All posts tagged: تز يازدهم

«خصوصي‌سازي» سود و «اجتماعي‌کردن» زيان‌ها

گفت‌وگوي تز يازدهم با احمد سيف درباره «ليبراليسم اقتصادي در ايران» بيست‌وشش سال پيش‌‌‌‌ وقتي نمايندگان صندوق بين‌المللي پول و بانک جهاني وارد تهران شدند دولت وقت از آنها استقبال کرد. سال 1369. سي‌ام ژوئيه 1990 نخستين هيئت اعزامي دو نهاد مالي بين‌المللي پس از بازگشت، گزارش کوتاهي در IMF survey با عنوان «جمهوري اسلامي ايران در پي تغييرات نهادي و ساختاري است» منتشر کرد. در اين گزارش آمده بود: «مقامات ايراني عزم خود را براي حرکت به سوي تعديل همه‌جانبه‌ اقتصادي کلان کشور، فراهم‌آوردن نقشي قوي‌تر براي بخش خصوصي و حذف تدريجي قيدوبندهاي اقتصادي ابراز کردند». (طبقه و کار در ايران؛ ص89) اين شروع حرکت به سوي ليبراليسم اقتصادي در ايران مهم است چون ما را به محدوديت‌ها و موضوع اين مصاحبه مي‌رساند. ليبراليسم اقتصادي حول دو منطق غالب شکل مي‌گيرد: منطق دولت و منطق سرمايه. زندگي تحت لواي آن به معناي پذيرش مجموعه‌اي از قوانين و حقوق است که براي انباشت سرمايه و شدنِ ليبراليسم اقتصادي ضروري است – پذيرش اينکه هيچ گزينه‌اي جز زيستن در نظام انباشت پايان‌ناپذير سرمايه و رشد اقتصادي …

‌نژاد‌پرستي بدون نژادها

نویسنده: مصاحبه با اتي‌ين باليبار ترجمه: سارا دهقان – تايماز افسريتز یازدهم فيلسوف و پروفسور ممتاز دانشگاه پاريس 10، اتي‌ين باليبار به طرح مسئله‌ي نژاد‌پرستي و اشکال جديد بيان آن پرداخته است که يکي از بُن‌مايه‌هاي مهم فلسفه‌ي سياسي و علي‌الخصوص نقد او از سرمايه‌داري و جامعه‌ي ليبرال به‌شمار مي‌رود. او علاوه بر چندين کتاب ديگر، نويسنده‌ي کتاب “Citoyen Sujet et autres essais d’anthropologie philosophique” (2010) و کتاب «پيشنهاد برابر/آزادي» (2011) مي‌باشد که توسط انتشارات Universitaires de France منتشر شده‌اند. او نوامبر گذشته در توقف کوتاهي که در مونترال داشت، مشتاقانه حاضر شد به پرسش‌هاي ما پاسخ دهد. نشريه ريليشن: با در‌نظر گرفتن اولويتي که مسئله‌ي حقوق بشر در جوامع ما دارد و هم‌چنين موضع‌گيري‌هاي رسمي بر‌عليه نژاد‌پرستي، ممکن است اين تصور به‌وجود بيايد که نژاد‌پرستي ديگر مسئله‌ي امروز نيست بلکه چيزي به‌جامانده از روزگاران گذشته است. با اين همه موضوع اين گونه نيست. تا چه اندازه مي‌توان گفت هنوز با پديده‌اي مرکزي يا درواقع ساختاري روبروييم، آن‌هم درحالي‌که در عصر جهاني‌سازي سرمايه‌داري به‌سر مي‌بريم؟ به بيان ديگر اين مسئله درباره‌ي جوامع ما، به ما …

درس‌هاي اسکاتلند؛ احياي سياست و غلبه بر ترس

نویسنده: مراد فرهادپور تز یازدهم کارگران و جوانان و آزادي‌خواهان و برابري‌طلبان اسکاتلند نيز مزه تلخ شکست را چشيدند ــ آرام و دوستانه‌بودن اين شکست چيزي از تلخي‌اش نمي‌کاهد. آن 55 درصدي هم که «نه» گفتند اگر دست روي دست بگذارند و تأييد کنند دليل اصلي رأي‌شان ترس (آن‌هم از ضرر و زيان شخصي) بوده است خيلي زود کام‌شان تلخ خواهد شد. اما همه‌پرسي اسکاتلند، به شهادت کساني که آن را احياي دموکراسي يا حتي انقلاب آرام و نظاير آن ناميده‌اند، در گروي نتيجه آن نبوده و نيست. اين همه‌پرسي نشان داد که سياست به معناي حقيقي‌اش مي‌تواند حتي در باثبات‌ترين و منفعل‌ترين وضعيت‌ها نيز شکاف انداخته و تناقضات دروني‌اش را آشکار سازد. نشان داد کساني که مدافعان سياست راديکال را به خيال‌بافي و رمانتيک‌بازي متهم مي‌سازند حتي در سطح واقعيت تجربي نيز ياوه مي‌گويند و مبناي حرف‌هايشان، آگاه يا ناآگاه، چيزي نيست جز منافع و علايق طبقاتي و پيش‌داوري‌هاي ايدئولوژيک.داستان همه‌پرسي اسکاتلند حدوداً سه سال پيش با کسب اکثريت پارلماني توسط حزب ملي‌گراي اسکاتلند آغاز شد. دولت محلي که اين حزب تشکيل داد خواست …

فرضيه‌ي کمونيسم

  فرضيه‌ي کمونيسم نویسنده: آلن بديو مترجم: صالح نجفي منتشر شده در تز يازدهم تز يازدهم: از زمان نوشته‌شدن مقاله‌ي «فرضيه کمونيسم» در نيولفت ريويو شش سال مي‌گذرد. بديو بعدها مقاله خود را بسط داد و در کتابي با همين نام منتشر شد (در دست ترجمه). از آن زمان تاکنون جهان تغييرات باشکوه و هم‌زمان غم‌باري را به خود ديده؛ بهار پرشور عرب و جنبش اشغال وال‌استريت و تظاهرات در سرتاسر اروپا. وقايعي که نويد گسست در «دوره فترتي» بود که بديو در همين مقاله از آن نام مي‌برد و آغاز آن را به اواخر دهه 70 بر مي‌گرداند. با اين‌همه گسست مورد انتظار تاکنون چيزي بيش از اختلالي موقت در نظم جهان‌گستر سرمايه‌داري ايجاد نکرده. در فرانسه، مهد تمدن اروپايي، بختک سارکوزي هم‌چنان بر زندگي شهروندان سنگيني مي‌کند، هر چند از خود او ديگر خبري نيست. خط‌مشي فرانسوا اولاند و حزب سوسياليست دست‌کمي از سياست‌هاي سارکوزي ندارند و در عمل همان مي‌کنند که دست‌راستي‌هاي حاکم بر اروپا که اينک برندگان انتخابات پارلمان اروپا نيز شده‌اند. جنبش‌هاي اعتراضي عربي و اروپايي نيز فرجامي خوش‌تر از بازگشت به «رژيم …

لغزش‌هاي زباني حين نقد اقتصاد سياسي

لغزش‌هاي زباني حين نقد اقتصاد سياسي(نقدي بر مقاله‌ي علي‌عباس‌بيگي با عنوان «تکرار اسطوره‌اي انباشت اوليه در ايران») نويسنده نويد قيداري منتشر شده در تارنماي تز يازدهم بگذاريد از نتيجه‌گيري آقاي عباس‌بيگي آغاز کنيم: «فرايند رشد سرمايه‌داري در ايران همواره در مرحله‌ي انباشت اوليه يا غارت نخستين باقي مي‌ماند و اين مرحله به همراه همه‌ي خشونت‌ها، غارت‌ها و دردهاي آن مدام تکرار مي‌شود؛ اين مرحله اگرچه براي مردم صدمات بسياري به بار داشته اما براي دستگاه قدرت دولتي و ساختار هنوز شکل‌نيافته‌ي آن ضروري است.» و هم­چنين «تکرار اسطوره‌اي مرحله‌ي انباشت اوليه به اين معناست که فرايند انباشت اوليه‌ي سرمايه‌داري با همه‌ي سلب مالکيت‌ها، انتقال‌ها و خشونت‌هاي آن به شيوه‌هاي غيرعقلاني در اقتصاد ايران تکرار مي‌شود و چرخه‌ي سرمايه در عوض سپري کردن مراحل مختلف حيات خود در مرحله‌ي نخستين آن باقي مي‌ماند. به عبارت ديگر ما با تثبيت و استمرار سرمايه‌داري مواجه نمي‌شويم بلکه در عوض سرمايه‌داري خود را چونان غارتي سازمان‌يافته آشکار مي‌سازد که به مدد خصوصي‌سازي گسترده، دارايي‌هاي عمومي را از آن خود مي‌کند و آن‌گاه آن را براي کسب سود بيشتر به …

تکرار اسطوره‌اي انباشتِ اوليّه‌ در ايران

نویسنده: علي عباس‌بيگي  منتشر شده در تز یازدهم تلاش براي رسيدن به درکي از وضعيت کنوني اقتصادِ ايران در نسبتِ با تاريخ جهانيِ تحوّلات سرمايه‌داري خود را در هياتِ نظريه‌هاي متفاوت و بعضاً متضادي آشکار کرده است. از يک‌سو با نظرياتي مواجه‌ايم که مي‌کوشند وضعيتِ کنوني سرمايه‌داري در ايران را به‌ميانجيِ نوعي خصوصي‌سازي تام‌و‌تمام درک کنند، و بر آن اساس مناسبات سياسي و اجتماعي شکل گرفته‌ي پيرامون آن‌را توصيف کنند: ظهورِ يک طبقه‌ي ممتاز سرمايه‌دارِ مستقل، که روندِ پرشتاب فرآيند انباشتِ اوّليه به آن‌ها اين فرصت را اعطا کرده که پولِ گردآمده را در چرخه‌ي توليد سرمايه‌داري وارد کنند و با بهره‌گيري از نيروي کار و مواد خام به بيشترين ميزان سودآوري برسند. از سوي ديگر، نظريه‌هاي ديگري وجود دارند که سرمايه‌داري ايراني را بيشتر يک سرمايه‌داري انحصاري و دولتي مي‌دانند، نوعي سرمايه‌داري وابسته به قدرت دولتي که همين وابستگي است که مسيرِ حرکت، جهت‌گيري و رشد آن را مشخص مي‌سازد.  به نظر مي‌رسد اين نظريات متناقض و متضاد خود منبعث از ابهام و گنگي وضعيت‌اند، ابهام و گنگي‌اي برخاسته از ساختارِ اقتصادي ايران که ارائه‌ي …

ناتاشا عضو اتحاديه مي‌شود: تحليلي درباره‌ي کار جنسي با نگاهي به تجربه‌ي هند

نویسنده: گلناز ملک منتشر شده در«تز یازدهم» در اين نوشته از هر دو کلمه‌ي کار جنسي و روسپيگري استفاده کرده‌ام. حدوداً چهل سال است که بحث‌هاي گسترده‌اي درباره‌ي چرايي استفاده از کلمه‌‌ي کار جنسي ميان نظريه‌‌پردازان و فمينيست‌ها و اکتيويست‌هاي اين حوزه درگرفته‌ و يکي از اولين خواسته‌هاي تشکل‌‌هاي کارگران جنسي در سراسر دنيا جايگزيني کارگر جنسي با عنوان روسپي بوده‌ است. همچنين کار و کارگري جنسي اشاره‌ي دقيق‌تري به حيطه‌ي خدمات و اشخاص مشغول در صنعت سکس دارد. با اين وجود در ارجاع به متون تاريخي و بحث‌هاي مربوط به نقش سکس تجاري در جامعه به اجبار از همان اصطلاح رايج روسپي استفاده کردم. اين‌که آيا مشغوليت در صنعت سکس اساسا? تفاوتي با ساير صنايع ندارد و کارگران جنسي هم بايد از طريق اتحاديه‌هاي مستقل و خودمختار، حقوق و بهبود وضعيت خود را پي‌گيري کنند، يا اين‌که کار جنسي بدترين شکل خشونت، و بهره‌کشي از زناني‌ست که بايد از آن وضعيت به هر وسيله‌اي خارج شوند – مثلاً به کمک ان‌جي‌اوها و کمپين‌هاي نجاتي که فمينيست‌هاي راديکال با حمايت مالي و معنوي نومحافظه‌کاران و …

در باب آنچه مي‌توانيم انجام ندهيم

نویسنده:جورجو آگامبن مترجم‌: کامران برادران رزاز منتشر شده در تز يازدهم زماني دلوز کارکرد قدرت را در جدايي انسان از آنچه مي‌تواند انجام دهد، يعني از بالقوگي‌اش، دانست. نيروهاي فعال از به عمل درآمدن بازداشته مي‌شوند، خواه به اين دليل که فاقد شرايط مادي لازم هستند خواه به اين سبب که منع آن‌ها را رسماً ناممکن مي‌سازد. در هر دو حالت قدرت، در جابرانه‌ترين و خشن‌ترين شکل‌اش، انسان را از بالقوگي‌اش جدا مي‌سازد، بدين طريق موجبات ناتواني او را فراهم مي‌آورد. با اين وجود، قدرت کارکرد پنهان ديگري نيز دارد که به‌طور مستقيم بر آنچه انسان‌ها مي‌توانند انجام دهند – بالقوگي‌شان- اثر نمي‌گذارد بل بر «نابالقوگي» آن‌ها، آنچه نمي‌توانند انجام دهند، يا به بيان بهتر، آنچه مي‌توانند انجام ندهند، اثر مي‌گذارد. اين نکته که بالقوگي همواره به‌نحوي بنيادين يک نابالقوگي بوده و توانايي انجام دادن همواره، پيشتر، توانايي انجام ندادن است در انديشه‌ي ارسطو در باب تئوري بالقوگي نقشي اساسي و تعيين کننده دارد. همان‌گونه که خود او در جلد نهم «متافيزيک» اشاره مي‌کند: « نابالقوگي [adynamia] فقداني‌ست در تقابل با بالقوگي [dynamis]. هر بالقوگي …

شب‌پايي در روز روشن

شب‌پايي در روز روشن نيما پرژام  منتشر شده در تارنماي تز يازدهم «اي سقراط ، اين چه هنري است که مرد مستعدي چون ترا بدين روز سياه مي‌نشاند و چنان ناتوان و درمانده مي‌سازد که نه خود را بتواند از خطر برهاند و نه ديگري را.» از رساله‌ي گرگياس   در برهه‌هايي که در آن‌ها بر اثر عوامل گوناگون (از سرکوب نامحدود به‌ياري پيشرفته‌ترين ابزارهاي تکنولوژيک تا حد و مرزهاي احتمالي تاريخي نظير کمبود عرصه‌هاي بارور و بالقوه رهايي‌بخش اجتماعي و سنت‌هاي زنده‌ي مقاومت) ظاهراً هيچ امکاني براي هرگونه سازماندهي جمعي در هيأت يک پروژه‌ي سياسي رهايي‌بخش ديده نمي‌شود، به‌نظر مي‌رسد که تفکر به آخرين و تنها پناهگاه مقاومت بدل مي‌گردد. با اين‌حال اين شبهه بر جاي مي‌ماند که اين پناه بردن سياست رهايي‌بخش به عرصه‌ي تفکر نظري، چيزي جز نوعي خودفريبي و فرار از رودررويي با واقعيت يأس‌آور عجز و ستروني نباشد، هرچند پرداختن به اين شبهه و نقد چنين خودفريبي‌اي احتمالاً خود مستلزم تفکر نظري است. در چنين وضعيتي‌ست که به‌نظر مي‌رسد رابطه‌ي «تفکر نظري» و «سياست رهايي‌بخش» به پرسشي زنده و ملموس بدل …

چپِ اروپا زخم‌خورده‌ي سرمايه‌داري

 نویسنده: لئو پانيچ  مترجم: امين درستي منتشر شده در تارنماي تز يازدهم در بسياري از سال‌هاي قرن بيستم، واژه‌ي «رفُرم» همواره با پشتيباني از سياست‌هاي حمايتيِ دولت در برابر اثرات هرج‌و‌مرجِ رقابت بازار سرمايه‌داري همراه بود. امروزه اما اين واژه معمولاً براي اشاره به انجام ندادن و برداشتنِ چنين حمايت‌هايي به کار مي‌رود. مسأله اما محدود به تملکِ نارواي اين واژه از سوي مؤسساتِ پرداختِ وامِ اروپايي و بين‌المللي و بهره‌گيري از آن به‌عنوان اسم رمزي براي خواستِ کوچک‌تر کردنِ مشاغل و خدمات بخش عمومي اقتصاد (مثلاً در يونان) نيست؛ بلکه احزاب چپِ ميانه‌رو (Centre Left) نيز به گونه‌اي روز افزون از اين واژه به همين طريق بهره مي‌گيرند. اين‌گونه است که ماتيو رِنزي (Matteo Renzi)، رهبر جديد حزب دموکرات ايتاليا (که حزب او جانشين حزبي شده است که روزي بزرگ‌ترين حزبِ کمونيست اروپاي غربي بود)، از دولت خواسته است که در به کارگيريِ بسته‌ي رفرمِ اقتصادي مصمم‌تر باشد، بسته‌اي که شامل کاهش هزينه‌هاي عمومي و تغيير مقررات براي انعطافِ بيشترِ بازارِ کار و جذبِ سرمايه‌ي خارجي است. گزارش اخير نيويورک تايمز نشان مي‌دهد که چه …

غايت نقد چيست؟

غايت نقد چيست؟ نویسنده: موريس بلانشو/ مترجم: سميرا رشيدپور منتشر شده درتز يازدهم من بررسي تمامي معناهاي اين پرسش را کنار مي‌گذارم. يکي از اين معناها با بي‌معنايي خود نقد سروکار دارد. وقتي ما به‌طور جدي نقد ادبي را مورد بررسي قرار مي‌دهيم، اين احساس را داريم که پرسش‌مان به هيچ‌وجه جدي نيست. نهاد دانشگاه و ژورناليسم تمام واقعيتِ نقد را برمي‌سازند. نقد سازشي ميانِ اين دو شکل از نهاد است. هر روزه دانشي که چالاک، کنجکاو و گذراست به مصافِ دانش عالمانه، پايدار و قطعي مي‌رود و اين دو به سختي با همديگر درمي‌آميزند. ادبيات به درستي موضوع نقد باقي مي‌ماند، اما نقد، ادبيات را آشکار نمي‌‌سازد. نقد يکي از راه‌هاي بيانِ ادبيات نيست. اما يکي از راه‌هايي است که نهاد دانشگاه و ژورناليسم از طريق آن تصديق مي‌شوند. و اين نقد اهميت‌اش را از قدرتِ‌ همين نهاد‌هاي برجسته مي‌گيرد. يکي از اين نهادها ساکن است و ديگري پويا، هر دوي آن‌ها قويا هدايت و سازمان‌دهي‌ شده‌اند. طبيعتاً مي‌توان نتيجه گرفت که نقد نقشي پيشِ‌پا‌افتاده‌ ندارد. زيرا اين نقش عبارت است از مرتبط ساختن ادبيات …

توقيف آسمان و چند نکته: «فاشيسم فرهنگي» در دام اعتدال

نویسنده: رحمان بوذري منتشر شده در تز يازدهم روزنامه آسمان پاسوز همان چيزي شد که به‌صورت سيستماتيک توجيه‌اش مي‌کرد: سانسور. اولين روزنامه دوره اعتدال، که فعاليت سياسي تاريخ معاصر ايران را به پيش و پس از اعتدال‌گرايي تقسيم مي‌کرد و در مقام تريبون گفتار مسلط به نقد بي‌رحمانه هر چه غير از اعتدال مي‌پرداخت در چرخ‌دنده‌هاي سيستمي گير کرد که خود به روغن‌کاري‌اش آمده بود. سرتاسر شش‌شماره نخست روزنامه آسمان پُر بود از انباشت کينه نسبت به مخالفان اعتدال. آسمان البته (چه در مقام روزنامه و چه پيش از آن در مقام هفته‌نامه) مخالفان اعتدال را هم تنها در طيف راست مي‌جست ــ و چه کسي است که با راست افراطي همدل باشد؟ مخالفاني غيردموکراتيک که تنها به حذف رقيب مي‌انديشند. اعتدال اما تنها در ميان راست‌گرايان مخالف ندارد و به همان ميزان، چپ نيز ضد‌اعتدال است. آسمان- مهرنامه- انديشه‌پويا البته در نقد چپ‌گرايان تلاش چنداني نياز نداشتند و ندارند. چرا که اين طيف از مخالفان اعتدال بر خلاف مخالفان راست، نه دسترسي به منابع مالي و مادي اعتداليون دارند و نه برخوردار از هژموني …

کانت و گسست از مونارشي

نادر فتوره چي منتشر شده در تز يازدهم در تاريخ تفکر، پاره‌اي از فيلسوفان به‌عنوان «فيلسوفان گسست» شناخته مي‌شوند. فيلسوفاني که دستگاه فکري‌شان را به‌تمامي متفکران بعد از خود تحميل کرده‌اند و راه را بر هرگونه انکار يا ناديده گرفتن دعاوي و ايده‌هاي‌شان بسته‌اند. فيلسوفاني که علاوه بر سيطره انداختن بر کل فضاي تفکر فلسفي پس از خود، منشاء تحولات سياسي-اجتماعي بي‌بديلي نيز بوده‌اند و چه‌بسا بتوان به اعتبار نام‌شان سرنوشت جوامع بشري را به‌قبل و بعد از آنان تقسيم کرد. به عبارت ديگر، اين متفکران کاري فراتر از نظريه‌پردازي در باب معناي هستي، انسان، خدا و … کرده‌اند؛ آنان جهان واقعي و زندگي روزمره جاري در آن را «تغيير» داده‌اند و تنها در پي «تفسير» آن نبوده‌اند. ازقضا، وجود چنين چهره/نقطه گسست‌هايي در تاريخ فلسفه است که ادعاي مشهور مارکس را به‌شدت قابل درک مي‌کند: «فيلسوفان تاکنون جهان را تفسير کرده‌اند، حال اما مسأله تغيير آن است».[1] بماند که او خود حتي با همين تک جمله و نه ميراث سترگ‌اش در باب تفکر/سوژه مدرن و خلق گفتار راديکال نقد اقتصاد سياسي، در زمره همين …