All posts tagged: دمكراسي

سرمایه داری و مساله رهایی و رفاه انسان

بابک پاکزاد آدام اسمیت و مارکس ، دو متفکری که از دو دیدگاه متفاوت به ظهور جامعه سرمایه داری نوین پرداخته اند هر دو به پیشواز گذار از جامعه فئودالی به جامعه سرمایه داری رفته اند. آدام اسمیت از همان ابتدا نگاهی غیر تاریخی دارد . اسمیت میل به مبادله ، مطالبه ثروت و تلاش برای کسب هر چه افزون تر امکانات را به مثابه امری که در ذات بشر نهفته است می نگرد و در نتیجه قید و بندهای جامعه فئودالی در تقابل با ذات بشر قرار دارد. از این منظر جامعه تجاری که پیش درآمد جامعه سرمایه داری مدرن است باید توسعه پیدا کند و بر نهادهای قرون وسطی پیروز شود. شاکله سیستم و منظومه اسمیت بر نگاه مشخصی از انسان استوار است که مناسبات میان انسان ها را نه برمبنای حس نوع دوستی بلکه بر اساس منافع متقابل می بیند. بنابراین اسمیت ظهور جامعه جدید را محتوم می داند چرا که جامعه فئودالی را در تقابل با ذات بشر ارزیابی می کند. مشکلات جامعه جدید را هم به رسمیت می شناسد اما …

پايه های هنجاری دموکراسی

رنه روخلیتز   برگردان : ب . کیوان   نگرش ١ من از پارادیگم دموکراسی تفاوت روش های درک اندیشه دموکراتیک را می فهمم، نه تفاوت شکل های دموکراسی، آنگونه که آنها در عرصه تاریخی، جغرافیا یی، اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی وجود داشته اند و دارند. فکر می کنم که بحث روی بهترین روش بیان اندیشه یا مفهوم دموکراسی، روی امکان های تحقق آن و مانع هایی متمرکز است که در برابر آن سر بر می آورند. امروز تقریبا تمام جهان نسبت به فرمول بندی نیازهای دموکراتیک موافقت دارند، اما مضمون های بسیار متفاوت به این مفهوم می دهند. از لحظه ای که ضرورت و نیاز دموکراتیک را می پذیریم، بطور ضمنی قبول می کنیم که دموکراسی نمی تواند منحصراً در رابطه با تناسب نیرو تعریف شود: حتی اگر در واقعیت ها هر دموکراسی مبتنی بر چنین رابطه هایی باشد. دموکراسی تنها تعادل نیرو های اجتماعی که به شکل ممکن تاریخی در وجود آمده و در خدمت منافع این یا آن طبقه اجتماعی قرار دارد، نیست. بدیهی است که شکل های تاریخی دموکراسی مثل دموکراسی …

سرمايه داری، دمکراسی و انتخابات

سرمايه داری، دمکراسی و انتخابات ریچارد . د . ولف برگردان: بابک پاکزاد سرمایه داری و دمکراسی حقیقی ربط چندانی به یکدیگر ندارند. اما روند رای گیری رسمی در انتخابات به خوبی و با سهولت در خدمت سرمایه داری بوده است. به طور کل، انتخابات بندرت مساله سرمایه داری را مطرح کرده، چه رسد که درباره آن تصمیمی گرفته باشد و این جدا از خواست رای دهندگان است که آن را ترجیح دهند یا خواستار یک سیستم اقتصادی آلترناتیو باشند. سرمایه داران به شکل موفقیت آمیزی تمرکز انتخابات را به جاها و مسایلی دیگر سوق می دهند، به سوی مسایل و گزینه های غیر سیستمی. این موفقیت، آنها را نخست توانا می سازد تا دمکراسی و انتخابات را معادل یکدیگر قرار دهند و سپس، از انتخابات در کشورهای سرمایه داری به مثابه شاهدی بر دمکراسی اشان تجلیل به عمل آورند. البته، حتی انتخابات نیز تنها در بیرون از بنگاه ها و شرکت های سرمایه داری اجازه می یابد. انتخابات، درون شرکت ها – جایی که کارمندان در آن اکثریت هستند – هرگز اتفاق نمی افتد. …