All posts filed under: گوناگون

چگونه کردها بارها و بارها مورد خیانت واقع می شوند؟

«کردها ملتی تقسیم شده اند و در کل خاورمیانه پراکنده هستند. با لهجه های مختلف صحبت می کنند. به ادیان مختلف از جمله شیعه و سنی تقسیم شده اند. مهمترین نقطه مشترک کردها این است که بطور مکرر مورد خیانت واقع می شوند!…» کارولین رولانتس متخصص خاورمیانه از روزنامه سراسری ( ان – آر – سی ) هلند با اشاره به مسائل تاریخی و معاهده سور و لوزان و جمهوری مهاباد و … کارولین رولانس در ویدئوی زیر می گوید: (1) اولین بار در دهم آگوست سال 1920 در معاهده سور به کردها خیانت شد. (2) این معاهده هرگز اجرایی نشد زیرا ترکیه آنرا به رسمیت نشناخت. سه سال بعد بجای معاهده سور، معاهده لوزان شروع شد که برای ترکیه قابل قبولتر بود. جمهوری مهاباد در سال 1945 تشکیل شد ولی زیر فشار کشورهای غربی، استالین می بایست دست از حمایت قاضی محمد بر می داشت و به کشورش برمی گشت… سال 1946 بعد از بازگشت ارتش سرخ، جمهوری مهاباد شکست خورد و رهبرش قاضی محمد اعدام شد!… کردها ملتی تقسیم شده اند و در …

ابرچالش های اقتصاد ایران کدامند؟

برجام دوم ابرچالش های اقتصاد ایران کدامند؟   آقای مسعود نیلی مشاور ارشد اقتصادی رییس جمهور، اقتصاد دان نولیبرالی و استاد دانشگاه درایران که با دوره ی 12 ریاست جمهوری پست های حساسی را در اختیار گرفته اند، در جلسه اخیر هییت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران گفته اند: «تغیر پارادیم اقتصاد سیاسی ایران ضروری است و بدون آن ابر چالش های اقتصادی ایران حل نخواهد شد.» ایشان به عنوان یکی از برجسته ترین اقتصاد دانان نولیبرالی ایران به عنوان مشاور ارشد در کنار ریاست جمهوری قرار گرفته اند تا روند پدیده های اقتصادی – اجتماعی ایران، به خط قرمز های بحران نرسند. ولی با کمال حیرت می بینیم ایشان که مبلغِ این ساختار اقتصادی بوده و هستند، ابراز نگرانی از روندی می کنند که ایشان و اقتصاد دانان دیگری هم چون جناب غنی نژاد و دادخواه و . . . سالهاست که در ارگان نولیبرالهای وطنی«نگاه نو» این مناسبات را تبلیغ می کرده اند و آن را تنها راه رهایی کشور از عقب ماندگی و عدم توسعه صنعتی قلمدار می نمودند. از سوی دیگر برای …

بزرگترین حامی تروریسم دولتی در تاریخ

وزیر دفاع آمریکا در حالی ایران و دیگر کشورهای دنیا مانند سوریه، کره شمالی و روسیه را حامی تروریسم دولتی خوانده که اسناد رسمی افشا شده توسط منابع آمریکایی از واقعیت‌های دیگری پرده برمی‌دارند. جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا در یک سخنرانی در جمع فرماندهان ارتش این کشور روز دوشنبه ایران را «حامی تروریسم دولتی» خواند.ایران بی شک سالها حامی تروریسم دولتی بود و احتمالا در آینده نز هر گاه نیازش را احساس کند دست به ترور مخالفانش میزند اما ببینیم بزرگترین حامی تروریسم دولتی تاریخ معاصر چه کشوری است. وی در یک سخنرانی در همایش «انجمن ارتش آمریکا» که روز دوشنبه، در آستانه اعلام تصمیم واشنگتن در قبال توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (برجام) برگزار شد گفت: «یک حامی دولتی تروریسم نمی‌تواند در حالی که یک حکومت بی‌ثبات‌کننده انقلابی است، خودش را پشت نقاب وضعیت دولت-ملت پنهان کند.» اظهارات این مقام آمریکایی در حالی مطرح شده‌اند مدت چندانی از افشای اسنادی از پنتاگون که به صریح‌ترین وجه ممکن تعمد واشنگتن در تشکیل گروه تروریستی اسلامی – سنی داعش را افشا کردند، نمی‌گذرد. این …

برخورد تمدنها

متن با تصاویر ارسالی نوشتۀ تی یری میسان Choc des civilisations 2 par Thierry Meyssan از 16 سال پیش، بحث و جدل های بی شماری کارشناسان سیاسی بین المللی را برای تعیین اهداف استراتژی ایالات متحدۀ آمریکا بخود واداشته است. روشن است که ساده تر می توانیم پس از این دوران با قاطعیت از آغاز آن بگوئیم. با وجود این، خیلی به ندرت چنین کاری را انجام داده اند و همچنان به تدریس نظریاتی ادامه می دهند که واقعیات بی اعتباری آنها را اثبات کرده است.  با اتکا به نتایج این بحث و جدل ها، تی یری میسان مرحلۀ بعدی و پیش بینی شده برای ارتش ایالات متحدۀ آمریکا بر اساس نظریه پردازانش در پیش از این دوران را یادآوری می کند، یعنی مرحله ای که می تواند در آینده به اجرا گذاشته شود. شبکۀ ولتر| دمشق (سوریه)|8 اکتبر 2017 نیروهائی که برای طرح تخریب «خاورمیانۀ بزرگ» اندیشیده و در نظر گرفته شده اند، منطقۀ خاورمیانه را به مثابه ازمایشگاهی تلقی می کردند که استراتژی نوین باید در آن به آزمون گذاشته شود… اگر در …

در دفاع از ماتریالیسم دیالکتیک

نتایج انتخابات پارلمانی بریتانیا در ژوئن سال جاری جنب و جوش شدیدی در رسانه‌های بورژوائی و لیبرال بوجود آورد. روزنامه‌نگاران و فرهیختگان زیادی در اثر نتایج این انتخابات مجبور شدند دست به پوزش‌طلبی خاضعانه از برخورد وقحیانه خود با جرمی کوربین، رهبر حزب کار و سیاست‌های او که در برنامه حزب کار بازتاب یافت زنند…علاوه بر این تعداد از نادمین حقیر در خانه عوام، ما با نویسنده و یا نویسندگان مقاله اخیر وب‌سایت In Defence of Communism (در دفاع از کمونیسم) که معمولاً مطالب مفیدی مطرح می‌کند هستیم. منبع: اوراق مارکسیستی  ۵ -۲۰۱۷ نويسنده: نیک رایت تارنگاشت عدالت  پاسخی به انتقاد «چپ» حمایت کمونیستی از جرمی کوربین نتایج انتخابات پارلمانی بریتانیا در ژوئن سال جاری جنب و جوش شدیدی در رسانه‌های بورژوائی و لیبرال بوجود آورد. روزنامه‌نگاران و فرهیختگان زیادی در اثر نتایج این انتخابات مجبور شدند دست به پوزش‌طلبی خاضعانه از برخورد وقحیانه خود با جرمی کوربین، رهبر حزب کار و سیاست‌های او که در برنامه حزب کار بازتاب یافت زنند. تعداد زیادی از اعضای فراکسیون حزب کار، که اکنون پرقدرت‌تر وارد مجلس عوام …

اوو مورالس، برای دوره چهارم، خودکامه و پوپولیست؛ آنگلا مرکل، برای دوره چهارم، مجرب و توانا!

اوو مورالس، برای دوره چهارم، خودکامه و پوپولیست؛ آنگلا مرکل، برای دوره چهارم، مجرب و توانا! تقی روزبه: اکثریت مردم بولیوی [به مورالس] همان پاسخی را دادند که زمانی شهروندان ونزوئلا به فراخوان چاوز داده بودند. وسوسه تداوم قدرت و داشتن ریاست مادامالعمر و حتی در مواردی خاندانی کردن نظام جمهوری پدیده چندان نادری نیست. گوئی در نزد چپ معطوف به قدرت و مدعیان سوسیالیسم دولتی یک اپیدمی فراگیر است. قدرت اکسیری است جادوئی که با آن همه کار میتوان کرد و بدتر از آن تنپوشی است که تنها بر قامت رهبران یکه و برگزیده برازنده است. منبع: تله‌سور تارنگاشت عدالت رسانه‌های سرمایه‌داری چگونه آن‌ها را ترسیم می‌کنند اوو مورالس، برای دوره چهارم، خودکامه و پوپولیست؛ آنگلا مرکل، برای دوره چهارم، مجرب و توانا! این «چپ» از هم‌صدایی با امپریالیسم دست‌بردار نیست! کار آنلاین نوشته: تقی روزبه شنبه, ۳۱ دسامبر ۲۰۱۶ تقی روزبه: اکثریت مردم بولیوی [به مورالس] همان پاسخی را دادند که زمانی شهروندان ونزوئلا به فراخوان چاوز داده بودند. وسوسه تداوم قدرت و داشتن ریاست مادامالعمر و حتی در مواردی خاندانی کردن نظام جمهوری …

«شناسنامه»

«شناسنامه»   سوار اتوبوس می‌شوم راننده می‌پرسد: اسمت چیست؟   راستی اسم من چیست؟ چرا باید آن را بدانم؟ من کیستم؟   هرگز نخواسته‌ام راننده باشم همیشه دوست داشته‌ام به هنگام رفتن دستان تو را در دست بگیرم حواسم به تو باشد به لب‌هایت به چشمانت و انگشتانت که اندوه تنم را لمس کرده‌اند.   پلیس می‌پرسد: اسمت چیست؟   راستی اسم من چیست؟ چرا باید آن را بدانم؟ من کیستم؟   هرگز نخواسته‌ام  پلیس باشم حتی نمی‌توانم به آن فکر کنم به اینکه در روز باتوم در دست داشته باشم و شب تو را در بغل گیرم نه نه محبوب من هرگز نمی‌توانم فکر کنم که پلیس هستم.   بر پیشانی‌ام آفتاب نشسته است من آشنای اویم آشنای کار یافتنِ نان در صبحِ دل انگیز. آفتاب به من سایه‌ام را می‌بخشد مرا می‌سوزاند می‌سوزاند.   راستی اسم من چیست؟ من کیستم؟ چرا باید این‌چنین خسته باشم؟   عشق من همین‌که به هنگام رفتن شانه به شانه‌ی تو نشسته باشم که پلیس نیستم که تو را دوست دارم که با تو راه دشوارِ پیروزی را …

چرا آزادی بیان قصۀ شاه پریان است

نوشتۀ برونو گیگ Bruno Guigue مرکز مطالعات جهانی، 17 سپتامبر 2017 دربارۀ برونو گیگ : مقام عالی رتبۀ دولت فرانسه، مقاله نویس و سیاست شناس، استاد فلسفه در دبیرستان و استاد یار روابط بین المللی در دانشگاه رئونیون. او نویسندۀ 5 کتاب است «منشأ جنگ اسرائیل و عرب، ندامت پنهان غرب، هارماتان 2002» یکی از این کتابهاست و سدها مقاله. برونو گیگ بخشدار شهر سنت، در سال 2008 به دلیل نوشتن جمله ای که به «نباید گفت ها تعلق دارد» یعنی افشای «ارتش اسرائیل کودکان فلسطینی را به قتل می رساند» توسط میشل آلیو ماری وزیر کشور فرانسه از مقام خود بر کنار شد. من از این نویسنده تا کنون دو مقاله بفارسی ترجمه کرده ام » «بن بست استعمار نوین در ساحل» و «نیرنگ حقوقک بشر» پیشگفتار مترجم : متن حاضر «چرا آزادی بیان قصۀ شاه پریان است» موضوع آزادی بیان را در متن فرانسه مورد بررسی و انتقاد قرار می دهد، ولی گزینش این منطقۀ جغرافیائی از دیدگاه خواننده می تواند نمادینه تلقی شود، زیرا نقد برونو گیگ به فرانسه محدود نمی شود  …

بهروز رنجوری پناهجوی ایرانی که بدنبال یک زندگی بهتر بود در سلول زندان مرد!

رویایی که به یک سلول زندان محقر منتهی شد! بهروز رنجوری پناهجوی ایرانی که بدنبال یک زندگی بهتر بود در سلول زندان مرد! مقاله ای از روزنامه سراسری فولکس کرانت مهمترین نکات این مقاله عبارتند از: یکی از دوستان بهروز که از ترکیه با هم به یونان و سپس به هلند آمده اند گفته است که بهروز بدنبال کار کردن و پول جمع کردن بود نمی خواست با دست خالی به ایران برگردد می خواست به خانواده اش کمک کند… به همین دلیل بعد از اینکه پرونده پناهندگی او بسته شد بازگشت به ایران گزینه او نبود… خانواده بهروز رنجوری هم از ایران گفته اند که بهروز بدنبال یک زندگی بهتر بود… دوست دختر سابق بهروز به او اتهام تجاوز زده… وکیل پناهندگی او گفته است که موکل من براین باور بود که بخاطر کارهایی که کرده است در صورت بازگشت به ایران اعدام خواهد شد… ولی اداره تابعیت و مهاجرت حرفهای او را باور نکرد و جواب منفی داد و بخاطر حفظ حریم خصوصی موکلش بیشتر از این نمی خواهد توضیح دهد. وکیل جزایی …

کُردها سلاح بی ثبات سازی جمعیِ واشنگتن در خاور میانه – فصل سوم

فصل سوم مطلب با تمامی تصاویر کُردها سلاح بی ثبات سازی جمعیِ واشنگتن در خاور میانه نوشتۀ سارا عابد مفسر سیاسی و روزنامه نگار مستقل کُرد اسطورۀ «شورشی میانه رو» Le mythe du « rebelle modéré » kurde par Sarah Abed در این سومین و آخرین بخش از بررسی طرح ایجاد یک دولت کُرد خارج از کردستان تاریخی و با خسارت آوردن به مردم عرب و مسیحی، سارا عابد مشاهدات دهشتناکی را مطرح می کند. این مقاله می تواند نزد برخی از خوانندگان ما طرفدارانه بنظر رسد، با وجود این همۀ گزارشات از اعتبار کافی برخوردار بوده و صحت آنها به سادگی اثبات پذیر است. شبکۀ ولتر| 9 سپتامبر 2017 Réseau Voltaire | 9 septembre 2017 کُردها و آشوری ها : تنش های قدیمی به روز شده بخش مهمی از آنچه کُردها به مثابه فرهنگ خاص خودشان معرفی می کنند و مدعی آن هستند از فرهنگهای قدیمی تر به عاریت گرفته شده، از جمله آشوری ها، ارمنی ها و کلدانی ها. در واقع، بخش مهمی، اگر نگوئیم کل سرزمینی که در شرق ترکیه به فراخواست کُردها تعلق دارد و مدعی …

بیانیه حزب کمونیست یونان در باره رخ داد های خطرناک در شبه جزیره کره

برگردان : هاتف رحمانی دبیر خانه کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان در بیانیه ای در باره رخ داد های خطرناک در شبه جزیره کره خاطرنشان می کند که : » حزب کمونیست یونان نگرانی شدید خود را نسبت به وضعیت خطرناک در شبه جزیره کره اعلام می کند. رخ داد ها گسترش رقابت اقتصادی و نظامی و تضاد های داخل امپریالیستی را در کل منطقه آسیا وپاسفیک بین کشورهای قدرتمند سرمایه داری و منافع تجاری ، در یک سطح جهانی ومنطقه ای بازتاب می دهد . این وضعیت آن گونه که از سوی رسانه های جمعی در راستای پنهان کردن علت های اصلی مقابله عمدا مورد استفاده قرار می گیرد نتجیه انتخاب های رهبران به اصطلاح «دیوانه» امریکا و کره شمالی نیست. این نا سازگاری بین امریکا ، ژاپن، چین ، روسیه و غیره ،به ویژه به تقسیم جدید بازار ها، بهره برداری از منابع انرژی ، که باید در منطقه هایی مانند شبه جزیره کره ،جنوب و غرب دریای چین ، قطب شمال و جاهای دیگر تاسیس شود مربوط است . تمام این به …

کانون تجاوز جنسی

آناهیتا اردوان کارل مارکس در دست نوشته های اقتصادی- سیاسی سال 1844،می گوید:«موقعیت زنان در جوامع معیار سنجش ترقی جامعه بطور کلی است.» عبارت مزبور را تحت تاثیر افرادی مانند «شارل فوریه» عنوان کرد. منتها، منظور مارکس با عنوان چنین عبارتی فراتر از این بود که بسادگی از افراد جوامع بخواهد؛ موقعیت زنان را تغییر دهند. او استدلالی دیالکتیکی داشت؛  اگر جامعه ای بخواهد فراتر از نظم سرمایه مبتنی بر مالکیت خصوصی و ارجحیت ارزش مبادله بر ارزش مصرفی، پیش رود. به عبارتی دیگر، نظم اجتماعی مبنی بر ارزش گذاری نوینی که انسانها به یکدیگر فراتر از اینکه به چه میزان برای دیگری ارزش ایجاد می کنند، بنا شود. زنان نیز ناگزیر در روند چنین تغییری، با توجه به اینکه، جمعیت قابل توجه ای از جوامع را بخود اختصاص داده اند،« ولی به حاشیه رانده شده اند»، از نقش بسیار ارزنده ای برخوردار خواهند گشت. زنان و مردان به مرحله ای از پیشرفت دست می یابند که افراد بیشتر بخاطر آنچه هستند و بجهت خدمتی که به جامعه، عرضه می دارند، ارزش می یابند.  هر …

دولت‌ها بزودی زوال خواهند یافت جای آنها را بانک‌ها خواهند گرفت

دولت‌ها بزودی زوال خواهند یافت جای آنها را بانک‌ها خواهند گرفت والنتین کاتاسانوف (Valentin Katasonov) پروفسور، دکتر علوم اقتصاد، مدیر مرکز پژوهش‌های اقتصادی «شاراپوف» روسیه، پژوهشگر مسائل پشت پرده مترجم: ا. م. شیری   ۲۷/ ۶/ ۱۳۹۶ جامعه انسانی بدون دولت قابل تصور نیست. دولت: شکل خودسازمانی جامعه است، که از اهرم‌های مدیریت و اجبار برای برقراری نظم قانونی در قلمرو مشخصی استفاده می‌کند. دولت وظایف متعددی دارد. دفاع از کشور، حمایت از نظم اجتماعی، مدیریت اقتصاد، حل مشکلات اجتماعی از جمله مهمترین وظایف دولت است. ضروری‌ترین علامت مشخصه هر کشور عبارت است از سرزمین با مرزهای مشخص، استقلال (هر چند هم نسبی، ظاهری)، وجود دولت حاکم. دولت- عالی‌ترین مجمع اجرایی امور کشور متشکل از مدیران نهادهای مدیریت کشور و سایر کارکنان دولتی، یا (بمعنی وسیع‌تر) نظام عمومی اداره کشور. دولت در معنای نخست (محدود) قوانینی را اجرا می‌کند که از سوی عالی‌ترین نهاد قانون‌گذاری کشور (پارلمان) تصویب می‌شود. همه این واقعیت‌های ابتدایی برای هر انسان دارای تحصیلات عالی واضح است. امروزه ما شاهد زوال دولت بمعنی سنتی آن هستیم. مثل مه صبحگاهی در برابر …

بریگادهای آنارشیست در خدمت ناتو

  تی یری میسان مقاله با تصاویر Les Brigades anarchistes de l’Otan par Thierry Meyssan در غرب آن را به مثابه اتوپی دوست داشتنی معرفی کرده اند، «روژاوا» (بخش کرد نشین در شمال خاوری و شمال باختری سوریه که بخشی از استان های حسکه، رقه و حلب  را در بر می گیرد)، امّا روژاوای نوبرانه و خیلی تازه در واقع یک دولت استعماری ست که واشنگتن خواهان آن بود تا در خون نطفه ببندد. این بار طرح بر این اساس است که مردم شمال سوریه را از محل زندگی شان برانند و مردم دیگری را جایگزین کنند که در آنجا به دنیا نیامده اند. برای تحقق این پاکسازی قومی، پنتاگون و سیا مبارزانی را از بین چپ های افراطی اروپائی بسیج کرده اند. تی یری میسان این طرح را از یک سال و نیم پیش افشا می کند. شبکۀ ولتر|دمشق (سوریه)| 10 سپتامبر 2017 در فوریۀ 2016، «تزار ضد تروریست» کاخ سفید، برت مک گرک Brett McGurk به فرمان رئیس جمهور اوباما فرستاده شده بود تا نبرد عین العرب (کوبانی) را نظارت کند. به همین …

اتاق ۹۵ – برشی از تاریخ زندان اوین در دهه ی خونبار شصت

اتاق ۹۵ برشی از تاریخ زندان اوین در دهه ی خونبار شصت نوشته :عباس نورزاد آبکنار با مقدمه ای از : وزیر فتحی بی گمان ، دهه ی شصت از مهم ترین و تعیین کننده ترین بخش تاریخ معاصر ایران است . دهه ی شصت ، دهه ی نبرد به کلی نابرابر ، اما ، تمام عیار نسل انقلاب با کلیت قدرت یافته ی نمایندگان هیولایی ِ واپسگرایی و استبداد و مناسبات ِ ستمباری بود که انقلاب 57 برای براندازی آن شکل گرفت . نسلی که می خواست و می رفت تا دگرگونی یی  ژرف و ساختاری و دوران سازی را در پی انقلاب ِ خویش در ایران رقم زند ؛ بسی زود هنگام ، خویشتن را در دوراهی ِ تسلیم و رضا به استقرار مجدد و اینبار به مراتب واپسگرایانه  تر و هولناک تر و ستمبارانه تر ِ همان مناسبات ِ پیشا انقلاب ؛ از یکسو ؛ و قد برافراشتن وبه میدان نبرد آمدن و ایستادن و« نه » گفتن ؛ از سوی دیگر یافت و در حالی که تدارکی جز سر و جان …

دنياي روياهاي معيوب: نگاهي به رمان پرنده‌ي من فريبا وفي

نویسنده: نيما پرژام-محسن ملکي «مهياي پرواز است اين دو بال/  و من سر آن دارم که به عقب برگردم» گرهارد شولم، سلام فرشته در نگاه اول، پرنده‌ي من اثر فريبا وفي نمونه‌اي ديگر از رمان‌هاي نويسندگان زني به نظر مي‌رسد که قهرمان اول آنها زني خانه‌دار است و در آن قرار است صداي زن خانه‌دار و دغدغه‌هاي روزمره‌ي فضاي اندروني ثبت شود، يعني اثري که در دل سنتي جاي مي‌گيرد که زويا پيرزاد و گلي ترقي غالباً از نمونه‌هاي شاخص آن تلقي مي‌شوند. اما از قرار معلوم اين رمان تفاوتهايي اساسي با برداشت رايج از اين سنت دارد. هدف رمان پرنده‌ي من نه صرفاً صدا دادن به زن و ثبت زندگي روزمره‌ي زنان خانه‌دار، بلکه  ثبت حضور تناقضات کلي جامعه در دل زندگي روزمره‌ي زنانه و فضاي اندروني خانه است. خانه در اين اثر همچون مونادي بي‌پنجره است که نه پناهگاهي براي گريز از آنتاگونيسم‌هاي اجتماعي، بلکه عرصه‌ي ظهور آنهاست: «ناامني مثل گربه‌ي کثيفي به خانه آمده و مي‌دانم اگر چشمانم را روي هم بگذارم صداي خرخر شومش را در خواب هم خواهم شنيد»(ص 131). …

«همچون یک پرتقال»

    تو دوباره این‌جایی محبوب من گویی که پنجره کتاب‌ها گونه‌ام،بازو و تک ‌تکِ مهره ‌هایم  عطر دستانت را گرفته است. آینه گلدان‌ها و نگاه من به رویت لبخند می‌زنند _ انگار سال‌هاست چیزی را کم داشته‌ایم.   تو دوباره این‌جایی خنکای تنت مرا در بر گرفته است شاید تنها یک رویا است  شاید صبحی زود از میان شبدر و شبنم‌ها برهنه گذشته‌ام.   دوست دارم همچون پرتقالی در اتاقی سرد  ببویمت.   چه کسی می‌داند  دویدن در سراشیبی تپه  توقف کردن نگاه کردن به تو سرِ انگشتانت را بوسیدن لحظه‌ای فکر کردن به آخرین هم‌خوابی و دوباره سرعت را از سر گرفتن چه لذتی دارد.   چه کسی می‌داند خوابیدن زیر درختی پرشکوفه چشم دوختن به درناها که مرزها را نادیده می‌گیرند  و می‌‌گذرند و همزمان پیمان بستن با تو بودن باتو برای شکست مرزهای انسانی چه لذتی دارد.     دوست دارم همچون پرتقالی در اتاقی سرد ببویمت. در اتاقی سرد همچون یک پرتقال…   «علی رسولی»   http://www.alirasoli.com              

فریبا مرزبان:با یاد «کوروش اسدی» نویسنده ای دیگر از تبار جنوب که جوان مرگ شد.

سرانجام و پس از سه هفته علت مرگ «کوروش اسدی» از سوی خانم عاطفه چهارمحالیان نویسنده و همسر مرگ خودخواسته، خودکشی با گاز اعلام شد. آدینه شب، دوم تیر ماه ۱۳۹۶ خورشیدی کوروش اسدی درگذشت و علت مرگ وی ناگفته مانده بود. کوروش اسدی زمانی که در خانه تنها بوده است خودکشی می کند و پیکر این نویسنده جوان با بدرقه خانواده و دوستان دوشنبه پنجم تیر از مقابل خانه هنرمندان بدرقه گردید به سوی قطعه نام آوران واقع در بهشت زهرای تهران، تا در آن جا به دل خاک سپرده شود. کوروش اسدی بخاک سپرده می شود چه زود! فشارهای سال های بلندانتظار در مسیرهای گرفتن مجوز نشر برای داستان هایش، چه زود مو سپید می کند. نویسنده ای که انتظار می رفته تا برای گفتن حرف ها و خلق داستان ها و عناوین مختلف کتاب در میان نویسندگان حضوری دراز مدت داشته باشد نوشتن را رها می کند و چشم بر القاب و جوایز و تبلیغات رسانه ای می بندد. اواز پذیرفتن کلافه کننده شرایط سخت کار نویسندگی و تحمیلی خسته میشود و …

پلمپ، تخریب و سرقت کتاب فروشی پارس در اندیمشک

فریبا مرزبان: پلمپ، تخریب و سرقت کتاب فروشی پارس در اندیمشک از مدت ها پیش سپاه پاسداران با دستور مراجع قضایی کتاب فروشی پارس را در اندیمشک پلمپ کرده است. با وجودی که دادگستری دزفول (بازپرس پرونده) فرمان فک پلمپ را صادر نموده است؛ اما سپاه پاسداران از انجام این کار خودداری می کند. کتاب فروشی پارس برای چندمین بار است که از سوی قوه قضاییه پلمپ شده است. و گاه هم زمان با پلمپ کتابفروشی مدیر و کارکنان آنجا بازداشت و روانه زندان شده اند. کتاب فروشی متعلق به «علی محمد جهانگیری» پژوهشگر- تاریخ نگار و از زندانیان پیشین در نظام سلطنتی پهلوی و جمهوری نکبت اسلامی ست. کتاب فروشی پارس در طبقه فوقانی پاساز اقبال در اندیمشک واقع شده و در محل کتابفروشی بیش از بیست میلیون تومان کتاب برای عرضه موجود است. متاسفانه اخیرن سپاه پاسداران بخشی از آنجا را تخریب کرده که این اقدام باعث شده بخشی از کتاب ها توسط عده ای فرصت طلب و مفتخور به سرقت برده شوند. آن چنان که آقای جهانگیری در اعتراض به حذف حق …

سمفونی                           

              «تنها صدا ست که می ماند»   -فروغ فرخزاد به آن سوی روزها و شب های مچاله شده (که سکه ای  باید بغلتد بر پیشخوان تا جراحی شود لبخندی بر لبهایت)، نقب می زنم من به کوچه های گناهان ناشناخته به پس کوچه های گرگم به هوا در گرگ و میش به قایم باشک بازی به یافتن و یارگیری، به صداهای گمشده بافندگان رویا در کوچه های خاکی گنجشک گفت: » تازه اولای پائیزه، هنوز مونده که برگا زرد زرد شن.» نوک زد به توت خشکی که آویزان مانده بود از شاخه وگوش خواباند به صداهای پرندگانی که در دور دست هیاهو کنان به فراسوی افق می رفتند. چراغ ها تک و توک روشن می شدند که گله ابرها ناگاه آسمان را پوشاندند و ابرها به گفتگو در تندر و باران به گفتگو با برگها و شیشه های پنچره. من همچنان در جستجوی صداهای گمشده. و صدای تو، صدای تو که در دور دست مرا می خواند. احمد خزاعی

راز چهره

رازچهره   بغض چشمانت  جهانی را لرزاند  و زهر لبخندت انسانیت را مچاله کرد….. نگاه معصومت  خدا را به چالش کشید!  گریه کن،  فریاد گریه هایت  سنفونی صلح را  خواهد نواخت. تو نازنین دخترکم، مونالیزای قرن حاضر نیستی  تو،  حقیقت تلخ اشکهای تاریخی. ی. صفایی 25 ژوئیه 2017   

  «  هرگز نمی آید »

                                        «  هرگز نمی آید »                     محمود درویش                         ( بخش دوم )                       ترجمه : حسن عزیزی هرگز نمی آید . می گویم : هرگز… و روال شبانه ام  را در نبودش و ناکامی ام ، پی می گیرم . شمع را خاموش ، و چراغ برق را روشن کردم . جام شراب اش تا ته نوشیدم… و شکستم . موسیقی تند کمانچه را با آهنگ های فارسی ، عوض کردم . گفتم : دیگر نخواهد آمد . کروات زیبایم را باز کردم ، تا احساس راحتی بیشتری بکنم . لباس خواب آبی رنگ ام را پوشیدم… و کمی پا برهنه راه رفتم . بی حال و کرخت کنار تخت  چمباتمه زدم ، و فراموش اش کردم… مانند همه ی کمبود ها ی دیگرم. آن …

«یال‌ها و غم»

«یال‌ها و غم» صبح می‌رسد اسب‌ها پایینِ کوهپایه شیهه می‌کشند آه… چه سرودی‌ست چه سرودی‌ست که یال‌ها و غم و اشتیاق در هم آمیزند همچون برف و رود و رخسارِ یکی عاصی که شب را شکافته بود بی نام بی نشان و مغرور: ‌– تنها کودکی از مهتابی او را دیده بود با بیرقِ شادِ همچو خونش. صبح می‌رسد آنگاه که اسب‌ها رم می‌کنند که شیهه و شلیک یکی‌ست که خون ماسه و موج یکی‌ست. صبح می‌رسد صبحِ سرخ‌گون مادرم، تلخْ مرا فریادی می‌کند: – آن سرود آن لبخند آن عشق می‌تواند که تو باشی تکرار کن انفجار را فتح شب را هجوم ستاره را. «علی رسولی» http://www.alirasoli.com

نامه سرگشاده جمعي از بي پايان ( گياهان ريشه دار ) شهر به شوراي شهر دوپايان

موضوع : دادخواهي گياهان شهري   با درود و احترام به شما دو پايان كه همسايه و همجوار ما گياهانِ ساكن اين شهر هستيد ، به عرض مي رسد كه ما اعضاي شوراي گياهان ريشه دار شهري به نمايندگي از طرف همه درختها ، گلها ، چمن ها ، شكوفه ها ، ميوه ها ، سبزيها ، صيفي جات و ….. از ظلم و بي عدالتي شما دو پايان ، حقيقتا به تنگ آمده ايم و خود را در آستانه نسل كشي و نابودي مي بينيم ، لذا تصميم گرفتيم مسايل و مشكلات خود را براي شما دو پايان كه خيلي ادعاي عقل و منطق و انصاف هم داريد ، توضيح دهيم و پيشنهادها و درخواستهايي هم به حضورتان تقديم كنيم . ميليون ها سال پيش كه هيچ دو پا و چهار پايي در كره زمين وجود نداشت ، ما تنها ساكنان كره زمين بوديم و هيچ جنگ و جدال و ظلمي در بين نبود و ما در آرامش كامل بوديم ، نه كسي شاخه هاي ما را مي بريد و نه كسي ميوه هاي …

«تکثیر تنهایی»

پروانه‌ای در مشت و شعری در چشم اشک بریزم یا لمست کنم. نگاهت کنم سخنی بگویم یا سکوت شوم بر پلک‌هایت. دستانت را بگیرم و تنهایت بگذارم یا دور شوم و کنارت باشم. اضطرابی بر لب و خواهشی بر تن تبِ لبانت را ببوسم یا اندوهِ تنت. پروانه‌ای در مشت و شعری در چشم اشک بریزم یا لمست کنم. ای یار،این روزها هر چه بیشتر باهم باشیم بیشتر تنهاییم… «علی رسولی» http://alirasoli.com/

« إنتظار »

« إنتظار »* ( بخش اول ) درچشم انتظاری گمانه هایی می زنم ، از جمله : شاید که کیف دستی اش را در قطار جای گذاشته … آدرسم را گم کرده …و تلفن دستی اش را . پس ، شوق دیدارم رااز دست داده ، و با خود گفته : حیف که از این نم نم باران بی نصیب می ماند . شاید ، امروز به ناگهان برایش کاری پیش آمده ، یا برای دیدارخورشید، سفری کوتاه به جنوب کرده ، واز آمدن باز مانده وامکان تماس نداشته ؛ زیرا که برای خرید دسته گلی ٌ گاردینیا ٌ و دو شیشه ی شراب برای امشب مان ، بیرون رفته بودم . شاید هم با شوهر سابق اش ، بگو مگویی داشته ، وقسم خورده با هیچ مردی ، که یاد آور خاطرات گذشته اش باشد ، دیدار نکند . وشاید هم در راه با تاکسی تصادف کرده ، و ستاره ی بخت اش خاموش ، و اکنون به آرامش وخوابی کوتاه نیاز دارد . یا این که ، پیش از ترک خانه ، خود …

من و کافکا

من و کافکا نوشته کوتاهی از نادر ثانی امروز سوم جولای (یولی، ژوئیه) برابر با دوازدهم تیرماه، سالروز زادروز فرانتس کافکا، نویسنده بزرگ قرن بیستم و، به گمان من، یکی از «غول»های جاویدان بشریت است. او در چنین روزی در سال ١۸۸٣ در پراگ (پایتخت جمهوری چک امروز) به دنیا آمد و در سوم جون (یونی، ژوئن) سال ١۹٢۴، زمانیکه هنوز چهل‌سالگی را از سر نگذرانده بود، در اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. در خلال سالهای زندگیم بسیار و در شرایطی بسیار گوناگون خوانده‌ام. به یاد دارم روزهایی را که برای رضایت دادن به زدن آمپولی که ضروری نمی‌دانستم با پدرم تاخت زدم و در ازای در اختیار گذاشتن رانم به آمپول‌زن ناحیه برای هر آمپول یک کتاب ‌گرفتم. به یاد دارم روزهایی را که به پشت پارک شهر رفته و از دست‌فروشهای آنجا کتاب‌های ممنوعه‌ای را که روزنامه می‌پیچید و به دست من می‌داد، خریداری می‌کردم. به یاد دارم شبهایی را که در زیرزمین خانه به همراه دو و یا سه نفر از دوستان کتابهای ممنوعه (به ویژه کتاب مادر از ماکسیم گورکی) …

گرنيکا، اثر پرنبوغ پابلو پيکاسو

روز ۱۲ ژوئيه ۱۹۳۷ يعنی ۷۵ سال پيش از اين پابلو پيکاسو «گرنيکا»، اين اثر جاودانه و ماندگار خود را در نمايشگاه جهانی پاريس برای اولين بار در معرض ديد مردم قرار داد. هنگامی که وزير امور خارجه ايالات متحده آمريکا، کالين پاول قصد داشت تصاوير (جعلی) خود را در مورد سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسين در ساختمان سارمان ملل متحد در نيويورک نمايش دهد، قبلاً پافشاری کرده بود که نمونه کپی «گرنيکا» که در همان سالن به ديوار آويخته بود، با پرده پوشيده شود. به گفته يک ديپلمات آمريکايی وقتی که پاول در مورد جنگ سخن می‌گفت، تصوير زنان کودکان و حيواناتی که فرياد می‌کشيدند و درد و رنج ناشی از بمباران‌ها را به نمايش می‌گذاردند، «دکور مناسبی» نبود.   منبع: عصر ما، ارگان حزب کمونيست آلمان تارنگاشت عدالت روز ۱۲ ژوئيه ۱۹۳۷ يعنی ۷۵ سال پيش از اين پابلو پيکاسو «گرنيکا»، اين اثر جاودانه و ماندگار خود را در نمايشگاه جهانی پاريس برای اولين بار در معرض ديد مردم قرار داد. از حملات هوايی لژيون کوندور به شهر باسکی گرنيکا هنوز سه ماه …

محاصره لنینگراد، شوستاکویچ و تحریف تاریخ

جنگ سرد علیه روسیه-و قبلاً اتحاد شوروی-ادامه دارد. این شامل حذف جنایات آلمان نازی علیه جمعیت شوروی و نقش تاریخی شوروی در شکست فاشیسم از حافظه عمومی می‌شود. در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ آلمان به اتحاد شوروی حمله کرد. نتیجه، کشتاری در مقیاس هولوکاست بود: ۲۵ میلیون روسی، بیش از نیمی از تلفات جنگ جهانی دوم، کشته شدند. محاصره لنینگراد نه تنها در کتاب‌ها، بلکه در موسیقی ثبت شد. در آن‌زمان، یکی از سکنه لنینگراد دمیتری شوستاکویچ آهنگساز بود. او بلافاصله پس از شروع حمله، کار بر روی سمفونی را آغاز کرد، افکار خود را پیرامون زندگی شوروی و توانايی مردم خود را برای شکست دادن فاشیست‌ها ابراز کرد. این، هفتمین سمفونی او، لنینگراد نامیده می‌شود. هفتاد و پنح سال بعد، در امتداد مرز غربی روسیه، تانک‌ها و توپ‌های ناتو (از جمله آلمان) برای جنگ آماده می‌شوند.   منبع: صدای سوسیالیستی نویسنده: جنی فارل تارنگاشت عدالت دمیتری دمیتریِویچ شوستاکوویچ (تولد ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ در سن پترزبورگ – وفات ۹ اوت ۱۹۷۵ در مسکو) جنگ سرد علیه روسیه-و قبلاً اتحاد شوروی-ادامه دارد. این شامل حذف جنایات آلمان …

« مرا امید ی ست »

« مرا امید ی ست »* محمود درویش مرا امیدی ست می آید… و می رود هرگزاما ، با آن وداع نمی گویم . می آید ، آن گاه که ازسایه دورشوم . یا قرارم را با او فراموش کنم . اختلالی دروقت قرارمان پیش نمی آید ، ونشانی هم از پیش نمی دهد … تا به دنبا لش روم . گوئی که یک شعر است این امید.. یا وحشتی است زائیده ی توهمِ من . وسوسه ام می کند که رها یش کنم . چیست آن که می آید ، اما نه آشکار ؟ ترسم که از دستش دهم . شاید هم چیزی نباشد ، مگر یک رؤیا … یا یک بداهه گوئی . رؤیائی که رؤیای دیگر را در آغوش گیرد … تا به آن وسعت دهد. من اما ، بی رؤیا کسی نیستم . کوهی دارم ، به ابر می رسد می خواهد تا به فراز و فرازتر ببَرَم اش… تا به نور آسمان . مرا امیدی ست ، می آید… ومی رود ، هرگزاما ، با آن وداع نمی گویم . …

نسلِ ۵۷

هر شب که می‌خوابم آرزو می‌کنم: ای کاش نسلِ امروز همیت و هوشیاری و شجاعتِ  نسلِ ۵۷ را داشت تا فردا طومارِ ننگینِ این رژیمِ جهنمی جمهوریِ اسلامی را مثلِ رژیم شاهنشاهی درهم می‌پیچید و به زباله‌دانِ تاریخ می‌سپرد. کتابِ سال‌های ابری را سال‌ها پیش شاید وقتی که تازه از تنور در آمده بود خواندم، که عزیزی از ایران برایم فرستاده بود. اما اکنون که در یک گروهِ کتاب خوانی در کانالِ تلگرام رفیقی آن را برای جمع دارد می‌خواند و به جلد چهارم رسیده است، بارها تحتِ تاثیرِ صحنه‌های واقعی داستان قرار گرفته و احساساتی شده و بغض‌اش ترکیده است و دیگران را نیز متاثر کرده است. بخصوص با روایتِ هنرمندانه و گویش محلی و قلم توانای علی اشرفِ درویشیان در به تصویر کشیدنِ حقایق تلخی که در سرزمین ستم دیده‌ی ما و پشت «دروازه‌ی تمدن» اتفاق افتاده است. بارِدیگر آروز می‌کنم: ای کاش نسلِ امروز همیت و هوشیاری و شجاعتِ  نسلِ ۵۷ را داشت تا فردا طومارِ ننگینِ این رژیمِ جهنمی جمهوریِ اسلامی را مثلِ رژیم شاهنشاهی درهم می‌پیچید و به زباله‌دانِ تاریخ …

  پژواکها

  هیچ صورتکی تپش های دلم را و سرخی رخسارم را در حضورت نمی تواند پنهان کند و هیچ پرچمی رنگ سرخ دلبستگی‌هایمان را. آن گاه که خیابان سراسر دعوتی است به گریختن بگذار خانه من گوشه دنجی باشد به وسعت گیتی که گیسوی تو هاشورش می زند و در گستره آن هیچ قامتی در غم نان خمیده نمی شود پچپچه های نیمه شبمان آفریننده جهانیست که آفاقش را آتشبازی جشنی بی پایان روشن می کند نه آتش توپها و موشکها ما هر سپیده دم با شبنمهای سحرگاهی ازنو زاده می شویم تا کهنگی را از جهان بر اندازیم. احمد خزاعی

چه روزگار غریبی! از بوی بهار نارنج تا درخت سیب

از خواب برمی خیزد. پنجره را می گشاید و به باغچه نگاهی می اندازد. سبزی درختان درخشان و گوناگونی آن بسیار است. گلها شکفته و خندان، گویی به او صبح بخیر می گویند. نسیمی ملایم چهره اش را نوازش می دهد. پرندگان از بالندگی و پویائی طبیعت به وجد آمده و نغمه سرائی سرداده اند. هوا ملایم و آفتابی است. نفسی عمیق می‌کشد و لبخندی بر لبانش نقش می بندد. به حرکات ورزشی معمول هر روزه اش می پردازد. دست وروئی تازه می‌کند و به پایین می رود. درِ تراس را می گشاید و میز را برای صبحانه آماده می سازد. همسرش از خرید بر می‌گردد؛ او همیشه سحرخیز بوده است. روز شنبه سوم ژوئن است. چهارم و پنجم مراکز اداری و اقتصادی تعطیل اند. به صبحانه می نشینند. چند جمله‌ای به روال معمول با هم رد و بدل می‌کنند و بعد ساکت می مانند؛ گویی بیش از این پروای حرف زدن ندارند؛ مبادا این عمل آرامش صبحگاهی را به هم بزند. هر دو به نحوی به این آرامش نیازمندند. کتابی بر می‌دارد و به …

صدای تو گندم و ذرت بود، روح مس ( به یاد سعید سلطانپور )

صدای تو گندم و ذرت بود، روح مس ( به یاد سعید سلطانپور ) محمد امین محمدپور     سلطانپور، سعید ( متولد سبزوار 1319، متوفی تهران 1360 ) شاعر، نمایشنامه نویس، شهرت او به سبب تیربارانش در سال 1360 و شرکت در شب های شعر گوته در سال منتهی به انقلاب  ایران است. او سرشناس ترین شاعر زندانیان سیاسی در دهه ی 50 است. سلطانپور در خانواده ای شهرستانی متولد شد. مادرش آموزگار بود، تحصیلات را تا مقطع دبیرستان در سبزوار گذراند و خود او نیز پس از دوره ی دبیرستان در سال های 40 – 39 در آموزشگاه های جنوب تهران به آموزگاری پرداخت و در سال 1340 در جنبش اعتراضی آموزگاران شرکت کرد. با تاسیس هنرکده آناهیتا  به آن پیوست و از سال 1339 تا 1344 همگام با آموزش به فعالیت هنری پرداخت. سعید در اجرای نمایشنامه » سه خواهر » اثر چخوف همکاری کرد و همزمان با شرکت سازنده درتئاتر از سال های 44 تا 48 دوره دانشکده هنرهای زیبا را به پایان رسانید و دبیر دبیرستان های تهران شد. درسال …

   « دشمن مشترک »

​                 « دشمن مشترک »* جنگ به خوابِ قیلوله می رود .  جنگچویان به سوی یاران باز می گردند .. فرسوده و خسته.. و با ترسی از سوء تعبیر کلام شان : پیروز شدیم ، چون زنده ایم . دشمن نیز پیروز شده ، چون زنده است . شکست یتیم ا ست .  جنگجواما ، از نگاه یارش ،  سربازی ساده نیست .  می گوید : اگر چشمانت در قلبم جای نداشت ، گلوله ای آن را شکافته بود ! یا : اگراز کشتن گریزی نبود ، کسی را نمی کشتم .  ترس من از مرگ برای تو بود ، خود را نجات دادم تا اند وهگین نشوی .  می گوید که :  قهرمان تنها به درد سنگ قبر می خورد .  در جنگ هرگزبه پیروزی نمی اندیشم ، بلکه تنها به نجات خودم .. و به آن خا ل های پشت تو، نیز. چه شباهت نزدیکی ست میان .. سلامتی من، صلح وخوابگاهت  .  ونیز می گوید:  وقتی تشنه می شوم .. از دشمن آب می …

«تا صبح»

«تا صبح» نه وطن نه رنگ نشسته بر پرچم‌ها نه برف که می‌زند و سربازان را می‌پوشاند من تو را سرزمینم می‌دانم. نه جنگ نه تسلیم نه رژه نه رنگ نشسته بر اونیفورم‌ها من رنگ لبان تو را می‌شناسم. نه مرگ نه آشتی نه گرسنگی نه رنگ نشسته بر پادگان‌ها من مبارزه در کنار تو را دوست دارم. نه غم نه اندوه نه رنگ نشسته بر ظلمت من رنگِ در جنبشِ رگ‌هایمان را می‌شناسم.    نه صلح نه آشتی نه تسلیم من کنار تو امیدوارم. بی تو این جاده به صبح نمی‌رسد… «علی رسولی»_اورست http://www.alirasoli.com

یدالله آمالی نخستین معمار پنجره کتاب در کازرون

دکتر محمود دهقانی درسفرهائی به ایران که گاه  چند ماه در آنجا می ماندم برخی روزها در بوشهر و شیراز حوصله ام سر می رفت و دلم هوای کازرون، شهر رویاهای روزگارکودکی می کرد. نخست به نیایشگاه آناهیتا در بیشاپور و پس از آن بستگی به هر فصل، از میوه های باغ یکی از خویشاوندان در «تنگ چوگان» بیشاپور دلی از عزا در می آوردم و رو به سوی شهر خاطره هایم کازرون می رفتم. شهری که درآنجا با زایمان سخت مادر در سپیده دم، دی ماه غبار گرفته و گم گشته ای چشم بر این جهان گشوده ام. ظهر یک روز گرم تابستان که بوی هندوانه و خربزه های قاچ  شده در فضا پراکنده بود، نزدیک کتابفروشی یدالله آمالی در خیابان جنوبی ورود به میدان «شهدا» که من هنوز به گونه روزگار کودکی به آن، میدان» خیرات» می گفتم ماشین را پارک کردم تا سری به این دانشور کازرونی بزنم. می دانستم ظهرها کرکره کتابفروشی را پائین می کشد و به خواب اندک نیمروزی (قیلوله) عادت دارد. از خوش شانسی هنگامی رسیدم که از …

«بدون مرز»

​»بدون مرز» چند شعر از: زهره مهرجو ۲۰ ماه مه ۲۰۱۷ «اشک شعر» شبی سرد است و خموش و مه غلیظ .. جاده های برابرم را می پوشاند، راه هایی تنگ و پرشیب که گاه، در هم تنیده و گاه .. از هم، دور می نمایند. اینجا ایستاده ام، پشت سرم، تپه های پر خس و خار کوله بارم، سهمی از خرمن … و در قلبم یاد خورشید که سرخیِ امید را در رگانم جاری می سازد. تو از فرازها بر من می نگری، با بی اعتمادی و لبخند کوچک کنایه آمیزی که گویی همیشگی ست به من اشاره می کنی: این است راهی که همه چیز را به هم پیوند می دهد! .. تا آن روز، که زندگی چون گلستانی با طراوت پربار گردد؛ قدم نهادن در این مسیر وظیفۀ ماست .. وظیفه ای که از زمین بی حاصل و درختان بی بار .. مراتع و جنگل ها را می سازد، و همیشه، با عبور از اعماق گذشته، حال .. و آینده را چون دستان نیازمند ریشه ها، در آرایشی ظریف به هم می …

​نادر نادر پور و بت تراش

محمد امین محمد پور نادر نادرپور در سال 1308 در تهران به دنیا آمد. دوره هاي دبستان و دبيرستان را در همین شهر گذراند و براي تحصيل در رشته زبان و ادبيات فرانسه به دانشگاه سوربن در پاريس رفت. در سال ۱۳۳۱ پس از دریافت لیسانس به تهران بازگشت. طول ساليان متمادي، نخست در بخش خصوصي و سپس به عنوان کارشناس پيماني در وزارت فرهنگ و هنر، به انتشار ماهنامه هاي هنر و مردم و نقش و نگار ادامه داد و مدتي مسئوليت سردبيري آنها را بر عهده داشت. دفترهای چشم ها و دست ها ( 1333 )، دختر جام ( 1334)، شعر انگور ( 1337 )، سرمه خورشيد ( 1339 ) را در همین مدت منتشر کرد. سپس در سال 1343، براي تکميل مطالعات خود در زبان و ادبيات ايتاليايي به آن سرزمين رفت و به تحصيل پرداخت. در سال 1346 در کنار تعدادی از نویسندگان در تاسیس کانون نویسندگان ایران نقش داشت و به عنوان یکی از اعضای اولین دوره هیئت دبیران کانون انتخاب شد. از سال 1351 تا 1357، سمت سرپرستي گروه …

محکوم به اعدام

​               «  محکوم به اعدام  »*                         از محمود درویش                                                                              محکوم به اعدامم . چیزی ندارم که به تو رسد .. وصیت ام را با خونم نوشته ام :   ٌ به آب اطمینان کنید ،      ای ساکنان ترانه ی من ! ٌ آن گاه به امید فردایی سربلند ، در خون خود خفتم … خواب دیدم ، که قلب زمین بس بزرگتر از نقشه ی آن است ، و روشن تراز آینه اش وچوبه ی دارم . خود را به پاره ابر سپیدی سپردم ، تا به آسمان بَرَدم ..   – گویی شانه بسری هستم ..  وباد ، با ل های من است . سپیده دم ، صدای نگهبان شب ، خواب از من ربود ، …

صدای سر ماندنی تر از هر صداست

گوش چپش به صدا در آمده بود و او نمی‌دانست چگونه با آن کنار بیاید. „ دکتر! مدتی است که در گوش چپم ملودی ای یکنواخت و آزار‌دهنده جریان دارد. در آغاز این جریان گذران بود ولی حالا ادامه دار است. یادم است که خوابیده بودم و با ترس از خواب پریدم ولی..ولی نمی‌دانم از جه ترسیده بودم… از همان موقع این ملودی آغاز شد.“ دکتر معاینه های مختلف و طولانی انجام داد. „ گوشتان سالم است. صدا از سرتان است. پیشنهاد من این است که صدا را نشنیده بگیرید و خودتان را با چیزی مشغول نمائید مثلا به موسیقی گوش کنید و به دکتر اعصاب و روان مراجعه نمائید.“ پوز خندی زد و زمزمه وار گفت « سرم که همیشه پر هیاهو بوده است…شاید حالا وقت خودنمائیش باشد.“ غمی موج وار سراسر وجودش را فرا گرفت و با آن دردی مرموز در زانو ها و ستون فقراتش نیشخند زد. بلند شد و به راه افتاد. سرسخت بود و اجازه نمی داد که غم و درد او را از حرکت بازدارند. ولی این را هم …

نامه اى از تاريكى.

نامه اى از تاريكى. از حال به آينده، از تاريكى به نور، از انسانى مجهول و در زنجير به انسانى كه آزاد است. من در زمانه اى و مكانى زيست مى كنم كه همه جا تاريك و ظلمانى است، مدتى است كه من هم مانند ديگر شهروندان كشور تاريكى قابليت صحبت كردن را از دست داده ام، ديگر نمى توانم صحبت بكنم، نه من بلكه همه مدتى است كه به مرض لالى دچار شده اند: صحبت كردن و درد دل كردن به نوستالژى مردمان كشور ظلمت تبديل شده است آخر ديگر نمى توان به كسى اعتماد كرد، سالها قبل كه هنوز مردم مى توانستند باهم درد دل بكنند شرايطى پيش آمد كه والدين فرزندش را و فرزند والدينش را به مأمورين كشور ظلمت لو مى دادند و خود در مراسم اعدام عزيزانشان شادى مى كردند و حتى بهترين شيرينى و گُل را بعنوان هديه به جلادان پيشكش مى كردند و چنين شد كه ديگر به آرامى مردمان كشور ظلمت ياد گرفتند باهم صحبت نكنند چونكه مى ديدند حتى والدين هم به بچه ها رحم نمى …

«گیلار»

گیلار،گیلار است حتی اگر دست‌هایش را در شالیزار گم کرده باشد حتی اگر پرده ها آینه و پنجره، رنگ زغال بگیرند. گیلار، گیلار است حتی اگر همسرش، در سیاهی معدن ماه،قلب و چشم‌هایش را فراموش کرده باشد. گیلار،گیلار است وقتی خسته‌ ی خسته پلک‌هایش را به خواب می‌سپارد وقتی همسرش، با اندامی زغالی کابوسِ آوار می‌بیند. گیلار،گیلار است وقتی کیک تولد کارفرما برابر است با چند ماه حقوق او چند ماه جان کندن همسرش و چند ماه مرگ در معدن. گیلار ،گیلار است گیلار، همیشه گیلار خواهد بود همسرش با اندامی زغالی همیشه میان اعماق،میان تاریکی گم خواهد بود اگر ماه از شب انتقام نگیرد و اگر کارفرما، تا همیشه کارفرما باشد. گیلار… گیلار است. *گیلار: اسم زن. نوعی پرنده ی دریایی.گیلکی. «علی رسولی» http://www.alirasoli.com