All posts tagged: علیشاه سلطانی

درتاریخ ادبیات غرب ؛درغیاب ما، چه گذشت ؟

علیشاه سلطانی ادبیات غرب گرچه با دوکتاب شعر حماسی هومر در یونان باستان در هشت قرن پیش از میلاد شروع شد ، آن ولی قدیمی ترین ادبیات جهان نیست . این ادبیات بعدها شامل ژانرهای– داستان ، درام ، شعر ، مقاله ، کمدی ، و اتوبیوگرافی شد . دورههای تاریخی ادبیات اروپا شمال – ادبیات یونان و رم باستان ، ادبیات سدههای میانه ، دوره رنسانس ، عصر روشنگری ، دوره رئالیسم ، سالهای ادبیات مدرن ، و ادبیات زمان حال است . غیر از 7 دوره فوق ، سه مرحله و جریان جنبی ادبی دیگر نیز در جوار مراحل اصلی فوق وجود داشته – دوره باروک در پایان عصر رنسانس ، دوره رمانتیک در پایان عصر روشنگری ، و دهه های ادبیات سوسیالیسم رئالیستی ، در زمان سالهای میان دوره رئالیسم و عصر مدرن . از جمله نویسندگان یونان باستان – هومر، آشیلوس ، سوفوکلس ، اریستوفانس ، و خانم سافو هستند . ادبیات رم باستان در قرن سوم پیش از میلاد با خلاقیت هنری – پلاتوس ، ورژیل ، هوراز ، اوید …

            اکسپرسیونیسم ادبی و قربانیان بیشمار آن

علیشاد سلطانی اکسپرسیونیست های ادبی ایران چه کسانی بودند ؟ کلمه ومفهوم اکسپرسیونیست در زبان لاتین یعنی «هنربیان» . اوج سالهای شکفتگی این مکتب ادبی هنری بین سالهای 1925-1910 میلادی بود . مورخین سیراندیشه فرهنگی ریشه اکسپرسیونیسم در غرب رادرآثار گذشته استریندبرگ ، داستایوسکی ، وایتمن ، و مکتب سمبولیسم فرانسوی میدانند که بدلیل بحرانهای درونی وروانی انسان،پیش ازجنگ جهانی اول بوجود آمد . مرحله اول ادبیات اکسپرسیونیستی با ژانر شعر بین سالهای 1914-1910 آغازشد . مشهورترین آنها شاعری بنام گاتفرید بن و داستان نویس مشهور آن ؛ کافکا – به تنهایی ، بیچارگی ، زوال ،آوارگی ، بی هدفی و افسردگی انسان غربی در جامعه طبقاتی سرمایه داری پرداخت . در سال 1919 یک مجموعه شعر اکسپرسیونیستی با عنوان » سقوط و زوال بشریت » منتشر شد . نازیهای آلمان از سال 1937 این جریان هنری اجتماعی را مکتبی» بی ریشه»  نامیدند . اکسپرسیونیستها برای انجام انقلاب سیاسی اجتماعی ، خوانندگان و مردم را به انقلاب فکری دعوت کردند . اکسپرسیونیستهای ادبی بخشی از ادبیات مدرن غرب هستند . آنها خلاف مارکسیستها پرولتاریا را …

دکادنس ادبی ، زوال است یا مبتذل ؟

    علیشاه سلطانی دکادنس فرهنگی- ادبی در غرب ، زوال و انحطاط است یا منحط و مبتذل ؟ واژه و مفهوم » دکادنس » در زبان فارسی به اشکال زوال و انحطاط ، یا مبتذل و منحط ، و یا بشکل مخلوطی از هردو ترجمه شده است . در غرب لیبرالها معمولا منظور اول ، و چپها معنی دوم را در نظر میگیرند . ادبیات و فرهنگ » دکادنس » مفهومی است لاتین و به معنی سقوط ، بی ریشه و در حال زوال میباشد . مارکسیستها آنرا مفهومی فلسفی – استتیک در باره زوال اجتماعی میدانند که گویا از پایان قرن 19 در فرهنگ غرب جا افتاده . ادبیات زوال ، غیراجتماعی و ضد مکتب ناتورالیسم و مخالف قوانین استتیک مکتب قدیمی کلاسیک است . چپها در رابطه با شعار » هنردرخدمت هنر » ادبیات سرگرم کننده ، عشقی ، جنایی ،خیالی ، آبزورد و غیره را بخشی از ادبیات مبتذل نظام سرمایه داری و طبقاتی میدانند . مارکسیست ها ادبیات زئال را متهم نمودند که با شعار بی طرفی هنری به خلح سلاح …

     کلاس نویسندگی ، – خاطرات و یادداشت ها .

علیشاه سلطانی نویسنده میتواند با کمک اثری از خود صدای اعتراض نسل اش به  اوضاع اجتماعی سیاسی زمان خود باشد . اودراین شرایط احساس مسئولیت اجتماعی میکند . گاهی میگفتند یا مرگ یا نویسندگی ! . در مورد نشربعضی ازکتابها میتوان گفت نویسنده مشهورشد،ناشرپولدارگردید،کتاب سانسورشد،ونویسنده دستگیرگردید . جای نویسنده یادرآسمان است یادرکنارشیطان یادرقبرستان گمنامان شهر. مرز میان نویسنده وخواننده ، آسمان است . در مورد دیگری ناشری بعداز دریافت اثریک نویسنده جوان برای چاپ، به وی پاسخ داده بود که بهتراست وی سراغ روانشناس برود . تجربه تقلیدی است از ایده .درمورد نویسندگی بایدگفت که عشق اول نمود آسان بعد آمد مشکل ها . نویسندگی هنری است نیاموخته ونویسنده هنرمندی است که عاشق واژهها است . آیا میتوان نویسندگی را آموخت ، شاعری را چگونه ؟دروغهای ادبی گاهی در زندگی به حقیقت و واقعیت نزدیک میشوند .نویسنده آرزو میکند که روزی اسمش در دائرت المعارف نویسندگان جهان ثبت گردد . هرروز صبح ورقه ای سفید روبرو،مچ دست زیرچانه،قلمی در دست، منتظر حرکت و زابمان . درصنعت تولید کتاب نیز تقسیم کاروجود دارد ؛ از جمله …

تراژدی،- پیروزی در شکست بود .

     علی شاه سلطانی مقوله تراژدی مفهومی است فلسفی ، زیباشناسانه و استتیک ، چون آن در ادبیات جهان ژانری نمایشی دراماتیک نیز است . تئاتر در غرب در بیش از 2600 سال پیش دریونان با تراژدی آغاز شد . سه تراژدی نویس مشهور عصرباستان – سوفوکلس ،آشیلوس، و اویرپیوس بودند. در غالب نمایشنامه های تراژدیک ،انسان عملگرا وخودآزار به مبارزه باسرنوشت محتوم خود میپردازد . بعدازیونانیها ،رومیها 240 سال پیش از میلاد به نوشتن تراژدیهایی پرداختند وبعداز میلاد سخنوری بنام سنکا کوشید تابا کمک موضوعات سیاسی و اخلاقی آثاری تراژدیک بیافریند . در سدههای میانه بدلیل فشارمسیحیت ،تراژدی نویسی رونقی نداشت . در قرون 16و17 روشن فکران بازهم سراغ هنروفرهنگ باستان رفتند . غیرازسه نمایشنامه نویس معروف مذکورعصرباستان ، مارلو و شکسپیر دردوره رنسانس ، لسینگ ،گوته،و شیلر دردوره روشنگری و انقلاب بورژوایی نیزسراغ نراژدی نویسی رفتند . همچنین در قرن 18 میلادی لسینگ و مندلسن درآلمان به نوشتن نمایشنامه های تراژدیک همت گماشتند . شیلرمیگفت وظیفه نویسنده آنست که باکمک نوشتن تراژدی، شخصیت متعال و والای انسان را نشان دهد. وی در …

      بحران رمان ، بحران فرهنگ و ادبیات است .

                علیشاه سلطانی    درحالیکه در قرن بیست در غرب ، رمان و نمایشنامه نویسی به اوج خودرسید ، درجوامع جهان سومی، نویسنده هنوز گرفتارخلاقیت شعروداستان کوتاه است . پیرامون تاریخ رمان در غرب اشاره میشود که در اواخرعصرباستان دریونان ، رمان زمانی مطرح شد که حماسه سرایی کهن دچاربحران شده بود . رمان مدرن ازاواخرقرن 16 همراه باتاریخ تحولات اجتماعی با کتاب » دن کیشوت » اثر سروانتس شروع شد سپس در سال 1719 باکتاب » رابینسون کروزه » نوشته دانیل دفو کتاب پرفروش سال دردسترس خواننده قرارگرفت .ازآن زمان رمان بتدریج مد روز فضای فرهنگی اروپا گردید . این رمان جنجال برانگیزژورنالیستی نخستین کتاب موفق تاریخ ادبیات غرب گردید . در غرب ابتدا نوول در قرن 19 و سپس رمان در قرن بیست ،ژانرموفق ادبی گردید .در قرن 20 رمان به آزادی مطلق رسید یعنی محدودیتی از نظرساختار وارزشهای زیباشناسی برایش وجود نداشت . به این دلیل تنها در نیمه دوم قرن 20 تعداد رمانهای نوشته شده بیش از تمام رمانهای قرون پیشین گردید . گاهواره …

  تئاتر در تبعید، – و چپ های مهاجر .

Beckett , Samuel 1906-1989 علیشاه سلطانی ساموئل بکت ( 1989- 1806 )نویسنده ایرلندی تا پایان عمر ساکن فرانسه شد . نام او سالها عنوان تئاتر ابزورد راتداعی میکرد. این ژانر ادبی در زمان او اعتباری آوانگارد یافت . بکت در نمایشنامه » در انتظار گودود » نشان داد که انسان جویای زندگی بهتروراحت نیست بلکه عادت به تحمل درد و رنج زندگی دارد . اوژن یونسکو ، نمایشنامه نویس  فراری از سوسیالیسم استالینیستی کشوررومانی،در مخالفت با نظر منتقدین چپ درباره بکت ،مینویسد ساموئل بکت رانباید قربانی نظام سرمایه داری یا جامعه بورژوایی دانست . برای درک و شناخت بکت و کافکا و داستایوسکی و بورخس و پروست و فاکنر و نیچه باید متافیزیک ومذهب آنان را مورد توجه قرار داد .لوکاچ و آدرنو در مورد نقد آثار بکت با هم به مشاجره پرداختند و موجب بحث هرمنوتیک مدرنیته گردیدند . آدرنو فلسفه انتظاربکت در زندگی را ابدیت نفی و نیستی ، هیچی و پوچی نام گذاشت . مارکسیست ها بکت را نماینده ادبیات فروپاشی بورژوازی میدانستند چون آثار او اشاره ای به توصیف و شرح …