All posts tagged: بیژن فرهادی

گم گشت راه مقصود: در نقد سامان حق‌وردی – بیژن فرهادی

گم گشت راه مقصود: در نقد سامان حق‌وردی نویسنده: بیژن فرهادی می‌دانیم که سرنگونیِ نظام حاکم بر ایران (چه به هدف انهدام اجتماعی، چه به هدف جایگزینیِ احتمالیِ دولت مطلوب سرمایه‌داری جهانی) یکی از گزینه‌های اصلی امپریالیسم آمریکا است. نیروهای صادقی که از این پروژه‌ی تباه‌کننده خبر دارند و موضع خود را در ایستادگی در برابر این پروژه تنظیم می‌کنند، کم‌شمارند. چون نیک بنگریم، می‌بینیم که این تحلیل در بخش‌هایی از جنبش کمونیستی، در کل، و جنبش طبقه‌ی کارگر، به‌طور مشخص‌تر، نمود و بروزهایی یافته است. با این حال، این راهبرد هنوز در بارزترین شکل خود نمود و تعیّنی مادّی پیدا نکرده است. آنچه هست، صرفاً گرایش‌هایی است برخاسته از مترقی‌ترین بخش‌های این جنبش برای وضع موضع صحیح. هدف نوشته‌ی حاضر این است تا…. برای دریافت بقیه متن اینجا را کلیک کنید

سلام به سرزمین زیبایی‌ها؛ درباره‌ی کودتای اخیر در ونزوئلا – بیژن فرهادی

سلام به سرزمین زیبایی‌ها؛ درباره‌ی کودتای اخیر در ونزوئلا نویسنده: بیژن فرهادی «سال خلایق به یاوه پشت می‌کند وز افق خانه‌ها و میدان‌ها دایره‌ی پویش توانستن را می‌پیماید.» محمد مختاری احتمالاً این تصویر ذهنی که در یک روز آفتابی از خواب بیدار می‌شوید و به همه‌ی مشکلات قبلی‌تان، مشکل دیگری هم اضافه می‌شود – که از بد روزگار نامش کودتا است – کمی آزارتان می‌دهد. تصویر مألوفی است برای ما و آن‌ها؛ مشروط بر اینکه گام شوم بعدیِ آن جنگ داخلی، تجزیه‌ی کشور و ترابری گروه‌های تروریستی در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف نباشد. خواهیم دید که تا بوده چنین بوده و، تا نوبت بعدی ماجراها، تا هست چنین است. اگر پیشترها موجودیتی به نام شوروی داعیه‌ی تقابل با این مداخلات را داشت یا گروه‌های مترقی مبارزه‌جویانه‌ای در کار بود که در حدّ وُسع خود به مقابله با چنین توطئه‌هایی به پا خیزد، امروز اما جهانیان بی‌بخارتر از آن شده‌اند که ته‌مانده‌ی قمقمه‌ی روبه‌اتمامشان را قربانیِ سرابی مسلّم نکنند. جهان به برهوتی بدل شده است، آن سرش ناپیدا. به نظر شما چه‌قدر باید از لحاظ سیاسی …

مقدورات بی‌مخاطبی: در نقد «مقدرّات بدیل‌بودن» – بیژن فرهادی

مقدورات بی‌مخاطبی: در نقد «مقدرّات بدیل‌بودن» نویسنده: بیژن فرهادی متن پی دی اف مقاله «خوشا نگاهی که روز واقعه را می‌شناسد» محمد مختاری ما در روزگاری به سر می‌بریم که وضعیت جهانی و منطقه‌ای به آستانه‌های تعیین‌کننده‌ای رسیده است. بحران‌های سیاسی و اقتصادی سرتاسر جهان را درمی‌نوردند و تقریباً هر روز در نقطه‌ای از جهان شاهد آن هستیم که چیزی خلاف روال ظاهراً عادّی امور روی می‌دهد. در چند سال اخیر شاهد این بوده‌ایم که اتحادیه‌ی اروپا با چند بحران روبه‌رو شده است. از مسئله‌ی مربوط به یونان (سیریزا) گرفته تا جدایی بریتانیا (یکی از اصلی‌ترین قدرت‌های اروپا و جهان) از اتحادیه‌ی اروپا. ایالات متحده نیز با بحرانی وخیم روبه‌رو گشته است. ظهور دونالد ترامپ را باید نشانه‌ی این بحران بدانیم، نه سرآغاز آن. خاورمیانه هم طیّ یک دهه‌ی اخیر هر روز با چهره‌ای جدید بر جهانیان نمایان می‌گردد. اگر از بحران سوریه هم بگذریم، می‌بینیم که اوضاع در یمن، ترکیه، عراق و ایران دائماً دستخوش دگرگونی است. تحرکات و زیاده‌خواهی‌های عربستان سعودی به خطری برای کلّ منطقه بدل شده است. ساز اسرائیل هر روز …