All posts tagged: اسلاوي ژيژك

ژیژک و شارلی ابدو: تطهیر دکترین (آنتی) تروریسم* یا جهانی‌سازی ترور

 امین حصوری منتشر شده در پراکسیس مقدمه: کشتار روزنامه‌نگاران نشریه‌ی شارلی ابدو را حتی پس از افول ناگزیر التهاب عمومی حاضر باید رویدادی جهانی بشماریم؛ نه به خاطر تکان‌دهنده بودن آن برای جوامع غربی و در نتیجه خبرساز شدن آن، بلکه به دلیل آن‌که با این جنایت سرفصل تازه‌ای برای گسترش تروریسم و جهانی‌سازی تروریسم گشوده شده است؛ سرفصلی که هم به دلیل زمینه‌های مادی‌اش اهمیت دارد و هم به دلیل پیامدهای آتی آن (به منزله‌ی «یازده سپتامبر اروپایی1»‌) برای جهانیان. تصاویر معوجی که اینک بر بستر جنایت یاد شده از نیروهای برسازنده‌ی نظم/اغتشاش جهانی عرضه می‌شوند، بی‌گمان نیازمند نقادی‌اند، به ویژه آن‌هایی که از منظر چپ عرضه می‌شوند و بدین ترتیب -همزمان- قابلیت‌های تحلیلی اندیشه‌ی چپ را نیز تحریف می‌کنند. با این حال، انگیزه‌ی این نوشتار صرفاً ارائه‌ی تفسیر دیگری از این رویداد نیست؛ بلکه دغدغه‌ی اصلی متن حاضر آن است که با نظر به فراگیر بودن بحث از شارلی ابدو، پاره‌ای اغتشاشات روش‌شناسی‌ را در بخشی از تحلیل‌های سیاسی‌ چپ امروز برجسته سازد. آماج اصلی این نقد معطوف به رویکردهایی است که معیارهای …

درد دل های سیاسی فیلسوف شورشی.

  Slavoj Zizek 1949- نصرت شاد درد دل های سیاسی فیلسوف شورشی. اسلاو ژیژاک ، در جستجوی تئوری فلسفه .   اسلاو ژیژاک ، فیلسوف جنجال برانگیز یوگسلاوی سابق متولد 1949 میلادی است و اکنون در کشورهای انگلیس و فرانسه زندگی میکند و به تدریس مشغول است . او را یکی از مهمترین متفکران آوانگارد زمان حال میدانند گرچه او خودرا یک چپ بدبین ولی امیدوار بشمار می آورد . نقش انتقادی و روشنفکری اجتماعی او در زمان حال مانند اهمیت دریدا در دهه 80 قرن 20 است . او همچون آنارشیستها میگوید » خواهان غیرممکن ها شوید ! «. فلسفه سازشکار لیبرال دانشگاهی غرب او را دلقک و دیوانه معرفی میکند . ژیژاک گرچه علاقه ای به دانشجویان ندارد ولی عاشق دانشگاه هاست . او در مورد صعود و رشد سرمایه داری گلوبال چین به نقل قولی از آنتونیو گراماشی میگوید » جهان پیشین در حال مرگ است و جهان جدید هنوز متولد نشده . اکنون زمان غول و دیوهاست » . ژیژاک پیرامون بحران مالی سرمایه داری در زمان حال نقل قولی از …

ژیژک: ملغمه‌ی غریب واقعیت و توهم

تری ایگلتون منبع نقد اقتصاد سیاسی می‌گویند وقتی یکی از همکاران ژان پل سارتر از آلمان بازگشت و خبر داد که می‌توان درباره‌ی زیرسیگاری هم فلسفه‌بافی کرد از شدت خشم رنگ از چهره‌ی سارتر پرید. اسلاوی ژیژک در دو کتاب تازه‌اش تا حدود زیادی با همان روحیه درباره‌ی سکس، فحاشی، قهوه‌ی بدون کافئین، خون‌آشام‌ها (ومپایر)، هنری کیسینجر، {فیلمِ} آوای موسیقی (در ایران: اشک‌ها و لبخندها) و اخوان المسلمین، میزان بالای خودکشی در کره جنوبی و خیلی چیزهای دیگر فلسفه‌بافی کرده است. اگر به نظر می‌رسد که آشفتگی فکری او پایانی ندارد به این دلیل است که او گرفتار نوع نادری رنجوری است که به همه چیز علاقه دارد. در بریتانیا فیلسوفان تمایل دارند که به گروه‌هایی تقسیم شوند، یک گروه دانشگاهیانی‌اند که برای یک‌دیگر درباره‌ی معنی زندگی می‌نویسند و دیگران فیلسوفان تاجرمسلکی که تأملات‌شان را به عموم مردم می‌تابانند. بخشی از رمز ژیژک این است که هم‌زمان می‌خواهد هر دو باشد: عالِمی است که خوب کانت و هایدگر را می‌شناسد و درضمن شور مفرطی به مسایل روزمره هم دارد. هم با هگل همخانه است و …

چگونه «ویکی‌لیکس» چشمان ما را به توهم آزادی گشود

  چگونه «ویکی‌لیکس» چشمان ما را به توهم آزادی گشود    اسلاوی ژیژک  ترجمه: وحید وحدت‌زاد    ما سالگرد رخدادهای دوران‌ساز را به خاطر می‌سپاریم؛ رویدادهایی نظیر 11سپتامبر (نه‌فقط به‌خاطر حمله به برج‌های دوقلو، بلکه به یاد کودتای نظامی علیه آلنده در شیلی)، روز دی (آغاز نبرد نرماندی) و مواردی از این دست. شاید لازم باشد روز دیگری را نیز به این مجموعه بیفزاییم: 19 ژوئن. اغلب ما دوست داریم روزانه قدمی بزنیم و هوایی تازه کنیم. اگر این امکان برای کسی میسر نباشد، احتمال می‌دهیم علتش موقعیت شغلی خاص (مثل کار در معدن یا زیردریایی) یا نوعی بیماری باشد که با نور مستقیم خورشید تشدید می‌شود. نوزدهم ژوئن، دو سال از زمانی که ژولیان آسانژ از این حقش محروم شده، می‌گذرد و او در آپارتمان سفارت اکوادور در لندن محبوس است. اگر از ساختمانش قدمی به بیرون بگذارد، بی‌درنگ دستگیر خواهد شد. مگر آسانژ چه کرده که مستحق چنین کیفری شده؟ نگاه صاحبان قدرت به این مساله قابل درک است: آسانژ و همکاران افشاگرش اغلب در معرض اتهام خیانتند، اما (در چشم مراجع رسمی) …

اسلاوي ژيژك: خشم در بوسني

نویسنده: اسلاوي ژيژک مترجم: اميررضا گلابي منتشر شده در تارنماي تز يازدهم هفته گذشته، شهرها در بوسني و هرزگوين در حال سوختن بودند. داستان از توزلا شروع شد، شهري با اکثريت مسلمان. سپس اعتراضات به پايتخت سرايت کرد، ساريوو، و زنيچا، اما همين‌طور به موستار، موطن گروه کثيري از جمعيت کروات، و به بانجا لوکا، پايتخت بخش صرب‌نشين بوسني هرزگوين کشيد. هزارن معترض خشمگين ساختمان‌هاي دولتي را اشغال کرده و به آتش کشيدند. اگرچه اوضاع بعدش آرام‌تر شد، اما فضاي سنگين تنش هنوز حکم‌فرماست. اين وقايع زمينه را براي بروز تئوري‌هاي توطئه فراهم کرد (به‌طور مثال، اين‌که دولت صرب اعتراضات را سازمان داده تا رهبري بوسني را سرنگون کند)، اما بايد با اطمينان آن‌ها را ناديده گرفت زيرا روشن است که هر چه پشت قضيه باشد، نااميدي و يأس معترضان از اصالت برخوردار است. انسان وسوسه مي‌شود جمله معروف مائو تسه‌تونگ را در اين‌جا نقل کند: در بوسني هرج و مرج هست، اوضاع معرکه است! چرا؟ چون مطالبات معترضان خيلي ساده است- کار، شانسي براي يک زندگي شرافت‌مندانه، پايان دادن به فساد- ولي اين مطالبات …

حرف حساب را مترجم «قلابي» مراسم «ماندلا» زد – اسلاوي ژيژك

نويسنده: اسلاوي ژيژك مترجم: اميررضا گلابي منبع: گاردين زندگي روزانه ما آميزه اي است از کارهاي کسل کننده و يکنواخت و غافل گيري هاي ناخوشايند؛ هرچند، گه گاه، اتفاقي غيرمنتظره رخ مي دهد که باعث مي شود زندگي ارزش زيستن داشته باشد. چيزي از اين دست، هفته گذشته در مراسم بزرگداشت نلسون ماندلارخ داد. ده ها هزار نفر به سخنان رهبران جهان گوش فرا سپرده بودند و ناگهان… آن اتفاق رخ داد، يا بهتر است بگوييم مدت زماني پيش از آنکه ما متوجه شويم در جريان بود: در کنار شخصيت هاي برجسته جهاني از جمله باراک اوباما مرد سياه گرد و قلنبه اي در لباسي رسمي ايستاده بود، مترجم ناشنوايان، که مراسم را به زبان اشاره ترجمه مي کرد. کساني که با زبان اشاره آشنا بودند اندک اندک متوجه شدند که چيز غريبي در جريان است: طرف تقلبي بود؛ او اشاره ها را از خودش درمي آورد؛ دست هايش را به اين ور و آن ور تکان مي داد، اما هيچ معنايي در کار نبود. روز بعد، تحقيقي رسمي فاش کرد که آن مرد، تامسانکا …

ناكامي ماندلادر سوسياليسم وعده هاي ناتمام، انقلاب نافرجام

نويسنده: اسلاوي ژيژك مترجم: رحمان بوذري منبع: نيويورك تايمز در دو دهه اخير، همگان نلسون ماندلارا به عنوان يک الگو ستوده اند: الگوي گذار از مملکتي زيريوغ استعمار به کشوري آزاد بدون تسليم شدن به وسوسه ديکتاتوري يا ادا و اصول ضدسرمايه داري. خلاصه، ماندلاموگابه نبود، آفريقاي جنوبي کشوري با نظام دموکراتيک چند حزبي، رسانه هاي آزاد و اقتصادي پويا باقي ماند، به خوبي در بازار جهاني ادغام شد و در برابر آزمايش هاي سرسري سوسياليستي مصون ماند. حالابا درگذشت او، ظاهرا تمثالش همچون قديسي حکيم تا ابد جاودانه مي شود: فيلم هاي هاليوودي درباره او هست (با بازي مورگان فريمن، که راستي در فيلم ديگري نقش خدا را هم بازي کرده)؛ ستاره هاي راک و رهبران مذهبي، ورزشکاران و سياستمداران از بيل کلينتون تا فيدل کاسترو همه يکصدا براي او طلب آمرزش مي کنند. ولي آيا اين همه ماجراست؟ دو واقعيت کليدي در اين تحسين و تمجيدها از ياد مي رود. در آفريقاي جنوبي، زندگي رقت بار اکثريت فقير عمدتا همچون دوره آپارتايد باقي مانده و رشد حقوق سياسي و مدني با افزايش ناامني، …