All posts tagged: آمادور نویدی

یاغی واقعی کدام کشورست؟ (بخش ۳) – راب گولند – آمادور نویدی

در استرالیا، نخست وزیر مالکوم فریزر از انقلاب افغانستان به عنوان پیروزی دمکراسی استقبال کرد. اما سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا انقلاب افغانستان را به گونه ای دیگر دیدند، و این قیام خلقی را همانند انقلاب کوبا تفسیر کردند که تسهیل کننده « توسعه طلبی شوروی» بود، و بنابراین چیزی‌ست‌که بهر قیمتی باید از آن جلوگیری شود… عملیات توفان یکی از طولانی ترین و  پرهزینه ترین عملیات مخفی سیا بود که تا کنون انجام گرفته بود؛ بودجه ای که با ۲۰ تا ۳۰ میلیون دلار در سال ۱۹۸۰ شروع شد، به ۶۳۰ میلیون دلار در سال ۱۹۸۷ افزایش یافت. این هزینه تا سرنگونی دولت خلقی ادامه داشت. آمریکا که مجاهدین را خلق کرد، آموزش داد و مسلح نمود، بعدها دریافت که آن‌ها دیگر کنترل خلقت خود را ندارند و از آن‌زمان تاکنون آمریکا علیه آن‌ها بدون چشم اندازی برای پایان جنگ در افغانستان جنگیده است… علی‌رغم بیش‌ترین تلاش‌های خود، حمایت آمریکا برای کنتراها توسط کنگره ممنوع شد، به‌همین دلیل دولت ریگان تصمیم گرفت که از راه های مخفیانه  به حمایت خود ادامه دهد. این فعالیت‌های مخفیانه شامل …

عمو سام و نقض تمام توافق‌نامه‌های بین المللی – جیمز پتراس – آمادور نویدی

هیچ مثال تاریخی از یک قدرت امپریالیستی وجود ندارد که منافع خود را مطابق با یک توافق‌نامه کاغذی رعایت کند. امپریالیست تنها از توافقاتی پیروی می‌کند که هیچ چاره دیگری نداشته باشد … هدف استراتژیک خلع سلاح جهت تسهیل مداخله نظامی و سیاسی‌ست که منجر به شکست و فراتر از آن، اشغال، تغییر رژیم (رژیم چنج)؛ تحمیل یک «رژیم دست نشانده» برای کمک به غارت منابع اقتصادی و تأمین پایگاه‌های نظامی، صف بندی بین المللی با امپریالیسم آمریکا و سکوی پرش نظامی برای فتح های بیش‌تر علیه همسایگان و دشمنان مستقل می‌شود … مذاکرات برای معماران امپریالیستی مانند آمریکا، انحرافات تاکتیکی جهت خلع سلاح کشورهای مستقل است تا آن‌ها را تضعیف نموده و به آن‌ها حمله کند… واشنگتن از «مذاکرات» و « پیش‌رفت تدریجی و مداوم صلح» به عنوان سلاح‌های تاکتیکی جهت تقویت ساخت امپراتوری استفاده می‌کند، و با خلع سلاح و بسیج زدایی دشمنان، راه رسیدن به اهداف استراتژیک مانند تغییر رژیم را تسهیل می‌نماید. دانستن این‌که معماران امپراتوری دشمنانی بدقول هستند، به این معنا نیست که کشورها باید روند صلح و مذاکرات را …

اشغال غیرقانونی خاک حاصل‌خیز و مملو از آب، نفت و گاز سوریه توسط آمریکا -ویتنی وب – آمادور نویدی

آمریکا هیچ  قصدی برای خروج از سوریه ندارد، زیرا ‌که بطور فزاینده ای ناامید از حفظ نفوذ خود در منطقه و حفظ نفوذ  شرکت‌های بزرگی است که از امپراتوری آمریکا سود می‌برند… اشغال سوریه توسط آمریکا بدون شک جهت اشتیاق به بهره برداری از منابع نفت و گاز منطقه برای خودش تحریک شده است، اما امتناع آمریکا از ترک سوریه نیز ناشی از نگرانی است که پس از ترک آمریکا، رقیبش روسیه ثروت‌های نفت و گاز شمال شرقی سوریه را بدست بگیرد. در واقع، طبق یک چارچوب هم‌کاری انرژی که در ژانویه امضاء شد، روسیه حقوق انحصاری تولید نفت و گاز مناطق کنترل شده سوریه توسط دولت سوریه را خواهد گرفت… سوریه علاوه بر منابع سوخت فسیلی و موقعیت استراتژیک خود به  یک منطقه جریان هیدروکربن حیاتی  تبدیل شده است. با بودن بخش شمال شرقی سوریه تحت کنترل آمریکا و نیابتی‌هایش، این می‌تواند تأثیر عمیقی بر خطوط لوله موجود و آینده داشته باشد… اکثر سیاست های خاورمیانه ای آمریکا متوجه تسخیر کنترل قلمرو و فشار جهت تجزیه کشورها برای امنیت مسیرهای ترانزیت نفت و گاز …

چرا انگلیس، اتحادیه اروپا و آمریکا علیه روسیه متحد شده اند؟ – جیمز پتراس

بهبود تاریخی روسیه تحت رئیس جمهور پوتین و نفوذ تدریجی بین المللی او تظاهر آمریکا جهت حکومت بر جهان تک‌قطبی را داغان کرد. بهبود روسیه و کنترل منابع اقتصادی اش، سُلطه آمریکا را بویژه در میدان های نفت و گاز روسیه کاهش داد. درحالی‌که روسیه حاکمیت خود را تحکیم می‌کرد و از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی پیش‌رفت می‌کرد، غرب خصومت خود را جهت برگرداندن روسیه به دوران سال‌های ۱۹۹۰ افزایش داد… درحالی‌که تمام خیال‌بافی جهان تک‌قطبی آمریکا منحل شد، خشم عمیق، دشمنی و یک ضدحمله سیستماتیک را تحریک نمود. جنگ‌های شکست خورده و پرهزینه آمریکا با ترویسم به تمرینی برای جنگ ایدئولوژیک و اقتصادی علیه کرملین تبدیل شد. بهبود تاریخی روسیه و شکست عقب‌گرد (روسیه) توسط غرب منجر به تشدید جنگ اقتصادی و ایدئولوژیک شد… روسیه تهدیدی برای غرب نیست: حاکمیت خود را بمنظور یک جهان چندقطبی بهبود می‌بخشد. رئیس جمهور پوتین یک «متجاوز» نیست، اما او اجازه هم نمی‌دهد که روسیه به دست نشاندگی برگردد.درحالی‌که ممکن‌ست اتحادیه اروپا و واشنگتن از انگلیس علیه روسیه حمایت کنند، اما آن‌ها دستور کار تجاری خود …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (بخش چهاردهم و پایانی)- خطر تروتسکیسم

اگر اتحاد جماهیر شوروی از صحنه سیاسی برچیده شود، حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی نابود گردد، و کمونیست بین الملل خُرد شود – بزرگ‌ترین شکست را برای استثمار شوندگان، و بزرگ‌ترین پیروزی را برای استثمارکنندگان به ارمغان می‌آید. بدین‌دلیل است که جهان سرمایه داری از اتحاد جماهیر شوروی متنفرست. بدین‌جهت است که قدرت‌های امپریالیستی همواره علیه اتحاد جماهیر شوروی دسیسه می‌کنند. بدین‌دلیل است که آن‌ها فعالانه برای جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی آماده می‌شوند. آن‌ها دشمن خودشان را می‌شناسند. آن‌ها خطری را می‌شناسند که سُلطه و جود واقعی آن‌ها را تهدید می‌کند. آن‌ها مایلند که دیکتاتوری پرولتاریای منفور را خُرد کرده، تخریب، نابود، و از روی زمین پاک کنند. کسی‌که به آنها کمک کند دشمن طبقه کارگر و تمام ستمدیدگان است. تروتسکی و تروتسکیست‌ها به این اردوگاه تعلق دارند. روشن‌فکرانی دل‌رحم و «منصف» وجود دارند که فکر می‌کنند با تروتسکی منصفانه برخورد نشده است. این قهرمانان «بازی منصفانه» فراموش می‌کنند که این تروتسکی بود که با اتحاد جماهیر شوروی منصفانه برخورد نکرد. این تروتسکی بود که هرگز نسبت به کارگران روسیه و حزب کمونیست …

بازسازی نقشه امپراتوری آمریکا

ایران برای همیشه در معرض خطر تهدید قرار دارد، اما استقلال خود را در خارج از مدار آمریکا – سعودی – اسرائیل حفظ کرده است. نقشه ژئوپولیتیک آمریکا به اتحاد مشکوک با عربستان سعودی و دست نشاندگان کوچک خود در میان امارت های کوچک تقلیل یافته است – که همیشه با یک‌دیگر در حال جنگ اند- و هم‌چنین اسرائیل، «دست نشانده ای» که در هدایت حامی خود با گرفتن افسارش، آشکارا لذت می‌برد! نقشه امپریالیستی آمریکا در مقایسه با دوران قبل از گردش هزاره، کوچک‌تر شده و با کاهش بیش‌تر مواجه است… بازسازی امپراتوری جهانی نیازمند واقعیت‌گرایی ست – برسمیت شناختن صف‌بندی قدرت‌های جدید، تطابق با متحدان، و بالاتر از همه، ثبات سیاسی داخلی، که منافع اقتصادی و تعهدات نظامی را متعادل می‌سازد… بازسازی نقشه جهانی اکنون شامل یک امپراتوری بی ثبات و بدون اندیشه ای‌ست که توسط آمریکا رهبری می‌شود که ناتوان از موفقیت است، درحالی‌که قدرت‌های درحال ظهور در تصرف قدرت منطقه ای غوطه ورند. دیگر یک امپراتوری هم‌آهنگ کننده وجود ندارد که سرنوشت جهان را کنترل کند. ما در دنیایی از نقشه …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۱۳) – تاریخ نویسی به سبک تروتسکی

لنین در بیان تمسخر و تحقیر خود برای روش‌های تروتسکی خستگی ناپذیر بود. لنین از «سیاست های ماجراجویانه» جناح تروتسکی صحبت کرد. لنین درباره «خیانت دقیق» تروتسکی صحبت کرد. لنین گفت که تروتسکی «مرتکب سرقت ادبی» می‌شود. لنین تروتسکی را شناخته بود. تروتسکی تاریخ لنینیسم، تاریخ بزرگ‌ترین دست‌آورد پرولتاریای جهان را تحریف کرد – که به بورژوازی خدمت کند و تروتسکی را بزرگ جلوه دهد… «این تروتسکی زذل، همان‌گونه که مانویلسکی در سیزدهمین پلنوم کمنترن او را خطاب نمود، و شرکای رنگارنگش، این‌را وظیفه خود کرده اند تا به استالین، بزرگ‌ترین رهبر زنده انقلاب تهمت یا افترا بزنند و وی را بدنام کنند. اما بیهوده است. استالین تجسم چیزی‌ست که برای بورژوازی نفرت انگیزترین است – انقلاب پرولتری تحت رهبری کمونیست، اتمام ساختمان سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، بلشویزه کردن احزاب کمونیست در کشورهای سرمایه داری، مبارزه بی امان جهت خط درست لنینیستی، ادامه تهاجم علیه سرمایه داری توسط نیروهای پرولتری در یک جبهه جهانی گسترده، که خلق‌های ستمدیده کشورهای استعماری و نیمه استعماری در این جبهه گنجانیده شده اند. اگر چیزی درباره استالین …

دست عمو سام پشت ناآرامی ها در ایران – نفیض احمد

بنظر نمی‌رسد که دولت آمریکا درس عبرت گرفته باشد که نمی‌توان دمکراسی را از خارج تحمیل نمود… طنز روزگارالبته این‌ست‌که، با پیروی دولت آمریکا از دستور کار ضدایران خود در ائتلاف با برخی از غیردمکرات‌ترین نقض کنندگان حقوق بشر منطقه، رژیم های ترامپی و ایران هر روز بیش‌تر شبیه هم می‌شوند… از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷، دولت‌های اوباما و ترامپ مجموعاً حدود ۳ میلیون دلار (دقیقاً ۲،۹۴۸،۷۳۳ دلار) از طریق وزارت امور خارجه جهت کمک مالی به فعالیت‌های اپوزیسیون در ایران برای ترویج دیدگاهی از «دمکراسی» هزینه کرده است که هم‌راستا با منافع استراتژیک آمریکا  باشد… رکوردهای کمک مالی آمریکا (یو اس اید) و وزارت امورخارجه آمریکا آشکار می‌سازند که دولت ترامپ حداقل ۱،۱۴۶،۱۹۶ دلار به  سازمان‌های غیردولتی (ان جی اُ) های اپوزیسیون مختلف در ایران، از سال ۲۰۱۶ تا حدودی از سال ۲۰۱۷ کمک مالی ارائه داده است… دولت آمریکا  اکنون حداقل ۳۳ میلیون دلار در سال برای تبلیغات نرم از طریق رادیو فردا و بخش فارسی صدای آمریکا جهت تضعیف ایران از درون هزینه می‌کند… برنامه های «ترویج دمکراسی» وزارت امور خارجه آمریکا …

ترورهای پنهانی دانش‌مندان ایران

ماهیت آن مأموریت‌های پنهانی اسرائیل این بود که: «اگر کسی می آید که شما را بکُشد، جلوتر برخیز و او را بکُشید» (نصیحت دوستانه تلمود یهودی باستانی- بکش تا کشته نشوی – م). افسران ارتشی ادعا می‌کنند که چنین مأموریت‌هایی به اجتناب از درگیرشدن درجنگ‌های «پرهزینه» کمک می‌کنند. آن‌ها استدلال می‌کنند که اگر در خمیردندان فردی سم ترکیب شود، آن فرد در ظرف یک ماه می‌میرد. برگمن – خبرنگار اطلاعاتی روزنامه «ییدیوت آهارونوت- در کتاب خود اشاره می‌کند که موساد یک دانش‌مند هسته ای ایرانی را با استفاده از این روش به قتل رساند. یک افسر ارتش اسرائیل اذعان کرده است که پس از دریافت اطلاعات که تهران برنامه های هسته ای پنهانی انجام می‌دهد، حداقل ۱۲ دانش‌مند ایرانی را از طریق روش‌های مختلف کشته است. وی بیش‌تر آشکار ساخت که موساد یک دانش‌مند هسته ای ایرانی را از طریق نگه‌داری مواد منفجره در تایر یدک ماشینش، او را ترور کرده است. آژانس اطلاعاتی اسرائیل یک دانش‌مند دیگر هسته ای ایرانی را از طریق یک پهپاد خانگی با پرتاب بمب بر روی ماشینش، او را …

تروتسکیسم ضدانقلاب درخفاء(۱۲) – خیانت تروتسکیست‌های آمریکایی

لنین گفت: «تروتسکی همیشه بر شایعه زندگی می‌کند.» تروتسکی با بی‌مرام ترین و بی‌شرمانه ترین روش‌ها کارگران را فریب میدهد»… تروتسکی براین باور بود که او« کلاً» نماینده مارکسیسم بود. بلشویک‌ها، از نظر او، یک‌طرفه بودند؛ منشویک‌ها نیز یک‌طرفه بودند. اما او، تروتسکی، بتنهایی یک مارکسیست تمام عیار بود… این ضدانقلابیون خودشان‌را بسیار زیاد در شبکه ای از دروغ و درغ‌گویی گرفتار کرده اند که نمی‌توانند بدون خیانت حرکتی انجام دهند… امروز کسی تروتسکی را به عنوان یک ضدانقلاب خائن افشاء می‌کند که الهام‌بخش قتل رهبران انقلابی است… نقش تروتسکیست‌ها چیست؟ آن‌ها خودشان‌را پشت عبارات انقلابی پنهان می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند بقبولانند که بشدت نگران پیش‌رفت انقلاب جهانی هستند. درواقع، آن‌ها با تبلیغات و تاکتیک‌های خود مانع جنبش انقلابی می‌شوند. این گروه کوچک از افراد خشمگین خرده بورژوایی تنها یک هدف دارد –  بی اعتبار ساختن تئوری انقلابی و عمل‌کرد انقلابی است. تروتسکیست‌ها ناخودآگاهانه تصویری عالی از خودشان دادند. این افراد چیزی بجز نفرت ندارند – نفرت برای جنبش زنده انقلابی توده ها، نفرت برای حزب بلشویکی سازمان یافته که جنبش انقلابی را رهبری کند، نفرت …

روابط منطقه ای و جهانی عربستان سعودی- جیمز پتراس

ثروت ناشی از نفت سعودی جهت افسران، مقامات و پرسنل نظامی پاکستان، مصر، یمن و اردن پرداخت گردیده است تا جاه‌طلبی های هژمونیک خود را تحمیل نماید. عربستان سعودی دارای روابط نظامی و اقتصادی  بسیار طولانی مدت با آمریکا، انگلیس، فرانسه و دیگر کشورهای ناتویی است. پایگاه‌ها و سلاح های آمریکایی، هم‌چنین فروش سلاح‌های بریتانیایی و فرانسوی، در خدمت برای افسران گارد متکی بر استبداد است. ثروت ناشی از نفت سعودی هزاران مدرسه مذهبی و مراکز فرهنگی را در خارج از کشور تأمین مالی کرده است تا متعصب‌ترین نوع اسلام وهابی را تدریس کنند. آن‌ها مزدوران و فعالان سیاسی را جهت پیش‌برد پروژه های قدرت جهانی پادشاهی سعودی استخدام می نمایند، و بورس تحصیلی را به جوانان مسلمان باهوش اعطاء می‌کنند که مایل به گسترش تبلیغ وهابی باشند. عربستان سعودی، علی‌رغم اختلافات مذهبی ظاهری، برمبنای نژادپرستی قبیله ای شدید و دشمنی مشترک خود با ایران مستقل و کشورهای عرب ملی گرا و سکولار، مانند لبنان، سوریه و عراق، و جنبش‌های آزادی‌بخش مردمی در خاورمیانه، مدتهاست که روابط بالفعلی با اسرائیل برقرار کرده است… امضای قرارد …

چرا هیچ کودتایی در واشنگتن نمی شود؟ بدین دلیل که در آنجا سفارت آمریکا وجود ندارد

چرا هیچ کودتایی در واشنگتن نمی شود؟ بدین دلیل که در آنجا سفارت آمریکا وجود ندارد. لیست دولت هایی که عمو سام سرنگون کرده است نوشته: ویلیام بلوم برگردان: آمادور نویدی سرنگونی دولت‌ های مردم دیگر لیست اصلی مواردی که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم تلاش کرده است دولت‌های خارجی را سرنگون سازد و یا سرنگون کرده است. (* نشان‌دهنده سرنگونی و یا برکناری موفقیت آمیز دولت وقت بوده است). چین از سال ۱۹۴۹ تا اوایل سال های ۱۹۶۰ آلبانی از سال ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۳ آلمان شرقی در سال های ۱۹۵۰ *ایران در سال ۱۹۵۳ *گواتمالا در سال ۱۹۵۴ کوستاریکا اوسط سال های ۱۹۵۰ سوریه از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ مصر در سال ۱۹۵۷ اندونزی از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۵۸ *گیانای بریتانیا(گویان یا نام رسمی جمهوری تعاونی گویان) از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۴ *عراق در سال ۱۹۶۳ ویتنام شمالی از سال ۱۹۴۵ تا سال ۱۹۷۳ *کامبوج از سال ۱۹۵۵ تا سال ۱۹۷۰ *لائوس در سال های ۱۹۵۸، ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ *اکوادور از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۳ *کنگو در سال ۱۹۶۰ فرانسه در سال ۱۹۶۵ …

تفاوت پوپولیسم تاریخی و پوپولیسم معاصر – جیمز پتراس

تجربه تاریخی پوپولیسم، در تئوری و در عمل، هیچ ربطی با آن‌چه که «ضدپوپولیست‌های» امروزی در رسانه‌ها «پوپولیسم» می‌خوانند، نداشته و ندارد. در واقع، ضدپوپولیسم کنونی هنوز هم ادامه ضدکمونیسم، سلاح سیاسی جهت خلع سلاح طبقه کارگر و جنبش‌های مردمی است، و منافع طبقاتی طبقه حاکم را به پیش می‌برد. هر دو« ضدها»( ضدکمونیسم و ضدپوپولیسم) توسط ایدئولوگ‌های طبقه حاکم رهبری می‌شوند که به دنبال پنهان کردن سرشت واقعی دستور‌کار وعمل امتیازداری «حامی سرمایه داری» خودشان است. برای نخبگان که از صندوق‌های رأی دفاع کنند، ارائه برنامه «حامی سرمایه داری»، حامی نابرابری، حامی فرار مالیاتی و حامی یارانه های دولتی سخت‌ترست تا این‌که ادعای «ضدپوپولیست» بنمایند. «ضدپوپولیسم» فرمول ساده طبقه حاکم جهت مخفی کردن دستورکار واقعی آن‌هاست، که  شامل حامی نظامی‌گری، حامی امپریالیست (جهانی سازی)، حامی «شورشیان»(برای مثال، مزدوران تروریستی که جهت تغییر رژیم کار می‌کنند)، حامی بحران سازان و حامی  کلاه‌بردان مالی است. سرچشمه های اقتصادی «ضدپوپولیسم» ریشه در بحران‌های عمیق و تکراری سرمایه داری دارد که نیازمند منحرف کردن و بی اعتبار ساختن نارضایتی توده ای و دیوسازی از طبقات مردمی در مبارزه …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۱۱)

یک‌بار دیگر ما تروتسکی، یک خرده بورژوازی را می‌بینیم که وحشت زده شده است. او ظهور فاشیسم را دیده است، و بر این باورست که فاشیسم آمده است که بماند. تروتسکی معتقدست که طبقه کارگر شکست خورده است، به حزب کمونیست آلمان افترا می‌زند، و می‌گوید که مرده است، در حالی‌که در واقع زنده است و مبارزه می‌کند. تروتسکی مایل نیست ببیند که توده ها یک انقلاب اجتماعی برپا کنند. تروتسکی نمی‌خواهد درک کند زمانی‌که توده ها برخیزند – و هر جایی‌که برخیزند – آن‌ها باید برای زندگی خود، علیه گرسنگی، و علیه نابودی به دست سرمایه مالی بجنگند – و این به‌معنای جنگ عیه دولت سرمایه داری‌ست، چه از نوع فاشیستی آن و یا شکل دمکراتیک آن باشد. تروتسکی تمایلی ندارد پی ببرد که کارگران – توده های کارگر، اکثریت قریب به اتفاق کارگران کارگران – به زیر پرچم مبارزه علیه سرمایه داری می پیوندند، که همیشه جهت تضعیف دولت سرمایه داری‌ مبارزه می‌کنند. تروتسکی می‌خواهد توده های کارگران را از درگیری در مبارزه علیه سرمایه داری تحت رهبری کمونیستی باز دارد.، و به …

لیست دشمنان آمریکا – جیمز پتراس

نوشتن لیست دشمنان آسان است، اما سیاست‌های مؤثر جهت مقابله با رقبایی که دارای اقتصادهای پویا و آمادگی های نظامی قدرت‌مند هستند، دشوارست… دشمنی آمریکا نسبت به دشمنان با اولویت بالا(درجه یک) از طریق تحریم های اقتصادی، محاصره نظامی، تحریکات و جنگ‌های تبلیغاتی شدید نسبت به جمهوری دمکراتیک خلق کره، روسیه، ونزوئلا، ایران و سوریه بیان می‌شود… تحریم‌ها، یا جنگ‌های اقتصادی شکست خورده اند و نتوانسته اند که دشمنان را در جمهوری دمکراتیک خلق کره، روسیه، کوبا و ایران رام کنند. «لیست دشمنان» برای آمریکا به قیمت از دست دادن اعتبار، پول و بازارها – یک ترازنامه بسیار ویژه، هزینه برداشته است… مطالعه ی مختصر «لیست دشمنان» واشنگتن، آشکار می‌سازد که حتی در میان کشورهای آسیب پذیر شانس محدودی از موفقیت وجود دارد. روشن است، که در این استنتاج از شکل قدرت جهانی، پول و بازارهای آمریکا، معادله قدرت را  تغییر نخواهد داد. متحدان آمریکا، مانند عربستان سعودی، مقادیر هنگفتی از پول صرف حمله به کشور ویران شده می‌کنند، اما آن‌ها  در حالی‌‌که در جنگ‌ها شکست می‌خورند، بازارها را نابود می‌سازند. دشمنان قدرت‌مند، مانند چین، …

چین و روسیه دشمنان را به دوستان تبدیل می کنند

روسیه، چین و ایران در سال‌های اخیر از کاهش قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا منافع عظیمی برده اند، و با بی اعتمادی عمومی از توانایی‌های سیاسی و دیپلوماتیک، هر دو با اوباما و اکنون با ترامپ بیش‌تر  پیش‌رفت کرده اند.  در دو مقاله قبلی نشان دادیم که مسکو، پکن و تهران، حتی در صورتی‌که آن‌ها موقعیت گوناگونی دارند، اما در منافع مشابهی سهیم‌ند و جهت هم‌آهنگ کردن استراتژی نظامی، اقتصادی و دیپلوماتیک با یک‌دیگر هم‌کاری می‌کنند. موفقیت سه گانه اورواسیایی مبنی بر اصل ضروری تغییر دشمنان به بازی‌گران بی‌طرف، و بازیگران بی‌طرف به متحدان و بهبود روابط بیش‌تر با کشورهای متحد است. به منظور تحقق این پروژه، با توجه  به کشور و مفاد منطقه ای، تلاش‌های اقتصادی، نظامی و دیپلوماتیک گوناگونی بکار گرفته شده است. انعطاف پذیری نشان داده شده توسط مسکو و پکن در مذاکرات معاملات تاریخی نه در بخش انرژی، بلکه در حوزه نظامی و هم‌چنین در آموزش و پرورش و کاهش فقر انجام گرفته است، هم‌آن‌گونه که در آفریقا مشاهده شده است. عربستان سعودی، ترکیه و سوریه سه کشوری هستند که، چنان‌چه …

چین و روسیه از پترو یوان تا طلا دلار آمریکا را به چالش می کشند

تا چند دهه قبل، هر ایده ای که  می‌خواست از پترودلار دور شود، به عنوان تهدیدی مستقیم علیه هژمونی جهانی آمریکا بود، و به یک پاسخ نظامی نیاز داشت … در سال‌های اخیر، برای بسیاری از کشورهای مخالف واشنگتن روشن شده است که تنها راه لازم جهت مهار امپراتوری در حال سقوط آمریکا، حذف تدریجی دلار (از سبد ارزی) ست. این در خدمت محدود کردن توانایی واشنگتن جهت هزینه های نظامی با ایجاد ابزارهای جای‌گزین درعرصه های مالی و اقتصادی است که برتری واشنگتن را حذف می‌کند. این در استراتژی روسیه – چین – ایران ضرورت دارد که اوراسیا را متحد کنند و بدین وسیله آمریکا را غیرضروری سازند. دلارزدایی برای پکن، مسکو و تهران به یک اولویت استراتژیک تبدیل گشته است. حذف ظرفیت نامحدود هزینه کردن فید و اقتصاد آمریکا به معنای محدود کردن بسط امپریالیستی آمریکا و تضعیف بی ثباتی جهانی است. بدون قدرت نظامی معمولی آمریکا جهت تقویت و تحمیل استفاده از دلار آمریکایی، چین، روسیه و ایران مسیر را برای تغییرات مهم در نظم جهانی آماده کرده اند… بزرگ‌ترین تغییر در …

استراتژی نظامی روسیه و چین جهت مهار آمریکا

قانون راهنمای سیاست‌گذاران آمریکا این‌ست که اگر کشوری را نتوان کنترل کرد، و به سبک رژیم سعودی که تنها در خدمت منافع آمریکا از طریق چیزی مانند پترودلار( دلارهای نفتی) نباشد، پس آن کشور بی‌فایده است و باید نابود گردد تا از گسترش روابط آن کشور با رقبای هم‌نوع دیگر جلوگیری شود. مثال لیبی هنوز در اذهان مردم تازه است. خوش‌بختانه برای جهان، روسیه از طریق نظامی مداخله کرده است، و بیش از یک‌بار، هم‌راه با متحدان خود، جلوی اقدامات عاری از حس مسئولیت ارتش آمریکا را در (اوکراین، سوریه و جمهوری دمکراتیک خلق کره) گرفت و یا عمداً کارشکنی کرد… ترامپ و ژنرال‌های او به آرامی به یک واقعیت جدید عادت می‌کنند که این نه تنها غیرممکن‌ست که کشورهای دیگر را کنترل کرد، بلکه این بطور فزاینده ای مشکل است که آن‌ها را نابود ساخت. دکترین قدیمی ایجاد هرج و مرج در جهان، با این چشم انداز وقتی‌که همه چیز آرام شود به عنوان یک ابرقدرت ظهور خواهیم نمود، اکنون خاطره ای ست که متعلق به گذشته دورست. فقط نگاهی به خاورمیانه، حتی به …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۱۰)

برای تروتسکیست‌ها سرمایه داری در سال ۱۹۲۸ و پس از آن هنوز یک‌سان است. همه این حقایق جنبش‌های انقلابی، تروتسکیست‌ها را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. از نظر تروتسکیست‌ها، سرمایه داری هنوز شکست ناپذیرست… استالین مؤثرترین شخصیتی بود که درک درستی از موقعیت جهان را ارائه داد. این استالین بود که حس واقعی و درکی روشن از مسیری را داشت که باید پیموده می‌شد. حوادث بعدی صحت این تجزیه و تحلیل رفیق استالین را به اثبات رساند. در کم‌تر از یک‌سال از گذشت کنگره، بحران اقتصادی جهانی با شدت تمام به همه اُرگان‌های حیاتی کل سیستم سرمایه داری ضربه وارد ساخت. جنبش انقلابی مستعمرات هند، عرب و شماری دیگر، پیروزی‌های شوراهای چین، انقلاب در کوبا، انقلاب در اسپانیا، قیام انقلابی در اتریش، رشد جنبش انقلابی در فرانسه و آمریکا، تنها برخی از تحولات زیادی هستند که دوره سوم را نشان می‌دهند. باید اعتراف کنیم که هرگز نمی‌توانیم در نوشته های تروتسکیست‌ها چیزی را شبیه به توضیح بیابیم که چرا آن‌ها مخالف تجزیه و تحلیل «دوره سوم» اند. پوزخند تحقیرآمیز تنها کاری‌ست‌که می‌کنند. از نظر آن‌ها هیچ …

« کشور یاغی » واقعی کدام ست؟ (بخش۲)

کره شمالی، که بطور مرتب توسط رسانه های سرمایه داری به «کشور یاغی» ملقب شده است، هرگز تلاش نکرده است که رهبر کشور دیگری را ترور یا بقتل برساند. آمریکا از طرفی دیگر، بین سال‌های ۱۹۵۹ و ۲۰۰۰ بیش از ۶۰۰ (ششصد) بار تلاش  کرد تا رهبر کوبا، فیدل کاسترو را، با استفاده از هر چیزی، از سیگاری که منفجر می‌شود تا قُرص های سمی مخفی شده در  ظرف بستنی بقتل برساند… دهه شصت همان‌گونه که شروع شد به پایان رسید، با مداخله آمریکا در امور داخلی دیگر کشورها، و سرنگونی دولت‌های منتخب، تا هر جایی‌که جنبش‌های محبوب هژمونی آمریکا را تهدید نمود، با نصب و حمایت از دیکتاتورهای وحشی مخوف منافع تجاری آمریکا تأمین شود. بنابراین، آمریکا هم‌چنان به‌عنوان یک کشور یاغی رفتار کرده و می‌کند. یاغی واقعی کدام کشورست؟ (بخش ۲) نوشته: راب گولند برگردان: آمادور نویدی « کشور یاغی » واقعی کدام ست؟ (بخش۲) مقاله خود را در باره «کشور یاغی» واقعی ادامه می‌دهیم. در این بخش، که به هیچ وجه کامل نیست، ما عمدتاً با سال‌های ۱۹۶۰ سر و کار داریم. …

یاغی واقعی کدام کشورست؟ (بخش ۱)

کره شمالی به هیچ کشوری حمله نکرده است، هیچ کودتایی را علیه دولت‌های منتخب دمکراتیک سازمان‌دهی نکرده است، بارها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، محاصره اقتصادی بر کشور دیگری را تحمیل ننموده است، با پهباد (هواپیمای بدون سرنشین) عملیات تروریستی و ترور انجام نداده است، و هیچ گروه تروریستی را مسلح و حمایت مالی ننموده که شهروندان عادی را بکشد و دولت‌های کشورهای دیگر را که از او اطاعت نمی‌کنند، بی‌ثبات سازد. به عبارت دیگر، آمریکا همه این جنایات را مرتکب شده است – و هنوز هم بیش‌تر جنایت می‌کند. حال دقیقاً بنظر شما کدام‌یک یاغی واقعی ست؟… آمریکا در سال ۱۹۵۳، موفق به سازمان‌دهی کودتایی در ایران شد و دولت ملی نخست وزیر محمد مصدق را سرنگون کرد، که بدنبال معطوف کردن حداقل مقداری از سود شرکت نفتی آنگلو ایرانی (ای آی اُ سی، حال بی پی – برتیش پترولیوم) به خود ایران، و محدود کردن فعالیت‌های شرکت بود. اگرچه مقامات اطلاعاتی بریتانیایی نقش اساسی در شروع و طرح ریزی کودتا بازی کردند، و شرکت نفت آنگلو ایرانی ۲۵ هزار دلار جهت رشوه …

تُفِ سربالای عمو سام  و اتحادیه اروپا

آمریکا  و اتحادیه اروپا حملات اقتصادی و نظامی مهمی را علیه روسیه، چین، ایران و ونزوئلا براه انداخته اند. به استثنای ونزوئلا، تهاجم امپریالیستی شکست خورده و بر آن غلبه گشته اند، و سه کشور دیگر موفقیت‌های استراتژیک قابل توجهی را به ثبت رسانده اند. تحریمات بر خود معماران امپریالیستی بومرنگ شده و منجر به مشارکت و ائتلافات جدید، تنوع این اقتصادهای پویا و سیستم‌های دفاعی قوی‌تر شده است. آمریکا بسیار فراتر از ظرفیت نسل های آینده خود مالیات و هزینه کرده است، اما بازهم در میدان‌های اصلی جنگ در آسیا و خاورمیانه ضرر کرده است… تحریمات کنگره دیکته شده توسط صهیونیست‌ها علیه ایران ممکن‌ست اشتهای اسرائیل را برای جنگ دیگر آمریکا در خاورمیانه (که باید با خون و ثروت بیش‌تر آمریکایی جنگیده شود) راضی کند، اما فرماندهی نظامی آمریکا و اکثریت قریب به اتفاق شهروندان آمریکایی بشدت مخالف باتلاق دیگری هستند. این باید برای هر ناظر منطقی مثل روز روشن باشد که: تحریمات علیه قدرت‌های جهانی قدرت‌مند با اقتصاد متنوع، رهبران قوی، بازارهای جهانی، منابع و کارگران ماهر کارآیی ندارد. تهدیدات نظامی تهاجمی با …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۹) – انقلاب چین و خیانت تروتسکیسم

مانند بسیاری از «ایده های» تروتسکی، تکذیب انقلاب چین و مقصر دانستن باصطلاح تفکر شیطانی استالین که دقیقاً برخلاف حقایق تاریخی اند،  ممکن‌ست برای  تازه کارها (جوانان و بی‌تجربه‌ها) عجیب و غریب بنظر بیاید.  اما در واقع، دارای منطق، و منطق ضدانقلابی ست. این از درک بنیادین منشویکی تروتسکی سرچشمه می‌گیرد. این در هم‌آهنگی کامل با نگرش ضدانقلابی تروتسکی نسبت به انقلاب، اتحاد جماهیر شوروی، و  کمونیسم بین الملل ست..تروتسکی ایجاد سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی را انکار می‌کند، –  پس چرا او نباید وجود شوراهای چین را انکار نکند؟ تروتسکی ادعا می‌کند که استالین انقلاب روسیه را نابود کرده است – پس چرا نگوید که استالین انقلاب چین را نابود کرده است؟ این آن واقعیتی ست که در منظر تمام  ادعاهای دروغین تروتسکی شفاف است، اما هرگز او را به اندازه سر ناخُنی هم نگران نمی‌کند… ).  تروتسکی در سال ۱۹۲۵ مدافع صنعتی شدن و اشتراکی کردن در روسیه بود، اما  در سال ۱۹۳۵ صنعتی سازی استتاری و « کارناوال» اشتراکی را می بیند. او می گوید، «هیچ تناقضی وجود ندارد».  نه، هیچ تناقضی …

دموکراسی در آمریکا خیال‌بافی ناب است

دمکراسی در آمریکا خیال‌بافی ناب است. وجود ندارد. پول‌دارهای بانفوذ همه‌کاره اند. مردم هیچ‌کاره اند. انتخابات هم زمانی‌که برگزار می‌شود مضحک‌ست. طبق معمول، همیشه کسب و کار کثیف برنده می‌شود… آمریکا، ناتو، اسرائیل و دیگر متحدان سرکش آن‌ها تنها شیاطین خالصی هستند که من می‌شناسم. ۱۱ سپتامبر به آمریکا اجازه داد تا جنگ ساختگی علیه ترور را راه اندازی کند، جنگی که ناشی از ترور علیه بشریت، حمایت از داعش، القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی، و استفاده از آن‌ها به عنوان سربازان پیاده نظام امپریالیست است. دموکراسی در آمریکا خیال‌بافی ناب است مصاحبه ادو مونتیسانی با استفان لیندمن برگردان: آمادور نویدی   استفان لیندمن می گوید: « من هرگز زنده نمی‌مانم تا عدالت را (برای قربانیان) ۱۱ سپتامبر ببینم». ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، مسیر انسانیت را تغییر داده است، حتی اگرچه پس از شانزده سال هنوز هم (نتیجه تحقیقات) به اندازه کافی روشن نشده، اما آمریکا پایگاه‌های نظامی خود را در سراسر جهان به ۷۳۷ و بیش از ۲میلیون و نیم پرسنل در سراسر سیاره افزایش داده است، و جهان را به آن‌چنان جایی تبدیل نموده  …

نژاد پرستی – ابزار سرمایه داری

سرمایه داری، که توسعه یافته تا فرد به حساب دیگران سود ببرد، ترس و حسادت، خصومت و نفرت را تولید می‌کند. مردم از آن می‌ترسند که همان چیز کمی را هم که دارند با حقه‌بازی تجاری، یا سیستم بیمار کسب و کار و یا  دستور حکومتی از دست آن‌ها بگیرند. درواقع، سرمایه داری نه تنها  از حرص و آز و منافع شخصی لذت می‌برد، بلکه قطعاً مشوق آن‌ست. جهل و نادانی ‌یار و هم‌کار سرمایه‌داری‌ست و بخوبی یکی از قدرت‌مندترین سلاح‌های آن بشمار می‌آید. زمانی‌که جهل و نادانی با ناتوانی و ناامیدی ترکیب شود، چنان‌که بدبختانه بسیاری از مردم عادی تحت سرمایه داری چنین اند، زیاد جای تعجب نیست که مردم بسیاری به آن‌هایی اعتماد کنند که علت بیماری سیستم را اختلافات نژادی و مذهبی می‌دانند… آزادی بیان، مانند هرچیز دیگری، یک مسئله طبقاتی‌ست. کارگران حق – و نیاز دارند – که بتوانند از سرمایه داری (برای مثال، از دولت‌های ضد کارگری) انتقاد کنند. سرمایه داران « حق» ندارند تلاش کنند تا یک دولت حامی کارگر را بی ثبات و سرنگون کنند. آن‌ها حتی حق …

جنگ‌ سرد بی پایان

در قاموس جنگ سرد سرمایه داری، سیاه سفید است و سفید سیاه. ثروت‌مند خیرخواه است و فقیر تروریست… شستشوی مغزی افکار عمومی یکی از تاکتیک‌های مورد پسند سرمایه داری است. با تمرکز رسانه های جمعی در دستان اندکی و تحقیقات هوش‌مندانه جهت شکل‌گیری درک عمومی، این شستشوی مغزی فوق العاده زیرک‌ و قدرت‌مند شده است. ولو این‌که سرمایه داری برخی اوقات از روش‌های بی‌پروایی استفاده می کند که برای افزایش فروش است، اما اکنون آن‌ها را جهت شستشوی مغزی دمکراسی بورژوایی بکار می‌گیر‌د. جنگ سرد نمرده و دفن نشده است: جنگ سرد زنده و سالم است. ممکن‌ست که تنها استتار خویش را  تغییر داده باشد. جنگ سرد به همان سبک و سیاق سابق  شریر، خطرناک و مخرب است. این وظیفه ما چپ انقلابی‌ست که جنگ سرد را در هر مکان و زمانی که ببینیم، افشاء کنیم. جنگ‌ سرد بی پایان نوشته: راب گولند برگردان: آمادور نویدی جنگ سرد ادامه دارد هرکسی که سعی کند به شما بگوید که سال‌ها پیش «با سقوط اتحاد جماهیر شوروی»، جنگ سرد پایان یافته است، به آن‌چه که هم‌اکنون در …

تفرقه، تردید و جنگ داخلی در مراکز قدرت امپریالیستی

این نزاع و بی عزمی بر روی این که چه کسی بر امپراتوری حکومت می‌کند به قدرت‌های منطقه ای اجازه می‌دهد که ادعاهای منطقه ای متضاد خود را مطرح کنند. اتحادیه اروپا، ژاپن، عربستان سعودی و اسرائیل با روسیه، ایران و چین روبرو خواهند شد. هیچ‌کسی منتظر آمریکا نمی‌ماند تا تصمیم بگیرد که کدام مرکز قدرت باید حکومت کند… از جنبه مثبت، بر اثر هرج‌ و مرج داخلی و تقسیمات نهادی، برای لحظه ای از افزایش تهدید جنگ‌های بیش‌تر در خارج از کشور کاسته می‌شود. جهان به علامت آسایش نفس راحتی می‌کشد. اما نه جهان بازارهای سهام: دلار سقوط می‌کند و سفته‌بازان ورشکست می‌شوند. تفرقه، تردید و جنگ داخلی در مراکز قدرت امپریالیستی نوشته: جیمز پتراس برگردان: آمادور نویدی مراکز امپریالیستی: تقسیمات، بی تصمیمی و جنگ داخلی مقدمه: یکی از مهم‌ترین پی آمدهای ریاست جمهوری ترامپ، افشاگری‌هایی هستند که بغرنجی نیروهای رقیب، و روابط درگیر در حفظ و گسترش قدرت جهانی آمریکا ( ًامپراتوری ً) را توصیف می‌کند مراجع رایج به ًامپراتوریً نمی‌توانند خط اتصال و درگیری میان نهادهای درگیر در جنبه های مختلف قدرت …

تئوری توطئه

درس ابتدایی تاریخ این‌ست که دولت‌ها مردم خود را فریب می‌دهند. در همه جای جهان غرب، دولت توطئه ای‌ست علیه مردم… تفسیری که طبقه حاکم بر ما تحمیل می‌کند، خود تئوری توطئه است. علاوه براین، تئوری های توطئه طبقه حاکم طراحی شده اند تا توطئه های تحمیلی و واقعی حاکمان را پنهان سازند… تئوری توطئه ستون فقرات سیاست خارجی آمریکاست. برای مثال، رژیم جورج دبلیو بوش در توطئه علیه عراق و صدام حسین فعال بود. رژیم بوش شواهد جعلی «سلاح های کشتار جمعی» عراق را خلق کرد، داستان جعلی را به جهان فریب‌خور فروخت و آن‌را بکار گرفت تا عراق را نابود سازد و رهبرش را به قتل برساند. به همین سبک، قذافی قربانی توطئه اوباما/هیلاری گشت تا لیبی نابود گردد و قذافی به قتل برسد. اسد سوریه و ایران برای رفتارهای مشابه بشدت مورد انتقاد قرار گرفتند تا این‌که روس ها مداخله کردند… برای آمریکا هر کشوری یک تهدیدست: ونزوئلا، یمن، سوریه، ایران، عراق، افغانستان، قبایل پاکستان، لیبی، روسیه، چین، کره شمالی، اما واشنگتن هرگز یک تهدید نیست. بزرگ‌ترین تئوری توطئه زمان ما این‌ست …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۸) – کمیته انگلیس و روسیه

کمیته همبستگی انگلیس و روسیه به منظور ترویج اقدام مشترک کارگران علیه امپریالیسم، علیه جنگ، و برای اتحاد جهانی اتحادیه های کارگری، در سال ۱۹۲۶سازماندهی شد. کمیته همبستگی انگلیس و روسیه شامل نمایندگان اتحادیه های کارگری اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و اتحادیه های کارگری بریتانیا بود. کمیته انگلیس و روسیه جهت درک بهتر کارگران بریتانیا و جهان از موقعیت و اهداف کارگران شوروی، به منظور کمک به انقلابی کردن کارگران بریتانیایی در مبارزات خود علیه امپریالیسم و برای افزایش نفوذ شوراها در میان کشورهای سرمایه داری تأسیس شد… درست زمانی‌که وضعیت سخت تر شد، هنگامی‌که خیانت به اعتصاب عمومی بریتانیا موانع بیش‌تری در راه رویکرد شوروی به کارگران بریتانیایی ایجاد کرد، زمانی‌که ضرورت داشت تا صبر بیش‌تر و تاکتیک‌های منعطف تری در رابطه با این کارگران بکار گرفت، اپوزسیون از حل این مشکلات شانه خالی کرد. خرده بورژوازی در ماهیت واقعی خود به وحشت (پانیک) افتاد. تجلی این پانیک تقاضا برای پایان دادن به اعتصاب بود. از نظر خرده بورژوازی این یک خواست «فوق انقلابی» بود، اما در واقع این اعتراف به  شکست بود. تروتسکیسم …

منافع واقعی آمریکا در کره شمالی چیست؟

کُره ای‌ها بخوبی آگاهند که آمریکا در آخرین تلاش خود جهت ریشه کن کردن کمونیسم از منطقه، کشورشان را بکلی نابودی کرد… همه اقدامات کرُه شمالی مرتبط با تهدیدات آمریکاست، و چنان‌چه آمریکا تلاش کند تا دوباره  به این کشور حمله کند، جمهوری دمکراتیک خلق کُره از خود دفاع خواهد نمود… فقط فریب داستان‌هایی را نخورید که سرچشمه آن‌ها آمریکاست. آمریکایی‌ها درست مثل همیشه، چشم به جایزه دارند… هرچند که شرکت‌های بزرگ جمهوری کُره چشم طمع به ثروت جمهوری دمکراتیک خلق کُره داشته باشند، اما نمی‌توانند آن‌را فتح کنند، بلکه فقط با اتحاد مجدد صلح آمیز دو کُره می‌توانند به آن دست‌ یابند. و به احتمال زیاد مردم جمهوری دمکراتیک خلق کُره ثروت خود را بلافاصله به سرمایه داران جمهوری کُره تقدیم نمی‌کنند. البته که جمهوری کُره، نمونه اتحاد مجدد آلمان را درنظر دارد، جایی که مالکیت سوسیالیستی جمهوری دمکراتیک آلمان بدون مقاومت به کورپورات‌های آلمان تحویل داده شد. اما، این‌بار موقعیت فرق می‌کند و سرنوشت شومی که برای جمهوری دمکراتیک آلمان رقم خورد، بسیار بعیدست که هرگز دوباره اتفاق بیفتد. منافع واقعی آمریکا در …

ایران و سیاست دوجانبه امپریالیسم آمریکا جهت برقراری هژمونی

طراحان استراتژیک آمریکا بر روی یک سیاست دوجانبه، ترکیب و آمیزه ای از حربه‌های نظامی و ایدئولوژیک تکیه می‌کنند… استراتژی سیاسی و ایدئولوژیک آمریکا شامل رخنه در و سازمان‌دهی نیروی‌های داخلی جهت بی ثباتی و تضعیف امنیت داخلی، توان دفاعی و متحدان خارج از کشور ایران‌ست… استراتژیست‌های امپریالیستی واشنگتن به این نتیجه رسیده اند که آن‌ها نمی‌توانند کشورهای مستقلی مانند ایران را، با توجه به اندازه، توان دفاعی، انسجام داخلی و متحدان منطقه ای خود، تنها با یک حمله فتح کنند. استراتژی آن‌ها این‌ست که ایران را از طریق نابودی متحدانش، هر کدام در یک‌زمان، محاصره کنند. فاز اول حمله آمریکا، اشغال و نابودی سیستماتیک عراق و تمام زیرساخت‌های دولتی اش طراحی شده بود تا دولت بعثی را سرنگون سازد، سپس ملیشای شیعه را خنثی کند و یک رژیم دست نشانده در بغداد تحمیل نمایند. فاز دوم تحریک جنگ سالاران قبیله ای سُنی بود تا کنترل مرکز عراق را بدست بگیرند. فاز سوم مسلح کردن کُردها بود تا یک دولت کوچک در شمال عراق (باصطلاح «کردستان») تشکیل دهند… ششمین هدف امپریالیستی، خلع سلاح ساختار نظامی …

روز جهانی ماندلا: الهام‌بخش‌ترین ۱۵ نقل قول از نلسون ماندلا

«آموزش،  قدرت‌مندترین سلاحی‌ست که می‌تواند جهان را دگرگون سازد.».. «شجاعت به دلیل فقدان ترس نیست، بلکه پیروزی بر آن‌ست. انسان شجاع کسی نیست که نمی‌ترسد، بلکه کسی‌ست ‌که بنواند بر ترس غلبه کند.»… «مشکلات برخی از افراد را می‌شکند، اما عده ای دیگر را قوی می‌سازد. هیچ تبری به اندازه کافی تیز نیست که بتواند اراده انسانی را بشکند که پیوسته تلاش می‌کند، و به پیروزی راه خود ایمان دارد.» کلمات قصار نلسون ماندلا نوشته: جسیکا دیوراندو برگردان: آمادور نویدی روز جهانی ماندلا: الهام‌بخش‌ترین ۱۵ نقل قول از نلسون ماندلا در سراسر جهان ۱۸ ژوئیه، روز تولد نلسون ماندلا، رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل، به عنوان روز ماندلا جشن گرفته می‌شود. نلسون ماندلا*، ۹۵ سال عمر  کرد (۱۹۱۸-۲۰۱۳). او الهام‌بخش افراد بی‌شماری در سراسر جهان گشت. مجموعه ای از نقل قول هائی که شخصیت او را می‌نمایاند، در زیر آمده است: ۱) «مشکلات برخی از افراد را می‌شکند، اما عده ای دیگر را قوی می‌سازد. هیچ تبری به اندازه کافی تیز نیست که بتواند اراده انسانی را بشکند که پیوسته …

دشمنی کور تروتسکیسم با حزب کمونیست (بلشویک) و الگوی لنینیستی

تروتسکی از اولین روزهای حرفه ای خود، تنفر خاصی نسبت به تشکیلات حزب بلشویک، و انضباط بلشویکی، نسبت به وحدت فکر و عمل بلشویکی پرورش داد. از این بابت، تروتسکی  چهارده سال با لنین مخالفت کرد. از این بابت، تروتسکی برای دوازده سال با استالین مخالفت ورزید، و از این بایت، تروتسکی با کمونیسم بین الملل مخالف‌‌ کرد. .. تروتسکی به تصمیم تشکیل یک حزب بلشویکی واقعی که بخوبی سازماندهی سازمان‌دهی شود ناسزا می‌گوید. از نظر او لنین اخلال‌گر حزب‌ست، بدین دلیل که  او بر  نوعی از تشکیلات حزبی اصرار داشت که در آن خرده– بورژوازی ها، ارازل و اوباش، روشن‌فکران فردگرا با برنامه های خیالی و تاکتیک های خودرأی، جای‌‌گاهی نداشته باشنند. تروتسکی مخالف سانترالیسم بود. او تصور می‌کرد که سانترالیسم کاملاً یک «معنای رسمی» دارد. تروتسکی به ویژه علیه بیانیه لنین خشمگین بود که می‌گفت پرولتاریا بیش‌تر متمایل به نظم و انضباط‌ست تا روشن‌فکرانی که افکار و رفتار فردگرای آنارشیستی دارند…تروتسکی خواستار «آزادی فراکسیون» (جناح بندی) در درون حزب کمونیست بود. در واقع آن‌چیزی‌که او خواهانش بود، آزادی انشعاب حزب در شماری از …

دگربار سوار بر موج فاشیسم

فاشیسم حاکمیت آشکار ارتجاعی ترین عناصر سرمایه داری‌ست، و هر زمانی‌که سرمایه داری خودش را در معرض تهدید ببیند ‌ متوسل به فاشیسم می‌گردد.. . نمی‌توان طبقه کارگر را برای همیشه گول زد. فاشیسم مکن‌ست که جنبش‌های مردمی راموقتأ ساکت کند، اما هرگز موفق نمی‌شود که برای همیشه آنها را از پیش‌روی بازدارد. نوشته: راب گولند برگردان: آمادور نویدی دمکراسی بورژوایی برای سرمایه داری مطلوب ترین شکل دولت، سیستمی‌ست که ما در این‌جا در استرالیا (و درحقیقت در اغلب کشورهای سرمایه داری پیش‌رفته) داریم. هر از چند سال با انجام انتخاباتی، این تصور غلط به مردم داده می‌شود که آن‌ها و نه مالکان شرکت‌های بزرگ (کورپورات‌ها) تصمیم‌گیرنده و اداره‌کننده کشور  هستند. با این‌حال، زمانی‌که مردم تصمیم بگیرند که وقتش رسیده که واقعاً مسئولیت اداره کشور را بدست بگیرند، و بدنبال ایجاد دولتی باشند که بیش‌تر پاسخگوی خواسته‌های آن‌ها باشد، سرمایه داری با شیوه‌های کثیف، چهره کریه خود را نشان می‌دهد و با توسل به تروریسم دولتی، بویژه با درآغوش گرفتن سیستم شناخته شده‌ای بنام فاشیسم از خود دفاع می‌کند. اگرچه موسولینی فاشیسم را نام‌گذاری نمود، …

روس ها استالین را «برجسته ترین شخصیت» جهان می دانند، پوتین نفر دوم

استالین که از سال ۱۹۹۹ در  نظرسنجی‌های مشابه در جایگاه سه نفر صدر قرار داشته است، ۳۸ درصد از رأی دهندگان را کسب نمود. رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین و آلکساندر پوشکین هرکدام با ۳۴ درصد در مقام دوم قرار گرفتند. لنین با ۳۲ درصد مقام سوم را کسب کرد… بنابر نتایج تحقیقات قبلی مرکز لوادا در طول چند سال گذشته، افکار عمومی روسیه درباره استالین بهبود یافته است. طبق نظرات جامعه شناسان و دانشمندان علوم سیاسی، این اغلب به دلیل جنگ روسیه با نازیسم در جنگ جهانی دوم بوده است. درحالی‌که درصد روس‌هایی که به استالین احترام می‌گذارند و یا او را تحسین می‌کنند، کم و بیش بدون تغییر مانده است، اما در دهه گذشته شمار پاسخ دهندگانی که سیاست های خودکامه استالین و سرکوب‌های سیاسی توده ای استالین را محکوم کرده اند، کاهش یافته است. استالین «برجسته‌ ترین شخصیت» جهان روسیه امروز برگردان: آمادور نویدی روس ها استالین را «برجسته ترین شخصیت» جهان می دانند، پوتین نفر دوم یک‌بار دیگر روس ها رهبر اتحادجماهیر شوروی جوزف استالین را برجسته ترین شخصیت جهان نام‌گذاری …

بالکانیزه کردن خاورمیانه بر اساس «طرح صهیونیستی اودید یینون جهت ایجاد اسرائیل بزرگ»

در پشت این همه اغتشاش و ویرانی‌، تجزیه سوریه و درنهایت ترکیه، به بهترین وجهی «طرح صهیونیستی اودید یینون» جهت ایجاد اسرائیل بزرگ و تجزیه کشورهای مسلمان‌ نهفته است… واشنگتن جهت پیش‌برد استراتژی تکه تکه کردن و تجزیه دولت‌های مستقل، بدقت از «طرح اسرائیل بزرگ» پیروی می‌کند که توسط نویسنده سیاسی نظامی اسرائیلی اودید یینون در فوریه سال ۱۹۸۲ تهیه شد و بوسیله آژانس صهیونیست جهانی منتشر گردید. یینون معتقد بود که کلید تسلط اسرائیل بر خامیانه، متکی بر تقویت اختلافات قومی – مذهبی و  منطقه ای‌ست …استراتژی « تفرقه بینداز و حکومت کن» اسرائیل در خاورمیانه بزرگ بستگی دارد به قراردادن حامیان «اول اسرائیل» در موقعیت‌های سیاست‌گذاری  در وزارت‌خانه‌های دفاع، امورخارجه و خزانه داری آمریکا و نفوذ در هیئت قدرتمند صهیونیستی – که باصطلاح «لابی اسرائیل» – جهت کنترل کنگره و ریاست جمهوری آمریکا در اموری که مربوط به اسرائیل ست. بنابراین، استراتژی اسرائیل برای خاورمیانه در تجزیه و تضعیف دولت‌های حامی فلسطین، به سیاست رسمی اسرائیل در برابر به کشورهای عربی تبدیل شده است… واشنگتن و قدرت‌های ناتویی که با گزارشات تبلیغاتی رسانه …

در استرالیا

در آمریکا، برده‌داران دیروز دمکرات‌ها خوانده می‌شوند، و در فرانسه، دشمنان سوسیالیسم، خرده بورژوازی، سوسیالیست‌های رادیکال خوانده می‌شوند! جهت درک اهمیت واقعی احزاب، نه تنها باید اعلان‌ها، بلکه باید ویژگی‌های طبقاتی آن‌ها و شرایط تاریخی هر کشور منحصر بفردی را بررسی کرد… در حالی‌که در بریتانیا این باصطلاح حزب کارگر ائتلافی ست بین اتحادیه‌های کارگری غیرسوسیالیستی و حزب کارگر مستقل بشدت فرصت‌طلب، در استرالیا حزب کارگر نماینده غیرمستقیم اتحادیه‌های کارگران غیرسوسیالیستی‌ست. رهبران حزب کارگر استرالیا از مقامات اتحادیه‌های کارگری هستند، که همگی سازش‌کار و صرفاً لیبرال‌مسلک‌اند، و مانند همه جا از میانه‌روترین عناصر و «خدمت‌گزاران سرمایه داری» می‌باشند… حزب کارگر استرالیا که حتی خودش را یک حزب سوسیالیست نمی‌نامد، درواقع یک حزب بورژوازی لیبرال‌ست، در حالی‌که لیبرال‌ها در استرالیا واقعاً محافظه‌کارند… حزب کارگر در استرالیا همان‌کاری را کرده است که لیبرال‌ها در کشورهای دیگر  انجام داده اند، یعنی، معرفی مالیات یک‌سان‌، قانون آموزشی یک‌سان، مالیات بر زمین یک‌سان و قانون کار یک‌سان برای کُل کشور… آن لیبرال‌هایی که در اروپا و روسیه هستند و سعی می‌کنند که با چسبیدن به نمونه استرالیا به مردم «یاد …

«جایزه خائن سال» برای فریب و خیانت «چپ» دروغین و ناتویی!

نمونه‌های زیادی از جنبش‌های چریکی سابق، رژیم‌های چپ و رهبران سیاسی وجود دارند که بر اساس وعده و وعیدهای تحولات ساختاری رادیکال، حمایت گسترده مردمی را کسب کردند، ولی از قول‌ و قرارهای انتخاباتی خود عقب‌نشینی نموده و درجهت منافع الیگارش‌ها و دشمنان امپریالیستی گام برداشتند… به دلیل سیاست خیانت‌آمیز، زیان و ضررهای بسیار زیاد اجتماعی و اقتصادی، سرکوب سیاسی، دستگیری، شکنجه، و کشتار، بی اعتمادی عمیق توده ای نسبت به «چپ» روشن‌فکر، رهبران سیاسی و «وعده‌های» آن‌ها  افزایش یافته است… سیپراس به عنوان رهبر باصطلاح «چپ رادیکال» حزب سیریزا، با یک پلک زدن از چپ به راست رنگ عوض کرد… نخست وزیر یونان سپیراس، علی‌رغم قول‌های انتخاباتی خود مسیر مخرب میخائیل گورباچف رهبر سابق شوروی را درپیش‌گرفت، و به مردم خود خیانت نمود که بتواند در مسیر ائتلاف اطاعت کورکورانه  تسلیم و فساد ادامه دهد. درحالی‌که چندین نفر از رهبران رقابت سختی را جهت کسب »جایزه خائن سال» ارائه می‌دهند، اما خیانت آلکسیس سپیراس بیش‌تر و عمیق‌ترست که تا به امروز هم ادامه دارد. او وعده و وعیدهای بیش‌تری را زیرپا گذاشت و تعهدات …

کینه شتری تروتسکیسم با اتحاد جماهیر شوروی

تروتسکی در سراسر عمرخود  یک خراب‌کار باقی‌ماند. هر انسان معقول، به محض این‌که ببیند دغده‌هایش توجیه پذیر نیستند، اعتراف می‌کند که اشتباه کرده است. اما این در مورد تروتسکی صادق نیست. انسان فکر می‌کند که با تسریع صنعتی شدن اتحاد جماهیر شوروی، ازبین رفتن تقریباً کُل مردان نپ، اشتراکی کردن کشاورزی، و الغای کولاک‌ها به عنوان یک طبقه، می بایست تروتسکیست‌ها را راضی می‌کرد، چنا‌نچه منظورشان همان چیزی بود که از پشب‌بام خانه‌ها فریاد می‌زدند. اما هرچقدر که زمین زیری پای اپوزیسیون تروتسکی لغزنده تر می‌شد، کینه‌توزتر می‌گشت. کینه توزی عناصر خرده بورژوازی بدین گونه است که پیروزی سوسیالیسم را می‌بینند، اما دوست ندارند تحت شرایطی که پرولتاریا قدرت را در دست دارد تبدیل به کارگرانی بشوند که یک زندگی صادقانه دارند… تروتسکی که تئوری اش را به سادگی مبنی بر عدم امکان ایجاد سوسیالیسم در روسیه بنا کرده بود، یک دشمنی کینه‌توزانه علیه هرچیزی‌ داشت که در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی اتفاق می افتاد. تروتسکی مانند ذره بین مشکلات را بزرگ جلوه میداد؛ تروتسکی در جایی‌که مشکلی هم وجود نداشت، آن را اختراع می‌کرد؛ …

هدف عمو سام از تحریک کره شمالی جنگ با چین است

پویایی کشورها و سیستم‌های امپریالیستی دارای تضادهایی‌ هستند که همواره حدفاصل خطوط امپریالیسم را به چالش کشیده و تغییر می‌دهند… درست پس از جنگ جهانی دوم بود که واشنگتن از طریق مداخله، قدرت نظامی خود را محک زد. به علت مقاومت بسیار محبوب و مجاورت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، و بعدها جمهوری خلق چین، ساخت امپراتوری در آسیای پسا‌استعمار محدود و یا از طریق نظامی شکست خورد. نیروهای آمریکایی در شبه جزیره کره پس از کشتن میلیون‌ها انسان به طور موقت، به یک پات/ موقعیت نه صلح و نه جنگ تن در داند. شکست آمریکا در چین منجر به جنگ «ملی گرایان» در استان جزیره تایوان شد. مقاومت پایدار مردمی و حمایت مادی از ابرقدرت های سوسیالیستی منجر به عقب نشینی آمریکا از هندوچین گشت. در پاسخ، آمریکا متوسل به تحریمات اقتصادی شد تا دولت‌های انقلابی را خفه سازد… امپریالیسم آمریکا با افزایش قدرت رقبای اقتصادی خارج از کشور و افزایش اتکاء بر مداخله مستقیم نظامی خود، از فروپاشی داخلی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و پذیرفتن سرمایه داری دولتی توسط چین در اوایل سالهای ۱۹۹۰ …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۵)- انقلاب و دهقانان

در همه هیاهوی تروتسکی یک چیز  مشخص است. سرچشمه همه آن‌ هیاهو، نیاز آهنین تروتسکیست به انکار ساخت سوسیالیسم در یک کشور واحدست. و اگر چیزی مطابق با حقایق تاریخی انفاق نیفتد، تروتسکی مقصر نیست، بلکه این حقایق تاریخی‌ست که مقصرست!…«انقلاب مداوم» تروتسکی تلاشی‌ست جهت توصیف این‌که چرا انقلاب در یک کشور باید از درون شکست بخورد، حتی اگر از بیرون خُرد نشود. بهانه این‌ست که پرولتاریا در یک انقلاب سوسیالیستی در درون کشوری‌که یک چنین انقلابی اتفاق افتاده است هیچ متحدی ندارد. بطور خاص، تروتسکیسم تلاش می‌کند تا ثابت کند که توده های دهقان نماینده یک ذخیره انقلابی نیستند، و بنابراین انقلاب در یک کشور مجبور به تسلیم به نیروهای ضدانقلاب است، که شامل دهقانان نیز می‌شود، مگر این‌که کمک از انقلابات پیروزمند از دیگر کشورها بیاید. «انقلاب مداوم» تروتسکی در نتیجه، تفسیر ناباوری در توانایی پرولتاریا جهت بدوش گرفتن رهبری انقلاب و توده های وسیع دیگر طبقات استثمار و سرکوب شده جمعیت است… سوسیالیست‌هایی از نوع منشویک (سوسیال – رفرمیست ها) براین باور بودند تنها چیزی‌که انقلاب می‌تواند انجام دهد، ایجاد یک دمکراسی …

نه به جنگ‌های امپریالیستی عمو سام

جهان در آستانه دو فاجعه غیرقابل برگشت – جنگ هسته ای و نابودی زندگی بشریت در روی سیاره ما، و متعاقباً تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان قرار داد. هر دو فاجعه توسط سرمایه داری و پی‌گیری حرص و آز چپاول‌گرانه و تمایل شدید جهت کسب حداکثر سود تحریک شده اند… زمانی‌که با تخریب اتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی تنش زدایی سابق پایان یافت، آمریکا جسارت پیدا کرد و جنگ‌‌طلبانه تر از قبل شد.«تروریسم اسلامی»، جایگزین «خطرکمونیسم» شده است… در سال ۲۰۰۲، بررسی موضع هسته ای دولت بوش (پسر)، شامل طرح‌هایی جهت استفاده از سلاح‌های هسته ای علیه چین، عراق، روسیه، جمهوری دمکراتیک خلق کره، ایران، لیبی و سوریه بود، و سلاح‌های هسته ای دیگر به عنوان سلاح‌های «آخرین راه چاره» در جنگ‌های آمریکا درنظر گرفته نشدند.سیاست ضربه «پیش‌گیرانه» اعلام شد. ضربه پیشگیرانه اصطلاحی‌ست برای تجاوز آشکار علیه کشورهای مستقل، در مغایرت با قوانین بین الملل. از آن‌زمان آمریکا و عمال نیابتی (پروکسی) خود جنگ‌های بی‌پایان را براه انداخته اند و تغییر رژیم (رژیم چنج) یا بی‌ثباتی دولت‌ها را در کشورهای میزبان عملی کرده اند. توجیهات برای …

پیمان صلح یا دست نشانده سیاسی عمو سام

بارها  و بارها در سراسر جهان، مذاکرات صلح با میانجی‌گری امپریالیستی و پیمان‌های صلح تنها در خدمت یک هدف بوده اند: خلع سلاح، سازمان‌زدایی، شکست و تضعیف روحیه  مبارزان مقاومت و متحدان آن‌ها. «پیمان‌های صلح»، همان‌گونه که ما آن‌ها را می‌شناسیم، به دنبال عقب‌نشینی‌های تاکتیکی مبارزات چریکی صورت پذیرفته، و در خدمت تجدید قوا و سازمان‌دهی مجدد نیروهای مورد حمایت آمریکا بوده اند. «پیمان های صلح»  اپوزیسیون را تشویق به تفرقه («تاکتیک کالباس») می کند و پیروزی را برای امپریالیسم و دولت دست نشانده تسهیل می‌نماید. گفتمان «صلح»، مانند «مذاکرات صلح»، اصطلاحاتی هستند که در واقع، به منظور «خلع سلاح یک‌طرفه» مبارزان مقاومت، تسلیم سرزمین و رها ساختن هواداران مدنی است… تقریباً در هر منطقه یا کشوری که در مرکز جنگ یا حمله قرار دارد، مذاکره  ًپیمان صلحً مطرح شده است. در بسیاری از موارد، پیمان صلح امضاء شده است، اما باز هم از طرف مذاکره کنندگان مورد حمایت آمریکا منجر به خاتمه دادن به قتل و کشتار نگشته است… مذاکرات صلح گذشته و کنونی، براساس به‌رسمیت شناختن حق حاکمیت یک کشور مستقل مرتبط با …

مُعضل عمو‌سام

جمهوری دمکراتیک خلق کره از اولین روز بنیانگذاری، حتی برای یک لحظه هم از دخالت خارجی، خراب‌کاری، حمله، کشتار جمعی، جنگ میکروبی، تهدید هسته ای، محاصره و تحریم اقتصادی فلج کننده آرام نبوده است و از همه این‌ها در تلاش برهبری آمریکا استفاده شده که این مانع را از سُلطه منطقه ای خود بردارد. اما تمام این تلاش‌ها با شکست روبرو شده اند. بدیهی‌ست، که قدرت‌های بزرگ امپریالیستی به منظور جلب افکار عمومی، چنین کشورهای «یاغی» را هدف کمپین بی امان شررات و بهتان قرار داده‌اند. جمهوری دمکراتیک خلق کره نه تنها خاری در چشم ابرقدرت رو به زوال امپریالیسم آمریکاست که بدنبال تقویت موقعیت خود در آسیا و پاسیفیک‌ست، بلکه قلمرو کره شمالی، که هم‌مرز با جمهوری خلق چین‌ست، چشم ارتش آمریکا را برای موقعیت پرسنل و سلاح‌های هسته ای آمریکا گرفته است. چین تأکید کرده است که «حل اختلافات حقوق بشری باید از طریق گفت‌وگوی سازنده و هم‌کاری براساس برابری و احترام متقابل باشد». اما این اتفاق نمی‌افتد مگر آن‌که افکار عمومی بر روی آن اصرار ورزد و خواستار آن گردد که آمریکا …

تروتسکیسم ضدانقلاب در خفاء (۴)

تئوری لنینیستی این امکان را انکار نمی‌کند که دیکتاتوری پرولتاریا در یک کشور می‌تواند با اقدام هم‌آهنگ امپریالیسم جهانی خُرد شود– اگرچه احتمال چنین حمله ای با رشد اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی و جنبش انقلابی در جهان سرمایه داری، از جمله مستعمرات ضعیف است. اما ما انقلابیون، لنینست‌ها از خودمان می‌پرسیم: حزب پرولتری در شرایط انقلابی چه باید بکند زمانی‌که احتمال حمله موفق در کشورهای سرمایه داری، و گرفتن قدرت توسط پرولتاریا وجود دارد؟ لنینیست‌ها می‌گویند که وظیفه کارگران تحت چنین شرایطی قبضه کردن قدرت است. تروتسکیست‌ها به کارگران می‌گویند ابتدا ثابت کنید که آیا امکان یک انقلاب در چند کشور وجود دارد؛ واگر چنین امکانی وجود ندارد، کارگران نباید قدرت را بدست بگیرند. لنینیست‌ها انقلابیون پرولتری هستند. و تروتسکیست‌ها تمایل دارند که پرولتاریا را خلع سلاح کنند، تا از استفاده او از یک موقعیت انقلابی در تسخیر قدرت جلوگیری نمایند… یک سیستم امپریالیستی اقتصاد جهانی وجود دارد که نشان‌دهنده یک واحد یک‌پارچه است؛ که این واحد با تضادهای ذاتی نهفته در آن بطور مستمر شکاف برمی‌دارد و منفجر می‌شود، و انقلاب پرولتری که در همه …

سیاست درست در قبال نژادپرستی

حقوق دمکراتیک و آزادی بیان غیرمشروط نیستند. هر جامعه ای حق دارد که خودش را از کسانی‌که طرفدار برتری نژادی هستند و تحریک به جنگ می‌کنند، و از آن‌هایی که یک گروه نژادپرست را علیه دیگری تنظیم می‌کنند، در امان نگه‌دارد. بنابراین، هر جامعه دمکراتیکی باید حقوق آن‌کسانی را محدود سازد که عادت به بدگویی دارند، و یا دیگران را به اعمال تبعیض آمیز و خشونت‌های نژادی تحریک می‌کنند… نژادپرستی آن‌هایی را که استثمار شده اند، تحقیر می‌کند وباعث انشعاب و تفرقه در صفوف طبقه کارگر می‌گردد…عوام‌فریبی ساده نژادپرستی (توسط سیاست‌مداران مرتجع) به مردمی‌ خورانده می‌شود که برای رشد مشکلاتی که با آن روبرو می‌شوند، بدنبال دلایلی می‌گردند، تا درک پاسخ‌های واقعی مشکلات آن‌ها را که در درون  خود سیسم سرمایه داری نهفته است، سخت‌تر کنند. سیاست درست در قبال نژادپرستی سرمقاله گاردین- ارگان حزب کمونیست استرالیا برگردان: آمادور نویدی التماس کورپورات‌های ثروت‌مند به مردم در قبول فداکاری‌های بیش‌تر با افزایش شدید استفاده از نژادپرستی به عنوان سلاحی جهت تفرقه بیانداز و حکومت هم‌راه گشته است. نژادپرستی آن‌هایی را که استثمار شده اند، تحقیر می‌کند …

جهش بزرگ چین به پیش

ضربه امپریالیستی خارجی چین برمبنای استراتژی بازار جهانی‌ست، در حالی‌که واشنگتن هم‌چنان بدنبال استراتژی امپریالیستی نظامی ست، که جهت تحمیل سُلطه جهانی با استفاده از زور طراحی شده است… سیاست رسمی آمریکا جهت مقابله با چین به عنوان یک جهان سرمایه داری رقیب، احاطه چین با پایگاه‌های نظامی و تهدید به اخلال در اقتصاد چین‌ست.  و به عنوان بخشی از این استراتژی، رسانه‌های غربی و باصطلاح «کارشناسان»، مشکلات چین را بزرگ و مشکلات خودشان را کوچک جلوه می‌دهند… آمریکا به نوبه خود، اتحاد‌های نظامی تهاجمی را ترویج می‌دهد، رادار و موشک‌های ماهواره ای هدایت شده را  در مرزهای چین، ایران و روسیه نصب می‌کند، و کره شمالی تهدید را به نابودی از روی کره خاکی کرده است. برنامه نظامی چین دفاعی بوده و هم‌چنان دفاعی خواهد ماند. افزایش نظامی چین پاسخی‌ست که به تحریک آمریکا بستگی دارد. چین در صد سال گذشته نه به هیچ کشوری حمله یک‌جانبه و تجاوز کرده، و نه کشوری را اشغال نموده است.  چین موشک‌های هسته ای در سواحل یا مرزهای آمریکا قرار نداده است. درواقع، چین حتی یک پایگاه …