All posts tagged: عباس فرد

کارگران روسیه و حزب بلشویکِ در قدرت

هدف از ترجمه و انتشار این مقاله و هم‌چنین ترجمه‌ کتاب The Russian Revolution in Retreat, 1920-24 اساساً تحقیقاتی و پراتیک است. بنابراین، هم‌چنان‌که ما ـ‌خود‌ـ چنین نکرده‌ایم، از خواننده‌ی این مقاله نیز نمی‌خواهیم که همه‌ ویا حتی بحشی از نظرات و قضاوت‌های سیمون پیرانی در باره‌ی انقلاب اکتبر را بپذیرد. اما نمی‌توان خود را مارکسیست و فعال کمونیستِ جنبش کارگری نامید؛ و در کنار دیگر فعالیت‌های لازم، به‌ضرورت بازبینیِ انقلاب اکتبر ـ‌نیز‌ـ نپرداخت. چراکه فروپاشی شوروی سابق،، درست همانند تغییر و تحول همه‌ی نسبت‌ها و پدیده‌های دیگرِ هستیِ مادی قانونمند بوده است و انسان نیز در کشف قانونمندی‌های هستیِ مادی ـ‌در نسبت‌های معین‌ـ است‌ که اولاً‌ـ توان دخالت‌گری و فعلیت پیدا می‌کند، دوماً‌ـ زمینه‌ی گسترش آگاهی‌ و فعلیت خود را فراهم می‌آورد و نهایتاًـ از خویشتنِ طبیعیِ خود، موجودی اجتماعی می‌آفریند که شایسته‌ی نامِ زیبای انسان است. نوشته‌ی: سایمون پیرانی  Simon Pirani ترجمه: پویان فرد ویرایش: عباس فرد منتشر شده در تارنمای رفاقت کارگری چند نکته از ویراستار: ■ قبل از هرچیز لازم به‌توضیح است‌که این مقاله نسخه‌ی مکتوب سخنرانی سیمون پیرانی است؛ و متن آن …

در دفاع از حقیقتِ پرولتاریایی ـ برعلیه ارتدکسیسم

نوشته: عباس فرد منتشر شده در رفاقت کارگری این نوشته درباره‌ی مقوله‌ای به‌نام تحریف کاپیتال و تحریف مارکسیسم است که از زاویه یک فعال کمونیست جنبش کارگری نوشته می‌شود؛ و هیچ‌گونه ادعای آکادمیک و پرفسورمآبانه در ترجمه‌ی و تسلط به‌زبان‌های خارجی ندارد. موضوع مورد بررسی در این نوشته حول و حوش این مسئله می‌چرخد که آیا کاپیتال و مارکسیسم ـ‌به‌طورکلی‌ـ بدون این‌که به‌‌پرچم یک دولت تبدیل شود و مثلاً روایت انستیتو مارکسیستی‌ـ‌لنینیستی پیدا کند، قابل تحریف است؛ یا نه، در شرایط کنونی این مقوله (یعنی: مقوله‌ی تحریف کاپیتال و مارکسیسم) ترفند دیگری برای اِبراز وجود و فخرفروشیِ به‌اصطلاح آکادمیکِ خرده‌بورژوایی است که مایاکوفسکی در نمایش‌نامه‌ی «ساس» تحت عنوان ساسیوس خرده‌بورژوازییوس تصویری جامع، فشرده و زیبا از آن ارائه می‌کند؟ یک نگاه ساده‌ی عملی به‌مارکس و مارکسیسم و کمی فکر در این رابطه‌ که فایده‌ی مارکس و مارکسیسم چه بوده و امروز چه می‌تواند باشد، یک فعال کمونیست جنبش کارگری را به‌این نتیجه می‌رساند که بحث «اشتباهات فاحش و گمراه­کننده» ویا «تحریف» در مارکس و کاپیتال و مارکسیسم، بیش از این‌که به‌‌هستیِ تاریخی یک رابطه‌ی معین یا …

سازمان‌یابی طبقاتی، «پراتیک» نیابتی و قهرمان‌سازی!؟

نوشته: عباس فرد منتشر شده در تارنمای رفاقت کارگری درباره‌ی انگیزه و شیوه‌ی نگارش این نوشته خواننده‌ی محترم، همان‌طور که متوجه خواهی شد، این نوشته براساس تحلیل، برآوردهای احتمالی و به‌ویژه براساس بررسی منطق اشخاصی بنا شده است که به‌نوعی (مستقیم یا غیرمستقیم) درگیر اعتصاب غذای آقای عظیم‌زاده بوده‌اند. گذشته از این جنبه‌ی مسئله که می‌تواند پایه نسبتاً محکمی برای تحقیق و اندیشه باشد، لازم به‌توضیح است‌که فاکتورهایی که در ارائه‌ی این نوشته مؤثر بوده‌اند (البته در آن‌جایی که به‌فاکتور نیاز باشد)، شواهد و اخبار غیرمکتوب و آمیخته به‌شایعه، اما از منابع متعدد بوده‌ است. بنابراین، نابه‌جا نیست که از خواننده‌ی این نوشته بخواهم که خودش هم به‌طور مستقل رویداها و وقایع مورد اشاره در این نوشته را بررسی کند تا حقیقت در گستره‌ای وسیع‌تر و متکثرتر پرتوافشان گردد. انگیزه‌ی من در نگارش این نوشته برداشتن گام بسیار کوچکی در راستای سازمان‌یابی مستقل و همه‌جانبه‌ی توده‌های پراکنده‌ی کارگر و زحمت‌کش است. اما به‌جز بررسی روند تحولات، شواهد متعددی نیز از این حکایت می‌کنند که پاره‌ای افراد و گروه‌ها درصددند که از بالای سرِ مردم کارگر و …

تفکیک کار مولد از کار غیرمولد گامی در راستای اتحاد طبقاتی کارگران و زحمت‌کشان

عباس فرد منتشر شده در رفاقت کارگری موضوعات مندرج در این نوشته: منهای بررسی دیگرباره‌ و گسترده‌تر کارمولد و غیرمولد، این نوشته ـ‌درکلیت خویش‌ـ روی مقوله (ویا به‌عبارت دقیق‌تر: روی واقعیتی به‌نام) زحمت‌کشان متمرکز شده است‌که علی‌رغم استفاده‌ی دایم چپ‌ها از آن، هیچ‌گاه نه تنها تحدید و تعریف نشده، بلکه تلاشی هم در راستا صورت نگرفته است. گذشته از کلیتِ تعریف و تحدید آن مناسبات و خاصه‌هایی که آحاد و افراد جامعه‌ای خاص را قابل توصیف به‌صفت زحمت‌کش می‌کند، نوشته‌ی حاضر روی بررسی موضع و موضع «معلمین»، «کارکنان بهداشت و درمان»، «کارمندان دولتی و غیردولتی»، «کارکنان خدمات شهری و خانگی»، «کارگران بی‌کار، زنان خانه‌دار، حاشیه‌نشینان و دست‌فروشان» و «کولبران» متمرکز شده است تا شاید به‌زمینه‌ای برای اتحاد پایدار و استراتژیک بین این گروه‌بندی‌های اجتماعی (به‌مثابه‌ی توده‌های طبقه‌ی کارگر) فراهم آورد. تفکیک کار مولد از کار غیرمولد گامی در راستای اتحاد طبقاتی کارگران و زحمت‌کشان موضوعات مندرج در این نوشته منهای بررسی دیگرباره‌ و گسترده‌تر کارمولد و غیرمولد، این نوشته ـ‌درکلیت خویش‌ـ روی مقوله (ویا به‌عبارت دقیق‌تر: روی واقعیتی به‌نام) زحمت‌کشان متمرکز شده است‌که علی‌رغم استفاده‌ی دایم …

شلاق در مقابله با نوزایی در جنبش کارگری

نوشته: عباس فرد منتشر شده در تارنمای رفاقت کارگری می‌توان چنین نتیجه گرفت که قصد از شلاق زدن کارگران نه فقط سرکوب که ـ‌در واقع‌ـ له کردن آن‌هایی است که علاوه‌بر تحمل نابه‌سامانی‌های ناشی از بی‌کاریْشلاق هم می‌خورند. انگیزه‌ی این میزان از فشار، سرکوب و تحقیر نمی‌‌تواند فقط سرکوب آرایش قوای کارگری در حال حاضر باشد؛ این شکل از سرکوب و تحقیر ـ‌در واقع‌ـ می‌خواهد احتمال اعتراض فردا را نیز از هم‌اکنونْ سرکوب کند. به‌عبارت دیگر، قصد از شلاق زدن کارگران معترض، درونی کردن و رواج عنصر سرکوب و تحقیر در میان کارگرانی است که مجموعاً نیروی‌کار منطقه‌ی معینی را تشکیل می‌دهند… … اما موارد نه چندان نادری هم وجود دارد که این احترامِ پس از زندان و ناشی از زندان به‌امکانی برای ایجاد ارتباط طبقاتیِ گسترده‌تر و پیچیده‌تر نیز تبدیل شده است. از این زمینه‌ی تجربی و تاریخی در رابطه با احترام‌آفرینی زندان سیاسی می‌توان چنین نتیجه گرفت که جای‌گزینی سرکوب با استفاده از شلاق با سرکوب با استفاده از زندان می‌تواند ناشی از بیمی باشد که بورژوازی ایران از کسب احترام اجتماعی و …

«جنسیت» و «طبقات» در تاریخ مبارزات کارگری آمریکا

ترجمه عباس فرد منتشر شده در رفاقت کارگری اگر روابط در محل کار به‌این گرایش دارد که آگاهی کارگران از شرایط عمومی‌شان را بالا ببرد، رقابت در بازار کار راه‌کارهای فردی را ترغیب می‌کند. کارگرانی که تواتنسته‌اند از طریق سازمان‌یابی برگرایش‌های شخصی‌شان فائق آیند، نباید چشم ما را روی مشکلات و سدهای واقعی ببندند؛ چراکه باید با این مشکلات و موانع روبرو، و برآن‌ها پیروز شد…زمانی کمپانی تراموا درصدد برآمد تا زنان را با حقوق کم‌تر به‌عنوان راننده استحدام کند، اتحادیه (Almagamated Transit) به‌همراه زنان تازه استخدام شده تقاضای تساوی حقوق در برابر تساوی کار داشتند، دست به‌اعتصاب زد. اعتصاب آن‌ها جانب‌داری جنبش کارگری شهر کانزاس و لیگ اتحادیه‌ کارگری زنان را به‌دنبال داشت. [این درحالی بود که] در دیترویت و کلولاند ـ‌درست برعکس شهر کانزاس و لیگ اتحادیه‌ کارگری زنان‌ـ مردان، اعتصابات اتحادیه‌ای را برعلیه استخدام زنان سازمان دادند… همان‌طور که اکثر فعالین جنبش کارگری و سازمان‌دهنگان اتحادیه‌ها به‌انجام آن مشغول‌اند؛ ما نیز می‌بایست در جریان مبارزات خویش (به‌جای نادیده گرفتن تقسیمات درونی طبقه‌ی کارگر) سیاست‌های هم‌بسته‌ای به‌وجود بیاوریم که به‌طور خلاقانه به‌تقابل این تقسیمات …

درباره‌ی «تدارک کمونیستی»

نوشته: عباس فرد منتشر شده در رفاقت کارگری براساس ادراک ماتریالیستی‌ـ‌دیالکتیکی از این دو شکلِ بروزِ اشتراکِ ذاتیْ می‌توان چنین نتیجه گرفت‌که رابطه‌ی تدارک با مقصدی معین (که باید پیموده شود)، صرف‌نظر از مکانیزم‌های تخریب‌کننده، در واقع همان گام‌هایی است که ضمن پیمایش، مقصد را نیز تغییر می‌دهند، دورتر می‌کنند و به‌سوی تکامل می‌رانند. بنابراین، تدارک در امری معینْ چیزی جز مجموعه‌ای از فعل و انفعالات هدفمند نیست که مرحله‌ی خاصی را می‌سازد و پشتِ سر می‌گذارد تا مرحله‌ی دیگری را بیاغازد؛ درست همانند تداومی ‌که به‌واسطه‌ی انقطاعات مداومْ مادیت حقیقی دارد. پس، تدارک حزبی‌ـ‌کمونیستی و حزبی‌ـپرولتاریایی عیناً همان دیالکتیکِ سازمان‌یابی‌ـ‌سازمان‌دهی است که هنوز به‌مرحله‌ی حزبیت نرسیده و برای رسیدن به‌این مرحله چاره‌ای جز پراتیک حقیقتاً حزبی [یعنی: در هم‌راستایی با تحلیل و تصویری که از حزب ارائه می‌شود] ندارد. به‌هرروی، تدارک حزبی‌ـ‌کمونیستی و حزبی‌ـپرولتاریایی امری است‌که در جامعه‌ی سرمایه‌داری به‌هیچ وضعیت و موقعیت ویژه‌ای مشروط و محدود نمی‌شود؛ ضمن این‌که هروضعیت و موقعیت خاصی تدارک ویژه‌ی خود را می‌طلبد. از دیگرسو… درباره‌ی «تدارک کمونیستی» توضیح مقدماتی این نوشته از حدود 8 ماه پیش برای …

آیا مارکس هم مسلمان و «اصلاح‌طلب» بود؟

نوشته عباس فرد منتشر شده در رفاقت کارگری تا آن‌جاکه به‌مبحث مبارزه با مذهب و آموزشِ سازمان‌دهنده دانش مبارزه طبقاتی و خصوصاً تبادلات نقادانه ماتریالیستی دیالکتیکی با ‌کارگران و زحمت‌کشان برمی‌گردد، می‌بایست چنین ادعا کرد و نتیجه گرفت که: انکار چنین آموزش‌هائی (اعم از تولید و تبادل‌ و بازتولیدش در میان کارگران سازمان‌یافته‌ای که در پروسه خودآگاهی طبقاتی و نوعی قرار گرفته‌اند) معنائی جز انکار سازمان‌دهی کمونیستی و سوسیالیزم ـ‌به‌مثابه مرحله‌ای ضروری در گذار‌ِ به‌کمونیزم‌ـ ندارد. حال کنار آمدن با باورهای مذهبی و توجیه این‌که مذهب «توده‌های مردم» فاقد نهاد و ساختار است، جای خود دارد. به‌هرروی، اگر قرار است‌که خاصه شوراگرایانه مبارزات عمومی و قیام‌های کارگری را به‌دموکراسی بورژوائی فرونکاهیم، پس: می‌بایست این شوراها قدرت مدیریت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه را داشته باشند. اما ازآن‌جاکه تربیت چنین مدیرانی‌ (یعنی: مدیرانی از درون طبقه‌کارگر و در عرصه‌های صنعت و بازرگانی و دیپلماسی و غیره) در جامعه سرمایه‌داری غیرممکن است؛ ازاین‌رو، می‌بایست کادرهائی را در درون طبقه (و در پیوند با آن) تربیت کرد که به‌واسطه‌ی مسلح بودنِ مقدماتی‌شان به‌ماتریالیزم دیالکتیک ـ‌به‌مثابه سلاح ایدئولوژیک‌ـ به‌همراه …

انگلس: نظریه‌پرداز انقلاب و نظریه‌پرداز جنگ

 تنها جنگى كه براى پروس‌ـ‌آلمان باقى مى‌ماند يك جنگ جهانى خواهد بود، يك جنگ جهانى كه گستره و خشونتِ آن تاكنون تصور نشده است. هشت تا ده ميليون سرباز روبروى هم قرار مى‌گيرند و در جريان جنگ اروپا را شدیدتر از حمله‌ی ملخ‌ها [به‌مزارع]، ویران خواهند کرد. ویران‌گریِ جنگ‌هاى سی‌ ساله در ‌نبردهاى سه تا چهار ساله فشرده مى‌شوند و سراسر قاره اروپا را فرامى‌گيرند؛ قحطى، بيمارى و سقوط همگانی در دام بربريت که گریبان ارتشی‌ها و مردم را می‌گیرد، آستانه‌ی بیچارگی حاد و عمومی است؛ نابه‌جاییِ نظام تجارت، صنعت و اعتبارات به‌ورشكستگى فراگير و جهانشمول راهبر می‌گردد؛ دولت‌هاى كهن و عقلانيت سياسى متداول آ‌ن‌ها ‌طورى فروپاشیده می‌شود كه تاج پادشاهان به‌قطعات متعدد تقسیم می‌گردد و هيچ کسی نخواهد بود كه جمع‌شان کند؛ پیش‌بینی پایان این جنگ و نیز این‌که چه کسی برنده‌ی آن خواهد بود، مطلقاً غیرممکن است. فقط یک نتیجه‌ی قطعی [قابل پیش‌بینی] است: فرسودگی عمومی و ایجاد شرایطی برای پیروزی نهایی طبقه‌ی کارگر. این چشم‌اندازِ آن هنگامی است‌که رقابت سیستماتیک و متقابل تسلیحاتی به‌اوج خود برسد و میوه‌های غیرقابل اجتنابش را به‌باربیاورد. …

درباره‌ی اصول ماتریالیسم دیالکتیک

نوشته: عباس فرد این نوشته (که زمانی عنوان درس‌نامه داشت) ضمن این‌که دنباله‌ی منطقی، معقول و دیالکتیکی پنج نوشته‌ی منتشر شده در سایت رفقاقت کارگری در رابطه با ماتریالیسم دیالکتیک است[1]، درعین‌حال نوشته‌ای قدیمی است که بررسی و نقد آن یکی از مهم‌ترین وظایف بسترسازانه و تدارکاتی در راستای تشکل طبقه‌ی کارگر، ایجاد حزب پرولتاریایی و انقلاب اجتماعی است. منهای بسط و تبیینِ آموزشی، در مختصات کنونی این بررسی و نقد از من ساخته نیست؛ بنابراین، یکی از وظایف همه‌ی آن افراد و محافلی که خودرا تدارکاتی و خلاف جریان تعریف می‌کنند، این است‌که در این زمینه نیز گامی نقادانه بردارند و در «این گوی و این میدان» هم مُهر خودرا به‌زندگی خویش و دیگران بکوبند! شاید حاصل این نقد و بررسیِ مفروض این باشد که طرح این‌گونه مقولات و این نوشته‌ها و این‌درس‌نامه‌ها نیز نشانه‌ی «تقدس‌زدایی از مارکسیسم» و «ندامت در مقابل چپ ترانس‌آتلانتیکی» است. در این‌صورت، به‌اعتبار شیوه‌ی مارکس و مارکسیست‌های انقلابی منتظر نقد و بررسی مشروح آن‌ها، به‌جای احکام پیش پا افتاده‌ای می‌مانیم که تنها و «منحصراً» به‌قصد سرکوبْ ذخیره شده‌اند تا …

بهمن شفیق و چند نکته درباره‌ی دو مسئله‌ی مربوط به‌هم

نوشته: عباس فرد منتشر شده در تارنمای رفاقت کارگری منادیانِ مقوله‌ی «مزد و حقوق‌بگیران»، ضمن این‌که خودرا مارکسیست‌ می‌دانند، به‌بهانه‌ی «وحدت»، در اتحاد طبقاتی کارگران انشقاق ایجاد می‌کنند و تخم توهم دربین آن‌ها می‌پاشند. این منادیان، شغل معلمی و رده‌های گوناگون معلم‌ها و کارکنان دارو و درمان را که کمیت نسبتاً گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد، پیش می‌کشند تا قضات، کارمندان، ژورنالیست‌ها، کارکنان پلیس، خبرچینان، زندان‌بانان و شکنجه‌گران و بازجویان، نظریه‌پردازان، و به‌طورکلی خیل بسیار وسیع کارگزاران رنگارنگ نظام سرمایه‌داری را بنا به‌انتزاع در شکلِ درآمد و حذف رابطه‌ی ویژه‌‌ی آن‌ها با تولید اجتماعی، کارگر معنی کنند و کارگران را به‌اتحاد با این گروه‌بندی‌ها ـ‌و در واقع‌ـ به‌پذیرش رهبری پیامبران برخاسته از میان این گروه‌بندی‌های شغلی فرابخوانند. حقیقتِ این فراخوان، فراخوان به‌تسلیم به‌همین نظام موجود، به‌امید لقمه‌نان بیش‌تری است که در همین حد هم بدون یک صف‌بندی طبقاتی ـ‌با استراتژی کمونیستی در راستای تحقق دیکتاتوری پرولتاریا‌ـ دست‌یافتنی نیست. *****  به‌عنوان یک وظیفه‌ی کارگری و درعین‌حال طبقاتی و نیز به‌واسطه‌ی پرنسیپ‌های کمونیستی‌ام در دفاع از حقیقت باید نکاتی را در مورد دو مسئله‌ای که به‌نظر من با ‌هم …

زحمت‌کشان آذری زبان در بی‌راهه‌ی «‌ستم ملی»

نوشته: عباس فرد منتشر شده در تارنمای رفاقت کارگری اگر توده‌های پرشمار کارگران و زحمت‌کشان آذربایجان براساس منافع فراگیر طبقاتی خویش متشکل شوند و خواهان ایجاد کشور مستقلی باشند، با تمام توان از ایجاد چنین کشوری حمایت می‌کنم. چراکه تشکل طبقاتی و مستقل کارگران و زحمت‌کشان در هرگوشه‌ای از جهان و با هرمیزانی از اتوریته و اقتدار ـ‌عملاً‌ـ گامی انترناسیونالیستی است در اتحاد و رهایی کارگران همه‌ی کشورها. اما آن‌چه هم‌اکنون تحت عنوان مبارزه برای «استقلال از چهارچوب ایران» موضوع تبلیغات سیاسی و بعضی از واکنش‌های خیابانی در آذربایجان است، نه تنها نشان‌دهنده‌ی استقلال کارگران و زحمت‌کشان آذری نیست، بلکه در کلیت خویش (یعنی: با احتساب میانگین گروه‌های مختلف) حاکی از سیطره‌ی سیاسی و ایدئولوژیک غرب‌گرایان پروترانس‌آتلانیکِ بسیار متعصبی است‌که برای دست‌یابی به‌قدرت از هیچ‌گونه جنایتی (یعنی: حتی از کشتار مردم کارگر و زحمت‌کش آذربایجانی و آذری زبان نیز) ابایی ندارند. زحمت‌کشان آذری زبان در بی‌راهه‌ی «‌ستم ملی»   یکی از دوستان بسیار قدیمی و بسیارعزیز پس از سال‌ها دوری و بی‌خبری زنگ زد تا از حال و احوال من جویا شود. اما، بعد از …