 نیمروز، بزرگترین اندیشمند روزگار ما از اندیشیدن باز ایستاد. تنها دو دقیقه او را تنها گذاشته بودیم؛ با ورود به اتاق، او را روى صندلى، آرام– اما دیگر براى همیشه- به خواب رفته یافتیم براى پرولتاریاى رزمندۀ اروپا و امریکا، براى تاریخ علوم، مرگ این مرد زیان بی اندازه بزرگی است. بزودى زود آن جای خالی، که پس از مرگ این مرد سترگ بوجود آمده است، احساس خواهد شد همانگونه، که داروین قانون تکامل جهان ارگانیک را کشف کرد، مارکس نیز قانون تکامل تاریخ بشر را کشف کرد: این حقیقت ساده، که تا چندی پیش، زیر لایه هایی ایدئولوژیک پنهان شده بود، که مردم می بایست باید بخورند، بیاشامند، سرپناه و پوشاک داشته باشند، پیش از آنکه بتوانند به سیاست، دانش، هنر، دین و غیره بپردازند؛ که بنابراین تولید وسایل مادى مبرم برای زندگی، و بدینوسیله، هر مرحلۀ معین تکامل اقتصادی …

آیا مارکسیسم اروپامدار است؟

لانس سلفا برگردان مهرداد امامي منتشر شده در انسان شناسي و فرهنگ مقدمه‌ی مترجم: ترجمه متن پیش رو از آن جهت اهمیت دارد که در قرن بیستم به دلیل در دسترس نبودن بخش عظیمی از کارهای پژوهشی متأخر مارکس به زبان‌های مرجع علمی به‌‌ویژه انگلیسی، اتهامات بسیاری از جانب انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان و فرهنگ‌پژوهان جریان اصلی درباره‌ی «اروپامداری»، «تک‌راستاباوری» و «جبرگرایی» در اندیشه‌ی مارکس و به طور کلی مارکسیسم مطرح شده است. اتهاماتی که بیش از آنکه مبتنی بر کلیت اندیشه‌های مارکس، به‌ویژه مطالعاتش در باب جوامع غیرغربی باشند، متکی بر خوانشی ساده‌اندیشانه از عباراتی‌اند که عمدتاً از بستر اصلی‌شان منتزع شده‌اند. در این رابطه مطالعه‌ی کتاب مهم و تأثیرگذار کوین بی. اندرسون، مارکس‌پژوه آمریکایی با عنوان مارکس در حاشیه‌ها بسیار راه‌‌گشاست (کتابی که با نام قومیت و جوامع غیرغربی توسط حسن مرتضوی به فارسی برگردانده شده است). در این ترجمه در برگردان برخی عبارت‌های مارکس از ترجمه حسن مرتضوی در کتاب مذکور استفاده شده است. ****   یکی از مخالفت‌ها با مارکسیسم این است که ریشه در اروپای دو قرن پیش دارد- بنابراین چه …