پرش به محتوا

برچسب: برزين آذرمهر

وهم باره

وهم باره * شب، با شکست خورشید، زد فاتحانه فریاد : « دیگر تمام شد.» ننهاده چشم برهم نی ، در نیِ سحر هنوز، زنگی زتاج سر، خورشیدِ نو تری […]

خطابه

خطابه . سالیان سال زیر چشم ما، همچونفرین گشتگان، در آتش و دود می زند سوریه پر پر از عذاب دوزخی که کردگارش «سود» بدتر از نمرود… . مردم ای […]