All posts tagged: كار

سناريوي تكرار «درصد» كارمندان براي كارگران – خسرو صادقي بروجني

سناريوي تكرار «درصد» كارمندان براي كارگران حداقل مزد بر اساس نرخ تورم اعلامي مركز آمار تعيين مي شود   نويسنده: خسرو صادقي بروجني   در حالي که مذاکرات دستمزد کارگران براي سال آينده به صورت جدي آغاز نشده اما گمانه هاي مطرح شده در اين زمينه حاوي اخبار خوشي براي کارگران نيست. حرف و حديث ها در اين زمينه از افزايش حقوقي معادل کارمندان دولت و در حالت خوشبينانه اندکي بيش از آن حکايت دارد.   دولت براي جلوگيري از افزايش تورم و کسري بودجه بيشتر حداقل دستمزد کارمندان را 18درصد اعلام کرد که تقريبا نصف نرخ تورمي است که رييس کل بانک مرکزي براي پايان سال جاري پيش بيني کرده است. به گمان بسياري از فعالان حوزه کارگري افزايش دستمزد کارگران براي سال آتي بين 18 تا 25درصد خواهد بود. سال گذشته که تورم بر اساس اعلام بانک مرکزي به 30/5درصد رسيد دستمزد کارگران 25درصد افزايش يافت. حالابا اينکه نرخ تورم پايان سال جاري حدود شش درصد بيشتر از تورم سال گذشته است سقف افزايش دستمزد کارگران 25درصد در نظر گرفته شده است و …

در آن دنياي ديگر

کانون مدافعان حقوق کارگر – ياور – زماني كه سازمان‌هاي زيرزميني يا به قولي نامرئي و شايد غيبي عزرائيل، پرونده ي‌كسي را روي ميز قرار دهند، ديگر امكان پنهان كردن امري غير ممكن خواهد شد. وقتي كه با پا در مياني عمو سام، پرونده‌هاي ما را روي ميز قرار دادند ، يكي يكي روانه خانه ي‌ابدي مان شديم- گر چه برخي را هم گروهي و با كمپرسي به آن دنيا آوردند- دنياي جديد، دنياي اعماق زمين، دنيايي تاريك و بدون هيچ اميدي براي ما آغاز شد . گورها به رديف، در كنار هم چيده شده، اما حتي در اين جا، در پايان دنيا هم، ساختار طبقاتي خودش را به رخ مي‌كشد. گور بعضي‌ها زيبا با سنگ‌هاي مرمر سياه يا سپيد با حاشيه‌هاي تزئيني و گلدان‌هاي گل و برخي ديگر با سنگي معمولي و بسيار فقيرانه و برخي در بيابان‌ها بي نام و نشان و در گور‌هاي جمعي. نظام طبقاتي سرمايه داري حتي در گورستان هم، ما را رها نمي‌كند و همه جا مهر چركينش را مي‌زند. هر گور، با معيار دنيا طولي كم و بيش …

آیا چنین جامعه‌ای می‌خواهیم؟

آیا چنین جامعه‌ای می‌خواهیم؟ سعید محمدی کانون مدافعان حقوق کارگر – فساد اقتصادي نفس مردم را بریده است. آخرین نمونه گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس در باره‌ی سازمان تامین اجتماعی است. بانک‌ها، گمرکات، شهرداری‌ها، ادارات، شرکت‌ها و موسسات اقتصادی دولتی یا خصوصی ،کوچک و بزرگ بیمه‌ها و خلاصه هر جایی که می‌باید ظاهرا کار و فعالیتی صورت گیرد از فساد مبرا نیست. از یک مدرسه و بیمارستان دور‌افتاده گرفته تا یک موسسه کلان در پایتخت در همه جا آلودگی موج می‌زند. لغات رانت، مافیا، اختلاس، سوءاستفاده و رشوه و میلیارد همچون نقل و نبات حتا در محافل خصوصی دو سه نفره در اتوبوس و مترو و مهمانی و کوچه و خیابان در همه جا ورد زبان همگان است. هر جا كه موردي از تجاوز به اموال عمومي را طرح ميكنيم ، متقابلا 3 یا 4 داستان واقعی و عجیب‌تر و بی‌شرمانه تر را مي شنویم. همه‌ی اینها در کشور و شرایطی صورت می‌گیرد که گوش فلک را با موعظه‌های اخلاقی و سخنرانی‌های تمام نشدنی و… پر کرده اند. در کشور ما جریانات چپ و …

دولت بايد به خواست و مطالبات کارگران احترام بگذارد

بهنام ابراهیم‌زاده   کانون مدافعان حقوق کارگر – چرا همه‌ی وعده‌های دولت جدید به زحمتكشان خاک می‌خورد؟ سه ماه از برگزاری مراسم تحلیف رییس جمهور می‌گذرد، سه ماهي كه زمان انتظار راي‌دهندگان برای گذر از بحران‌های اقتصادی بود. اما این سه ماه برای کارگران جنبه‌ی دیگری نیز داشت. انتظار تصحيح مصوبه‌ی دستمزد که در آخرین ماه‌های عمر دولت دهم در شورای عالی كار سترون ماند و با افزايشي توهين‌آميز و غير‌منصفانه مواجه شد، چندان كه اين افزايش حقوق حتي نيمي از تاثير تورم بر قدرت خريد كارگران را هم جبران نكرد. از جمله شعارهاي انتخاباتي اشتغال و کاهش نرخ بیکاری و بهبود معیشت مردم بود. اما امروز وقتی به جامعه می‌نگریم نه فقط اشتغالي ايجاد نشده بلكه به طور مرتب از اخراج و بازداشت معترضين به شرايط غيرانساني حاكم بر محيط كار، خبر مي‌رسد. فساد، رانت‌خواری، رشوه، حیف و میل کردن اموال و سرمایه‌های ملی در کشور، همچنان بیداد می‌کند و همه چيز همان جایي قرار دارد كه پيش‌تر هم بوده ست. واردات و نقش پر رنگ و بي‌رقيب دلالي در اقتصاد و اصرار بر …

کارگری که سقوطش از داربست، به دید همگان نشست! و برای همه‌ی "شاه" توت‌هایی که به زمین می‌ریزند

کارگری که سقوطش از داربست، به دید همگان نشست! و برای همه‌ی «شاه» توت‌هایی که به زمین می‌ریزند روز سوم آذر سال 1392 روبه روی در رشت دانشگاه امیرکبیر اتفاق تازه ای افتاده بود. اتفاق از جنس سقوط یک کارگر بود. نوجوانی 17 ساله هنگامی که آخرین ساعات کارش را روی داربست دانشکده ابوریحان به پابان می برد، از داربست طبقه 6 این ساختمان سقوط می کند و این سقوط می شود پایان زندگیش. در صحن دانشگاه همهمه‌ای به پا بود فضا پر از سوالات بی پاسخ ماند. کسی می پرسید «چه اتفاقی افتاد؟» می گفتند «شانس با او همراه نبوده» اگر حفاظ داربست‌ها نیم‌متری جلوتر می‌بود ، اگر پیمانکار استانداردها را رعایت میکرد اگر مهندس ناظر بر همه اینها نظارت می‌کرد این سقوط منجر به مرگ نمی‌شد. اگر شانس می آورد «مثل آن کارگر دیگر، همین چندوقت پیش، سقوط می کرد روی شن‌های جلوی ساختمان مدیریت همین دانشگاه.» مابقی همکارانش چه می کردند؟ «دست از کار کشیده بودند سخن نمی‌گفتند»،می‌شد از حالت چهره‌شان خواند که، این روزمره به تماشا ایستادنی است، برای سقوط که …