All posts tagged: اریش فوروم

سرشت انسان و نظریه ی اجتماعی

نویسنده: اریش فروم برگردان: پارسا نیک جو اریش فروم، نامه ای را که در پی می آید، در سال 1969 در پاسخ به نامه ی ولادیمیر دوبرنکوف، فیلسوف روسی، نوشته است. این نامه، با ارزش ترین سندی است که نشان می دهد وی بسیار علاقه مند بوده است که با متفکران سوسیالیست پیوند برقرار کند و درباره ی تلقی خود از مارکس و سوسیالیسم، با آن ها بحث کند. دوبرنکوف بر آن بود که درباره ی فروم کتابی بنویسد، به همین دلیل، باب نامه نگاری را با فروم گشود. فروم نیز کوشید، بسیاری از مباحثی را که دوبرنکوف در ارائه ی ایده های اش بد فهمیده بود، به روشنی توضیح دهد. اما در واقع نمی توان گفت ابهام زدایی های فروم تاثیر چندانی بر کتاب دوبرنکوف داشت، کتاب وی، «نو–فرویدی ها در جست و جوی حقیقت«، در دهه ی هفتاد به چندین زبان منتشر شد ( مسکو: انتشارات پروگرس). با این وصف، این نامه، چکیده ی قانع کننده ای از تصور فروم درباره ی انسان و جامعه است، و با استقبال کسانی روبرو خواهد شد …

منش انقلابي – بخش پاياني

منش انقلابی بخش دوم و پایانی نویسنده: اریش فروم برگردان: پارسا نیک جو مسائل هر فرد، درست متناسب و هم سطح آزادی است که بدان دست یافته است. انسان آگاه و خلاق، انسانی آزاد است، زیرا او می تواند با اصالت زنده گی کند- وجود خود اش منبع زنده گی اش است. ( همین جا باید یاد آور شوم که این بدان معنا نیست که انسانِ مستقل، انسانی گوشه نشین و گوشه گیر است، بی شک در فراشَد رابطه برقرار کردن با دیگران و جهان پیرامون است که شخصیت رشد می یابد. اما این ارتباط و پیوند، به طور کلی چیزی متفاوت از وابسته گی است). در حالی که مساله ی استقلال به منزله ی خود- پَرورانی، مارکس را به نقد جامعه ی بورژوایی می کشاند، اما همین مساله، فروید را در چارچوب نظریه اش به عقده ی اُدیپ می رساند. فروید معتقد است که سلامت ذهن و روان در گرو غلبه کردن بر تصورات زنای با مادر است، در این صورت، سلامت روان و ذهن، پایه ی بلوغ و رهایی و استقلال می شود. …

منش انقلابی

بخش نخست نویسنده: اریش فروم برگردان: پارسا نیک جو مفهوم «منش انقلابی«، مفهومی سیاسی- روان شناختی است. از این لحاظ همانند مفهوم «منش اقتدارطلب» است، که از حدود سی سال پیش در حوزه ی روان شناسی مطرح شده است. مفهوم منش اقتدارطلب، ترکیبی است از مقوله ای سیاسی، ساختار اقتدار در دولت و خانواده، و مقوله ای روان شناختی، ساختار منش که بر پایه ی ساختار سیاسی و اجتماعی شکل می گیرد. مفهوم منش اقتدارطلب، زاده و پرورده ی پاره ای از منافع و علائق سیاسی است. ما، در حوالی سال 1930 در آلمان، می خواستیم بفهمیم که اکثریت مردم چه شانس و امکانی برای شکست هیتلر دارند.1 در سال 1930 اکثر مردم آلمان، به ویژه کارگران و کارمندان مخالف نازیسم بودند. آن ها در انتخابات سیاسی و اتحادیه های کارگری نشان داده بودند که خواهان دموکراسی اند. مساله اما این بود که آن ها در صورتی که جنگ پیش آید، آیا برای ایده های شان می جنگ اند؟ فرض ما این بود که عقیده داشتن یک چیز است و باور داشتن چیز دیگری است. …