واپسین نوشته‌ها

گسترده تر باد اعتصاب توده ای کارگران شرکت هفت تپه

بنا به اطلاع سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اعتصابی که در شركت هفت تپه روز شنبه هيجده (۱۸) آذر ماه آغاز شده بود روز یکشنبه نوزده (۱۹) آذر ماه با شركت گسترده خانواده های کارگری ادامه یافت. به دليل تداوم اعتصاب در هفت تپه و حضور توده اي خانواده هاي كارگري در آن، با وجود ترفندها و توطئه کارفرما و نيز كنترل نیروهای امنیتی، مبارزۀ كارگران بر سیاست های تفرقه اندازانه کارفرما فائق شد و ترفندها درهم شکسته شد.
کارگران روزمزد و بخش کشاورزی شرکت با تعطیل نمودن کار در حالیکه بشدت خشمگین بودند با حمل ابزارهای کار خود وارد کارخانه شدند و با بستن درب اصلی و درب ورود تریلرها، کوره های بخار و آسیابها را خاموش و تعدادی از مسئولین شرکت را به باد کتک گرفتند و یکی از مدیران که اخراجی آنها را اعلام نموده بود.او را نیز مورد حمله قرار داده وعلیرغم اقدام به فرار نامبرده به قسمت تراشکاری، وی را همانجا گیر انداخته و پس از شکستن درب اتاقی که در آنجا مخفی شده بود بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
کارگران در قسمت های مختلف کارخانه به راهپیمایی دست زدند و یکپارچه شعار دادند » افشار حیا کن، هفت تپه رو رها کن!». و خواهان استعفا و برکناری مدیریت شدند. در این اعتصاب حرکت فریب کارانه کارفرما که وعده پرداخت بخشی از دستمزدهای چند نفر از کارگران را به منظور تفرقه انداختن در حرکت همبسته توده ای کارگران داشت خنثی شد. کارگران هفت تپه دراین اعتصاب اتحاد و یکپارچگی جمعی خود را به نمایش گذاشتند و نشان دادند که به این طریق می توان کارفرماها و دولت حامی آنها را به عقب نشینی وادار نمود.
بدنبال اعتصاب و عصیان کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، حقوق مرداد ماه کارگران روزمزد پرداخت شد اما حقوق مرداد ماه ۸۰۰ کارگر پیمانکاری و ۱۵۰۰ کارگر نی بر پرداخت نشده است.
نهادهای همبستگی ضمن حمایت و پشتیبانی از حرکت یکپارچه کارگران هفت تپه و استقبال از حضور گسترده خانواده های کارگری در آن، مي كوشد خبر اعتصاب كارگران را به اشکال مختلف منعکس می کند .
زنده باد همبستگی کارگری!
درود بر کارگران متحد نیشکر هفت تپه!
نهادهای همبستگی با جنبش کارگري ایران ـ خارج از کشور
http://nahadha.blogspot.com
nhkommittehamahangi@gmail.com
دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷

دیدار پدر خوانده با جنایتکار جنگی لغو شد

دیدار امروز «ژان کلود یونکر» رئیس کمیسیون اروپا با «بنیامین نتانیاهو» نخست‌ وزیر رژیم اسراإیل در بروکسل لغو شد.

تا کنون خبری درباره علت لغو این دیدار منتشر نشده است.

این در حالیست که نتانیاهو ساعاتی پیش با «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیدار کرده بود.

موگرینی در این دیدار با هشدار درباره افزایش ناآرمی ها در خاورمیانه درخواست نتانیاهو برای همراهی با واشنگتن پیرامون به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسراإیل را نیز رد کرد.

لازم به ذکر است، ۱۳ آذرماه سال جاری «دونالد تاسک» رئیس شورای اروپا هم سفر خود به سرزمین های اشغالی را لغو کرده بود.

جواب روسیه به چرندیات فرانسه:شکست غرب در مبارزه با داعش برای همه آشکار است

به نقل از خبرگزاری «نووستی»، وزارت دفاع روسیه در بیانیه‌ای اعلام کرد، ائتلاف بین المللی به سرکردگی آمریکا در طول سه سال عملیات نظامی غیرقانونی در خاک سوریه، تنها همین اواخر فقط توانست نخستین «نتیجه» از مبارزه خود با گروه تروریستی داعش در سوریه را بدست آورد که آن هم با بمباران گسترده و ویران کننده شهر «رقه» به همراه ساکنین آن همراه بود.

این بیانیه در پاسخ به سخنان روز جمعه «ژان ایو دریان» وزیر امور خارجه فرانسه منتشر شد که ابراز تعجب نمود که روسیه پیروزی بر تروریستهای داعشی در خاک سوریه را «به خود اختصاص داده» است. به گفته وزیر خارجه فرانسه، این نیروهای ائتلاف بین المللی هستند که در حال مبارزه با داعش بودند و نظامیان روس با تاخیر و تنها در پایان کار به کمک نیروهای «بشار اسد» آمده و در نهایت فقط موفق شدند منطقه دیرالزور را آزاد کنند.

وزارت دفاع روسیه در بیانیه خود یادآور شده است که نیروهای ائتلاف بین المللی حتی به برخی تروریستهای داعشی اجازه دادند تا آزادانه شهر رقه را ترک کنند و به گروههای دیگر داعشی در استان دیرالزور بپیوندند و علیه ارتش سوریه بجنگند.

در این بیانیه آمده است: «به همین دلیل اگر هم در کارنامه اقدامات ائتلاف بین المللی در نابودی داعش در سوریه، موفقیتی وجود داشته باشد، تنها آزادی شهر رقه است که این پیروزی هم در سایه بمباران گسترده و خونین این شهر به همراه ساکنین غیرنظامی آن حاصل شده است.»

شکست غرب در مبارزه با داعش برای همه آشکار است

«ماریا زاخاروا» سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه نیز در واکنش به سخنان وزیر خارجه فرانسه گفت: «شرکای غربی روسیه باید به یاد داشته باشند که چه موفقیتهایی در مبارزه با تروریسم در عراق، لیبی و افغانستان بدست آورده اند (آنها در این کشورها کاملا ناموفق بودند) و بدین ترتیب از تلاش برای اینکه پیروزی نظامی مسکو در سوریه را خدشه دار کنند، دست بردارند.

از سال آینده میلادی؛ عربستانی ها برای اولین بار به سینما و تئاتر می روند

عربستان سعودی در ادامه اصلاحات مورد نظر «محمدبن سلمان» ولیعهد این کشور، برای کم کردن فاصله آن با کشورهای پیشرفته مجوز گشایش سالن های سینما و تئاتر را صادر کرد و بدین ترتیب مردم این کشور می توانند از سال آینده میلادی برای تماشای فیلم و نمایش ها به سینما و تئاتر بروند.

ولیعهد جوان عربستان محمد بن سلمان در حال شکستن یک سری تابوهای اجتماعی است. در این راستا آزادی رانندگی برای زنان بیش از دیگر اصلاحات برجسته شده است. این اصلاحات شامل تغییر قوانین رانندگی به نفع زنان، آزادی ورود زنان به ورزشگاه‌ها، آزادی‌های مشروط برای موسیقی، فتوای مفتی سعودی برای خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر و چند مورد دیگر در زمینه اقتصادی می‌شود.

حقوق بیشتر برای زنان، کنسرت و برنامه‌های فرهنگی می‌توانند به آراستن وجهه عربستان سعودی در غرب کمک کنند. امید سعودی‌ها این است که این اقدامات به بهبود وجهه عربستان در کشورهای غربی و همچنین به جذب سرمایه‌گذاران و تقویت صنعت گردشگری کمک کند.

در بازدید از سوریه؛ پوتین: ضرباتی به تروریستها وارد خواهیم کرد که تاکنون ندیده‌اند

رئیس جمهور روسیه در جریان بازدید از پایگاه حمیمیم در سوریه اعلام کرد که اگر تروریست ها مجددا قد علم کنند، روسیه ضربات سختی به آنها وارد خواهد کرد.

به گزارش اسپوتنیک، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در سوریه اعلام کرد: اگر تروریستها بار دیگر قد علم کنند روسیه ضربه ای به آنها وارد می کند که مشابه آنرا ندیده اند.

وی که در پایگاه حمیمیم سوریه سخن می گفت افزود: اگر تروریستها دوباره سر بلند کنند ضرباتی به آنها وارد خواهیم کرد که تاکنون ندیده اند.

وی افزود: بخش بزرگی از نیروهای ما از سوریه خارج خواهند شد.نیروهای روسیه و سوریه توانستند گروهی از تروریست‌های بین‌المللی با توان نظامی بالا را در عرض ۲ سال شکست دهند.

پوتین در ادامه یادآور شد: روسیه به‌خاطر تلفات دست از نبرد با تروریسم برنمی‌دارد زیرا خاطره آنها به ما نیروی مضاعف برای از بین بردن شرارت می‌دهد.

رئیس جمهوری روسیه گفت: دو پایگاه نظامی روسیه به طور دائم در طارطوس و حمیمیم مستقر خواهد بود.

شایان ذکر است که رئیس جمهور روسیه امروز وارد سوریه شد و ضمن دیدار از پایگاه حمیمم و دیدار با بشار اسد رئیس جمهور سوریه دستور داد که نیروهای این کشور خروج از سوریه را آغاز کنند.

وقتی بسیج، به اسمِ عدالتخواهی در چشم کارگران هپکو خاک می‌پاشد!

در روز ۵ آذرماه نشستی به دعوت بسیج دانشجویی و با مدیریت سعید زیباکلام در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شده‌بود. در این برنامه یک کارگر از هپکو (به‌نام ابوالفضل کریمی) و یک کارگر معدن یورت (به نام علیخانی) دعوت شده بودند تا کلامی دربارۀ واقعیت‌های زندگی شخصی و مشکلات‌شان بگویند. حالا این‌که چرا گرایش‌های سیاسی وابسته به حاکمیت ناگهان «کارگردوست» می‌شوند و پشت برگزاری چنین برنامه‌هایی می‌آیند موضوع دیگری است که بعدتر در ادامۀ همین نوشته به آن خواهیم رسید.

منتها در کمال تعجب دیدیم که «ابوالفضل کریمی»، کسی که قرار بود نمایندۀ کارگران هپکو و سخنگوی اعتراضات و مشکلات آن‌ها در آن نشست باشد، درست مانند یک مدیرِ شسته‌رفته و یک سیاست‌باز کارکُشته، به‌طرز جانبدارانه‌ای صحبت از مسائل و کوهی از مشکلات کارگران را پُشت در می‌گذارد و ضمن ابراز شادمانی از پیوند بسیج دانشگاه و کارگران (!) در عوض از طرح‌های خصوصی‌سازی‌– یا به قول او «اصل مترقی ۴۴ قانون اساسی»- دفاع می‌کند! گو این‌که تا به الآن تریبون به اندازۀ کافی برای دفاع از «خصوصی‌سازی» در اختیار سرمایه‌داران ریز و درشت نبوده که حالا لازم باشد یک «نمایندۀ کارگری (قلابی)» هم بیاید و از حقِ سرمایه‌دار مظلوم دفاع کند! مشکلی که کریمی دارد، نه خودِ خصوصی‌سازی هپکو که «نحوۀ» این خصوصی‌سازی است؛ یعنی خیلی ساده این‌که چرا هپکو به فلان جناحِ سرمایه‌داری واگذار شد و نه به آن یکی جناحِ به‌اصطلاح‌ بهترِ سرمایه‌داری؟ اصولاً واژۀ «خودمانی‌سازی»، واژۀ محبوب بخشی از سرمایه‌دارها است که در این گیرودارِ واگذاری‌ها سرشان بی‌کلاه مانده و دغدغه‌شان این است که چرا نهادهای دولتی و شبه‌دولتی و ارگان‌های نظامی یا آقازادگان باید این وسط منتفع بشوند و نه آن‌ها. در نتیجه اگر این «خودمانی‌سازی» را ترجمه کنیم، خیلی ساده معنی‌اش این می‌شود که: آقایان، ما هم بازی! تک‌خوری نکنید!

حالا در این بازی و کشمکش سرمایه‌داران، ناگهان آقای کریمی‌ نامی وارد می‌شود و به اسم نمایندۀ «کارگران هپکو» پشت تریبون می‌آید، اما از اول تا آخر مجیزه‌گوییِ یکی از جناح‌های‌ قدرت را می‌کند! یعنی راهنمای چپ می‌زند ولی به راست می‌پیچد! فقط کافی است کسی این برنامه را تا آخر بشنود تا ببیند صحبت‌های بی‌شیله پیلۀ کارگر معدن یورت که به‌قول خودش پنج کلاس هم بیش‌تر سواد ندارد، به مراتب سیاسی‌تر و بُرنده‌تر و طبقاتی‌تر از نطق کریمی (این نمایندۀ قلابی کارگران هپکو) بود.

اما قبل از هرچیز باید به آقای کریمی یادآوری کرد که طبق اصل ۴۴ قانون اساسی «بخش دولتی شامل کلیۀ صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری، بیمه، تأمین نیرو، سدها و شبکه‌های بزرگ آبرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمایی، کشتیرانی، راه و راه‌آهن و مانند این‌ها است که به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است»! در واقع این خامنه‌ای بود که سال ۸۵ با حکم حکومتی این اصل را نقض کرد و فرمان داد که ۸۰ درصدِ سهم بخش‌های دولتی به بخش خصوصی واگذار شود. فقط بعد از این حکم حکومتی بود که اصل ۴۴ وارونه معنی می‌شد. بنابراین اگر ایشان به قول خودش به اصلی مترقی ۴۴ پایبند است که باید مخالف خصوصی‌سازی باشد نه مدافع آن!

ثانیاً باید از آقای ابوالفضل کریمی پرسید از کِی تا حالا خصوصی‌سازی کارخانه‌ها مترقی است و بنا به کدام تجربۀ موفق از آن دفاع می‌کنید؟ آیا تجربۀ هزاران کارگر صنعتی که در همۀ استان‌ها به‌خاطر خصوصی‌سازی‌ها به خاکِ سیاه نشستند به اندازۀ کافی روشن نبوده؟ خصوصی‌سازی نه فقط در ایران، که در چهارگوشۀ دنیا یک معنی داشته: تعدیل و بیکارسازی نیروی کار، افزایش قیمت کالاها و خدمات، قطع دسترسی بخش بیش‌تری از طبقۀ کارگر به رفاهیات.

درحالی‌که بهداشت و درمان و آموزش راگیان، دسترسی همگانی به آب شُرب و برق و گاز، همگی یک حق اجتماعی است! کارخانه‌ها و صنایع کلان و جنگل‌ها و مراتع همگی متعلق به کل مردم یک کشور هستند! بنابراین خصوصی کردن همۀ این‌ها مثل این است که کسی را مالکِ خصوصی هوا کنند و او هم هوا را توی شیشه کند و برای نفس کشیدن‌مان پول بگیرد. اگر دولتی از پسِ ارائۀ این خدمات و گرداندن صنایع کلان برنمی‌آید، مفلوک و بی‌کفایت است و باید راهش را بکشد و برود. اما یک دولت سرمایه‌داری، حتی در ورشکسته‌ترین حالت، این کار را نمی‌کند. بلکه در عوض مسئولیت را از خودش سلب می‌کند و به دارایی‌های عمومی چوبِ حراج می‌زند. بعد هم انواع سرمایه‌داران خصوصی و غیرخصوصی صف می‌کشند تا بخش دندان‌گیری از این واگذاری‌های دولتی نصیب‌شان شود.

اما پردۀ بعدی پس از واگذاری‌ها: در «سیستم اقتصادی امروز دنیا» که کریمی می‌گوید، یک خصوصیت مشترک بین همۀ سرمایه‌داران دیده می‌شود و آن‌هم این است که ترجیح می‌دهند پول خود را به جای بخش‌های واقعی و تولیدی، در بخش‌های غیرتولیدی و دلالی و مالی سرمایه‌گذاری کنند، چون در این بخش‌ها عایدی سرمایه‌گذاری بالاتر است و تازه دنگ و فنگِ تولید و بازاریابی و فروش و درگیری با کارگر را هم ندارد. در نتیجه خیلی از مالکان جدید اتفاقاً ترجیح می‌دهند کارخانه ورشکسته شود و با فروش زمین و تجهیزات کارخانه تا هفتاد نسل بعد از خودشان را هم تأمین کنند! مثال دم دستی‌اش هم خودِ مالک کارخانه (احمدپور) است که شرکت بازرگانی هیدرواطلس را می‌گرداند؛ خودِ کریمی هم اذعان می‌کند، وقتی صحبت قرارداد تولید سه‌هزار گریدر با دولت پیش‌می‌آید، خودِ همین مالک به‌جای استقبال از تولید ماشین در هپکو، چون می‌داند درآمدِ دلالی برای او بیش‌تر است، پیشنهاد واردات ماشین‌آلات از آلمان را به دولت می‌دهد!

کریمی از طرف دیگر می‌گوید: «کارخانه باید مجدداً «برند» شود»، «ما با مرگِ برند طرفیم» و چه و چه. کدام برند؟ اگر این برند «زنده» شد دقیقاً چه دردی از کدام کارگر دوا می‌کند؟ همین الآن شرکت آمریکایی «آمازون» یکی از برترین برندهای دنیا است، رئیس‌اش با ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی ثروتمندترین مرد جهان است، اما چه کسی باور می‌کند که کارگران این شرکت تا سر حد بیهوشی کار می‌کنند، به‌خاطر کوچکترین اعتراض یا صحبت از اعتصاب تهدید به اخراج می‌شوند، به دست و پایشان ردیاب می‌بندند که ببینند از زیر کار در می‌روند یا نه و…

کلماتی مثل «برندسازی» و «رقابتی‌کردن» و… که معمولاً وِرد زبانِ مدیران است، ترفند جدیدی است تا باز کارگران را سر بدوانند. این‌ها این موضوعِ بدیهی را نمی‌گویند که حتی اگر دوباره هپکو «برند» شود، اولویت مدیران و مالکان پرداخت سود صاحبان سهام و سهم عقب‌افتادۀ بانک‌ها بابت وام‌ها و جریمۀ دیرکرد خواهد بود و نه مطلقاً پرداخت حقوق معوقه و رسیدگی به وضع فلاکت‌بار کارگران.

و اما در آخر این سؤال پیش می‌آید که بالاخره آن جناحِ خوبِ حاکمیت که کریمی می‌گوید، کیست و کجاست؟ کریمی خیلی روشن پاسخ را می‌دهد: «دولت اصولگرا». اما چرا؟ چون به قول او «مزیت دولت اصولگرا لااقل این بود که به حرفمان گوش می‌داد»!! محض اطلاع ایشان باید یادآوری کرد که مگر این همان جناح (اصولگرایان‌احمدی‌نژاد) نیست که سال ۸۴ دستورِ حمله به کارگران شرکت واحد را داد؟ سال ۸۶ معلمان را جلوی مجلس قلع و قمع کرد؟ برای فعالان کارگری سنندج فقط به‌خاطر تجمع روز کارگرِ سال ۸۷ حکم شلاق داد؟ گردانندگان سندیکای کارگران هفت‌تپه را در سال ۸۷ به زندان انداخت؟ مگر این‌ها همان‌هایی نیستند که بزرگترین اختلاس‌های معاصر را رقم زدند؟ مگر همان‌هایی نیستند که قتل‌گاهی به اسم «مسکن مهر» را ساختند که در پیش‌لرزه‌های زلزلۀ کرمانشاه فروریخت؟

با کدام شعبده‌بازی می‌توان کارنامۀ خونین این سرمایه‌داران را «کارگری» و «عدالتخواه» نشان داد؟ کریمی گلایه می‌کند که کارگران هپکو اعتراضات زیادی داشتند، اما مسئولین «قرص خواب» خورده بودند. اما گویا خودش چند بسته بیش‌تر از این قرص‌ها تناول کرده که تاریخ بلندبالای سرکوب‌های جریان مطبوعش را از یاد برده. با کدام جادو جنبلی می‌توان ادعا کرد که منافع بسیج با آن بودجۀ بیش از هزار میلیارد تومانی‌اش، با منافع کارگران هپکوی ورشکسته که از طریق قطره‌چکان هم بودجه به آن‌ها نمی‌رسد یکی است؟ مگر کارنامۀ بسیج و اطلاعات جز جاسوسی و پرونده‌سازی برای کارگران معترض و باز گذاشتن دست حراست چیز دیگری بوده؟ البته دادنِ تریبونی که قرار بوده سخنگوی مشکلات کارگران باشد، به دستِ کسی که به اسمِ نمایندگی کارگران سنگِ یک جناح از سرمایه‌دارانِ حاکم را به سینه می‌زند، آن هم در نشستِ «بسیج»، چندان عجیب نیست! چندسالی است جریانی از بسیج به اسم «عدالتخواهی» و با منابع سرشار و سوء‌استفاده‌های تبلیغاتی به هر ضرب و زوری که شده می‌خواهد در پوششِ شعارهای کارگری برای منافعِ جناحی خود مانور تبلیغاتی بدهند و به سختی سعی دارند درونِ جنبش کارگری نفوذ کنند. علی‌رغم آن‌که تریبون‌ها و منابع و حمایت‌های ویژه در اختیار دستگاه‌های امنیتی (مثل بسیج و سپاه) است، اما دست‌شان برای جنبش واقعی کارگری رو شده‌است. مثلاً وقتی «رضا شهابی» (از رهبران سندیکای کارگران شرکت واحد) در زندان مشغول اعتصاب غذا بود، همین «سعید زیباکلام» به همراه پادوهای بسیجی‌اش سعی داشتند با خانوادۀ شهابی دیدار و «دلجویی» کنند تا به‌اصطلاح با این ترفندها خود را با جنبش معترض کارگری مرتبط نشان بدهند. ولی سندیکای شرکت واحد و خانوادۀ شهابی، دیدار با آن‌ها را نپذیرفتند، چون عمق شعارهای سطحی و دروغین به‌اصطلاح «عدالتخواهانۀ» آن‌ها را می‌دانستند و خاطرۀ سرکوبی که در دورۀ احمدی‌نژاد بر کارگران سندیکای شرکت واحد رفت هنوز برایشان زنده بود.

نخیر جنابِ کریمی! منافعِ کارگران با منافع سرمایه‌داران (سبز یا بنفش، اعتدالی یا تندرو، اصولگرا یا اصلاح‌طلب) یکی نیست. کارگران علیه تمام جناح‌های سرمایه‌داری هستند. علیه خصوصی‌سازی. علیه اسنادِ محرمانۀ معاملاتی. علیه بودجه‌های بی‌نظارت به دستگاه‌های امنیتی مثل بسیج. علیه نیروهایی که انقلاب کارگری ۵۷ را دزدیدند و به‌جای عمومی‌کردن شرکت‌ها و اموال و اراضیِ مصادره‌شده در انقلاب، آن را به خزانۀ دستگاه‌های امنیتی و رانتی مثل بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی و بسیج و غیره واریز کردند. علیه شرکت‌های بزرگ سپاه. علیه هر دو جناح سرمایه‌دار حاکم!

کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری

۱۹ آذر ۱۳۹۶

منبع:
https://ksazmandeh.wordpress.com/2017/12/10/هپکو-بسیج-سعید-زیباکلام/

کارخانه هاي نظامي کره جنوبي با ظرفيت کامل فعاليت مي کنند

مؤسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم روز دوشنبه در گزارشی اعلام کرد کارخانه‌های اسلحه سازی در کره جنوبی با تمام ظرفیت کار می‌کنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از استکهلم صنعت اسلحه سازی کره جنوبی ۲.۲ درصد از فروش ۱۰۰ تولید کننده بزرگ سلاح جهان در سال ۲۰۱۶ را به خود اختصاص داده است. صنعت اسلحه سازی کره جنوبی در سال ۲۰۱۶ با گردش مالی ۸.۴ میلیارد دلار، افزایش ۲۰.۶ درصدی را نسبت به سال ۲۰۱۵ تجربه کرد. طی ده‌ها سال کره جنوبی در زمره بزرگترین وارد کنندگان اسلحه و فن آوری نظامی به خصوص از آمریکا بود. ولی از مدتی پیش صنایع داخلی این کشور توسعه زیادی پیدا کرده اند و هم زمان بودجه دفاعی سئول به یکی از بزرگترین بودجه‌های دفاعی جهان تبدیل شده است.
در گزارش مؤسسه بین المللی تحقیقات برای صلح همچنین آمده است کره جنوبی حتی در پی آن است که تسلیحات تولیدی خود را صادر کند.
گفتنی است که آمریکا بزرگترین تولید کننده سلاح در جهان است.

نگرانی اتحادیه آفریقا از بازگشت ۶ هزار تروریست داعشی متحد آمریکا

به نقل از خبرگزاری فرانسه، مقامات اتحادیه آفریقا از بازگشت احتمالی بیش از ۶ هزار آفریقایی عضو گروه تروریستی داعش (که در خدمت آمریکا در سوریه و عراق میجنگیدند )به کشورهای این اتحادیه ابراز نگرانی کردند.

کمیسر صلح و امنیت اتحادیه آفریقا در این رابطه گفت گزارش ها از حضور ۶ هزار نیروی آفریقایی خبر می دهند که در سوریه و عراق به تروریست های داعش پیوسته بودند.

به گفته وی بازگشت این افراد برای امنیت و ثبات کشورهای آفریقایی تهدیدی جدی به شمار می آید و نیازمند برخورد ویژه و همچنین همکاری نزدیک بین این کشورها است.

وی همچنین از همه کشورهای مرتبط با این معضل خواست در خصوص عناصر مسلحی که پس از شکست داعش در عراق و سوریه به کشورهایشان باز می گردند تبادل اطلاعات کنند.

حزب سوسیالیست حاکم ونزوئلا در انتخاباتی کاملا شفاف با قدرت پیروز شد

حزب سوسیالیست حاکم دولت «نیکلاس مادورو» رئیس جمهوری ونزوئلا، با کسب دست‌کم ۹۰ درصد از ۳۳۵ جایگاه مورد رقابت، پیروزی در انتخابات سراسری شهرداری‎ها را از آن خود کرد.

این پیروزی می‎تواند شانس وی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۸ ونزوئلا را بیش از پیش افزایش دهد حال‌آنکه وی خطاب به مردمی که در میدان «بولیوار» شهر «کاراکاس» جمع شده بودند، گفت: بیایید خود را برای ۲۰۱۸ آماده کنیم.

طبق آخرین نتایج اعلام شده از سوی هیات بی طرف انتخابات، سوسیالیست‎ها از مجموع ۴۲ حوزه شهرداری، پیروزی در ۴۱ شعبه را از آن خود کرده‌اند حال آنکه به گفته مادورو، با پایان شمارش آراء، نتیجه احتمالی رقابت در ۳۳۵ حوزه، کسب پیروزی در بیش از ۳۰۰ حوزه خواهد بود.

پیروزی حزب سوسیالیست درحالی رقم می‌خورد که ۳ حزب آمریکائی اپوزیسیون ونزوئلا، حضور در انتخابات شهرداری‎ها را تحریم کرده بودند و فراخوان آنها با شکست روبرو شد.

این ‌درحالی است که مادورو در اعتراض به این اقدام گفت: احزابی که انتخابات را تحریم کرده‌اند باید از حضور در سایر انتخاب‎های آتی نیز محروم شوند.

گفتنی است اپوزیسیون نئولیبرال و غربگرای ونزوئلا، به دلیل ضعف اقتصادی دولت مادورو، خواهان برکناری وی هستند.

پروپاگاندای هماهنگ علیه چین، غرب دروغ میگوید

نهاد حفاظت از قانون اساسی آلمان (بی اف وی) مدعی است که چین با ایجاد حساب‌های کاربری جعلی در شبکه اجتماعی «لینکدین»، از مقامات رسمی و سیاسی دولت برلین جاسوسی می‌کند.کاری که سالهاست توسط آمریکا و متحدان و همدستانش صورت میگیرد.

به گفته این نهاد امنیتی آلمان، چین با همین روش از دست‌کم ۱۰ هزار شهروند آلمانی، جاسوسی کرده است.

این نهاد همچنین اقدام به انتشار برخی از این حساب‌های جعلی کرد.

به ادعای «هانس گئورگ ماسن» رئیس بی اف وی، این افشاگری نشان می‌دهد که چینی‌ها در حال تلاش برای نفوذ به نهادهای پارلمانی، وزارتی و دولتی آلمان هستند.

این ادعا درحالی مطرح می‌شود که استرالیا نیز هفته گذشته با ادعای جلوگیری از نفوذ چین، قوانین مبارزه با مداخلات خارجی را تشدید کرد- اقدامی که اعتراض پکن را به دنبال داشت.

بازداشت تروریست های آذربایجانی و چچنی در افغانستان

مقامات ولایت لوگر افغانستان اعلام کردند که ۱۱ شهروند چچنی و یک شهروند آذربایجانی که برای آموزش طالبان به این ولایت آمده بودند در شهر «ارزه» لوگر بازداشت شدند.

این مقامات در ادامه اعلام کردند که این افراد از راه شهر «حصارک» ولایت «ننگرهار» به لوگر آمده و در میان آنها ۳ زن و ۶ کودک نیز بودند.

«حلیم فدایی» شهردار لوگر گفت که این افراد از زنان و کودکان به عنوان سپر استفاده می کردند و نه تنها قصد راه اندازی عملیات در لوگر را داشتند بلکه در قاچاق مواد مخدر نیز دست داشتند.

رئیس پلیس ولایت لوگر نیز در این راستا گفت که طالبان از هر راه ممکن برای رهایی این افراد تلاش می کند اما بررسی‌ها و باز جویی‌ها درباره چگونگی کارکردهای این گروه در کابل آغاز شده است.

گزارشی در مورد کنگره بیستم حزب کمونیست اسپانیا

arbeitcol

از: آندره شئر

منبع: عصرما

تارنگاشت عدالت 

«حزب برای عمل ـ پروژه برای انقلاب» شعاری بود که زیر لوای آن آخر هفته گذشته در مادرید ۳۰۰ نماینده در ۲۰مین کنگره حزب کمونیست اسپانیا PCE گرد هم آمدند. در ساختمان اتحادیه سندیکائی  UGT نمایندگان در نظر داشتند تغییراتی را از جمله در سند سیاسی و در اساسنامه حزبی بوجود آورند. ولی مسائل عملی ساده‌ای سازماندهندگان کنگره را با مشکلاتی مواجه ساختند: روز یک‌شنبه ۴ دسامبر  قرار بود بمناسبت روز ملی آندلس تظاهرات عظیمی در «مالاگا» ترتیب داده شود و کمونیست‌های آندلس که بیشترین تعداد نمایندگان منطقه‌ای کنگره را تشکیل می‌دادند خواستار شرکت در این تظاهرات بودند. در نتیجه کنگره کوتاه شد و روز شنبه بپایان رسید. آیا تنها یک روز و نیم (جمعه و شنبه) برای تصمیم‌گیری در مورد یک برنامه بسیار جامع کافی بود؟ PCE توانست این‌کار را عملی سازد.

برای صرفه‌جوئی در وقت کمیسیون پیشنهادات در هفته‌های قبل از کنگره مذاکرات عمیقی با فدراسیون‌های محلی انجام داد و کوشش کرد پیشنهادات متعدد رسیده را اجماع‌پذیر نموده و به کنگره ارائه کند. در نتیجه در مادرید تنها در مورد پیشنهاداتی رای گیری شد که پیشنهادکنندگان بخش‌های پیشنهادی خود را در طرح کمیسیون بازنیافته بودند. با این‌که سند، مسائل استراتژیک مهمی را مطرح می‌نمود که اعضای حزب بعضاً از ده‌ها سال پیش آنها را مطرح می‌نمودند، تعداد این نوع پیشنهادات زیاد نبود.

کمونیست‌های اسپانیائی وسیعاً در رد اتحادیه اروپا متفق‌القول بودند. در سند آمده که جدائی از اتحادیه اروپا و یورو درخواستی است که حزب کمونیست از مدتها پیش مطرح کرده است. آنها رفرمه‌کردن این قطب امپریالیستی را ممکن نمی‌دانند. این برداشت در انتقاد صریح از حزب چپ اروپائی که به وهم تحول‌پذیری  چپ‌های اروپائی دامن می‌زند، به اوج خود رسید. نمایندگان آندلس خواستار خروج از حزب‌چپ‌های اروپائی شدند. البته این مورد در کنگره به رای‌گیری گذارده نشد.

همین‌طور رابطه حزب کمونیست اسپانیا با «چپ های متحد» (IU) که حزب قدرتمندترین نیروی آنست مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. در حقیقت از نظر رسانه‌ای IU  در سایه حزب چپ پودموس که با آن در انتخابات اخیر در پیمان Unidos podemos شرکت کرده قرار دارد. روی هم رفته نظر غالب کنگره این بود که IU باید به یک جنبش اجتماعی مستقل مبدل گردد ولی در واقع همواره مانند یک حزب عمل می‌کند و وظایفی را متقبل می‌شود که در واقع وظیفه حزب کمونیست اسپانیاست.

بحث مشابهی نیز در مورد رابطه با سندیکاها صورت گرفت. اکثریت روی سمت‌گیری به سوی بزرگترین اتحادیه سراسری کارگری CCOO تاکید داشت. حزب کمونیست اسپانیا خواستار ایجاد سندیکای واحد است لذا نباید خود را در انجمن‌های کوچک سازماندهی نماید حتا اگر این انجمن‌ها مواضع نزدیکتری نسبت به حزب داشته باشند. این امر به ویژه در مورد CGT که دارای ده‌ها هزار عضو است و خود را «آنارشوسندیکالیست» می‌داند و هم‌چنین تعداد زیادی از انجمن‌های محلی مثلاً در منطقه باسک، کاتالونی و یا آندلس صادق است. کنگره مشخص کرد که حزب اجازه ندارد کار در کارخانجات و شرکت‌ها را به عهده سندیکا‌ها بگذارد، بلکه باید هم و کوشش خود را صرف ایجاد هسته‌های کارگری در کارخانجات نماید.

از نظر استرتژیک، تعیین‌کننده‌ترین تصمیم کنگره ۲۰ بدون شک تصمیم قاطع و متفق‌القول نمایندگان مبنی بر این بود که ۴۰ سال بعد از این‌که صفت مارکسیست لنینیست زیر تاثیر کمونیسم اروپائی و رهبری «سانتیاگو کاری‌یو» از کلیه اسناد حزب محو شده بود، مجدداً حزب را مارکسیستی ـ لنینیستی تعریف کنند.  علاوه براین نمایندگان تصمیم گرفتند سمت‌گیری جدید را از نظر سمبلیک نیز برجسته سازند: سمبل جدید حزب در آینده علاوه بر داس و چکش، ستاره سرخ ۵ سر به عنوان ابراز همبستگی بین‌المللی با جنبش کارگری در هر ۵ قاره خواهد بود. رهبری حزب در آینده نه «کمیته فدرال» بلکه مجدداً کمیته مرکزی نام خواهد داشت. علاوه برآن ایجاد فراکسیون در درون حزب ممنوع خواهد بود. این شیوه جدیدی است  زیرا تاکنون وجود نامزدهای رقیب برای عضویت در رهبری حزب متداول بود. این بار تنها یک لیست  از نامزدهای کمیته مرکزی وجود داشت که از طرف نمایندگان با رای شفاهی پذیرفته شد. بیش از ۸۰ درصد نمایندگان از این پیشنهاد استقبال کردند.

بدلیل وضعیت بغرنج کنگره این بار تعداد محدودی از نمایندگان بین‌المللی توانستند شادباش‌های خود را در کنگره بیان دارند، از جمله میهمانان می‌توان از نمایندگان ونزوئلا، کوبا، فلسطین، صحرای غرب و همین‌طور دکاپ نام برد. در قطع‌نامه‌های کنگره، نمایندگان سرکوب و فشار را در هندوراس و هم‌چنین تحریمات اتحادیه اروپا علیه ونزوئلا را محکوم کردند و خواستار یک دولت دمکراتیک و لائیک در سطح فلسطین تاریخی و همین طور آزادی صحرای غربی از اشغال مراکش  و به همین‌ شکل پایان جنگ سوریه شدند.

وضعیت در کاتالونی  نقش تعیین کننده‌ای در کنگره ایفأ نکرد. حزب در اسناد سیاسی خود تاکید کرد که کماکان خواستار حق تعیین سرنوشت کلیه خلق‌ها در اسپانیا است. هرچند این درخواست حق تجزیه را نیز در بر دارد ولی حزب با چنین کوشش‌هائی مبارزه خواهد کرد.

 

تجمع اعتراضی هزاران تن از بازنشستگان کشوری و تامین اجتماعی امروز ۱۹آذردرمقابل مجلس بهارستان

امروز نوزدهم آذرهزاران تن از بازنشستگان تامین اجتماعی و کشوری در اعتراض به پایین بودن حقوق دریافتی و فاصله زیاد بین دستمزد و هزینه های زندگی در مقابل مجلس بهارستان تهران دست به تجمع اعتراضی زدنددر این تجمع بازنشستگان شعارهای از قبیل (عزا عزا است امروز  حقوق بازنشسته زیر عباست امروز)(از وعده ها خسته ایم ما همه همبسته ایم)(فریاد، فریاد از این همه بیداد)(یه اختلاس کم بشه  مشکل ما حل میشه) سر میدادند ضور نیروهای یگان ویژه و ضد شورش در این تجمع چشمگیر بوده است

چرخ های کارخانه هفت تپه در جریان اعتصاب از حرکت باز ایستاد!

 

ادامه اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه با حضور خانواده های کارگری

در ادامه اعتصاب هفته جاری که از شنبه ۱۸ آذر ماه شروع شده است ، امروز یکشنبه ۱۹ آذر ماه آین اعتصاب با حضور و حمایت وسیع خانواده های کارگری برگزار شد. در اعتصاب امروز -یکشنبه ۱۹ آذر ماه – کارگران به اتفاق خانواده ها خود ابتدا اقدام به بستن مسیر های ورودی ماشینهای حامل نیشکر به کارخانه شدند و در ادامه کارگران کورهای بخار را خاموش کردند. با خاموش شدن کوره های بخار ، کارخانه بطورکامل از حرکت باز ایستاد و تمامی کار ها متوقف شد.در این حال تمامی کارگران در قسمتهای مختلف شرکت از درب ورودی شرکت به طرف ساختمانهای اداری دست به راهپیمایی زدند. هنگام راهپیمایی همگی کارگران یک صدا شعار میدادن” افشار حیا کن هفت تپه رو رها کن” .
( کارگران خواستار برگشتن هفت تپه تحت نظر دولت هستند )
دسیسه ناموفق مدیریت :
دیروز مدیریت شرکت با حرکتی فریب کارانه اقدام به پرداخت بخشی از دستمزد های چند نفر از کارگران کرد تا بتواند در صف کارگران تفرقه ایجاد کند.مدیریت با این حرکت ریاکارانه تلاش داشته و دارد که در صف اتحاد و همدلی کارگران برای رسیدن به خواست ها و مطالبات مشترک کارگران تفرقه ایجاد کند و تعدادی را از این صف مبارزاتی جدا کند.اما امروز خوشبختانه ما شاهد حضور پر رنگ تمامی کارگران بودیم و این طرح شیادانه مدیریت با آگاهی و همدلی کارگران با شکست روبرو شد.
مطالبات کارگران
دستمزد ۲ ماهه سالهای ۹۴ و ۹۵ (کارگران پیمانکاری) ،پا داش بهره برداری سالهای ۹۴.و۹۵ و همچنین پنج ماه دستمزدهای معوقه .
این اعتصاب تا ساعت ۱۱ با سر دادن شعار علیه مدیریت ادامه داشت . در حین اعتصاب نیروها ی امنیتی به تعداد زیادی در منطقه کارخانه حضور داشتند اما ارعاب نیرو های امنیتی نتوانست خللی در اراده کارگران ایجاد کند.
سخنی با کارگران :
سندیکایی کارگری نیشکر هفت تپه اتحاد ، همدلی و همبستگی کارگران و خانواده ها را بخشی از مبارزه طبقاتی می داند .
ما بار ها گفته آیم و خواهیم گفت که عامل تمام سیه روزی ها،فقر و فلاکت ما کارگران ، نظام سرمایه داری است و برای رهایی از این مصائب، چاره ای جز اتحاد و همبستگی در مبارزه طبقاتی نداریم. با مبارزه ی متشکل و آگاهانه، ما کارگران می توانیم پشت صاحبشان سرمایه را به خاک بزنیم . امروز خانواده های کارگری توانستند با حضور خود، نیرو و توان طبقاتی کارگران را دوچندان کنند . به این دلیل ما دست تمامی خانواده های کارگری را که در این اعتصاب حضور داشتند را به گرامی می فشاریم و یاد وار می شویم که باید همیشه خانواده های کارگری در این کارزار طبقاتی و تا پیروزی نهایی حضور داشته باشند.
سندیکایی کارگری نیشکر هفت تپه
۱۹ آذر ماه ۱۳۹۶

کره‌شمالی با عهدشکنی آمریکا در برجام خواهان تضمین های امنیتی است

سرگئی لاوروف وزیرخارجه روسیه در اظهاراتی اعلام کرد: تهدید آمریکا مبنی بر خروج این کشور از توافق هسته ایِ ۱۴ جولای سال ۲۰۱۵ (۲۳ تیرماه ۱۳۹۴) موسوم به «برجام» تلاش ها برای پایان دادن به بحران هسته ای در کره شمالی را با مشکلاتی مواجه کرده است.

وزیرخارجه روسیه در این باره گفت: کره شمالی با توجه به عهدشکنی های آمریکا در موضوع توافق هسته ای با ایران خواهان تضمین های امنیتی در صورت مذاکره هسته ای است.

سرگئی لاوروف در ادامه افزود: در نتیجه اکنون شرایط برای ازسرگیری گفتگوها درباره مسأله هسته ای شبه جزیره کره دشوارتر شده است.

شایان ذکر است، ۱۵ آذر ماه سال جاری رسانه های خبری از پرواز بمب‌ افکن اتمی «بی-۱ بی» آمریکا بر فراز شبه جزیره کره به عنوان بخشی از مانور مشترک آمریکا و سئول خبر دادند.

گفتنی است، مانور هوائی و مشترک آمریکا و کره جنوبی از دوشنبه هفته گذشته (۱۳ آذر ماه) در شبه جزیره کُره آغاز شده است.

این در حالیست که «جان بولتون» سفیر اسبق آمریکا در سازمان ملل متحد که به افکار تند و افراطی مشهور است ۱۲ آذر ماه با انتشار پیامی توئیتری اعلام کرده بود: چین و کره شمالی کاملاً آگاه باشند که دیگر با دولت باراک اوباما طرف نیستند. دولت ترامپ در صورت لزوم علیه کره شمالی دست به اقدام نظامی خواهد زد.

کره شمالی پیشتر نیز در توضیح آزمایش اخیر موشک قدرتمند بالستیک خود گفته بود این کار به دلیل تهدید از جانب آمریکا انجام شده است.

حقوقبگیر شیوخ: وزیر خارجه فرانسه: سوریه را نیروهای ائتلاف آزاد کردند!

به نقل از تاس، وزیر خارجه فرانسه در مصاحبه امروز خود با شبکه تلویزیونی «بی اف ام» بیانیه وزارت دفاع روسیه در خصوص پیروزی ارتش سوریه به کمک نیروی هوایی روسیه علیه داعش را گمراه کننده خواند.

بر اساس این گزارش، «ژان ایو لودریان» در خصوص شکست داعش در سوریه مدعی شد که این پیروزی با تلاش های نیروهای ائتلاف بین المللی علیه داعش حاصل شده و این نیروهای ائتلاف بودند که تروریست ها را از خاک سوریه دور کردند.

وی همچنین در ادامه ادعاهای خود گفت: ارتش روسیه تنها به نیروهای بشار اسد کمک کرد و دست آخر هم با تاخیر معناداری دیر الزور را آزاد کرد.

به یاد رفیق پیكارگر شهید: علی اکبر محمد حسين پور

ر
رفیق علی اکبردر سال 1334 در آببخش ازتوابع درواهی و در نزدیكی برازجان بدنیا آمد، او لیسانس حقوق داشت و برای مدتی به تدریس در دبیرستان این منطقه مشعول بود. رفیق علی در تشکیلات بوشهر و جنوب شیراز با نام خودش فعالیت می کرد. پس از ضربات پلیسی به رفقای این منطقه در تابستان 1360، به تشکیلات شیراز منتقل شد. رفیق از هواداران جناح انقلابی سازمان و با رفقای این جناح در شیراز همراه بود. این رفقا در فروردین 1361 ضربه خوردند و بخش زیادی از آنها و از جمله رفیق علی دستگیر شدند. رفیق علی پس از تحمل آزار و شکنجه بسیار به همراه 21 رفيق پيكاری در روز سه شنبه 2 آذر ماه 1361 در زندان عادل آباد شيراز تیرباران شد. در خبر آن كه در روزنامه های همان روز به نقل دادستانی انقلاب اسلامی شيراز منتشر شد چنين آمده بود:
به حكم دادگاه انقلاب اسلامی شيراز و تاييد دادگاه عالي انقلاب اسلامی ايران، علی اکبر محمد حسين پورفرزند عابدین با نام مستعار علی و 21 نفر دیگر از اعضای مركزيت و كادرهای تشكيلاتی سازمان به جرم داشتن اسلحه و مهمات، زندگی در خانه های تيمی، شركت در درگيری های مسلحانه، عضويت در هسته و گروه های 5 نفری، مسٸوليت بخش تداركات و امنيت، مسٸوليت بخش های دانش آموزی و دانشجويی پيكار، مسٸوليت توزيع اعلاميه های سازمان و عضوگيری برای سازمان، همراه داشتن نشريات، كتاب ضاله سازمان و اعلاميه ها، عضويت در شورای سازمان پيكار و رهبری گروه ها و اعضای سازمان، ارتباط با افراد رده بالای سازمان، عضويت در تشكيلات پيكار در بندر عباس و شيراز، عضويت در تشكيلات محلات، مسٸوليت نگهداري جواهرات و پول سازمان و كمك مالی به سازمان محارب و مرتد پيكار، به اعدام محكوم گرديدند و حكم صادره به مرحله اجرا گذاشته شد.»
این اطلاعات كامل نیست، من از همه دوستان و بستگان رفیق كه ممكن است در بهتر شدن این یادنامه همراهی كنند، می خواهم كه با ایمیل زیر تماس بگیرند.
بهروز جلیلیان
behrouzan@gmail.com

انتقاد عراق از بيانيه اتحاديه عرب

وزير خارجه عراق اعلام کرد که درباره بيانيه پاياني نشست فوق العاده وزراي خارجه اتحاديه عرب درباره قدس ملاحظاتي دارد.
وي از اينکه پيشنهاد عراق مبني بر انجام اقدامات ديپلماتيک، اقتصادي و گروهي براي حفظ حقوق ملت فلسطين رد شد، انتقاد کرد.
ابراهيم الجعفري افزود بيانيه وزراي خارجه عرب درباره قدس ضعيف بود و در سطح مطلوب قرار نداشت.
الجعفري گفت اين بيانيه با ميزان خطراتي که قدس را تهديد مي‌کند تناسب نداشت و کشورهاي عربي بايد اقدامات سياسي و اقتصادي واقعي براي حمايت از قدس انجام دهند.

تنها دستاورد ائتلاف واشنگتن در سوریه ویرانی الرقه است

وزارت دفاع روسیه با صدور بیانیه ای اعلام کرد که ارتش سوریه با کمک نیروی هوایی روسیه صدها واحد مسکونی را آزاد کرده است و دولت مشروع سوریه بر بیشتر اراضی این کشور مسلط شده است.

در این بیانیه آمده است: اولین نتیجه ائتلاف بین المللی ضد داعش در سوریه طی سه سال گذشته ویرانی الرقه و هدف قرار دادن غیرنظامیان در آن بود. ائتلاف بین المللی به رویارویی با نیروهای دولت سوریه و بمباران مستقیم آن روی آورد. ائتلاف بین المللی به داعشی ها مجال خروج از الرقه و ملحق شدن به داعشی هایی که در دیرالزور بودند را داد و این موضوعی است که شبکه بی بی سی انگلیس آنرا مورد تایید قرار داده است.

وزارت دفاع روسیه بیان کرد: ائتلاف بین المللی به بهانه مبارزه با داعش از بمبهای ممنوعه فسفر سفید در حمله به شهر الرقه استفاد کرد که بر اثر آن شماری از غیرنظامیان کشته شدند. اگر نقش مثبتی برای ائتلاف بین المللی وجود داشته باشد تنها می توان به عدم امکان آن برای نابودی بقیه شهرهای سوریه با بمباران های شدید اشاره کرد.

سفر هیئت بحرینی به اسرائیل

شبکه 2 تلویزیون اسرائیل اعلام کرده است که یک هیئت بحرینی برای سفری 4 روزه و دیدار با مقام های اسرائیلی وارد سرزمین های اشغالی شده است. این سفر در شرایطی انجام شده که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا شهر قدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخته و این مساله با مخالفت گسترده بین المللی روبرو شده است.

این هیئت مذهبی که ظاهرا با دستور حمد بن عیسی آل خلیفه شاه بحرین به اسرائیل فرستاده شده، شامل مقام های مذهبی است و قرار است با مقام های اسرائیلی در شهر تل آویو دیدار و گفتگو کند.

بر اساس اعلام این شبکه تلویزیونی اسرائیل، این هیئت بحرینی همراه با هیئتی از وزارت خارجه اسرائیل از بخش قدیمی شهر بیت المقدس دیدن کرده است. جزئیات بیشتری از این سفر فاش نشده ولی شبکه 2 تلویزیون اسرائیل اعلام کرده است که این هیئت پیام صلح و برادری شاه بحرین را برای اسرائیل آورده است.

این گزارش افزود: هیئت بحرینی اعلام کرده است که کنیسه های یهودی در بحرین، بازسازی خواهد شد و هیچ مانعی برای سفر اسرائیلی‌ها به بحرین وجود نخواهد داشت.

در ماه سپتامبر شاه بحرین در جریان سفر به لس آنجلس در مراسمی که از سوی یک مرکز یهودی به مناسبت نسل کشی یهودیان برگزار شده بود، شرکت کرد.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل پیش از این گفته است که «تحولات در روابط اسرائیل با کشورهای میانه روی عربی، در وضعیت بی سابقه‌ای قرار دارد.»

نتانیاهو افزود: ابعاد همکاری ما با کشورهای عربی هنوز باید تنظیم و مشخص شود ولی این همکاری ها بهتر از هر زمان دیگری بوده است. این تغییرات بزرگ بر خلاف میل و خواست فلسطینی ها است. متاسفانه فلسطینی ها ذهنیت خود را برای رسیدن به هر گونه راهکاری تغییر نداده اند.

https://www.timesofisrael.com/in-signal-of-gently-warming-ties-bahraini-delegation-visits-israel/

ادعای نهادهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر انتقال سه کلاهک هسته‌ای به ایران

درحالی‌که تصمیم اخیر دونالد ترامپ در راستای شناسایی قدس به‌عنوان پایتخت رژیم اسرائیل، همچنان بحث‌ها و جدل‌های فراوانی را در سطح بین‌المللی برانگیخته و واکنش‌های شدیدی را علیه کاخ سفید در میان همه کشورها و در شورای امنیت سازمان ملل متحد شکل داده است، نهادهای اطلاعاتی آمریکا اکنون برای باز کردن یک مفر جدید، ادعا کرده‌اند که ایران از طریق کره شمالی به شکل مخفیانه به سه کلاهک هسته‌ای دست پیداکرده است.

به گزارش «تابناک» این موضوع را وب‌سایت تحلیلی «اوراسیا ریویو» بیان کرده است. این وب‌سایت با اشاره به برخی گمانه‌زنی‌های نهادهای آمریکایی و اسرائیلی در خصوص ارتباطات مخفی میان ایران و کره شمالی موضوعات جالب‌توجهی را مدعی شده است. ازجمله آن‌که نهادهای اطلاعاتی آمریکا و منابع اطلاعاتی سنا، عنوان کرده‌اند که تصاویر و صداهای ضبط‌شده‌ای از مقامات دفاعی ایران ‌که برای یک هفته در پیونگ‌یانگ بوده‌اند در اختیاردارند که این دیدار مشکوک به روابط دوطرفه برای پیشبرد فنّاوری هسته‌ای بوده است.

این مسئله به گفته این وب‌سایت منجر به نگرانی آمریکا از این بابت شده است که ایران اکنون به دنبال ساخت سلاح اتمی نه در ایران، بلکه در خاک کره شمالی است.

اما مهم‌ترین نکته‌ای که این وب‌سایت به آن پرداخته است، موضوع ادعای انتقال سه کلاهک هسته‌ای به‌علاوه یک بمب میکروبی از کره شمالی به ایران است. به ادعای این وب‌سایت این سه کلاهک هسته‌ای در طی بهار 2017 تحت تدابیر شدید امنیتی از فرودگاه بین‌المللی پیونگ‌یانگ و از طریق 4 مسیر پروازی از خط هوایی Air Koryo کره شمالی و ایران ایر به بندر ولادیوستوک روسیه و از آنجا از طریق خط هوایی Aeroflot از آسمان چین ایران منتقل شده است. این وب‌سایت مدعی شده است که هنوز از این مسئله که دولت روسیه در جریان این نقل‌وانتقال بوده است یا نه اطلاعاتی در دست نیست.

این وب‌سایت ادامه داده است که بعدازاین نقل‌وانتقال سه کلاهک هسته‌ای، گزارش‌های مستند و متعددی از دیدارهای سطح بالا میان دو کشور برای تعمیق همکاری‌های نظامی و گسترش این همکاری‌ها به دست داده‌شده است.

این وب‌سایت در همین راستا به شهادت و سخنرانی دانیل کوتز، یکی از مقامات سرویس اطلاعات ملی آمریکا در تاریخ 1 می 2017 در مقابل اعضای کنگره آمریکا اشاره می‌کند که طی آن وی بیان کرده بود صادرات اقلام مربوط به موشک‌های بالستیک از کره شمالی به‌سوی ایران و تلاش کره شمالی برای همکاری در ساخت رآکتور هسته‌ای در سوریه نشانی از تلاش‌های پیونگ‌یانگ برای ترویج فنّاوری‌های مخرب است.

جالب‌تر از همه آنکه این وب‌سایت به نقل از 16 منبع اطلاعاتی آمریکا بیان کرده است که مقاماتی از ایران برای دیدن همه شش آزمایش هسته‌ای کره شمالی از نزدیک روانه این کشور شده‌اند! همچنین به نقل از همین منابع بیان کرده که تعدادی از تکنسین‌های بالستیک ایران در اواخر 2016 روانه کره شمالی شده‌اند تا به این کشور برای ساخت یک بوستر 80 تنی برای موشک بالستیک به کره شمالی کمک کنند.

ادعاهای این وب‌سایت به نقل از مقامات اطلاعاتی آمریکا به همین موارد ختم نمی‌شود و مسائل دیگری همچون حضور مقامات کره شمالی در ایران برای مراسم تحلیف روحانی و مذاکره بر سر قراردادهای تکنولوژیک و علمی با ایران و عقد قراردادی در سال 2012 و در حین دیدار کیم یونگ نام فرد شماره دو کره شمالی از ایران برای اجلاس جنبش عدم تعهد، را به میان آورده است.

ادعای نهادهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر انتقال سه کلاهک هسته‌ای به ایران

اما همه این ادعاها به نقل از مقامات اطلاعاتی آمریکا بیان‌شده که نام و مستندی از آن‌ها به میان نیامده است. به‌خوبی می‌توان حدس زد که تلاش‌های فرانکلین لمب، نویسنده این گزارش در اوراسیا ریویو که خود سابقاً از اعضای کمیته قضایی کنگره آمریکا بوده است، در راستای خطی است که اخیراً مقامات دولت آمریکا برای فشار بر ایران و متهم کردن ایران به نقض برجم به شکل زیرزمینی در آن حرکت می‌کنند.

به‌ویژه این موضوع زمانی بهتر درک می‌شود که متوجه فشاری که اکنون جامعه بین‌المللی بر آمریکا بر سر موضوع قدس وارد کرده است باشیم و تأثیر محکومیت تلاش‌های آمریکا برای شناسایی قدس به‌عنوان پایتخت رژیم اسرائیل را از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد دریابیم. در چنین شرایطی آنچه رویه کاخ سفید پیش‌ازاین نشان داده، به‌خوبی مطرح کردن جنبه جدیدی از توهمات و خیال‌بافی «نهادهای اطلاعاتی» آمریکا علیه ایران و برنامه هسته‌ای ایران را توجیه می‌کند.

مسکو: آمریکا تلاش کرده تا مانع از سرکوب داعش در سوریه شود

به نقل از خبرگزاری «نووستی»، سرلشکر «ایگور کوناشینکوف» سخنگوی رسمی وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که اکثر موارد نزدیک شدن هواپیماهای جنگی روسی و آمریکایی در آسمان سوریه در رابطه با تلاش نیروی هوایی آمریکا با هدف ممانعت از عملیات نابودی تروریستهای داعش رخ داده است.

این مقام بلندپایه نظامی بعنوان نمونه این اقدامات، به حادثه 23 ماه نوامبر اشاره کرد که یک جنگنده «اف-22» آمریکایی برای دو فروند هواپیمای جنگی «سوخوی-25» روسی که در حال انجام ماموریت نابود کردن یکی از مواضع مهم تروریستهای داعشی در نزدیکی شهر «میادین» در شرق سوریه بودند، مانع تراشی کرد.

کوناشینکوف گفت: «جنگنده اف-22 در نزدیکی بمب افکن‌های سوخوی-25 روسی تله های گرمایشی بوجود آورده و چترهای ترمز خود را باز و شروع به انجام مانورهای دائم مانند مواقع نبردهای هوایی نمود و تنها زمانی از این اقدامات دست برداشت که یک جنگنده سوخوی-35 روسی در منطقه ظاهر شد و هواپیمای آمریکایی مجبور شد دور شود.»

آمریکا حق ندارد بخشی از آسمان سوریه را متعلق به خود بداند

سخنگوی وزارت دفاع روسیه همچنین نسبت به این ادعای نظامیان آمریکایی که در سوریه، بخشی از حریم هوایی این کشور به آمریکا تعلق دارد، ابراز نگرانی نموده و تاکید کرد: «ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا، برخلاف نیروهای هوایی-فضایی روسیه، بصورت غیرقانونی در سوریه حضور دارند. ما باید یکبار دیگر به مقامات پنتاگون یادآور شویم که سوریه کشوری مستقل و عضو سازمان ملل متحد است و به همین دلیل آمریکایی ها نمی توانند مدعی شوند که بخشی از حریم هوایی این کشور به آنها تعلق دارد، چنین چیزی امکان ندارد.»

کوناشینکوف در پایان سخنان خود به فرماندهان نیروی هوایی آمریکا توصیه کرد تا از فیلتر کردن اذهان جهانی دست برداشته و روی نابودی تروریستها که وظیفه آنهاست، متمرکز شوند.

ادعای نقض همه روزه توافقات هوایی در سوریه از سوی روسیه

توضیحات سخنگوی وزارت دفاع روسیه در واقع پاسخ به مطلب منتشره در روزنامه «نیویورک تایمز» است که چند روز قبل به نقل از منابع خبری خود در پنتاگون خبر داده بود که گویا هواپیماهای جنگی روسی مانورهای خطرناکی در نزدیکی جنگنده‌های آمریکایی در آسمان سوریه انجام داده اند.

این روزنامه نوشته است: «مقامات رسمی آمریکا از نقض‌های همه روزه توافقات مربوط به اقدامات هوایی در آسمان سوریه از سوی طرف روسی خبر داده اند که نمونه بارز آن حادثه رخ داده در تاریخ 23 ماه نوامبر است که یک هواپیمای جنگنده آمریکایی نزدیک بود با دو فروند بمب افکن «سوخوی-24» روسی در شرق رود فرات در آسمان سوریه برخورد کند: هواپیماهای دو کشور فقط 90 متر از یکدیگر فاصله داشتند.»

این روزنامه همچنین مدعی شده: «یک ماه قبل نیز یک جنگنده سوخوی-30 روسی در فاصله 300 متری دو جنگنده «ای-10» آمریکایی در شرق رود فرات پرواز کرده و امکان تماس با خلبان جنگنده روس هم وجود نداشت. بنابراین هواپیماهای آمریکایی خویشتن داری کرده و از محل دور شدند، در حالیکه حق داشتند برای دفاع از خود شلیک کنند.»

ائتلاف بین‌المللی قصد تفسیر اظهارات کوناشینکوف را ندارد

یک مقام آگاه در ائتلاف بین المللی به سرکردگی آمریکا اعلام کرده که اظهارات سخنگوی رسمی وزارت دفاع روسیه در مورد حادثه هوایی در آسمان سوریه را تفسیر نخواهد کرد، ولی هر نوع اتهام طرف روسی در مورد مانع تراشی درعملیات نابودی تروریستها را بشدت رد می‌کند.

ورود کاروان نظامي جديد ترکيه به شمال سوريه

منابع ميداني از ورود شماري از نيروهاي ترکيه اي به شمال خاک سوريه خبر دادند.
شبکه اسکاي نيوز عربي به نقل از منابع ميداني اعلام کرد کاروان جديدي از نيروهاي ترکيه از طريق مرزهاي اين کشور از شمال ادلب وارد خاک سوريه شد.
منابع ميداني گفتند اين کاروان نظامي که شامل حدود 10 خودرو زرهي و دهها سرباز است به سمت دو روستاي صَلوه و قاح حرکت کرد که نخستين پايگاه نظامي نيروهاي ترکيه در شمال سوريه آنجا قرار دارد. اين در حالي است که نيروهاي ترکيه در سه منطقه اصلي در شمال سوريه مستقر هستند.

در پایتخت ایران تحت سلطه رژیم اسلامی۷۰۰ مدرسه، فرسوده و ناامن است!

madares_maderes

شمس الدین  امانتی

بکارگیری دو واژه«فرسوده و ناایمن»در رابطه با مدارس ایران به قدمت عمر رژیم جمهوری اسلامی زبان زد خاص و عام شده، تکرار مکرر این کلمات و حواشی آن از جانب وزرای آموزش و پرورش با توجه به خصلت طبقاتی رژیم اسلامی و فساد نهادینه شده در این وزارتخانه، نه اینکه راه حل علمی و عملی در جهت بازسازی و ترمیم این نوع از مدارس تخریبی محلی از اعراب ندارد، بلکه به استناد به آمار خود رژیم که چندان هم قابل اعتماد نیست سالانه بر طول عمر و تعداد این نوع از مدارس فرسوده و ناایمن افزوده خواهد شد و امکان ریزش سقف و دیوار این نوع از مدارس با کوچکترین حادثه طبیعی مانند طوفان و زلزله بر سر دانش آموزان محتمل است.

تحمل عواقب زیان بار این بی توجهی علاوه بر ترس، دلهره و تأثیر مخرب آن بر روحیه دانش آموزان، در نهایت به نگرانی، اضطراب و دلواپسی همیشگی والدین این تعداد از دانش آموزانی منجر خواهد شد که همیشه چشم انتظار فرزندان خود هستند.

طرح مجدد کمبود مدارس، کلاسهای غیر استاندارد، فرسوده و ناایمن از جانب مسئولین ریز و درشت رژیم اسلامی، نتیجه ما به ازای زلزله اخیر در استان کرمانشاه است که منجر به تخریب ۱۵ مدرسه در شهر سرپل ذهاب و روستاهای اطراف آن و همچنین تخریب کامل ۷ مدرسه در شهر ثلاث باباجانی و روستاهای اطراف این شهر شد که متأسفانه ۲۱ دانش آموز و ۲ نفر ار معلمان این دانش آموزان در جریان وقوع این زلزله جانباختند.

به گزارش تسنیم، «بطحایی»وزیر آموزش و پرورش رژیم اسلامی، گفت «در تهران ۷۰۰ مدرسه با قدمت ۴۰ تا ۵۰ ساله شامل ۶۵۰۰ کلاس درس و در سراسر ایران یک سوم از کل کلاس های درس فرسوده و ناامن هستند.» از۵۳۰ هزار کلاس درس در ایران ۱۳۵۰کلاس با سقف های لرزان و ناایمن که اسکلت آنها با خشت و گل ساخته شده که بیشترین تعداد از این نوع کلاس های خشتی و گلی در سیستان و بلوچستان یکی از فقیرترین استانهای ایران واقع شده است.

تحقیقات علمی نشان داده که محیط، فضا، تجهیزات، آزمایشگاه و وضعیت فیزیکی مناسب در مدارس و مراکز آموزشی، در شکل گیری شخصیت دانش آموزان و میزان یادگیری آنها تأثیر بسزایی دارد که با توجه به اختلاف طبقاتی موجود در ایران تحت سلطه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، در مدارس مناطق فقیر نشین و کلاس های خشتی و گلی دست نیافتنی است.

مدیرکل آموزش و پرورش تهران، با اشاره به فرسوده بودن این ۷۰۰ مدارسه درتهران به خبرنگار تسنیم، گفت «مدارسی که در بافت فرسوده واقع شده اند حتی توان مقابله با طوفان را نیز نداشته و مشخص نیست که اگر زلزله‌ای در شهر تهران رخ دهد، چه بر سر دانش آموزان این مدارس خواهد آمد.»؟

مسئولین رژیم اسلامی، بمنظور فریب افکار عمومی و مشروعیت بخشیدن به عدم احساس مسئولیت خود در قبال جان این تعدادی از دانش آموزان و معلمان آنها درکلاسهایی با این مشخصات، دست به دامن«خیرین مدرسه سازی»خواهند شدکه تا کنون ۳۷ در صد ساخت و ساز مدارس را به اتمام رساندند، تا به این ترتیب عواقب خطرناک ناشی از ریزش این نوع از کلاس های ناایمن که مسئولیت مستقیم ساختن، تعمیر و تجهیز مدارس بر عهده سازمان نوسازی رژیم اسلامی است، توجیه کرده و بار مسئولیت آن را به خیرین مدرسه ساز و والدین دانش آموزان واگذار کنند و از سوی دیگر دسترنج کارگر و زحمتکش ایران را که در فرهنگ و زبان اسلامی به «بیت المال» معروف است برای ادامه جنگ سوریه، عراق، یمن و حزب الله لبنان بفرستند.

هیاهوی مأمورین رژیم اسلامی و جنجال سیاسی آنها در مناطق زلزله زده نه اینکه در جهت تأمین جانی دانش آموزان و یاری رساندن به آنها در کرمانشاه بلکه در جهت تبلیغ و ترویج بی مسمایی بود برای حضور دیر هنگام بسیجی ها، پاسداران و نیروهای نظامی که گویا به فریاد مردم زیرآوار مانده در مناطق زلزله زده«شتافتند»، سپس بمنظور توجیه غیبت چند روزه نیروهای امدادگر به کرمانشاه خامنه ای برای«دلجویی»از مردم داغ دیده راهی مناطق زلزله زده شد تا با حیله شرعی و به زعم مبلغین رژیم اسلامی، نامبرده بر زخم مردم بی خانمان و آسیب دیده مرهم گذاشته و اعتباری کسب کند.

بنا به اظهارات وزیر آموزش و پرورش رژیم اسلامی و به نقل از ایرنا، «اعتبارات ناشی از این زلزله، به مدارس و مکان‌های آموزشی هنوز تصمیم‌گیری نشده است، اما باید دولتمردان و دیگر سیاستگذاران فکری کنند تا در بودجه سنواتی وزارت آموزش و پرورش، اعتبار لازم تخصیص یابد.»؟

این نوع از وعده های سرخرمن را نه تنها وزیر آموزش و پرورش، بلکه بار ها از زبان رؤسای جمهور رژیم اسلامی و در رأس آنها روحانی و وعده های کذب نامبرده در جریان انتخابات دولت دوازدهم را بار ها شنیده ایم، که چگونه با توجه به خصلت طبقاتی این دار و دسته دروغگو، در عمل اثری از اجرای این وعده و وعید آنها دیده نشده و نخواهد شد.

اما در گیر و دار وقوع زلزله اخیر و موضع گیری های غیر مسئولانه مأمورین رژیم اسلامی و بی تفاوتی صرف به سرنشت مردم آواره و بی پناه و اظهارات افشا گرانه وزیر آموزش و پرورش در رابطه با عدم اختصاص بودجه به مدارس زلزله زده، معلمی که برای رهایی دانش آموزانش خود از»عبور پرخطر از رودخانه»، آستین ها را بالا زد و مدرسه ای را برایشان ساخت در روز ۱۶ آذر خبر ساز شد.

به گزارش تسنیم، «علی تیرگیر»معلم جوانی است که بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه فرهنگیان خودش داوطلب می‌شود در مناطق عشایری استان چهار محال و بختیاری معلمی را آغاز کند.

کلاس درس او و شاگردانش کانکسی است که شب‌ها محل خواب او و صبح ‌ها کلاس درس او و شاگردانش است.

روستای«نساء کوه»در مجاورت روستای او قرار دارد، دانش‌آموزان«نساءکوه»به دلیل نبود مدرسه به روستای آنها می‌آیند اما مسیر رفت ‌و آمد به مدرسه چندان هم آسان نیست؛ آنها برای رسیدن به کلاس درس باید از رودخانه خروشان و پرخطری عبور کنند که هیچ پل یا جاده‌ای برای دسترسی ندارد و مجبورندبا استفاده ازطناب از این سوی رودخانه به آن سوی رودخانه بروند تا به مدرسه برسند.

وقتی تلاش او برای ساخت جاده بی نتیجه ماند و هیچ نهادی حاضر به ساخت جاده یا نصب پل بر روی رودخانه نشد، خودآستین‌ها را بالا زد و اقدام به ساخت مدرسه‌ای کرد با یک کلاس درس.

این معلم فداکار نه تنها برای شاگردانش بلکه برای تمام دانش آموزان روستایی این منطقه تلاش می‌کند و با تلاش او مدرسه شبانه‌روزی که ۵ سال به دلیل هزینه‌ها تعطیل بود از مهر امسال راه اندازی و حدود ۱۰۰ دانش آموز جذب این مدرسه شدند.

 ساخت این مدرسه که می‌توان لقب کوچکترین مدرسه ایران را به آن داد چندان هم آسان نبود و مصالح مورد نیاز به سختی و با استفاده از حیوانات حمل شد تا هفته آینده تلاش این معلم با دیدن لبخند شاگردانش و تحصیل آنها درکلاس درس بدون نیاز به عبور ازرودخانه خروشان نتیجه دهد.»

یک روز بعد از انتشار این خبر در رسانه های عمومی، بلافاصله در روز ۱۷ آذر ۱۳۹۶ آموزش و پرورش چهار محال و بختیاری، با عجله و دستپاچگی اعلام کرد «عکس و خبر مربوط به دانش آموزان روستای «نساء کوه»که توسط معلم فداکار و خیر اندیش»علی تیرگیر»انتشار یافته برای جلب کمک های خیری منتشر گردیده است، در ضمن دانش آموزان قبلآ برای عبور از رودخانه از طناب استفاده می کردند اما اکنون بجای طناب از ابزار سیم فلزی (جره) استفاده می کنند.؟!

این حیله شرعی و عذر بدتر از گناه وزارت آموزش و پرورش رژیم اسلامی، مدت ها است که خاصیت خود را از دست داده است و مردم شریف و زحمتکش روستای «نساء کوه»را مرعوب نخواهدکرد.

– «علی تیرگیر»، ادامه دهنده راه معلم مبارز و جانباخته فرزاد کمانگر معلم روستاهای شهرستان کامیاران است.

– «علی تیرگیر»، نماینده واقعی«اسماعیل عبدی» و «محمود بهشتی لنگرودی» از جمله معلمان سکولار و آزادیخواهی است که هم اکنون در سیاه چالهای های رژیم اسلامی، زندانی هستند.

– «علی تیرگیر»، این معلم شریف و آزادیخواه با این اقدام انسانی و ارزشمند خود ثابت کرد که هنوز انقلابیون و انقلاب زنده است.

شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶

 

 

 

گزارش کارگری از هپکو: «تروریست‌ها را شناسایی کنید»!

گزارش کارگری از هپکو: «تروریست‌ها را شناسایی کنید»!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با آن‌که دولت و مالک هپکو از شهریور تاکنون بارها وعدۀ پرداخت معوقات را داده‌ بودند تا اعتراضات را ساکت کنند، اما هنوز که هنوز است دستمزد این ماه و معوقات پیشین پرداخت نشده و بعضی کارگران رسمی همین اواخر اخراج شده‌اند. اما در عوض کارگران، مدیر حراست جدید (بیات) را که به تازگی از سوی مالک معرفی شده ‌بود از شرکت بیرون انداخته‌اند. خلاصه شرایط هپکو هنوز داغ و پرتنش است و جرقه‌های اعتراض مجدداً در حال شعله‌ور شدن. این وضعیت شکاف واقعی بین کارگران و مالکان و مدیران کارخانه و نوچه‌هایشان را به حد اعلا رسانده. فضا امنیتی‌تر از قبل شده و تهدید به اخراج بالای سرِ هر کارگری که کوچکترین اعتراضی به وضعیت بکند سنگینی می‌کند. وابستگان، عوامل و پادوهای مالک کنونی کارخانه، با گماردن جاسوس‌ و مُخبر، معترضین را شناسایی و اخراج می‌کنند و خلاصه از هر راهی قرار است کمرِ اعتراضات کارگران هپکو را بشکنند.

یکی از این پادوهای مالک کنونی هپکو (هیدرو اطلس)، مدیر مهندسی پروژه‌ها (مسعود رضایی) است که با یک بررسی به اصطلاح «علمی» و «دانشگاهی» تعارف را کنار گذاشته و تمام زورش را به کار گرفته تا یک پوشش شیک برای خفه‌کردن هر اعتراضی در نطفه دست‌وپا کند. رضایی در مطلبی که رو به مدیران رده بالای شرکت منتشر کرده و جزء اسناد داخلی شرکت محسوب می‌شود (و به‌دست کمیته عمل سازمانده کارگری رسیده)، کارگران هپکو را به چهار دسته تقسیم می‌کند: ۱- کارگران وفادار (یا به قول او فدائیان) یعنی کارگرانی که جاسوسی و اعتصاب‌شکنی می‌کنند و در همه حال مدافع و سرسپردۀ بی‌چون و چرای مالک کارخانه هستند ۲- مزدوران: یعنی کسانی که در قبال پول و پاداش همکاران‌شان را لو می‌دهند و به فکر منافع شخصی خود هستند ۳- گروگان‌ها: یعنی کارگرانی که رضایتی از وضعیت هپکو ندارند و بین اعتراض و سکوت نوسان می‌کنند ۴- خرابکاران یا «تروریست‌ها»: یعنی کارگران معترض و کسانی که اعتصاب سازمان می‌دهند و  خلاصه در صف اول اعتراض‌اند و به قول رضایی باید هرچه زودتر اخراج و حذف شوند!

«تروریست» خواندن کارگران معترض هپکو سطح جدیدی از هتاکی و تعرض است که باید در مقابل آن ایستاد. اگر کسی واقعاً دنبال «تروریست‌» است باید آن را در نظام سرمایه‌داری و دولت سرمایه‌داری پیدا کند. همان سرمایه‌دارانی که به خاطر چند میلیون هزینۀ کم‌تر حاضرند چهل کارگر معدن یورت را در سینۀ زمین دفن کنند، همان دولتی که حاضر است بابت یک اعتراض صنفی ساده شلاق به کمر کارگران آق‌دره بزند، حاضر است با باتوم و گاز اشک‌آور به کارگران هپکو و آذرآب حمله‌ور ‌شود،کشتار کارگران خاتون‌آباددر سال ۸۲ راه بیاندازد و …

این دولت‌های سرمایه‌داری‌اند که دارند مرتکب قتل عمد و ترور می‌شوند؛ فرقی نمی‌کند در ایران باشد یا در آمریکا: کافی است به بچه‌های قد و نیم قد افریقایی نگاه کنیم که باید ساعت‌ها در معادن کار کنند تا مادۀ خامِ تولیدات شرکت برند «اَپل» فراهم شود؛ یا کارگران کارخانه‌ای در چین که آنقدر خودکشی از بالای ساختمان بین‌شان رایج است که دور تا دورِ کارخانه را توری کشیده‌اند. تروریستِ واقعی همان کسانی هستند که کارگر هپکو را به مرز خودکشی با خوردن قرص می‌کشانند.

از طرفی کلماتی مثل «برندسازی» و «رقابتی‌کردن» و… که وِرد زبانِ امثال رضایی است، ترفند جدیدی است تا باز کارگران را سر بدوانند. اما این را نمی‌گویند که حتی اگر دوباره هپکو «برند» شود، اولویت مدیران و مالکان پرداخت سود صاحبان سهام و سهم عقب‌افتادۀ بانک‌ها بابت وام‌ها و جریمۀ دیرکرد خواهد بود و نه مطلقاً پرداخت حقوق معوقه و رسیدگی به وضع فلاکت‌بار کارگران.

بعد از تجربۀ افتضاح خصوصی‌سازی هپکو، این مدیران باز هم برای دفاع از اصلِ «خصوصی‌سازی کارخانه‌ها» از رو نمی‌روند و توجیه می‌کنند که: «نه! این خصوصی‌سازی «واقعی» نبود، «خودمانی‌سازی» بود! خصوصی‌سازیِ هپکو شکست خورد چون به فلان سرمایه‌دار واگذار شد و نه آن یکی سرمایه‌دار!». یعنی نفسِ خصوصی‌سازی اصلاً و ابداً برایشان مشکلی ندارد. این نوع بحث کردن‌ها برای رد گم کردن است. باید تشریف بیاورند و یک مورد خصوصی‌سازی در کل کشور نشان بدهند که زندگی خانواده‌های کارگران را به خاک سیاه نکشانده باشد. اگر قرار به «واگذاری» بود، چرا نباید سهام کارخانه را به خود پرسنل و بازنشستگان آن کارخانه سپرده‌ می‌شد؟
بعضی از هواداران مالکیتِ خصوصی هپکو می‌گویند کارخانه باید مجدداً «برند» شود، ما با «مرگِ برند» طرفیم و چه و چه. کدام برند؟ اگر این برند «زنده» شد دقیقاً چه دردی از کدام کارگر دوا می‌کند؟ همین الآن شرکت آمریکایی «آمازون» یکی از برترین برندهای دنیا است، رئیس‌اش با ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی ثروتمندترین مرد جهان است، اما چه کسی باور می‌کند که کارگران این شرکت تا سر حد بیهوشی کار می‌کنند، به‌خاطر کوچکترین اعتراض یا صحبت از اعتصاب تهدید به اخراج می‌شوند، به دست و پایشان ردیاب می‌بندند که ببینند از زیر کار در می‌روند یا نه و…

ما کارگران دنبالِ «برندسازی» نیستیم. ما دنبال «لغو خصوصی‌سازی» هستیم. مالکیت کارخانه باید زیر نظارت خود کارگران، ملی شود. همۀ اخراج‌شده‌ها به کار برگردند. همۀ کارگران قراردادی، رسمی شوند. «اعتصاب» و اعتراض حقِ مسلم ماست. جاسوس‌ها و اعتصاب‌شکنان و نوچه‌های مالکان و غیره را باید علناً افشا کنیم.

افرادی هم‌چون رضایی که «حق جذبِ» ده‌میلیون تومانی می‌گیرند و در نبودِ کار برای کارگران، اضافه‌کاری‌های صدساعته می‌گذرانند، در حقیقت دارند پاداش خوش‌خدمتی خود به مالک را می‌گیرند. خودِ این رضاییِ فداییِ سازمان اگر هشت ماه جیره‌اش پرداخت نشود، مطمئناً حاضر نیست به آن سازمانی که الآن سنگش را به سینه می‌زند «وفادار» باشد! سؤال اینست که واقعاً چه نیازی به حضور کسانی از قماشِ رضایی در هپکو است وقتی کارگرانِ باسابقۀ هپکو صدها بار بهتر از انگل‌هایی مثل او با زیر و بمِ تولید آشنا هستند، می‌توانند خط تولید را بچرخانند و کارخانه را مدیریت کنند.

اگر تمام کارگران آن‌طور که رضایی آرزو می‌کند «وفادار» و «فدایی»- بخوانید «جاسوس» و «اعتصاب‌شکن»!- بودند، الآن طبقۀ کارگرِ همۀ جای دنیا هنوز باید مثل دویست سال پیش روزی ۱۶ ساعت در بدترین شرایط برای سرمایه‌دار جان می‌کَند؛ نه حق مرخصی داشت، نه تعطیلی آخر هفته و نه حداقل دستمزد و نه هیچ چیز دیگری. اما جنبش کارگری را همان‌هایی جلو راندند که در صفِ اول اعتصابات بودند. همان کارگرانی که خونِ خیلی‌هایشان در راه مبارزۀ جمعی با دولت سرمایه‌داری و عواملش ریخته شد. کینۀ رضایی‌ها از این نوع کارگران، کینه‌ای تاریخی و طبقاتی است. کسی مثل رضایی در این کشمکش جای خود را انتخاب کرده‌است: ترجیح او این است که کنار مالکان باشد و در صفِ مقابل کارگران؛ او هم‌طبقه‌ای‌های خودش را خیلی خوب پیدا کرده: همان بورس‌بازان و سرمایه‌داران گردن‌کلفتی که مثل بختک روی هپکو افتاده‌اند و از مجراهای قدرت رانت می‌گیرند.

چرا رضایی و دیگر عوامل مالک باید افشا شوند؟ چون فقط با علنی‌کردن، افشا و منزوی کردن چنین افرادی در محیط کار و در کل اراک است که می‌توان جلوی یکه‌تازی‌های آن‌ها را گرفت. کافی است نگاهی به مالک کارخانۀ چسب هِل در  تبریز بیاندازیم که دیگر کم مانده بود شلاق به دست بالای سر کارگرانش کشیک بکشد. از زمانی که افشای کارگران علیه او خبری و رسانه‌ای شد، دست این «دیکتاتور کوچولو» به قدر کافی بسته‌ شد تا بالاجبار قوانین من‌درآوردیِ داخل کارخانه‌اش را لغو و زیر فشار رسانه‌ها عقب‌نشینی کند.

با راه‌اندازی یک کانال تلگرام مستقل می‌توانیم پاداش‌های هیأت مدیره، پرونده‌های کیفری مالکان و اسناد حسابداری شرکت را افشا کنیم. از هپکو گرفته تا خودِ دولت حاکم، معامله و زدوبند «محرمانه» همیشه یک اصل بوده‌، به همین دلیل ترسِ همیشگی مدیران و حاکمیت از علنی‌سازی و افشاگری به دست کارگران بی‌دلیل نیست.

یادداشت‌ها و اظهار نظرهای کسانی مثل رضایی این نکته را یادآوری می‌کند که تروریست‌های واقعی، خودِ سرمایه‌داران و مدافعینش هستند. تروریست واقعی نظامی است که شیرۀ وجود کارگر را توی محیط کار می‌مکد و هزاران هزار نفر را زیر فشار بیکاری و فقر له می‌کند. تروریستِ واقعی دولتی است که نیروی ضدشورشش را علیه کارگران بسیج می‌کند اما اختلاس‌چی‌های میلیاردی‌اش سر از سواحل اروپایی در می‌آورند. رضایی و لاشخورهای امثال او را که از جنازۀ کنونی هپکو با دستمزدهای چند ده میلیونی‌شان تغذیه می‌کنند و کارگران را تروریست می‌نامند باید افشا کرد و مجبورشان کرد مثل احمدپور (مالک) از پله‌های اضطراری فرار کنند!

تصویر ضمیمه: مطلب مسعود رضایی (مدیر مهندسی پروژه‌های هپکو) که در آن کارگران معترض هپکو را بی‌شرمانه «تروریست» می‌خواند و با فراخوان به شناسایی «تروریست‌ها»، فضای کارخانه را پلیسی می‌کند.

کمیته عمل سازمانده کارگری – ۱۸ آذر

https://ksazmandeh.wordpress.com/2017/12/09/گزارش-هپکو-تروریست/

IMG_20171209_233314

حامی بی‌تجربه ترامپ مسئول میز ایران در وزارت خارجه آمریکا می‌شود

نقل از فارین پالیسی، دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا تصمیم گرفته است تا یکی از حامیان پر و پا قرص خود را در یکی از سمت‌ های کلیدی سیاستگذاری درباره ایران و عراق منصوب کند.

چند مقام وزارت خارجه آمریکا در این باره اعلام کردند که «اندرو ال. پیک» (Andrew L. Peek) نظامی سابق و عضو تیم انتقالی وزارت خارجه دولت ترامپ قرار است به عنوان معاون جدید دستیار وزیر خارجه این کشور در امور ایران و عراق منصوب شود.

بر اساس اعلام فارین پالیسی، وی بدون هرگونه سابقه ای در امور دیپلماتیک، جایگزین «کریس بکمیر» (Chris Backmeyer) می شود که در حال حاضر به عنوان معاون دستیار وزیر خارجه در امور ایران مشغول به فعالیت است.

در همین رابطه، دو منبع آگاه اعلام کردند که انتظار می‌رود وزارت خارجه آمریکا روز دوشنبه هفته جاری (20 آذر ماه) رسماً انتصاب وی را اعلام کند.

لبخند

به شکفتن می نشانیمان
چنین که انکار می کنی طناب دار را
در آخرین بدرود.

پروازی دیگرست این
در استوای تپیدن؛
بهاری برخاسته از نطعی خونین.

لبخندت آکنده از کهکشان است
و دستهای در بندت
پیش کش کننده جهانی
که به بند نمی توان کشید.
و بدین سان
ما را با دریا پیوند می زنی
با باد و با باران بند ناپذیر.

به رغم گور خوابیمان،
باز می یابیم خود را
زنده و شاداب، آزاد و سرفراز
شلنگ انداز به جهانی نو،
و به گور می سپاریم
مقدسان اهریمنی را.

احمد خزاعی

ترامپ وعقده دیده شدن – رضا رخشان

ترامپ از آن دسته رهبرانیست که دری به تخته خورد و ابر و باد ومه خورشید ،همه به خدمت ایشان در آمدند بهمراه امدادهای غیبی روسیه و ضعف و اشتباهات فاحش هیلاری کلینتون، موجب شد تا ایشان انتخاب شوند.چنین فردی که از اعتماد بنفس پایینی برخوردار است سعی می کند تا با اقدامات جنجالی و حماقت آمیز ،دیده شود.خروج از پیمان اب وهوایی پاریس،خروج از پیمان اسیا پاسیفیک،خروج آمریکا از یونسکو و پیمان مهاجرت واین آخری یعنی برسمیت شناختن بیت المقدس بعنوان پایتخت اسرائیل را میتوان ازین نگاه ارزیابی کرد.نوعی لجبازی و حماقت ،درین بازیهای کودکانه و التقاطی او ملاحظه می شود.که البته از شخصیت هوچیگر و پوپولیست و شارلتان او انتظار بیشتری نمیتوان داشت.وقتی فردی فرومایه سکان رهبری و هدایت کشوری را بدست می گیرد .همه نزدیکانش را هم از فرومایگان انتخاب می کند در نتیجه ،آن کشور هم به فرومایگی می افتد.نگاهی به تیم پیرامون ترامپ بخوبی گواه از لشگر فرومایگان است. امروز الیت امریکا اب در چشم و خار در گلو در انتظار اینده نشسته اند ازسوی دیگر،
در گوشه کنار کره زمین ،دیوانگان باشتاب می تازند.گویی همه عقل از کف داده ،دنیا هم بسمت دیوانگی پیش می رود.
خدا بداد انسانیت برسد
رضارخشان
18/9/1396

اعتراض گسترده کارگران نیشکر هفت تپه – سندیکای کارگران شرکت واحد

امروز شنبه ۱۸اذرکارگران بخش کشاورزی به همراه دیگر کارگرانی که بیش از یک سال است که باز نشسته شده اند دست به اعتراض زدند.
این اعتراض بصورت گسترده درسطح شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صورت گرفت و تعداد زیادی از کارگران در این اعتراض شرکت داشتند. کارگران بخش کشاورزی بیش از چهار ماه است که دستمزد های معوقه داشته و همچنین دفترچه بیمه این کارگران به دلیل عدم پرداخت حق بیمه از طرف کار فرما تمدید نمیشود.
بیش از ۱۰۰۰ نفر از کارگران معترض
به این بی حقوقی ها در این اعتراض گسترده حضور داشتند .
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ضمن حمایت از خواست و مطالبات به حق کارگران، خواستار آن می باشد سریعا نسبت به خواست کارگران رسیدگی و مطالبات آنها پرداخت شود. ما معتقد یم که تنها با اعتراض و اعتصاب های کارگری و با نیروی متحد و متشکل می شود در مقابل این بی حقوقی ها ایستادگی کرد.
زنده باد اتحاد و همبستگی کارگران
مورخ .۱۸/۹/۹۶
سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه

هرگز ندیدم که یک ایرانی در عراق دست به عملیات تروریستی بزند

«ابراهیم جعفری» وزیر خارجه عراق که به بحرین سفر کرده است تأکید کرد که او هرگز ندیده یک ایرانی سلاح به دست بگیرد و در عراق دست به اقدامی تروریستی بزند.

او در جریان یک نشست در منامه پایتخت بحرین تأکید کرد که بعد از آزادی الرقه و موصل باید ثبات به خاورمیانه بازگردانده شود و در همه جهان با تروریسم مبارزه کرد.

او ضمن تأکید بر اینکه نه ایرانی است و نه نماینده این کشور است گفت بدون گرایش های نژادپرستانه به عرب بودن خود افتخار می کند و افزود: هرگز ندیده ام که ایران به عراق تروریست اعزام کند در حالی که تروریست های زیادی از کشورهای دیگر به عراق آمده بودند.

وی افزود زمانی که تروریست های داعش وارد خاک عراق شدند ایران اعلام کرد که آماده کمک به ماست و ما هم فقط از این کشور خواستیم تا مستشاران خود را به عراق اعزام کند همانگونه که از دیگر کشورهای دنیا هم همین درخواست را داشتیم.

۲۶ یمنی در حملات چندساعت گذشته عربستان کشته و زخمی شدند

یک منبع نظامی به خبرگزاری یمن گفته که در حملات جنگنده های ائتلاف سعودی به سرکردگی عربستان ۱۵ غیر نظامی یمنی در منطقه «شعبان» در شهر «رازح» جان خود را از دست داده اند، در حمله جنگنده های سعودی به منطقه «بنی معاذ » در شهر «سحار» در استان «صعده» هم ۸ غیر نظامی یمنی جان باخته و ۳ خودرو منهدم شده است.

بر اساس این خبر عربستان سه بار به استان صعده و به مناطق «طیبه الاسم» و «الفرع» در شهر «کتاف» حمله کرده، سه بار نیز منطقه «آل صبحان» در شهر «باقم» را بمباران کرده و منطقه «الغور» در شهر مرزی «غمر» را نیز هدف حملات توپخانه ای و موشکی قرار داده است.

در حملات عربستان به استان حجه هم سه غیر نظامی یمنی زخمی شده و دو خانه در منطقه «الظفیر» در شهر «مبین» مورد هدف قرار گرفته است. عربستان همچنین دوبار به منطقه «الصوامل» در شهر «مستبا» و «شحه» یورش برده است.

در صنعا نیز جنگنده های سعودی ساختمان دروازه تلویزیون در شهرک «الثوره» را هدف قرار داده و ۱۳ بار به دیگر مناطق شهر نهم در استان صنعا حمله کرده است. عربستان ۴ بار به شهر صرواح در استان مأرب و ۱۲ بار به مناطق الشرفه و الشبکه در نجران یورش برده است.

چه کسانی دروغگو هستند، دانشمندان یا رهبران سیاسی پوپولیست؟ – احمد پوری

رهبران سیاسی پوپولیست در کشورهای متمدن غربی با خلاقیت بی پایان، پناهجویان و مهاجران را به اغلب صفتهای منفی می آرایند! آیا این تصویر منفی و سراسر سیاه از پناهجویان و خارجیها حقیقت دارد؟
بهتر است در چند مورد مهم نظر متخصصین و سیاستمداران را با هم مقایسه کنیم!

24297390_1908658935819999_4887744771307028955_o

ترجمه عکس شماره یک:
«امریکا یک سلاح مخفی دارد
در ایالات متحده 50٪ از تمام دانشجویان دوره دکترا در خارج از کشور متولد شده اند.

Ahmad_Pouri_Kدر رشته من (فیزیک)، یکی از بزرگترین دانشکده های ایالات متحده، 100٪ دانشجویان دوره دکترا در خارج از کشور متولد شده اند.
ما از چنین خارجی هایی بیشتر می خواهیم نه کمتر!»
(میچیو کاکو از نظریّه‌پردازان بزرگ فیزیک کنونی جهان و از بنیانگذاران نظریه ریسمان است.)

لطفا این ویدئوها را بدقت نگاه کنید تا ابعاد دروغگویی سیاستمداران پوپولیست و نئوفاشیست را بهتر درک کنید که چگونه تصویر جعلی و سیاه از پناهجویان و مهاجران تولید و منتشر می کنند!
America’s Secret Weapon
https://vimeo.com/99661004
https://www.youtube.com/watch?v=ZIYwryWSwm4

دانشمندان و نوابغی مانند میچیو کاکو به روشنی می گویند خارجی ها سلاح سری امریکا در رشد و شکوفایی علم و صنعت و رفاه هستند و ما به چنین افرادی هرچه بیشتر نیازداریم!
در چنین شرایطی رهبران احزاب راست افراطی در هلند دائم فریاد می زنند، «ما کمتر، کمتر و کمتر می خواهیم!»
حقایق فوق را چگونه می توان با اظهارات رهبران سیاسی پوپولیست هلند سنجید؟
راستی چه کسانی دروغگو هستند، دانشمندان یا رهبران سیاسی پوپولیست؟

اهمیت آمارهای فوق را زمانی می توان فهمید که بدانیم جمعیت امریکا بیش از 323.625.762 میلیون نفر است. در حالیکه تعداد پناهجویان و مهاجران بین چهار تا ده درصد جمعیت آمریکا در نوسان است! حتی اگر تعداد جمعیت مهاجران و پناهجویان را در امریکا 32 میلیون نفر حساب کنیم این عده بهتر از 291.625.762 نفر توانسته اند در میدانهای علمی استعداد خود را شکوفان کنند و در خدمت جامعه قرار دهند! بزبان دیگر خارجی هایی که ده درصد جمعیت امریکا تشکیل می دهند، در کل بهتر از 90% دیگر لیاقت خود را در رشد و ترقی آمریکا نشان داده اند!

ترجمه عکس شماره 3 :
«دفتر پژوهش ملی تحقیقات اقتصادی در سال 2017 نشان داد که پناهندگان در طول 20 سال اول زندگی خود در ایالات متحده، 21،000 دلار بیشتر از هزینه ها و مزایایی که از دولت دریافت کرده اند، به ایالات متحده مالیات پرداخته اند!
یک تحقیق و بررسی داخلی که توسط وزارت بهداشت و خدمات انسانی تحت دولت ترامپ انجام شده، و از انتشار آن در رسانه ها جلوگیری شد و به مردم نشان داده نشد. این سند نشان می دهد که پناهندگان به ایالات متحده در کل 63 میلیارد دلار بیشتر از هزینه هایی که دریافت کرده اند برای دولت امریکا منبع درآمد بودند.»
Evans, William N.; Fitzgerald, Daniel (June 2017).
«The Economic and Social Outcomes of Refugees in the United States: Evidence from the ACS»
https://en.wikipedia.org/wiki/Immigration

چرا این حقایق مثبت و خیره کننده را که می تواند به همبستگی انسانی جهانی دامن بزند، از رسانه ها مخفی می کنند ولی شب و روز سیاه نمایی ها و ادعاهای دروغین رهبران سیاسی راست افراطی مانند دونالد ترامپ و هم قطاران اروپایی او را در رسانه های حاکم بر جهان منتشر می کنند؟ چگونه می توان چنین سیاستهایی را که در زندگی روزانه ما جاریست درک و هظم کرد؟
خیرت ویلدرس در هلند پناهجویان را بمب های جنسی، تروریست، دزد، تجاوزگر، دروغگو، چوینده خوشبختی، استعمارگر، کولونیالیست، عامل تمامی شکستها و مشکلات اجتماعی هلند می نامد!
لطفا مقاله زیر را بخوانید تا فضای واقعی هلند و اروپا و خطر نئوفاشیسم را بهتر بفهمید!
پناهجویان مسلمان مرد، تروریستهای سکسی، بمبهای تستوسترون، و جهادگران جنسی هستند که اپیدمی تجاوز را در اروپا منتشر میکنند!
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1247667521919147

چرا مواضع رهبران راست افراطی و نئوفاشیست در کشورهای کاپیتالیستی هر روز بیشتر براذهان توده ها حاکم می شود؟
این امر تصادفی نیست، راسیسم و فاشیسم نیاز طبقه حاکم در شرایط بحرانی است. رهبران پوپولیست همواره با حمایت بخش غالب طبقه حاکم بر امواج ترس و تنفر غیرواقعی سوار می شوند و توجه توده ها را از مسائل واقعی و ضعفها و بحرانهای ساختاری سیستم منحرف می کنند!

دولتهای اروپایی با پیدا کردن کوچکترین تناقض در پرونده پناهجویان آنها را به صفتهای زشت و خلافکار متهم می کنند و پرونده آنانرا می بندند. چرا پناهجویان تلاش نمی کنند آئینه ای در مقابل این سیستم باشند؟ چرا نمی توانند با موفقیت دروغ ها و تناقضات آنها را به خودشان و جامعه نشان دهند؟ چرا دروغهای آنها بهتر از حقایق ما بدرون توده ها می رود؟
ما در میدان کاملا نابرابر در مقابل حریفی قرار داریم که از منابع مالی نجومی و رسانه های گوش بفرمان زیادی برخوردار است. ولی پرواضح است که نباید در شرایط سخت از کار و مبارزه ترسید و تسلیم و پاسیو شد. هر انسانی که ضرورت بیرون رفتن از منجلاب را درک کرده باشد و به حقیقت و روشهای علمی وفادار بماند، سرانجام راهی بسوی خوشبختی و موفقیت پیدا خواهد کرد یا خواهد ساخت!…

امیدوارم قربانیان نظام در یافتن حقیقت و ساختن سلاحی از آن برای تغییر شرایط موجود، موفق شوند!

دول اروپایی از جمله هلند با مشروط کردن «کمکهای مالی و توسعه و تکامل» به کشورهای فقیر و ضعیف، به طرق مختلف رهبران دیکتاتور و فاسد این کشورها را می خرند و وادار به همکاری با سیاستهای اروپا می کنند، تا سیاستهای جهت اخراج بی رحمانه و غیرانسانی پناهجویان را مشروعیت بخشند!

در این جنگ نیابتی علیه پناهجویان دستهای رهبران دول اروپایی همواره از آثار خون و شکنجه قربانیان تمیز و پاک می ماند! تمامی مسئولیتها بگردن همان رهبران فاسد و ضعیف و تسلیم شده منتقل می شود!

نقش قرارداد اروپا با ترکیه و لیبی و سایر کشورهای افریقایی و خاورمیانه درست مانند نقش گوانتامو ب و امریکاست! در اروپا و امریکا نمی توان آشکارا پناهجویان را تبدیل به برده کرده و تجاوز و شکنجه کرد و در بازار علنی برده فروشی آنها را فروخت ولی به اعتراف سازمان ملل اکنون در لیبی آشکارا این گونه جنایات در حق انسانهای بیگناهی که از دست دیکتاتورها و جنگ فرار کرده اند اتفاق می افتد! در سایر کشورهایی که اروپا با آنها هم قرارداد بسته تا راه پناهجویان را به اروپا مسدود کنند در ابعاد مختلف چنین چنایاتی اتفاق می افتد! در تمام این جنایات اثرانگشت رهبران سیاسی اروپا نامرئی است و تمامی مسئولیتها به گردن ماموران و دولتهای جهان سوم منتقل شده است! با پول همه چیز را می توان خرید و وارونه جلوه داد! رهبران نئولیبرال اروپا استاد مسلم این هنر هستند که بتوانند همه چیز را به کالای قابل خرید و فروش تبدیل کرده و مسئولیت خودشان را نامرئی کنند!…

اخراج پناهجویان به کشورهایی که دارای رهبران فاسد و دیکتاتور هستند باید متوقف شود!
ریسک و قمار با جان انسانها باید متوقف شود!

با احترام،
احمد پوری (هلند) 8 – 12 – 2017

******************

لطفا خودتان را برای تظاهرات پناهجویان افغان و ایرانی در روز نهم دسامبر آماده کنید!
Oproep voor demonstratie: stop uitzettingen Iraanse en Afghaanse asielzoekers.
فراخوان به تظاهرات نهم دسامبر برای متوقف کردن اخراج پناهجویان افغان و ایرانی!
Demonstreer mee op zaterdag 09 december 2017 tegen het steeds harder wordende inhumane vreemdelingenbeleid.
Verzamelen 13.00 uur Koekamp (CS Den Haag), 14.30 uur aankomst op Het Plein voor de TWEEDE KAMER. De manifestatie eindigt om 17:00 uur op het Plein voor de Tweede Kamer in Den Haag.
ادامه مطلب…
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1906943562658203
فراخوان به پناهجویان ایرانی و افغان جهت سازماندهی خود و برگزاری تظاهرات علیه سیاستهای بیگانه ستیز دولت هلند.
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1873958215956738

بيانيه شورای جهانی صلح درباره فلسطین

منبع: ردگلوب
تارنگاشت عدالت
شورای جهانی صلح تصميم دونالد ترامپ رييس‌جمهور ايالات متحده را در به رسميت شناختن اورشليم به عنوان پايتخت اسرائيل و انتقال سفارت ايالات متحده از تل‌آويو به اورشليم، قاطعانه محکوم می‌کند.

تصميم ايالات متحده نقض آشکار قطع‌نامه‌های شورای امنيت سازمان ملل در مورد وضعيت [اين] شهر به عنوان بخشی از سرزمين‌های اشغالی فلسطين است. اين تصميم اثبات جانبداری رهبر امپرياليست‌های جهان و حمايت آشکار او از اشغال اسرائيلی و ادامه آن است.

شورای جهانی صلح در پيشگاه مردم صلح‌دوست جهان اعلام می‌کند که اين اقدام تلاش در جهت تغيير يک‌جانبه و خودسرانه واقعيت‌هاست. اگر ايالات متحدۀ آمريکا موضع خود را، که در جهت تشديد تشنج است حفظ کند، وضعيت در کل خاورميانه تحت تأثير قرار خواهد گرفت.

شورای جهانی صلح بر موضع اصولی خود برای راه‌حل عادلانه و موفقيت‌آميز درگيری با پايان فوری اشغال فلسطين از سوی اسرائيل و ايجاد و به رسميت شناختن دولت مستقل فلسطينی در چهارچوب مرزهای پيش از چهارم ژوئن ۱۹۶۷با اورشليم شرقی به عنوان پايتخت آن، تأکيد می‌ورزد. ما خواهان حق بازگشت آوارگان بر اساس قطع‌نامه ۱۹۴ سازمان ملل و آزادی همۀ زندانيان سياسی فلسطينی از زندان‌های اسرائيل هستيم.

ما خواهان به رسميت شناختن فلسطين به عنوان يک عضو کامل سازمان ملل هستيم!

بیانیه مطبوعاتی کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان درباره فلسطین

منبع: شبکه همبستگی
تارنگاشت عدالت

بیانیه مطبوعاتی کمیته مرکزی حزب کمونیست یونان

 

ایالات متحده آمریکا «نفت بر آتش می‌پاشد» تا دولت فلسطین را با پايتخت آن در شرق بیت‌المقدس «بسوزاند»!

 

 

تصمیم ایالات متحده آمریکا برای در به رسمیت شناختن بیت‌القمدس به عنوان پایتخت اسرائیل خباثتی را نشان می‌دهد که امپریالیسم آمریکا با آن در جنایتی که توسط اسرائیل و متحدان آن- عمدتاً ایالات متحده آمریکا و هم‌چنین اتحادیۀ اروپایی علیه خلق فلسطین اعمال می‌شود، فعالانه مشارکت دارد. اتحادیۀ اروپایی نه فقط روابط خود را با اسرائیل مستمراً گسترش می‌دهد، بلکه جنایتکار را با قربانی برابر قرار داده، مبارزه عادلانه خلق فلسطین را «تروریسم» اعلام می‌کند.

یک نتیجه این سیاست دیرپا ادامه اشغال فلسطین، اعمال خشونت از سوی حکومت اسرائیل علیه خلق فلسطین، کشتار، هزاران زندانی سیاسی، دیوار، شهرک‌ها، و به طور خلاصه شکنجه تمام یک خلق است.

اکنون، ایالات متحده آمریکا با تصمیم جدید خود، برای «سوزندان» راه‌حل مبتنی بر به رسمیت شناختن یک دولت فلسطینی در کنار اسرائیل با بیت‌المقدس شرقی به عنوان پایتخت آن، «نفت بر آتش می‌ریزد.» به علاوه، این اقدام قطعاً با تحولات گسترده‌تر در منطقه خارومیانه و خلیج فارس در ارتباط است، که در آن ایالات متحده آمریکا در چهارچوب به اصطلاح «طرح خاورمیانه بزرگ» برای کنترل منابع انرژی، سهم بازار، راه‌های انتقال کالاها به درگیری‌های نظامی، تغییرات مرزی دامن می‌زند.

دولت سیرزا-آنل، نه فقط به این دلیل که به طور سیستماتیک امپریالسم آمریکا را تبرئه و بَزَک می‌کند، بلکه هم‌چنین به دلیل برقراری روابط گسترده با اسرائیل و حتا دادن اهمیت استراتژیک به آن روابط و درگیر ساختن کشور در خصومت‌های امپریالیستی، مسرولیت سنگین خود را دارد. به علاوه، این دولت برای به رسمیت نشناختن فوری دولت فلسطین از طريق اجرای تصمیم دسامبر ۲۰۱۵ پارلمان، موضوعی که گروه پارلمانی حزب کموینست یونان اخیراً به عنوان یک پرسش تسلیم وزیر امور خارجه کرد، مسؤول است.

حزب کمونیست یونان یک بار دیگر همبستگی خود را با مبارزه خلق فلسطین اعلام می‌دارد و به قاطعانه‌ترین شیوه اقدامات امپریالیست‌های آمریکایی و متحدین آن‌ها را محکوم می‌کند.

http://www.solidnet.org/greece-communist-party-of-greece/cp-of-greece-the-usa-adds-fuel-to-the-fire-to-burn-the-palestinian-state-with-its-capital-in-east-jerusalem-en-ru-es-ar-de

نه به تصمیم رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا!

منبع: فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری
تارنگاشت عدالت

فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری تصمیم رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا را برای اعلام بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل محکوم می‌کند. این عمل نشان می‌دهد امپریالیسم بی‌رحم، ددمنش و تجاوزگر است.

وطبفه ما حمایت از خلق قهرمان فلسطین علیه این تجاوزگری است، حمایت از خلقی که دیرزمانی است علیه ارتش اشغالگر، علیه سیاست‌های دولت‌های اسرائیل، علیه سیاست‌هايی که از آن‌ها می‌خواهد با اشغال اسرائیلی مصالحه نماید، مبارزه می‌کند.

فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری همیشه در کنار کارگران فلسطينی که به مبارزه ادامه می‌دهند بوده و خواهد بود. فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری از تمام همایش‌های بین‌المللی برای ارتقای خواست‌های عادلانه خلق فلسطین استفاده خواهد کرد. فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری مسؤولین رهبری سندیکاهای زرد را که از سیاست اسرائیل حمایت می‌کنند، افشاء خواهد کرد.

همه سندیکاهای فلسطینی که با غرور برای دادخواهی خلق فلسطین مبارزه می‌کنند از همبستگی ما برخوردارند. همه سندیکالیست‌هایی که در پایگاه سندیکای خود علیه رهبران فاسد و سازشکار مبارزه می‌کنند ما را در کنار خود خواهند یافت.

شرایط امروز، به ویژه پس از تصمیم غیرقابل پذیرش رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، ضرورت یک جنبش سندیکایی دارای سمت‌گیری طبقاتی، جوان، انترناسیونالیست، گسترده، یک جنبش سندیکایی آزاد از مداخلات بوروکراتیک و فساد را برجسته می‌سازد. تنها یک جنبش سندیکایی از نظر تشکیلاتی مستقل که در صفوف فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری مبارزه می‌کند، می‌تواند به مبارزه خلق فلسطین کمک کند.

 دبیرخانه

http://www.wftucentral.org/no-to-the-usa-presidents-decision/

کشته شدن۲ فلسطینی به ضرب گلوله نظامیان اسرائیلی در غزه/ شمار زخمی‌ها به ۳۵۶ تن رسید

وزارت بهداشت فلسطین اعلام کرد که یک جوان فلسطینی به ضرب گلوله نظامیان صهیونیست در شرق خان یونس در نوار غزه مشته شدند.

بر اساس این گزارش، این جوان فلسطینی 30 ساله از ناحیه سر هدف گلوله نظامیان اسرايیلی قرار گرفت.

همچنین یک فلسطینی دیگر امروز به شهادت رسید.

در درگیری‌های امروز بین شهروندان فلسطینی و نظامیان صهیونیست در مناطق مختلف کرانه باختری اشغالی، 356 فلسطینی به ضرب گلوله نظامیان صهیونیست زخمی شدند.

روز گذشته نیز ده‌ها فلسطینی معترض به تصمیم دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در به‌رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، به ضرب گلوله نظامیان اسرايیلی زخمی شدند.

 

تهدید هسته‌ای آمریکا؛ عامل تنش‌ در شبه جزیره کره

رسانه‌های دولتی کره شمالی روز شنبه اعلام کردند کره شمالی در نشستی کم سابقه با یک مقام ارشد سازمان ملل، ضمن توافق درباره ارتباطات منظم با این سازمان، تهدید هسته‌ای آمریکا را عامل تشدید تنش‌ها بر سر برنامه تسلیحاتی این کشور دانست.
جفری فلتمن معاون دبیر کل سازمان ملل متحد در امور سیاسی پس از سفر پنج روزه خود به پیونگ یانگ روز شنبه وارد پکن شد. این سفر یک هفته پس از آن صورت گرفت که کره شمالی اعلام کرد موشک بالستیک جدیدی را آزمایش کرده است که برد آن خاک آمریکا را در بر می‌گیرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از سئول، خبرگزاری رسمی کره شمالی اعلام کرد: «ما در این نشست‌ها اعلام کردیم سیاست خصمانه آمریکا علیه کره شمالی و تهدید هسته‌ای این کشور منجر به تنش‌های کنونی در شبه جزیره کره شده است».
این خبرگزاری افزود: کره شمالی در خصوص ارتباطات منظم از طریق دیدار در سطوح مختلف با سازمان ملل متحد به توافق رسیده است.
جفری فلتمن در این سفر که نخستین سفر یک دیپلمات بلندپایه سازمان ملل متحد به این کشور از سال ۲۰۱۰ تاکنون به شمار می‌رود با ری یونگ هو وزیر امور خارجه کره شمالی دیدار کرد.

برگزاری انتخابات شهرداری‌ها در ونزوئلا؛ فردا

بیش از 19 میلیون نفر از مردم ونزوئلا که واجد شرایط رای دادن هستند در این انتخابات، 335 شهردار جدید را انتخاب می کنند.

خانم تیبیسای لوسینا رئیس شورایعالی انتخابات ونزوئلا با اعلام اینکه همانند سایر انتخابات همه جریانهای سیاسی و احزاب قانونی کشور امکان حضور در این انتخابات را دارند افزود، همه مراحل انتخابات کاملا شفاف بوده و نمایندگان نامزدها هم در مراکز رای گیری، شمارش آرا و اعلام نتایج حضور دارند.
ارائه خدمات مطلوبتر شهری، افزایش ناوگان حمل و نقل عمومی و نظافت و انضباط بهتر شهری و محلی از جمله شعارهای انتخاباتی کاندیداهای انتخابات شهرداری‌ها است. دوره فعالیت شهرداری ها در ونزوئلا چهار ساله است.

کاخ سفید کشته شدن «علی عبدالله صالح» در یمن را محکوم کرد

کاخ سفید در محکوم کردن کشته شدن علی عبدالله بیانیه صادر کرد.

بر اساس این گزارش، کاخ سفید ضمن مقصر دانستن نیروهای انصارالله در کشته شدن علی عبدالله صالح، اعلام کرده است: برای حل و فصل بحران کنونی در یمن باید مذاکره کرد.

کاخ سفید اعلام کرده است: در این میان، ائتلاف عربی به رهبری عربستان هم باید مسیر رسیدن کمک های بشردوستانه به مردم یمن را تسهیل کند.

گفتنی است، علی عبدالله صالح در سال ۱۹۷۸ با کودتا قدرت را در یمن شمالی به دست گرفت و در سال ۱۹۹۰ با اتحاد دوباره در یمن، به عنوان رئیس جمهوری یمن یکپارچه به حکومت خود ادامه داد تا اینکه هفته گذشته کشته شد. وی در مجموع نزدیک به ۴۰ سال حکومت کرد.

ترامپ: از خط قرمز می‌گذشتیم؛ روسیه و ایران وارد سوریه نمی‌شدند

ه نقل از  یو اس ای نیوز، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با حضور در ایالت «فلوریدا» و صحبت در جمع طرفدارانش، به تمجید از عملکرد یک ساله دولت خود پرداخت و «باراک اوباما» رئیس جمهوری قبلی آمریکا را عامل ضعف‌ عملکرد این کشور در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان معرفی کرد.

وی در این باره مدعی شد: در حال احیای وجهه جهانی آمریکا هستیم به گونه‌ای که بار دیگر در سراسر جهان به آمریکا با دیده احترام نگاه می‌کنند. این درحالی است که وقتی به ریاست جمهوری رسیدم، میراث‌ دار همه مشکلاتی بودم که در سراسر جهان شاهد هستیم. میراث دار آمریکایی بودم که سال‌ها با شعار «عدم عبور از خط قرمز» تصویری ضعیف از خود به نمایش گذاشته بود.

ترامپ در ادامه تمجید از عملکرد خود، گفت: اگر از خط قرمز عبور می کردیم ایران و روسیه وارد سوریه نمی شدند. سالها بود که آمریکا از خود ضعف نشان می داد و از خطوط قرمز عبور نمی کرد. اگر از خط قرمز عبور می کردیم روسیه و ایران وارد سوریه نمی شدند. او (باراک اوباما) گفت که هرگز از خطوط قرمز عبور نمی کند. آنها (روسیه و ایران) از خط قرمز عبور کردند و اوباما کاری نکرد و در نتیجه روسیه و ایران وارد سوریه شدند.

رئیس جمهوری آمریکا در ادامه گفت: به تازگی از تائید فاجعه ای مشهور به توافق هسته ای ایران خودداری کردم. به آنها ۱۵۰میلیارد دلار دادیم که ۱.۸ میلیارد دلار آن نقد بود.

وی در ادامه مدعی شد: وجه نقد پرداخت شده به ایران آنقدر زیاد بود که دولت سابق برای تامین آن مجبور شد به کشورهای دیگر برود چون این مقدار پول نقد در واشنگتن نداشتیم.

ترامپ با انتقاد از رئیس جمهوری سابق آمریکا در مورد برجام و پول های پرداخت شده به ایران گفت: باورتان می شود که اوباما چنین قدرتی داشته باشد که خروارها پول نقد را شاید برای گروگانها به ایران ارسال کند؟ دیگر چنین کاری نمی کنیم.

چین از تشکیل کشور فلسطین به پایتختی قدس شرقی حمایت می کنیم

به نقل از شبکه تلویزیونی المیادین؛ نماینده دائم چین در سازمان ملل گفت از برپایی کشور مستقل فلسطین بر اساس مرزهای سال 1967 و به پایتختی قدس شرقی حمایت می کنیم.

به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره عربی؛نماینده دائم انگلیس در سازمان ملل گفت اقدام های یکجانبه فرصت های صلح را ویران می کند.
متیو رایکرافت گفت تاکید می کنم قدس باید پایتخت مشترک دو کشور فلسطین و اسرائیل باشد. ما از تصمیم واشنگتن برای به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل متاسفیم و قصد نداریم سفارت مان را به قدس منتقل کنیم. قدس شرقی بخشی از سرزمین های اشغالی فلسطین است.
وی افزود بر اهمیت حفظ وضع کنونی به ویژه در اماکن مذهبی تاکید می کنیم.
نماینده دائم انگلیس در سازمان ملل گفت ما از تدابیری که اسرائیل بر قدس تحمیل می کند نگران هستیم.
وی افزود شهرک های اسرائیلی فرصت های صلح را بر هم می زند.
رایکرافت خاطرنشان کرد باید روند صلح در فضایی به دور از خشونت صورت گیرد.

اسرائیل پس از اروپا – مهدی گرایلو

zionism_trop

مهدی گرایلو

پیش‌شرط اخلاقیِ داشتن رویکردی سالم به مسئله‌ی فلسطین تعهد به این حکم مطلقِ روش‌شناختی است که «بهترین و مطمئن‌ترین تصمیم‌ها، همیشه با پایبندی متعصبانه به جزم‌های عدول‌ناپذیر گرفته شده‌اند»؛ براین‌پایه عقل حُکم می‌کند که پیشاپیش تسلیم خواسته‌های بی‌واسطه و علایق خاص اعرابی که در این کشور زندگی می‌کنند نشویم، چون چه‌بسا در جوّ تبلیغاتیِ فراگیری که پیرامون این مسئله از سوی صلح‌دوستان و نیروهای بنابه‌عادتْ نیک‌اندیش شکل گرفته است، عموم آنها عجالتاً هوادارِ غیرانتقادیِ راه‌حلِ پیش‌پاافتاده‌ی «دو کشور» باشند. دراین‌باره بهتر است حتا به‌جایِ خود فلسطینی‌ها بیشینه‌گرا باشیم، زیرا موضوع اصلاً یا صرفاً مسئله‌ی ملی نیست و احتمال آن وجود دارد که سطحِ ملّیِ کشمکش حتا بدون استقلال فلسطین برپایه‌ی مرزهای 1967، با اجرای رسمی برابری حقوقی اعراب و یهودیان، به‌مرور در قالب کشور کنونی هم رفع شود، درحالی‌که مسئله‌ی فلسطین همچنان به‌قوت خود باقی‌ست؛ این مسئله با تعیین نظام سیاسی کل منطقه در پیوند است که با بهبود وضعیت حقوقی اعراب فلسطین یا پیاده‌سازیِ مسالمت‌آمیز طرح «دو کشور» مرتفع نمی‌شود.

بقیه مطلب را در اینجا دنبال کنید

 

آمریکا اعلام کرد به دنبال تدابیری علیه روسیه است

وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه اعلام کرد این کشور در حال پیگیری تدابیر اقتصادی و نظامی با هدف وادار کردن روسیه به تبعیت از پیمان موسوم به «نیروهای هسته ای میان برد» است.

وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد این کشور در حال بررسی گزینه های موجود درباره سامانه های موشکی میان برد زمین-پرتاب متعارف است. این اقدام آمریکا به عنوان بخشی از تلاش هایی است که هدف آن، ترغیب روسیه به پایبندی به «پیمان نیروهای هسته ای میان برد» است.

وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد در صورتی که روسیه دوباره پایبندی خود را به «پیمان نیروهای هسته ای میان برد» اعلام کند، آمریکا نیز آماده است تلاش های خود را در خصوص سامانه های موشکی میان برد متعارف، متوقف کند.

وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد تلاش های آمریکا در خصوص سامانه های موشکی میان برد متعارف، نقض کننده «پیمان نیروهای هسته ای میان برد» نیست.

هشدار پکن به اتباع چینی حاضر در پاکستان درباره حملات قریب الوقوع

به نقل از رویترز، چین در اقدامی غیر معمول به اتباع خود در پاکستان در مورد وقوع حملات تروریستی علیه چینی ها هشدار داد.

بر اساس اعلام دولت چین، این حملات قریب الوقوع هستند.

این وضعیت در حالی است که چین در نظر دارد ۵۷ میلیارد دلار در بخش زیرساخت های پاکستان سرمایه گذاری کند.

جبهه خلق برای آزادی فلسطین: نه دونالد ترامپ ، بلکه مبارزه ما سرنوشت اورشلیم را رقم خواهد زد!

20اطلاعیه
اطلاعیه جبهه خلق برای آزادی فلسطین درمورد بیانیه دونالد ترامپ
نه دونالد ترامپ ، بلکه مبارزه ما سرنوشت اورشلیم را رقم خواهد زد!

جبهه خلق برای آزادی فلسطین، بیانیه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را به عنوان بیانیه اعلام جنگ علیه مردم فلسطین و حقوق آنها ارزیابی میکند . این بیانیه ، موضع آمریکا را به عنوان یک موجودیت خصومت گر نسبت به مردم ما و یک شریک کشور صهیونیستی در جنایاتش علیه مردم فلسطین و سرزمین آن مشخص می سازد و باید بر این اساس مورد نظر قرار گیرد.
علاوه بر این، آقای ترامپ «گلوله ترحم» ( تیر خلاص- توفان) را بر روی راه حل به اصطلاح دوکشور مستقل ، پروژه حل و فصل مناقشات وشهرک سازی ها، و توهم نسبت به روند صلح را شلیک نمود. جبهه خلق از رهبری فلسطین میخواهد که از تجربه ویرانگر وابستگی به مذاکرات و سلطه گری ایالات متحده درس های لازم را بگیرد و سریعا از توافق اسلو و تمام تعهدات وابسته به آن خارج شود.
جبهه حلق برای آزادی فلسطین از توده های فلسطینی و تشکلهای آنها میخواهد تا مبارزه خود را متحد کرده و با اکسیون و دادن شتاب به جنبش توده ای ، به این تصمیم بطور جمعی و عملی و قدرتمند پاسخ دهند.
نبرد برای اورشلیم ( شهر قدس – توفان) نبردی برای همه فلسطین است. برای ما، اورشلیم ، حیفا است ، صفد، یوفا، غزه، رام الله و هر شهر و روستای فلسطین است.
علاوه بر این، جبهه بر ضرورت مقابله با مثلث توطئه – امپریالیسم، صهیونیسم ، و رژیم های ارتجاعی عرب – توطئه کنندگان علیه اورشلیم و فلسطین و حقوق مردم آن و حقوق اعراب، تاکید میکند و لازم میداند که برای مبارزه با این توطئه ها ، درها بر روی گزینه های مناسب باز شوند.
توده های اعراب نیز تصمیم دولت ترامپ را به روشنی رد می کنند. این تصمیم ، کردار امپریالیسم آمریکا به عنوان حامی اصلی تروریسم صهیونیست در منطقه و و همچنین ماهیت آنرا بیشتر روشن میکند ، امپریالیستی که به طور مداوم تلاش میکند که برای حفظ سلطه خود منطقه را به آتش بکشد.
اورشلیم همیشه پایتخت مردم فلسطین و دولت فلسطین باقی خواهد ماند و تلاش اتحاد امپریالیستی – صهیونیستی برای از بین بردن هویت عربی و موقعیت آن در جهان عرب و اسلام موفق نخواهد بود.
جبهه خلق برای آزادی فلسطین PFLP))
6 دسامبر 2017
ترجمه وتکثیر ازدفتر بین المللی حزب کارایران(توفان)
http://www.toufan.org

گزارش و دخالتگری هواداران دانشجویی کمیته در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران

گزارش و دخالتگری هواداران دانشجویی کمیته در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران؛ ارزیابی وظایف دانشجویان سوسیالیست در این برهه

لینک گزارش ویدیویی: https://youtu.be/mWk3DJZaSEk

امسال در ۱۳ آذر ۹۶، برای سومین سال متوالی مراسم جداگانه‌ای با فراخوان شورای صنفی دانشجویان در دانشگاه‌های بزرگ کشور برگزار شد که محوریتش را تقابل با سیاست‌های پولی دانشگاه قرار داده بود. مراسم روز دانشجوی دانشگاه تهران با راهپیمایی کوتاه و سردادن شعار در محوطۀ حیاط دانشگاه شروع شد و بعد از ده دقیقه‌ای راهپیمایی با تشکیل حلقه روبروی کتابخانۀ مرکزی و یک اجرای ادبی‌هنری همراه شد. در آخر هم بیانیۀ شورای صنفی خوانده شد. بیشتر شعارهای مطرح در این مراسم همانطور که فراخوان هم اعلام می‌کرد در اعتراض به سیاست‌های پولی‌سازی دانشگاه‌ها بود. برچیدن شهریه‌های اجباری، جریمۀ سنوات، پردیس‌های پولی و غیره از یک طرف و شعار علیه سیاست‌های خصوصی‌سازی دولت «تدبیر و امید» از طرف دیگر. همچنین شعارهای چپی از جمله «اتحاد دانشجویان با کارگران»، دفاع از مطالبات زحمتکشان مانند «مسکن و کار و آموزش رایگان» از بخش‌های دیگر مطالبات مطرح شده در تجمع امروز بود. هواداران دانشجویی کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری هم با شرکت در این مراسم تعداد محدود از اعلامیه‌ها – حدود ۵۰ نسخه – را بین دانشجویان حاضر در این مراسم توزیع کردند. تجمعی مانند امروز که برای چندمین بار است به فراخوان شوراهای صنفی برگزار می‌شود و آخرینش آبان همین امسال بود، برخلاف مراسم نمایشی برگزارشده از سوی تشکل‌های وابسته به دستگاه قدرت (که متولی آن عمدتاً انجمن‌های اسلامی درون دانشگاه‌ها هستند) ظرفیت طرح شعارها و مانور بیشترِ دانشجویان از همه طیف را می‌دهد و از این رو باید از مشارکت در آن استقبال کرد. از طرفِ دیگر تا جاییکه مربوط به مطالبات مطرح در این مراسم می‌شود–شعارها و مطالباتی که این تشکل‌ها مطرح کرده‌اند، مترقی و قابل حمایت است و با آنکه امضای بیانیۀ شوراهای صنفی دانشجویان را دارد، مطلقاً در سطح صرفاً صنفی باقی نمانده‌است (حتی اگر خودِ این تشکلهای صنفی نخواهند به آن اعتراف کنند). مثلاً اشاره به پادگانی بودن دانشگاه، دروغ بودن تدبیر و امید یا یا طرح مطالبات طبقاتی کارگران و زحمتکشان در این بیانیه به خودی خود اثبات این نکته است.

ظرفیت‌هایی که در یکی دو سال اخیر شوراهای صنفی درون دانشگاه برای دخالت و طرح مطالبات نیروهای چپ ایجاد کرده‌اند، البته جان نسبتاً تازه‌ای به یک جنبش پیش‌تر متلاشی‌ و قلع و قمع‌شده داده و باید از این فضا تا جایی که ممکنه استفاده کرد. اما خوش‌بینی بیش از حد راجع به فضای ایجاد شده ما رو از بررسی ملاحظات و درس‌هایی که باید از جنبش دانشجویی در دهۀ پیش از این گرفت باز میدارد.

۱- درس‌هایی از تجارب جنبش چپ دانشجویی در دهۀ ۸۰

در عموم این سال‌ها به ندرت اشاره‌ای به تجربۀ مراسم جداگانۀ ۱۳ آذر ۸۶ و بگیروببندها و بازداشت‌های گستردۀ منتهی به آن روز می‌شود. در نتیجه درس‌های این تجربه هرچه که بوده، آن‌چنان ارزیابی و یادآوری نمی‌شود. در صورتی که فعالیت سیاسی، یک فعالیت تفننی نیست. بلکه لازمۀ فعالیت جدی، جمع‌بندی کردن تجارب یک شکست هست. ۱۳ آذر ۸۶ روزی بود که فعالین دانشجویی موسوم به «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» (به اختصار داب) برخلاف تجربۀ یک سال قبل خودشان، تصمیم گرفتند سه روز زودتر از موعد ۱۶ آذر و جدای از مراسم تحکیم وحدت با جمع کوچکتری برنامه‌ای مجزا را برگزار کنند، نهایتاً برنامه‌ای برگزار شد اما به قیمت بازداشت چند ده نفر از سازماندهان اصلی و وارد آمدن ضربۀ سنگینی که به کل مجموعۀ داب تسری پیدا کرد و در نهایت به تلاشی آن انجامید. طی سال‌های بعد از این ماجرا، نقدها یا تحلیل‌هایی جسته گریخته از این واقعه صورت گرفت، اما به ندرت یک بررسی و ارزیابی جامع می‌بینیم و برخی از کسانی که خودشان از نزدیک در بطن این ماجرا بودند با این فرمول ساده که «دیگه تموم شده» یا «دیگه موضوعیتی نداره» از یادآوری دوبارۀ مسائل آن سال طفره می‌روند.

درس اصلی و اساسی آن واقعۀ تلخ اهمیت مرگ و زندگیِ مخفی‌کاری هست. مدتی فعالیت علنی و دست پیدا کردن به برخی موفقیت‌های نسبی، نوعی توهم کاذب را نسبت به ظرفیت‌های دمکراتیک رژیم ایجاد می‌کند. در حالی‌که تجربۀ سال ۸۶ و انواع تجارب مشابه نشان می‌دهد که رژیم از این جهت به فعالیت‌هایی که علناً و جلوی چشمش انجام می‌شوند مدتی خوش‌رویی نشان می‌دهد که فرصت داشته باشد بتواند سازماندهان یک حرکت را کامل شناسایی کند، خط و ربطشون را پیدا کند و خلاصه نبض آن حرکت را در دست گرفته باشد و به واسطۀ آن افراد علنی به دایرۀ گسترده‌تری از مرتبطین‌شان هم دسترسی پیدا کند. از این‌جا به محض این‌که بخواهد و اراده کند ظرف چند دقیقه می‌تواند کلّ آن مجموعه را متلاشی کند.

در واقع صرفِ فعالیت علنی، الزاماً فرد را به سمت چهارچوب قانونی هُل می‌دهد و همین امر روی افق و چشم‌انداز مبارزه‌اش تأثیر می‌گذارد. یعنی وقتی فرد وارد فعالیت علنی‌قانونی شد، به اجبار برای این‌که مشکلی پیش نیاید خیلی حرف‌ها را نمی‌زند، خودش را سانسور می‌کند و خلاصه محافظه‌کار می‌شود یا مجبور است خود را به محافظه‌کاری بزند. اگر هم نخواهد دست به این خودسانسوری بزند موردِ حملۀ رژیم قرار می‌گیرد و بنابراین می‌بینیم که افتادن به ورطۀ فعالیت علنی، جریانی را که قرار است سوسیالیست باشد دچار تناقضات عدیده می‌کند.

در نتیجه نمی‌شود از یک طرف شعار داد «دانشگاه پادگانه؛ تدبیر، امید چاخانه»، آن‌وقت در همان «پادگان» با توهم داشتن به «تدبیر» و «امیدی» که چاخان است، مشغول فعالیت علنی و قانونی شد.

درست به همین دلیل هست که باید مخفی بود تا بشود کار کرد؛ تا بشود چیزی در محیط دانشگاه ساخت که ماندگار و باثبات باشد و برسد به دست نسل بعدی دانشگاه. فعالیت مخفی، به معنی قایم شدن در زیرزمین یا دیده نشدن در ملأ عام نیست. بلکه به این معنی هست که سازماندهندگان هر فعالیت و خودِ فرایند سازماندهی هر دو مطلقاً از حاکمیت و چشم‌هایی که این‌جا و آن‌جا دارد پنهان باشد. یعنی به جای افتادن در دام گرفتن مجوز برای نشریه و خودسانسوری کردن موقع نوشتن مطلب می‌شود یک نشریه را بدون مجوز و بدون محدودیت خاصی با پرینتر خانگی درآورد و به دست مخاطب رساند. می‌توان با انتخاب یک اسم مستعار همۀ مرزهای سانسور و نظارت را رد کرد. می‌توان در یک تجمع چهره را با ماسک و کلاه پوشاند تا از طریق دوربین‌های مداربسته یا فیلم‌برداری حراست قابل‌شناسایی نبود. می‌توان پای تلفن در مورد یک فعالیت و جزئیاتش صحبت نکرد. خلاصه این‌که می‌شود همه‌جا بود و همه‌کار کرد، اما هویت خود را مخفی نگه داشت.

این‌جا مختصراً باید یک پرانتز باز کنیم و اشاره کنیم که خیلی از فعالین دانشجویی در آن مقطع، در واقع در دورۀ اصلاحات، سیاسی شده بودند و به خصوص بعد از ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ و حمله به کوی دانشگاه زمینه‌های ریزش‌شان از جریان اصلاحات و چپ شدن فراهم شده بود. در نتیجه ردّ خیلی از دانشجویان «چپ»ِ آن دوره را می‌شد در انجمن‌های اسلامی و تحکیم وحدت سابق پیدا کرد که به خودی خود بلااشکال هست، چون مهم نه نقطۀ شروع، بلکه بعد از شروع و فرجام کار هست که تعیین‌کننده می‌شود. اما مسأله این‌جا بود که در غیاب یک آلترناتیو چپ رادیکال و انقلابی برای جذب این نیروهای جوان، نه این پروسۀ گسست از اصلاحات کامل شد و نه پروسۀ پیوست به چپ انقلابی. در نتیجه خیلی از این نیروهای جوان فرصت نکردند که این فرایند دگردیسی و تحول خودشان را کامل طی کنند. بنابراین بین اصلاح طلبی قدیم و رادیکالیسم چپ جدید در نوسان بودند. در چنین شرایطی برخی جریان‌های چپ اپوزیسیون وارد صحنه شدند و در خلأ یک رهبری انقلابی و رادیکال، این نقش را به عهده گرفتند یا دقیق‌تر بگوییم وانمود کردند که آن خلأ را پر کرده‌اند.

در کل ادبیات این جریان خاص اپوزیسیون، مطالبات و بحث‌های طبقاتی کم‌رنگ بود، ولی در عوض چیزی که خیلی دیده می‌شد طرح انواع مسائلی بود که برای طبقۀ متوسط جاذبه داشته باشد. تب فعالیت علنی که یادگار دورۀ اصلاحات و توهم به باز شدن فضای سیاسی بود، با تمایلات غلیظِ این جریان به علنی‌گرایی ترکیب شد. از منظر این جریان، رهبران یک جنبش یا اعتراض می‌بایست علنی می‌بودند تا از این طریق یک کاریزما و جاذبه‌ای برای جلب دیگران پیدا کنند. این‌طور بود که خیلی از اعضای این جریان یا به قول خودشان «کادر»هایشان علناً و صراحتاً توی دانشگاه و فضاهای دانشجویی جولان می‌دادند و از حزب متبوع‌شان دفاع می‌کردند. حتی اگر هم این کار را نمی‌کردند از ادبیات و اصطلاحات و تکیه‌کلام‌هایشان به قدر کافی همه‌چیز روشن می‌شد. در واقع امتناع هواداران این جریان از فعالیت سازمان‌یافتۀ مخفی در دانشگاه اتفاقی نبود بلکه خط غالب رهبری از آن‌ها چنین می‌خواست ؛ چرا؟ چون هدف اول و آخرش آن تشکیلات اپوزیسیون در خارج در این خلاصه می‌شد که به هر ترتیب ممکن به چشم بیاید و مرتبط با وضعیت داخل و جنبش دیده بشود. بنابراین حفظ امنیت اعضایش هم فدای این هدف می‌شد. در نتیجه خودش عامدانه در این علنی‌‌کاری و تبلیغش می‌دمید. حتی دفاعش از برگزاری یک مراسم به‌اصطلاح «مستقل» در سال ۸۶ دقیقاٌ از این زاویه بود که ابتکار عمل در دست خودش باشد. در صورتی که اعضا و هواداران آن جریان سال قبلش در مراسم دانشجویی رسمیِ تحکیم وحدت، بین تجمع دانشجویان عادی رفته بودند، هم پلاکاردها و شعارهایشان را بالا برده بودند، هم استقلال‌شان را حفظ کرده بودند و هم در بین جمعیت مصونیت پیدا کرده بودند. اما این‌بار سال ۸۶ تأکید بر مراسم به‌اصطلاح «مستقل»، صرفاً برای این بود که خود این جریان مُهر خودش را بزند و بعداً بتواندِ با آن «۱۳ آذر سرخ» هنوز که هنوز است مانور تبلیغاتی بدهد. نتیجه هم شد یورش همه جانبه رژیم و برگزاری یک مراسم به بهای پایان حیات سیاسی خیلی‌ها از نسل جدید چپ دانشگاه.

بعد از دستگیری، برخی رهبران این جریان با ایما و اشاره و کُد دادن نشان می‌دادند که بعضی از دانشجویان زندانی با آن‌ها هستند. در واقع این جریان بدش هم نمی‌آمد که کسانی را در زندان داشته باشد. چون از قِبَل این بازداشت‌ها و با جار زدن ارتباط خودشان با برخی دانشجویان زندانی می‌توانست خود را مرتبط با جنبش دانشجویی تصویر کند. خوب این نهایتِ فرصت‌طلبی و انحطاط یک جریان را نشان می‌داد که تا به همین الآن هم باقی است.

این سبک فعالیت نشان داد که تا چه حد مخرّب است و پس لرزه‌هایش تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت. کسانی که قربانی این‌گونه سهل‌انگاری‌ها می‌شوند یا برای همیشه از حوزۀ سیاست فاصله می‌گیرند یا مدت‌ها زمان می‌برد تا بتوانند از نو خودشان را پیدا کنند. کم‌ترین ضربۀ این ندانم‌کاری‌های رهبران جریان‌های سیاسی، ایجاد یک جوّ شدید بی‌اعتمادی است، به طوری که تا مدت‌ها همه از یک فعالیت متشکل واهمه داشته باشند.

۲- حق ایجاد تشکل مستقل دانشجویی

حق ایجاد تشکل مستقل دانشجویی همیشه یکی از مطالبات اصلی دموکراتیک درون دانشگاه بوده که تا همین امروز هرگز درون دانشگاههای ایران محقق نشده. در وضعیت کنونی که امکان قانونی فعالیت متشکل سیاسی درون دانشگاه‌ها ممکن نیست و نهادهای امنیتی و تشکل‌های وابسته‌ دانشگاه را قبضه کرده‌اند. شوراهای صنفی در عمل تنها تشکل‌هایی هستند که حلقۀ کنترل و تصفیه بر آنها البته بشکل نسبی هنوز کامل نشده‌است. ما معتقدیم برای دانشجویان سوسیالیست و رادیکال، بهره‌برداری از ظرفیت‌های این تشکل‌های صنفی امری واجب است اما مطلقاً به معنای تمامِ کار نیست. بلکه ضروری است این طیف از دانشجویان علاوه بر دخالتگری درون تشکل‌های صنفی، سازماندهی مستقل خودشان را هم بنا به گرایش سیاسی که دارند پیش ببرند. بر پایۀ این سازماندهی مستقل است که دانشجویان سوسیالیست امکان آن را پیدا می‌کنند که به طور هدفمند در این انجمن‌ها دخالت کنند و روی دیگران تأثیر بگذارد. چه در غیر این صورت به سادگی در درون این انجمن‌ها حل می‌شود و انجمن‌ها خواهند بود که آن‌ها را دنبال خودشان خواهند کشید.

بنابراین ما معتقدیم دانشجویان سوسیالیست باید خودشان را درون هسته‌های چند نفره مخفی متشکل کنند، نشریه‌ای که بیانگر مواضع سیاسی گرایششان است درون دانشگاه به شکل مخفی توزیع کنند؛ نشریه‌هایی که بدون نیاز به مجوز و با پرینتر خانگی چاپ می‌شود و در سطح دانشگاه هم به طور نامحسوس توزیع می‌شود. به این ترتیب می‌بینم که در اینجا سبکِ کارِ سازماندهی سوسیالیست‌ها با فعالینِ صرفِ صنفی متفاوت می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که ما به آن «ترکیب فعالیت مخفی و علنی» می‌گوییم. یعنی یک دانشجوی سوسیالیست، هم فعالیت مخفی‌اش را دارد و هم با فعالیت علنی‌اش از ظرفیتهای انجمن‌ها و تشکل‌های رسمی استفاده می‌کند؛ گاهی در آن‌ها ظاهر شده و خط سیاسی خودش را به شکل ظریفی در این دست از تشکل‌ها جا می‌اندازد.

۳- گرایش به تفکیک مصنوعی فعالیت صنفی از سیاسی

در همین بستر بد نیست به دانشجویانی اشاره شود که بین مطالبۀ صنفی و سیاسی مرز می‌کشند. اما واقعیت موجود یک چیز دیگری می‌گوید. مثلاً کم نیستند دانشجویانی که بابت یک مطالبۀ صنفی یا بیان دیدگاهشان، بازداشت یا محروم از تحصیل و ستاره‌دار شده‌اند. حال چه‌کار باید کرد جز دفاع از دانشجویان زندانی سیاسی؟ یا مثلاً نگاه کنید به اعتراض و تحصن اخیر دانشجویان دانشگاه صنعت نفت آبادن به شرایط استخدامی وزارت نفت. چه باید کرد وقتی این مطالبۀ سادۀ صنفی با ورود نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی و خالی کردن تانکر آب برای متفرق کردن متحصنین، تبدیل به یک موضوع سیاسی شد؟ اصولاً خصلت حاکمیت سرمایه‌داری در کشورهایی نظیر ایران این است که یک مطالبۀ صنفی در آن به سرعت سیاسی می‌شود.

حال سؤال خیلی مهمی که به وجود می‌آید این است که اگر یک تشکل صنفی قانونی که خود را مصرانه در چهارچوبِ صنفی نگه می‌دارد مطالبه‌ای را مطرح کرد و پای تحقق آن رفت، اما در نیمۀ راه این مطالبه به سطح سیاسی ارتقا یافت، چه می‌کند؟ آیا راهی دارد جز این‌که در مقابل سیاسی شدن مطالبه بایستد؟ اگر این‌کار را بکند خود تبدیل به یک نهاد سازشکار و مانع جنبش دانشجویی مبدل شده‌است…

یکی از وظایف دخالت نیروهای مترقی در نهادهای صنفی هم دقیقاً اینست که آن را در چهارچوبِ صنفی نگه ندارند و در مقابل گرایش‌های محافظه‌کاری که در این تشکل‌ها سعی می‌کنند جلوی سیاسی شدن مطالبات را بگیرند بایستند. درست همان‌طور که پارسال هم دیدیم که بلافاصله بعد از این‌که «بیانیۀ فراگیر دانشجویان دانشگاه‌های کشور» منتشر شد، طیفی از جریانی که درون این تشکل‌های صنفی بودند، بیانیه‌ای در اعلام برائت از ارتباط با جریان‌های سیاسی نوشتند. به نظر ما باید قاطعانه جلوی این دست از جریانات محافظه‌کار ایستاد.

۴- بدفهمی نسبت به مفهوم «استقلال»:

استقلال «تشکل دانشجویی» از احزاب یا استقلالِ یک «جنبش» از هرگونه جریانِ سیاسی؟

قبلاً گفتیم که حق ایجاد یک تشکل مستقل، همیشه یکی از مطالبات دموکراتیکی است که در جنبش دانشجویی مطرح بوده و تا امروز هم هرگز کاملاً تحقق پیدا نکرده‌است. در موردِ شوراهای صنفی کنونی هم این استقلال بسیار نسبی است. چرا که تا مادامیکه ستاره‌دار کردن دانشجویان و تعلیق از تحصیل و چه و چه وجود دارد هنوز نمی‌توان ادعا کرد این تشکل‌ها نمایندگان واقعی دانشجویان هستند.

وقتی ما از تشکل مستقل دانشجویی‌از نوعِ صنفی‌اش- صحبت می‌کنیم، قیدِ «استقلال» را نه فقط نسبت به رژیم و احزاب حکومتی و انجمن‌های اسلامی، که همین طور نسبت به تمامی احزاب (از جمله اپوزیسیون) به کار می‌بریم. معنای استقلالِ تشکل صنفی آنست که این دست تشکل‌ها نباید مستقیماً توسط احزاب ساخته شوند، بلکه باید علی‌القاعده پذیرای همۀ جریانات باشند و ممانعتی نداشته باشند. در عین حال هر جریان و هر حزبی هم باید آزاد باشد که مبلغینش را به درون این تشکل‌ها بفرستد تا بر آن‌ها تأثیر بگذارند و سیاسی‌اش کنند. بدین‌ترتیب ما از مفهومِ «استقلالِ» این تشکلات به معنی مخالفت درمقابلِ ساخته‌شدن از طرفِ احزاب از بالا دفاع می‌کنیم. اما از هر جریانی که بخواهد «استقلال» را به معنای «غیرسیاسی» بودن و به معنای سد گذاشتن بر سرِ راهِ فعالینِ سیاسی‌اعم از حزبی یا غیرحزبی- درونِ این تشکل‌ها معنا کند می‌ایستیم.

در تجمع امروز هم عده‌ای از به اصطلاح فعالین صنفی روی پلاکاردهایشان شعاری نوشته‌بودند که «ما مستقل از هرگونه جریان سیاسی داخلی و خارجی هستیم». معنای صریح این حرف آنست که ما به اصطلاح هیچ سیاستی نداریم! اما در واقع این‌که کسانی می‌گویند سیاسی نیستند، خودش یک سیاست است. کسی که قدم به دانشگاه می‌گذارد، از عدم یا نیستی وارد دانشگاه نشده. او در جامعه‌ای زندگی می‌کرده مملوء از شکاف‌های طبقاتی، شکاف‌هایی که در حوزۀ سیاسی هم منعکس می‌شود و روی افراد تأثیر می‌گذارد. در نتیجه با آنکه نقطۀ مشترک دانشجویان، حضورشان در محیطی به اسم دانشگاه است و ورود به دانشگاه یعنی روبه‌رو شدن با انبوه معضلات و مشکلات دموکراتیک و صنفی که در بیانیه‌های‌ امروز هم مفصلاً اشاره شد، اما در عین حال هرکدام از این دانشجویان حامل دیدگاه‌های طبقاتی و لاجرم سیاسی خاصی هستند و همه هم از نظر دموکراتیک حق دخالتگری در جنبش دانشجویی را دارند.

بنابراین جنبش دانشجویی بنا به ماهیت و شرایطی که در آن قرار دارد، سیاسی هست و باید هم باشد. در نتیجه عرفاً و به لحاظ دموکراتیک، هر جریان و گرایش و حزب سیاسی هم از این حق برخودار هست که در جنبش دانشجویی دخالت کند. حتی یک جریان یا حزب سیاسی باید حق داشته باشد شاخۀ دانشجویی یا تشکل سیاسی خودش را در حوزۀ دانشگاه ایجاد کند. اما تا جایی که به «انجمن صنفی دانشجویی» مربوط می‌شود، باید مستقل باشد، هم از دولت، هم از انجمن‌های اسلامی و احزاب حکومتی و هم احزاب اپوزیسیون. یعنی یک حزب سیاسی، چه حکومتی باشد و چه ضد حکومتی نمی‌تواند بیاید به اسم «تشکل صنفی مستقل دانشجویی» نهادی بسازد و بعد با ضوابط خودش مانع ورود دیگران شود. تشکل صنفی مستقل دانشجویی از سوی خود دانشجویان و نه احزاب سیاسی ساخته می‌شود، ولی قاعدتاً دانشجویان با هر گرایش و تمایل سیاسی و حتی حزبی مجازند که در آن باشند و فعالیت کنند. تا جایی که به دانشجویان سوسیالیست برمی‌گردد، وظیفۀ آن‌ها این نیست که انجمن صنفی بسازند، بلکه باید خودشان را در هسته‌های سوسیالیستی مخفی چندنفره سازمان بدهند تا بتوانند درون این انجمن‌ها دخالت کنند.

بنابراین بازهم تأکید می‌کنیم که استقلال یک تشکل صنفی اولاً نه به معنای «غیرسیاسی» بودنش است و نه به معنای «تصفیه کردن اعضایی که با جریان سیاسی خاصی» هستند. این را از این جهت می‌گوییم که بسیاری از دانشجویان حاضر در این تشکلات صنفی (که عموماً هم از بنیانگذاران و متولیان آن تشکل هستند) با دانشجویانی که سیاسی باشند یا تعلقات و گرایش‌های سیاسی خاصی (اعم از حزبی یا غیرحزبی) داشته‌باشند، همچون افرادِ طاعون‌زده یا جذامی برخورد می‌کنند. گویی داشتن گرایش سیاسی یا سیاسی‌بودن تابو، گناه یا جرم است. در مقابل چنین برداشتی که به دروغ و اشتباه تحت عنوان مستقل ارائه‌می‌شود باید سفت و سخت ایستاد.

۵- تاکتیک شرکت در مراسم شورای صنفی

یکی از درس‌های مثبت امروز شرکت و مداخلۀ فعالین چپ در مراسم شورای صنفی بود. در واقع این یک تاکتیک صحیح است که نیروهای چپ، در شرایطی که توازن قوا به نفع‌شان نیست و به تنهایی زور و عضله‌ای برای برگزاری یک مراسم دانشجویی وسیع و تأثیرگذار ندارند، به شکل سازمان‌یافته و بابرنامه و با حفظ استقلال سیاسی خودشان در جمع‌های بزرگ‌تری از این دست شرکت کنند. چون هرچند فراخوان این قبیل تجمعات از طرف انجمن‌های رسمی هست، اما به هر حال پایه‌هایی دارند و دانشجویانی را درگیر می‌کنند. بنابراین فضایی مهیا می‌شود تا با شعار و احیاناً پلاکاردهای مستقل در این تجمع‌ها شرکت کرد و اتفاقاً آن را به تریبونی برای بیان مطالباتی فراتر از صنفی بدل کرد، مطالباتی که انجمن‌های رسمی از گفتن‌شان هراس دارند. البته این احتمال هم همیشه وجود دارد که بخش محافظه‌کار تشکل‌های صنفی خود در مقابل هرگونه تحرکِ مستقلی در این دست فضاها بایستند، کما اینکه امروز هم پخش اعلامیه‌های محدودی غیر از بیانیۀ رسمی این تشکل‌ها از طرف هواداران کمیته چندان به مذاق برخی خوش نیامد.

۶- به سوی ایجاد یک قطب سوسیالیستی درون جنبش دانشجویی

وظیفۀ اصلی دیگری هم هست که تمام دانشجویان چپ را هم از هر طیفی به هم پیوند میزند. آن هم مسئولیت تشکیل و تقویت یک قطب چپ قوی درون جنبش دانشجویی است. گرایش‌های مختلف این قطبِ چپ می‌توانند و باید بر سرِ موضوعات و کارزارهای مختلف دست به اتحاد عمل بزنند (مانند: برگزاری مراسم ۱۶ آذر و…)؛ در این دست از اتحاد عمل‌ها علاوه بر اینکه کارزارِ متحدانه را تقویت میکنند، هریک از نیروهای چپ با شعارها و خطوط مستقل خود شرکت میکنند.

به فرض مثال همین مراسم امروز را در نظر بگیریم. چون متولی این مراسم تشکل‌های صنفی بودند- علیرغم اینکه چنانکه گفتیم ما از مطالبات مطرح در آن حمایت میکنیم و آن را مترقی میدانیم- اما دقیقا به این دلیل که ابتکار عمل در دست تشکل صنفی بود، ما می‌بینیم که مراسم به طرز عجیبی شسته و رفته و در چهارچوب اداری پیش رفت. حتی سازماندهندگان مراسم بجای اینکه جمعیت را به راهپیماییِ دانشکده به دانشکده هدایت کنند، ترجیح دادند بعد از ده دقیقه راهپیمایی، بقیۀ مراسم را متمرکز بر یک اجرای نمایش ادبی‌هنری کنند! بجای اینکه جمعیت و شعارهایشان را به پشتِ درب‌های اصلی خیابان انقلاب بکشانند و شعارها را به گوش رهگذران برسانند، ترجیح دادند مراسم را یک ساعته در یک حلقۀ بسته در چهارچوب مجوز نگه دارند. بنابراین مجدداً حتی مراسم امروز را اثبات این بحث می‌بینیم که گرچه باید انجمن‌های صنفی و ظرفیت‌هایش را تقویت کرد، اما وظایف سوسیالیستها این است که در عین حال در هر گام، سعی کنند ابتکار عمل خودشان را در مراسم وارد کنند و آن را در چهارچوب علنی و قانونی نگه ندارند.

این در واقع نکتۀ اساسی بود که هواداران دانشجویی کمیتۀ عمل سازماندۀ کارگری در اعلامیه‌ای که امروز توزیع کردند علاوه بر طرح مطالباتی که با مطالبات خود تشکل‌های صنفی همپوشانی داشت، آن را مطرح کردند.

منبع:

https://ksazmandeh.wordpress.com/2017/12/07/مراسم-روز-دانشجو-دخالتگری-کمیته-عمل/

توافق بزرگ آمریکا و نیرو های کرد سوری با داعش

یکی از اعضای سابق گروه موسوم به «نیروهای دموکراتیک سوریه» دیروز دوباره گفته بعد از تصرف شهر رقه به هزاران نفر از اعضای گروه تروریستی داعش به موجب توافقی که مورد حمایت دولت آمریکا بوده اجازه داده شده از این شهر خارج شوند.

طلال سیلو، از فرماندهان سابق در «نیروهای دموکرات سوریه» به رویترز گفت که بعد از بازپس‌گیری شهر رقه، تمامی اعضای بازمانده داعش سوار اتوبوس شده و از شهر خارج شدند، این در حالی است که در آن زمان گفته می‌شد نیروهای دموکراتیک سوریه، سخت مشغول مبارزه با داعش هستند.

مقام‌‌های آمریکایی اظهارات طلال سیلو را «نادرست و تحریف‌شده» خوانده‌اند اما یک مقام ترکیه‌ای در گفت‌وگو با رویترز اظهارات وی را تأیید کرد.

سیلو قبلاً در گفت‌‌وگو با رسانه‌ها گفته بود که به موجب این توافق کمتر از ۳۰۰ تروریست رقه را ترک کردند. با وجود این، وی روز پنجشنبه در مصاحبه با رویترز گفت که تعداد تروریست‌ها بیشتر از این رقم بوده و به هزاران نفر می‌رسیده است.

سیلو گفت یک مقام آمریکایی در دیدار با یکی از فرماندهان نیروهای دموکراتیک سوریه تواق برای خروج تروریست‌ها را تأیید کرد.