All posts filed under: اول

با کوکِ راستْ‌پنجگاه – مهدی گرایلو

متأسفانه برای چندمین بار است که در میانه‌ی تدوین بحث عملگر افول ناچار می‌شوم بریدگی ایجاد کنم. برخی مشغله‌های روزمره هم سرعت کل کار را پایین می‌آورند. حتماً تأیید می‌کنید که در چند ماه گذشته آنچه بی‌سابقه‌ و با بسامد بالا تکرار شده، اضطرار است. پس پوزش مرا بابت تأخیر بپذیرید و مطمئن باشید سر قولم هستم، اما عجالتاً موضوع مهم دیگری پیش آمده است: من در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و … نیستم و از جزئیات داستان اطلاعی ندارم، اما تنها برپایه‌ی یافته‌ها و خوانده‌ها فهمیده‌ام که گویا از سوی بخشی از چهره‌های نومحافظه‌کار شناخته‌شده‌ی اپوزیسیون چپ ایران حمله‌ای برای تحریم سایت هفته سازماندهی شده است. نفس این موضوع چندان غافلگیرکننده نیست، اما به دنباله‌ی سیاسی‌ای که چنین نتیجه‌ی حدی‌ای را در ادبیات بخش مشخصی از چپ ایران تعبیه کرده است دقت کنید … دریافت متن کامل مقاله در اینجا

شورش های دی ماه به مثابه ی میراث بورژوازی – بهروز کاشفی

بهروز کاشفی شورش کورکور مردمی زائده‌ی مقاومت است و درصورتیکه با پرولتاریای رزمنده جایگزین نشود تمام هستی اجتماعی ایران را نابود خواهد کرد. این شورش مبارزه‌ی طبقاتی نیست، بلکه مبارزه‌ی طبقاتی بدیل این شورش است، فریاد ضرورت استحاله‌ی این شورش است. تلاش برای تقویت نظری، سیاسی و تشکیلاتی پرولتاریا نه تضعیف مقاومت، بلکه ضرورت منطقی مقاومت است. زمانی گرامشی در دادگاههای موسولینی فریاد زد: ”ما کمونیست‌ها ایتالیا را نجات خواهیم داد در غیر این صورت شما آن را ویران خواهید کرد.“ ما نیز باید شهامت این فریاد را داشته باشیم که بگوییم: ”ما کمونیست‌ها ایران و منطقه را از نبردهای ویرانگر نجات خواهیم داد و شما بورژواها آن را نابود خواهید کرد.“ بقیه متن را لطفا از اینجا دریافت کنید

بلشویک‌ها و وظایف کنونی (دربارۀ اعتراضات اخیر) – محمدرضا حنانه

بلشویک‌ها و وظایف کنونی (دربارۀ اعتراضات اخیر) محمدرضا حنانه متن پ د اف «مسئله این نیست که در لحظه‌ای معین این یا آن پرولتر، یا حتی کل پرولتاریا، چه چیزی را هدف خود می‌داند. مسئله این است که پرولتاریا چه هست و، بر‌اساس این هستی، از نظر تاریخی چه کاری را ناچار است بکند.» (کارل مارکس و فریدریش انگلس، خانوادۀ مقدس) «خوشا به حال آنانی که احساسات و عقلشان چنان نیک به هم درآمیخته است که چونان نی‌ای به دست سرنوشت نیستند تا هر آوایی بخواهد از آنان بیرون کشد.» (ویلیام شکسپیر، هملت، پردۀ سوم، صحنۀ دوم) اعتراضات دی‌ماه 96 مؤلفۀ جدیدی است که کلیت مبارزۀ طبقاتی را دستخوش تغییر خواهد کرد – اگر اکنون نکند، فردا در پیش است. این اعتراضات برخاسته از ماهیت بیکارساز، فلاکت‌گستر و بحران‌زای سرمایه‌داری است. آغازگاه صوری این اعتراضات به مالباختگان مؤسسات مالی‌ای برمی‌گردد که – به گمان اصلاح‌طلبان – اصولگرایان و مخالفان دولت آن را سازمان‌دهی کرده‌اند. مسلماً، گفتۀ اصلاح‌طلبان حامل بخشی از حقیقت است، اما درعین‌حال این واقعیت نادیده گرفته شده است که این اعتراضات خاستگاهی پیش …

اخطاریه: خط وسط خیابان – مهدی گرایلو

اخطاریه: خط وسط خیابان مهدی گرایلو   این فقط یک یادآوری است، نه مقاله‌ی تحلیلی و نه از نوعِ آن صدصفحه‌ای‌های حوصله‌سوزِ همیشگی من، و به همین دلیل مسئله‌ی شکل این نوشتار بلاتکلیف مانده است. قالب «اخطاریه» نه دقیق‌ترین که فقط نزدیک‌ترین گزینه است و کمی بعد که متنِ دردستِ‌تکوینِ مبسوط‌تری مرتبط با موضوع «افول» ــ که اتفاقاً به وقایع اخیر ایران هم پیوند می‌خورَد ــ منتشر شد، می‌توان یادداشت پیشِ‌رو را هم با گنجاندن در کلیت آن نوشته، به شکل درخورتَری صاحبِ شکل کرد؛ بنابراین بهتر است تا آن لحظه این را پیوستِ تأخیرخورده اما اضطراریِ مقاله‌ی علیه خیابان بدانید. لاجرم احتمالاً برای اولین‌بار و امیدوارم آخرین‌بار باشد که ناچارم چیزی بنویسم که برخلاف آن هندسه‌ی مُبیوسیِ همیشه‌ـ‌مطلوب، محتوایش نه نتیجه‌ی موضوعه و پس‌گستر شکلش، بلکه آگاهانه مقدّم بر آن است. تماشای چرکی که از درز و شکاف‌های کلِ بدونِ استثنایِ بدنه‌ی چپ ایران در ایلغارِ براندازیِ اخیر به بیرون تراوش کرد، برای تن‌دادن به این سنت‌شکنیِ ناخوشایندِ نوشتاری، انگیزه‌ی کمی نیست. برای دریافت متن کامل لطفا اینجا کلیک کنید

غروب سیاست – سعیدآقام علی

غروب سیاست سعیدآقام علی نگاهی گذرا به شورش هایی که از هفتمِ دی ماه سال هزار و سیصد و نود و شش در ایران آغاز شد. گویی از این پس باید چرخش روزها را با غروب خورشید بشماریم. باشد تا روزی خورشید ما هم بتابد. اکنون که این متن به نگارش در می آید؛ شش شب از هفتم دی ماه گذشته است. حوادث با سرعتی اعجاب انگیز یکی پس از دیگری از راه رسیدند. اعتراضات اخیر فاقد ایفای نقش کارگران به مثابه یک طبقه است. اعتراضاتی که در اولین گام های خود خشمی هیستریک را بازنمایی می کند. تاکنون، تنها هژمونی موجود و از پیش تدارک دیده شده که توان پیوستن به این خشم ویرانگر را داشته است، پروژه لیبرال سکولار پرو غرب است که در طرح و نقشه ای امپریالیستی قوام گرفته است. با وجود زمینه های کافی برای بروز نارضایتی های کارگری و خشم کارگران در این اعتراضات، نشانی از حضور کارگران به مثابه طبقه دیده نمی شود. طبقه ای مسلح به پروژه ای سیاسی که بتواند منفعتی همگانی را برای نوع بشر …

کلیّت و تروماـ‌مؤلّفه‌ای نوین (علیه وسوسه‌ی سرنگونی) – پویان صادقی

  کلیّت و تروماـ‌مؤلّفه‌ای نوین (علیه وسوسه‌ی سرنگونی) پویان صادقی  متن پی دی اف درک کلیتِ امور، ابتدابه‌ساکن، آن معیار برناگذشتنی‌ای‌ست که خودِ موضع صحیح کمونیستی را ممکن می‌کند. لیکن خودِ کلیت را به عنوان امری جوهرین و امری یک‌بار برای همیشه پیش‌نهاده‌شده دیدن، آن منظری‌ست که به یک اسکولاستیسیسم و ایده‌آلیسمی غَلتِش می‌کند که در نزد آن، کلیتْ تبدیل به امری الهیاتی و صوری می‌شود[1]. در این وضع، آن‌چه از دست می‌رود خودِ توانش نگاهِ کلیت‌ِ انضمامی‌گرا است که در اتصال ناگسستنی‌اَش با تحلیل مشخّص از شرایط مشخّص، خود تحلیل صحیح را ناممکن می‌کند. تغییر کلیت که با تغییر مناسبات بین اجزاء و یا اضافه و کسر اجزاء رخ می‌دهد، در اَزَلش هماره چون یک تروما اعلانِ حضور می‌کند، هم‌چون چیزی آشوب‌ناک و بیان‌ناپذیر، لخته‌ای بی‌پیرایه و درهم‌و‌برهم. ورود یک جز به ساحت کلیت نمادینِ همیشه ناتمام و همیشه شکاف‌دار، با خود نیرویی را از قعر مغاکِ امر واقع سرمایه به سطح نمادین جاری می‌کند و آن تضاد واقعیْ اعلان حضوری بیان‌ناپذیر می‌کند و پیچیدگی یک کلیت را در یک هم‌افزایی، مضاعف می‌سازد. حال …

علیهِ خیابان – مهدی گرایلو

علیهِ خیابان مهدی گرایلو نشانه‌های خطرناکی که چندروز است در خیابان‌ها ثبت می‌شوند، لابُد بیش از وقایع 88، برای چپ‌ها اغواکننده است، چون این‌بار آنها دیگر حتا نیازی به جفت‌وجور کردنِ حجتی سیاسی یا مفرّی ایدئولوژیک برای توجیه همراهی با جریانی که آن‌زمان کمابیش کل راستِ جهان را زیر پرچم سبز متحد می‌کرد، نمی‌بینند. «محتوای اقتصادی» اِطلاقی به یک اعتراض معمولاً برای سطح بیرونیِ سیاست‌پردازیِ تعرضیِ چپ حکم دلیل کافی را دارد و از این حیث استقبال همه‌جانبه و سراسیمه‌ی نیروهای شهوت‌زده‌ی چپ از این حرکت‌ها قابل پیش‌بینی است … دریافت بقیه مطلب در اینجا

درباره‌ی زرنگی‌ها – مهدی گرایلو

درباره‌ی زرنگی‌ها نویسنده: مهدی گرایلو ارزیابی محتمل خواننده‌ی این نوشته قاعدتاً این خواهد بود که آنچه در ادامه می‌خواند واکنشی شخصی به حمله‌ای شخصی است، چون سایت تدارک کمونیستی جواب داده است و باز هم مانند گفته‌های مختصر قبلی‌اش این جواب بیشتر شکل یک دعوای دونفره را دارد؛ من ناچارم این حق را به خواننده بدهم، چون دشوار بتوان محورهای اصلی‌تر آن جواب را از لایه‌های خودخواهانه‌ای که برای پاسداری از یک منیّتِ زخم‌خورده روی هم انباشته شده‌اند، منتزع کرد. البته تدارک گفت که «مغلق»‌ می‌گویم و «پُرلقلقه» می‌گویم و «دراز» می‌گویم و از این‌جور چیزها؛ این‌بار و برای آخرین‌بار ساده و بی‌«لقلقه» می‌گویم تا خواننده را کمتر دردسر باشد … برای دریافت مطلب لطفا کلیک کنید

برادرانِ بازگشته – مهدی گرایلو

برادرانِ بازگشته نویسنده: مهدی گرایلو   در دوره‌ی حضور در مسکو [در مقام سفیرِ پرو]، خونگرمیِ فوق‌العاده‌ی مردمان روس را کشف کردم. همان‌گونه که هرجا خدمت کرده‌ام، صداقت و آزادگی را در سمتِ زیبایی‌شناختیِ زندگی جستجو کرده‌ام و به این کشف رسیده‌ام که پیوندهای ظریف هنری تنها زیر ظاهر خاکستریِ سازگاری وجود دارند. کار بسیاری از هنرمندان که نمایش آنها ممنوع شده بود، هیجان‌انگیز بود. من بسیاری از این نقاشی‌های «ممنوع» را خریدم. بعدها در نیویورک، یکی از آنها را که پساامپرسیونیستی بود، از دیوار [اقامتگاهم در سازمان ملل] آویختم. در این تابلو، گل‌های تازه که نماد حقیقت بودند، کنارِ نشانِ عبوسِ سازمان جوانان، کومسومول، و نسخه‌ای از پراودا قرار گرفته بودند و من آن را در جایی کنار کتابخانه‌ی محل اقامتم نصب کرده بودم، به‌نحوی که در معرض دید باشد … یک‌بار آندره گرومیکو برای ملاقات به اقامتگاه من آمد … خیلی مراقب بودم که وزیر خارجه [شوروی] را به اتاقی دیگر هدایت کنم و او را از آن منظره‌ی ناخوشایند برای او، دور نگه دارم …                                  خاویِر پِرِز دِکوئیار اعرابِ قدیم نام …

گزارش دومین پاکسازی – مهدی گرایلو

گزارش دومین پاکسازی نویسنده: مهدی گرایلو چهارگاه (زابل، حصار، مخالف): دانشِ همیشهْ مطلق هری کونزرو پس از شنیدن خبر اهدای نوبل ادبیات به باب دیلن، نوشت: «از وقتی که به اُباما به‌خاطر «جرج‌بوش‌نبودن» نوبل صلح دادند، این مسخره‌ترین نوبل بوده است» کمی پیش از آغاز رسمی ثبت‌نام داوطلبان انتخابات ریاست‌جمهوری بود که زمزمه‌های حضور بقایی به‌گوش اپوزیسیون راست هم رسید؛ آنگاه در شرایطی که هیچ‌کس فکرِ گام بعدی داستان را نمی‌کرد، عباس عبدی در مصاحبه‌ای حضور او در انتخابات را بی‌معنا ارزیابی کرد؛ او پیشاپیش قولِ ردصلاحیت بقایی را داد و کنایه‌ای هم بارِ هواداران این جریان کرد که اگر محترمانه توصیه می‌شود که در انتخابات شرکت نکنند، گذشته از سنجش‌های درون‌حاکمیتی، این مهم نیز لحاظ شده است که یک‌وقت با اتفاق ناخوشایندی مثل ردصلاحیت، جلوه‌ی قضیه برای کسی، و البته برای کل مجموعه، بد نشود؛ فرضیه‌ای که روی این لایه از ژورنالیسم ایرانی برای اثبات خود نزد جامعه‌ی لیبرال‌ها بی‌تابانه این‌پا و آن‌پا می‌کند این است که وقتی چنین در حق کسی آبروداری می‌شود و او درعوضْ آن را نادیده می‌گیرد و به کار …

چرا بایستی قذافی کشته میشد؟

نقش فرانسه در جنگ علیه لیبی نوشته پروفسور دکتر ورنر رووف ترجمه و تلخیص از الف. میم. نیکلاس سارکوزی در ماه دسامبر ۲۰۰۷ با بوق و کرنا مهماندار معمر القذافی در پاریس بود: منطقه بزرگی از خیابان شانزه لیزه از جمعیت خالی شد تا قذافی و همراهانش در قلب پاریس در چادرهای سنتی صحرا نشینان لیبیائی اقامت کنند. رسانه های فرانسوی پر از مطالبی با مضمون رفاقت غیر قابل تصور مردانه رهبران فرانسه و لیبی بود، این «دوستی» با بازدید سارکوزی از تریپولی مستحکمتر شده و لبریز از «رفاقت قلبی» دو سیاستمدار شد. چهار سال بعد سیاست افراطی فرانسه این کشور را به پیشگام جنگ افروزی لیبی و سرنگونی رهبر این کشور تبدیل کرد، در ۱۶ فوریه ۲۰۱۱ شورش بنغازی آغاز شد. سارکوزی ۱۰ مارس همان سال در پاریس میزبان «دولت انتقال ملی» لیبی بود که در بنغازی سرهم بندی شده بود، رئیس جمهور فرانسه این نمایندگان را «تنها نماینده مردم لیبی» نامید، هیئتی که نیمی از اعضایش را کسی نمی شناخت که هیچ اصلا معلوم نبود آنها نماینده چه کسی هستند و از کجا …

اطلاعیه متفکران و اساتید دانشگاه های آلمان در باره‌ی جنگ سوریه

اطلاعیه در باره‌ی جنگ سوریه از طرف گروه مشاوره‌ی attac شعبه‌ی آلمان قبل از ورود به موضوع اعلام می‌کنیم: اولا، بر ما پوشیده نیست که روسیه و ایران که در کنار رژیم اسد در جنگ شرکت دارند، منافع و اهداف استراتژیک خود را دنبال می‌کنند. ثانیا، ما از همان آغاز، اِعمال خشونت و مداخله‌ی دولت‌های خارجی در مناقشه‌ی داخلی سوریه را اشتباه دانسته و آن را مورد انتقاد قرار داده‌ایم: هم اِعمال قهر از طرف اسد بر علیه تظاهرات مسالمت‌آمیزِ کسانی که در مخالفت با دیکتاتوری به خیابان‌ها آمده بودند، و هم بر علیه اسلحه‌رسانی غرب به شورشیان باصطلاح میانه‌رو و تمام عملیات جنگی متعاقب آن. با وجود این، ما بر خلاف نظر مسلط در رسانه‌های غربی، بر این باوریم که: روسیه و ایران در ابتدا همه‌ی امکانات را برای حل دیپلماتیک و مسالمت‌آمیز جدال سوریه به کار بستند؛ اما پس از آنکه این تلاش بیهوده و بی‌حاصل از آب درآمد به حمله‌ی نظامی دست زدند و به جنگ در حلب پایان دادند. محکوم کردن روسیه، به شکلی که رسانه‌های جریان مسلط غرب تقریبا متفق‌‌القول انجام …

شَریطه‌ی خاطیان – مهدی گرایلو

شَریطه‌ی خاطیان  نویسنده: مهدی گرایلو می‌گویند هر نوشته‌ای خوب است، مگر نوشته‌های مَلال‌آور. فکر می‌کنم قطعنامه‌ها را باید از نوع نوشته‌های مَلال‌آور دانست. (لنین. گزارش کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست روسیه به کنگره‌ی نهم) پس از تدفین: قطعنامه‌ی سوگواران همه‌چیز با تصمیم درباره‌ی خودکُشی آغاز می‎شود؛ یعنی آلبر کامو و اندیشیدن حول‌وحوشِ این قضیه: در دهه‌ی هشتادِ خورشیدی، یک صفحه‌ی سیاسی، مانند جوهرِ یگانه‌ی اسپینوزا، خودگسترانه از سمتِ چپ بسط یافت تا روندِ اندام‌افزاییِ آن پس از سال‌ها خمودگیِ نیروی زاینده‌ی زندگی، تولیدِ نقد سیاسی را از سر گیرد. سپس به‌شکلی غیرمنتظره، در سال 86 ــ یک‌سال‌ونیم پیش از سوتِ آغازِ فازِ اوباشیِ نئوکان‌های ایرانی ــ در فضای روانیِ یک‌جور خوش‌بینیِ کاذبِ همبسته با مفهومِ تولید، این صفحه بدون اطلاعِ قبلی بسته شد. برای دریافت و مطالعه مطلب لطفا اینجا را کلیک کنید(مقاله در فورم پی دی اف)

پِنِلُپِه در حسکه – مهدی گرایلو

مهدی گرایلو متن مطلب در فورم پی دی اف برای داونلوود  «قبل از خروجم از سوریه بود که … رقابت بین طرفداران و مخالفان گفتگو با ما، با پشتیبانی اسرائیل و ایالات متحده‌ی آمریکا به نفعِ جناحِ ناتو‌ـ‌گلادیویی، یعنی قشرِ طرفدارِ جنگ و نابودی، به پایان رسید. اندکی قبل از خروجم، سرویس اطلاعاتی اسرائیل از راهی غیرمستقیم به‌اصرار پیامِ لزومِ خروج من از سوریه را داد. خروج از آنجا را مناسب ندیدم؛ از ضربه‌ی بزرگی که به موقعیت‌مان در سوریه وارد می‌آمد نگران بودم. از نظر استراتژیک و ایدئولوژیک نیز این را صحیح نمی‌یافتم. جنگ در مسیر خویش پیش می‌رفت و تقدیر هرچه بود پیش می‌آمد. نگرشی تقدیرگرا در پیش نگرفته بودم، اما کنار گذاشتنِ یک خط مشیِ ایدئولوژیک، سیاسی و نظامیِ حدوداً سی‌ساله در یک آن و تغییر مسیر نیز نمی‌توانست یک موضع مخالفِ بامعنا در برابرِ تقدیر باشد. باید صادق می‌بودم؛ نمی‌توانستم رهایی خود را مبنا قرار دهم … سناریوی اِشغال عراق به شکل تنگاتنگی با تحویل دادن من در ارتباط است. اشغال را در اصل با عملیات علیه من آغاز کرده بودند. …

اروپایی – مهدی گرایلو

اروپایی مهدی گرایلو متن در فرمات پ د اف در فرانسه چون کسی نمی‌داند چگونه باید از قدرت استفاده کند، دولتْ آن را به مردم تفویض کرده است؛ به همین دلیل مناظرِ اجتماعیِ آنجا با یک سوررئالیسمِ روزمره در خاطره‌ی گردشگران ثبت می‌شوند: سی سال بعد، با تصویرِ بسته‌ای از چین و آژنگِ چهره‌ی عبوسِ یک مأمورِ گَرِ تاریخ که هنگامِ نطق سالانه‌اش درباره‌ی ترفیعِ عن‌قریبِ شأنِ جهانیِ میهن، یک تریلر بدون ملاحظه‌ی قوانین راهنمایی و رانندگی در پس‌زمینه رشد می‌کند و بوق‌زنان از روی جمعیت می‌گذرد، خاطرات ما آغاز می‌شود. برای آدم‌هایی که از اروپا خوششان نمی‌آید کار سختی نیست که این تصویر را به‌خاطرِ ناسازه‌های بونوئلی‌اش، روایتی از امری واقع‌شده ندانند: بودریار باور داشت که با پسامدرنیته تصویر یا وانموده (simulacrum) دیگر نه گواهِ یک امرِ واقع، بلکه هستیِ خودفرمانی است که جای واقعیت را به‌طور مطلق گرفته است، به‌گونه‌ای‌که از این پس با غیاب امرِ واقع مواجهیم: عکسی که از یک چیز می‌گیریم، بازنماینده‌ی خودِ آن چیز نیست، زیرا امکان تمایز آن چیز و وانمایی‌اش در آن عکس از میان رفته است: …

بامدادِ بیوَرَسْپْ – مهدی گرایلو

بامدادِ بیوَرَسْپْ نویسنده: مهدی گرایلو پیش‌درآمد: اَوِستا بدون زرتشت بهتر است کلی‌گویی کنیم: رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید بزرگ‌ترین خطای دولتش ورود به جنگ لیبی بدون اندیشیدن به آینده‌ی این کشور پس از برافتادنِ قذافی بود. من دیرزمانی گمان می‌کردم که ریشه‌ی چنین اشتباهاتی را باید در زمینه‌های سیاسیِ رویدادشان جستجو کرد؛ تا این‌که بخت یارِ من شد و همان روز فهمیدم که قضیه از بیخ‌وبُنْ فرهنگی است، البته اگر با من هم‌باور باشید که فرهنگ چیزِ مشکوکی است که وقتی از آن دَم می‌زنیم، با یاری‌خواست از همه‌ی ذخایر توان انسانیِ خود پیشاپیش متعهد شده‌ایم که یک بخش‌بندی را فراموش کنیم؛ جهانِ بافرهنگْ مجموعه‌ای از ظالمان و مظلومان است که در آن «حفظِ حرمتِ یکدیگر» آن‌قدرها فضیلت دارد که می‌توان در ازای آن به‌شکلی ازپیش‌تمهیدشده بی‌خِرَد بود. برای مطالعه بقیه مقاله لطفا اینجا را کلیک کنید (متن در فرم پی دی اف) دیگر مقالات مهدی گرایلو در مجله هفته شورِ تَعریبِ اَنیران – مهدی گرایلو بویِ دارویِ روباه‌گَزیدِگی — مهدی گرایلو پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع – مهدی گرایلو در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو

شورِ تَعریبِ اَنیران – مهدی گرایلو

شورِ تَعریبِ اَنیران نویسنده: مهدی گرایلو پیش‌درآمد: سوء‌تفاهم‌های امپریالیسم به نظر شما خطاهای ذاتی یک آزمایش باید از مرز چند درصد بگذرد تا از آن به‌بعد بتوانیم اصلِ نظریه‌ی مورد آزمایش را نامعتبر بدانیم؟ مثلاً شاید در خبرها شنیده باشید که هفتاد و پنج جنگجوی تازه‌نفسِ سوری که آمریکایی‌ها در ترکیه برای مبارزه با داعش آموزش‌شان داده بودند، در گذر از مرز برای ورود به سوریه به محاصره‌ی جبهه النصره درآمده و برای رهایی ناگزیر شده‌اند بخشی از جنگ‌افزارهای خود را تسلیمِ این گروه کنند. یا این‌یکی را به‌نقل از ژنرال لُید اُستِن، فرمانده‌ی نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، که از پنجاه و چهار جنگجوی دیگر که تا آن روز به سوریه اعزام شده بودند، درنهایت ….. برای مطالعه بقیه مقاله لطفا اینجا را کلیک کنید (نسخه PDF مقاله)

بویِ دارویِ روباه‌گَزیدِگی — مهدی گرایلو

بویِ دارویِ روباه‌گَزیدِگی نویسنده: مهدی گرایلو دریافت نسخه پ دی اف همین مقاله از همین نویسنده برای مطالعه کلیک کنید:  در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع دوست نداشتم با این فاصله‌ی کوتاه از انتشار نوشته‌ی پیشین، آن‌هم با آن‌همه حجمی که داشت، دوباره چیزی بنویسم؛ روزنامه‌نگار نیستم و علاقه‌ای هم به هرروزنویسی ندارم؛ پس پوزش مرا بپذیرید و این را هم به‌حسابِ یک مقاله‌ی جدا نگذارید. اگر «پشت و روی پرده‌ی امتناع» کمی دیرتر منتشر می‌شد، شاید چندصفحه‌ی زیر هم همان‌جا گنجانده شده بود؛ خوش داشتید این اندک را پیوستِ دیرهنگامی بر آن بدانید که اخلاقاً از انتشارش گزیری نداشتم. * * * بگذارید با یک مثالِ کُمیک بحث را آغاز کنم: چندوقتِ پیش اشرف غنی، البته این‌بار نه با دشداشه و پیژامه‌ی افغانی، بلکه با کت و شلوار و کراواتی که زیاد به تصویرِ عادت‌شده‌ی او نمی‌آمد، به واشنگتن رفت؛ در حالی‌که چیزی نمانده بود بغضِ نمایشی‌اش بترکد، در مدحِ آنچه «شهامت و ارزش‌های والای انسانیِ» سربازانِ آمریکاییِ جان‌باخته در افغانستان می‌خواند مرثیه‌ها سرود، به بیوه‌ی یکی از …

پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع – مهدی گرایلو

  متن پی دی اف برای داونلود پشت و رویِ پرده‌ی اِمتناع نویسنده: مهدی گرایلو  از همین نویسنده: در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو می‌گویند «پرسش را با پرسش پاسخ دادن» طفره‌روی از مسئولیت در معنای تحت‌اللفظیِ آن است: مسئولیت‌گریزی یعنی پرهیز از قرار گرفتن در جایگاهِ کسی که از او سؤال می‌شود؛ گویا چاره‌ای جز این نیست که بارِ مسئولیتِ پاسخ به پرسشی را بر دوش کِشیم که اراده‌ی ما در رد و قبول آن سهمی ندارد. اما می‌شاید که تعدّیِ خودخواهانه‌ی آن پُرسنده‌ای که ما را به جایگاهِ یک مسئولیتِ ناخواسته فرومی‌کاهد را با قراردادنِ خودش در موقعیتی همانند، تلافی کنیم: پرسشِ او را با پرسشی دیگر پاسخ دهیم و به یادش بیَندازیم که سیمای معصومانه‌ی «کسی که نمی‌داند و فقط صادقانه می‌پرسد» برازنده‌ی او نیست؛ یک‌جور «بَدَل‌زدن» به گُستاخیِ خودسرانه‌ی خطاب‌گرِ اعظمِ آلتوسر که دستِ‌کم ما را به نشاط می‌آورد و دستِ‌بالا او را از کِسوتِ خطاب خلع می‌کند. پس از ثبتِ محاوراتِ سقراطی در شهرِ کنجکاوی که غایتِ هر پرسش‌اش پرسش‌انگیزی بود، غفلت از مسئولیتِ طرفِ پرسشگر را چه نیرویی به …

در موقفِ نامِ عام – مهدی گرایلو

مهدی گرایلو در فیزیک قانونی هست که برپایه‌ی آن حرکت خودبه‌خودیِ عناصر یک دستگاه آماریِ ذرات از یک حالتِ انرژی به حالت دیگر، همواره به‌سوی افزایش بی‌نظمی (entropy) است؛ یعنی اگر یک سامانه‌ی ترمودینامیکی را به حال خود بگذاریم، برای رسیدن به پایدارترین وضعیت (حالت پایه‌ی انرژی) خودبه‌خود هرج‌ومرج یا بی‌نظمی (آنتروپی) در آن زیاد می‌شود. ازاین‌رو برای آن‌که ذرات دستگاه به نظمی بیش از حالت پیشین برسند ناگزیر از صرف انرژی هستیم. برای نمونه فرض کنید یک اتاق را با دیواره‌هایی به چهار بخشِ از هم مجزا تفکیک کرده و هر کدام را با گازی متفاوت از دیگر بخش‌ها پر کرده‌ایم: مثلاً با اکسیژن، هیدروژن، نیتروژن و آرگون. چنان‌چه دیواره‌های جداساز اتاق را برداریم گازها خودبه‌خود با هم درمی‌آمیزند و بی‌نظمی افزایش می‌یابد: تا پیش از آن مشخص بود که اکسیژن در کدام بخش اتاق است و کسی که در پی نمونه‌ای از این گاز می‌گشت می‌توانست در بخشِ مربوطه آن را پیدا کند؛ اما اکنون در پاسخ به این پرسش که مولکول‌های هر گاز کجای اتاق‌اند، چیزی نمی‌توان گفت جز: «جایی در سراسر …

قابل توجه پناهجویانی که کیس مسیحی می دهند

  ویدئوی مصاحبه خبرنگار هلندی با پناهجوی ایرانی همانطوریکه در ویدئو بالا ملاحظه می کنید خبرنگاران هلندی با یک پناهجوی ایرانی مسلمان سابق که مسیحی شده است و یک کشیش ایرانی که در کلیسای کوروش به تعداد زیادی از پناهجویان ایرانی، افغانی، عراقی، مصری … غسل تعمید می دهد، مصاحبه کرده اند. علاوه بر آنها با نمایندگان اداره تابعیت و مهاجرت و چند نفر کشیش دیگر نیز مصاحبه کرده اند! جان کلام مصاحبه این است که تعداد قابل توجهی از این پناهجویان یا مسلمانان سابق بگونه ای فرصت طلبانه به مسیحیت می گروند تا جواب و اقامت پناهندگی دریافت کنند. اغلب این افراد بعد از گرفتن جواب دیگر به کلیساها سر نمی زنند! یک مرتبه از زندگی مذهبی و شرکت در مراسمی که همواره حاضر و فعال بودند غیبت می کنند! این امر شک تعداد زیادی از کشیش ها و خانواده های مذهبی را که از این افراد حمایت می کردند، برانگیخته است! در چندین مصاحبه و مقالات دیگر نیز … مسئله حول این محور می چرخد که این افراد صادق نیستند و از باور …