All posts tagged: حمیدرضا مصیبی

علم اقتصاد یا سرمایه‌داری؟ – حمید رضا مصیبی

علم اقتصاد یا سرمایه‌داری؟ حمید رضا مصیبی در زمان دانشجویی مجبور به گذراندن چهار واحد اقتصاد کلان و خرد شدم. نکته‌ی عجیب این بود که در کتاب‌های اقتصادی دانشگاهی هیچ نامی از سرمایه‌داری (به عنوان یک صورت‌بندی اقتصادی که حدود 500 سال از پیدایش آن گذشته است) نام برده نمی‌شد. ما با علم اقتصاد روبرو بودیم. ادعای اساتید دانشگاه و مولفان کتب اقتصادی این بود که از علمی صحبت می‌کنند که همانند سایر رشته‌های علمی (زیست‌شناسی یا فیزیک) به شکلی عینی و از طریق روش علمی (مشاهده، نظریه، آزمون نظریه) به دست آمده است. ادعا این بود که کارآیی بازارهای آزاد از طریق روش علمی ثابت می‌شود. من ابتدا نظریات یکی از این اقتصاددانان را که کتابش در دانشگاه‌های خودمان نیز تدریس می‌شود، بیان می‌کنم و در انتها به نقد آن خواهم پرداخت. .

درباره‌ی جنبش‌های مجازی – حمیدرضا مصیبی

درباره‌ی جنبش‌های مجازی سرنوشت یک به اصطلاح جنبش زمانی‌که موج افشاگری‌ آزارهای جنسی در اوج خودش بود، توییتی زدم با این مضمون: من نمیفهم الان که همه در مورد تجاوز توییت می‌زنن، فایده‌ای هم داره؟ پس فردا یه موضوع دیگه مد میشه همه می‌رن رو اون. #رفتار_گله‌ای این موجب شکل‌گیری دیالوگ توییتری زیر شد: + به نظرم چندین فایده داره: ۱. شاید به زن‌های دیگر، به‌خصوص جوان‌ترهایی که اینجا هستند، کمک کند که از فریاد زدن و از گفتن نترسند، و صدایشان را بلند کنند، چه در لحظه‌ای که تجاوز/ تعرض اتفاق میافتد، چه بعدش. بنا به ‌تجربه اگر ترس و شرم کنار برود، مقاومت و دفاع محکم‌تر است. ۲. فرصت‌طلبانی که اینجا هستند و بخواهند چنین کاری بکنند، شاید از برملا شدن بترسند، و فکر کنند به عواقبش نمی‌ارزد. البته این در مورد همه صدق نمی‌کند، اما حداقل آنهایی که حاشیه‌ی امن کمتری دارند. چون می‌دانیم که متجاوز و متعارض در هر قشر و سنی هست. ۳. برای همه آدمهایی که اینجا هستند و خودشان تجربه نکردند یا آنقدر تجربه‌ی دهشتناکی نداشتند، کثافت موجود …

درباره ی دموکراسی – حمیدرضا مصیبی

حمیدرضا مصیبی شاید حدود 10 سال پیش بود که برای اولین بار شنیدم عده ای مانند شهید بهشتی سخنان و مکتوباتی داشته اند جهت توجیه عقلانی جمهوری اسلامی. آن زمان فکر می کردم این تلاش ها بی ثمر است. چرا که جمهوری اسلامی عبارتی پارادوکسیکال است. جمهوری یعنی خواست مردم، اما اسلامی یعنی خواست اسلام، و این دو به هیچ وجه قابل جمع نیستند. یکی دو سال پیش، در یک مجله (که اسم آن را به یاد ندارم) در یک مصاحبه (همچنین به یاد ندارم مصاحبه با چه کسی بود) خواندم که وجود مقام رهبری در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از استبداد رئیس جمهور پیش بینی شده است. ادعای عجیبی بود. همیشه فکر می کردم اگر مستبدی وجود داشته باشد، شخص رهبر است. آن زمان نفهمیدم منظور این شخص چیست. این دو تجربه را بیان کردم تا بگویم جمهوری اسلامی برای من همیشه با دیکتاتوری و استبداد همراه بوده است. اما اکنون فهمیده ام ایده ی جمهوری اسلامی و ایده ی مردم سالاری دینی دموکراسی واقعی است. در ادامه تلاش می کنم توضیح دهم. …

«درباره ماکیاولی» – حمیدرضا مصیبی

«درباره ماکیاولی» – حمیدرضا مصیبی ماکیاولی اندیشمندی است که نامش با تبه کاری، شرارت، فریب، دروغ، رذالت و … پیوند خورده است. در ویکی پدیای فارسی در توضیح ماکیاولیسم چنین نوشته است: ماکیاولیسم عبارت است از مجموعه اصول و روش‌های دستوری که نیکولو ماکیاولی سیاست‌مدار و فیلسوف ایتالیایی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) برای زمامداری و حکومت بر مردم ارائه داد. نیکولو ماکیاولی که بنیاد این نظریه خود را پیرامون روش و هدف در سیاست قرار داده، در کتاب خود شهریار، هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می‌داند و بنابراین، آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی‌داند و در نتیجه به کار بردن هرچیزی را در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد و بدین گونه سیاست را به کلی از اخلاق جدا می‌داند. ماکیاولی معتقداست، زمامدار اگر بخواهد باقی بماند و موفق باشد نباید از شرارت و اعمال خشونت‌آمیز بترسد. زیرا بدون شرارت، حفظ دولت ممکن نیست. حکومت برای نیل به قدرت، ازدیاد و حفظ و بقای آن مجاز است به هر عملی از قبیل کشتار، خیانت، ترور، تقلب و … دست بزند و هرگونه شیوه‌ای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت را برای رسیدن به هدفش روا می‌دارد. …