All posts tagged: زهره روحي

زن، به مثابه «دیگری»

  زهره روحی منتشر شده در انسان شناسي و فرهنگ «جنس دوم»، سیمون دوبوار؛ ترجمه قاسم صنعوی در بین تبعیض‌های رایج، تبعیض جنسیتی سابقه‌ی تاریخی بیشتری دارد. و شاید به همین دلیل است که عموم نگرش‌های ارتجاعی (با هر نام و نشانی که دارند) آگاه یا ناآگاه، تلاش کرده‌اند این تبعیض را امری طبیعی و یا الهی قلمداد کنند؛ به طوری که طی قرنها، این باور ضد بشری چنان در تار و پود فرهنگهای مختلف رسوخ کرده است که به سادگی نمی‌توان آنرا زدود؛ حتا در هزاره‌ی سوم، با وجود اعتراض‌های افشاءگرانه‌ی قرن گذشته، هنوز نگرش‌های مردسالار (کم و زیاد) سلطه‌ی فرهنگی عمیقی در جوامع مختلف دارند. در همین جا لازم است این نکته را تذکر دهیم که معمولاً تصور شایع از نگرش «مردسالار»، تا حد زیادی مشکل‌دار است. زیرا غالباً اینگونه تصور می‌شود که این نگرش فقط خاص مردان است؛ غافل از آنکه بسیاری از زنان نیز نگاهی مرد سالار به خود و دیگر زنان دارند. به بیانی صریحتر، عمیقا تحت تأثیر فرهنگ مسلط بر جامعه‌ هستند. باری، متن حاضر برای پرداختن به تبعیض‌ …

گفت‌وگو با فخری بخشی (راننده‌ی اتوبوس مسافربری بین شهری)

قبلاً هفت، هشت، ده سالی خیاطی می‌کردم، خیلی علاقه به خیاطی دارم. در کنار خیاطی گلدوزی و بافتنی هم می‌کردم و تابلو فرش هم می‌بافتم. فرش‌های اصفهان و ابریشمی. هر کارهایی که کردم همه راضی بودند، با دقت و ظرافت بودند. باز اگر بخواهم بگم، قلاب‌بافی هم می‌کردم، و همینطور چرم دوزی، و کیف چرم می‌دوختم. از فعالیت‌هایی که به آن‌ها علاقه دارم و هنوز هم یک روز در هفته دنبال می‌کنم. در رابطه با ز.ر : با تشکر از پذیرفتن دعوت، لطفا خودتان را معرفی بفرمائید. خانم راننده: به نام خدا، من فخری بخشی متولد 29/9/1354، در اصفهان به دنیا آمده‌ام، طرف‌های آپادانا سجاد، میزان تحصیلاتم سیکل است، متأهل هستم و دو فرزند دارم و الان هم شهرک سیمرغ زندگی می‌کنم. ز. ر: چند سال است که راننده هستید و آیا قبلاً شغل دیگری هم داشته‌‌اید؟ ف. ب: قبلاً هفت، هشت، ده سالی خیاطی می‌کردم، خیلی علاقه به خیاطی دارم. در کنار خیاطی گلدوزی و بافتنی هم می‌کردم و تابلو فرش هم می‌بافتم. فرش‌های اصفهان و ابریشمی. هر کارهایی که کردم همه راضی بودند، …

فمینیسم، انسان و جهان معاصر

زهره روحی منتشر شده در انسان شناسی و فرهنگ در رابطه با هستی اجتماعی عصر حاضر و مسائل زنان و جنبش‌های فمینیستی، معمولاً تفاسیر انضمامی و دیالکتیکی این است که با هر جنسیتی که باشیم به دلیل شیوه‌ی زندگی مدرن، هرگز نمی‌توانیم مسائل فمینیستی را از خود جدا سازیم. و این بدین معنی است که ماهیت قلمرو عمومی در سطح جهانی، خواه ناخواه درگیر معضلات جنسیتی است؛ همانگونه که درگیر معضلات قومی، زیست محیطی، فقر، فساد، بیکاری، و …. است.امروزه پدیده‌ی فمینیسم بیرون از هیچ جا و هیچ چیز نیست، بلکه برعکس در هستی تک تک افراد جامعه و یا نحوه‌ی ادراک فردی آن‌ها حضور دارد؛ خواه از این حضور و همراهی آگاه باشیم یا بی‌خبر؛ حامی و اصلاح‌گر مباحثش باشیم و یا مخالف سر سخت آن. مسائلی که به دلیل خاستگاه اجتماعی و همچنین بازتاب آن در زندگیِ خصوصی‌، هیچگاه بیرون از سبک زندگی و تلقی‌ای نیست که از رابطه‌ خود، با دیگری و چیزها داریم. بنابراین به شکل طنزآمیزی، هر نفی و انکاری که درباره فمینیسم و مسائلش صورت گیرد، به جای بریدن …

فوکو، در تفسیر برساختگیِ خود، به مثابه تکنیک

فوکو، در تفسیر برساختگیِ خود، به مثابه تکنیک انسان شناسي و فرهنگ زهره روحیدر باب تبارشناسی اخلاق: مروری بر کار در حال انجام، (گفت‌وگوی پل رابینو و هربرت دریفوس با میشل فوکو، آوریل 1983)؛ ترجمه نیکو سرخوش، افشین جهاندیده. اگرچه «تاریخ سکسوالیته»، یکی از موضوعات مورد بررسی میشل فوکو است اما در گفت‌وگوی پل رابینو و هربرت دریفوس (آوریل 198)، این موضوع از سوی فوکو، در همان ابتدای بحث، با «تکنیک‌های خود» درمی‌آمیزد تا به قول وی به توازن راه یابد. منظور فوکو از این تکنیک، نحوه‌ی برساختگیِ «خود» بر اساس سبک و نحوه‌ی زندگی و نیز شیوه‌ی تفکر است. به عنوان مثال با مطالعه و بحث درباره مسائل مهم نزد یونانیان باستان و همچنین سبک زندگی آن‌ها، مایل است به فن یا تکنیکِ برساختگی آن‌ها در خصوص «خود» راه ‌یابد. این که عمده‌ترین توجه آنان فی‌المثل معطوف به رفتارهای اخلاقی بوده (چه در رابطه با خود و یا در رابطه با دیگران)، و نه سکس، یا خدایان و مسائل دینی و یا اصلا مسئله‌ی پس از مرگ؛ به گفته فوکو یونانیان نه دغدغه‌‌ای در …

گفتگو با علی (کودک کار) تابستان 1391ـ زینبیه اصفهان ـ محله‌ی باتان

زهره روحی  منتشر شده در انسان شناسي و فرهنگ «نه فقط تابستان ها، هر وقت که بشه و کاری نداشته باشم کار می‌کنم…» ز. ر.: سلام، خسته نباشی. خودت را معرفی می‌کنی؟ علی: من اسمم علی‌ست و 13 سال دارم.   ز. ر.: کارت چیست ؟ علی: کفاشی. ز. ر.: خب بله، ولی چه کاری در اینجا انجام می‌دهی؟ علی: کفش درست می‌کنم…. رویه‌ها رو به کفه‌ی کفش می‌چسبونم. ز. ر.: فقط تابستان‌ها کار می‌کنی؟ علی: نه فقط تابستان ها، هر وقت که بشه و کاری نداشته باشم کار می‌کنم. ز. ر.: ساکن کدوم محله‌ای؟ علی: همینجا. باتون. ز. ر.: کدوم کوچه زندگی می‌کنی؟ علی: نمی‌دونم اسم کوچه‌مون چیه. ز. ر.: مغازه متعلق به چه کسی است؟ علی: دوستامون. ز.ر: نسبتی هم باهات داره؟ علی : نه ز. ر.: درآمدت چقدر است؟ علی: هر چه بیشتر کار بلد باشیم ، بیشتر می‌گیریم. ز. ر.: روزانه چقدر می‌گیری؟ علی: روزی 5 ، 6 هزار تومان. ز. ر.: چند وقت است اینجا کار می‌کنی؟ علی : 6 ، 7 ماه. ز. ر.: مدرسه می‌ری؟ درسهایت چه طوره؟ علی: …

طرح‌های انسان‌شناختی در تئوری اجتماعی هربرت مارکوزه

زهره روحی انسان شناسي و فرهنگ در سال 1978 ـ 1979 در مجله تلوس (شماره 38)، گفت‌و گوهایی از یورگن هابرماس، تلمان اشپینگر و هاینز لوباش با هربرت مارکوزه به چاپ ‌رسید که محور اصلی آنها به نوعی به طرحهای «انسان‌شناسانه» هربرت مارکوزه در تئوری اجتماعی‌‌اش مربوط می‌شد. به دلیل اهمیت موضوع، بحث حاضر را به آن اختصاص خواهیم داد. اما لازم است گفته شود در اینجا منظور از طرحهای انسان‌شناسی اتکاء بر شاکله‌هایی است که به یاری آن بتوان ترسیمی از وضعیت یا وضعیت‌های انسانی داشت. به عنوان مثال در  هستی‌شناسی مارتین هایدگر که از قضا او هم به شاکله‌‌ی انسان یا به قول خودش «دازاین» پرداخته است، بی‌تردید این شاکله، بیشتر از هر مسئله‌ای به زمان‌مندی، تاریخ‌مندی، مکان‌مندی و طرح‌بودگیِ دازاین در آینده و نیز حالت‌های عاطفی او در خصوصِ افکندگی و یا واکنش نسبت به یکتا واقعیتِ غیرقابل انکارِ مرگ و همچنین روی‌آوری‌های انسان در جهان بستگی دارد. و در مورد مارکوزه، باید گفت هر چند وی به دلیل نگرش مارکسیستی‌ِ خود، تحتِ تأثیر نزاع طبقاتیِ برآمده از امر واقعی و عینی …

«ساختارگرایی»، با نگاهی به نظریات لویی آلتوسر

ویژه چهره ماه اکتبر: نظریه به زبان ساده:«ساختارگرایی»، با نگاهی به نظریات لویی آلتوسر زهره روحی      منتشر شده در انسان شناسي و فرهنگ بحث امروز  با مثالی فرضی آغاز  می‌شود: تصور‌ کنید در سازمان بزرگی مشغول به کار هستید که مدیریت آن از طریق انتخابات و رأی گیری نمایندگانی از بین خود کارکنان ، هر چند سال یکبار تعیین می‌شود. معمولاً در چنین مواقعی، تجربه ای که آدمی از خود دارد، تجربة «کنشگر اجتماعی بودن» است.یعنی بی‌آنکه نیازی به گفتن داشته باشیم، عمیقاً بر این باوریم که با توجه به موقعیت و شرایط تاریخی ـ اجتماعی که داریم شخص خاصی را به عنوان نامزد مورد نظر خود انتخاب می‌کنیم . آنچه که معمولا در اینگونه مواقع اتفاق می افتد این است که شما می دانید شاید اگر امکان بهتری داشتید ، انتخاب بهتری هم انجام می دادید، و همین امر شما را به این مسئلة مهم آگاه می کند که اراده و انتخاب تان «مشروط» به شرایط تاریخی و اجتماعی تان است. اگر در همان لحظة پس از رأی گیری کسی از راه …