واپسین نوشته‌ها

توطئه جدید وزارت کار علیه سندیکای کارگران شرکت واحد از طریق فراهم کردن دیدار افراد خلع مسئولیت شده از سندیکا با نمایندگان سازمان جهانی کار – سندیکای کارگران شرکت واحد

توطئه جدید وزارت کار علیه سندیکای کارگران شرکت واحد از طریق فراهم کردن دیدار افراد خلع مسئولیت شده از سندیکا با نمایندگان سازمان جهانی کار

وزارت کار و خانه کارگر در جدیدترین توطئه خود علیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، برای دیدار سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری با نمایندگان سازمان جهانی کار (ای ال او) که به ایران سفر کرده بودند، مانع ایجاد کردند. وزارت کار در راستای سیاست های خود، تشکلات به اصطلاح کارگری که دست ساز دولت هستند نظیر شوراهای اسلامی کار را به عنوان نماینده کارگران برای دیدار با نمایندگان سازمان جهانی کار سازمان داد.

وزارت کار با توجه به اهداف ضد کارگری خود تاکنون نه تنها هیچ سندیکای کارگری در ایران را به رسمیت نشناخته است بلکه از طریق نهادهای وابسته ای همچون خانه کارگر و شورای های اسلامی کار و همراهی نیروهای امنیتی شدیدترین اقدامات و محدودیت ها علیه اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد نظیر زندان، اخراج و انواع آزار و تهدید را انجام داده است. با وجود همه این فشارها علیه سندیکا در جریان سفر نمایندگان سازمان جهانی کار، مقامات دولتی با طراحی توطئه ای جدید اینبار آقایان سعید ترابیان و حسن میرزایی، اعضای سابق سندیکا که سال هاست در جلسات و فعالیت های سندیکا حضور نداشته اند و با نظر جمعی اعضای سندیکا هیچ سمت و مسئولیتی در سندیکا ندارند، را به عنوان نمایندگان سندیکا در روز ۱۳۹۷/۰۲/۰۵ به دیدار نمایندگان سازمان جهانی کار برده اند و با اینکار پروژه جدیدی برای وارونه نشان دادن حقایق را آغاز کرده اند.

سندیکا اعلام می کند این دو تن علاوه بر عدم مشارکت در فعالیت های سندیکا در سال های اخیر با سازمان دهی وزارت کار، خانه کارگر، کانون شورای اسلامی کار استان تهران و نیروهای امنیتی در برابر اعتراضات کارگران در مورد مطالبات مسکن و تحمیل شورای اسلامی کار بر کارگران شرکت واحد با مدیریت همکاری تنگاتنگ داشته اند، و اسناد آن در رسانه های منتسب به شورای اسلامی کار شرکت واحد موجود است. پیش از این نیز با در خدمت گرفتن سعید ترابیان و بر مبنای اعتراف وی اتهاماتی کاملا کذب را به آقای رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکا منسوب کردند و برای توجیه زندان ایشان آن اتهامات را طی گزارشی به سازمان جهانی کار ارسال نمودند. (توضیحات کمیته آزادی انجمن سازمان جهانی کار مورخ هفدهم ژوئن ۲۰۱۷ در بندهای ۳۹۶ الی ۴۰۹، منتشر شده در سایت آن سازمان)

البته کوتاهی سیستماتیک نمایندگان سازمان جهانی کار برای ارتباط و دیدار با سندیکا نیز راه را برای این فریب کاری هموار کرده است چرا که این نمایندگان می بایست از طریق ایمیل رسمی سندیکا که طی اطلاعیه هایی در چند نوبت در سطح بین المللی اعلام شده بود اقدام می کردند. در این مورد سندیکا جداگانه اعتراض خود را به این سازمان اعلام خواهد کرد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه توطئه گری سازمان یافته دولتی و فشار علیه سندیکای مستقل کارگران را محکوم می کند و خواهان رفع محدویت های اعمال شده بر کارگران برای پیوستن به سندیکا و انجام فعالیت های سندیکایی می باشد و به حق خود بر داشتن تشکلات مستقل کارگری و سندیکایی پای می فشارد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
یکم خرداد ۱۳۹۷

آزادسازی کامل استان دمشق سوریه از اشغال گروه‌های تروریستی

syria_pace

 به نقل از سایت سیریا نیوز، برای اولین بار از سال ۲۰۱۲ ارتش سوریه اعلام کرد، دمشق و اطراف آن یعنی ریف و شهرک‌های آن همگی مناطق کاملا امن شده‌اند. این بعد از بازپس‌گیری غوطه شرقی از ماه‌ها پیش بود در حالی که ارتش سوریه عملیات نظامی خود در جنوب دمشق را هم تکمیل کرد و محله‌های القدم، التضامن، الحجر الاسود و اردوگاه آوارگان فلسطینی الیرموک را پس گرفت.

اکنون ارتش عملیات خود را در کل استان دمشق تکمیل کرده و آن کاملا امن شده است.

فرماندهی کل ارتش و نیروهای مسلح سوریه در بیانیه‌ای اعلام کرد، یگان‌هایی از نیروهای مسلح سوریه و نیروهای هم‌پیمان آنها پس از سلسله عملیات‌های نظامی، موفق به پاکسازی کامل منطقه الحجر الاسود و اطراف آن واقع در جنوب شهر دمشق شدند. به این ترتیب ارتش سوریه پرونده غوطه غربی را بست و دمشق و ریف آن را خالی از تروریسم  اعلام کرد.

در ادامه این بیانیه آمده است، در این عملیات‌ها تعداد زیادی از داعشی‌ها کشته شده و در نهایت ارتش سوریه کنترل کامل منطقه الحجر الاسود و اردوگاه الیرموک و قبل از آن یلدا، ببیلا و بیت سحم را به دست گرفت.

همچنین در بیانیه مذکور آمده است، این عملیات منجر به پاکسازی کامل تمامی شهرک‌های دو غوطه شرقی و غربی از خطر تروریست‌های مسلح با تمامی عناوین‌ و اشکال‌ و نابودی تمامی پایگاه‌های آنها در این مناطق شد.

فرماندهی کل ارتش و نیروهای مسلح سوریه در ادامه تاکید کرد، کنترل بر منطقه الحجر الاسود و اردوگاه الیرموک موفقیت و دستاوردی است که از منظر نابودی کامل بر بدترین تشکل‌های مسلح اهمیت دارد.

در این راستا روز سه‌شنبه نیروهای انتظامی پس از ورود به منطقه الحجر الاسود پرچم سوریه را بر فراز این منطقه برافراشتند.

عملیات نظامی ارتش سوریه در جنوب دمشق به ویژه در اردوگاه الیرموک و الحجر الاسود علیه داعش از چند هفته پیش آغاز شده و به نظر می‌رسد حال این عملیات دستاوردهای قابل توجهی را برای دولت دمشق به همراه داشته است.

اخراج کاردار آمريکا از ونزوئلا

به نقل از العالم، نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا، کاردار آمریکا در این کشور را اخراج کرد.
مادورو افزود: به زودی مدارکی درباره رفتارهای توطئه گرانه کاردار آمریکا در کاراکاس را ارائه خواهیم کرد. رئیس جمهور ونزوئلا همچنین تصریح کرد، تحریم های آمریکا تجاوز علیه کرامت ملی این کشور و باعث آزار و اذیت مردم است.

۱۲ شرط آمریکا و نابودی کامل ایران

pompeo_2018

طرح اصلی و پشت پرده آمریکا از اعلام شروط 12 گانه جدید برای جلوگیری از اعمال تحریم‌ها بر علیه ایران، در واقع یک بازی تبلیغاتی و تلاشی برای خروج از انزوا و هزینه‌های لغو یکجانبه تعهدات بین المللی خود در برجام که بی اعتمادی جهانی به واشنگتن را موجب شده می باشد.  

الوقت– روز گذشته وزیر خارجه جدید آمریکا در نشست بنیاد هریتیج بلاخره فهرست مفاد درخواستی جدید کاخ سفید از ایران را درباره شروط انجام مذاکرات جدید با تهران اعلام کرد. در این موضوع لازم به یادآوری است که روز 8 می (18 اردیبهشت) دونالد ترامپ خروج یکطرفه آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام کرد. وی همواره از همان دوران کارزار انتخاباتی برجام را توافقی بد و با امتیازات کم برای آمریکا عنوان کرده و بر لزوم بازبینی و انجام مذاکرات جدید با ایران تاکید می‌کرد. اما اکنون و پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، اعلام شروط 12 گانه کاخ سفید از سوی پمپئو را می‌توان در واقع موضوعات و امتیازات درخواستی ترامپ برای حصول توافق مورد نظر با ایران دانست.

با این وجود به نظر می رسد که با تحلیل محتوایی این شروط می‌توان به صورت واقع‌گرایانه‌تری اهداف اصلی و پشت پرده آمریکا از طرح مذاکره جدید با ایران را مشخص کرد.

در شرط اول ذکر شده از سوی وزیر خارجه آمریکا به این موضوع پرداخته شده که ایران باید ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای خود را کنار بگذارد. طبیعتاً پیش فرض این سخن آن است که برنامه هسته ای ایران دارای ابعاد نظامی است و نه صلح آمیز. این در شرایطی است که نه تنها تاکنون هیچ سند واقعی از حرکت ایران به سمت برنامه تولید سلاح هسته ای ارائه نشده است، بلکه آژانس بین المللی انرژی اتمی که داور اصلی و مشروع در نظارت بر برنامه هسته ای کشورهای عضو می‌باشد به صراحت همواره بر ماهیت صلح آمیز و غیرنظامی برنامه اتمی ایران تاکید نموده است. این همچنین در شرایطی است که ایران به طور رسمی پیمان منع اشاعه سلاح های هسته ای (npt) را امضا کرده است.

در شرط دوم از ایران خواسته می شود تا به طور کامل برنامه غنی سازی خود را کنار بگذارد. در این بحث باید یادآور شد که غنی سازی اورانیوم برای تامین سوخت رآکتورهای هسته ای تولید برق و همچنین سایر استفاده های صلح آمیز در صنایع دیگری همچون پزشکی و کشاورزی و … از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی (و به عبارت دیگر جامعه بین المللی) به عنوان حق کشورها برای پیشرفت به رسمیت شناخته شده است و ایران با تکیه بر دانش بومی و در راستای تلاش برای پیشرفت در جهان پر رقابت کنونی، خواستار استفاده از این حق مشروع برای خود بوده و می‌باشد. از طرف دیگر درس تاریخی عدم اعتماد به قدرت‌هایی همچون آمریکا در اجرای تعهدات بین المللی خود، ایران را به اصرار بر تولید سوخت هسته ای در داخل و خودکفایی در این موضوع مصمم‌تر کرده است. استفاده ابزاری از اهرم کالاهای استراتژیک برای پیشبرد اهداف سیاسی یکی از ابزارهای همیشگی آمریکا و غرب بوده است که برای نمونه می توان به صادرات بنزین اشاره کرد که در دوره‌های از صادر کردن آن به ایران خودداری می شد تا اینکه خودکفایی در تولید بنزین این اهرم فشار را از آنها گرفت.

موضوع امکان بازرسی از سایت‌های نظامی بخش دیگری از شروط 12 گانه آمریکا می‌باشد. در تعیین اولویت‌های منافع ملی همواره تامین امنیت و حراست از تمامیت ارضی یک کشور به عنوان اهم منافع ملی شناخته می‌شود. ایران کشوری است که به دلیل اولاً موقعیت استراتژیک و ژئوپلتیک حساس و ثانیاً تعارض منافع استراتژیک با غرب و همچنین وجود رقبای و دشمنان منطقه‌ای که از پیام انقلاب ایران در حاکمیت مردمی و استقلال خارجی ملت‌ها به شدت حراس دارند، نه تنها در طول 4 دهه اخیر بلکه حتی پیش از آن و در طول تاریخ معاصر (بویژه در جنگ جهانی اول و دوم که ایران توسط قدرتها اشغال نظامی شد) همواره مورد تهدید برای تجاوز نظامی قرار داشته است. بر این اساس موضوع بازدید از مراکز نظامی عملاً به معنای آگاهی از اسرار نظامی و دفاعی این کشور خواهد بود که شرایط را برای افزایش مخاطرات امنیتی به شدت فراهم می‌کند. در تعیین حساسیت این موضوع ذکر این مثال کافی است  که چین برای جلوگیری از استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در کره جنوبی موسوم به تاد که با برد راداری گسترده امکان رصد فعالیت های هوایی در عمق خاک چین را به واشنگتن می‌دهد، تمامی تمهیدات لازم را در نظر گرفته است که از جمله فشار بر کره جنوبی برای خروج این سیستم می باشد.

در همین راستا موضوع برنامه موشکی ایران نیز بخش مهمی از استراتژی دفاعی و بازدارنده این کشور محسوب می‌شود که اولاً در جرگه سلاح های متعارف در نظام بین المللی بوده و ثانیاً این موشک‌ها آنگونه که وزیر خارجه آمریکا مدعی شده برای حمل کلاهک‌های هسته‌ای طراحی نشده‌اند.

در بخش دیگری از شروط آمریکا موضوع زندانیان آمریکایی در ایران مطرح شده است. حکومت‌ها در هر کشوری مسئولیت اجرای قانون و حفظ نظم و ثبات در چهارچوب مرزهای رسمی خود را برعهده دارند. همچنین این امر که شهروندان کشورهای خارجی باید به قوانین کشوری که به آن سفر می‌کنند احترام گذاشته و از قوانین آن کشور تخطی نکند امری بدیهی و مرسوم در حقوق بین الملل می‌باشد. بر این اساس همچنان که ممکن است تبعه‌های ایرانی در هر کشوری مانند آمریکا در صورت تخطی از قانون مورد تعقیب و مجازات قرار گیرند، این حق برای حکومت ایران نیز به صورت متقابل وجود دارد. بسیاری از دولت‌ها توافقنامه های مبادله زندانیان و مجرمان را امضا می‌کنند و در مورادی که موضوع حفظ امنیت ملی (همچون جاسوسی) در میان باشد سخت گیری‌های بسیار بیشتری اعمال می‌شود.

در بندهایی دیگر از شرط های اعلامی، وزیر خارجه آمریکا ضرورت پایان بخشیدن به حمایت از گروه‌های تروریستی از سوی دولت ایران عنوان می‌شود. در این موضوع می‌توان به چند اصل مهم اشاره کرد:

1- نخست اینکه تعریف آمریکا و غرب از مفهوم تروریسم و آوردن مصداق گروه‌های تروریستی هیچگاه بدون اغراض سیاسی و مبتنی بر پیشبرد اهداف و سیاست‌های توسعه‌طلبانه و مداخله‌گرایانه در کشورهای جهان بویژه منطقه حساس غرب آسیا نبوده است. قرار دادن حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی در حالی که این گروه‌ها صرفاً به دفاع از سرزمین و کشور متبوع خود در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی می‌پردازند چه معنایی جز استفاده ابزاری از مقوله تروریسم می‌تواند داشته باشد؟ در حالیکه اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان مخالف اجرای طرح ترامپ برای به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی هستند اما آمریکا به صورت یکجانبه و با مشی قلدرمآبانه تمامی مخالفت‌ها و قطعنامه های جهانی را نادیده گرفته و به سود منافع نامشروع اسرائیل که با به راه انداختن جنگ‌های مختلف عامل کشتار کودکان و زنان فلسطینی و لبنانی بوده، حمایت‌های ایران از حقوق مشروع و اخلاقی فلسطینیان را حمایت از تروریسم عنوان می‌کند.

2- نکته دوم در خصوص ادعای حمایت ایران از طالبان و القاعده در افغانستان می‌باشد. تاریخ گواهی می‌دهد که تشکیل این دو گروه در دهه 80 میلادی با برنامه‌ریزی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و پاکستان و با حمایت مالی عربستان سعودی برای مقابله با حضور نظامی ارتش سرخ در افغانستان صورت گرفت. از سوی دیگر ماهیت ایدئولوژیک و تکفیری این گروه‌ها که بر مبنای وهابیت مورد حمایت عربستان سعودی قوام یافته است در تضاد و مخالفت کامل با شیعیان و ایران قرار دارد و سعودی‌ها به همراهی دولتمردان آمریکایی یکی از اصلی ترین وظایف این گروه‌ها را مقابله با نفوذ روز افزون گفتمان انقلاب ایران در میان ملت‌های مسلمان منطقه برنامه ریزی کرده بودند. داعش که نمونه تکامل یافته این گروه‌های تکفیری می‌باشد بر اساس اسناد بسیار زیاد و حتی اذعان هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا، توسط این دولت‌ها تشکیل شد و کشوری که مهمترین مقابله را با گسترش این گروه و مبارزه با دیگر گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق برای به آشوب کشاندن منطقه داشتند ایران بوده است. همچنین اسناد تلاش آمریکا برای انتقال داعش به افغانستان و از آنجا به آسیای مرکزی برای تحت فشار قرار دادن روسیه و چین و کسب بهانه تداوم حضور نظامی در منطقه از سوی مسکو مرتباً افشا می‌شود.

3- بحث حمایت نظامی ایران از انصارلله یمن در شرایطی که این کشور تحت شدیدترین تحریم‌ها و محاصره‌های دریایی، هوایی و زمینی از سوی ائتلاف متجاوزین می‌باشد صرفاً بهانه‌ای برای ناکامی در سه سال کوبیدن بر طبل جنگ از سوی سعودی‌ها و با حمایت آمریکا می‌باشد که منجر به قحطی، کشتار، ویرانی و به روایت سازمان های بین المللی فاجعه انسانی در یمن شده است. این در حالی است که ایران همواره از روند گفتگو و مذاکره میان گروه‌های یمنی و توقف جنگ و کشتار غیرنظامیان حمایت کرده و می‌کند.

خروج از سوریه وعراق به عنوان بخش دیگری از شروط مذاکراتی آمریکا معنایی جز عصبانیت سران کاخ سفید از شکست‌های طرح‌های در نظر گرفته شده برای منطقه نیست که در پی حضور به موقع و مشروع ایران در مقابله با قدرت گیری گروه‌های تروریستی ناکام و عقیم ماند. تجزیه سوریه و عراق به عنوان مراحل نخستین اجرای طرح خاورمیانه بزرگ که در راستای منافع اسرائیل تهیه و تنظیم شده است هدف اصلی آمریکا از تلاش برای سرنگونی نظام های این کشورها بود. ایران هم در سوریه و هم در عراق با دعوت رسمی از سوی دولت‌ این کشورها به حمایت از نیروهای نظامی این کشورها می‌پردازد که آمریکا در پی تضعیف آن است.

اکنون و با توجه به واقعیات می‌توان نتیجه گرفت که طرح اصلی و پشت پرده آمریکا از اعلام شروط 12 گانه جدید برای جلوگیری از اعمال تحریم‌ها بر علیه ایران، در واقع یک بازی تبلیغاتی و تلاشی برای خروج از انزوا و هزینه‌های لغو یکجانبه تعهدات بین المللی خود در برجام که بی اعتمادی جهانی به واشنگتن را موجب شده می باشد. از سوی دیگر ترامپ با این اقدام به امتیازات اقتصادی گسترده‌ای که از دولت‌های عربی همچون عربستان دریافت کرده بود و همچنین حمایت لابی صهیونیستی گسترده در آمریکا که نقش مهمی در پیروزی وی داشتند، پاسخ داد. در واقع برای ترامپ بیشتر از هر طرف دیگری واضح است که این شروط اجرا شدنی نیستند چنانکه آمریکا در طول 4 دهه گذشته با تمام ابزارها و فشارها هرگز توان اجرای آن را نداشت و همچون رویایی برای دولتمردان کاخ سفید باقی ماند.

تاکيد مايک پنس بر خلع سلاح بدون بازگشت کره شمالي

به نقل از خبرگزاری رویترز، مایک پنس معاون رئیس جمهور آمریکا گفت در صورتی که کره شمالی روند قابل تائید و غیرقابل بازگشت خلع سلاح هسته ای را آغاز نکند، آمریکا امتیاز نخواهد داد.

وي با بيان اينکه برنامه‎‎ها برای برگزاری نشست میان دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا و کیم جونگ اون رهبر کره شمالی همچنان در حال پیشرفت است گفت کاخ سفید همچنان اميدوار است اين نشست ماه ژوئن برگزار شود.

وزیر خارجه ونزوئلا تحریمهای جدید آمریکا را دیوانگی و وحشی گری توصیف کرد

به نقل از تلویزیون المیادین ، وزیر امور خارجه ونزوئلا، تحریمهای جدید آمریکا را دیوانگی و وحشیگری توصیف کرد.
خورخه آرآسا( Jorge Arreaza) در بیانیه ای تأکید کرد این تحریمها بر خلاف قانون بین الملل است.
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دستور داد که بر اساس فرمانش قدرت ونزوئلا در چرخش دارایی های دولت این کشور محدود شود.
این جدیدترین اقدام واشنگتن برای خشکاندن منابع مالی دولت ونزوئلا در واکنش به انتخاب مجدد نیکلاس مادروو است.

افشای رشوه ولیعهدهای سعودی و ابوظبی برای تغییر سیاست آمریکا در قبال قطر

خبرگزاری آسوشیتدپرس با استناد به مصاحبه های بیش از 24 نفر و صدها پیام پست الکترونیکی فاش کرد الیوت پرودی بازرگان آمریکایی و یکی ازحامیان مالی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به همراه محمد بن سلمان و محمد بن زاید ولیعهدهای عربستان و ابوظبی کوشیده بود بر سیاست آمریکا تأثیر بگذارد و موضع دولت آمریکا را در قبال قطر تغییر دهد.
تلویزیون الجزیره با اعلام این خبر افزود خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرد الیوت پرودی و جورج نادر بازرگان آمریکایی لبنانی تبار بارها کوشیده بودند از طریق تعریف و تمجید از محمد بن سلمان و محمد بن زاید نزد ترامپ، به طور مستقیم و غیر مستقیم بر کاخ سفید تأثیر بگذارند.
این خبرگزاری افزود پرودی پیش بینی کرده بود قراردادهایی به ارزش بیش از یک میلیارد دلار از سعودی و امارات مقابل فشار به کاخ سفید به دست آورد.
بر اساس اعلام  آسوشیتدپرس، الیوت پرودی و جورج نادر تلاشهای محرمانه ای را برای تأثیرگذاری بر کاخ سفید و کنگره رهبری کردند که باعث شد واشنگتن به «بخشش سیاسی» اقدام کند و این کار در تلاش برای تغییر سیاست کاخ سفید علیه قطر صورت گرفت. پرودی و نادر انتظار داشتند به قرارداد مشاوره بزرگی از سعودی و امارات دست یابند.
پیامهای پست الکترونیکی که این خبرگزاری به آنها دست یافته، شامل خلاصه تلاشها، مستندات و پیشنهادهایی برای عقد قرار داد است.
این خبرگزاری پیش از این اعلام کرده بود پرودی و نادر برای دستیابی به پیش نویس قانونی علیه قطر از طریق کنگره تلاش کرده بودند. این در حالی است که منبع مالی تلاشهایشان را پنهان می کردند.
خبرنگار الجزیره گفت الیوت پرودی تا مدتی پیش معاون رئیس کمیسیون مالی در حزب جمهوری خواه و یکی از افراد بسیار نزدیک به ترامپ بود.
وی افزود جورج نادر نیز خودش را مشاور ولیعهدهای ابوبی و سعودی معرفی می کند.
خبرنگار افزود: بر اساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، این دو تلاشهای محرمانه ای بین تصمیم گیران در کاخ سفید و کنگره به عمل آوردند تا آنها مواضع تندی علیه قطر اتخاذ کنند. آنان این کار را با پیش نویس قانونی در کنگره علیه قطر مطرح کردند و کوشیدند موضع وزارت دفاع آمریکا را در قبال شراکت تاریخی بین آمریکا و قطر تغییر دهند.
خبرنگار الجزیره در ادامه گفت پرودی و جورج نادر کوشیدند در مقابل این کارها امتیاز قراردادهای بزرگی را به دست آوردند که ارزش آنها به یک میلیارد دلار می رسید. این دو، برنامه های سعودی و امارات را در واشنگتن پیش می بردند هرچند در چارچوب قانون نمایندگان خارجی قرار ندارند. بر اساس این قانون هر فرد حقیقی یا حقوقی که در واشنگتن به نفع اجرای برنامه های خارجی کار می کند باید نام خود را در آمریکا ثبت و همه معاملات سیاسی و مالی خود را اعلام کند اما این اتفاق برای این پرودی و نادر رخ نداده است و در نتیجه تبعاتی برای آن دو خواهد داشت.

در دیدار فرزند ترامپ با فرستاده عربستان و امارات چه گذشت؟

پایگاه خبری آمریکایی » slate» گزارشی به قلم اسحاق چوتینر درباره مطلب روز یکشنبه روزنامه نیویورک تایمز درباره برگزاری نشست دوم فرزند دونالد ترامپ با فرستاده عربستان و امارات در برج ترامپ که مورد توجه تیم تحقیقات به سرپرستی رابرت مولر قرار گرفت، منتشر کرد که در این گزارش آمده است: روزنامه نیویورک تایمز روز یکشنبه نوشت که فرزند ترامپ در برج ترامپ نشست دومی را برگزار کرد که مورد توجه تیم تحقیقات به سرپرستی رابرت مولر قرار گرفت. در این نشست نیز که ماه اوت گذشته برگزار شد، تعدادی از افراد شامل اریک پرینس رئیس سابق شرکت امنیتی خصوصی آمریکایی بلک واتر و مشاور مورد اعتماد ترامپ، جورج نادر فرستاده ولیعهد عربستان و امارات و جرج زامل اسرائیلی حضور داشتند. زامل مدعی است که از چگونگی موج سازی در پایگاه‌های اجتماعی آگاهی دارد. وی مدیریت شرکتی را برعهده داشت که در همین زمینه فعال است. در این شرکت افسران سابق اطلاعاتی اسرائیل کار می‌کنند.

دو نفر اول بعدا در نشست دیگری در «سیشل» (کشور کوچکی در آفریقا) شرکت کردند که مورد توجه بسیاری قرار گرفت. علاوه بر این دو نفر، یکی از هم پیمانان ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه نیز حضور داشت. به نوشته نیویورک تایمز، این نشست اساسا برای ارائه کمک به تیم ترامپ برگزار شد. زامل در این نشست استفاده از تخصص شرکتش در کمک به ترامپ را پیشنهاد داد. جرج نادر نیز گفت که حامیانش در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس (محمد بن سلمان ولیعهد عربستان و محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی) تمایل دارند که ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود. روشن نیست که پیشنهاد به کجا رسید و آیا این امر با بقیه تحقیقاتی که تیم مولر انجام می‌دهد، ارتباطی دارد یا خیر.

اما آنطور که روزنامه نیویورک تایمز نوشت، تحقیقات مولر به یافتن نقشی که نادر با امارات بازی کرده و کمک‌هایی که ممکن است به کمپین تبلیغاتی ترامپ ارائه کرده است، محدود نمی‌شود، بلکه وی همچنین به دنبال نقش او در شرکت‌های وابسته به زامل است که ارتباطاتی با روسیه دارد.

گزارش نیویورک تایمز را مارک مازیتی و دیوید کرک پاتریک با همکاری رونین برگمن تهیه کرده است. وی یکی از نویسندگان مجله‌ای که نیویورک تایمز منتشر می کند. وی همچنین مولف کتابی درباره ترورهایی است که اسرائیل انجام می‌دهد. نام این کتاب Kill First: The Secret History of Israel’s Targeted Assassinations است.

در جریان تماس تلفنی اخیر با پرگمن، وی با ما درباره چگونگی فهمیدن گزارش نیویورک تایمز و اینکه آیا اطلاعات بیشتر وجود دارد و نیز ائتلاف‌های متغیر اسرائیل در خاورمیانه بحث و گفت و کرد.

پرگمن گفت: این آخرین گزارش نخواهد بود. فکر می‌کنم که به پوشش موضوع ادامه خواهیم داد. این جزئیات توصیف می‌کند که تحقیقات نه فقط در داخل آمریکا بلکه همچنین در اسرائیل(مناطق اشغالی 1948) چطور انجام شده است. این جزئیات همچنین توصیف می‌کند که محققان به میزان زیادی به آنچه ممکن است در عربستان و امارات روی داده باشد، توجه کرده‌اند.

وی در پاسخ به سوال دیگری گفت: آنچه ما ذکر کردیم این بود که آنها امکان وجود روابطی بین برخی از افراد ذکر شده و روسیه را بررسی می‌کنند. مهمترین شخص در این بخش، جرج نادر است. براساس منابع خود فهمیدیم که نادر نقش بزرگی در برگزاری نشست در سیشل داشته است.

پرگمن در پاسخ به سوالی افزود: بدون اینکه وارد هرگونه جزئیات مشخصی شوم بگذارید بگویم که بسیاری از موفقیت‌های منسوب به موساد که منتشر شده و آنهایی که منتشر نشده است، با همکاری بین سازمان اطلاعات اسرائیل و دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عرب «میانه رو»(عنوانی که درباره حکومت سعودی و رژیم‌های عربی همسو با آن به کار برده می‌شود) در خاورمیانه انجام شده است.

ونزوِئلا زیر فشار امپریالیستهای آمریکا و اروپا

پیروزی قاطع نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا در انتخابات یکشنبه با واکنش عمدتا منفی جهان امپریالیستی و کارگزارانش روبرو شده و ۱۴ کشور کارگزار امپریالیسم آمریکا از جمله آرژانتین، برزیل و کانادا روز دوشنبه  با بهانه گیری روسن و در اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات ونزوئلا (که با نظارت بین المللی بدون تقلب و کاملا آزاد برکزار شد) سفرای خود را از کاراکاس فراخواندند. آمریکا هم تحریم های جدیدی بر این کشور اعمال کرد .

در انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا، نیکلاس مادورو در رای گیری روز یکشنبه برای یک دوره شش ساله دیگر انتخاب شد و هنری فالکون، تنها نامزد جدی مخالفان دست راستی که انتخابات را تحریم نکرده بود، مانند سبزهای ایران نتیجه را نپذیرفت و وزیر خارجه آمریکا هم اعلام کرد که دولت ونزوئلا در سطح بین المللی منزوی تر خواهد شد، مگر آن که روند انتخابات آزاد، منصفانه و شفاف را احیا کند. یعنی هواداران و نوکران آمریکا بردند که هیچ وگرنه تقلب است و تحریم!

خصومت قبل از برگزاری انتخابات

در خصوص دشمنی کشورهای غربی با دولت ونزوئلا می توان گفت که حتی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا، کانادا، اتحادیه اروپا، و بیش از ۱۰ کشور آمریکای لاتین اعلام کرده بودند که نتیجه را نمی پذیرند و اکنون علاوه بر کشورهای یاد شده مکزیک، کلمبیا، شیلی، پاناما و پرو هم روابط با ونزوئلا را کاهش داده اند.

با این حال بسیاری از کشورهای مستقل دنیا ار جمله روسیه، چین، کوبا، بولیوی و السالوادور این پیروزی را به مادورو تبریک گفته اند.

در همین رابطه پکن از همه طرف ها خواسته به انتخاب مردم ونزوئلا احترام بگذارند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، هم ابراز امیدواری کرد که در حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشورش موفق شود.

«الکسنادر یوشچنکو» معاون دومای روسیه  نیزاعلام کرده انتخابات ریاست جمهوری اخیر ونزوئلا نمایانگر پیروزی مردم ونزوئلا در برابر تلاش‌های آمریکا برای تغییر ساختار سیاسی این کشور آمریکای لاتین بود.

یوشچنکو در پیامی به مناسبت انتخابات ونزوئلا، اعلام کرد: مردم ونزوئلا بار دیگر در برابر سازمان سیا که در کشورشان فعالیت می‌کند، پیروز شده‌اند. ونزوئلایی‌ها، به‌رغم همه تبلیغاتی که آمریکایی‌ها برای تغییر رژیم در ونزوئلا انجام می‌دهند، راهی را که «هوگو چاوز» آغاز کرده است، حمایت می‌کنند.

وی همچنین خاطرنشان کرد «نیکولاس مادورو» در طول این مدت تحت فشار زیادی بوده است؛ تلاش‌های بسیاری برای سرنگونی دولت او انجام شد اما مردم ونزوئلا هر بار نشان دادند این قبیل اقدامات نمی‌تواند در برابر آن‌ها کارساز باشد.

واکنش گروه کارگزار امپریالیستی لیما

گروه لیما متشکل از ۱۴ کشور قاره آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد که مشروعیت انتخابات ریاست‌جمهوری ونزوئلا را نمی‌پذیرد، نتیجه انتخابات را هم به رسمیت نمی‌شناسد و سطح روابط دیپلماتیک خود را نیز کاهش می‌دهد.

آرژانتین، برزیل، کانادا، کلمبیا، کاستاریکا، گواتمالا، هندوراس، مکزیک، پاناما، پاراگوئه، پرو، شیلی، گینه و سنت لوسیا اعضای گروه لیما هستند.

این گروه در بیانیه خود که روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت در خمایت از آمریکا منتشر شد، گفته که «نگران وضعیت بحران انسانی» در ونزوئلا و مهاجرت‌های گسترده است و وعده داده که با همکاری نهادهای مالی بین‌المللی، به فساد مالی دولت ونزوئلا پایان داده و جلوی وام به دولت را بگیرند.

واکنش آمریکا

در واکنش به نتیجه انتخابات ونزوئلا، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، دوشنبه یک رشته تحریم های جدید علیه ونزوئلا وضع کرد.

دستورالعمل ترامپ خرید و فروش هرگونه اوراق قرضه دولت ونزوئلا را برای شهروندان یا شرکت های آمریکایی ممنوع اعلام کرده است. همچنین حضور آنها در هرگونه مبادله مالی مرتبط با فروش یا انتقال دارایی های دولت ونزوئلا غیرقانونی شده است.

مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز دوشنبه (۲۱ مه) وعده اقدامات قاطع اقتصادی و دیپلماتیک علیه ونزوئلا را داد و مایک پنس، معاون ریاست جمهوری آمریکا، هم دوشنبه انتخابات ونزوئلا را ساختگی خواند و گفت واشنگتن در برابر تحولات جاری در ونزوئلا منفعل نخواهد ماند.

اما «ژرژ آریازا» وزیر خارجه ونزوئلا روز دوشنبه در اظهارات کوتاهی در کاخ ریاست جمهوری این کشور تاکید کرد: تحریم های جدید آمریکا که توانایی ونزوئلا در نقد کردن دارایی ها و بدهی هایش در آمریکا را محدود می کند، تدابیری غیرقانونی است.

وی در ادامه افزود: این تحریم ها، اقداماتی جنون آمیز، بیرحمانه و در تناقض کامل با قوانین بین المللی است.

ونزوئلا پیش از این نیز با بحران اقتصادی و اجتماعی گسترده ای روبرو شده که از سوی آمریکا و اروپا به این کشور تحمیل شده است و کاراکاس این بحران را بدرستی توطئه آمریکا و سایر قدرت های امپریالیستی دانسته است. دولت کاراکاس می‎گوید قصد آمریکا از طرح اتهامات بی‎اساس و اعمال تحریم‎های جدید علیه مقامات دولتی ونزوئلا، تخریب روند انتخاباتی این کشور است.

در فروردین ماه سال جاری واشنگتن در نشست کشورهای آمریکایی که در شهر «لیما» پایتخت پرو تشکیل شد، از رهبران منطقه آمریکای جنوبی خواسته بود تا قدم‌های محکم‌تری در راه منزوی کردن نیکلاس مادورو رئیس جمهوری ونزوئلا بردارند که با انتشتر بیانیه برداشتند.

در دهه گذشته روی کار آمدن حکومت های مردمی، مستقل و چپگرای ضد امپریالیست در آمریکای لاتین موجب شده بود تا آمریکا حیات خلوت خود را از دست بدهد اما در سال های اخیر با تغییر رهبران در این کشورها و دسیسه های واشنگتن، اوضاع رفته رفته به نفع ایالات متحده در حال تغییر است و فشارهای آمریکا بر ونزوئلا و حمایت های واشنگتن از اعتراضات ضد دولتی در این کشور نیز با هدف همسو کردن کاراکاس با واشنگتن انجام می شود.

تلفات غیر نظامیان در افغانستان افزایش یافته است

به نقل از افق، اداره بازرسی آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار)  از افزایش تلفات غیرنظامیان در سه ماه نخست سال جاری خبر داد و گفت که در این مدت ۲ هزار و ۲۵۸ غیر نظامی در افغانستان کشته و زخمی شده‌اند.

در گزارش تازه سیگار آمده است٬ این آمار نسبت به سال قبل افزایش تلفات غیر نظامیان را نشان می‌دهد. در این مدت٬ ۷۶۳ غیرنظامی کشته و هزار و ۴۹۵ تن دیگر زخمی شده‌اند.

در ادامه گزارش آمده است٬ در سال ۲۰۱۸ در حملات زمینی تلفات غیرنظامیان ۱۵ درصد کاهش یافته اما تلفات آنان در حملات انتحاری افزایش داشته است.

بر اساس این گزارش٬ بیشترین تلفات به غیر نظامیان در سال ۲۰۱۸ در نتیجه حملات انتحاری وارد شده است؛  حملات انتحاری بیش از ۳۰ درصد تلفات را در بر می‌گیرد.

این درحالی است که شهر کابل و ولایات دیگر افغانستان طی چند ماه اخیر٬ شاهد حملات خونین انتحاری بوده‌است؛  بیشتر قربانیان این حملات غیر نظامیان بوده‌اند.

نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل همواره از طرف‌های درگیر در این کشور خواسته‌اند تا از تلفات غیر نظامیان جلوگیری کنند.

یوناما در گزارش اخیر خود اعلام کرد که مخالفان دولت افغانستان مسئول ۶۷ درصد تلفات غیر نظامیان بوده اند اما در گزارش تازه سیگار٬ طالبان مسئول ۵۰ درصد تلفات معرفی شده است.

همچنین در این گزارش٬ داعش مسوول ۱۱ درصد، نیروهای امنیتی افغانستان ۱۸ درصد و گروه‌های مسلح ناشناس مسئول ۴ درصد معرفی شده‌اند. شماری از غیرنظامیان دیگر نیز در درگیری‌های مسلحانه نیروهای امنیتی افغانستان و طالبان کشته شده‌اند.

خبرنگاران برای حضور در مراسم تعطیلی مرکز اتمی آزمایشی وارد کره شمالی شدند

شماری از خبرنگاران غربی و چینی برای حضور در مراسم تعطیلی یک مرکز اصلی آزمایش‌های هسته‌ای کره شمالی وارد این کشور شده‌اند.

طبق گزارش‌ها، مقام‌های کره شمالی به خبرنگاران کره جنوبی اجازه نداده‌اند تا در این مراسم شرکت کنند.

کره جنوبی در واکنش از این که به خبرنگاران این کشور اجازه بازدید داده نشده، ابراز تاسف کرده است.

در حاشیه نشست رهبران دو کره در آوریل، دولت کره شمالی گفت از خبرنگاران و متخصصان دعوت خواهد کرد تا در مراسم تعطیلی این مرکز آزمایش‌های هسته‌ای حضور یابند.

حضور خبرنگاران خارجی در کره شمالی در حالی است که بروز تنش های اخیر میان کره شمالی و آمریکا روند خلع سلاح این کشور را با مشکلدر هاله ای از ابهام فرو برده است.

انتخابات ونزوئلا بازتاب دهندۀ اراده خلق

venezuela_flage1

 منبع: تله‌سور
تارنگاشت عدالت

نمایندگان «شورای کارشناسان انتخاباتی آمریکای لاتین» («سیلا») اعلام کردند که نتایج انتخابات ۲۰ مه ونزوئلا باید به رسمیت شناخته شود، زیرا اراده مردمی ابراز شده از سوی خلق را نمایندگی می‌کند.

کمیسیون بین‌المللی که برای نظارت بر روند انتخاباتی ونزوئلا در کشور مستقر شده بود، در یک کنفرانس مطبوعاتی در کنار دلسی رودریگز، رییس مجلس ملی نمایندگان اطمینان داد که تصمیم برخی کشورها برای نادیده گرفتن نتایج انتخابات انگیزه سیاسی دارد.

نیکانور موسکوسو، رییس «سیلا» گفت: «از نقطه نظر فنی، ما تا به امروز هیچ عنصری که روند انتخابات را خدشه‌دار کند، ندیده ایم. ما باید تأکید کنیم که این انتخابات باید به رسمیت شناخته شود، زیرا نتیجه اراده مردم ونزوئلاست.»

«سیلا» که مرتباً برای انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی ناظرانی به کشورهای آمریکای لاتین می‌فرستد، تأکید کرد ونزوئلا تنها کشوری است که روندهای رأی‌گیری خود را دقیقاً تحت بررسی قرار می‌دهد.

رودریگز به نوبه خود گفت: «مردم ونزوئلا علی‌رغم دشواری‌ها، [نظر] خود را ابراز نمودند و به صلح و همبستگی رأی دادند.»

در حالی‌که بسیاری کشورها در آمریکای لاتین و جاهای دیگر- مانند کوبا، بولیوی، ال سالوادور، نیکاراگوئه، ایران، روسیه و چین- انتخابات ونزوئلا را به رسمیت شناخته و به رییس‌جمهور نیکولاس مادورو تبریک گفته اند، دولت‌های راستگرا رأی را «نامشروع» نامیده به تکرار اظهارت ایالات متحده، کانادا و دیگر کشورهایی متوسل شدند که حتا پیش از برگزاری انتخابات روند انتخابات و نتیجه آن‌را رد کرده بودند.

به اصطلاح «گروه لیما»- پرو، آرژانتین، برزیل، مکزیک، پاناما، پاراگوئه، سانتا لوشیا، کلمبیا، هندوراس، کستاریکا و گواتمالا، به علاوه کانادا روز دوشنبه بیانیه‌ای منتشر کردند و در آن مشروعیت انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا را انکار کردند. این بیانیه می‌گوید کشورهای متبوع آن‌ها سفرای خود را برای مشاوره از ونزوئلا فراخواهند خواند و برای هماهنگ کردن یک پاسخ منطقه‌ای به چیزی که آن‌ها «بحران» در ونزوئلا می‌نامند، یک نشست برگزار خواهد کرد.

آن‌ها هم‌چنین گفتند که قطع‌نامه جدیدی را درباره «وضعیت» در ونزوئلا تهیه خواهند کرد.

در عین‌حال، دولت ایران بیانیه‌ای صادر کرد و گفت انتخابات ونزوئلا «علی‌رغم فشار داخلی و تهدیدات و تحریم‌های خارجی، یک پیروزی بزرگ و یک دست‌آورد برای دمکراسی در ونزوئلاست.»

به همين سان، روند انتخابات مردمی ونزوئلا موجب خشم ایالات متحده شده است. مایک پنس، معاون رییس‌جمهور و مایک پومپئو وزیر امور خارجه ایالات متحده گفتند رأی‌گیری روز یک‌شنبه به اقدامات «اقتصادی و دیپلماتیک» فوری منجر خواهد شد.

پنس در بیانیه‌ای گفت: «انتخابات ونزوئلا یک مضحکه غیرآزاد و غیرمنصفانه بود»، و از یاد برد که رییس او-دونالد ترامپ رییس‌جمهور ایالات متحده- آرای سراسری را باخت و توسط یک اقلیت نخبه‌گرا در کالج انتخابانی برگزیده شد.

بنا به گزارش رویترز، او گفت: «ایالات متحده در حالی‌که ونزوئلا فرومی‌پاشد، و بینوایی مردم دلیر آن ادامه دارد بیکار نخواهد نشست… رژیم مادورو باید اجازه بدهد کمک‌های بشردوستانه وارد ونزوئلا شود و باید به مردم خود گوش فرادهد.»

آخرین گزارش «شورای انتخاباتی ملی ونزوئلا» اعلام کرد که آرای رییس‌جمهور مادورو در انتخابات دیروز بیش‌تر از شش میلیون است. «شورای انتخاباتی ملی ونزوئلا» یک‌شنبه شب آرای مادورو را ۵٫۸ میلبون اعلام کرده بود.

ساندرا اوبلیتاس، معاون «شورای انتخاباتی ملی ونزوئلا» اطلاع داد که مادورو ۶ میلیون و ۱۹۰ هزار و ۶۱۲ رأی و رقیب او-هنری فالکون، فرماندار سابق- ۱ میلیون و ۹۱۷ هزار و ۳۶ رأی کسب کرده اند.

https://www.telesurtv.net/english/news/Ceela-Electoral-Experts-Say-Venezuela-Vote-Reflects-Will-of-the-People-Must-Be-Respected-20180521-0017.html

کناره‌گیری روحانی بهتر از انفعال است

علی صوفی وزیر تعاون دولت اصلاحات: انفعال آقای روحانی بی‌تاثیر نبوده است، اگر آقای روحانی همچنان فعال، محکم و مقاوم ایستادگی می‌کرد وضع کشور قطعا بهتر از الان بود. رییس‌جمهور اگر رییس‌جمهوری باشد که پای تعهداتش بایستد ولو اینکه مجبور به کناره‌گیری هم شود، خیلی بهتر است تا اینکه منفعل باشد و اوضاع کشور در حالت بلاتکلیفی باشد. حتی اگر آقای روحانی مانند دوره اول خود رفتار می‌کرد قطعا بهتر از الان بود. اما همه متغییرها، متغییرهای دولت نیست، بلکه متغییرهای دیگری هم هست که بلافاصله بعد از برجام کاری کردند که برجام عملیاتی نشود. آقای روحانی از این گروه به نام کاسبان تحریم یاد کرد و با الفاظ متفاوتی آنها را مورد خطاب قرار داد. به هر حال اینها واقعیت است که عده‌ای هم در کشور ما هستند که همان اوضاع نابسامان دوره احمدی‌نژاد برای آنها ایده‌آل بوده است. آنها بیکار ننشستند و به کار خود ادامه دادند. شانزده میلیون رایی هم که آقای رییسی آورد رای کمی نبود و آن جریان همچنان با قوت به کار خود ادامه داد و کارشکنی کرد. اما به هر حال همه چیز این نبود مخصوصا این موضوع اهمیت زیادی دارد که آقای روحانی هر چه بیشتر شفاف عمل می‌کرد، می‌توانست امیدواری را در مردم بیشتر کند و حداقل مردم آگاه می‌شدند که چه کارهایی امکان‌پذیر و چه کارهایی امکان‌پذیر نیست./اعتماد انلاین

صادق زیباکلام: آنقدر ثروتمندهستم که به حقوق دانشگاه نیاز نداشته باشم

صادق زیباکلام به یک روزنامه گفت: برخلاف همه در جمهوري اسلامي كه دوست دارند بگويند مستضعف هستيم، از طرف خانواده پدري و مادري بسيار ثروتمندم و اگر حقوق دانشگاه را هم نگيرم، با فرزندانم تا آخر عمر مي‌توانيم خيلي راحت زندگي كنيم.۲۵ سال دانشكده حقوق، چند سال دانشكده فني و ٧ سالي هم مرخصي بدون حقوق براي دكترا گرفته بودم. من استاد تمام هستم و قرار بود كه با استاد تمام منعطف‌تر برخورد شود. در دوران آقاي احمدي‌نژاد كه خيلي از اساتيد را به دلايل سياسي بازنشسته كردند، چنين بحثي مطرح بود. من معتقدم اصلح‌ترين مرجع براي تشخيص بازنشستگي گروه‌هاي آموزشي هستند.اگر گروه علوم سياسي بگويد من توانمندي ندارم، من مي‌روم و پشت سرم را نگاه نمي‌كنم. اما در صورتي كه گروه علوم سياسي بر توانايي تدريس من اذعان كند، اعتراض قانوني به تصميم رييس دانشگاه خواهم كرد./ اعتماد

واکنش ایران به طرح «خروج نیروهای خارجی از سوریه»

بهرام قاسمی صبح امروز در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه مقامات روس اعلام کردند که نیروهای خارجی در سوریه باید از این کشور خارج شوند و آیا ممکن است روسیه، ایران را مجبور کند که از سوریه خارج شود؟ تصریح کرد: کسی نمی‌تواند ایران را مجبور به کاری کند. ایران کشوری مستقل است که سیاست‌های خود را بر اساس منافع ملی خود در منطقه و جهان تعیین می‌کند.وی ادامه داد: حضور ایران در سوریه بنا به دعوت دولت سوریه انجام شده است و هدف اصلی ما مبارزه با تروریسم و سرکوب تروریسم در این کشور است به نحوی که تمامیت ارضی این کشور حفظ شود.وی افزود: تا زمانی که نیاز باشد و خطر تروریسم در منطقه وجود داشته باشد و دولت سوریه از ایران بخواهد که به این دولت کمک کند، ایران به کمک‌های خود به دولت سوریه ادامه می‌دهد.قاسمی افزود: آنهایی باید از سوریه خارج شوند که بدون اجازه دولت سوریه به سرزمین و قلمروی این کشور وارد شده‌اند و تمامیت ارضی این سرزمین را نقض کرده‌اند.

تمایل عربستان برای خرید گنبد آهنین از اسرائیل

مرکز اسرائیلی بگین در پژوهشی ضمن اذعان به خطرناک و دقیق بودن موشک های انصارالله یمن به تمایل سعودی ها برای خرید سامانه های دفاع موشکی از تل آویو و راز نزدیک شدن ریاض به مسکو پرداخته است.

به گزارش المسیره، بر اساس مطالعات به عمل آمده از سوی یک مرکز پژوهشی رژیم اسرائیل به خطرناک بودن موشک یمنی ها به سبب دقتی که این موشک ها در اصابت به هدف دارند، اشاره شده است.

مرکز مطالعات راهبردی بگین رژیم صهیونیستی وابسته به دانشگاه بار ایلان در پژوهشی اذعان کرد: موشک های بالستیکی که از سوی حوثی ها شلیک می شود بسیار خطرناک از حیث اصابت دقیق به هدف و توسعه فناوری آن هستند.

این مرکز اسرائیلی مدعی شد که یمنی ها این موشکها را از ایران و کره شمالی به دست آورده اند.

در پژوهش این مرکز اسرائیلی آمده است: اسرائیل می تواند که بازار سلاح سعودی حضور داشته باشد و نقش بزرگی در تجهیز ریاض به سامانه تسلیحاتی برای مقابله با چالشهای امنیتی که با آن روبرو است، ایفا کند. تهدیداتی که عمق خاک سعودی به دنبال شلیک موشکهای انصارالله یمن را هدف قرار می دهد سبب افزایش فرصت به منظور گرایش عربستان برای خرید سامانه دفاع هوایی از اسرائیل برای مقابله با این موشکها می شود.

در این پژوهش که از سوی «دلینا نووشال» پژوهشگر صهیونیست آماده شده است به تمایل سعودی ها برای تجهیز خود به سامانه دفاع موشکی ساخت صهیونیستها به ویژه گنبد آهنین و سامانه ترووی اشاره شده و این تمایل را تحولی بزرگ در روابط میان تل آویو و ریاض توصیف کرده است.

استقبال اسرائیل، بحرین و امارات از استراتژی جدید آمریکا در برابر ایران/ طرح‌هایی در کنگره آمریکا برای جلوگیری از تضعیف تحریم‌های ایران توسط اروپا/ پنتاگون: در حال بررسی اقدامات احتمالی در برابر ایران هستیم/ موگرینی: تا ایران به برجام پایبند است اروپا به آن متعهد می ماند

بر اساس این پژوهش سال نقطه تحول بزرگی در روابط میان تل آویو و ریاض محسوب شده و آمده است که عربستان به دنبال استفاده از روابط خود با رژیم صهیونیستی برای تقویت قدرت بازدارندگی و بهبود توان خود برای مقابله با نقش ایران در منطقه است.

در پژوهشی که این مرکز صهیونیستی منتشر کرده تاکید شده که عربستان می تواند عرصه ای برای آزمایش توان سامانه های دفاع هوایی باشد.

در این پژوهش آمده است: درک نیاز به تقویت سامانه دفاع هوایی سبب شد که ملک سلمان در ماه اکتبر به روسیه برود و قراردادی به ارزش سه میلیارد دلار امضا کند که مسکو به موجب آن متعهد به تجهیز ریاض به سامانه پیشرفته اس ۴۰۰ شود. میل به خرید سلاح از روسیه به تمایل ریاض برای توسعه همکاری میان مسکو و ریاض در بسیاری از زمینه ها و از جمله مهار بحران های منطقه ای مربوط می شود. سعودی ها به نزدیک شدن به روسها دلبسته اند تا از آن برای فشار به انصارالله استفاده کنند.

بر اساس این پژوهش رژیم اسرائیل ؛ سعودی ها در حال حاضر به سامانه آمریکایی پاتریوت برای مقابله با موشک هایی که یمنی ها شلیک می کنند، تکیه کرده اند. جدای از آن سعودی ها در سال ۲۰۱۵ سامانه دفاع هوایی تاد را به ارزش ۱۵ میلیارد دلار خریده اند.

طرح‌هایی در کنگره آمریکا برای جلوگیری از تضعیف تحریم‌های ایران توسط اروپا

منابع آگاه روز دوشنبه گفته‌اند نمایندگان کنگره آمریکا در حال بررسی طرح‌هایی برای مقابله با «قوانین بازدارنده» اتحادیه اروپا هستند.

منابع آگاه روز دوشنبه گزارش داده‌اند قانونگذاران آمریکایی در حال رایزنی برای اتخاذ تدابیری جهت جلوگیری از اقدام احتمالی کشورهای اروپایی برای دور زدن تحریم‌های آمریکا علیه ایران در دوران پسابرجام هستند.

«واشنگتن‌فری‌بیکن»، از رسانه‌های آمریکایی نزدیک به نومحافظه‌کاران آمریکا گزارش داده نمایندگان کنگره در حال بررسی یک سند سیاست‌گذاری هستند که در آن سازوکارهای برخورد با کشورهای اروپایی، در صورت تضعیف نظام تحریم‌های آمریکا علیه ایران تشریح شده است.

به‌نوشته «واشنگتن‌فری‌بیکن»، نمایندگان کنگره در یک یادداشت سیاستی نقشه‌راهی برای مقابله با اقدام دولت‌های اروپایی و تحریم احتمالی بانک توسعه اروپا تدوین کرده‌اند. این سند که توسط «ریچارد گلدبرگ»، از مشاوران ارشد در مؤسسه جنگ نرم آمریکایی، «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» نوشته شده، خواستار قطع دسترسی «بانک توسعه اروپا» به نظام مالی آمریکا در صورت نقض تحریم‌های آمریکا شده است.

در این سند همچنین آمده است: «امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه روز پنجشنبه پذیرفت که باید به شرکت‌های اروپایی اجازه داد خودشان تصمیم بگیرند بدون دستور اتحادیه اروپا چه‌کار خواهند کرد». واشنگتن‌فری‌بیکن نوشته این اظهارات ماکرون نشان می‌دهد قوانین بازدارنده تنها اقدامی نمادین هستند.

استقبال تیم اسرائیل، بحرین و امارات از استراتژی جدید آمریکا در برابر ایران

استقبال اسرائیل، بحرین و امارات از استراتژی جدید آمریکا در برابر ایران، طرح‌هایی در کنگره آمریکا برای جلوگیری از تضعیف تحریم‌های ایران توسط اروپا، اعلام حمایت پنتاگون از استراتژی آمریکا در برابر ایران و تمایل سعودی‌ها برای خرید گنبد آهنین از اسرائیل از جمله مهم ترین خبرها و رویدادهای خاورمیانه در 24 ساعت گذشته بوده اند. در این میان، باید به اعلام حمایت موگرینی از برجام در مقابل اظهارات پمپئو نیز اشاره کرد.

به گزارش تابناک، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پاسخ به یاوه گویی های وزیر خارجه آمریکا تاکید کرد این اتحادیه تا زمان پایبندی ایران به توافق هسته ای، متعهد به اجرای آن است.

روز دوشنبه «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا طی سخنانی تند به تکرار ادعاهای پیشین مقامات این کشور علیه ایران پرداخت و تهدید به اعمال تحریم های ضدایرانی شدیدتری کرد.

در واکنش به این ادعاها «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای تاکید کرد اتحادیه اروپا همچنان به برجام پایبند مانده و خواسته های خود از ایران را از طریق دیگری پیگیری می کند.

در این بیانیه آمده است: به سخنرانی امروز وزیر خارجه آمریکا گوش دادیم، مخاطب سخنان «مایک پمپئو» نه تنها ایران که تمامی طرف های حامی برجام بود.

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) یک دستاورد بزرگ در عرصه بین المللی است که تضمین می کند فعالیت هسته ای ایران به شکل صلح آمیز باقی بماند.

این توافق حاصل بیش از یک دهه مذاکره پیچیده بوده و توازن صحبح را ایجاد می کند. همانطور که آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرده، ایران به تعهدات خود طبق برجام، عمل کرده است.

آژانس همچنین تایید کرده که طبق توافق هسته ای، به تمامی مراکز هسته ای ایران به منظور انجام ماموریت نظارتی خود، دسترسی داشته است.

اتحادیه اروپا تا زمانی که ایران به تعهداتش پایبند باشد، متعهد به اجرای کامل برجام است. این یک توافق بین المللی بوده و به تایید شورای امنیت رسیده از این رو جامعه بین الملل انتظار دارد که تمامی طرف ها به تعهدات خود پایبند بمانند.

از جمله این تعهدات، عادی سازی مناسبات تجاری و اقتصادی است که باید طبق توافق از سوی کشورهای امضا کننده آن، رعایت شود.

برجام به تمامی موضوعات و نگرانی ها در خصوص ایران نمی پردازد از این رو اتحادیه اروپا نگرانی ها در خصوص نقش منطقه ای ایران، رعایت نشدن حقوق بشر و دیگر مسائل را از طریق دیگری پیگیری می کند.

آل خلیفه بر حمایت کامل خود از راهبرد آمریکا در قبال ایران تاکید و مدعی شد: ما در مقابله با خطر ایران با واشنگتن در یک صف قرار داریم. ایران باید فورا حمایت از تروریسم و دخالت در امور کشورهای منطقه را متوقف کند.

این وزیر اماراتی در صفحه خود در توئیتر اتهامات همیشگی خود علیه جمهوری اسلامی ایران را تکرار کرد و گفت: اظهارات وزیر خارجه آمریکا درباره سیاست‌های ایران دقیق است و استراتژی اعلام‌شده توسط پامپئو نتیجه رفتارهای ایران در منطقه است.

«انور قرقاش» وزیر مشاور دولت امارات نیز با اعلام حمایت از اظهارات امروز مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا علیه ایران اعلام کرد که «استراتژی محکم پمپئو نتیجه رفتارهای ایران در منطقه است.»

قرقاش افزود: پس از توافق هسته ای شاهد دخالت های بی سابقه ایران بودیم و زمان آن فرا رسید، تهران دریابد که رفتارهای آن قابل قبول نیست.

بنیامین نتانیاهو نیز سخنرانی دوشنبه مایک پامپئو علیه ایران را ستود و خواستار پیروی بقیه کشورها از سیاست‌های واشنگتن شد.

اذعان نهاد نظارتي آمريکا به شکست اين کشور در افغانستان

یک نهاد نظارتی دولت آمریکا روز دوشنبه گزارش داد راهبرد جدید دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا پیشرفت اندکی در برابر شورشیان طالبان داشته و باعث شده است افغانستان هفده سال پس از یورش آمریکا همچنان کشوری خطرناک و پرنوسان باشد.
به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن، این گزارش با اظهارات پاییز گذشته ارتش آمریکا که اعلام کرده بود افغانستان با حمایت آمریکا شرایط را تغییر داده و دست بالا را علیه طالبان کسب کرده است تناقض دارد.
این گزارش که به وسیله بازرس عمومی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)، وزارت امور خارجه و آژانس توسعه بین الملل آمریکا تهیه شده است به تصمیم دولت برای اعزام مستشاران نظامی به منظور همکاری با نیرو‌های افغان انتقاداتی وارد می‌کند.
گزارش بازرس عمومی با اشاره به حملات مرگبار طالبان به خصوص حمله هفته گذشته در استان غربی فراه در مرز با ایران اعلام کرد، نیرو‌های افغان پیشرفت اندکی داشته اند.

پنتاگون: در حال بررسی اقدامات احتمالی در برابر ایران هستیم

به نقل از رویترز، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا می‌گوید که نظامیان آمریکایی گام‌ها [اقدامات] لازم برای مقابله با رفتار ایران در منطقه را اتخاذ خواهند کرد و همچنان در حال بررسی اتخاذ اقدامات نوین یا تقویت اقدامات جاری هستند.

سرهنگ رابرت منینگ، سخنگوی پنتاگون گفت: «ما تمامی گام‌ها ‌[اقدامات] لازم برای رسیدگی به نفوذ بدخیم ایران در منطقه را اتخاذ خواهیم کرد … ما در حال بررسی این مسئله هستیم که آیا لازم است اقدامات کنونی را افزایش دهیم یا اقدامات جدیدی را اجرا کنیم».

این اظهارات ستیزه‌جویانه در شرایطی بیان می‌شود که مایک پامپئو، وزیر خارجه آمریکا ساعتی پیش ایران را به اعمال سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ تهدید کرد.

سی‌ان‌ان: سخنرانی پامپئو کاملاً در خدمت تائید گفته های رهبران سیاسی ایران بود

پایگاه اینترنتی شبکه خبری «سی‌ان‌ان» در گزارشی به بررسی سخنرانی «مایک پامپئو» وزیر امور خارجه آمریکا درباره استراتژی جدید واشنگتن در قبال ایران پرداخت.

سی ان ان در این گزارش نوشت: دوشنبه صبح مایک پامپئو در بنیاد هریتیج در واشنگتن سخنرانی با این موضوع داشت: «پس از توافق: استراتژی جدید ایران». پامپئو در سخنرانی 26دقیقه‌ای خود استراتژی‌ای را ترسیم کرد که به‌طور خلاصه می‌توان این‌طوری آن را بیان کرد «هرچه را می‌گوییم را انجام دهید وگرنه ما شما را خرد می‌کنیم». این سخنرانی نخستین تفسیر شفاف سیاست آمریکا در برابر ایران از زمانی است که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا خارج شدن واشنگتن از برنامه جامع اقدام مشترک را اعلام کرده است. در حال حاضر سیاستمداران دولت ترامپ توافق جدیدی را در ذهن دارند که به‌صورت مؤثری نیازمند تغییر ماهیت نظام حاکم در ایران در قبال اصول مرکزی سیاست خارجی خود است.

بر اساس استراتژی‌ای که توسط پامپئو ارائه شد، آمریکا دور جدیدی از تحریم‌های شدید را علیه ایران اعمال خواهد کرد به‌گونه‌ای که ایران باید برای زنده نگه داشتن اقتصاد خود مبارزه کند و در این صورت ایران به‌صورت مسالمت‌آمیز هر آنچه را آمریکا می‌خواهد خواهد داد و ماهیت نظام خود را تغییر می‌دهد. البته اهداف آمریکا از استراتژی جدید خود ستودنی است. آمریکا و خاورمیانه درصورتی که خواسته‌های آمریکا اجابت شود بهتر خواهد بود اما سیاست خارجی باید در واقعیت‌ها و نه توهمات ریشه داشته باشد. اگر آمریکا در توافق هسته‌ای با ایران باقی می‌ماند و طی مدت زمان به ایجاد اعتماد با ایران می‌پرداخت ممکن بود که به توافقی درباره موضوعات دیگر دست یابد، اما خروج از برجام به‌صورت مؤثر هرگونه شانس برای توافق بیشتر با ایران را از بین برد.

هنوز مشخص نیست که پامپئو چگونه انتظار دارد که استراتژی جدیدش با موفقیت همراه باشد. تحریم‌های آمریکا تنها در صورتی خردکننده خواهد بود که بقیه کشورهای جهان نیز از آمریکا تبعیت کنند و در حالی که آمریکا ممکن است روابط خود با کشورهای اروپایی برای مجبور کردن آنها به تبعیت را به‌خطر بیندازد اما کارآمد بودن این تاکتیک در مجبور کردن روسیه و چین سخت خواهد بود.

سخنرانی پامپئو فقط در این زمینه موفق بود که شواهد کافی را به مقامات ایران بدهد که به مردم خود بگویند آمریکا به‌دنبال ضربه زدن به ایران است.

شکنجه گر ترامپ به عنوان رئیس مخوف ترین سرویس جاسوسی جهان سوگند خورد

به نقل از رویترز، جینا هاسپل در مراسمی با حضور دونالد ترامپ، رئیس جمهور، مایک پنس معاون رئیس جمهور و مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا به عنوان رئیس جدید سازمان سیا سوگند یاد کرد.

جینا هاسپل رئیس جدید سیا، در مراسم سوگند خود طی سخنانی ،افزایش مهارت زبان ها خارجی، تقویت همکاری های سازمان سیا در سطح بین المللی و داخلی و بکارگیری افسران بیشتر در عرصه خارجی را به عنوان مهمترین اولویت های خود در دوره ریاستش بر سیا اعلام کرد. وی از مبارزه (ادعایی) با تروریسم به عنوان یکی دیگر از اهداف اصلی سیا نام برد.

رئیس مرکز امنیت بین الملل روسیه: سخنان پمپئو حکايت از عمق جهالت و ناداني وي است

رئیس مرکز امنیت بین الملل روسیه گفت س­خنان امروز مایک پمپئو درباره ایران، بیانگر جهل و تاریک اندیشی کاخ سفید و دستگاه سیاست خارجی امریکاست.

آلکسی آرباتوف در گفتگو با خبرگزاری ریانووستی گفت سخنرانی وزیر امور خارجه آمریکا از عمق جهالت و نادانی مایک پمپئو و کاخ سفید حکایت دارد.
وي به اظهارات ماجراجویانه وزیر امور خارجه امریکا واکنش نشان داد و گفت در صورتی که با تلاش روسیه، چین و ۳ کشور اروپایی، برجام حفظ نشود، يعني آمریکایی ها بدنبال ماجراجويي جدیدی در خاورمیانه ( غرب آسيا) هستند.
آرباتوف افزود این سخنان نشان می‌دهد، بحران در روابط ایران و آمریکا به مرحله خطرناکی رسیده است.

روسیه: آمریکا همچنان به نقض «پیمان نیروهای هسته ای میان برد» ادامه مي دهد

به نقل از خبرگزاری شین هوا، یک مقام ارشد نظامی روسیه گفت آمریکا به آزمایش سامانه های دفاع موشکی و تولید موشک هایی که به موجب پیمان نیروهای هسته ای میان برد و با هدف محدود کردن سلاح های راهبردی ممنوع شده است ادامه می دهد.
سرگئی ریژکوف رئیس مرکز ملی کاهش خطرات هسته ای در گفتگو با روزنامه کراسنایا زوزدا گفت آمریکا همچنان به تولید مجموعه ای از موشک های هدف که در پیمان نیروهای هسته ای میان برد به آنها اشاره شده است ادامه می دهد.
وی با اشاره به ویژگی های فنی و تاکتیکی به ویژه قدرت پرواز آنها گفت: «این نوع موشک ها در طبقه موشک های میان برد و کوتاه برد قرار دارند.»
این مقام ارشد ارتش روسیه خاطر نشان کرد، این نوع موشک ها عمومی هستند و امکان نصب کلاهک های مختلف و استفاده از آنها به عنوان موشک های بالستیک رزمی وجود دارد.
ریژکوف تاکید کرد، توسعه و ساخت و آزمایش این گونه موشک ها می تواند نقض قوانین و همچنین تهدیدی علیه توافق نیروهای هسته ای میان برد تلقی شود زیرا این نوع موشک ها قادر به حمل کلاهک در بردهایی هستند که به وسیله پیمان مذکور منع شده است.
پیمان نیروهای هسته ای میان برد در سال 1987 با هدف ممنوعیت توسعه، استقرار و آزمایش موشک های بالستیک زمین پایه یا موشک های کروز با برد 483 الی 5472 کیلومتر به وسیله مقامات اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا به امضا رسید.
این در حالی است که آمریکا و روسیه بارها یکدیگر را به نقض مفاد این توافق محکوم کرده اند.

نقشه از قبل برنامه‌ریزی شده آمریکا و اسرائیل کلید خورد، گام بعدی جلب اروپا!

به نقل از یدیعوت آحارونوت، «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی اسرائیل گفت «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا سیاست های این کشور را نه تنها در مورد بیت المقدس که در مورد ایران نیز تغییر داد.

وی که در مراسم افتتاح سفارت پاراگوئه در بیت المقدس سخن می گفت با اشاره به جدیدترین دروغپردازی های «مایک پمپئو» در خصوص ایران افزود: ترامپ مواضع تندی در خصوص ایران اتخاذ کرده که از آن جمله جلوگیری از غنی سازی اورانیوم توسط ایران و لزوم خروج این کشور از سوریه است.

به گفته وی همانطور که پمپئو در سخنان خود گفته است واشنگتن برای اعمال فشار به ایران سخت ترین تحریم ها را علیه این کشور اعمال خواهد کرد.

نتانیاهو همچنین از دیگر کشورها خواست برای موفقیت سیاست های آمریکا در قبال ایران، از رویکرد واشنگتن حمایت کنند.

این در حالی است که به دنبال خروج آمریکا از توافق هسته ای کشورهای ۱+۵ و ایران (برجام) دولت های اروپایی و روسیه ضمن حمایت از این توافق بین المللی از عزم خود برای حفظ آن خبر داده اند، موضوعی که موجب انزوای آمریکا در عرصه بین المللی شده است.

هشدار شرطی: تأثیر امتناع اتحادیه اروپا از دلار در معاملات نفتی با ایران بر ارز آمریکا چگونه خواهد بود؟

هشدار شرطی:

تأثیر امتناع اتحادیه اروپا از دلار در معاملات نفتی با ایران بر ارز آمریکا چگونه خواهد بود؟

تارنمای مترجم

dollar_imperial

اتحادیه اروپا در نظر دارد در معاملات نفتی با ایران از دلار آمریکا امتناع نموده، بهای آن را به یورو پرداخت نماید. کارشناسان استدلال می‌کنند، که چنین پاسخ تند به خروج آمریکا از توافق هسته‌ای می‌تواند تأثیرات تحریمهای آمریکا علیه ایران را به حداقل ممکن برساند و برای کشورهای اتحادیه اروپا هم سودمند باشد. علاوه بر این، تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند، که چنین اقدامی قادر است به یک گام اساسی در راه حذف جهانی دلار تبدیل شود.

اقدام اتحادیه اروپا چگونه می‌تواند موقعیت ذخیره ارزی جهان را متزلزل سازد- در مقالات «راشا تودی» (روسیه امروز) بخوانید.

بگزارش «ریا نووستی»،کشورهای اتحادیه اروپا تصمیم دارند از دلار به نفع یورو امتناع نموده، بهای نفت خریداری شده از ایران را به یورو بپردازند.

دیروز عصر نمایندگان دولتهای فرانسه، انگلیس، آلمان و ایران توافق کردند که تماسهای خود را برای حفظ برنامه جامع اقدام مشترک در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران فعال سازند. این تصمیم پاسخ متقابل اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی ایران بود به خروج ایالات متحده آمریکا از برجام.

قابل توجه است، که دولت ایران در تاریخ ١۸ آوریل گذار از دلار به یورو در معاملات بین‌المللی را مورد تأئید قرار داد. این تصمیم به همه وزارتخانه‌ها، نهاد‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات دولتی کشور تسری می‌یابد. اضافه بر این، مؤسسات دولتی موظفند هنگام تنظیم گزارش‌ها و اعلام آمارها از ارز اروپایی استفاده نمایند.

بنا به ارزیابی باریس دالگوف(BORIS DOLGOV)، همکار مرکز مطالعات عربی و اسلامی دانشکده خاورشناسی فرهنگستان علوم روسیه، گذار از دلار به یورو در محاسبات، عامل هموارکننده در شرایط اعمال تحریم‌های جدید ‌از سوی آمریکا می‌باشد. همانطور که آندری چوپریگین (ANDREY CHOUPYRIGIN)، دبیر ارشد مدرسه عالی خاورشناسی وابسته به دانشگاه ملی تحقیقات در مصاحبه با «روسیه امروز» توضیح داد، چنین «ژست دوستانه» اروپا نشان می‌دهد که نگاه ایران به آن بمثابه شریک اصلی بوده و بطور قطع مایل به همکاری با ایالات متحده آمریکا نیست.

لازم به یادآوریست که بر اساس برجام، ایران از برنامه هسته‌ای خود به ازای لغو تحریم‌ها از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد امتناع می‌کند. این سند را ایران، آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان در سال ۲٠١۵ امضاء کردند. ۸ ماه مه سال ۲٠١۸ دونالد ترامپ خروج آمریکا از این توافق را اعلام کرد. بگفته رئیس جمهور آمریکا، این موافقت‌نامه غیرطبیعی بود و وعده‌های ایران دروغ است.

با این حال، به عقیده میخائیل آلتین‌اوف(MIIKHAIL ALTYNOV)، مدیر شرکت سرمایه‌گذاری «پیتر تراست»، مشکل اقتصاد ایران از عوامل کامل دیگری ناشی می شود و هیچ ربطی به انتخاب ارز به ازای فروش مواد مولد انرژی ندارد. امروزه ایران فقط ٣ و ۸ دهم درصد از کل حجم نفت استخراجی خود را به اروپا صادر می‌کند. این را تحلیلگر ارشد کمپانی سرمایه‌گذاری «فریدوم فیانانس»، وادیم مرکولوف(VADIM MERKULOV)در مصاحبه با «روسیه امروز» بیان داشت.

به باور مدیر کل بخش تحلیل مرکز تحقیق و بررسی آلپری انگلیس، روبرتو دِ‌آمبروزیو (ROBERTO D’AMBROZIO)، نگاه راهبردی به استفاده از ارز خود در معاملات بین‌المللی برای اتحادیه اروپا بسیار سودمند است.

دِ‌آمبروزیو در گفتگو با «روسیه امروز » تصریح نمود:«یکی از مزیت‌ها عبارت است از افزایش استقلال اقتصادی در غیاب ضرورت تأمین مالی آمریکا از طریق انجام معاملات با دلار. این امر می‌تواند در سایر عرصه‌های معاملات اقتصادی بین‌المللی مرتبطه با انرژی نیز بسیار سودمند واقع شود».

کارشناسان برای نمونه، احتمال گذار به یورو در چهارچوب پروژه «جریان شمال-۲» را مثال می‌آورند. به این ترتیب، اتصال روسیه به اتحادیه اروپا با هدف صدور گاز طبیعی می‌تواند قابل کنترل‌تر باشد. بویژه، اگر در نظر  داشته باشیم، که اروپا بطور جدی به تنوع منابع برای تأمین انرژی خود علاقه‌مند است.

کارشناسان تصریح می‌کنند، که امروزه ارز اتحادیه اروپا بلحاظ حجم ذخایر ارزی در جایگاه دوم  در جهان قرار دارد. بنا بر این، شگفت‌آور نیست، که در متن گفتگوها  در خصوص ضرورت غیردلاری کردن اقتصاد جهان، بدرستی بر روی یورو تأکید می‌شود. در همین حال، تصمیم اتحادیه اروپا فعلا نمی‌تواند تأثیر قابل ملاحظه‌ای در موقعیت ارز اروپا و دلار در بازار جهانی بگذارد.

آرتیوم دی‌یف (ARTYOM DEEV)در گفتگو با «روسیه امروز» یادآور شد، که اولا، گردش مالی یورو بین اتحادیه اروپا و ایران در حال حاضر چندان بزرگ نیست. بنا بر این، نمی‌تواند موقعیت دلار را متزلزل سازد. ثانیا، در همه حال قیمت نفت بر اساس دلار تعیین خواهد شد. حداکثر، ممکن است به وخامت روابط میان اتحادیه اروپا و آمریکا منجر شود.

به نفع ارزهای ملی

حذف احتمالی ارز آمریکا از مناسبات اقتصادی اتحادیه اروپا و ایران نخستین اقدام در زمانهای اخیر برای حذف دلار در جهان نیست. قبل از این، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در آخر ماه آوریل سال ۲٠١۸ خواستار امتناع از دلار در محاسبات بین ایران و کشور خود شد، و جمهوری خلق چین در ۲۶ مارس معاملات نفتی با یوآن را شروع کرد (بجای محاسبات رایج با دلار).

در ماه سپتامبر سال ۲٠١۷ بانک‌های توسعه کشورهای بریکس توافقنامه‌ای در خصوص اعطای اعتبار با ارزهای ملی امضاءکردند. بنا به توضیحاتی که گئورگی تالاریا (GEORGIY TOLORYA)رئیس مرکز راهبردی روسیه در آسیا در دانشکده اقتصاد فرهنگستان علوم به «روسیه امروز» داد، کاربرد ارز ملی در محاسبات و اعتبارات در کشورهای گروه بریکس، راهبرد توسعه سازمان، بخشی از رها کردن اقتصاد از دلار است، که به نقشه راه ایجاد ذخایر ارزی نوین تبدیل می‌شود.

روبرتو دِ آمبروزیومی‌گوید: «هشدارهایی به گوش ما می‌رسد، که تعادل جهانی حاکمیت اقتصادی به طرف شرق تغییر می‌یابد. چنین وضعیتی، عملا زمینه‌ تضعیف‌ ساختار اقتصادی جهان را فراهم می‌آورد، که در ظاهر غیرقابل تغییر بنظر می‌رسد. ارزیابی عواقب این تغییرات برای ایالات متحده آمریکا بسیار دشوار است، به احتمال قوی، پیامدها بسیار سنگین خواهند بود، اما، بی‌تردید، روند رهایی اقتصاد جهان از زیر سلطه دلار آغاز شده است».

بنا به اظهارات وادیم مرکولوف، سیاست دونالد ترامپ ترعیب برخی کشورها به امتناع تدریجی از دلار محسوب می‌شود. بعنوان مثال، اقدامات حمایتی آمریکا یعنی دفاع از منافع ملی، اما در همین حال، تأثیر آن بر روی شرکای بین‌المللی کشور بسیار مخرب است.

بر اساس ارزیابی کارشناسان، در صورت تداوم شرایط موجود، رهایی اقتصاد جهان از زیر سلطه دلار ممکن است بیش از ۹ سال طول بکشد.

راه‌حل انرژیتیکی

کارشناسان معتقدند، که پائین کشیدن ارز ملی آمریکا از جایگاه رهبری بازار مواد مولد انرژی احتمال دارد دستآورد کلیدی در راه رهایی جهانی از دلار باشد. مدیر بخش تحلیلی شرکت مدیریتی «صرفه‌جویی» سرگئی سووراوف(SERGEY SUVEROV) در مصاحبه با «روسیه امروز» در این باره خاطر نشان ساخت، که انجام این کار بسیار دشوار است. زیرا، معامله نفت با یک ارز برای اکثریت کشورها بسیار مناسب است.

سووراوف خاطر شان نمود: «از آنجا که دلار بعنوان ارز عمده در محاسبات بین‌المللی موقعیت خود را از دست‌می دهد، البته، تلاشها برای تعیین مظنه‌ها با سایر ارزها ادامه خواهد داشت. مثلا، چین سعی می‌کند معاملات نفتی را با یوآن انجام دهد، و اگر ارز جمهوری خلق چین واقعا آزادانه قابل تبدیل باشد، در این حالت، بخش قابل ملاحظه‌ای از تجارت مواد خام با یوآن محاسبه خواهد شد. برای اینکه چین بزرگترین واردکننده نفت در جهان است.

روبرتو دِ آمبروزیو با اطمینان می‌گوید، که شروع معاملات نفت با یوآن مسئله عبور جهانی از دلار را به سطح نوینی ارتقاء داد. افزون بر این، این کارشناس معتقد است، با عطف توجه به حجم اقتصاد کشورها، می‌توان گفت، که تأثیر بلندمدت این اقدام  هنوز بطور جدی برآورد نشده است.

دِ‌آمبروزیو توضیح داد که: «اگر در معاملات نفت گذار به ارز دیگر بصورت تدریجی انجام شود، این کار می‌تواند ارزش دلا آمریکا را زیر فشار قرار دهد. واکنشی که ما می‌توانیم در چشم‌انداز کوتاه مدت از افزایش نرخ ارز آمریکا انتظار داشته باشیم، احتمال چنین توسعه حوادث را بازتاب نمی‌دهد. به همین دلیل، بسیاری‌ها حصول این نتیجه را بعید می‌دانند.

اکنون دلار رکورد رشد خود را در سبد شش ارز اصلی (یورو، ین ژاپن، پوند استرلینگ، دلار کانادا، کرون سوئد و فرانک سوئیس) از آغاز سال به نمایش می‌گذارد. شاخص DXYاز ماه دسامبرسال۲٠١۷ برای اولین بار به نزدیک ۹٣ و ٣ دهم واحد رسیده است.

اضافه بر این، امروزه یکسری از عوامل هنوز وجود دارند که خلاف عبور جهانی از دلار را نشان می‌دهند. بنا به گفته میخائیل آلتینوف در دوره زمانی سه سال اخیر سهم دلار آمریکا در محاسبات تجارت جهانی و ذخایر بین‌المللی افزایش یافته، سهم یورو کمتر شده، و سهم یوآن فقط چند درصد بوده است.

در پایان، وادیم مرکولوفجمع‌بندی کرد: «در چشم‌انداز میان‌مدت من گمان نمی‌کنم دلار با ضعف شدید مواجه شود. اما در چشم‌انداز بلندمدت، اگر این روند ادامه یابد، در مدت ۷- ۹ سال ما می‌توانیم شاهد جریان معاملات با یوآن و یورو باشیم، که این هم موقعیت آنها را در مقابل دلار تقویت می‌کند».

برگردان: ا. م. شیری

۲۹ اردیبهشت ١٣۹۷

منبع:

«راشا تودی»

چین در کارزار تجاری با ترامپ، پیروز میدان است

واشنگتن پست در گزارشی به قلم هدر لانگ Heather Long نوشت: نادیده گرفتن بیانیه تجاری آمریکا و چین که روز شنبه منتشر شد کار آسانی است، اما پنهان کردن این موضوع که به نظر می‌رسد چین در کشمکش‌های تجاری با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در حال پیروزی است امری دشوار است.
در این بیانیه آمده است: پس از چندین روز مذاکره، مقامات چین موافقت کردند کسری تجاری ۳۷۵ میلیارد دلاری آمریکا با چین را به میزان زیادی کاهش دهند که جزئیات آن بعداً منتشر می‌شود. این جزئیات به طور قابل توجهی مبهم است. چین درباره میزان دقیق این مبلغ توافق نکرده است.
لَری کادلو Larry Kudlow مشاور ارشد اقتصادی ترامپ روز جمعه به خبرنگاران اعلام کرد مقامات چین درباره کاهش کسری تجاری تا حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار توافق کرده اند. چین به سرعت این اظهارات را رد کرد و یک روز بعد در بیانیه‌ای رسمی به مبلغ دقیقی اشاره‌ای نکرد که به نظر یک پیروزی برای چین محسوب می‌شود.
چه اتفاقی در خصوص جنگ بر سر مالکیت معنوی افتاد؟ جنگ واقعی علیه چین قرار بود بر سر سرقت مالکیت معنوی باشد که به گفته دولت ترامپ این مسئله سال‌ها ادامه داشته است و سالانه بین ۲۲۵ تا ۶۰۰ میلیارد دلار هزینه اقتصادی برای آمریکا به همراه دارد. ترامپ قرار بود از سرقت فناوری و اسرار تجاری آمریکا از سوی چین جلوگیری کند. در بیانیه کوتاه و مختصر در این زمینه آمده است: دو طرف بر تقویت همکاری‌ها تاکید کردند و چین باید اصلاحاتی در خصوص قانون ثبت اختراع انجام دهد. باید ببینیم این اتفاق صورت می‌گیرد یا خیر (و آیا چین هیچ قانون جدیدی اعمال می‌کند).
واکنش‌ها به این بیانیه حتی میان متحدان ترامپ عمدتا منفی بوده است. دَن دیمیکو Dan DiMicco مدیر عامل سابق شرکت فولاد که از حامیان بزرگ تعرفه‌های گمرکی آلومینیوم و فولاد ترامپ بوده است در پی انتشار این بیانیه در صفحه توییتر خود نوشت: «به اندازه کافی خوب نیست. باید این راه را کنار بگذاریم. به نظر می‌رسد چین و دوستانش پیروز هستند.» لو دابز کارشناس تجاری شبکه فاکس نیوز نیز این شرایط را اینگونه توصیف کرد: «چینی‌ها به توافق نه می‌گویند.»
مارکو روبیو Marco Rubio سناتور فلوریدا در صفحه توییتر خود اعلام کرد: «چرا مقامات آمریکا همیشه در دام حیله چین گرفتار می‌شوند؟» باب دیویس خبرنگار وال استریت ژورنال نیز در توییتر نوشت: «دولت ترامپ از سوی چینی‌ها ضربه خورده است.»
در اینجا به خلاصه‌ای از پیش دستی‌های چین اشاره شده است:
چین یکی از سریع‌ترین اقتصاد‌های رو به رشد را در جهان دارد. شرکت‌ها و شهر‌های چین نیازمند انرژی بیشتر هستند و مردم این کشور به خوراک بیشتری نیاز دارند؛ بنابراین تعجب برانگیز نیست که چین اعلام کرده است به خرید انرژی و محصولات کشاورزی بیشتری از آمریکا تمایل دارد. دولت ترامپ سعی می‌کند این امر را به عنوان یک پیروزی در نظر بگیرد چرا که آمریکا قادر خواهد بود فروش بیشتری به چین داشته باشد، اما تقریبا مطمئن بوده است چین در هر صورت قصد داشته محصولات بیشتری خریداری کند.
برَد سِتسِر Brad Setser کارشناس مسائل چین در شورای روابط خارجی اعلام کرد آنچه ترامپ از چینی‌ها دریافت کرده نوعی توافق بوده است که چین قادر به ارائه آن به رؤسای جمهور پیشین آمریکا نیز بوده است. وی افزود: «چین باید میزان مشخصی انرژی از یک کشور وارد کند و نیازمند وارد کردن گوشت برای تامین تقاضای داخلی کشور است.»
بر اساس آمار دولتی، چین سالیانه حدود ۲۰ میلیارد دلار محصولات کشاورزی و ۷ میلیارد دلار نفت و گاز از آمریکا خریداری می‌کند. حتی اگر چین این میزان را دو یا سه برابر کند با کاهش کسری تجاری ۲۰۰ میلیارد دلاری برابری نخواهد کرد.
آمریکا توافق کرد تعرفه‌های گمرکی را به حالت تعلیق درآورد. مقامات چین این مذاکرات را به عنوان یک پیروزی در نظر گرفتند و در رسانه‌های دولتی اعلام کردند آمریکا توافق کرده است جنگ تجاری را کنار بگذارد و اعمال تعرفه‌های گمرکی را متوقف کند.
چین در آستانه نشست کره شمالی نقش یک اهرم را ایفا کرده است. ترامپ قرار است ۱۲ ژوئن با رهبر کره شمالی دیدار کند. این مذاکره موفقیت بزرگی برای آمریکا و جهان و دستاوردی بزرگ برای دولت وی خواهد بود. چینی‌ها می‌دانند ترامپ به آنان در این رابطه نیاز دارد و پیش بینی می‌کنند در حالیکه کره شمالی در بازی حضور دارد، ترامپ در زمینه تجارت بیشتر مطیع خواهد بود. ترامپ همچنین به کنار گذاشتن تحریم‌ها علیه شرکت فناوری زد تی‌ ای ZTE چین ابراز تمایل کرده که منجر به شگفتی برخی شده است.
بعید است محدودیت‌های جدیدی در سرمایه گذاری چین در آمریکا اعمال شود. هدف دیگر چین سرمایه گذاری بیشتر در آمریکا است.
به نظر می‌رسد چین به موضع قدرتمندتری دست یافته باشد، اما این هنوز آغاز راه است. این تنها یکی از مذاکرات طولانی بین دو کشور در خصوص تجارت به شمار می‌رود که از سوی مقامات و مشاوران مختلف صورت گرفت. کادلو روز یکشنبه اعلام کرد این هنوز یک توافق محسوب نمی‌شود. موارد زیادی در دیدار ترامپ و شی جینپینگ رئیس جمهور چین ممکن است تغییر کند.

«مارکس هرگز تا این اندازه مفید نبوده است»  – سمیر امین – م . ت . برومند

002-Samir-Amin-Egipcio-Venezuela-20081200

به مناسبت دویست سالگی مارکس
«مارکس هرگز تا این اندازه مفید نبوده است»
سمیر امین
برگردان : م . ت . برومند

منتشر شده در تارنمای نگرش

بحران اقتصادی جهان بحران سرمایه داری است. به یقین این اولین بحران نیست. به عقیده سمیر امین به عنوان اقتصاد دان، این بحران می تواند موجب به پرسش کشیدن خود شالوده های سرمایه داری گردد. از این رو، مسئله عبارت از خارج شدن از بحران سرمایه داری نیست، بلکه خارج شدن از سرمایه داری در بحران است.

 اشاره کوتاه

بحران اقتصادی جهان بحران سرمایه داری است. به یقین این اولین بحران نیست. به عقیده سمیر امین به عنوان اقتصاددان، این بحران می تواند موجب به پرسش کشیدن خود شالوده های سرمایه داری گردد. از این رو، مسئله عبارت از خارج شدن از بحران سرمایه داری نیست، بلکه خارج شدن از سرمایه داری در بحران است.

سمیر امین استاد نامدار اقتصاد سیاسی توسعه است. او مدیر «فوروم جهان سوم» بوده. سمیر امین در دانشگاه پوآتیه پاریس وداکار اقتصاد آموزش می داده است.

اثرهای گوناگون او در باره حقوق، جامعه مدنی، سوسیالیسم ، استعمار و توسعه به ویژه در آفریقا و دنیای عرب و اسلامی منتشر شده است. در میان اثرهای شمارمندش اروپا مرکز انگاری (1988)، امپراتوری هرج و مرج (1991) و فراسوی سرمایه داری (1998) جای ممتاز دارد.

سرمایه داری یک پرانتز در تاریخ است

اصل انباشت بی پایان که مشخصه مهم سرمایه داری است، مترادف با رشد تصاعدی و رشد سرطانی است که به مرگ می انجامد. استوارت میل که این موضوع را در یافته بود، تصور می کرد که «حالت ایستایی» به این روند ناعقلانی پایان خواهد داد. کینز در این خوش بینی عاقلانه سهیم بود. اما هیچ یک از این دو تن توان آن را نداشتند که در یابند، فرا رفت ناگزیر از سرمایه داری که خود را رفته رفته تحمیل خواهد کرد، چگونه خواهد بود. در عوض، مارکس با سپردن تمامی این کار به مبارزه جدید طبقات توانست واژگونی قدرت طبقه سرمایه دار را که امروز در دستان اولیگارشی متمرکز است، تصور کند.

انباشت که مترادف با فقر عمومی نیز هست، چارچوب عینی مبارزه علیه سرمایه داری را ترسیم می کند. اما این مبارزه در اساس برپایه اختلاف فزاینده بین رفاه و ثروت جامعه های مرکز سود برنده از در آمد (رانت) امپریالیستی و فقر جامعه های پیرامونی زیر سلطه در بیان می آید. بنابر این واقعیت این هم ستیزی، محور مرکزی آلترناتیو (بدیل) «سوسیالیسم یا بربریت» را تشکیل می دهد.

سرمایه داری تاریخی «واقعاً موجود» با شکل های پیاپی انباشت از راه سلب مالکیت نه فقط با خاستگاه («انباشت نخستین») ، بلکه با همه مرحله های گسترش آن در پیوند است.

سرمایه داری «آتلانتیک» پس از شکل گیری شروع به کشور گشایی در جهان کرد و آن را بربنیاد دوام سلب مالکیت منطقه های مغلوب باز سازی کرد و بنابر این واقعیت، این منطقه ها به پیرامونی های زیر فرمانروایی سیستم تبدیل شدند.

این جهانی سازی «پیروزمند» ناتوانی اش را از تحمیل کردن یک روش پایدار به اثبات رساند و نزدیک به نیم قرن پس از پیروزی اش، با انقلاب روسیه نیمه پیرامونی و مبارزه های (پیروزمند) رهایی بخش آسیا و آفریقا که تاریخ قرن بیستم – موج نخست مبارزه ها برای رهایی زحمتکشان و خلق ها را به وجود آورد، زیر سؤال قرار گرفت.

انباشت از راه سلب مالکیت، جلوی چشمان ما در سرمایه داری دیر رس اولیگوپل های معاصر دنبال می شود. در مرکزها، رانت انحصار که توانگرسالاران اولیگوپلی از آن سود می برند، مترادف با سلب مالکیت از مجموع پایه تولید جامعه است. در پیرامون ها این سلب مالکیت فقر آفرین از راه سلب مالکیت دهقانان و غارت منابع طبیعی منطقه های مربوط انجام می گیرد. این هردو فعالیت پشتوانه های اساسی استراتژی های توسعه سرمایه داری دیررس اولیگوپل را تشکیل می دهند.

در این مفهوم، من «مسئله جدید ارضی» را در کانون کشمکش برای قرن 21 قرار می دهم. سلب مالکیت از دهقانان (آسیا،آفریقا و آمریکای لاتین) که شکل معاصر اصلی گرایش به فقیر سازی را (در مفهومی که مارکس به این«قانون» داد) تشکیل می دهد، با انباشت در پیوند است. کاربرد آن از استراتژی های غصب رانت امپریالیستی توسط اولیگوپل ها ، با یا بدون کشت های سوخت زیستی جدایی نا پذیر است.

از آن این نتیجه به دست می آید که توسعه مبارزه ها در این زمینه، پاسخ هایی که بر پایه آن ها به آینده جامعه های روستایی جنوب (تقریباً نیمی از بشریت) داده می شود، وسیعاً بر کارایی یا نا کارایی زحمتکشان و خلق ها در به وجود آوردن پیشرفت در تمامیت ساخت یک تمدن واقعی، رها از فرمانروایی سرمایه که من نام دیگری جز نام سوسیالیسم برای آن در نظر ندارم، فرمانروا خواهد بود.

غارت منابع طبیعی جنوب که مستلزم دنبال کردن مدل مصرف دست و دل بازانه به سود انحصاری جامعه های ثروتمند شمال است، هر توسعه شایسته این نام را برای خلق های مورد بحث نابود می کند؛ و این نکتته، روی دیگر فقیر شدن در مقیاس جهانی را تشکیل می دهد.

در این مفهوم، «بحران انرژی» محصول کمیاب شدن پاره ای از منابع لازم برای تولید آن (البته، نفت) و به مراتب، محصول تأثیرهای ویرانگر شکل های بهره برداری از منابع تجدید ناپذیر تولید و مصرف رایج نیست. این وصف –  دقیقن –  برای فراسوی دلیل های پیش پا افتاده و سر راست مناسب نیست. این بحران محصول اراده اولیگوپل های امپریالیسم جمعی در اطمینان یافتن از انحصار دسترسی به منابع طبیعی سیاره (کمیاب یا نا کمیاب) در حدی است که رانت امپریالیستی را تصاحب کند و این در صورتی است که بهره برداری از این منابع که (دست و دل بازانه)، تجدید ناپذیر است یا تابع سیاست های «زیستبومی» اصلاح گرایانه جدید خواهد بود، باقی بماند.

من از این نکته نتیجه می گیرم که دنبال کردن استراتژی توسعه سرمایه داری دیر رس اولیگوپل ها ناگزیر با مقاومت فزاینده ملت های جنوب روبرو خواهد شد.

از یک بحران دراز مدت تا بحران بلند مدت دیگر

بنابراین ، بحران کنونی یک بحران مالی و یا مجموع بحران های سیستمی شمارمند نیست، بلکه بحران سرمایه داری امپریالیستی اولیگوپل ها است که قدرت انحصاری و برتر آن، این بار همزمان به موهبت مبارزه های مجموع طبقه های مردمی و مبارزه های خلق ها و ملت های پیرامون زیر سلطه و «نوخاستگان» با خطر زیر پرسش قرار گرفتن روبرو ست.

این بحران هم زمان بحران هژمونی ایالات متحد است. سرمایه داری اولیگوپل ها از قدرت اولیگارشی ها، جهانی سازی بربرمنشانه، تأمین مالی فعالیت ها، هژمونی ایالات متحد، نظامی کردن مدیریت جهانی سازی برای خدمت به اولیگوپل ها، افول دموکراسی، غارت منابع سیاره، ترک چشم انداز توسعه جنوب جدایی ناپذیر است.

بنابر این چالش حقیقی از این قرار است: آیا این مبارزه ها برای راهگشایی در یک نقطه به هم می رسند یا این که از یکدیگر مجزا باقی می مانند؟ و حتا علیه یکدیگر وارد چالش می شوند و بنابراین، ناکارا، ابتکار عمل را به سرمایه اولیگوپل ها وامی گذارند.

بجاست به نخستین بحران دراز مدت سرمایه داری که قرن بیستم را ساخت، بازگردیم. همانندی بین مرحله های توسعه این دو بحران نا منتظره است.

سرمایه داری صنعتی پیروزمند قرن 19 از 1873 وارد بحران شد. نرخ های سود به دلیل هایی که توسطمارکس توضیح داده شد، سقوط کردند. سرمایه از راه جنبش دو گانه تمرکز و توسعه جهانی شده واکنش نشان داد. انحصارهای جدید، رانت برداشت شده از حجم ارزش اضافی تولید شده توسط بهره کشی از کار را به نفع خود ضبط کردند. آن ها کشور گشایی استعماری سیاره را شدت بخشیدند. این دگرگونی های ساختاری جهش جدید سودها را ممکن ساختند. آن ها «عصر دلپذیر» – 1914- 1890- را گشودند که عصر فرمانروایی جهانی شده سرمایه انحصارهای فینانسیاریزه شده (تبدیل ارزش های تولید شده به ابزارهای مالی) است. گفتمان های فرمانروای عصر که از استعمار به عنوان («رسالت تمدن») ستایش می کردند، جهانی سازی را مترادف با صلح می دانستند. سوسیال دموکراسی کارگری اروپا به این گفتمان گروید .

با وجود این«عصر دلپذیر» که از جانب ایدئولوگ های عصر به عنوان «پایان تاریخ» اعلام شد، با جنگ جهانی، آن طور که لنین آن را ارزیابی کرد، پایان می یابد. دوره ای که تا فردای جنگ دوم جهانی ادامه یافت، دوره «جنگ ها و انقلاب ها» است. در 1920 انقلاب روسیه («حلقه ضعیف سیستم») پس از شکست امیدها به انقلاب در اروپای مرکزی، منزوی شد. سرمایه انحصارهای بهره مند از فعالیت های مالی، سیستم «عصر دلپذیر» را در برابر بادها و جزرو مدها استوار نگهداشت. اصلاح و ترمیمی که توسط کینز در آن عصر اعلام شد، سرچشمه فروپاشی مالی 1929 و رکودی است که تا جنگ دوم جهانی به درازا کشید.

بنابر این، «بیستمین قرن دراز» – 1990 /1873 – هم زمان قرن گسترش نخستین بحران سیستمی ژرف سرمایه داری رو به پیری (مرحله ای که لنین می اندیشید این سرمایه داری انحصارها، «مرحله عالی سرمایه داری» است) و سرمایه داری نخستین موجِ پیروزمندِ انقلاب های ضد سرمایه داری (در روسیه و چین) و جنبش های ضد امپریالیستی خلق های آسیا و آفریقا را تشکیل می دهد.

دومین بحران سیستمی سرمایه داری در 1971 با ترک تبدیل پذیری طلا با دلار تقریباً درست یک قرن پس از نخستین بحران شروع شد.

نرخ های سود، سرمایه گذاری و رشد فرو می ریزند (آن ها از آن زمان دیگر به سطحی که در سال های 1945 تا 1975 بوده، باز نمی گردند) . سرمایه مثل بحران پیش به چالش، از راه حرکت دو گانه تمرکز و جهانی سازی پاسخ می دهد و بدین ترتیب ساختارهایی برقرار می کند که «عصر دلپذیر» دوم (2008/ 1990) جهانی سازی فینانسیاریزه شده را مشخص می کنند و به گروه های اولیگوپلی امکان می دهند رانت شان را از انحصار برداشت کنند.

همان گفتمان ها همچنان این مرحله را همراهی می کنند: «بازار»، رونق ، دموکراسی و صلح را تضمین می کند. این همانا «پایان تاریخ» است. بدین ترتیب، باز همان گرویدن های سوسیالیست های اروپایی به لیبرالیسم جدید به نمایش در می آید.

با این همه، این «عصر دلپذیر» از آغاز با جنگ همراه بوده است. جنگ شمال علیه جنوب از 1990 آغاز گردید . درست مانند نخستین جهانی سازی فینانسیاریزه شده که در 1929 رونما شد. دومین آن در 2008 نمودار گردید. ما امروز به این لحظه اساسی رسیده ایم که از احتمال موج جدید «جنگ ها و انقلاب ها» خبر می دهد. بنابر این، قدرت های پا بر جا به چیزی جز برقراری چنان سیستمی که پیش از فرو پاشی مالی اش بود، نمی اندیشند.

همانندی میان توسعه های این دو بحران سیستمی دراز مدت سرمایه داری رو به پیری، شگفت انگیز است. با وجود این ، تفاوت هایی وجود دارد که اهمیت سیاسی آن چشمگیر است.

 

خارج شدن از بحران سرمایه داری یا خارج شدن از سرمایه داری در بحران؟

واپسین بحران مالی ، بحران سیستمی سرمایه داری اولیگوپل ها است.

سرمایه داری معاصر نخست و پیش از همه، سرمایه داری اولیگوپل ها به معنی کامل این مفهوم است (آن چه که تا اندازه ای تا کنون بود). بدین ترتیب درک من این است که اولیگوپل ها تنها بر باز آفرینی سیستم تولید در مجموع آن فرمانروایند. آن ها در مفهومی «فینانسیاریزه شده اند» که تنها خودشان به بازار سرمایه ها دسترسی دارند. این فینانسیاریزاسیون برای بازار پولی و مالی – بازاری را که آن ها بر پایه آن بین خود به رقابت می پردازند –  وضعیت بازار فرمانروا را فراهم می آورد که به نوبه خود، بازارهای کار ومبادله فرآورده ها را می آفریند و بر آنها فرمان می راند.

این فینانسیاریزاسیون جهانی شده که از راه دگرگونی طبقه بورژوای رهبر متبلور می شود، به توانگرسالاری رانتی تبدیل می شود. اولیگارک ها (آن طور که اغلب می گویند)فقط روس نیستند، بلکه خیلی بیشتر آمریکایی، اروپایی و ژاپنی هستند. افول دموکراسی محصول ناگزیر این تمرکز قدرت به سود انحصاری اولیگوپل ها است.

شکل جدید جهانی سازی سرمایه داری که با این دگرگونی، مطابق با تقابل با جهانی سازی توصیف کننده نخستین «عصر دلپذیر» است، از حیث مشخص شدن اهمیت دارد. من آن را در یک جمله بیان کرده ام: گذار از امپریالیسم متحد چند گانه (امپریالیسم قدرت های در حال کشمکش دایمی) به امپریالیسم جمعی سه گانه (ایالات متحد، اروپا، ژاپن) .

انحصارهایی که در پاسخ به نخستین بحران نرخ سود ظاهر شدند، روی پایه هایی تشکیل شدند که خشونت رقابت بین قدرت های امپریالیستی مهم عصر را تقویت کردند، که سر انجام به نبرد بزرگ مسلحانه انجامید که در 1914 آغاز گردید و در خلال صلح ورسای، سپس جنگ دوم تا 1945 ادامه یافت؛ همان چه که آریگی ، فرانک، والرشتین و خود من از دهه 1970 «جنگ سی ساله»نامیده ایم و بعدها توسط دیگران تکرار شد.

در عوض موج دوم تمرکز اولیگوپلی که در دهه 1970 آغاز شد، روی پایه های به کلی دیگری، در چارچوب سیستمی شکل گرفت که من آن را «امپریالیسم جمعی»سه گانه (ایالات متحد، اروپا و ژاپن) توصیف کرده ام. در این جهانی سازی جدید امپریالیستی، فرمانروایی مرکزها دیگر توسط انحصار تولید صنعتی (آن طور که وضعیت تا کنون بوده است) انجام نمی گیرد ، بلکه توسط دیگر وسیله ها (کنترل تکنولوژی ها، بازارهای مالی، دسترسی به منابع طبیعی سیاره، انفورماسیون و ارتباط ها، سلاح های ویرانگر پر حجم) صورت می گیرد. این سیستم که من آن را «آپارتاید در مقیاس جهان» توصیف کرده ام، نیازمند جنگ دایمی علیه دولت ها و خلق های سرکش «پیرامون ها» و جنگی است که از 1990 از راه گسترش کنترل نظامی سیاره توسط ایالات متحد و متحدان فرو دست آن در پیمان ناتو آغاز گردید.

فینانسیاریزاسیون (تبدیل ارزش تولید شده به ابزار مالی) این سیستم در تحلیل من از خصلت اولیگوپلی اثبات شده، جدایی ناپذیر است. مسئله عبارت از ارتباط ارگانیک اساسی است. این دیدگاه، دیدگاهی نیست که فرمانرواست. نه تنها در ادبیات پر حجم اقتصاد دانان رسمی، بلکه در اغلب نوشته های انتقادی که به بحران رایج مربوط است، این سیستم در مجموع آن از این پس با دشواری روبروست.

واقعیت ها اکنون از این قرارند: فرو پاشی مالی که اکنون در حال تولید کردن بحران سیستم نیست، در خودآگاه عمومی حتا پیش از خود فروپاشی مالی، آشکار شده است. ما با موضوعات مهم آن مانند – بحران انرژی، بحران غذایی، بحران محیط زیستی و دگرگونی های جوی – به خوبی آشناییم. تحلیل های شمارمندی در باره این جنبه چالش های معاصر به طور روزانه چاپ و منتشر می شوند که برخی از آن ها از کیفیت بسیار بالایی برخوردارند.

با این همه، من نسبت به این شیوه برخورد با بحران سیستمی سرمایه داری که بُعدهای گوناگون چالش را بیش از حد مجزا می کند، منتقد باقی می مانم. بنابر این من «بحران های» گوناگون را به عنوان سطح های کوچک همان چالش ، چالش سیستم جهانی سازی سرمایه داری معاصر (لیبرال یا نا لیبرال) تعریف می کنم که استوار بر برداشتی است که رانت امپریالیستی در مقیاس جهانی، به سود توانگر سالاری اولیگوپل های امپریالیسم جمعیِ سه گانه عمل می کند.

نبرد واقعی در این زمینه قطعی بین اولیگوپل ها انجام می گیرد که می کوشند شرایطی را بیافرینند و باز آفرینی کنند که برای آن ها تصاحب کردن رانت امپریالیستی را – با همه قربانیان آن ها یعنی زحمتکشان همه کشورهای شمال و یا جنوب، خلق های پیرامون های زیر سلطه را که محکوم به چشم پوشیدن از هر چشم انداز توسعه شایسته این نام هستند-، فراهم آورد.

بنابر این، من مفهوم آفرینی شکل های جدید فرمانروایی مرکزهای امپریالیستی را پیشنهاد می کنم که استوار بر اثبات شیوه های جدید کنترل است که جانشین انحصار پیشین ویژه صنعتی می شود، آن چه که صعود کشورهای وصف شده از زمان «نوخاستگان» آن را تأیید کرده است. من جهانی سازی جدید در حال ساختمان را «آپارتاید در مقیاس جهانی» وصف کرده ام، که مدیریت نظامی شده سیاره را ایجاب می کند و در شرایط قطب بندی اجتناب ناپذیر توسعه «سرمایه داری واقعاً موجود» دوامدار می شود.

موج دوم رهایی خلق ها : روایت تازه یا بهتر قرن بیستم

دنیای معاصر توسط اولیگارشی های مالی رهبری می شود. اولیگارشی های مالی در ایالات متحد، اروپا و ژاپن نه فقط بر زندگی اقتصادی، بلکه به همان اندازه بر سیاست و زندگی روزمره فرمان می رانند. اولیگارشی های روس به تصور خود مثل دولت روس برای کنترل کردن اوضاع می کوشند. در چین statocratie (دولت سالاری) بر همه شئون زندگی فردی و اجتماعی وسیاسی فرمانرواست. خودکامگی پنهان در پس پشت برخی نمودهای دموکراسی انتخاباتی «بی حس و حال» در این سیستم جهانی و جاهایی در بقیه سیاره جا خوش کرده است.

مدیریت جهانی سازی معاصر توسط این اولیگارشی ها در بحران است. اولیگارشی های شمال مثل دوران بحران گذشته، روی مسئله در قدرت باقی ماندن زیاد حساب می کنند. آن ها خطرها را احساس نمی کنند. در عوض، شکنندگی قدرت های خود کامه جنوب کاملاً آشکار است. جهانی سازی پا برجای کنونی بنابر این واقعیت شکننده است. آیا این جهانی سازی مانند نمونه آن در قرن گذشته با شورش جنوب زیر پرسش قرار می گیرد؟ چنین احتمالی وجود دارد، اما غم انگیز است. زیرا بشریت در جاده سوسیالیسم، یعنی یگانه آلترناتیو انسانی در برابر هرج و مرج، گام نخواهد گذاشت، مگر هنگامی که قدرت های اولیگارشی ها، متحدان آن ها و خدمتگزاران آن ها هم زمان در کشورهای شمال و کشورهای جنوب شکست بخورند.

سرمایه داری بنابر سرشت «لیبرال» است، در صورتی که از «لیبرالیسم» نه این وصف زیبا را که این اصطلاح القا می کند، بلکه اجرای تام و تمام فرمانروایی سرمایه بر کار و اقتصاد و نیز بر همه جنبه های زندگی اجتماعی را درک می کنیم. «اقتصاد بازار» (اصطلاحی پیش پا افتاده برای نامیدن سرمایه داری) بدون «جامعه بازار» وجود ندارد. سرمایه با سماجت این هدف یگانه را دنبال می کند: پول، انباشت برای خویشتن. مارکس و البته، پس از او اندیشمندان منتقد دیگر چون کینز، آن را کاملاً درک کرده بودند. اقتصاد دانان رسمی ما، از جمله اقتصاد دانان چپ آن را هنوز درنیافته اند.

این مدل فرمانروایی انحصاری و کامل سرمایه که با سماجت تحمیل شده بود با پیروزی های دموکراسی، سوسیالیسم و آزادی ملی خلق ها  از 1945 تا 1980، جانشین این مدل دایمی ایده آل سرمایه داری یعنی،  هم زیستی کشمکش آمیز سه مدل اجتماعی به وجود آمده را -که دولت رفاه سوسیال دموکراسی در غرب، سوسیالیسم واقعاً موجود در شرق و ناسیونالیسم های مردمی در جنوب بوده اند- ممکن ساخت. سرانجام، فرو پاشی و سپس از نفس افتادن این سه مدل بازگشت به فرمانروایی انحصاری سرمایه موسوم به لیبرال نو را ممکن گردانید.

فاجعه های اجتماعی چون گسترش لیبرالیسم – به نوشته من «اوتوپی دایمی سرمایه» – که از عهده بسیجیدن بر نیامده بود، کاملاً حسرت به گذشته نزدیک یا دور دست را بر انگیخت. البته، این دلتنگی ها نسبت به گذشته امکان پاسخ دادن به چالش را ممکن نساخت. زیرا آن ها محصول فقر اندیشه نقد تئوریک اند که به تدریج مانع درک کردن تضادهای درونی و کرانمندی های سیستم های پس از جنگ دوم جهانی شدند که فرسایش ها ، انحراف ها و فروپاشی های آن ها چونان توفان های عظیم نامنتظره پدیدار شدند.

با این همه، در خلاء به وجود آمده از این عقب نشینی های اندیشه تئوریک نقدگر، آگاهی یافتن از بُعد های جدید بحران سیستمی تمدن، وسیله گشودن راه خود را یافته است. من این جا به زیست بوم شناسان بازگشت می دهم. البته، سبزها که مدعی اند به طور بنیادی از آبی ها (محافظه کاران و لیبرال ها) و سرخ ها (سوسیالیست ها) متمایزند، در بن بست درجا زده اند. دلیل آن نبود یکپارچگی بُعد زیست محیطی چالش در نقد بنیادی سرمایه داری است.

بنابر این، همه چیز برای تأمین کردن پیروزی بدیل موسوم به «دموکراسی لیبرال» پابر جا بود – در واقع این پیروزی گذرا، به عنوان یک «امر واقعی»دوام یافته است. یک اندیشه محقر – یک نااندیشه واقعی – که با وجود این، بی خبر از چیزی است که مارکس در باره امر واقعی مربوط به این دموکراسی بورژوایی گفته است؛ بی خبر از این جهت که کسانی که تصمیم می گیرند کسانی نیستند که شامل این تصمیم ها هستند. کسانی که تصمیم می گیرند از آزادی که از راه کنترل مالکیت تقویت می شود، برخوردارند. اینان امروز توانگر سالاران سرمایه داری اولیگوپل ها و دولت هایی هستند که بدهکاران آن ها به شمار می روند. با توجه به رویدادها، زحمتکشان و خلق های مربوط چیزی جز قربانیان آن ها نیستند. البته، چنین توهم هایی ممکن است معتبر جلوه کنند. کوتاه سخن، بنابر واقعیت انحراف های سیستم های پس از جنگ و فقر، جزم اندیشی ها مجالی برای درک کردن سرچشمه ها باقی نمی گذارد. از این روست که دموکراسی لیبرال توانست «بهترین سیستم ممکن» به نظر برسد.

امروز قدرت های پا بر جا که هیچ پیش بینی در چنته ندارند، خود را وقف مرمت کردن خود این سیستم کرده اند. کامیابی احتمالی شان، مانند کامیابی محافظه کاران دهه 1920 – که کینز در آن وقت بدون بازتاب یافتن آن را فاش کرد –  فقط توانسته دامنه تضادهایی را که سرچشمه فرو پاشی مالی 2008 هستند، شدت بخشد.

نشست گروه 20 (در لندن، آوریل 2009) به هیچ وجه در راستای «نوسازی جهان» گام بر نداشت. تصادفی نیست که این نشست سیاست پیمان آتلانتیک (ناتو) -این بازوی مسلح امپریالیسم معاصر- و تقویت کارکردهای نظامی آن در افغانستان را دنبال کرد؛ زیرا جنگ دایمی «شمال» علیه «جنوب» باید ادامه یابد.

اکنون می دانیم که دولت های سه گانه –  ایالات متحد، اروپا و ژاپن –  هدف انحصاری برقراری سیستم را به گونه ای که پیش از سپتامبر 2008 بود، دنبال می کنند. نکته بسیار جالب این است که رهبران «کشورهای نو خاسته» دعوت شده در نشست، سکوت را حفظ کردند. تنها جمله هوشمند انه در جریان کار روزانه این سیرک بزرگ توسط رییس جمهور چین هو جیان تائو به زبان آمد که «گذرا» بدون پافشاری کردن و با (لبخند تمسخر آمیز؟) اشاره کرد که باید به بررسی برقراری یک سیستم جهانی که استوار بر دلار نباشد، پرداخت. پاره ای از مفسران بی درنگ – به درستی – آن را با پیشنهادهای کینز در 1945 مقایسه کردند.

این «اظهارنظر» ما را به در نظر گرفتن این واقعیت فرا می خواند که بحران سیستم سرمایه داری اولیگوپل ها تا واپسین دم از بحران هژمونی ایالات متحد جدایی ناپذیر است . پس این جانشینی را کی انجام خواهد داد؟ به یقین اروپا که در خارج از آتلانتیسم قرار ندارد و همان طور که نشست های ناتو بارها نشان داد، در عمل از بلند پروازی استقلال طلبانه بی بهره است، از عهده این کار بر نمی آید. اما چین چطور؟ چین به عنوان «تهدیدی» که رسانه ها به افراط او را به منزله «خطر جدید زرد» نام می برند، بدون شک، از وجاهت قرا گرفتن در صف بندی آتلانتیستی برخوردار نیست. رهبران چین می دانند که کشورشان فاقد وسیله های این کار است. وانگهی آن ها اراده آن را ندارند. استراتژی چین به عملکردی برای ارتقای جهانی سازی جدید بدون هژمونی بسنده می کند، آن چه که ایالات متحد و اروپا آن را پذیرفتنی نمی دانند.

بنابر این، فرصت های توسعه ممکن که در این راستا پیش می رود، هنوز به طور کامل استوار بر کشورهای جنوب است؛ و این تصادفی نیست که «کنفرانس ملل متحد در زمینه تجارت و توسعه»(cnuced) تنها نهاد خانواده ملل متحد است که ابتکارهای بسیار گوناگون کمیسیون اشتیگلیتز را به کار گرفته است. تصادفی نیست اگر مدیر تایلندی آن سو پاشایی پانیچ پاکدی که تا امروز به عنوان یک لیبرال کامل شناخته شده ، جرئت کرد در گزارش سازمان زیر عنوان «بحران اقتصاد جهانی» در تاریخ مارس 2009 پیشنهادهای واقع گرایانه ای را که در چشم انداز مرحله دوم «بیداری جنوب» جای دارد بگنجاند.

چین به نوبه خود ساخت – تدریجی و مسلط – سیستم های مالی منطقه ای آلترناتیو رها از دلار را آغاز کرده است. ابتکارهایی که در سطح اقتصادی، ارتقای متحدان سیاسی «گروه شانگهای» را که مانع مهم در برابر جنگ افروزی ناتو است، کامل می کنند.

نشست ناتو که در آن وقت در آوریل 2009 برگزار شد، نه تنها روی تصمیم واشنگتن در باره شانه خالی نکردن از تعهد نظامی اش، بلکه بر عکس روی شتاب بخشیدن گسترش دامنه آن صحه گذاشت .

انترناسیونالیسم نوین زحمتکشان و خلق ها ضروری و ممکن است

سرمایه داری تاریخی هر آن چه را که ناپایدار است، می پذیرد. او فقط یک پرانتز کوتاه در تاریخ است.

به پرسش کشیدن اساسی آن – که اندیشمندان معاصر ما در اکثریت بزرگ شان آن را ممکن و حتا «خواستنی»تصور نمی کنند – با وجود این، شرط پرهیز ناپذیر رهایی زحمتکشان و خلق های زیر سلطه (یعنی 80% بشریت پیرامونی) است. هر دو بعد چالش جدایی نا پذیرند.

خروج از سرمایه داری تنها با مبارزه خلق های شمال یا تنها با مبارزه خلق های زیر سلطه جنوب ممکن نیست. خروج از سرمایه داری تنها هنگامی و در مقیاسی ممکن است که این دوبعد یک چالش با یکدیگر پیوند یابند.

در این که آیا این امر اتفاق خواهد افتاد و یا اینکه در موقعیتی سرمایه داری بنا بر ویرانی تمدن «منسوخ» خواهد شد و اینکه آیا آنگاه زندگی روی سیاره ممکن خواهد بود، هیچ «یقینی» وجود ندارد.

بنابر این، سناریوی «روایت تازه»ی ممکن قرن بیستم در این سوی نیازهای تعهد بشریت در جاده گذار به سوسیالیسم جهانی باقی می ماند.

فاجعه آفرینی لیبرالی نقد بنیادی دوباره از سرمایه داری را ایجاب می کند. این چالش، چالشی است که در آن ساخت و نوسازی دایمی انترناسیونالیسم زحمتکشان و خلق ها با هم پیوند می یابند.

ساخت این انترناسیونالیسم فقط می تواند بنابر کامیابی پیشرفت های انقلابی جدید (مانند پیشرفت های آغازیده آمریکای لاتین و نپال) بررسی شود که چشم انداز فرا رفت از سرمایه داری را می گشاید.

در کشورهای جنوب نبرد دولت ها و ملت ها برای جهانی سازی بدون هژمونی های مورد بحث – شکل معاصر ناپیوستگی – که بنابر سازمان دهی خواست های طبقه های مردمی پشتیبانی می شود، می تواند قدرت های اولیگوپل های سه گانه امپریالیستی را محدود کند.

نیروهای دموکراتیک در کشورهای شمال باید از این نبرد پشتیبانی کنند . گفتمان «دموکراتیک» پیشنهاد شده که توسط اکثریت چپ ها به همان شکلی که هستند، پذیرفته شده، دخالت های «بشردوستانه»ای که زیر لوای آن ها پراتیک «کمک»های ناچیز انجام می گیرد، بررسی های شان را برای رویارویی واقعی با این چالش منحرف می کنند.  

در کشورهای شمال اولیگوپل ها اکنون آشکارا از «ثروت های مشترک» هستند که مدیریت آن ها نمی تواند فقط به بخش خصوصی (که بحران، نتیجه های فاجعه بارشان را نشان داده) سپرده شود.

چپ واقعی باید شهامت بررسی کردن ملی کردن آن ها را که نخستین مرحله پرهیز ناپذیر در چشم انداز اجتماعی کردن آن ها از راه ژرفش فعالیت عملی دموکراتیک است، داشته باشد.

بحران جاری امکان درک کردن تبلور ایجاد جبهه نیروهای اجتماعی و سیاسی را که همه قربانیان قدرت انحصاری اولیگارشی های پابرجا را گرد می آورد، فراهم می سازد .

نخستین موج مبارزه ها برای سوسیالیسم ، موج قرن بیستم، محدودیت های سوسیال دموکراسی اروپا، کمونیست های انترناسیونال سوم و ناسیونالیسم های توده ای عصر باندونگ، از نفس افتادن و سپس فرو پاشی بلندپروازی های سوسیالیستی شان را نشان داد. موج دوم، موج قرن 21 باید از آن ها درس فراوان بیاموزد. به ویژه اجتماعی کردن مدیریت اقتصادی و ژرفش دموکراتیزه کردن جامعه را با هم در آمیزد. سوسیالیسم بدون دموکراسی و نیز بدون پیشرفت دموکراتیک خارج از چشم انداز سوسیالیستی وجود ندارد.

این هدف های استراتژیک ما را به اندیشیدن در باره ساخت «همگرایی ها در تنوع»، شکل های سازماندهی و مبارزه های طبقه های زیر سلطه و استثمار شده فرا می خواند (و این همانا بازگشت به اصطلاحی است که توسط «فوروم جهانی آلترناتیوها» مطرح شده) . قصد من عبارت از محکوم کردن پیشاپیش ساخت های شکل های یاد شده نیست که به شیوه خود با سنت های سوسیال دموکراسی ها ، کمونیسم ها و ناسیونالیسم های توده ای رابطه برقرار می کنند یا از آن ها دور می شوند.

در این چشم انداز اندیشیدن دوباره به مارکسیسمِ آفرینشگر ضروری است.

مارکس هرگز تا این اندازه مفید و ضروری برای درک و  نیز دگرگون کردن جهان امروز، حتا بیش از گذشته نبوده است.

مارکسیت بودن در این مفهوم ، عزیمت کردن از مارکس است و نه در جا زدن در او یا در لنین یا مائو، آن گونه که مارکسیسم های تاریخی قرن گذشته درک و عمل کرده اند.

این رجوع دادن به مارکس چیزی است که به خود او باز می گردد: هوشمندی جذب کردن اندیشه نقدی مدرن، نقد واقعیت سرمایه داری و نقد نمودهای سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی آن .

مارکسیسم آفرینشگر باید هدف غنی کردن بی درنگ این اندیشه نقدی را دنبال کند. نباید در آن از وارد کردن سهم همه اندیشه ورزی ها، در همه سپهرها – ازجمله سهم سپهرهایی که به ناروا توسط مارکسیسم های تاریخی دگماتیکِ گذشته «بیگانه» تلقی شده اند- واهمه داشت.

نگارش مقاله 27 ژوییه 2009      

   

یاد داشت

تزهای ارائه شده در این مقاله توسط نویسنده در اثرش در باره بحران، خروج از بحران سرمایه داری یا خروج از سرمایه داری در بحران (انتشارات، عصر گیلاس ها) پاریس 2009 ، 25 ژوئیه 2009 شرح داده شده است.

چهار هدف برای واشنگتن : روسیه، چین، کرۀ شمالی و ایران – حمید محوی

usa_war_2018

گاهنامۀ هنر و مبارزه

21 مه 2018

چهار هدف برای واشنگتن :

روسیه، چین، کرۀ شمالی و ایران

متن پی دی اف

مقالۀ حاضر ترجمۀ مطالبی ست که رابین فیلپو و میشل شوسودوسکی در گفتگوی ویدئوئی دربارۀ کرۀ شمالی و ایران و به ویژه خارج شدن آمریکا از «برنامۀ جامع اقدام مشترک» مطرح کره اند. هردو پیوند الکترونیک ویدئوئی در مرکز مطالعات جهانی سازی منتشر شده است. در ترجمۀ سعی کردم ترکیب محاوره ای را تا حدودی حفظ کنم. میشل شوسودوسکی از اساتید و تحلیلگرانی ست که من دائماً نوشته های او را پی گیری و به فارسی ترجمه کرده ام. سایت مرکز مطالعات جهانی سازی بخش فارسی ندارد ولی سالها پیش پروفسور میشل شوسودوسکی به من اجازه داد مقاله های سایت او را بفارسی ترجمه و منتشر کنم.

رابین فیلپو در «کرۀ شمالی : نه بر اساس «الگوی لیبی» (19 مه 2018) گفت :

« دونالد ترامپ و جان بولتون مشاور او به روشنی « الگوی لیبی » را در چشم انداز دیدار احتمالی ترامپ  با کیم جونگ اون مطرح کردند.

آیا حق بجانب کرۀ شمالی هست یا نیست ؟ و چرا این کشور در سال 2006 خود را به جنگ افزار هسته ای تجهیز کرد ؟

وقتی بغداد سقوط کرد، همین جان بولتون، که مشاور در کنترل جنگ افزارها بود، گفت که کرۀ شمالی ها می توانند درس عبرت بیاموزند. کره ای ها چه درسی از سقوط بغداد گرفته اند ؟ »

متن ویدئو فیلپو :

https://www.mondialisation.ca/coree-du-nord-non-au-modele-libyen/5625736

« امروز شنبه 19 مه 2018، مطلع شدیم که کرۀ شمالی در آخرین دقایق تصمیم گرفت  که به دیدار کرۀ جنوبی نرود و به روشنی اعلام کرد که خواهان گفتگوئی از نوع لیبی با ایالات متحدۀ آمریکا نیست.

برای درک این رویدادها من به کتابی مراجعه می کنم که هفتۀ پیش دربارۀ کرۀ شمالی منتشر شد (…) «چند سال پیش روزنامه نگاری از جان بولتون پرسیده بود که سیاست شما در رابطه با کرۀ شمالی کدام است؟ جان بولتون از قفسۀ کتابهایش یک کتاب بیرون کشید و آن را روی میز گذاشت «پایان کار کرۀ شمالی» و گفت این سیاست ماست. پایان دادن به کار یا موجودیت کشوری به شیوه های مختلف امکان پذیر می شود، یکی از شیوه ها فشار نظامی ست.

علت تعلیق ملاقات با کرۀ جنوبی این است که ایالات متحده از تاریخ 11 مه رزمایش بزرگی را آغاز کرد، در واقع این رزمایش نظامی فشار زیادی را از سوی ایالات متحده روی کرۀ شمالی وارد می کند. ایالات متحده در این رزمایش بزرگ تا 300000 سرباز را به خدمت گرفته و افزون بر این سامانه های مربوط به پرتاب بمب اتمی جزء این رزمایش ها بوده اند. در واقع این رزمایش شبیه سازی حملۀ نظامی ست، یعنی همۀ تدارکاتی که برای آماده سازی گروه های نظامی، کشتی های جنگی، هواپیماهای جنگی پیش از آغاز جنگ ضروری می باشد. و هر بار که ایالات متحده چنین رزمایش هائی را به اجرا می گذارد، کرۀ شمالی مجبور است با پذیرش مخارج عظیم نیروهایش را بسیج کند. این بودجه ای که کرۀ شمالی به این امر دفاعی اختصاص می دهد در واقع بودجۀ مدنی ست که به این شکل از بین می رود، و فقط برای پیشگیری از حملۀ نظامی.

آمریکا در سال 2002 در دوران جرج والکر بوش کرۀ شمالی را محور شرارت نامید و سپس نام این کشور را در فهرست 7 کشوری به ثبت رساند که می توانند هدف احتمالی حملۀ اتمی قرار بگیرند. ایالات متحده، سپس اعلام کرد که مسئلۀ حمله به کرۀ شمالی صرفاً به زمان بستگی دارد. در سال 2003 وقتی بغداد سقوط کرد، جان بلتون به کرۀ شمالی ها یادآور شد که از این رویداد درس بگیرند. در نتیجه کرۀ شمالی نیز درس عبرت گرفت و سه سال بعد نخستین بمب هسته ای خود را آزمایش کرد. کرۀ شمالی از آن تاریخ تا کنون 5 بمب هسته ای دیگر را آزمایش کرده اند.

یکی از اصول منشور منع گسترش سلاح هسته ای این است که کشورهائی که فاقد بمب اتمی هستند نباید از سوی دارندگان بمب اتمی مورد تهدید اتمی قرار گیرند، زیرا این کشورها مجبور می شوند که برای دفاع از خود به تولید جنگ افزار هسته ای بپردازند. و ایالات متحدۀ آمریکا دائماً این اصل را زیر پا گذاشته است. در نتیجه کرۀ شمالی به همان دلیلی خودش را به بمب اتمی تجهیز کرده است که کشورهای دارنده مانند آمریکا، فرانسه، انگلستانیعنی برای دفاع قانونی از خود. همۀ ناظران بین المللی تأیید کرده اند که کرۀ شمالی برای دفاع از خود، و حق موجودیتش دو انتخاب داشت، یا بمب هسته ای و یا تحمل مخارج بسیار هنگفت برای جنگ افزارهای متعارف. با درک چنین واقعیتی ست که می توانیم واکنش کرۀ شمالی را درک کنیم. کرۀ شمالی نمی خواهد دچار سرنوشت لیبی شود، چنانکه می دانیم این کشور مورد حمله قرار گرفت، تخریب شد، و در حال حاضر در آنارشی مطلق به سر می برد.

گفتگوی فیلپو و شوسودوسکی

واشنگتن و اهدافش : ایران، کرۀ شمالی

https://www.mondialisation.ca/washington-et-ses-cibles-liran-la-coree-du-nord/5625551

9 مه 2018 : پس از کرۀ شمالی، ایران در مگسک واشنگتن. چرا ؟ آیا این کشورها واقعاً جهان را تهدید می کنند ؟ اهداف واشنگتن کدام است ؟ کشورهای اروپائی که واشنگتن با آنها به مثابه سرزمین های استعماری رفتار می کند چه واکنشی نشان خواهند داد ؟

میشل شوسودوسکی به این پرسشها  پاسخ می گوید. او توضیح می دهد که دو کشور روسیه و چین نیز از 10 سال پیش جزء اهداف واشنگتن هستند. و این موضوع به قدرت هسته ای آنان مربوط نیست، که بمب داشته باشند یا نداشته باشند. ایران قابلیت هسته ای نظامی ندارد، ولی کرۀ شمالی بمب هسته ای تولید کرده است.

فیلپو : رویدادهای بین المللی اخیر ما را متوجه کرۀ شمالی و ایران کرده است. مسئلۀ هسته ایبرای درک چگونگی این رویدادها فکر کردم که شخصی که می تواند به این پرسشها پاسخ بگوید میشل شوسودوسکی پروفسور دانشگاه اوتاوا ست که در عین حال سایت مرکز مطالعات جهانی سازی را مدیریت می کند..

روز بخیر میشل، با سپاس از اینکه دعوت  ما را به این گفتگو پذیرفتی

.

میشل شوسودوسکی : من هم سپاسگذارم که من را به برنامۀ دعوت کردی، فکر می کنم در کوران 24 ساعت گذشته وضعیت تحول پیدا کرده، با دونالد ترامپ که توافق هسته ای با ایران را باطل اعلام کرد. بی گمان پیامدهای وخیمی در پیش خواهد داشت. شخصاً فکر نمی کنم که این دونالد ترامپ بوده که تصمیم گرفته، در واقع تصمیم برای باطل کردن توافقنامه با ایران به پیش از امضای قرارداد باز می گردد، به این معنا که یک تاکتیک جنگی ست و هدفش گسترش جنگ در خاورمیانه است.

فیلپو : در سال 2002 ایالات متحده دو کشور را محور شرارت نامید، اهداف آمریکا در برخورد با ایران و کرۀ شمالی واقعاً کدام است، آیا می خواهد روی این دو کشوری که نظم جهانی آمریکائی را نمی پذیرند فشار بیاورد، و یا اینکه می خواهد فراسوی این رویاروئی به موضعگیری مناسبتری در مقابله با دو رقیب مهم دیگر یعنی روسیه و چین دست یابد ؟ اهداف بنیادی واشنگتن در این دو مورد چیست ؟

شوسودوسکی : فکر می کنم باید کمی به گذشته بازگردیم. ده سال پیش ایالات متحده رزمایش، یا تمرینات جنگی، سناریوهای جنگی بطور کلی علیه 4 کشور فرضی بر پا کرد، این مسئلۀ خیلی مهمی ست زیرا امروز می بینیم که همین 4 کشور هستند به روی صحنه آمده اند یعنی روسیه، چین، کرۀ شمالی و ایران. جالب است بدانیم که در سال 2007 پنتاگون فرمول سناریوی جنگ جهانی را مطرح کرده بود. وقتی می گوئیم سناریو، به این معناست که وضعیت ها و امکانات مختلفی را مد نظر قرار می دهیم، خیلی جدی ست، سناریوهای دیگری وجود داشت، ولی سناریوی جنگ جهانی [در سال 2007] به شکل رسمی اعلام شد. این سناریو یک رزمایش نظامی ژئوپولیتیک علیه 4 کشور فرضی به نام « شوریا» (چین)، «هوبک» (روسیه)، «هرمینگهام » (ایران)، و « نِمازی » (کرۀ شمالی). ما می دانستیم که موضوع چیست. این 4 کشور که در جایگاه کشورهای دشمن تلقی می شوند، در واقع 4 کشوری هستندکه از ایالات متحده و ناتو فرمانبرداری نمی کنند.

فیلپو : در نتیجه مسئله اقتصادی ست یعنی کشورهائی که نمی خواهند نظم تحمیلی را بپذیرند و از قوانین بازی آمریکا پی روی کنند.

شوسودوسکی : بی گمان، ایران و کرۀ شمالی به حاکمیت ملی خودشان وابسته اند، و این موضوعی که ایالات متحدۀ آمریکا نمی پذیرد [حاکمیت ملی این دو کشور را به رسمیت نمی شناسد]. در مورد ایران، تصمیم دونالد ترامث وضعیت خیلی پیچیده ای را به وجود آورده، زیرا فرانسه در ایران منافع نفتی دارد، به همین نسبت انگلستان، کشورهای اروپائی با ایران رابطۀ بازرگانی دارند، طرح های سرمایه گذاری، به ویژه خرید ارباس، شرکت توتال،در نتیجه مخالفت سختی علیه ترامپ برای شکستن این توافق نامه وجود دارد. شکافی که به وجود آمده تقریباً شبیه سال 2003 بنظر می رسد یعنی وقتی که فرانسه با جنگ علیه عراق مخالفت می کرد. این موضوع را به یاد می آوریم. به سخن دیگر شکافی در ائتلاف غربی به وجود آمده بود، ولی امروز وضعیت خیلی وخیم تر است. به این علت که ساختار ائتلاف خیلی پیچیده است. به این معنا که ترکیه در عین حال که عضو ناتو می باشد با روسیه و ایران متحد شده، در نتیجه ائتلاف تناقض آمیز است. واشنگتن با ترکیه عضو ناتو متحد است، اسرائیل با ترکیه پیمان نامۀ نظامی، اطلاعاتی خیلی مهمی در سطح سرویس های سرّی به امضا رسانده اند در حالی که اکنون ترکیه با ایران و روسیه متحد شده است. در نتیجه بر پا کردن جنگ گسترده در وضعیتی که ساختار ائتلاف در حال از هم گسیختگی ست خیلی مشکل بنظر می رسد. می توانیم به جنگ اول جهانی مراجعه کنیم، ولی در حال حاضر وضعیت خیلی پیچیده است.

فیلپو : میشل اگر ممکن است به ایران و کرۀ شمالی بازگردیم، این دو کشور را معمولاً به نام کشورهای ستیزه جو معرفی می کنند، که این دو کشور جنگ افزار هسته ای دارند یا می خواهند چنین جنگ افزاری را تولید کنند. واقعیت چیست ؟ خطر این دو کشور کدام است. می دانم که شما در این زمینه تحقیق کرده اید، دربارۀ بودجۀ نظامیآیا ترس از جنگ افزار هسته ای در مورد این دو کشور کاملاً پوچ هست یا نیست ؟

شوسودوسکی : اولاً ایران توان هسته ای در زمینۀ نظامی ندارد، این موضوع کاملاً تأیید شده است و همۀ دعاوی نخست وزیر اسرائیل نتانیاهو کاملاً ساختگی ست. و آژانس سازمان ملل متحد که مرکز آن در وین است، روی مسئلۀ هسته ایران به روشنی اعلام کرد که دعاوی اسرائیل مضحک است. این یکی از عناصری است که باید بدانیم. ولی در مورد کرۀ شمالی، البته کرۀ شمالی دارای توانائی جنگ افزار هسته ای ست. ولی دکترین کرۀ شمالی، دکترین دفاعی ست. و مشخصاً برای دفاع در مقابل تهدید هسته ای آمریکا که از خیلی پیش، از سال 1950 و پیش از جنگ کره شروع شد.

فیلپو : آمریکا تهدید کرده بود که درو می کند و کاملاً کرۀ شمالی را از بین می برد، و قتل عام می کند. در نتیجه واکنش کرۀ شمالی قانونی و دفاع از خود می باشد.

شوسودوسکی : من فکر می کنم که این موضوع خیلی خوب فکر شده است. کرۀ شمالی طی جنگ زیر حملات نیروی هوائی آمریکا  30% جمعیت خود را از دست داد. و تهدید اتمی از سوی آمریکا از همان جنگ کره آغاز شد. از پایان جنگ در سال 1953.

باید یادآوری کنم که در نشست عمومی سازمان ملل متحد در سال گذشته، کرۀ شمالی یگانه کشور دارندۀ جنگ افزار هسته ای بود که به نفع منع گسترش جنگ افزار هسته ای رأی داد، و برای این  ابتکار عمل جایزۀ صلح نوبل را به این کشور اعطا کردند. کرۀ شمالی به الغای جنگ افزار هسته ای رأی داد ولی اگر کره ای ها جنگ افزار هسته ای خودشان را حذف هستند دچار سرنوشت ایران خواهند شد.

فیلپو : وقتی عراق سقوط کرد، جان بولتون به کره ای ها گفت که باید از این رویداد درس عبرت بگیرند، پس کره ای ها زا سقوط عراق درس گرفتند و خودشان را به جنگ افزار هسته ای مجهز کردند.

شوسودوسکی : جان بولتون گفته بود که باید کاری را در لیبی انجام دادند باید برای کره ای نیز پیاده کنند. از ماه گذشته با بیانیه های رئیس جمهور کرۀ جنوبی و کرۀ شمالی، تغییراتی در ترکیب کابینۀ رئیس جمهور دونالد ترامپ روی داد، حالا مایک پامپئو که رئیس سازمان سیا بود، برای پست وزیر امور خارجه انتخاب شده، این موضوع گرایشات را تغییر می دهد. تغییر می دهد ولی همچنان در تداوم خط سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا را از 40 یا 50 سال پیش به این سو واقع شده است. پرونده ای از ستاد مرکز فرماندهی ایالات متحده که مربوط است به اواسط سالهای 90، که به روشنی در رابطه با عراق و ایران از طرح کشورگشائی حرف می زند. و این طرح کشور گشائی طرحی ست برای کنترل نفت. ایران %10 تا %11 ذخیرۀ جهانی را در اختیار دارد، عراق نیز به همین نسبت، در حالی که ذخیرۀ نفت به مفهوم کلاسیک آن در آمریکا کمتر از %2 است. غرب به همچنین. در نتیجه هدف یک هدف استراتژیک است. ولی روی این موضوع نیز میان آمریکا و اروپا شکاف وجود دارد.

فیلپو : از اروپا می گوئید ولی به همین گونه کانادا در پی بازرگانی با ایران بود ولی ناگهان آمریکا اعلام کرد که ظرف 180 روز آینده باید متوقف شود و تحریم ها به اجرا گذاشته خواهد شد

شوسودوسکی : گرایش در اروپا طی سالهای گذشته این است که رهبران سیاسی و رؤسای جمهور باید ابزار کار ایالات متحدۀ آمریکا باشند. با وجود این مقاومتهائی وجود دارد، به ویژه در محیط بازرگانی و معاملات جاری، زیرا توافقات بازرگانیحتا با روسیه توافقات و مناسبات بازرگانی وجود دارد، برای نمونه گاز طبیعی، در نتیجه در مقابله با فرادستی آمریکا مقاومتهائی وجود دارد که مشخصاً با اروپا به مثابه مستعمره رفتار می کند. برای نمونه، در فرانسه می بینیم که چگونه ساختار دولت تحول یافته، به ویژه از دوران نیکلا سرکوزی. باید یادآوری کنم که پدر خواندۀ سرکوزی یکی از مقامات بلند پایۀ سازمان سیا ست و می بینیم که بخشی از خانوادۀ او در ایالات متحده به سر می برند. این نکاتی ست که کمتر گفته می شود. در فرانسه تغییرات در ساختار دولت،و حاکمیت کشورهای اروپائی بیش از پیش از سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا تبعیت می کند.

فیلپو : شما اقتصاد شناس هستید، در حال حاضر از تحریم حرف می زنند، بنظر شما پیامدهای این مجازات ها کدام است، به ویژه برای مردمی که این مجازات شامل حاشان شده. در کرۀ شمالی تحریم از سال 1948 از سوی آمریکا به اجرا گذاشته شده است. گاهی اوقات می بینیم که پیامدهای این نوع مجازات ها را دست کم می گیرند. در حالی که برخی دیگر مجازاتها را جنگ افزار کشتار جمعی ارزیابی کرده اند. شما در جایگاه اقتصاد دان می توانید برای ما توضیح دهید که پیامد این مجازاتهای اقتصادی برای مردم کدام است.

شوسودوسکی : در کره مجازاتها دارای دو چهره هستند، روشن است که مجازاتها به مشکلات متنوعی منتهی می شود، وقتی مجازاتها به قطعات فنی و فن آوری و این نوع کالاهای مربوط می شود، ولی چهرۀ مثبت کرۀ شمالی این است که اقتصاد این کشور کاملاً خودکفاست، با علوم و فنآوری خیلی پیشرفته، به همین گونه در زمینۀ ارتباطات. تمایلات رایج این تصور را رواج داده اند که گوئی کرۀ شمالی یک کشور توسعه نیافته و حتا عقب افتاده است. در حالی که کرۀ شمالی در خیلی زمینه ها صنایع پیشرفته را توسعه داده است. پیونگ یانگ تا %80 تخریب شده بود. همۀ شهرها ویران شده بود. در رسانه ها چیزی در اینباره نمی گویند ولی امروز اگر به پیونگ یانگ نگاه کنیم خیلی شبیه نیویورک است. با آسمان خراش و بناهای مدرن. فکر می کنم رسانه ها با تحریف رهبر کره تصویر غلطی از کرۀ شمالی در ذهن ما منعکس کرده اند. در حالی که باید بدانیم که این کشور قربانی یک جنگ مرگبار بودهف %30 جمعیت کشور کشته شدند. ولی این کشور را بازسازی کردند، حتا در شرایط مشکل و سختی که محاصرۀ اقتصادی به کره ایهای شمالی تحمیل می کرد.

فیلپو : محاصرۀاقتصادی عراق به بهای جان 500000 کودک انجامید که مادام اولبرایت آن را ضروری می دانست.

شوسودوسکی : کاملاً

فیلپو : شما این نزدیکی کرۀ شمالی و کرۀ جنوبی را چگونه تعریف می کنید، سال گذشته همه تصور می کردند که این دو کشور به زودی به جان یکدیگر خواهند افتاد.

شوسودوسکی : مسئله به انتخاب رئیس جمهور کرۀ جنوبی باز می گردد. ماه فوریه در کرۀ جنوبی بودم و به زودیها دوباره به آنجا خواهم رفت. با رئیس جمهور مون گفتگوئی جریان دارد. یک جریان سیاسی اجتماعی وجود دارد. البته این جریان همیشه وجود داشته استرئیس جمهور جدید یک سری ابتکار عملهائی را به کار بسته. باید دانست که جریانی هست که خواهان یک دولت یگانه برای کره است. این دیدگاه تاریخی نیز هست. ولی عنصری که همیشه مانع اتحاد دو کشور شده است، حضور 28000 سرباز آمریکائی در کرۀ جنوبی ست. آمریکا با کرۀ جنوبی به عبارتی خاص مثل یک مستعمره رفتار می کند. نتیجۀ قراردادی که رئیس جمهور پیشین با آمریکا به امضا رساند، این بود که کل ارتش کرۀ جنوبی را به فرماندهی پنتاگون وابسته کرد. در نتیجه رئیس جمهور فرماندۀ کل قوا نیست و حاکمیت کرۀ جنوبی از بین رفت. آمریکائی ها دست به هر کاری خواهند زد که جلوی اتحاد دو کشور و یا طرح های مشترک آنها را بگیرند.

فیلپو : دربارۀ دیدار ترامپ و رئیس جمهور کرۀ شمالی چه فکر می کنید ؟

شوسودوسکی : شخصاً فکر می کنم که چنین ملاقاتی در ماه ژوئن صورت نخواهد گرفت. توافق پیشا ملاقات به انجام نرسیده، و با بحران پیمان نامۀ ایران، و آنچه برای ایران روی داد، کرۀ شمالی ها وضعیت خودشان را باز بینی می کنند. چند روز پس از ملاقات کرۀ جنوبی و شمالی، ترامپ اعلام کرد که شاید ملاقاتی با کیم جونگ اون صورت نگیرد و ضرورتی نخواهد داشت. معنایش این است که گفتگوها ادامه می یابد. یک شرط اساسی برای توافق صلح وجود دارد و آن هم نظامی زدائی کرۀ جنوبی ست، یعنی خروج نیروهای آمریکائی از کرۀ جنوبی. ولی قراردادها بر جا مانده و کشور به نوعی خاص در گروگان آمریکاست.

رهبران سیاسی این موضوع را می دانند، ولی آمریکائی ها از کرۀ جنوبی دست نخواهند کشید و اسباب کشی نخواهند کرد. این منطقه ازدیدگاه استراتژیک برای آمریکائی ها خیلی مهم است. نباید فراموش کرد که کرۀ شمالی کشوری ست میان دو کشور چین و روسیه. در واقع دشمن اصلی در این منطقه چین و روسیه است.

ترجمۀ حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه/21 مه 2018

بیانیه ارتش سوریه درباره پاکسازی منطقه حجر الاسود در جنوب دمشق

فرماندهی کل ارتش و نیرو‌های مسلح سوریه در بیانیه ای، پاکسازی کامل منطقه حجر الاسود در جنوب دمشق را از لوث تروریست‌ها اعلام کرد.
به گزارش شبکه تلویزیونی الاخباریه سوریه، در این بیانیه آمده است، پس از چندین رشته عملیات نظامی، یگان‌هایی از نیرو‌های مسلح قهرمان ما با همکاری نیرو‌های هم پیمان موفق شدند منطقه حجر الاسود و اطراف آن را به طور کامل پاکسازی کنند. در این عملیات تعداد زیادی از عناصر گروه تروریستی داعش کشته شدند که همین امر موجب شد تسلط نیرو‌های ما بر حجر الاسود و اردوگاه یرموک تقویت گردد. پیش از این نیز در چارچوب پاکسازی تمامی شهر‌ها و آبادی‌های غوطه شرقی و غربی از لوث گروه‌های تروریستی -تکفیری مسلح، شاهد چنین دستاورد‌هایی در شهر‌های یلدا، بابیلا و بیت سحم بوده ایم.
در ادامه این بیانیه آمده است، اهمیت این دستاورد به این است که موجب سرکوب خشن‌ترین گروه تروریستی و اثبات قدرت ارتش قهرمان ما در رسیدن به پیروزی قاطع در برابر تروریست‌هایی شده است که هم صاحب برنامه بودند و هم از حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و بین المللی بهره می‌بردند ضمن اینکه این دستاورد امنیت دمشق و اطراف آن را به طور کامل تضمین کرده و سبب از میان برداشتن خطری شد که میلیون‌ها نفر از شهروندان را تهدید می‌کرد، همانگونه که موجب از بین رفتن تروریست‌هایی شده است که در پی به بن بست کشاندن روند طبیعی زندگی بودند. این پیروزی توانسته است فضای مناسبی را برای نابودی دیگر شبکه‌های تروریستی باقی مانده در سوریه فراهم کند.
فرماندهی کل ارتش و نیرو‌های مسلح امروز اعلام می‌کند دمشق و اطراف آن، مناطقی است که به طور کامل امن است، فرماندهی کل، هم زمان تاکید می‌کند ارتش قهرمان ما امروز برای پیگرد شبکه‌های باقی مانده از تروریسم و سرکوب آنان در هر منطقه‌ای از کشور، قوی‌تر از گذشته فعال است، ارتش در این مسیر ضمن حفظ اوصاف جوانمردی و ملی گرایی، دستاورد‌های میدانی را متوقف نخواهد کرد، این روند تا پاکسازی جای جای میهن از لوث تروریسم ادامه خواهد داشت و در این راه توجهی به تلاش‌های ناامیدانه حامیان تروریسم جهت تداوم حضور تروریست‌ها در سوریه نخواهد شد. سرکوب کامل تروریسم تدبیر مقامات سوریه است در نتیجه بهای این تصمیم هر چه باشد از آن عقب نشینی نخواهد شد.

وزیر خارجه آمریکا: شدیدترین تحریم‌هایی که تاریخ بشر هرگز مشاهده نکرده است را علیه ایران به کار خواهیم برد

چند دقیقه پیش «مایک پمپئو» وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که استراتژی وزارتخانه وی بر تحریم‌های شدیدی علیه ایران استوار خواهد بود که تاریخ بشر تا به حال آن را مشاهده نکرده است.

پمپئو از اروپا نیز درخواست کرد برای اجرای این تحریم‌ها علیه ایران با دولت امریکا همکاری کند.

هدف اجرای تحریم‌های شدید از سوی امریکا فشار گسترده بر مردم ایران، ایجاد شرایطی سخت وغیرقابل تحمل برای سازماندهی شورشهای داخلی میباشد.

وزیر امور خارجه آمریکا گفت هر توافق تازه‌ای با ایران باید دارای این شرایط باشد:

١. ایران باید همه فعالیتهای نظامی فعالیت‌های هسته‌ای سابقش را به آژانس اتمی اعلام کند.

٢. ایران باید غنی‌سازی را به طور کامل قطع کند و هیچ‌وقت هیچ فعایت هسته ای نداشته باشد. این شامل بستن رآکتور آب سنگین هم هست.

۳. ایران باید دسترسی بدون کمترین محدودیتی به بازرسان آژانس اتمی داده آنهم به همه ی پایگاه‌ها در همه نقاط کشور بدهد.

۴. ایران باید توسعه برنامه موشکی بالستیک و پرتاب موشک‌هایی که قابلیت حمل سلاح هسته‌ای دارند را متوقف کند.

۵. ایران باید همه آمریکا ئی و همین‌طور شهروندان دیگر کشورهای متحد ما را آزاد کند.

۶. ایران باید حمایت از «گروه‌های تروریستی» را متوقف کند، از جمله حزب‌الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی.

٧. ایران باید استقلال عراق را به رسمیت بشناسد و اجازه دهد شبه‌نظامیان شیعه عراق خلع‌ سلاح شوند.

٨. ایران باید حمایت از حوثی‌های یمن را متوقف کند.

٩. ایران باید همه نیروهای خود را از سوریه عقب بکشد.

١٠. ایران باید حمایت از طالبان و دیگر گروه‌های تروریستی را در افغانستان پایان دهد.

١١. ایران باید به حمایت نیروی قدس سپاه از گروه‌های تروریستی و هم‌پیمانان شبه‌نظامی‌اش پایان دهد.

١٢. ایران باید به تهدید همسایگانش که بیشترشان هم‌پیمان آمریکا هستند پایان دهد. از جمله تهدید ویران‌کردن اسرائیل و پرتاب موشک به عربستان و امارات

درخواست دوباره مسلح کردن آموزگاران در آمریکا

دن پاتریک، معاون فرماندار تگزاس که دو روز پس از کشته شدن ۱۰ نفر در دبیرستان سانتا فه در اطراف هوستون صحبت می کرد، خواستار مسلح کردن تعداد زیادیاز معلمان در مدارس شد.

با این حال مسلح کردن آموزگاران طرح تازه ای در آمریکا که تیراندازی های زیادی در مدارس آن اتفاق می افتد نیست.

دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور در پی کشتار روز ۱۴ فوریه در دبیرستانی در فلوریدا ایده پرداخت اضافه دستمزد به آموزگارانی که حاضر به حمل سلاح باشند را داده بود.

با این حال او بعدا در توییتر نوشت که فقط آموزگارانی که دارای سابقه نظامی هستند یا آموزش های ویژه دیده اند باید نامزد این کار شوند.

آقای پاتریک که جمهوری خواه است به شبکه سی ان ان گفت که بهترین راه مقابله با مهاجمان این است که «مسلح باشیم.»

او افزود: «اما راه حل بهتر این است که چهار یا پنج نفر مسلح باشند تا از پس یک نفر برآیند.»

حداقل هشت دانش آموز و دو آموزگار در تیراندازی دانش آموز دیگری در یک کلاس هنر در روز جمعه در تگزاس کشته شدند.

این چهارمین تیراندازی مرگبار در تاریخ معاصر آمریکا و خونین ترین تیراندازی از زمان حمله روز ۱۷ فوریه در دبیرستانی در فلوریدا بود که ۱۷ کشته به جا گذاشت

نگرانی روسیه از توافق تجاری آمریکا و چین

روزنامه «پراودا»، چاپ مسکو نوشت، توافق تجاری بین آمریکا و چین اصلا به نفع روسیه و اتحادیه اروپا نخواهد بود، برای اینکه در این صورت پکن کالاهای آمریکایی بیشتری از جمله در عرصه کشاورزی و انرژی خریداری می کند و این باعث حمایت از رشد و اشتغال در ایالات متحده می شود و این مسئله می تواند بعنوان ابراز اعمال فشاری بر مسکو و کشورهای عضو اتحادیه اروپا بکار گرفه شود.

لازم به یادآوری است که روابط آمریکا و چین در سال 2018 و بعد از انتشار فهرستی از سوی واشنگتن از 1300 کالای چینی را که شامل تعرفه های گمرکی خواهند شد، تیره شد. این تصمیم باعث کاهش سطح مبادلات بازرگانی بین دو کشور شد.

ولی همانطور که پیش از این اعلام شد، مقامات واشنگتن و پکن تصمیم به توافق گرفته و رویارویی اقتصادی بین دو کشور را لغو کردند. به عقیده دو طرف، این توافق تجاری نه تنها به نفع آمریکا و چین، بلکه در جهت منافع سایر کشورهای جهان است. ولی واقعیت ماجرا چنین نیست.

به عقیده کارشناسان، «دونالد ترامپ» مقامات پکن را مجبور کرده تا به آمریکا امتیاز داده و چین در اصل همان کاری را می کند که واشنگتن از این کشور انتظار دارد.

«ولادیمیر کولوتوف» استاد دانشگاه دولتی روسیه معتقد است، پکن وانمود کرده که با شروط طرف آمریکایی موافقت کرده و این می تواند آغاز یک بازی جدی در عرصه تجاری جهان باشد که بر سایر کشورها نیز تاثیر خواهد داشت.

به گفته وی، آمریکا اصلا نمی تواند از طریق اقتصادی، توازن تجاری در جهان را برقرارکند، به همین دلیل از طریق تهدید و هشدار و تعیین ضرب الاجل عمل می کند. روند اوضاع پیرامون ایران نیز بار دیگر این مسئله را تایید کرده که آمریکا به هیچ قواعد و حقوق بین المللی احترام نمی گذارد.

واکنش معاون سابق کمیسیون اروپا به اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا علیه ایران، امیدی نداشته باشید

«گونتر ورهوگن» معاون سابق کمیسیون اروپا در مصاحبه با شبکه راشا تودی گفت: در شرایطی که بروکسل قصد دارد تا تحریم های آمریکا علیه شرکت های اروپایی طرف قرارداد با ایران را دور بزند، ولی به اعتقاد من آمریکا همچنان چماق بزرگتر را در اختیار دارد.

وی در ادامه افزود: من از این مساله نگران هستم که آمریکایی ها اینجا چماق بزرگتری دارند. اگر شما یک شرکت اروپایی یا یک خودروساز آلمانی باشید، و به آمارها دقت کنید، به نوع کسب و کاری که در ایران انجام می دهید و نوع کسب و کار و فعالیت تجاری که در آمریکا انجام می دهید، شما انتخاب زیادی ندارید، و تصمیم خواهید گرفت تا در ایران سرمایه گذاری نکنید و به سرمایه گذاری و کسب و کار در بازار ایالات متحده ادامه دهید.

وی در ادامه در خصوص این ایده که اروپا زیان و ضرر هر شرکت اروپایی را که از تحریم های آمریکا متضرر می شود، جبران کند، گفت: این مساله تنها در حد حرف است. اگر اتحادیه اروپا واقعا بخواهد قول دهد که همه زیان و ضررها را جبران خواهد کرد، می توانم به شما قول دهم که میزان زیان و ضرری که باید جبران شود، فراتر از توانایی مالی اتحادیه اروپا خواهد بود.

معاون سابق کمیسیون اروپا اظهار داشت: بنابر این واقعا نگران این هستم که سیاست گروگان گیری کشورها و شرکت ها از سوی ایالات متحده، در نهایت موفق خواهد بود. در شرایطی که تنش بین آمریکا و اتحادیه اروپا رو به افزایش است، شرایط پایان بدی خواهد داشت. ما باید به دوستان آمریکایی مان بگوییم که تاکنون محور آمریکا اتحادیه اروپا یک ضامن برای صلح و ثبات بوده، نه فقط در اروپا بلکه در سایر مناطق جهان. اگر این محور نابود شود، با تنش ها و منازعات بیشتری روبرو خواهیم شد، جهان به یک جنگ و نزاع نهایی نزدیک تر خواهد شد و این چیزی نیست که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا نیز آن را بخواهد.

وی افزود: روابط بین آمریکا و اروپا باید بازتعریف شود. من از واژه دشمن استفاده نمی کنم ولی این آشکار و واضح است که همکاری و شراکت بین آمریکا و اتحادیه اروپا وارد عصر و مرحله جدیدی شده است.

اظهارات این مقام سابق اروپایی در شرایطی است که رئیس جمهور آمریکا در اقدامی که مغایر با قوانین بین المللی و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل است، از توافق هسته ای با ایران خارج شده است. این اقدام با مخالفت اکثر متحدان آمریکا از جمله اتحادیه اروپا، بریتانیا فرانسه و آلمان روبرو شده است.

به اعتقاد تحلیلگران سیاسی، این اقدام ترامپ موجب انزوای بیشتر واشنگتن در عرصه بین المللی خواهد شد.

رهبران اتحادیه اروپا در نشست اخیر خود در صوفیه بر اتخاذ رویکرد واحد و متحد برای حفظ برجام تاکید کرده اند. اتحادیه اروپا اعلام کرده است که با اجرای قوانین مسدود کننده قصد دارد مانع از آسیب دیدن شرکت های اروپایی از تحریم های دولت ترامپ شود. در واقع اتحادیه اروپا یک روند حقوقی را آغاز خواهد کرد که بر اساس آن شرکت های اروپایی از اجرای تحریم های آمریکا علیه ایران، معاف خواهند شد.

توطئه جدید امپریالیستی، پمپئو:از استقلال گرجستان حمايت مي کنيم

شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد: مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در نشست مشترک خبری با نخست وزیر گرجستان گفت از استقلال گرجستان حمایت می کنیم و از روسیه می خواهیم از مواضعی که کنترل آنها را در مرزها در دست گرفته است، عقب نشینی کند. روسیه باید قاچاق سلاحی را که در مرزهای گرجستان صورت می گیرد، کنترل کند.

فرانسه تانکهای بیشتری در سوریه مستقر کرد

به نقل از آناتولی، نیروهای ویژه فرانسوی اخیرا شش آتش‌بار توپخانه‌ای جدید در مناطق تحت کنترل یگان‌های مدافع خلق (YPG) نزدیک مرز عراق مستقر کرده‌اند.

نظامیان فرانسوی به تازگی، بعد از اختلافاتی که بین دولت‌های آنکارا و پاریس بر سر حمایت از یگان‌های مدافع خلق در منبج پیش آمد، حضور خود را در مناطق تحت کنترل کردها در سوریه از جمله الحسکه، عین عیسی،‌ رقه و منبج افزایش داده‌اند.

بر اساس گزارش آناتولی، نیروهای فرانسوی که از حامیان شبه‌نظامیان کُرد در شمال سوریه هستند، این توپخانه‌ها را در روستای «باغوز» در استان «دیرالزور» مستقر کرده و حتی چند شلیک آزمایشی نیز با آنها انجام داده‌اند.

ترس و نگرانی ترامپ برای دیدار با رهبر کره شمالی

به نقل از نیویورک تایمز، اظهارات مذاکره کننده ارشد اتمی کره شمالی که ادعا کرده بود دولت آنها تمایلی به لغو فعالیت های هسته ای خود در ازای دریافت کمک های اقتصادی ندارد،« ترامپ» رییس جمهور امریکا را متعجب و عصبانی کرده است.

ترامپ مردد است که دیدار برنامه ریزی شده با «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی را پیش ببرد. از طرفی معتقد است که این دیدارممکن است برای او شرمندگی سیاسی ببار آورد.

گفتنی است کره شمالی اخیرا دیدار دو کره را لغو کرده و به احتمال لغو دیدار با امریکا نیز اشاره کرده است. زیرا معتقد است که تعطیل کردن ازمایشگاه هسته ای «پیونگ یانگ» اقدامی یک طرفه از سوی کره شمالی بوده و این در حالی است که این کشور به کمک های اقتصادی وعده داده شده از سوی امریکا نیز نیازی ندارد.

همچنین، مشاوران ترامپ از دلایل احتمال لغو دیدار اتی توسط کره شمالی، به مسئله اشتیاق زیادی که ترامپ برای این دیدار نشان داده است، اشاره کرده و نسبت به عدم درک کافی ترامپ نسبت به موضوع هسته ای کره شمالی نیزابراز نگرانی کردند.

لازم به ذکر است، با توجه به اقدام اخیر ترامپ و خروج امریکا از قرارداد هسته ای ۱+۵، لغو دیداراتی و عدم پذیرش اتمام فعالیت های هسته ای از سوی کره شمالی برای امریکا شرایط بدی را ایجاد خواهد کرد.

نشست رهبران امریکا و کره شمالی روز ۱۲ ژوئن (۲۲خرداد) در سنگاپور برنامه ریزی شده است.

جادوی نام ها – محمود طوقی

باید از جادوی نام ها سخن بگویم .نام هایی که می درخشند و محیط خودرا روشن می کنند و نام هایی که از ظلمات جهان می آیند و با دیدن آن ها می توانیم بفهمیم که بخش تباه شده و شیطانی روح آدم یعنی چه .

در سال ۱۳۳۱دو نفرکشته شدند:

۱احمد طالقانی

۲عابد اصلی

احمد طالقانی که بود

احمد طالقانی جزءگروه امیر موبور بود . که همراه منصور افشار و محسن مشکین موی ماموریت داشتند تجمع های توده ای ها را بهم بزنند.و از فروش روزنامه های حزبی جلوگیری کنند.

سازمانده اصلی این گروه های فشار مظفر بقایی بود که نماینده مجلس بود و لیدر حزب زحمتکشان هم بود .

در تظاهرات دانش آموزان هوادار حزب توده در ۴ اذر ۱۳۳۱ احمد طالقانی روبروی سفارت ترکیه توسط یک کارگر توده ای کشته شد.

عابد اصلی

عابد نوجوانی هواداران حزب توده بود. کفاش بود . و در ساعات فراغتش روزنامه کانون جوانان دموکرات را می فروخت .

گروه امیر موبور به تلافی قتل احمد طالقانی عابد را به ضرب زنجیر و چاقو به قتل رساندند.

احمد طالقانی کشته شد هم چنان که عابد اصلی کشته شد .آن ها در دو جبهه مخالف هم بودند .

احمد کشته شد در حالی که بدرستی نمی دانست برای چه کشته می شود . اما عابد می دانست کجا ایستاده است و چرا.

گالوست زاخاریان

زاخاریان از تئوریسین های حزب توده بود .همان بود که جزوه معروف «در باره ۲۸ مرداد»را نوشت .

کودتا  شده بود و اونیز چون دیگر توده ای ها دستگیر شده بود .به زندان لشگر زرهی فرستاده شد .زندانی با ۹ سلول انفرادی و ۹ بند عمومی و حمام های مخروبه ای که دیگر حمام نبودند بلکه محل شکنجه بودند .

فرم کارهم روشن بود .روی زندانی آب می ریختند و او را از سر تا به پا به شلاق می بستند .

دستبند قپانی می زدند و از پشت آویزان می کردند .

موی اسب داخل آلت تناسلی مردان می کردند.

وخرس به جان زنان توده ای می انداختند .

زاخاریان یک شب در یکی از همین حمام ها زیر شکنجه کشته شد و پناهی بازجوی او جسد او را درچاه انداخت .

پناهی که بود

پناهی گروهبان بود . از بازجو های رکن ۲ ارتش بود . .بعد ها پناهی نام خودرا تغییر داد و حسینی شد . و با نام دکتر حسینی از شکنجه گران بلند آوازه ساواک شد .

نام واقعی اش محمد علی شعبانی بود ودر سال ۱۳۰۲در گلپایگان بدنیا آمد . تا کلاس چهارم ابتدایی بیشتر درس نخواند.و به ارتش رفت و با درجه گروهبانی در رکن ۲ ارتش مشغول بکار شد .

پس از تاسیس ساواک در سال ۱۳۳۶ به ساواک منتقل شد و در اداره سوم مشغول بکار شد . مدتی مدیر داخلی اوین بود و خود شخصا در بازجویی زندانیان سیاسی شرکت می کرد . در پی بوجود آمدن کمیته مشترک در سال۱۳۵۱ به کمیته مشترک رفت.در شوک الکتریکی و آپولو استاد بود اما تخصص اصلی او زدن کابل به کف پای زندانیان بود .

حسینی هنگام دستگیری در۲۴  اسفند ۵۷ خودکشی کرد .و مدتی بعد در بیمارستان شهربانی مرد.

بد نیست سیاهه سنگدلان آن روزگار را کامل کنیم:استوار ساقی،علی اصغر زمانی،سرهنگ سیاحتگر،سرهنگ زیبایی،لیقوانی،سالاری،و رضا جناب رئيس زندان لشگر ۲ زرهی.

اینان در روزگار سلطنت محمد رضا پهلوی مظاهر پلیدی بودند و ظلمات و سیاهی را در روح وجان آدمیان می کاشتند .

علی امید

مردی کوچک اندام بود .که برخلاف جثه اش روحی بزرگ و نامی بلند آوازه داشت .

کارگر بود . و زندگیش ازسنخ زندگی هایی بود که مارکس از آن بعنوان زندگی پرو مته ای یاد می کرد .

در زمان رضا شاه در سال های ۷۱۳۰۶بهمراه یوسف افتخاری و رحیم همداد اعتصاب بزرگ نفت را رهبری کرد بهمین خاطر دستگیر و زندانی شد .

تاسقوط دیکتاتوری در زندان بود .ودر طول این ۱۴ سال با همان لباسی که به زندان آمده بود با همان لباس هم از زندان بیرون رفت.و در این مدت آنقدر این لباس را وصله کرده بود که دیگر لباس اصلی قابل تشخیص نبود . بهمین خاطر همه او را علی گاندی صدا می کردند . که بود .

بعد از آزادی بهمراه یوسف افتخاری «اتحادیه کارگران جنوب » را سازماندهی کرد .و بعد به شورای متحد کارگران پیوست .که زیر نفوذ حزب توده بود.

امید می پنداشت طبقه کارگر باید در اتحادش حق خود را طلب کند. پس در پی تشکل و سازمان دادن طبقه کارگر بود .بعد از کودتا هنگام خروج از کشور دستگیر شد .

سرهنگ زیبایی شکنجه گر معروف به او می گفتبرای چه می خواستی بروی شوروی .می خواستی بگویی قهرمان کارگران ایران هستی تا از تو مجسمه بسازند

اما امید قهرمان بود . و قهرمان نیازی به ساخته شدن مجسمه اش نداشت . مجسمه قهرمان در یاد ها و خاطره های مردم یک کشور ساخته می شود .

علی امید در زندان شکنجه بسیار شد . در زندان قزل قلعه علی اصغر زمانی که در تباهی بلند آوازه شده بود و سر بازجوی رکن ۲ بود به امید می گفتعلی تو آدمی نیستی که به من اطلاعات بدهی .تو مدال بامبول بازی تبلیغات حزب توده ای ،مثل ژولیوس فوچیک . من می خواهم این مدال را خراب کنم وتو باید تنفرنامه بنویسی»

امید را شکنجه می کردند و بعد از شکنجه او رادر گوشه ای ایستاده نگاه می داشتند و جارویی بر گردنش آویزان می کردند تا آگر خواست بخوابد دسته جارو زیر چانه اش فرو برودو از خواب ایستاده او جلو گیری کنند.

امید ۷۰ سالش بود که از زندان آزادشد. معروف است که می گویند :در شب سال نو یکی از سال های زندانش در زندان قزل قلعه فریاد زده بوداین شانزدهمین سال است که با عشق به سوسیالیسم در زندان بسر می برم»

علی امید بعد از آزادی در حمامی بعنوان کارگر مشغول بکار شد .و در همان جا هم مرد ،تنها و بی چیز .

فروتن،قاسم،سغایی و کشاورز

جادوی نام ها آنی رهایم نمی کند .

بگذار از ماجرای آن سه تن و یک تن سخن بگویم .

احمد قاسمی،دکتر فروتن،سرگردسغایی،و دکتر فریدون کشاورز.

قاسمی و فروتن و کشاورز در فاصله سال های ۲۲۱۳۲۰ به حزب توده پیوستند.و در ردیف رهبران درجه اول حزب در آمدند.

دکتر فریدون کشاورز برادر کریم کشاورز بود از رهبران نامدار حزب کمونیست ایران .و خود نیز جرء سرشناس ترین طبیب های اطفال کشور بود و به نوعی پزشک دربار بود .پیوستن او به حزب برای حزب قدر و منزلتی داشت .

دکتر فروتن کرسی بیولوژی دانشگاه تهران را داشت . و فارغ التحصیل ممتاز از فرانسه بود .

قاسمی در اوج فقر فکری حزب می توانست آثار لنین را به زبان اصلی بخواند و قابلیت های تبلیغی خوبی داشت .

اما منوچهر سغایی نظامی بود .سرگردی که در دادگاه ارتش خدمت می کرد و از اعضا سازمان نظامی بود .

دکتر کشاورز بعد از ترور شاه در بهمن ۱۳۲۷ تحت تعقیب قرار گرفت .غیابی محکوم به اعدام شد و مجبور شد از ایران خارج شود .

فروتن وقاسمی بدنبال اختلاف در رهبری حزب از ایران خارج شدند .و سغایی بدنبال لو رفتن سازمان نظامی حزب از ایران رفت.

و هر ۴ نفر از اعضاء شرکت کننده در پلنوم وسیع و معروف چهارم حزب در مسکو بودند که قرار بود برناکرده های حزب قضاوت کند .

کشاورز در همان پلنوم فهمید افسار شتر کجاست و کنار کشید .به عراق و الجزایر رفت و از حزب اخراج شد .و خود نیز طی نامه ای به حزب نوشت «:شرم دارم جزء رهبری حزب توده باشم»در الجزایر بخاطر رفاقتش با هواری بو مدین کرسی اطفال دانشگاه الجزایر را پذیرفت و همانجا ماند.

قاسمی و فروتن وسغایی در حزب ماندند تا اختلافات چین و شوروی .

رهبری حزب طی پرسشنامه ای از کادر ها و مسئولین استعلام کرد که نظرشان در مورد اختلاف چین و شوروی چیست .

این ۳ تن طرف چینی ها را گرفتند که انقلابی تر بود .

اختلاف چین و شوروی از کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی آغاز شد .بهانه،انتقاد خروشچف از کیش شخصیت استالین بود ،که منظورش دیکتاتوری استالین بود .که چینی ها قبول نداشتند . اما این رویه کار بود ،اختلاف اصلی بر سر هژمونی در جنبش کمونیستی بود.

چین شوروی را متهم به رویزیونیسم و تجدید نظر طلبی کرد و جدا شد و بدنبال آن در جنبش کمونیستی شکاف افتاد.

احزاب کشور های تحت سلطه امپریالیسم هم فهمیدند که تز همزیستی مسالمت آمیز روس ها یعنی عدم حمایت از انقلاب .پس عده ای موضع گرفتند . در حزب توده هم همین گونه بود .

روس ها توسط خبر چین های شان در حزب توده از نظرات این ۳ تن آگاه شدندو هنگامی که پلنوم حزب در شوروی برگزار شد با این ۳ تن در فرودگاه برخورد بدی کردند .تمامی وسایل آن ها را بگونه ای باز رسی کردند که تاآن روز سابقه نداشت .و این سیگنالی به رهبری حزب بود که نظر رفقای بالا نسبت به این ۳ تن چیست .

پلنوم دهم حزب بود و محل آن ویلای استالین تعیین شده بود پس همه شرکت کنندگان باید خودرا به مسکو می رساندند و رساندند .در پلنوم اختلاف آشکار شد . رهبری حزب اعلام کرد از آنجایی که این ۳ تن کاری خلاف مقررات حزب انجام نداده اندو تنها بنا به درخواست حزب  در نظر خواهی نظر خود را گفته اندحزب تنها از دادن مسئولیت به آن ها خود داری می کند اما همچنان این ۳ تن عضو حزب خواهند بود .

غلام یحیی دانشیان رهبر فرقه دموکرات که از نظر روس ها بدرستی آگاه بود نپذیرفت و پیشنهاد اخراج داد . رضا روستا رئيس شورای متحد کارگری و رادمنش دبیر اول حزب هم رای به اخراج دادند .

پلنوم اعلام تنفس دا د. در این فاصله کامبخش با کانال های ارتباطی خود درمسکو تماس گرفت . دستور اخراج داده شد .کامبخش در مشورت های قبلی اش به درستی متوجه نظرات روس ها نشده بود و فکر می کرد مسئله را به حزب واگذار کرده اند .اما این گونه نبود .پس او و کیانوری نظر قبلی خود را که ماندن آن ۳ تن در حزب بود پس گرفتند .

ایرج اسکندی مقاومت کرد . مسئله اخراج برایش قابل فهم نبود کاری برخلاف اساسنامه حزب صورت نگرفته بود .به او حالی کردند که اگر نپذیرد در حزب انشعاب خواهد شد و جناح قدرتمند حزب طرف آن هاست رادمنش دبیر اول حزب،روستا رئيس بخش کارگری و غلام یحیی دانشیان رهبر فرقه . پس اسکندری هم تن داد و آن ۳تن اخراج شدند .

مدتی بعد انشعاب بزرگی در بخش اروپایی حزب صورت گرفت و سازمان انقلابی حزب توده با گرایشات چینی بوجود آمد. بنیان گذاران این جریان :کوروش لاشایی ،پرویز نیکخواه ،محسن رضوانی،مهدی خان بابا تهرانی،محمود مقدم و چند تن دیگر بودند .

سازمان انقلابی سعی کرد این ۴ تن را بسوی خود بکشاند . پس تصمیم گرفتند فروتن و قاسمی و سغایی را از آلمان شرقی  به آلمان غربی بیاورند.

فروتن و سغایی با پاسپورت ایرج سمیعی و رهنما ،دو تن از اعضا حزب که به سازمان انقلابی پیوسته بودند از آلمان شرقی خارج شدند . سمیعی و رهنما در مرز دستگیر و زندانی شدند .

قاسمی از حزب سوسیالیست آلمان شرقی تقاضای خروج کرد و حزب موافقت کرد و قاسمی به آن دو تن ملحق شد . دکتر فریدون کشاورز هم از الجزایر آمد و همه به سازمان انقلابی پیوستند .

پیوستن این ۴ تن به سازمان انقلابی فواید و مضراتی داشت . دعوت کنندگان تنها فواید را دیدند ووقتی به مضرات آن رسیدند دبه در آوردند .

فواید آن ،ضربه به موقعیت حزب در سطح جنبش بود و بالا بردن منزلت سازمان انقلابی . با حضور این ۴ تن که از رهبران و مسئولین درجه اول حزب توده بودند نام سازمان که حزب توده انقلابی است مشروعیت می یافت .

اما مضراتی هم داشت . این ۴ تن هرکدام نزدیک به ۲۰ سال سابقه کار سیاسیتشکیلاتی داشتند وبا حضور این افراد آدم هایی مثل  نیکخواه و خانبابا تهرانی و مقدم محلی از اعراب نداشتند.پس بی اخلاقی شروع شد و تصمیم گرفتند آن ها را حذف کنند .

کشاورز در کنگره نخست سازمان انقلابی حذف شد . بهانه این بود که کشاورز از آن جایی که صادقی را می شناخت نه با اسم مستعار عباس که با نام واقعی اش صدا کرده است .بهانه دیگر آن بود که کشاورز پزشک است و سازمان نیاز به کادر حرفه ای دارد . کشاورز پذیرفت دست از طبابت بکشد و تمام وقت در خدمت سازمان باشد .اما نه در آلمان در کشوری دیگر برای سازمان کار کند.اما بهانه آوردند که مرکز سازمان در آلمان است و سازمان نیروهایش رابرای آلمان می خواهد . بهمین سادگی کشاورز حذف شد .

مدتی بعد سازمان در بلژیک کنفرانسی برگزار کرد که در آن مبارزه با رویزیونیسم در دستور کار بود .فروتن و قاسمی و سغایی در مظان اتهام رویزیونیستی قرار گرفتند .

سازمان در خانه ای در پاریس آن ها را بحالت قرنطینه در آورد .و اجازه ندادند با کسی تماس بگیرند . و آن ها را از نظر مالی در مضیقه وحشتناکی قرار دادند . و در آخر در کنفرانسی فوق العاده در بلژیک هر ۳ نفر اخراج شدند .

زندگی آن ۳نفردر بلژیک به سختی و از طریق ترجمه آثار مائو می گذشت .

سغایی بیمار بود و امکان تهیه دارو نداشت در راه سفر به آلمان شرقی ودرمان و دیدن خانواده اش در گذشت .

مدتی بعد قاسمی در گذشت . و فروتن هم که مدتی بود از او جدا شده بود از دنیا رفت .

نیکخواه به ایران آمد و در رابطه با ترور شاه دستگیر شد و ۱۰ سال حبس گرفت و در زندان بروجرد برید و بخدمت رژیم درآمد و در سال ۵۷ بعنوان یک سلطنت طلب اعدام شد .

لاشایی به ایرا ن آمد . دستگیر شد و در زندان به ندامت رسید و به خدمت رژیم در آمد و از گردانندگان حزب رستاخیز شد . وبعدها در غربت بعلت بیماری سرطان درگذشت

وجادوی نام ها  آنی رهایم  نمی کند

«خاموش محتشم

که دل سنگ آب شد

دو مقاله از و. رابیسون راجع به مختصات دوران کنونی

maghaleh_1

دو مقاله از و. رابیسون راجع به مختصات دوران کنونی

ترجمه: نازنین و یامین

مقدمه و معرفی

قدرتهای جهانی، فراکسیونهای مختلفِ سرمایه مالی، سیاستمداران و طبیعتا تودههای کارگر، شدیدا نگران آیندهای هستند که در پسِ هالهای از ابهام، اوهام،اضطراب و پیچیدگی پنهاناست.

آیا این یک بحرانِ عمومی و جهانی است که کُل بشریت را، به یک اندازه، متضرر نموده، یا بحرانی است که دامنگیر یک منطقه (یا مناطق) خاص، یک طبقه (یا طبقات) ویژه، یک ملت (یا اقوام، ادیان و …) بخصوص شدهاست؟ مختصات و ویژگیهای این بحران چیست؟ آیا اساسا راهی برای برونرفت از آن وجود دارد؟ چطور؟ چگونه؟ چه فاکتورها و مولفههایی نقش تعیینکننده خواهند داشت؟ آیا دامنه فقر، جنگ و بردگیِ مدرن، از این هم عمیقتر و گستردهتر خواهد شد؟و خلاصه دنیا به کدام سو میرود؟ بربریت یا سوسیالیسم؟!

پاسخ به این سئوالات، مستلزم یک نگاه موشکافانه، دقیق، تاریخی و جهانی به دوره کنونی است؛ تا از این رهگذار، بستر لازم برای یک صفآرایی مستحکم طبقاتی فراهمتر شود و خطومشی مبارزه جاری و آتی، روشنتر گردد.

«ویلیام رابینسون» از کسانی که در این عرصه حرفهای زیادی برای گفتنی دارد. امید است سایر رفقا، که بر ضرورت و اهمیت این بحثآنهم در شرایط حاضرباور و تاکید دارند، با ترجمه و نگارش مطالبِ تکمیلی، به هر چه غنیتر شدن این بحث یاری رسانند.

معرفی

ویلیام رابینسون WILLIAM I. ROBINSON متولد 1959 و استادِ جامعهشناسی در دانشگاه کالیفرنیا، سانتاباربارا است که تمرکز و تخصصاش روی اقتصاد سیاسی، گلوبالیزاسیون، ماتریالیسم تاریخی و تاریخ امریکای لاتین است. معرفی کوتاهی از او، از زبان خودش موجود هست. بعلاوه، مقالات متعدد وی در وب سایت دانشگاهی او و نیز ویکیپدیا در دسترس علاقمندان قرار دارد. لیست کتابهای او عبارتند از:  Promoting Polyarchy (1996), Transnational Conflicts (2003), A Theory of Global Capitalism (2004), Latin America and Global Capitalism (2008), and Global Capitalism and the Crisis of Humanity (2014). بعضی از مصاحبه ها (از جمله با Truthout) و سخنرانیهای او از جمله «اسراییل خاورمیانه و سیاستهای امریکا (سلسله گفتار)» «بحران کاپیتالیسم جهانی» «کاپیتالیسم جهانی و بحران بشریت» «بشریت در بحران جهانی» «پلیسی سازی کاپیتالیسم جهانی: بحران و کنترل اجتماعی» «کاپیتالیسم جهانی و فاشیسم قرن بیستم» «کاپیتالیسم جهانی و جنگ مستمر» «کاپیتالیسم و خصوصی سازی تحصیلات دانشگاهی»  در یوتیوب موجودند.

مقاله یکم: شورش جهانیِ ضدحکومتی: هرج و مرج بعدی؟

http://revolutionary-socialism.com/wp-content/uploads/2018/05/rs-robinson-global-police-state-f11.pdf

مقاله دوم: بحران انباشت و دولتِ پلیسیِ جهانی

http://revolutionary-socialism.com/wp-content/uploads/2018/05/rs-robinson-global-revolt-f11.pdf

انصار الله يمن تحولات جنوب کشور خطرناک توصيف کرد

جنبش انصار الله یمن تحولات مناطق جنوبی این کشور را شاهدی بر خطر اشغالگری و تبعات ویرانگر آن بر سرزمین و مردم یمن خواند.
به گزارش شبکه تلویزیونی العالم، محمد عبدالسلام سخنگوی انصار الله اظهار داشت: مردم یمن اجازه نخواهند داد کسانی در پی هرج و مرج آفرینی و ترویج بی مبالاتی در کشور باشند، بر خلاف ادعاها، که می‌گویند تجاوز به کشور و محاصره یمن برای حمایت از قانون و مشروعیت است، این جنگ ناشی از طمع ورزی‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی است.
وی تصریح کرد: کشور‌های متجاوز از خلاء سیاسی و اختلافات داخلی که از قبل از آغاز جنگ در یمن وجود داشت، سوء استفاده کردند، اما متجاوزان دامنه جنگ را تا هر اندازه‌ای که افزایش دهند باز هم بازنده خواهند بود.

نماینده مجلس: شمخانی چیزی حالیش نیست، پشت پرده اصرار دولت برای تصویب آخرین درخواست FATF

گزارش کیهان از جلسه غیرعلنی مجلس
پشت پرده اصرار دولت برای تصویب آخرین درخواست FATF
جلسه علنی دیروز مجلس شورای اسلامی با حضور شمخانی، ظریف، عراقچی و کرباسیان به بررسی برجام و همچنین تصویب آخرین درخواست FATF اختصاص داشت که اظهارات متناقض شمخانی و عراقچی در این جلسه موجب نگرانی و اعتراض نمایندگان شد.

سرویس سیاسی-

بررسی لوایح چهارگانه درخواستی گروه ویژه اقدام مالی (FATF) به خصوص لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (TF) که چهارمین و آخرین لایحه درخواستی FATF از ایران محسوب می‌شود یکی از موضوعات اصلی جلسه غیرعلنی دیروز مجلس بود که تصمیم مجلس درباره آن با توجه به خروج آمریکا از برجام، از اهمیت خاصی برخوردار است.
پشت پرده اصرار دولت
این جلسه غیرعلنی با حضور علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه،‌ سید عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه و مسعود کرباسیان، وزیر اقتصاد برگزار شد. سه لایحه دیگری درخواستی FATF یعنی لایحه «الحاق ایران به کنوانسیون ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻓﺮﺍﻣﻠﻲ» (پالرمو)، لایحه «اصلاح قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم» و لایحه «اصلاح قانون مبارزه با پولشویی» در ماه‌های اخیر به تصویب مجلس رسیده بود.
تصویب تمامی لوایح مذکور با توجه به این تحلیل دولت صورت گرفت که در صورت تحقق مطالبات FATF از جمله تصویب این لوایح موانع همکاری بانک‌های خارجی با ایران در شرایط پسابرجام برطرف خواهد شد. براساس همین تحلیل، دولت اصرار دارد که تمامی درخواست‌های FATF تا قبل از زمان برگزاری نشست ماه ژوئن (تیرماه 97) FATF که پایان مهلت ایران برای انجام اقدامات باقی مانده در «برنامه اقدام» محسوب می‌شود، محقق گردد. این اتفاق در حالی رخ داد که این تحلیل دولت، غیرواقعی و تحقق مطالبات FATF، تشدید خودتحریمی است که مخاطرات امنیتی فراوانی را به دنبال دارد.
سخنان ضدونقیض!
بعد از برگزاری جلسه غیرعلنی دیروز، سخنگوی هیئت‌رئیسه و برخی از نمایندگان مجلس توضیحاتی درباره مباحث مطرح شده در این جلسه بیان کردند و تحلیل خود را ارائه دادند. بهروز نعمتی، سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس در جمع خبرنگاران درباره این موضوع گفت: «یکی دیگر از مباحثی که در جلسه غیرعلنی صبح دیروز مجلس مطرح شد، موضوع لایحه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی بود، همچنین لایحه مبارزه با تأمین مالی تروریسم هم بررسی شد. در این خصوص هم مباحث سنگینی مطرح شد، بحثی که در این رابطه وجود دارد این است که آیا تصویب این لوایح به معنای الحاق بهFATF است یا خیر که در این رابطه آقای شمخانی به طور رسمی اعلام کرد که اصلا بحث FATFدر این میان مطرح نیست و این دو موضوعی که امروز در مجلس مطرح است مربوط به مسائل داخلی است».
نعمتی در پاسخ به این سؤال که آیا در این جلسه تصمیم مبنی بر اینکه لوایح مذکور در صحن مجلس بررسی شود، اتخاذ شد یا خیر، عنوان کرد: «این لوایح در دستورکار مجلس است اما با توجه به اینکه نگرانی‌هایی از سوی برخی نمایندگان مجلس وجود دارد، امیدواریم با توضیحاتی که امروز دوستان ما ارائه کردند این نگرانی‌ها برطرف شده باشد، بنابراین این موارد در دستورکار مجلس قرار دارد».
سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس در پایان اضافه کرد: «هرکدام از این لوایح به صورت مستقل در دست بررسی است و دبیر شورای عالی امنیت ملی هم در نشست امروز چندین بار به صراحت اعلام کرد که این موارد اصلا ربطی به گروه اقدام مالی (FATF) ندارد و ما ورود نکرده‌ایم، اما به نظر من ممکن است این موارد به نوعی مرتبط باشند. من فکر می‌کنم این لوایح جزو آن 46 الزام FATF است و مردم باید اینها را بدانند، ما هم باید تلاش کنیم تا منافع ملی را درنظر بگیریم ضمن اینکه ممکن است برخی با ما دشمنی کنند که آن هم طبیعی است.»
نگرانی‌های ما بیشتر شد
البته سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس تنها کسی نبود که ادعای عجیب دبیر شورای عالی امنیت ملی مبنی بر عدم ارتباط این لوایح با درخواست‌های FATF از ایران را زیر سؤال برد بلکه این ادعای شمخانی واکنش برخی دیگر از نمایندگان مجلس را هم به دنبال داشت.
برای نمونه، حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده مردم شاهین‌شهر درباره نشست غیرعلنی دیروز مجلس گفت: «با توجه به نگرانی‌های برخی از نمایندگان ارتباط با پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم، این جلسه غیرعلنی، امروز برگزار شد تا نگرانی‌های نمایندگان را در این باره رفع کند که البته ما نگرانی‌هایمان بیشتر شد. ما در این نشست متوجه شدیم که برخی مقامات امنیتی ما حتی الفبای پیوستن به کنوانسیون‌هایی همچون کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم و تعهداتی که متأسفانه دولت در این باره داده را بلد نیستند که این موضوع جای تأسف دارد و نگرانی همه ما را دوچندان کرد. مطالبی که آقای شمخانی در این جلسه مطرح کرد بدون مطالعه و غیرکارشناسی بود و مشخص بود که بر موضوع‌اشراف کامل ندارد. آقای شمخانی عنوان کرد که بنای ما بر این بود تا بتوانیم لوایح چهارقلو را به تصویب برسانیم اما جلسه به سمت بررسی برجام رفت و ناراضی بود که چرا چنین شده و آمده بود که به نفع طرفداران الحاق به کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم صحبت کند».
جالب اینجا بود که حتی عراقچی، معاون وزیر امور خارجه هم در جلسه غیرعلنی دیروز مجلس ادعای عجیب شمخانی مبنی بر عدم ارتباط این لوایح با درخواست‌های FATF از ایران را زیر سؤال برد و همین موضوع، گروهی از نمایندگان را دچار سردرگمی کرد.
جبار کوچکی نژاد، نماینده مردم رشت درباره اظهارات متناقض مسئولین در نشست غیرعلنی مجلس برای بررسی لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم گفت: «آقای ظریف نتوانست در مورد این لایحه مجلس را قانع کند. آقای شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز گفت FATF ربطی به این لایحه ندارد و ما به دنبال تصویب آن نیستیم. FATF از دستور کار نظام جمهوری اسلامی خارج شده است و ما قصد تغییراتی در قوانین داخلی خودمان برای تسهیل روابط با بانک‌های خارجی داریم. اما نظر آقای عراقچی متفاوت بود. وی معتقد بود باید FATF حل شود تا بتوانیم مذاکرات با اروپا را ادامه دهیم، بنابراین اختلاف نظری بین آقای عراقچی و شمخانی وجود داشت».
علیرضابیگی، نماینده مردم تبریز هم درباره اظهارات متناقض شمخانی و عراقچی در نشست غیرعلنی مجلس گفت : «آقای عراقچی معتقد بود که FATF و پذیرش این کنوانسیون، لازمه مذاکره با اروپا خواهد بود، در حالی که آقای شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی معتقد بود اجرای FATFمدنظر جمهوری اسلامی نیست و ایران بنا دارد قوانین داخلی خود را در مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم اصلاح کند. این موضوع تناقض مهمی بود که در صحبت‌های آقای عراقچی و شمخانی ایجاد شد و سؤالات زیادی را در ذهن نمایندگان ایجاد کرد. آقای عراقچی تاکید کرد که ایران در ازای نشان دادن اراده سیاسی و پشتوانه فنی برای حفظ برجام، حاضر به قبول هیچ تعهد دیگری نشده است و همه مساعدت‌های اروپایی‌ها به میزان زیادی بستگی به این دارد که ما FATF را بپذیریم.»
تکرار بازی پالرمو
در واقع، دبیر شورای عالی امنیت ملی همان ادعای غیرواقعی را مطرح کرد که اوایل بهمن ماه پارسال در صحن علنی مجلس توسط علی لاریجانی، رئیس‌مجلس و حسینعلی امیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور مطرح شد؛ به این صورت که در جریان بررسی لایحه الحاق ایران به کنوانسیون ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻓﺮﺍﻣﻠﻲ (پالرمو) آن را از جمله لوایح درخواستی FATF از ایران ندانستند.
بدون تردید، اصرار دولت برای بررسی و تصویب سریع این لوایح چهارگانه با توجه به درخواست‌های FATF از ایران مطرح شده است. مهم‌ترین دلیل اثبات این موضوع همان نکته‌ای است که سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس به آن‌اشاره کرده است، تصویب هر چهار لایحه مذکور جزو «برنامه اقدام» قرار دارد:
در بند 28 «برنامه اقدام»،FATF از ایران خواسته بود که به کنوانسیون ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻓﺮﺍﻣﻠﻲ (پالرمو) ملحق شود. بر همین اساس، لایحه الحاق ایران به این کنوانسیون توسط دولت تهیه شد و اوایل بهمن ماه پارسال و در آستانه نشست اسفندماه FATF به تصویب مجلس رسید.
در بند 8 «برنامه اقدام»،FATF از ایران خواسته بود که تبصره 2 ماده 1 قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم مبنی بر معافیت جرم تامین مالی تروریسم برای گروه‌های مشخص‌شده برای تلاش برای مقابله با‌اشغال خارجی، استعمار و نژادپرستی را حذف نماید. بر همین اساس، در لایحه دولت برای اصلاح این قانون، این تبصره از قانون مذکور حذف شده است. با اصرار دولت، کلیات این لایحه اواسط اردیبهشت ماه به تصویب مجلس رسید.
مهم‌ترین نکته در لایحه اصلاح قانون مبارزه با پولشوئی، کاهش سطح درگیری و انتزاع وظایف اجرایی از شورای عالی مبارزه با پولشوئی و در عوض، افزایش قابل توجه اختیارات و دامنه عملیاتی واحد اطلاعات مالی(FIU) در حوزه پردازش و به‌اشتراک گذاری اطلاعات مربوط به مبارزه با پولشوئی و تامین مالی تروریسم بوده است، امری که مطابق با تاکید FATF در بندهای 24 و 27 «برنامه اقدام» بود. با اصرار دولت، این لایحه در هفته‌های اخیر به تصویب مجلس رسید.
در بند 29 «برنامه اقدام»،FATF از ایران خواسته بود که به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (TF) ملحق شود. بر همین اساس، لایحه الحاق ایران به این کنوانسیون توسط دولت تهیه شد و بررسی آن، در دستور کار این هفته مجلس قرار دارد.
اوضاع وقتی جالبتر می‌شود که بدانیم که در بیانیه آخرین نشست FATF (نشست ماه فوریه 2018) ضمن‌اشاره به تداوم تعلیق وضعیت ایران و اعطای مهلتی 4 ماهه به کشورمان برای انجام اقدامات باقی مانده در «برنامه اقدام»، اجرای 9 اقدام مشخص از جمله تصویب لوایح الحاق ایران به کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم و اصلاح قوانین مبارزه با تامین مالی تروریسم و مبارزه با پولشوئی از کشورمان مطالبه شد و اعلام گردید که در نشست ماه ژوئن (تیرماه 97) FATF درباره وضعیت ایران تصمیم‌گیری خواهد شد. بر همین اساس، دولت پیگیری‌های خود را افزایش داد و نهایتا در هفته‌های اخیر بررسی این سه لایحه در دستور کار مجلس قرار گرفت.
آدرس غلط ظریف
دیگر موضوع مهم جلسه غیرعلنی دیروز مجلس، اظهارات محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه در دفاع از تصویب لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم بود که با واکنش منفی برخی از نمایندگان مجلس مواجه شد.
محمدرضا رضایی‌کوچی، نماینده مردم جهرم در مجلس درباره این موضوع گفت : «آقای ظریف معتقد است که در صورت تصویب این کنوانسیون، برای حمایت از گروه‌های محور مقاومت مشکلی ایجاد نخواهد شد. نمایندگان از توضیحات وزیر امور خارجه درخصوص الحاق ایران به کنوانسیون تأمین مالی تروریسم قانع نشدند، زیرا معتقدند در صورت پیوستن به این کنوانسیون، اگر گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله مورد حمایت ایران قرار گیرند، آمریکا می‌تواند از ایران به دادگاه لاهه شکایت کند».
این ادعای ظریف در حالی مطرح شد که لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم (TF)، نقش مهمی در ایجاد زیرساخت‌های حقوقی در ایران بر ضد محور مقاومت دارد. موضوعات تعریف تروریسم و همکاری‌های قضایی میان کشورها برای مبارزه با آن، دو نقطه کانونی و تعیین‌کننده این لایحه است. در این لایحه، اقداماتی را که از سوی مردم یک کشور به منظور مقابله با استعمار یا‌اشغال خارجی انجام می‌شود، از مصادیق تروریسم استثنا نشده است. بنابراین در صورت تصویب این لایحه، استقلال سیاسی کشورمان نقض خواهد شد و عملا مجبور خواهیم شد تعریف تروریسم را مشابه با استانداردهای بین‌المللی (بخوانید کشورهای غربی) بپذیریم. به عبارت دیگر، خروجی تحمیل شدن این شرایط تحقیرآمیز به کشورمان، قرار گرفتن گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله لبنان در لیست گروه‌های تروریستی است!
مهم‌ترین پیام جلسه دیروز مجلس
برخلاف تصور عموم، مهم‌ترین نکته جلسه غیرعلنی دیروز مجلس، ادعای خلاف واقع دبیر شورای عالی امنیت ملی مبنی بر عدم ارتباط لوایح درخواستی چهارگانه FATF با این نهاد بین‌المللی نبود، بلکه اظهارات عراقچی، معاون وزیر امور خارجه مبنی بر ضرورت اجرای تمامی درخواست‌های FATF از ایران به عنوان پیش شرط لازم برای موفقیت مذاکرات کشورمان با سه کشور اروپایی برای تحقق رویای برجام بدون آمریکا بود.
در واقع، همانطور که در گزارش دیروز مطرح کردیم این سه کشور اروپایی اصرار دارند این پیام را به مقامات کشورمان منتقل کنند که ایران صرفا زمانی می‌تواند از منافع بانکی اجرای برجام بدون آمریکا استفاده کند که تمامی درخواست‌های FATF از کشورمان محقق شده باشد. این موضوع به خوبی نشان می‌دهد خروج آمریکا از برجام و اصرار سه کشور اروپایی بر بقای برجام بدون حضور این کشور، صرفا نقشه‌ای برای تحت فشار قرار دادن ایران برای افزایش همکاری‌ها با FATF و تحقق سریعتر درخواست‌های این نهاد بین‌المللی از کشورمان است که کمک فراوانی به افزایش اثرگذاری تحریم‌های بانکی ثانویه آمریکا می‌کند و نهایتا زمینه مناسب‌تری برای تحقق سریعتر خواسته‌های آمریکا از ایران در زمینه موشکی و منطقه‌ای (بخوانید برجام‌های موشکی و منطقه‌ای) را فراهم می‌کند.
علاوه‌بر این، اظهارات عراقچی به خوبی نشان داد که گروه بین‌المللی بحران
((International ((Crisis Group مجددا نقش مهمی در مذاکرات ایران با غرب ایفا می‌کند. به عبارت دیگر، همان‌طور که متن توافق ایران با کشورهای 5 بعلاوه 1 در زمینه هسته‌ای (برجام) در تاریخ 23 تیرماه 94 شباهت بسیار زیادی به گزارش این گروه درباره این موضوع با عنوان «حل مکعب روبیک هسته‌ای» داشت که 19 اردیبهشت ماه 93 منتشر شده بود؛ متن توافق احتمالی ایران با سه کشور اروپایی در ماه‌های آتی شباهت زیادی با گزارش جدید این گروه که دو روز قبل از خروج آمریکا از برجام و با عنوان «اروپا و نجات توافق هسته‌ای ایران» منتشر شده است. در این گزارش با موضوع راهکارهای حفظ برجام بدون آمریکا آمده بود: «اگر ايران گامهايی بيشتر برای اصلاح بخشهای مالی و بانکی خود – به ويژه مسائل باقی مانده در طرح عملياتی‌اش با کارگروه اقدام مالی (FATF) برندارد، نمی‌تواند از مکانيسم‌های بانکی فوق {مکانیسم‌های بانکی اروپا برای تحقق برجام بدون آمریکا} بهره‌مند شود».

شرکت توتال اطلاعات نفتی را دزدید و رفت!

شرکت توتال اطلاعات نفتی را دزدید و رفت!

کیهان، شرکت فرانسوی توتال نه اولین‌بار بلکه دومین‌بار بود که بدعهدی می‌کرد، اگرچه از سوی صاحب‌نظران هشدار داده شده بود. اکنون وزیرنفت باید پاسخگو شد.

شرکت فرانسوی توتال چهارشنبه شب برای دومین بار در دو دهه اخیر وزارت نفت ایران را سرکار گذاشت و رسما اعلام کرد در صورتی که آمریکا اجازه ندهد، فعالیت خود را در ایران متوقف می‌کند. به گزارش روزنامه فرهیختگان، دومین‌بار است که این شرکت آمریکایی-فرانسوی با وجود داشتن قراردادهای سنگین و چندمیلیارد دلاری با کشورمان، فعالیت در ایران را متوقف می‌کند و بدون پرداخت جریمه راهی کشورش می‌شود.

توتال سال 87 نیز ایران را ترک کرد و دقیقا عملی مشابه سال 97 انجام داد. در پی قراردادی که وزارت نفت ایران در سال 79 برای توسعه فاز 11 پارس‌جنوبی (دقیقا همین فازی که امروز نیز در دست توتال است) با توتال بسته بود، این شرکت آمریکایی-فرانسوی با اینکه با وزارت نفت ایران قرارداد همکاری امضا کرده بود، سال 87 به بهانه مخالفت آمریکایی‌ها برای ماندن در ایران، فاز 11 پارس‌جنوبی را رها کرده و عملا وزارت نفت ایران را سرکار گذاشت. آیا تدوین‌کنندگان، طراحان و امضاکنندگان این قرارداد که جزء نخستین تجربه قراردادهای جدید نفتی موسوم به IPC بوده است، نباید امروز پاسخگو باشند؟

بیژن زنگنه وزیرنفت پنجشنبه در پی متوقف شدن فعالیت‌های توتال در ایران گفت: «جریمه‌ای مشمول این کار توتال نمی‌شود، فقط آن پولی که این شرکت تاکنون هزینه کرده، به او عودت داده نمی‌شود!» سوال از آقای وزیر نفت این است، شما که یکبار تجربه تلخی در امضای قرارداد با توتال داشتید، چرا یکبار دیگر قراردادی امضا کردید که در صورت ترک توتال، هیچ جریمه‌ای مشمول او نشود؟!

وزیرنفت گفته است: «هزینه‌های توتال دیگر عودت داده نمی‌شود.» آقای زنگنه کل پولی که توتال در ایران هزینه کرده بین 40 تا 60 میلیون دلار است که اغلب آن نیز یا صرف هزینه جاری توتال یا صرف تحقیق، توسعه و پژوهش درباره میادین نفتی ایران شده و به نظر اغلب کارشناسان و متخصصان نفتی خارج کردن این اطلاعات که جزء اسناد محرمانه برای خارجی‌هاست نگران‌کننده است. آیا نمی‌دانید تمام هزینه‌هایی که توتال در مدت حضور اندک خود در ایران انجام داده برای خالی کردن اطلاعات از مخازن و میادین نفتی ایران بوده است؟

آیا از توتال تعهد گرفته‌اید که در این حضور حدودا 10 ماهه در ایران، اطلاعاتی را که از ایران خارج خواهد کرد، چه کار خواهد کرد؟ واقعا آیا نمی‌دانستید توتال قصد حضور در ایران را ندارد و فقط برای دزدیدن اطلاعات محرمانه میادین نفتی ایران به کشورمان آمده است؟

به یاد بیاورید حرف نخست‌وزیر اسبق ایتالیا را که روایت می‌کرد: «سه هفته در آمریکا بودم، خیلی تلاش کردم مجوز بگیرم که شرکت‌های نفتی ایتالیا برای کار در میادین نفتی ایران مانند «انی ایتالیا» به ایران بروند، ولی آمریکایی‌ها گفتند «به توتال ماموریتی دادیم که 16 سال به خوبی انجام داد.»

یکی از ایرادات بزرگ به قرارداد ایران با توتال، محرمانگی قرارداد است. چرا تاکنون کسی این قرارداد را مشاهده نکرده است؟

توتال برای اجرای چند کار مهم برای توسعه فاز 11 پارس‌ جنوبی به ایران آمد. در تعهدی که توتال به ایران داده است دو اتفاق مهم باید می‌افتاد. قسمت نخست، تولید تعبیه گاز از مخزن است. در این خصوص هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد و رفتن توتال هیچ ضربه‌ای به مسیر توسعه‌ای فاز 11 پارس‌جنوبی وارد نخواهد کرد، چرا که شرکت ایرانی پتروپارس در گذشته این عملیات را در فازهای 19 و 12 با موفقیت انجام داده بود. واقعا سوال این است چرا وقتی توانمندی داخلی در انجام یک فعالیت وجود دارد، کار به خارجی بدعهد سپرده می‌شود؟ قسمت دومی که توتال باید در فاز 11 انجام می‌داد، کمک به ایستگاه تقویت فشار بود که به گفته برخی مقامات دولتی ممکن است در این حوزه کمی با مشکل مواجه شویم که کاملا قابل حل است و دارای راهکار فنی، البته مقداری با هزینه بیشتر است. کاش مدیریت وزارت نفت در پنج سال اخیر به جای نگاه به دست خارجی، کمبودها را اصلاح و تقویت می‌کرد.

توتال در حالی قرارداد با ایران را امضا کرد که این قرارداد منتقدان زیاد داشت؛ منتقدانی که هر وقت نقد فنی و کارشناسی به برخی مفاد قرارداد می‌کردند با ادبیات تند وزیر نفت مواجه می‌شدند. اما ای کاش در امضای قرارداد ایران با شرکت آمریکایی-فرانسوی توتال به آن 15 ایراد دفتر رهبر معظم انقلاب درباره قرارداد با توتال بیشتر توجه می‌شد. طبق اطلاعاتی که در رسانه‌ها منتشر شده است در 22 تیر سال 95، دفتر رهبری 15 مورد ایراد درباره قرارداد با توتال به وزارت نفت ارسال کرده بود که فقط چند تای آن اصلاح شد و مابقی آن به بایگانی وزارت نفت منتقل شده است! آیا اگر آن اشکالات و ملاحظات توسط تیم کارشناسی و مدیریتی وزارت نفت صورت می‌گرفت، امروز توتال به این سادگی و بدون پرداخت ریالی جریمه می‌توانست ایران را ترک کند؟

نماینده اصلاح طلب و دختران انقلاب: هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

روزنامه شرق در شماره یکشنبه گذشته خود، با «علی شکوری‌راد» فعال اصلاح‌طلب و دبیر کل حزب اتحاد ملت گفت‌وگو کرده است.

در بخشی از پرسش و پاسخ خبرنگار این روزنامه با شکوری‌راد می‌خوانیم:

شرق: ما با دولتی وارد ائتلاف شدیم که خود آن را هم نمی‌توانیم پاسخ‌گو کنیم. ما در سرکارآوردن این دولت نقش داشتیم، ما بودیم، حزب اعتدال و توسعه که نبوده است!

شکوری راد: درست است.

شرق: حالا اینکه آقای روحانی و آقای واعظی قبول نمی‌کنند، بماند! اما شما مطالبات را به همین دولت نمی‌توانید منتقل کنید.

شکوری‌راد: نه؛ اگرچه ارتباطمان خیلی ضعیف است، ولی مطالبات منتقل می‌شود. خیلی روشن است که اگر روش‌های اصلاح‌طلبانه امروز را که مبتنی بر شرکت در انتخابات است، خاتمه‌یافته تلقی کنیم؛ یعنی جامعه به این نتیجه برسد که این روش‌ها دیگر فایده ندارند.

شکوری‌راد همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره کشف حجاب علنی چند خانم گفته است:

«بحث زنان خیابان انقلاب شروع یک نافرمانی مدنی از سوی مردم است، البته بدون آنکه اصلاح‌طلبان در آن نقشی داشته باشند. ما نمی‌توانیم با این مخالفت کنیم. ما زمانی می‌توانیم با این اقدام مخالفت کنیم که برای آن بدیل قانونی‌ داشته باشیم. اگرچه ما مشوق این حرکت نیستیم، ولی با آن مخالفت نمی‌کنیم؛ به دلیل اینکه فکر می‌کنیم مردم دارند کاری بدون خشونت را انجام می‌دهند.»[1]

*دیالوگ مهم شرق و شکوری‌راد در حالیست که افراد دیگری از جریان اصلاحات، طی ماه‌های اخیر تأکید کرده‌اند که نقشی در کارنامه رئیس‌جمهور روحانی ندارند، مسئولیت تمام کارهای روحانی با خودش است نه با اصلاح‌طلبان و پیوند خویشی خاصی هم میان روحانی و این جریان خاص سیاسی وجود ندارد![2]

این «ما بودیم»های اشاره شده در گفت‌وگوی بالا همان نکته کلیدی است که اثبات می‌کند چرا سرنوشت رئیس‌جمهور روحانی و اصلاح‌طلبان به یکدیگر گره خورده است و آنها قادر به انفکاک از یکدیگر نیستند.

در ماجرای عدم مخالفت اصلاح‌طلبان با حرکت غیر متمدنانه کشف حجاب دختران خیابان انقلاب نیز باید اشاره کرد که این عدم مخالفت یا به عبارت دیگر این موافقت تلویحی با یک حرکت علیه اسلام و نظام اسلامی به هیچ وجه چیز عجیبی نیست و از جریانی که سابقه تحریم انتخابات دارد (همانطور که در صحبت‌های شکوری‌راد در همین مصاحبه نیز به آن اشاره می‌شود) و هم‌اکنون نیز به تئوری «حکومت بعد» و «آتش گرفتن کشور» می‌اندیشد، شنیدن چنین حرفی هرگز عجیب نبود…[3]

جمهوری اسلامی یا جمهوری شیر تو شیر؟

نماینده کازرون: برخی مسئولان تهرانی در اغتشاشات اخیر دست داشتند!

«حسین رضازاده»، نماینده کازرون و از حاضران در ماجرای «سلفی حقارت» با موگرینی، به تازگی و در حاشیه جلسه علنی روز یکشنبه مجلس، در جمع خبرنگاران به تشریح دلایل بروز اغتشاشات اخیر در شهرستان‌ کازرون پرداخت.

او ضمن ارائه توضیحاتی در این باره، گفته است:

من اطلاع دارم که برخی افراد که مسئولیتی در تهران دارند پیام می‌دادند که مردم به خیابان رفته و عکس‌هایی را ارسال کنند تا این موضوع جهانی شود. قطعا ما این‌ها را پیگیری می‌کنیم کما اینکه چند نفر هم دستگیر شده‌اند ولی باید همه چیز در فضای آرام پیگیری شود!

به گزارش ایسنا، رضازاده همچنین تصریح می‌کند:

در شرایطی که این طرح به اطلاع شورای شهر و امام جمعه رسیده بود، یکسری گروه‌های مجازی به شدت با اقداماتی باعث بروز این اتفاقات و ناآرامی‌ها شدند، متاسفانه یکی از مسوولان کازرون نیز صحبت‌های تحریک‌آمیزی بیش از این صحبت‌ها مطرح کرد که همگی باعث این ناآرامی‌ها شد، آنها مطالبی از این جنس گفتند که می‌خواهند کفن پوشیده و به خیابان بیایند و یا اینکه نمی‌گذارند هر کاری در این شهرستان شود. پیام این صحبت‌ها لشکرکشی در خیابان است، در نهایت هم می‌خواهند بنده را به عنوان مقصر جلوه دهند حال اینکه بنده تنها به دنبال احقاق حقوق مردم بودم.[4]

*ادعای نماینده کازرون درباره نقش برخی مسئولان تهرانی در اغتشاشات کازرون ادعای کوچکی نیست و حتما بایستی ابعاد و یا درست و غلط آن مشخص شود.

خاصّه اینکه در مصاحبه نماینده کازرون، تمام عاملیت ماجرا به گردن مسئولان تهرانی و کازرونی، کسانی در خارج از کشور، گروه‌های سیاسی و منتقدان دولت افتاده و کأنه آقای رضازاده فرستاده الهی بوده است!

استخدام ژن‌های خوب در شهرداری

قطار انتخاب شهردار در ایستگاه محمدعلی افشانی در نهایت ایستاد تا پس از ماهها بلاتکلیفی مدیریت شهری حداقل مدیر جدید انتخاب شود. اما در فاصله پذیرش استعفای محمدعلی نجفی تا انتخاب شهردار جدید، سکان مدیریت شهرداری بر عهده سمیع الله حسینی مکارم، معاون مالی شهرداری قرار گرفت و حدود بیش از یک ماه وی این مسند را در اختیار داشت.

هرچند مکارم نتوانست در رقابت با افشانی، کرسی شهرداری را نصیب خود کند ولی در آخرین روزهای تصدی وی به عنوان سرپرست گزارش هایی وجود دارد که در این مدت کوتاه استخدام هایی خارج از عرف صورت گرفته است.

براساس نامه ای که به دست رسانه ها رسیده است، 5 نیروی جدید در سازمان بازنشستگی شهرداری مشغول به کار شده اند که در حکم آنها رتبه 17 به بالا در نظر گرفته شده است. این رتبه برای مدیر کل ها است و کارمندان شهرداری زمانی می توانند به این رتبه دست پیدا کنند که داری سابقه 10 تا 15 ساله در شهرداری باشند.

اما روند استخدام نیروهای جدید در شهرداری و با اعمال نفوذ سرپرست شهرداری به گونه ای بوده که نامه استخدام 19 اردیبهشت زده می شود و بلافاصله با آن موافقت و رتبه 17 و 18 برای این نیروها در نظر گرفته می شود. نیروهایی که از خارج بدنه شهرداری به سازمان بازنشتگی اضافه شده اند و جالب آن که روند شروع به کار آنها تنها 3 روز طول کشیده است!

گزارش ها درباره استخدام های جدید در شهرداری در حالی است که شهر همچنان در حال بلاتکلیفی است و بسیاری از معاونت های شهرداری و سازمان های وابسته برنامه ویژه ای برای شروع فعالیت های خود ندارند. به عنوان مثال معاونت معماری و شهرسازی شهرداری تهران از زمان استعفای مهدی حجت، بدون هیچ سازوکاری رها شده و بسیاری از فعالیت آن بر روی زمین مانده است.

در همین حال با جنجالی شدن خبر استخدام نیروهای جدید در سازمان بازنشستگی شهرداری، محمدجواد شیرازی رییس سازمان بازرسی شهرداری تهران، نامه درخواست و جذب نیرو توسط یکی از سازمان‌های زیر مجموعه شهرداری را مغایر با قوانین شهرداری دانست و ضمن صدور دستور توقف گردش آن در سیستم اتوماسیون شهرداری، رسیدگی به این موضوع را در دستور کار سازمان بازرسی قرار داد.

اما واکنش سمیع الله حسینی مکارم به موضوع استخدام در نوع خود جالب بود. تمامی خبرها در رابطه با جذب 5 نیروی جدید در سازمان بازنشستگی متوجه وی بود که او اعلام کرد:« اساسا نیروی انسانی سازمان بازنشستگی مستقل از شهرداری است. بنده پاسخگوی هرگونه استخدامی در منابع انسانی شهرداری در دوره سرپرستی خودم هستم و از استخدام در سازمان بازنشستگی بی‌خبرم اما علی‌القاعده با سوءاستفاده در هر ارگانی مخالفم.»

اما در خبری که کانال رسمی سازمان بازنشستگی منتشر کرد، معاون منابع انسانی این سازمان، لحظاتی بعد از انتشار خبر استخدام‌ ژن‌های خوب تودیع شد و کنار گذاشته شد. حسینی مکارم از کنار گذاشتن معاون منابع انسانی سازمان بازنشستگی که آیا بخاطر این موضوع بوده است نیز اظهار بی‌اطلاعی کرد.

با این حال ابراهیم شیخ؛ معاون منابع انسانی شهرداری تهران معتقد است که « اصلا هیچ استخدامی بدون موافقت من امکان‌پذیر نیست. امکان سوءاستفاده وجود دارد اما به صورت قانونی بدون موافقت معاونت منابع انسانی چنین کاری ممکن نیست که من هم موافقت نکرده‌ام بنابراین چون این فرآیند طی نشده، چنین چیزی ممکن نیست.»

در شرایطی که ابهامات همچنان درباره استخدام نیروهای جدید در زمان انتقال مدیریت شهری وجود دارد و شفاف سازی مناسبی نیز در این زمینه از سوی مدیران شهرداری صورت نگرفته، محمدعلی افشانی در جلسه با برخی از معاونین و مدیران کنونی شهرداری با اشاره به خبری که اخیراً در خصوص جذب بدون ضابطه نیروی انسانی در یکی از سازمان های شهرداری تهران منتشر شده است، اظهار کرد:« برای جذب و تعدیل نیروی انسانی باید ضابطه داشته باشیم.»

تداوم نبرد سنگین ارتش سوریه با داعش در جنوب دمشق

ارتش سوریه با بهره گیری از تاکتیک های منحصر به فرد جنگی در حال نبرد آپارتمان به آپارتمان در الحجر الاسود در جنوب دمشق با تروریست های داعش است.

به گزارش المنار، منابع سوری اعلام کردند: تروریست ها خیابان های النیل و الخالدیه در شهر حلب را هدف حملات راکتی و خمپاره ای خود قرار دادند.

از سوی دیگر، پیشروی های ارتش سوریه ضد داعش در جنوب دمشق ادامه دارد.

بر اساس این گزارش، نیروهای ارتش سوریه به پیشروی در جریان عملیات خود ضد تروریست های داعش ادامه می دهند و حلقه محاصره را بر آنها تنگ تر کرده اند. ارتش سوریه تروریست های داعش را در مساحت کوچکی در شمال محله الحجر الاسود به محاصره درآورده است.

خبرنگار سانا گزارش داد: ارتش سوریه از تاکتیک های جنگی برای پاکسازی مناطق باقی مانده تحت اشغال داعش بهره می برد و استحکامات و تونل های آنها را زیر آتش گرفته است

نیروهای ارتش سوریه از آپارتمانی به آپارتمان دیگر و از ساختمانی به ساختمان دیگر داعشی ها را تحت تعقیب قرار داده است و آنها را در منطقه ای که ساختمانهای بلند دارد به محاصره درآورده است و تروریستها تلاش می کنند با تک تیراندازهای خود و سنگر گرفتن در ساختمانهای مسکونی و تونلها و ساختمان های بلند علیه ارتش سوریه تحرکی انجام دهند اما جانفشانی ارتش سوریه و تجربه بالای آنها همه تحرکات را ناکام گذاشته است و ارتش سوریه در آستانه پاکسازی الحجر الاسود از لوث تروریستها و اعلام غوطه غربی به عنوان منطقه کاملا امن است.

شایان ذکر است که ارتش سوریه از حدود یک ماه قبل دست به عملیات نظامی دقیق برای پایان دادن به حضور تروریستها از جنوب دمشق زد و بر محله الماذنیه، القدم، العسالی، الجوره و بخش اعظم الحجر الاسود مسلط شده است.