واپسین نوشته‌ها

چاره – جعفر مرزوقی(برزین اذرمهر)

jafar_7zu

چاره

 

*

 

برپا شده گیتی را

پاشید زهم دشمن

شد جایگه دیوان

هر مأمن و هر مکمن

بر، کار، نماند دیگر

جایی به جهان کاخی

بگرفت در عالم پا

این غده ی چنگاری

کز نکبت آن هر آن

اعضاء زمین میران

مهر ِ نگران، مبهوت

مه رفته فرو در غم

چاره ست ولی تنها

کارایی تیغ ما

راهی نه دگر،الا:

جراحی وسلاخی

 

 

*

جعفر مرزوقی( برزین اذرمهر)

 

 

 

 

 

شرايط نامناسب زندگي پناهجويان در فرانسه

پناهجويان در پاريس در شرايط نامطلوبي زندگي مي کنند.
صدها پناهجوي آفريقايي و افغان در شمال پاريس در شرايط نامناسبي به سرمي برند.
پناهجويان در شمال شهر پاريس به رغم بارش برف و سرماي هوا در معابر و زير پل ها بدون دسترسي به آب سالم، غذا و بهداشت روزها را سپري مي کنند.
هر روز 80 تا 100 آواره وارد فرانسه مي شوند که به کمک هاي مالي خيرين وابسته هستند زيرا دولت فرانسه از آنها حمايت نمي کند.

«چاوش‌اوغلو» سوریه را به مقابله نظامی تهدید کرد

به نقل از آناتولی، مولود چاوش‌ اوغلو وزیر خارجه ترکیه امروز در اظهاراتی به سوریه هشدار داد.

وزیر خارجه ترکیه بدون اشاره به حضور نیروهای این کشور در خاک سوریه بدون کسب مجوز از دولت قانونی دمشق و بر خلاف قوانین بین المللی در این باره اعلام کرد: اگر دمشق برای پاکسازی وای‌پی‌جی وارد عفرین شود، مشکلی با آن نداریم.

وی در ادامه در اظهاراتی که گویای نقض تمامیت ارضی سوریه است، مدعی شد: اما اگر نیروهای سوری برای حمایت از وای‌پی‌جی وارد عفرین (در خاک سوریه) شوند، کسی نمی‌تواند مانع نیروهای ترکیه شود!

لازم به ذکر است، ارتش ترکیه از ۳۰ دی ماه عملیات کنونی این کشور در شهر عفرین واقع در شمال سوریه را بر خلاف موازین بین المللی در کسب مجوز از دولت قانونی دمشق علیه نیروهای حمایت آمریکا آغاز کرده است.

این در حالی است که دولت سوریه پیشتر درباره نقض حریم هوایی و تمامیت ارضی این کشور توسط ترکیه هشدار داده و این اقدام آنکارا را «تجاوز» نامیده بود.

ترکیه و آمریکا همچون اسرائیل خواستار اشغال اراضی سوریه هستند

به نقل از المیادین، بثینه شعبان مشاور رسانه ای بشار اسد رئیس جمهوری سوریه امروز اظهار داشت: نظام ترکیه به تروریست ها برای ورود به سوریه کمک کرد و پس از اینکه آنها شکست خوردند قوانین بین المللی را نقض و دخالت خود را در شمال سوریه آغاز کرد.

وی که در کنفرانس «والدای» درباره خاورمیانه سخن می گفت افزود: برخی ها همچون اسرائیل و دیگران خواستار نابودی و اشغال اراضی سوریه هستند.

تروریست ها برای جنگ در سوریه از کشورهای مختلف جهان آمدند اما پس از ورود نیروی هوایی روسیه، نابود شدند

شعبان در این کنفرانس که در مسکو در حال برگزاری است خاطرنشان کرد: تروریست ها برای جنگ در سوریه از کشورهای مختلف جهان آمدند اما پس از ورود نیروی هوایی روسیه نابود شدند.

وی اظهار داشت: واشنگتن با استفاده از جنگ تبلیغاتی می خواهد سیاست خود را که همان باقی ماندن در سوریه است محقق کند.

لاوروف: نیروهای آمریکایی باید خاک سوریه را ترک کنند

به نقل از راشا تودی، «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه بر لزوم خروج نظامیان آمریکایی از خاک سوریه تاکید کرد.

لاوروف طی سخنانی در کنفرانس تحولات خاورمیانه در کلوب والدی گفت: نیروهای آمریکایی باید هر چه سریعتر از مناطق تحت کنترل خود در منطقه «التنف» واقع در جنوب سوریه خارج شوند.

وی افزود: این منطقه در مرز اردن که به خاطر اردوگاه های آوارگان به عنوان منطقه عاری از تنش معرفی شده، به محلی برای استخدام شبه نظامیان تبدیل شده است.

وزیر خارجه روسیه با متهم کردن آمریکایی ها به جلوگیری از ورود کمک های انسان دوستانه به اردوگاه ها خروج سریع نیروهای این کشور و باز شدن مسیر کمک رسانی به آوارگان را خواستار شد.

لاوروف همچنین با اشاره به تلاش های انجام گرفته برای ایجاد مناطق عاری از خشونت در جنوب غرب سوریه گفت: اکنون زمان آن فرارسیده که تمام گروه ها بجز ارتش سوریه از این مناطق خارج شوند.

وی خاطر نشان کرد: در این خصوص ما با مقامات اردن و آمریکا مذاکره کرده ایم و اسرائیل را نیز در جریان تصمیماتمان قرار داده ایم.

سانا: نیروهای مردمی تا ساعتی دیگر وارد شهر عفرین می شوند

به گزارش خبرگزاری سانا، نیروهای مردمی برای مقابله با عملیات «شاخه زیتون» ترکیه در شهر عفرین، تا ساعاتی دیگر وارد این شهر خواهند شد.

خبرگزاری رسمی سوریه گزارش داده است که این نیروها که همسو با دولت و ارتش سوریه هستند برای حمایت از ایستادگی مردم عفرین وارد این شهر خواهند شد.

در همین راستا شبکه خبری المیادین نیز به نقل از خبرنگار خود در سوریه گزارش داد که پیشگامان ارتش سوریه به زودی وارد عفرین خواهند شد و انتشار گسترده آنها در سراسر شهر زمان بیشتری نیاز دارد.

المیادین خبر داد که توافقی صورت گرفته که بر لزوم حضور دولت سوریه در شهر عفرین تأکید می کند.

پیشتر و در پی انتشار اخباری مبنی بر وجود توافقی برای ورود ارتش سوریه به شهر عفرین برای مقابله با ترکیه، یک مسئول کُردی به دست آمدن توافق را تکذیب کرده و گفته بود که رایزنی در این زمینه با دمشق هنوز ادامه دارد.

«در غیاب آزادی»

«در غیاب آزادی»

اگر انسان نباشد
گُل چیست؟
هرچند زیبا
هرچند خوش‌بو.

اگر زن نباشد
زندگانی چیست؟
هزار سال هم زندگی کرده باشم.
نوای موسیقی در خانه اگر نپیچید
«شنیدن»…چرا باشد؟

اگر شعر وجود را نلرزاند
اگر در خیال چراغِ خویش نیفروزد
هر ازگاهی تکانت ندهد
بگو… چرا باید نوشت!

در غیابِ آزادی
گُل
زن و موسیقی به چه معنی‌ست؟
شعر
و خود زندگانی…چیست؟

«شیرکو بیکس»
ترجمه:علی رسولی

جهان در آتش و چپ غربی غرق در وراجی

نوشتۀ آندره ویچک
مرکز پژوهشهای جهانی سازی، 15 فوریه 2018

Par Andre Vltchek
Mondialisation.ca, 15 février 2018

Andre Vltchekشرم آور و براستی خسته کننده است، گرچه به هیچ روی موضوع تازه ای هم نیست : در روزگار ما به هم ریختگی تمام عیاری میان روشنفکران بی شماری در غرب «پیش رو» و «نیمه چپ» رواج دارد.
این موضوع را می توانیم به بزدلی، خود پسندی باد کرده، نبود نظم و انضباط و فقر فکری نسبت دهیم، ولی این همۀ داستان نیست.
امروز کاملاً روشن است که چپ غربی به شکل آشکار و بی هیچ تردیدی باخته است. چپ غربی کمابیش هیچ قدرتی ندارد، شهامت مبارزه یا خطر کردن را از دست داده، و در اروپا، آمریکای شمالی، استرالیا یا در زلاند جدید روی هیچگونه پشتیبانی سیاسی نمی تواند حساب کند. «توده ها»، آنچه در زبان زدها «توده های تحت ستم» می نامند اخیراً به پوپولیستهای نیمه فاشیست، عوام فریب، بی شرم، اوباش طرفدار شرکتهای بزرگ رأی دادند و آنان را برگزیدند.
«نظریات خدشه ناپذیر و حتمی مارکسیست» زیر چشمان ما به تمامی از هم فرو ریخت، دست کم در غرب.

abstanhalter1

آنچه امروز روی می دهد تا حدود زیادی کاملاً طبیعی ست. زیرا چپ اروپائی با روی آوردن به نرمش، در بی انضباطی، احتیاط کاری، خود محور بینی و ترجیح مصلحت گرائی به نظریات آرمانی از سالهای 1980 خیانت کرد. خیلی با شتاب واژگان ایدئولوژیک رهبران لیبرال را به کار بست، به همین گونه مفاهیم و نظریات حقوق بشری، اصول دموکراتیک و آنچه که از دیدگاه سیاسی پسندیده بود. بر این پایه، چپ غربی از سرشت انقلابی و آرمانی خود دست کشید، و به شکل بنیادی از هر گونه کنش انقلابی چشم پوشی کرد، و افزون بر این عنصر مرکزی چپ واقعی یعنی انترناسیونالیسم را نیز ترک گفت.
چپ [غربی] در حال حاضر به سطح سندیکای محلی تنزل کرده است : « برای بهترین شرایط کار و بهداشت در خانۀ خودمان مبارزه کنیم، و همۀ غارت نئو استعماری جهان به جهنم که کل خدمات اجتماعی ما را باید بپردازند. چرا باید اعتراض کنیم در حالی که خوب می خوریم و از تعطیلات دراز مدت استفاده می کنیم ؟»
چپی های غرب صادقانه تاریخ جهانی را نخوانده اند و به ویژه از نقشی که اروپا و آمریکای شمالی در آن بازی کرده اند بی اطلاعند و یا نسبت به آن بی اعتنا باقی مانده اند. بسیاری از اندیشمندان غربی به اصطلاح « ترقی خواه » به شکل بنیادی شیوۀ بیان امپریالیسم را به کار بستند و از رویدادهای تاریخی مهم و متنوع برداشتهای انتقاجویانه ای عرضه کردند و بر این پایه خود آنان نیز به «ضد کمونیست» تبدیل شدند. از این پس، کمابیش همه چیز از دست رفت و به زباله دانی سپرده شد.
پرچم های انقلابی را، دست کم به شکل استعاری، به آتش کشیدند. شعارهای خوب دیرینه نیز بفراموشی سپرده شد. سپس، بجای تظاهرات و راه پیمائی های جدی و خشن و رویاروئی علیه قدرت حاکم که نمایندۀ رژیم است، کاناپه های بیش از پیش راحت به جایگاه میلیونها پیکر شل و شیت تبدیل شد و سازشکارانه جلوی تلویزیون با [فن آوری پیدائی بالا] لم دادند.

abstanhalter1

اکنون، مبارزۀ خیلی ابلهانه ای برای کیک شکلاتی به راه می اندازند که اندازۀ آ« بیش از پیش کوچک می شود. ترورتسکیستها و مائوئیستهای نظریه پرداز یکدیگر را پاره می کنند. البته لنینیستها و بسیاری دیگر نیز هستند.
داستان ازاین نیز خیلی فراتر می رود : این روزها در غرب بیشتر «ترقی خواهان» رویکردشان «انتخاب مسئله» است و از کلان نگری از صمیم قلب رویگردانی می کنند. این موضع گیری بیش از پیش رواج دارد و بطور کلی می گویند : « من فلسفۀ خودم را دارم. به هیچ ایدئولوژی دیگری نیازمند نیستم.».
هیچ انقلابی به این شکل پیروز نشده است. ولی مسئله این است که در غرب هیچ آرزوئی برای انقلاب واقعی وجود ندارد. بطور کلی تعلق به چپ به یک ایست خلاصه می شود، با یک حساب در انجمن های انترنتی و یک عکس. چنین وضعیتی به هیچ وجه جدی نیست.
البته، آنارشیستهای سندیکالیست با نگاه عاقل اندر سفیه و نظریات نیکو که از نگاه بیشتر توده های ستم دیده در جاهائی مانند آسیا و آفریقا عملاً مردودند و به تمسخر گرفته می شوند.
در این مدت گذشته، در این جهان حقیر دیگر هیچکس برای من قابل تشخیص نیست. پی گیرشان نیستم، و خیلی به ندرت در بحث های نظریه پرداختی شرکت می کنم.
می نویسم، و فقط از دو سکوی انتشاراتی در زبانهای مختلف برای تماس با جهانیان استفاده می کنم. ولی این جهان حقیر و کوچک من را زیر نظر دارد، و آنچه را که می بیند نمی پسندد.

abstanhalter1

پس از انتشار کمابیش 300 مقاله در یکی از قدرتمندترین رسانه های غربی (نام نمی برم ولی خوانندگانی که نوشته های من را پی گیری کرده اند احتمالاً می دانند از چه نشریه ای حرف می زنم) در کوران 7 یا 8 سال گذشته، در پایان 2017 عملاً من را حذف کردند. دلیل واقعی این رویداد را هرگز نخواهم دانست، ولی به احتمال خیلی قوی به دلیل اعتقادم با تمایلات «خیلی چپ» و به دلیل گفتمانی بوده که آشکارا ضد غربی ست. آری البته، در واقع یک نشان آشکار وجود دارد : سر دبیران دوست نداشتند که من برای «رسانه ای که از سوی دولت روسیه تأمین ملی می شود» بنویسم، که به سهم خود با سایتهای به اصطلاح افراطگرای آمریکائی مناسباتی دارد.
از دیدگاه رسانۀ ضد کمونیستی «ما مسائلی را مطرح می کنیم» که به غرب مربوط می شود، هر رسانه ای که از سوی «دولت پشتیبانی» شده باشد یا « زیر کنترل دولت » باشد، بد است، خیلی بد !
حتا اگر چنین امری به کشورهائی تعلق داشته باشد که قهرمانانه علیه امپریالیسم غرب می جنگند و بر آنند تا سیارۀ ما را نجات دهند. یا شاید به شکل ویژه ای بد باشد اگر به این کشوها تعلق داشته باشد. این موضوع به ارگان ها و نشریات چینی، روسی، ونزوئلائی، کوبائی یا ایرانی نیز مربوط می شود. کوتاه سخن این است که، این موضوع به همۀ رسانه های جهان که برای جلوگیری از طرح امپریالیست غرب مبارزه می کنند مربوط می شود و به همین شکل مطرح خواهد بود، رسانه هائی که با نیرو و تصمیم خدشه ناپذیر مبارزه می کنند، و اخیراً با پیروزیهای چشم گیر.
بجای آنکه برای تعریف جهان، فرمانبردارانه منتظر راست غربی و یا چپ غربی باشند، چینی ها، روس ها، آمریکای لاتین ها و خاورمیانه ای ها ناگهان شهامت آن را باز یافته اند که رویدادهای سیارۀ ما را باز تعریف کنند. با خود غربی ها مصاحبه می کنند، و آینه ای را به این هیولاهائی که جوامع اروپائی و آمریکای شمالی به آن تبدیل شده اند نشان می دهند.
و بجای آنکه فقط غربی ها حق حرف زدن داشته باشند، آفریقائی ها، آسیائی ها، روس ها، عرب ها و آمریکائی لاتین ها جلوی دوربین فیلمبرداری حاضر می شوند.
بجای این «اشراف زاده» [شاهزاده] « ببینید ما در جهان چه می کنیم»، قربانیان واقعی، ولی هم پای آنان انقلابی های واقعی گفتگو های شورانگیزی را هدایت می کنند.
بجای استادی که در لندن دربارۀ این پرسش که آیا چین براستی کمونیست هست یا نیست بحث و جدل براه می اندازد، امروز چینی ها خودشان در این باره حرف می زنند و نشان می دهند که کشورشان چگونه کشوری ست، چه هست و چه نیست.
در این چشم انداز است که می بینیم چپ غربی چنین چیزی را دوست ندارد. روشن است که این نوبرانه ها را نمی پسندد.
چپ غربی «رسانه هائی را که از سوی دولت پشتیبانی می شوند دوست ندارد»، وقتی دیگران حرف می زنند باز هم چنین کاری را دوست ندارد. مسئله شاید عمیقتر از این باشد : بنظر می رسد که براستی افرادی را که واقعاً مبارزه می کنند و پیروز می شوند دوست ندارد، در نتیجه شاید او چپی را که براستی در قدرت است دوست ندارد !
زیرا چپ غربی بیشتر به غرب تعلق دارد تا به چپ. زیرا در عمق ماجرا، چپ غربی شیفتۀ استثناء گرائی غرب است و با چنین بینشی احساس راحتی می کند. به این علت که با وجود سده های دهشتناک غارت استعماری و امپریالیستی جهان بدست اروپا و آمریکای شمالی، [چپ غربی] براستی در پندارهایش نمی گنجد که چنین جنایاتی ریشه در فرهنگ و شیوۀ فکری غربی داشته است.
و به این علت که در پایان سخن، [چپ غربی] براستی فکر نمی کند که ملت های غیر غربی و رسانه ها و اندیشمندانشان قادر به تعریف و تشریح صحیح جهان باشند و یا حتا بتوانند کشور خودشان را به درستی تعریف کنند. در نتیجه خیلی به سادگی نمی توانیم به غیر غربی ها اعتماد کنیم. تنها روشنفکران غربی هستند که وارث حقوق تصمیم گیری اکید روی پرسشهائی به اهمیت چین است که آیا کمونیست هست یا نیست، و یا این که آیا روسیه در ریاست جمهوری پوتین یک کشور مترقی هست یا نیست، که آیا ایران سوسیالیست است یا دین سالار خشن، و یا دولت اسد «قانونی» ست، رهبران کرۀ شمالی آیا دیوانه هستند و یا آیا رئیس جمهور مادورا در ونزوئلا « خیلی از حد عبور کرده است ».

abstanhalter1

در حالی که سرانجام جهانی که در کوران سده ها بربریت استعماری به سکوت واداشته شده بود خود را برای رویاروئی علیه تجاوز اجتناب ناپذیر غرب آماده می کند، و در حالی که مردم آسیا، روسیه، آمریکای لاتین، آفریقا و خاورمیانه راه خودشان را پیدا کرده اند و دولت در این کشورها پلتفرم گفتگوها را ممکن ساخته است، چپ غربی فریاد می کشد، با لحن نارسیسیتی و اخلاق گرایانه به سینه اش می کوبد، و به شکل بنیادی آنانی را که دست به مبارزه زده اند ناسزا می گوید. ولی آنان سربلند راه خودشان را در پیش گرفته اند و جهان بهتری را می سازند و البته حکومت می کنند !
در چندین کشور آمریکای جنوبی، اخیراً چپ شکست خورد زیرا به روشنی زیر نفوذ «ایدئولوژیک» (یا بطور مشخص تر «ضد ایدئولوژی») انقلابی های دروغین غرب بود، انقلابی های باطل شده، ضعیف و خیلی محتاط. آمریکای جنوبی ها نباید مرتکب چنین اشتباهی می شدند، و امیدوار باشیم که در آینده این اشتباه را تکرار نکنند.
با وجود این، هیچ کشور انقلابی نمی تواند به تکامل کامل و مهارت بی عیب و نقص دسترسی یابد. فیدل کاسترو می گوید که انقلاب بستر گلهای رُز نیست. دفاع از کشور در مقابل تهاجم بیگانگانی که با خشونت تمام عیار عمل می کنند کار ساده ای نیست : کثیف و خونبار است.
چپ غربی، ضعیف و با پوست نرم و نازک، از دولتهای انقلابی که از خارج از جغرافیای غرب واقع شده اند می خواهد که «ناب» و «با دستکش مخملی» رفتار کنند، علت این است که در نبود اندیشه به سر می برد ( و یا این که به هیچ وجه احساس نگرانی نمی کند)، و نمی داند که حکومت کردن در کشوری با میلیونها مرد و زن و کودک که پس از غارت بدست برده داران اروپائی و آمریکای شمالی به زندگی در منجلاب مطلق مجبور شده اند یعنی چه.
یک اشتباه ساده از سوی این دولتها، یک نشان ضعف برای بر باد رفتن و ویران شدن کشورشان بسنده خواهد بود : مانند عراق، افغانستان، مانند روسیه در دوران التسین، یا چین در « سدۀ تحقیر ».

abstanhalter1

«حساسیت شدید بیمارناک» نزد چپ غربی در واقع یک لایۀ بیرونی چیزی بیشتری نیست، و واقعیت ندارد.
نمونه : سردبیران مجلۀ یاد شده در بالا که بی هیچ دلیل موجهی از انتشار نوشته های من امتناع کرده اند، هرگز توجهی به وضعیت و امنیت من نشان نداده اند. فکر می کنم اگر در یکی از مناطق جنگ زده که من پوشش داده ام کشته می شدم، به سختی از آن یاد می کردند، و خیلی به سادگی فقط نوشته هائی که امضای من را بر خود داشت بدستشان نمی رسید. با این وصف، روشن است که همه جایگزین پذیرند. پشتیبانی فراسوی شرافت انسانی شان بود، و درخواست دائمی پشتیبانی مالی از خوانندگان هرگز در شئوناتشان نمی گنجید.
رسانه ها «به پشتیبانی دولت» در کشورهای انقلابی با آدمهایشان به چنین شیوه ای رفتار می کنند. دست کم برخی از آنها چنین اقداماتی را انجام می دهند.

abstanhalter1

و جر و بحث ادامه دارد. هیچ سودی در یادآوری جزئیات نمی بینم، زیرا به وقت خیلی زیادی نیازمند است و از سوی دیگر هیچ اهمیت خاصی نیز ندارد.
در این مدت، بیش از پیش احساس خیلی خوبی دارم که برای رسانه های نوینی می نویسم که با افتخار در سراسر جهان و به دور از غرب فعالیت دارند. دوست دارم وقتی رفقای من نیرو می گیرند و پیروز می شوند. می خواهم که آنان حکومت کنند و بخوبی حکومت کنند. و آرزویم این است که کشورهایشان پا برجا باقی بماند.
به همین سادگی ست !
برای من خیلی افتخار آمیز است که فیلمهایم را در «تله سور» (TeleSur) و المیادین نشان می دهم، و یا وقتی در New Eastern Outlook (انستیتو پژوهش های شرقی آکادمی علوم روسیه)، China Daily (چاینا دیلی)، Countercurrents ، و راشا تودی می نویسم. دوست دارم دائماً در PresseTV (پرس تی وی) حضور داشته باشم.
احساس می کنم که هر واژه ای که در رسانه ها می نویسم و به زبان می آورم از سوی دوستان و رفقایم خوانده و شنیده می شود، برای مبارزاتمان و برای جهانی بهتر.
و اجازه دهید تکرار کنم که : می خواهم دوستان و رفقایم پیروز و موفق شوند، و البته حکومت کنند !
چپ های غربی نیز می توانند همچنان به جر و بحث بی هوده ادامه دهند و همدیگر را پاره پاره کنند :
« چه کسی چی گفت ؟ چه کسی براستی چپ است و چه کسی چپ نیست ؟ چه کسی مارکسیست ناب است و چه کسی سوسیال دموکرات است ؟ »
بی گمان توضیحات بالا منطبق با همۀ رسانه های چپ غربی نیست، هنوز چند سردبیر عالی در غرب وجود دارند. ولی وضعیت عمومی در اروپا و آمریکای شمالی پوکیده شده است.
چپ های انقلابی و انترناسیونالیست که در کشورهای مستقل مبارزه و حکومت می کنند وقتی برای بحث و جدل های آنچنانی ندارند. ما مسکو، پکن، کاراکاس، هاوانا، لاپاز، دمشق و بسیاری از شهرهای با شکوه را پشت سرمان داریم که باید از آنها دفاع کنیم.
مسائل نظریه پردازانه را بعداً بررسی خواهیم کرد، خیلی بعد، پس از بدست آوردن پیروزی، پس از بدست آوردن صلح و عدالت راستین، هنگامی که همۀ ما روی سیارۀ خودمان بتوانیم براستی خودمان باشیم، خودمان و به شکلی که خودمان را تعریف می کنیم !

Andre Vltchek
آندره ویچک فیلسوف، رمان نویس، تهیه کننده و روزنامه نگار تجسسی ست. او مناطق جنگی را در دوازده کشور پوشش خبری داده است. سه کتاب از آخرینهایش «انقلاب بزرگ سوسیالیست اکتبر»، رمان انقلابی « آورورا » و پر فروش ترین پروندۀ تاریخی «درنگ هائی دربارۀ دروغ های امپراتوری».

abstanhalter1

لینک متن اصلی :

https ://www.mondialisation.ca/le-monde-brule-pendant-que-la-gauche-occidentale-se-chamaille/5623246

ترجمۀ حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه/پاریس/19 فوریه 2018

واشنگتن با دروغگويي سعي در زيرسوال بردن پيونگ يانگ را دارد

به نقل از خبرگزاري شين هوا ؛ کره شمالی روز یکشنبه با انتقاد از رویکرد مزورانه آمریکا اعلام کرد آمریکا با دروغگویی درباره فرار اتباع کره شمالی از این کشور تلاش می کند نظام اجتماعی و سیاسی کره شمالی را در بازیهای المپیک زمستانی پیونگ چانگ کره جنوبی زیر سوال ببرد.
خبرگزاری رسمی کره شمالی در گزارشی اعلام کرد دولت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از فضای مناسبی که به لطف حضور ورزشکاران کره شمالی در بازیهای المپیک پیونگ چانگ برای آشتی میان دو کره به وجود آمده ناراحت است و تلاش می کند با مطرح کردن ادعای فرار اتباع کره شمالی از کشورشان پیشرفتهایی را که در روند آشتی دو کره حاصل شده است، کم رنگ سازد.
رسانه های آمریکایی ادعا می کنند شهروندان کره شمالی که از کشورشان فرار می کنند به علت فضای بسته، محرومیت ها و کمبودهای موجود در کشورشان که ناشی از تحریمهای سنگین شورای امنیت سازمان ملل متحد است، دست به این کار می زنند. خبرگزاری کره شمالی با انتقاد از رویکرد رسانه های آمریکایی به ویژه سی ان ان و سی بی اس اعلام کرد این رسانه ها گمانه زنی هایی دروغین و بی پایه و اساس درباره احتمال پناهنده شدن اعضای هیئت ورزشی المپیک کره شمالی به کره جنوبی را مطرح کرده اند.

ارتش اوکراين چهار بار آتش بس را در لوگانسک نقض کرد

منبعی در نیرو‌های نظامی جمهوری مردمی لوگانسک روز دوشنبه اعلام کرد ارتش اوکراین در ۲۴ ساعت گذشته چهار بار آتش بس را در این منطقه نقض کرد.
به گزارش خبرگزاری ایتارتاس از لوگانسک، این منبع گفت: «شهرک‌های نیژنیه لوزووویه Nizhneye Lozovoye، وسلوگورووکا Veselogorovka، سوکولنیکی Sokolniki و کالینوو Kalinovo هدف آتش نیرو‌های اوکراینی قرار گرفتند».
وی افزود: «در این حملات از خمپاره انداز‌های ۸۲ و ۱۲۰ میلی متری و نارنجک انداز استفاده شد». ۲۳ دسامبر ۲۰۱۷ میلادی، آتش بس جدیدی در منطقه جنوب شرق اوکراین برقرار شد. با این حال، بر اساس اعلام جمهوری‌های خودخوانده مردمی دونتسک و لوگانسک، ارتش اوکراین با اقدام به گلوله باران این مناطق همچنان آتش بس را نقض می‌کند، هر چند شمار این حملات کاهش یافته است.

تجاوز مجدد جنگنده های اسرائیلی به جنوب نوار غزه

به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، جنگنده های اسرائیلی 10 موشک به سوی اراضی کشاورزی فلسطینیان در محله «النهضه» در شهرک «شوکه» در شرق رفح شلیک کردند.

در پی این حملات، خسارت های زیادی به اراضی بمباران شده و دیگر اراضی اطراف آن وارد آمد. البته ظاهرا این حملات تلفات جانی در پی نداشته است.

لازم به ذکر است که ارتش اسرائیل شب شنبه و بامداد یکشنبه گذشته هم مناطق مختلف نوار غزه از جمله پایگاه های قسام شاخه نظامی حماس را بمباران کرد که طی آن دو نوجوان فلسطینی به شهادت رسیده و چهار نفر دیگر زخمی شدند.

توافقی با ارتش سوریه برای ورود به عفرین حاصل نشده است

به نقل از اسکای نیوز در پی انتشار اخباری در رسانه های کُردی مبنی بر وجود توافقی برای ورود ارتش سوریه به شهر عفرین، «هیفا مصطفی» رئیس شورای اجرایی عفرین این خبر را تکذیب کرد.

وی در گفتگو با شبکه خبری اسکای نیوز اعلام کرد که توافقی در این زمینه با دولت سوریه ایجاد نشده است اما تماس ها و گفتگوها برای بررسی این مسأله با دمشق همچنان ادامه دارد.

پیشتر برخی رسانه های کُردی گزارش داده بودند که نیروهای کُرد سوری با دولت سوریه به توافق رسیده اند تا برای مقابله با ارتش ترکیه، طی دو روز آینده نیروهای ارتش سوریه وارد شهر عفرین شوند.

«بدران جیا کُرد» یکی از مسئولان کُردی در عفرین گفته بود که این توافق ها تنها در سطح نظامی صورت گرفته است و گفتگوهای سیاسی جداگانه ای با دمشق وجود خواهد داشت.

بر اساس اخباری که پیش از این منتشر شده است ارتش سوریه ورود به عفرین برای مقابله با ترکیه را مشروط به خلع سلاح نیروهای مدافع خلق کُرد دانسته و تأکید کرده است که نیروهای کُرد باید کنترل همه مناطق و روستاهایی که در شمال سوریه به اشغال خود در آورده اند به ویژه در شهر «تل رفعت» و روستاهای «منغ»، «عین دقنه» و «شیخ عیسی» را به دولت سوریه واگذار کنند.

مناسبات شورایی٬ کاری به رفراندوم ندارد! – هادی پاکزاد

maghleh_karegari

هادی پاکزاد

 

hadi-pakzad200در رابطه با موضوع مطرح شده‌ٔ جنجالی «رفراندوم»٬ بدون موافقت و یا مخالفت با آن٬ می‌توان به‌طور کل آن را نادیده گرفت و درحد توان٬ آن‌هم در محدودهٔ امکانات٬ حرف خود را زد. تردید ندارم که اگر این «حرف» به دور از هرگونه شعار بی‌ریشهٔ زنده باد٬ مرده باد باشد و اگر بتواند کاری به واژه‌هایی مانند سکولار و غیره نداشته باشد و تنها «در» را بر پاشنه‌ٔ مقصود به حرکت درآورد٬ آن‌ زمان است که می‌توان در جامعه حضور عینی و یا ملموس داشت.

این «حرف» و یا «گردشِ در بر پاشنهٔ مقصود» چیست؟ این امر چیزی نیست جز تلاشِ همگانی برای فهم و درک خود از نیاز جامعه و بازتاب جمع‌بندی شده و عمل‌گرایانهٔ آن به جامعه می‌باشد.

حال اگر از این مختصر کلی گویی که فکر می‌شود به‌خوبی مفهوم است بگذریم٬ لازم است نقطه نظر خلاصه شدهٔ خود را به نقد بگذارم:

تردید نیست که جهان کنونی و به ویژه کشور ما در ادارهٔ امورش٬ در جهت منافع اکثریتِ نود و هشت درصدی مردم دچار چالش‌هایی شده است که رفته رفته هرگونه راه‌حلی٬ گونه‌ای چالش جدید شده و آن نیز بر تنگناهای قبلی‌اش اضافه گردیده است!

چرا چنین است؟ چون مناسبات حاکم بر روابط موجود اجتماعی٬ براساس مالکیت افسارگسیخته‌ای قرار دارد که حاکمان و عاملان اداره کننده که عملا حافظ منافعِ همان دو درصد مردم هستند٬ دیگر توان سرهم‌بندی کردن امور را به دور از تهدید٬ زندان و کشتار ندارند. و این‌جاست که همان سئوال تاریخی ‌«چه باید کرد» صدایش بلندتر شده است! امروزه این سئوال چه باید کرد در اشکال اقداماتی برای براندازی توسط عوامل آمریکایی در گونه‌های گوناگون خودنمایی می‌کند که متاسفانه شرایط داخلی نیز چنان است که به اکثر نیروهای اپوزیسیونِ تحت هدایت آمریکا میدان داده است تا از هرگونه شلنگ‌اندازی ابا نداشته باشند!

همه‌ی این حرف‌ها که «همه» می‌دانستیم٬ تکرار شد تا فقط به اصل مطلب بیشتر توجه شود که ما چه هستیم و ما چه می‌توانیم باشیم.

ما می‌توانیم٬ همان‌طور که تکرار شد٬ در درجه نخست تحت تاثیر عوامل پایه‌گذار منافع جهانیِ آن دو درصد‌ها که رهبری‌اش با ابر سرمایه‌داران جهانی است قرار نگیریم و با ابراز و بارورتر کردن هرچه بیشتر دیدگاه‌های خود بکوشیم و با تکرارِ به روز شدهٔ آن دیدگاه‌ها٬ سهمی جدی‌تر و ملموس‌تر در راستای تلاش برای منافع آن نود و هشت درصدی جامعه٬ که خود متعلق به آن‌ها هستیم٬ برداریم:

اگر دموكراسي نفي قدرتِ انحصاري و پذيرش تمام خاستگاه‎ها در بستر خود باشد. پس ساختاري كه بتواند قدرتِ انحصاري را مردود شمارد و امكان حضور همگان را ، هرچه بيش‌تر در حركت اجتماعي، فراهم كند «دموكراسي» نام دارد. چنين ساختاري وجود هر دولت و حكومتي را كه با هر نامي اهرم‎هاي «قدرت» را در دست داشته باشد، همسو با دموكراسي و هدفِ آن ارزيابي نمي‎كند. هيچ قدرتي (دولت و حكومتي) تا كنون نتوانسته است، در ادامه‌ی كار، بر سر اهداف دموكراتيك خود استوار مانده باشد. سرشت قدرت، ضعيف پرور است و شرط وجودش را «ضعيف» توجيه مي‎كند. تا زماني‎كه اين اضداد در كنار هم، به همزيستي خصمانه و خونين ادامه بدهند، كشف و درك دموكراسي مهمترين مسئله است كه نجات انسان را بايد در آن جستجو نمود.

دموكراسي با مبارزه تمام نيروهاي فراگيرِ «كار» به‎وجود مي‎آيد ـ يك گروه، دسته، حزب و هر سازماني كه در راستاي اهداف اعتقادي و ويژه مربوط به خود مبارزه مي‎كند، نمي‎تواند به تنهايي، حتي در صورت پيروزي، «دموكراسي» را به وجود آورد. دموكراسي تنها با مبارزه تمام نهاد‌هاي اعتقاديِ گوناگونِ نيروهاي فراگيرِ «كار» كه شامل تمام نيروهاي كارِ شهري و روستايي متخصص و غير متخصص مي‎شود به‎وجود مي‎آيد كه تمام اين نهاد‎ها در صورت پيروزي دموكراسي، هيچ سهمي در قدرتي كه وجود نخواهد داشت، ندارند به جز حضور فعالشان در «دموكراسي» كه نيازِ تنوع انديشه‎اي جامعه را پاسخگو باشند تا در صورت پذيرش اكثريت، سهمي در خدمات اجراييِ «خودگردانِ» جامعه‌ی دموكراتيك خود داشته باشند.

«‎‎دموكراسي» چگونه خود را اداره مي‎كند؟ ـ دموكراسي كه برآمده از تضاد «قدرت و ضعف» است، هيچ فرد قوي و ضعيفي را در جامعه برنمي‎تابد، مالكيت خصوصي برآمده از «كار» و تلاش افراد را تشويق مي‎كند اما استفاده از مالكيت خصوصي براي بهره‎كشي از ديگران به منظور انباشت سرمايه شخصي را مغاير با ماهيت دموكراسي مي‎شناسد. اعتقاد دارد چون نيروي كارِ فرد در فرآيند كارِ اجتماعاً لازم هويت يافته و داراي ارزش مي‎شود، همه‌ی افراد مي‎توانند در نهادهاي كاري مربوط به خود مالك وسايل توليد باشند تا در پيوستگي ارگانيك با ديگر نهادها و با اداره‌ی خودگردانِ نهاد خود، از تمام ارزش افزوده كارشان برخوردار شوند. افرادي كه در نهادهاي خود، كار مي‎كنند اعضاي فرمانبردارِ چشم و گوش بسته نخواهند بود. آنان در تمام مراحلِ فرآيند توليد و مصرف در نهاد خود به طور ويژه و در جامعه به طور عام حضوري آگاهانه خواهند داشت.

براساس اصول ذكر شده، دموكراسي مي‎تواند خود را با استقرار نظام «تعاوني و يا شورايي»اي اداره كند كه آن نظام بتواند تمام مردم يك كشور را فعالانه در خود جاي دهد. از اين رو هر كشوري كه بخواهد راهِ توسعه‌ی اقتصادي و اجتماعيِ همه‎جانبه را در پيش گيرد بايد بتواند تعريفِ همه‎جانبه‎اي از«گردش شوراييِ امور كه برساختار عدالتِ فراگير استوار شده باشد» به‎دست دهد :

گردش شورايي امور سرشت حقيقي زندگي اجتماعي

هم‌چون روز روشن است كه انسان در فرديتش، در صورتي‎كه در جامعه نباشد، معنا نمي‎شود. كافي‎ست تا ارتباط بزرگترين نوابغ را در طول تاريخ بشر با بستر رشد آن‎ها قطع شده به‌تصور آورد، آن‌گاه معلوم مي‎گردد كه آن نوابغ هم با تمام نبوغشان، حتي نمي‎توانستند از پسِ ابتدايي‎ترين نيازهايشان برآيند. هر انساني در پيوندِ ارگانيكي با همنوعان خود است كه مي‎تواند «حيات» داشته باشد و البته در اين‎صورت، نابغه هم بشود. براساس چنين استدلالي، كافي‎ست تا هر انساني سهم خود را از جامعه با كاري كه انجام مي‎دهد مطالبه كند و نسبت آن را در مقايسه‌ی ارزش‎هاي خود با جامعه بسنجد.

در راستاي تحققِ اين امر، مشاركت هركسي در زندگي اجتماعي تا بدان جا ضرورت يافته است كه هر ساختاري بدون مشاركت واقعي انسان‎هاي درون آن، نمي‎تواند ساختاري منسجم و به‎سامان تعريف شود. اين تعريف، هر ساختاري را كه بازتاب آراي اكثريت خود باشد، به‎سامان مي‎داند و هر ساختاري را كه بر پايه نگرش اقليت و فرد اداره شود نابسامان و در تناقض با سرشت خود مي‎شناسد.

بر اين اساس هر فردي علي‎رغم اين‎كه در چه موقعيت اجتماعي باشد، در اولين گام حضورش در جامعه، حق مشاركت در ساختارسازي كل جامعه را دارد كه اين امر در شرايط مطلوب هر كشوري كه از آن برخوردار باشد، با برخورداري از حق انتخاب كردن و انتخاب شدنِ آزاد و بدون محدوديت تحقق مي‎پذيرد.

برآيند چنين انتخاباتي كه بازتاب طبيعي و واقعي شعور اجتماعي اكثريت باشد، راهبري كشور را از پايين تا بالا و به‎عكس، در اختيار مجموعه‎اي از «شورا‎ها» قرار مي‎دهد كه هر يك از آن‎ها در پيوند با ديگري، ساختار اداره‌ی شوراييِ كشور را شكل مي‎دهند. بر اين اساس طرح ساختار قوانين اساسي كشور و یا کشورها را مي‎توان این گونه در رابطه با منافع اكثريت مطلق مردم مورد نقد و بررسي قرار داد.

تردید نیست که کار بر روی چگونگی اداره کشور بر اساس «شورایی شدن» آن و همگانی کردنِ چنان امری در عمل بازتاب‌دهندهٔ منافع اکثریت جامعه است. از طرفی در مخالفت مستقیم با حاکمان موجود نیز عمل نمی‌کند چرا که در قرآن نیز مقولهٔ «شورا» آمده است! پس می‌توان در تعریف «شورا» و عملِ به آن بسیار فعال بود و کاری به واژه‌هایی مانندِ سکولاریسم و غیره نداشت. کار و فعالیت در تحقق «مناسبات شورایی» که همه سهمی برابر داشته باشند٬ در عمل پاسخگو به تمام ایسم‌ها خواهد بود.

گوشه‌هایی از مطلب فوق از کتابم با عنوان «جهان دیگری ممکن است» گرفته شده که آن کتاب در سال ۱۳۸۵ توسط نشر فروغ مهرگان چاپ شده بود. در آن کتاب٬ قانون اساسی بر اساس مناسبات شورایی نیز توضیح داده شده است.

 

وزارت دفاع يمن: نيروهاي اماراتي در محاصره نيروهاي يمني قرار دارند

به نقل از شبکه تلويزيوني الميادين، وزارت دفاع يمن اعلام کرد: ارتش و کميته هاي مردمي يمن همچنان نيروهاي اماراتي را در محاصره خود دارند و نيروهاي عبدربه منصور هادي مي کوشند که محاصره آنها را بشکنند.

۱۲ کشته و زخمی براثر انفجارخودروی بمب گذاری شده در القامشلی سوریه

به نقل از پایگاه النشره، در انفجار یک خودروی بمب گذاری شده در شهر القامشلی سوریه چندین نفر کشته و زخمی شدند.

در همین راستا، یک منبع در فرماندهی پلیس الحسکه اعلام کرد که در پی انفجار یک خودروی بمب گذاری شده در الحی الغربی شهر القامشلی که شامگاه یکشنبه روی داد ۱۲ نفر کشته و زخمی شدند.

بر اساس این گزارش، این انفجار ۵ کشته و ۷ زخمی بر جا گذاشته است.

جرمی کوربین: اسلام‌هراسی معضلی در جامعه انگلیس و از دیگر اَشکال نژادپرستی است

به نقل از گاردین، «جرمی کوربین» رهبر حزب کارگر انگلیس امروز یکشنبه در جریان دیدار از یک مسجد واقع در شمال شهر لندن پایتخت این کشور به شدت از اسلام هراسی انتقاد کرد.

رهبر حزب کارگر انگلیس در این باره گفت: اسلام هراسی یک معضل در جامعه انگلیس به شمار آمده و از دیگر اَشکال نژادپرستی محسوب می شود.

وی با تقبیح حوادث این چنینی در کشورش به ویژه علیه پوشش زنان مسلمان اضافه کرد: دین اسلام میتواند نماد صلح و ایثارگری هم باشد.

جان کری در کنفرانس امنيتي مونيخ؛ شاه سابق عربستان خواستار بمباران ايران بود

به نقل از شبکه تلويزيوني الجزيره مباشر، جان کري وزير سابق امور خارجه آمريکا در سخنان خود در کنفرانس امنيتي مونيخ گفت: عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود شاه سابق عربستان از او خواسته بود، آمريکا ايران را بمباران کند.

n00038434-b.jpg

وزير سابق امور خارجه آمريکا گفت: آنچه که بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل درباره دستيابي ايران به زرادخانه هسته اي در ده سال آينده بيان کرد، درست نيست.

جان کري گفت: دولت باراک اوباما همکاري ثمربخشي با روسيه در پرونده هاي مهم و در راس آنها بحران سوريه داشت. باور داريم بحران هايي که امروز جهان از آن رنج مي برد، راه حل نظامي ندارد و بايد به تلاش هاي ديپلماتيک فرصت داد.
بحران‌هاي جهان راه حل نظامي ندارد
جان کري همچنين گفت: دولت باراک اوباما همکاري ثمربخشي با روسيه در پرونده هاي مهم و در راس آنها بحران سوريه داشت. باور داريم بحران هايي که امروز جهان از آن رنج مي برد، راه حل نظامي ندارد و بايد به تلاش هاي ديپلماتيک فرصت داد.
آمريكا حتي اگر به ايران حمله مي کرد دستاورد هسته‌اي ايراني‌ها از بين نمي رفت

وزير امور خارجه سابق آمريكا ضمن اذعان به پيشرفتهاي جمهوري اسلامي ايران در برنامه صلح آميز هسته اي پيش از برجام و نتايجي که برجام در محدود كردن اين برنامه صلح آميز داشت و با بيان اينكه شاه سابق سعودي و ديكتاتور مخلوع مصر از آمريكا خواسته بودند ايران را بمباران كند گفت: آمريكا حتي اگر به ايران حمله مي کرد اين دستاورد آنها از بين نمي رفت.

جان كري اين سخنان را در حاشيه كنفرانس امنيتي مونيخ در آلمان و در قسمت پاسخ و پرسش مطرح كرد و اين را هم گفت كه آمريكا ميزان غني سازي اورانيوم ايران را سه و شش يا سه و هفت دهم درصد محدود کرد و راستي اين سخن که نمي توان از تأسيسات نظامي بازرسي کرد کاملا نادرست است و آمريكا يک سامانه نظارتي دارد که اگر تصميم بگيرد، تحريم ها به صورت خودکار بازگردانده خواهد شد.

مجري برنامه از جان کري ‍پرسيد: بنيامين  نتانياهو نخست وزير اسرائيل هشدارهاي سختي درباره ايران داد و آن را بزرگترين تهديد عليه جهان دانست. با توجه به اينکه درباره توافق هسته اي که اکنون در خطر قرار گرفته است، همکاري نزديکي با ايران داشتيد نظر خود را در اين خصوص بيان کنيد؟

جان کري گفت: کار ما اين است که به طور کلان و همراه با صداقت فکر کنيم که در جهان چه موقعيتي داريم و به کدام سو حرکت مي کنيم. فکر مي کنم خاورميانه اکنون به علل فراوان يکي از دو مکان خطرناک جهان است. اما من قصد دارم به طور خاص درباره اظهارات نتانياهو که درباره توافق هسته اي ايران بود صحبت کنم. من دوستِ خوب اسرائيل هستم. من در طول 28 سال عضويت در سناي آمريکا در رأي هاي خود درباره اسرائيل رکورد صد در صد داشتم. من مسئوليت نخست وزير اسرائيل براي دفاع از کشورش و برداشتن گام هاي لازم براي محافظت از آن را به طور کامل مي پذيرم و به آن احترام مي گذارم. ما در بسياري از گفتگوهايي که با هم داشتيم دوستان خوبي بوديم اما با هم اختلافاتي داريم.

امروز نتانياهو به شما گفت ايران در مسيري قرار دارد که طي ده سال صاحب زرادخانه هسته اي خواهد شد. اين اظهار نظر دقيق نيست. اين اظهار نظر با توجه به توافق هسته اي به طور اساسي غير دقيق است. بنابراين از همه شما مي خواهم، در اين لحظه از کنفرانس امنيتي مونيخ مي خواهم تا واقعيت اين توافق را به طور کامل اندازه گيري کنيد.من باور دارم که ايران تهديداتي در خود دارد. ما قسمت مربوط به موشكها را در توافق هسته اي نگاه داشتيم. روسها، ايراني ها و چيني ها خواستار آن بودند که محدوديت هاي مربوط به موشک ها وجود نداشته باشد. بنابراين ما امتيازي نداديم و چيزي را نپذيرفتيم بلکه به يک پيروزي دست يافتيم و هشت سال محدوديت را به دست آورديم. البته ما خواستار 10 سال بوديم. اگر مي توانستيم زمان بيشتري تعيين کنيم بسيار خوب بود ولي ما متوجه بوديم که توافقي که براي امضاي آن تلاش مي کنيم قرار نيست همه موارد و مشکلات را در بر گيرد. مسائلي که ما آنجا بيان کرديم مانند حقوق بشر، بحث موشک ها، انتقال محموله هاي سلاح، همکاري با حزب الله، عراق، يمن … اينها همه مسائلي قانوني و مشروع (براي به بحث گذاشتن) هستند. ولي ما بر اساس تجربه اي که از دولت بوش به دست آمده بود و پيگيري سياست آنها براي توقف کامل غني سازي در ايران پس از سالها تلاش به جايي نرسيد، در تفکري راهبردي و نه ناشي از امتياز دادن، تصميم گرفتيم اين مسائل را در توافق هسته اي نگنجانيم.

اکنون از همه شما مي خواهيم به ياد بياوريد ما در سپتامبر سال 2013 چه وضعي داشتيم؛ زماني که من به عنوان نخستين وزير امور خارجه آمريکا در 35 يا 40 سال گذشته با وزير امور خارجه ايران ديدار کردم. علاوه بر اين از شما مي خواهم اين را هم تصور کنيد که اگر خانه شما دچار آتش سوزي شود، آيا به خاطر نگراني از اينکه ممکن است اين خانه 15 سال ديگر باز هم آتش بگيرد از خاموش کردن آتش خودداري مي کنيد؟يا اينکه آن را خاموش مي کنيد و در فرصت باقي مانده همه تلاش خود را مي کنيد تا از آتش گرفتن دوباره آن جلوگيري کنيد؟‌ اين رويکردي بود که ما به اين توافق داشتيم. چرا؟ به شما مي گويم.  روزي که در ماه سپتامبر من در نيويورک با جواد ظريف وزير امور خارجه ايران ديدار کردم، ايران داراي 12 هزار کيلوگرم اورانيوم غني شده بود. در آن روز ايران تنها حدود دو ماه با راه اندازي رئاکتور پلوتونيوم اراک فاصله داشتند و اين رئاکتور مي توانست براي توليد دو بمب هسته اي در سال پلوتونيوم توليد کند.

ايراني ها در آن روز 27 هزار سانتريفوژ نصب شده در اختيار داشتند که 19 هزار تاي آن مي چرخيدند و اورانيوم غني مي کردند و آنها اورانيوم را با درجه خلوص بالا غني سازي مي کردند. ايراني ها در آن روز دو ماه با به راه افتادن اين فعاليت فاصله داشتند و دستگاه اطلاعاتي ما و دستگاه هاي اطلاعاتي پنج يا شش کشور ديگر مي گفتند ايران دو ماه با گريز هسته اي فاصله دارد. روزي که من براي نخستين ديدار در چهل سال گذشته با ظريف ديدار کردم، ايران چرخه سوخت هسته اي را کامل کرده بود و حتي اگر به ايران حمله مي کرديم اين دستاورد آنها از بين نمي رفت. مي توانم به شما بگويم که ما چه اندازه در برابر فشار نخست وزير (نتانياهو)، ملک عبدالله عربستان که شخصا به من گفت، رئيس جمهور (حسني) مبارک که شخصا به من گفت تنها کاري که با ايران مي شود انجام داد بمباران اين کشور است، مقاومت کرديم.

من به شما تضمين مي دهم که اگر اين توافق از بين برود از مناطق و جاهاي مختلف اين اعتراض شنيده خواهد شد که «اکنون به همان جايي که قبلا بوديم، بازگشته ايم. اکنون بايد آنها را بمباران کنيم زيرا ايراني ها از اين پس آزادند کارهايي را که قبلا از انجام آن منع شده بودند انجام دهند.»زماني که بوش گفتگوهاي خود را با ايران آغاز کرد، اين کشور 164 سانتريفوژ در اختيار داشت. اين تعداد به 27 هزار رسيد که قبلا گفتم و 19 هزار تاي آن فعال بود. امروز کجا هستيم. امروز ما 130 بازرس ديگر در ايران داريم که هر روز تجهيزات و سانتريفوژ هاي مهر و موم شده را بازرسي مي کنند. امروز ايراني ها تحت يک محدوديت 15ساله هستند که بر اساس آن مي توانند حداکثر 300 کيلوگرم اورانيوم ذخيره داشته باشند. به همين دليل است که وقتي مي شنوم ايران مي تواند ظرف 10 سال به سلاح هسته اي دست يابد، مي گويم چنين چيزي از لحاظ فيزيکي غير ممکن است که بتوان با 300 کيلوگرم اورانيوم غني شده يک بمب ساخت. اين چيزي است که هر روز کنترل مي شود و ايران به آن محدود شده است.ما همچنين ميزان غني سازي اورانيوم ايران را سه و شش يا سه و هفت دهم درصد محدود کرديم. ما آنها را محدود کرديم و راستي اين سخن که ما نميتوانيم از تأسيسات نظامي بازرسي کنيم کاملا نادرست است.

ما يک سامانه نظارتي داريم که اگر تصميم بگيرد، تحريم ها به صورت خودکار بازگردانده خواهد شد. بنابراين سخن پاياني من اين است که خطر اينجاست که اگر شما صحنه را ترک کنيد، خود را در معرض مشکل و مخمصه ديگري که رئيس جمهور ترامپ ايجاد کرده است قرار داده ايد. ايران هيچيک از کارهايي را که ما درباره موشک ها يا مسائل ديگر انجام داده ايم باور نمي کند و معتقد است اين اقدامات براي از بين بردن توافق هسته اي است. پس با توجه به موضع آمريکا در خصوص مشکلي که در ارتباط با تندروها در ايران ايجاد شد، رهبر ايران چگونه مي تواند با آمريکا مصالحه کند و کنار بيايد؟‌ اين رفتار غير قابل دفاع است. اين ديپلماسي خوبي نيست. اين راهبردي منطقي نيست. به نظر من براي اروپا و جهان بسيار حياتي است که اطمينان يابند ما به اين توافق پايبند هستيم زيرا مي دانيم که اگر شرايط به گذشته بازگردد، در نبود توافق هسته اي ايران، چه اتفاقاتي در جهان رخ خواهد داد. مي دانيم که در اين صورت جهان جاي بهتري نخواهد بود و وضع بهتري نخواهد داشت.

اجساد جوانان بحرینی در ایران از آب گرفته شد/جزییات مبهم است

به نقل از شبکه اللولو بحرین، اجساد ۳ جوان بحرینی در آبهای ایران در خلیج فارس که از دریا گرفته شده و سرنوشت یک نفر دیگر هنوز مشخص نیست.

این جوانان از جمله جوانان انقلابی بحرین بوده اند که در قضایایی سیاسی مورد تعقیب بحرین قرار گرفته بودند.

تا کنون جزئیات این واقعه نیز در ابهام است.

وزارت کشور بحرین نیز لحظاتی پیش اعلام کرد گشت دریایی بحرین تا کنون در خصوص ناپدید شدن فرد یا افرادی در دریا هشدار یا خبری دریافت نکرده است و در خصوص صحت این خبر اطلاعاتی در دست نیست و تحقیقات در مورد آن ادامه دارد.

اسامی این جوانان که پیکرهایشان در آبهای ایران پیدا شده اند، میثم علی ابراهیم (از منطقه کَرباباد بحرین)، سید محمود سید عادل (منطقه کَباباد)، سید قاسم سید خلیل درویش (منطقه کرباباد) وحسن علی البحرانی (منطقه مدینة حمد) است.

رسانه های کُردی اعلام کردند؛ ارتش سوریه فردا وارد عفرین می شود

به نقل از روسیاالیوم، رسانه های کُردی اعلام کردند که دولت سوریه و نیروهای سوریه دموکراتیک امروز به توافقی درباره ورود ارتش سوریه به شهر عفرین از فردا دوشنبه رسیده اند.

شیخو بلو از رهبران حزب وحدت دموکراتیک کُرد اعلام کرد: ارتش سوریه فردا دوشنبه وارد عفرین خواهد شد. هدف از ورود ارتش سوریه حمایت و دفاع از عفرین است.

این در حالی است که روز گذشته برخی منابع کُردی از گفتگو میان دمشق و کردها در عفرین خبر داده بودند.

این منابع اعلام کردند: همه گزینه ها غیر از اشغال ترکیه را می پذیریم. ترکیه از نظر نظامی شکست خورده و از بحران رنج می برد و به همین دلیل زیر ساختها را در عفرین هدف قرار می دهد.

فیلم کشتار نیروهای روسی توسط جنگنده‌های آمریکایی در سوریه

برای مشاهده فیلمها در سایت تسنیم اینجا را کلیک کنید

10 روز پیش (19 بهمن ماه) ائتلاف آمریکایی مدعی مبارزه با داعش، در بیانیه‌ای اعلام کرد که جنگنده‌های این ائتلاف به شرق فرات در سوریه حمله کرده‌اند.

هرچند آمار دقیقی از تلفات این حمله بدست نیامد، اما منابع میدانی به تسنیم گفتند که بر اثر این حمله که به منطقه گازی خشام انجام گرفته، تعدادی از عشایر منطقه و تعدادی از مستشاران روس جان باخته‌اند.

با وجود اینکه وزارت دفاع روسیه پیشتر اعلام کرده بود که نظامیان این کشور در منطقه‌ای که جنگنده‌های ائتلاف آمریکایی در شرق فرات بمباران کردند، حضور ندارند، اما تصاویر بدست آمده نشان می‌دهد که نظامیان روس نیز در بین کشته شدگان حمله جنگنده‌های آمریکایی هستند.

وزارت دفاع روسیه در بیانیه‌ای در این خصوص اعلام کرده بود که هدف آمریکا در سوریه، نبرد با داعش نیست بلکه رسیدن به منافع اقتصادی است.

بنا بر اخبار واصله، آمریکایی‌های نسبت به خروج روسیه از این منطقه هشدار داده بودند، اما روسیه به این اخطار توجهی نکرده و عملیات خود علیه تروریست‌ها را دنبال می‌کردند.

پیش از این برخی رسانه‌های روسی اعلام کرده بودند که بازنشستگان روس در کنار نیروهای حامی نظام سوریه حین پیشروی در اطراف میادین نفتی در استان دیرالزور بودند که در حمله هوایی آمریکا چهار تن از آن‌ها کشته شدند.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین نیز در این باره تنها به گفتن این مساله اکتفا کرده بود که درباره این موضوع تحقیق خواهد شد و نمی‌توان حضور شهروندان روس در سوریه را بعید دانست اما هیچ ارتباطی بین آنها و نیروهای مسلح روسیه وجود ندارد.

شبکه خبری بلومبرگ نیز همان زمان مدعی شده بود که حدود 200 نفر که بیشترشان از روس‌ها بوده‌اند در عملیات علیه پایگاه آمریکایی در دیرالزور کشته شده‌اند.

نتانیاهو: ایران بزرگترین خطر برای جهان است

به نقل از شبکه تلويزيوني الجزيره مباشر؛ بنيامين نتانياهو ضمن تكرار ادعاهاي خود عليه سوریه و ايران گفت: اسرائيل اگر لازم باشد عليه ايران و نه فقط عوامل آن، وارد عمل خواهد شد.

نتانياهو در سخنراني خود در کنفرانس امنيتي مونيخ مدعی شد: ايران به دنبال تسلط بر منطقه خاورميانه و همه جهان است و به اقدامات خصمانه و تروريستي ادامه مي دهد. ايران مي خواهد موشک هاي بالستيکي توليد کند که به عمق اروپا و آمريکا برسد.
نتانياهو مدعی شد: ايران بزرگترين تهديد براي جهان از جمله اروپاست. زماني که ايران به سلاح هسته اي دست پيدا کند، شاهد اقدامات خصمانه اين کشور در سراسر جهان خواهيم بود. ايران بارها تمايل خود را براي نابودي اسرائيل اعلام کرده است.
وي خاطر نشان کرد: توافقنامه هسته اي دست ايران را براي جنگ هاي نيابتي در منطقه باز کرد. ايران به دنبال بلعيدن خاورميانه است. ايران باعث شده است اسرائيلي ها و عرب ها بيش از هر زمان ديگر به يکديگر نزديک شوند. ايران در سوريه به دنبال امپراتوري خود تا سواحل درياي مديترانه است. تاکيد کردم اسرائيل خط قرمزهايي در سوريه دارد و از ايجاد پايگاه نظامي دائم ايران در سوريه جلوگيري خواهد کرد. اسرائيل به ايران اجازه نخواهد داد کارخانه تسليحاتي در سوريه احداث کند.

نخست وزير اسرائيل گفت: امروز سخنان محمد جواد ظريف را خواهيد شنيد که سخنگوي نظام ايران است. بدون شک ظريف، دخالت ايران در سوريه را تکذيب خواهد کرد. ايران همچنين اقدام خصمانه هفته گذشته خود عليه اسرائيل را تکذيب مي کند. به نظام ايران مي گويم به دنبال آزمودن قاطعيت اسرائيل نباشد. اگر لازم باشد عليه خود ايران و نه فقط عوامل آن، وارد عمل خواهيم شد. بايد با جرات در برابر اين نظام سخن بگوييم و به اين صورت مي توانيم جهاني امن تر و با ثبات تر ايجاد کنيم.

نتانیاهو در ادامه مدعی شد ؛ هدف اساسي من آن است كه جلوي دستيابي تهران به سلاح هسته اي خواه از طريق توافق يا هر وسيله ديگري گرفته شود. توافق هسته اي به ايران فرصت مي دهد برنامه هسته اي خود را توسعه دهد.

مرگ 20 غير نظامي در حمله جنگنده هاي عربستان به يمن

به نقل از خبرگزاري سبا، دست کم 20 غير نظامي بر اثر حملات هوايي جنگنده هاي عربستان به دو استان حجه و صعده يمن کشته شدند .

يک منبع نظامي روز يکشنبه گفت جوگنده های عربستان در 24 ساعت گذشته چند بار مناطق مختلف استان هاي حجه و صعده را بمباران کردند .

منبع نظامي افزود بر اثر حملات هوايي به استان هاي حجه و صعده دست کم 20 غير نظامي که شماري از آنان زن و کودک هستند ، کشته شدند .

افشاي معامله اسرائیل با داعش در سوريه

عيده توما نماينده زن عضو کنست در جلسه اين مجلس افشا کرد که کابينه اسراييل به رياست بنيامين نتانياهو نخست وزير اين رژيم، از گروه تروريستي داعش در خاک سوريه نفت خريداري کرده است. اين اطلاعات، پيوند پشت پرده حاميان منطقه اي داعش با رژيم اسرائیل را آشکار کرد .

بزرگ‌ترین فسادهای مالی از ۷۱ تا ۹۶

اعداد ارزش خود را از دست داده‌اند. ۱۲۳ میلیارد تومان، ۱۰۰۰ میلیارد تومان، ۳ هزار میلیارد تومان و حتی ۱۸ هزار میلیارد تومان. این اعداد می‌توانند بودجه ده‌ها و شاید صدها دستگاه و ارگان باشند، می‌توانند یارانه نقدی چند میلیون نفر را برای یک یا چند ماه تأمین کنند؛ حتی می‌توانند شرایط اقتصادی یک کشور ۸۰ میلیون نفری را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، این اعداد و ارقام، تصویری کلی از «فساد» را پیش چشم ما قرار می‌دهد.

در ادامه، بزرگ‌ترین فسادهای اقتصادی از سال ۷۱ تا ۹۶ را مرور می‌کنیم:

موضوع پرونده: اختلاس بانکی

رقم اعلام‌شده: ۱۲۳ میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۷۱

به گزارش ایسنا، نخستین فساد بزرگ چند دهه اخیر که رسانه‌ای شد، فساد موسوم به اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی در اوایل دهه ۷۰ بود. مرتضی رفیقدوست – برادر محسن رفیقدوست که آن زمان چهره شناخته‌شده‌ای بود – به همراه فاضل خداداد، متهمان اصلی این پرونده بودند. پرونده از سال ۱۳۷۱ مفتوح و تا سال ۷۴ که فاضل خداداد اعدام شد، ادامه یافت. مرتضی رفیقدوست هم که به حبس ابد محکوم شده بود، در سال ۸۲ مشمول عفو قرار گرفت و از زندان آزاد شد.

محسن رفیقدوست در مصاحبه‌های متعددی برادر خود را «قربانی» این پرونده توصیف کرده و معتقد است که ابعاد ماجرا به آن بزرگی که توسط دستگاه قضا در رسانه‌ها مطرح شد، نبوده است. به عقیدۀ او، اعدام فاضل خداداد نیز در کنار اتهامات مالی، دلایل دیگری هم داشته است؛ دلایلی که او هیچگاه حاضر نشد بطور شفاف درباره آن توضیح دهد.

موضوع پرونده: جعل، رشوه، فساد مالی

رقم اعلام‌شده: ۴ میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۸۱

بدون شک یکی از پرونده‌های جنجالی فساد مالی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، موضوع شهرام جزایری بوده است که در سال ۱۳۸۱ بازداشت شد. رفت‌وآمدِ آسان او به مجلس، ارتباطش با برخی نمایندگان و ارسال چک چند ده میلیونی به دفتر رهبری، از جمله بحث‌برانگیزترین تحرکات او بود که به زعم برخی، از جمله محمود علیزاده طباطبایی – یکی از وکلای مدافعش – مورد آخر باعث بازداشت او شد. جزایری در اوایل اسفند ۱۳۸۵ در جریان انتقال از زندان برای معرفی برخی اموالش، فرار کرد و سه روز پیش از آغاز سال ۸۶ در عمان مجدداً دستگیر شد. همین اقدامِ او حکم زندانش را دو سال افزایش داد. در نهایت، شهرام جزایری که توانسته بود از اتهام اخلال در نظام اقتصادی کشور تبرئه شود، بعد از ۱۳ سال از زندان آزاد شد. تحصیل مال از طریق نامشروع، پرداخت رشوه به دفعات و به افراد مختلف، معافیت از سربازی به صورت متقلبانه، اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی، تصرف غیرمجاز در اموال و وجوه توقیف شده، فرار از زندان و خروج غیرمجاز از کشور، مهمترین اتهامات او بودند.

موضوع پرونده: فساد مالی

رقم اعلام‌شده: ۳ هزار میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۰

دو پروندۀ قبلی، پربحث‌ترین پرونده‌های فساد مالیِ تاریخ کشور بودند تا اینکه پرونده مه‌آفرید مطرح شد؛ این‌بار با رقمی کاملاً متفاوت: ۳۰۰۰ میلیارد تومان. مه‌آفرید امیرخسروی در سال ۱۳۹۰ به فسادی متهم شد که تاکنون از آن با عنوان یکی از بزرگترین مفاسد مالی تاریخ ایران یاد می‌شود. یکی از نکات بارز در این پرونده، به میان آمدن نام چند مدیر دولتِ وقت، چند نماینده مجلس و برخی نزدیکان محمود احمدی‌نژاد و یار نزدیک او اسفندیار رحیم‌مشایی بود. سیدمحمد جهرمی – وزیر پیشین کار در دولت نهم و مدیرعامل اسبق بانک صادرات – در مصاحبه‌ای با رد ادعاهای مطرح شده علیه خود، از برادرزاده اسفندیار رحیم‌مشایی به عنوان یکی از افراد دخیل در این پرونده یاد کرده بود. با وجود طرح چنین ادعاهایی، مشخص نشد که آیا از آنها یا وزرا، معاونان وزرا یا چند نماینده مجلس که نامشان در این فساد مطرح شده بود، بازجویی شده و به دادگاه احضار شدند یاخیر. در نهایت دو نام در این پرونده باقی ماند؛ مه‌آفرید امیرخسروی و محمودرضا خاوری. خاوری مدیرعامل وقت بانک ملی بود؛ یعنی یکی از بانک‌های درگیر در این فساد اقتصادی. در همان ابتدای طرح رسانه‌ایِ این پرونده، گفته شد که او به همراه حدود ۳ هزار میلیارد تومان، به کانادا گریخته است. مه‌آفرید در سال ۱۳۹۳ اعدام شد، از خاوری خبری نیست و محمد جهرمی هم نهایتاً به پرداخت ۸ میلیون تومان محکوم شد.

موضوع پرونده: فساد مالی، رشوه، تبانی، سوءاستفاده از موقعیت شغلی

رقم اعلام‌شده: بیش از ۳ هزار و ۲۵۰ میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۱

«سعید مرتضوی بازداشت شد». شاید شنیدن این خبر در سال‌های ۷۷، ۸۲ یا ۸۸ عجیب‌تر به نظر می‌آمد، اما چنین خبری در سال ۱۳۹۱، به دنبال سلسله اتفاقاتی منتشر شد که شاید چوب‌خط مرتضوی را پر کرده بود. مهمترین دلیلی که باعث بازداشت دادستان اسبق تهران به اتهام فساد مالی شد، ریاست نه‌چندان طولانی‌مدت او بر سازمان تأمین اجتماعی بود. تنها در یکی از موارد اتهامی، به گفتۀ یکی از اعضای هیأت مدیره جدید سازمان تأمین اجتماعی، سعید مرتضوی و بابک زنجانی تفاهم‌نامه‌ای امضا کرده بودند که طی آن، در ازای پرداخت ۵.۳ میلیون یورو از جانب زنجانی، این سازمان ۱۳۷ شرکت زیرمجموعه خود را با نرخ تعیین‌شده بر اساس بورس کالا، به زنجانی بفروشد که البته با روی کار آمدن دولت جدید، عملاً جلوی این اتفاق گرفته شد.

اما ماجرای سعید مرتضوی تنها به زنجانی و فساد مالی گره نخورده است. قاضی پیشین و دادستان اسبق تهران همیشه حواشی زیادی داشته؛ او همان کسی است که در دوران دولت اصلاحات بویژه در سال ۷۹ ده‌ها نشریه را توقیف کرد، در سال ۷۷ دادگاه مطبوعات را عملاً برای مدتی تعطیل کرد، با حکم یا دخالت او ده‌ها فعال سیاسی، دانشجویی و مطبوعاتی بازداشت شدند، وقتی زهرا کاظمی، شهروند ایرانی – کانادایی، در سال ۸۲ به طرز مشکوکی در زندان اوین جان باخت، کمیته ویژۀ بررسی این پرونده در مجلس ششم، مرتضوی را به عنوان متهم ردیف اول معرفی کرد، نامش به عنوان یکی از افراد دخیل در پرونده فروش سؤالات کنکور، از سوی تیم تحقیق و تفحص مجلس هفتم در سال ۸۷ مطرح شد، در پرونده انتقال ده‌ها نفر به بازداشتگاه کهریزک و قتل سه نفر (محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر) در این بازداشتگاه در جریان حوادث بعد از انتخابات ۸۸، به عنوان متهم ردیف اول، دادگاهی شد، در جریان استیضاح وزیر کار دولت دهم در مجلس قول شرف داد که استعفا دهد اما این کار را نکرد و موجبات یکی از پرحاشیه‌ترین جلسات استیضاح در تاریخ مجلس شورای اسلامی را که به درگیری لفظی رؤسای دولت و مجلس منجر شد، رقم زد، مصونیت قضایی او در شهریور ۸۹ توسط دادگاه انتظامی قضات لغو شد و تازه همة این‌ها تنها «بخشی» از رزومۀ او را تشکیل داده است.

پرونده مرتضوی همچنان در جریان است. در مورد اتهام فساد و تخلفات مالی او، در یک فقره، چند چک، مجموعاً به مبلغ ۸۲ میلیارد ین ژاپن جابجا شده که ارزش ریالی آن با قیمت امروز، به بیش از ۳ هزار و ۲۵۰ میلیارد تومان می‌رسد؛ با این حال، مبلغِ کل تخلفات مرتضوی هنوز از سوی مقامات قضایی اعلامِ رسمی نشده است.

موضوع پرونده: فساد و اختلاس، رشوه، سوءاستفاده از موقعیت شغلی

رقم اعلام‌شده: نامعلوم

زمان افشا: ۱۳۹۲

شاید بتوان ادعا کرد که در سال‌های اخیر، شنیده‌ها و تصورات مردم از فساد در دولت یا در بین برخی مقامات عالیرتبه کشور، به دلیل آنچه در سال‌های ۸۸ تا ۹۲ اتفاق افتاد، چند پله تغییر کرد. برای مثال، ماجرای فساد و اختلاس در بیمه ایران زمانی برجسته شد که نام دومین مقام اجرایی کشور به عنوان متهم ردیف اول مطرح شد. محمدرضا رحیمی که از دست رئیس‌جمهورِ وقت، نشان درجه یک خدمت دریافت کرده بود، وقتی به اتهام اختلاس، فساد مالی، رشوه و سوءاستفاده از موقعیت شغلی، پایش به دادگاه باز شد، نامه‌ای افشاگرانه به رئیس سابق خود نوشت و دفتر رئیس دولت‌های نهم و دهم هم در نامه دیگری، از اتهامات رحیمی اعلام برائت کرد. رحیمی هم متقابلاً نامه‌ای منتشر کرد و در بخشی از آن که با عبارت «چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟» آغاز شده بود، خطاب به احمدی‌نژاد نوشت: «شاید فراموش کرده‌اید که رحیمیِ محکومِ امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.»

اتهامات معاون اول پیشین رئیس‌جمهور از جمله اختلاس میلیاردیِ او، ابتدا ۱۵ سال و سپس ۵ سال و ۹۱ روز حبس را در پی داشت.

موضوع پرونده: فساد بزرگ نفتی، جعل، رشوه

رقم اعلام شده: بیش از ۱۸ هزار میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۲

همۀ این پرونده‌ها یک طرف، پرونده فساد بزرگ نفتی یک طرف؛ پرونده‌ای که نه‌تنها بزرگترین فساد اقتصادی تاریخ این کشور محسوب می‌شود، بلکه یکی از بزرگترین فسادهای مالی در تاریخ جهان به حساب می‌آید. نام بابک زنجانی در اواخر دولت دهم مطرح شد؛ نه به عنوان مفسد اقتصادی، بلکه به عنوان جوان میلیاردری که ساعت ۱۰۰ میلیون تومانی دست می‌کرد، شرکت هواپیمایی داشت و با مهمانداران آن عکس یادگاری می‌انداخت، در ساخت چند پروژه سینمایی مشارکت داشت، مصاحبه می‌کرد، دست‌ودلبازی‌هایش را به رخ می‌کشید و خود را بسیجی اقتصادی می‌نامید.

از همان زمان هم برخی رسانه‌ها به دست داشتن او در فروش نفت و قراردادهای کلان با مجموعه‌های دولتی اشاره کرده بودند، اما ماجرا زمانی جدی‌تر شد که دولت حسن روحانی روی کار آمد. بیژن نامدار زنگنه که وزیر نفت شد، خیلی صریح درباره فساد بزرگ نفتی در دولت قبل سخن گفت. بر اساس گفته‌های او، در دولت قبل به بهانه تحریم‌ها علیه ایران، امتیازاتی برای فروش نفت به جوانی داده شد که معلوم نبود چطور اینقدر پروبال گرفت، و نتیجه این شد که اموالِ این ملت به تاراج رفت. بالاخره، آن مرد که به بابک زنجانی پروبال داده بود، رفت، و فشارهای دولت یازدهم درباره این پرونده مؤثر افتاد و در دی‌ماه ۱۳۹۲، زنجانی بازداشت شد. نام او در پرونده رضا ضراب، ایرانیِ دستگیرشده در ترکیه به اتهام قاچاق طلا نیز مطرح شد.

در پرونده بابک زنجانی، نام چند وزیر دولت دهم مطرح بود و بارها از سوی برخی مقامات اعلام شدکه امضاهای آنها در نامه‌های مساعدت با او دیده می‌شود. حتی از شخص رئیس دولت دهم و یار غار پرحاشیه‌اش هم اسم برده شده است، با این حال هیچگاه دیده، شنیده یا اعلام نشد که از این افراد برای حضور در دادگاه بررسی پرونده فساد بزرگ نفتی دعوت شده یا احضار شده باشند. فساد مالی در این پرونده، یک ریال و دو ریال نیست. بدهی بابک زنجانی، تنها به وزارت نفت، بیش از ۲ میلیارد دلار بوده که به گفتۀ وزیر نفت، با احتساب خسارت، به حدود ۴ میلیارد دلار می‌رسد. یعنی با احتساب دلار ۴۵۰۰ تومانی، معادل ۱۸ هزار میلیارد تومان می‌شود. این پول نه فقط از خزانه دولت بلکه از جیب ملت به تاراج رفته و سخت است بپذیریم فردی به‌تنهایی یا بدون همدستیِ هیچ‌یک از مسئولان وقت، این میزان از پول کشور و مردم را بُرده باشد.

نزدیک به دو سال قبل، دستگاه قضایی حکم اعدام بابک زنجانی را صادر کرد. مسئولان قضایی می‌گویند منتظر بازپرداخت پول هستند و اعدام زنجانی برای مردم، پول نمی‌شود؛ حرفی که حسن روحانی هم پس از صدور حکم اعدام زنجانی بر آن تأکید کرده بود.

موضوع پرونده: فساد و سوءمدیریت در بنیاد شهید

رقم اعلام‌شده: مجموعاً بیش از ۸ هزار میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۲

شاید یکی از تاریک‌ترین نقاط در بین پرونده‌های فساد در این کشور، پرونده مربوط به بنیاد شهید و امور ایثارگران باشد. حتی عنوانش هم عرق شرم بر پیشانی می‌نشاند: فساد در بنیاد شهید.

در واپسین روزهای دولت دهم، تحقیق و تفحص از بنیاد شهید به تصویب مجلس رسید. ابتدا صحبت از سوءمدیریت در آن مجموعه و همچنین اختلاسی ۱۵ میلیارد تومانی بود؛ اما بعداً «غلامعلی جعفرزاده» عضو هیأت رئیسه تحقیق و تفحص از بنیاد شهید گفت: در کمال ناباوری دیدیم هر چه جلوتر می‌رویم، ابعاد فسادها گسترده‌تر می‌شود.

فساد ۱۷۰ میلیارد تومانی، اعطای ۸ هزار میلیارد تومان وام بدون ضمانت و با تبانی، کلاهبرداری از صرافی یکی از بانک‌ها در دوبی به مبلغ ۴۳۳ میلیون درهم، وجود ۵۰ تا ۷۰ نفر در یک شبکه فساد با همکاری برخی مدیران وقت بنیاد شهید و معامله با افراد و بخش‌های ممنوع‌المعامله، بخشی از مفاسدی است که در طول تحقیق و تفحص مجلس از این بنیاد در دوران مدیریت مسعود زریبافان کشف و اعلام شد.

علی لاریجانی – رئیس مجلس شورای اسلامی – یک بار در شهریور سال گذشته گفته بود: «تحقیق و تفحص از بنیاد شهید با چند صد میلیون خرج انجام شد و بعد رفت در کمیسیون ماند و اصلا متوجه نشدیم چه شد!». پس از آن بود که امیر خجسته، رئیس هیأت تحقیق و تفحص از بنیاد شهید در نشستی با خبرنگاران اعلام کرد برای این تحقیق و تفحص حدود ۴۰۰ میلیون تومان هزینه صرف شده اما در عوض صدها میلیارد تومان از پول بیت‌المال بازگردانده شده است. با وجود برخی افشاگری‌ها و جزئیات اعلام‌شده درباره فساد در بنیاد شهید، گزارش تحقیق و تفحص از آن، به طور علنی در مجلس قرائت نشد و هیچگاه، نه از سوی نمایندگان ملت و نه از سوی قوه قضائیه شفاف‌سازی بیشتری درباره مسببان اصلی این فسادها صورت نگرفت.

موضوع پرونده: گم شدن دکل نفتی

رقم اعلام‌شده: ۱۲۴ میلیون دلار

زمان افشا: ۱۳۹۴

ماجرای دکل‌های نفتی، نخستین‌بار در زمان مجلس نهم مطرح شد. ابتدا گفته شد یک دکل نفتی در دولت احمدی‌نژاد به وسیله شرکت تأسیسات دریایی و با قیمت ٨٧ میلیون دلار خریداری شده، اما با وجود واریز تمام پول به حساب یک شرکت واسطه، هیچ‌گاه وارد ایران نشده است. این در حالی است که طبق قرارداد، ۸۰ درصد از این مبلغ باید پس از تحویل دکل داده می‌شد اما برخلاف قرارداد، کل مبلغ پرداخت شده بود.

بعد از مدتی از طرح رسانه‌ایِ این موضوع، چند نماینده مجلس نیز درباره آن افشاگری کردند و بعد هم زنگنه، وزیر نفت دولت یازدهم، مفقود شدن دکل نفتی را تأیید و اعلام کرد که با شکایت این وزارتخانه، پرونده‌ای در این زمینه تشکیل شده است. در ادامه روند بررسی این پرونده، فرزند عطاءالله مهاجرانی – وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی – بازداشت و سپس با قرار وثیقه آزاد شد. سیدمحمود علیزاده طباطبایی، وکیل مهاجرانی، درباره وضعیت پرونده گفته بود: «تقریبا این پرونده جمع شده است، چراکه در کیفرخواست‌های صادره برای سایر متهمان، اسمی از این فرد نیامده است و در پرونده هیچ دلیلی علیه موکل من مطرح نشده بود و به احتمال زیاد برای او قرار منع تعقیب صادر می‌شود. البته این پرونده هنوز مختومه نشده است.»

با وجود اینکه ابتدا صحبت از تنها یک دکل نفتی بود، در ادامه مشخص شد که یک دکل دیگر هم مفقود شده است؛ یعنی قرارداد خرید آنها بسته شده اما تحویل گرفته نشده است. پرونده خرید این دو دکل که در مجموع ۱۲۴ میلیون دلار برای آن‌ها هزینه شده بود، همچنان در دست بررسی است.

موضوع پرونده: اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک سرمایه

رقم اعلام شده: ۸ هزار میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۵

ماجرای فساد و تخلف اقتصادی در صندوق ذخیره فرهنگیان، از مواردی است که باز هم نخستین‌بار از سوی رسانه‌ها افشا شد. بعد از آن، یکی از نمایندگان مجلس فساد مالی گسترده در این صندوق را تأیید کرد و گفت که مدیرعامل وقت این صندوق، این فساد را قبول دارد و مبلغ آن را ۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان عنوان کرده است. مهرماه ۱۳۹۵، عباس جعفری‌ دولت‌آبادی – دادستان عمومی و انقلاب تهران – این پرونده را نمونه‌ای از فساد اقتصادی اعلام کرد که در پشت پردۀ آن تخلفات و نقش برخی افراد و مسئولان نهفته است.

با وجود اعلام رقم اولیه، بعدها در بررسی‌ها مشخص شد که بیش از ۸ هزار میلیارد تومان، توسط بانک سرمایه – که بخش عمدۀ سهام آن متعلق به صندوق ذخیره فرهنگیان است – وام مشکوک‌الوصول داده شده. محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس، گفته بخش عمدۀ این تخلفات در دوران دولت دهم صورت گرفته و ۴ هزار میلیارد تومان از دارایی این صندوق از سال ۸۶ تا ۹۲ معدوم‌الوصول شد. با این حال، دادستان تهران می‌گوید: منتسب کردن جرایم ارتکابی در این موضوع به دولت قبل، مشکلات کنونی و دغدغه مردم را برطرف نمی‌کند.

در جریان این پرونده، چند نفر از مدیران صندوق ذخیره و بانک سرمایه و همچنین مدیرعامل سابق این صندوق و همسر و فرزند او بازداشت شدند. خبر بد اینکه، یکی از متهمان اصلی این پرونده با حدود ۵۰۰ میلیارد تومان بدهی، از کشور گریخته است؛ اتفاقی که فرار ۳ هزار میلیاردیِ خاوری را بار دیگر زنده می‌کند.

موضوع پرونده: حقوق‌های نجومی

رقم اعلام شده: ۲۳ میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۵

مسأله حقوق‌های نجومی زمانی مطرح شد که در سومین سال دولت یازدهم برخی رسانه‌ها چند فیش حقوقی ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومانی منتشر کردند. ابتدا انتشار و افشای این فیش‌ها به بیمه مرکزی ایران، صندوق توسعه ملی و بانک رفاه کارگران محدود شده بود اما کم کم موج افشاگری فیش‌های موسوم به نجومی فراگیرتر شد و حتی پای برخی نهادهای نظامی را وسط کشید. در اغلب موارد، مقامات قضایی فیش‌های مربوط به ارگان‌های غیردولتی را تأیید یا رد نکردند و برخلاف تأکید دولتی‌ها و برخی نمایندگان مجلس مبنی بر اینکه این موضوع نباید به دولت محدود شود، عملاً به موضوعی برای استفاده تبلیغاتی علیه دولت تبدیل شد.

یکی از مدیرانی که در جریان این مسأله استعفا داد، سیدصفدر حسینی – رئیس صندوق توسعه ملی – بود. همان زمان برخی رسانه‌ها و کانال‌های تلگرامی مطلب کذبی را به سیده فاطمه حسینی دختر رئیس مستعفی صندوق توسعه ملی نسبت دادند و نوشتند که او گفته «این پول‌ها سهم خانواده ما از سفره انقلاب بوده است»؛ مطلبی که از سوی رسانه‌های مخالف دولت به شدت برجسته شد اما واقعا هیچگاه از سوی او بیان نشده بود. چندی بعد، رئیس مجلس نیز رسما اعلام کرد که فاطمه حسینی هرگز چنین عبارتی را به کار نبرده است.

در جریان این پرونده، برخی مدیران استعفا دادند و برخی دیگر هم از سوی دولت برکنار شدند. همچنین، جلوی اجرای برخی مصوباتِ پیشین که دست مدیران برای دریافت حقوق‌ها و پاداش‌های نجومی را باز می‌گذاشت گرفته شد و برخی از قوانین در این رابطه نیز اصلاح شد. در نهایت، عادل آذر، رئیس دیوان محاسبات اعلام کرد که ۳۹۷ نفر که ۲۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان حقوق غیرمتعارف دریافت کرده بودند، تمام این مبالغ را به خزانه بازگرداندند.

موضوع پرونده: املاک نجومی

رقم اعلام‌شده: ۲ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۵

کمی بعد از مطرح شدن ماجرای حقوق‌های نجومی، موضوع دیگری این‌بار با محوریت شهرداری تهران مطرح شد که از آن با عنوان املاک نجومی یاد می‌کنند. اصل ماجرا، واگذاری املاک به برخی افراد خاص با قیمت‌هایی به شدت پایین‌تر از قیمت واقعیِ آنها بود. این موضوع نخستین بار توسط برخی اعضای شورای شهر تهران و از طریق یک سایت خبری افشا شد. مدتی بعد، مدیر این سایت با شکایت محمدباقر قالیباف و مهدی چمران، شهردار و رئیس وقت شورای شهر تهران، بازداشت شد.

موضع‌گیری‌ها درباره این پرونده، ابتدا کمی محافظه‌کارانه بود و شهردار وقت تهران هم برخی از واگذاری‌های اعلام شده را تکذیب و برخی دیگر را هم بر اساس ضوابط و مقررات عنوان می‌کرد، اما زمانی که سازمان بازرسی اصل موضوع را تأیید و اعلام کرد که ۲۰۰ آپارتمان، خانه ویلایی و زمین شهرداری تهران، در مجموع دو هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان کمتر از قیمت اصلی فروخته شده است، مواضع سفت و سخت‌تری علیه این مسأله اتخاذ شد. سازمان بازرسی کل کشور، پرونده را به دادسرا ارجاع داد و مدتی بعد سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که در مجموع ۴۵ نفر چنین املاکی دریافت کرده‌اند و قراردادهای آنها باید ابطال شود.

موضوع پرونده: اختلاس در وزارت نفت

رقم اعلام‌شده: حدود ۱۰۰ میلیارد تومان

زمان افشا: ۱۳۹۶

به تازگی مشخص شده فردی که ۳۰ سال در وزارت نفت مشغول به کار بوده، حدود ۱۰۰ میلیارد تومان در این وزارتخانه اختلاس کرده و زمانی که فساد او کشف می‌شود، ظرف سه ساعت از کشور خارج می‌شود. به گفتۀ سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس، او از سال ۸۶ یا حتی قبل از آن اقدام به اختلاس کرده بود. این مورد، جزو معدود موارد فساد و اختلاس است که توسط همان دستگاه درگیر، کشف شد. وزیر نفت نیز در این باره توضیح داد که این فرد، یکی از کارمندان بخش اکتشاف وزارتخانه بوده که تخلف کرده و خود کارکنان بخش اکتشافات هم این تخلف را کشف کرده‌اند. به گفتۀ زنگنه، مقامات قضایی از طریق اینترپل پیگیر بازگرداندن این فرد به ایران هستند و این موضوع نیز در حال بررسی است که اگر او همدستانی دارد، با آنها برخورد کنند.

در پی این اختلاس، چند نفر از مسئولانِ اکتشاف وزارت نفت از پست‌هایشان برکنار شدند و چند نفر هم به هیأت تخلفات اداری این وزارتخانه معرفی شده‌اند.

موضوع پرونده: فساد در شهرداری تهران

رقم اعلام‌شده: نامعلوم

زمان افشا: ۱۳۹۶

محمدعلی نجفی – شهردار تهران – در صدمین روز فعالیت خود در این سمت، گزارشی درباره عملکرد قالیباف در ۱۲ سال گذشته ارائه داد که جنجال زیادی به‌پا کرده است. عقد قرارداد با ارقام غیرواقعی بین شهرداری تهران و برخی نهادها، صرف کردن پول‌های شهرداری و ارگان‌های تابعه در تبلیغات انتخابات، و موارد متعدد سوءاستفاده‌های مالی، عمده مواردی است که در گزارش ۵۰۰ صفحه‌ایِ نجفی به چشم می‌خورد. در این گزارش، لااقل در آن بخش از آن که رسانه‌ای شده، مجموع رقم تخلفات اعلام نشده اما این سوءمدیریتِ مورد ادعای نجفی، موجب شده تا مجموعاً رقم بدهی‌های ثبت‌شده و ثبت‌نشدۀ شهرداری تهران به ۵۲ هزار و ۱۱۰ میلیارد تومان برسد.

موضوع فساد در شهرداری تهران، نخستین بار به طور جدی در زمان غلامحسین کرباسچی مطرح شد. برخورد دستگاه قضایی در آن پرونده، با آنچه امروز درخصوص بسیاری از پرونده‌ها شاهدیم، کاملاً متفاوت بود. دادگاه کرباسچی نه‌تنها به طور علنی برگزار شد، بلکه از صداوسیما هم پخش و حتی بازپخش شد. او به دلیل اتهاماتی نظیر مشارکت در اختلاس و ارتشا به مبلغ حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان، تضییع اموال عمومی و دولتی و پرداخت ۲۵ میلیون تومان به دو نامزد انتخابات مجلس، به ۳ سال حبس، ۱۰ سال انفصال از خدمات دولتی، بازگرداندن اموال، چهارسال حبس تعلیقی و ۶۰ ضربه شلاق تعلیقی محکوم شد.

این‌بار، رقم‌های متفاوت، قراردادهای متفاوت، دستگاه‌ها و ارگان‌های دخیل و طول مدت خدمت متفاوت، پرونده‌های دو شهردار تهران را «کمی» متفاوت کرده است. شاید هنوز زود باشد درباره تفاوتِ برخورد دستگاه قضایی با این دو پرونده سخن گفت اما محسنی اژه‌ای – معاون اول و سخنگوی قوه قضائیه – فعلاً درباره آن گفته: هر وقت گزارش‌ها را دادند، بررسی می‌شود. معمولاً مسئولان جدید نسبت به مسئولان سابق حرف‌هایی دارند؛ ما هم می‌گوییم گزارش کنید تا رسیدگی کنیم، اما بعضی وقت‌ها حرف می‌زنند و گزارشی نمی‌دهند.

با این وجود، می‌توان ادعا کرد که انتظار مردم از مسئولان و بویژه از قوه قضائیه این است که نه‌تنها در موارد اینچنینی به عنوان مدعی‌العموم وارد شود بلکه نتایج بررسی پرونده را کاملاً شفاف، غیرسیاسی، در اختیار رسانه‌ها و عموم مردم قرار دهد. با یک جست‌وجوی ساده در میان تعداد فراوان اخبار مفاسد اقتصادی می‌توان دریافت که هنوز نقاط مبهم و ناگفته‌ای در بخش زیادی از این پرونده‌ها وجود داردکه اطلاع‌رسانی نشده است.

امروز نجفی – شهردار تهران – مدعی است که در طول ۱۲ سال فعالیت شهردار پیشین پایتخت، تخلفات گسترده‌ای صورت گرفته و گزارش مربوطه را هم در ۵۰۰ صفحه مستند کرده است. حالا این دستگاه قضا، این گزارش شهردار، این گوی، این هم میدان.

کشته شدن ۱۵۹۵ نفر در شمال سوریه توسط ارتش متجاوز ترکیه

کشته شدن ۱۵۹۵ تن در شمال سوریه توسط ترکیه

بر اساس گزارش رسانه‌های ترکیه، تاکنون ۱۵۹۵ تن از ساکنان شمال سوریه و همین طور ۳۲ سرباز ارتش ترکیه نیز در این عملیات جان باخته‌اند.

29 روز پیش عملیات ترکیه به همراه نیروهای سوری موسوم به ارتش آزاد در منطقه عفرین در شمال غرب سوریه کلید خورد که روزانه گزارش این عملیات در رسانه‌های این کشور منتشر می‌شود.

رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه نیز در خصوص نتایج این عملیات ادعا کرد: تا کنون بیش از 300 کیلومتر از خاک عفرین را در اختیار گرفته‌ایم.

این اقتصاد مقاومتی «آقا» کشته کره جنوبی را، حجم مبادلات تجاری ایران و کره جنوبی ۲برابر شده است

سمنان – سفیر کره جنوبی در ایران اسلامی، با اشاره به مثبت بودن روابط تجاری دو کشور ایران و کره جنوبی، گفت: حجم مبادلات تجاری در دو سال اخیر به دو برابر افزایش‌یافته است.

به گزارش خبرنگار مهر، کیم سونگ هو در دیدار پیش از ظهر یکشنبه خود با استاندار سمنان در دفتر وی، ضمن بیان اینکه حجم مبادلات تجاری ایران و کره جنوبی دو برابر شده و این امر تنها در طول دو سال صورت گرفته است، تأکید کرد: این حجم مبادلات نشان می‌دهد که ایران اسلامی دارای ظرفیت‌های خوبی درزمینهٔ های مختلف است.

وی افزود: کره جنوبی تمایل دارد تا سطح همکاری‌های بین ایران اسلامی و جمهوری کره جنوبی، علاوه بر سطح دولت به سطح استان‌ها نیز گسترش یابد.

سفیر کره جنوبی درباره گسترش مناسبات تجاری با استان سمنان نیز بیان کرد: به‌منظور مشاهده ظرفیت‌ها و قابلیت‌های استان به سمنان سفرکرده و در تلاش هستیم تا زمینه‌های ایجاد همکاری بین دو کشور و به‌ویژه استان سمنان را فراهم‌سازیم.

کیم تأکید کرد: از ایجاد ارتباط بین دو دانشگاه علوم پزشکی کره جنوبی و سمنان نیز خوشحالیم چراکه این امر نوید اقدامات امیدوار کننده را می‌دهد.

وی درباره مشکل ورزشکاران ایرانی در المپیک زمستانی پیانگ چانگ نیز، گفت: در بحث پیش‌آمده برای ورزشکاران ایرانی، هم شرکت سامسونگ و هم دولت کره جنوبی از این امر بسیار تعجب کردند و لذا باید گفت قربانی این اقدام شدند.

سفیر کره جنوبی همچنین تاکید کرد: این اقدام به‌هیچ‌وجه مورد تائید دولت و ملت کره نبوده و صرفاً مربوط به کمیته بین‌المللی المپیک بوده است لذا شخصاً در روز ۲۲ بهمن در دیدار باروحانی از ایشان و ملت ایران عذرخواهی کردم.

درخواست مسکو براي مقابله با گروه های فاشیستی اوکراين

نماینده دایم روسیه در سازمان امنیت و همکاری اروپا خواستار واکنش فوری این سازمان به تازه‌ترین حملات به مرکز علوم و فرهنگ روسیه در پایتخت اوکراین شد.
به گزارش خبرگزاری شین هوا از مسکو به نقل از الکساندر لوکاشنویچ درحدود ۳۰ نفر از فاشیستهای اوکراین که خواستار تعطیلی این مرکز روسی در کیف هستند با حمله به ساختمانی که مرکز علوم و فرهنگ روسیه در آن قرار دارد خساراتی سنگینی به آن وارد کردند.
وی با اشاره به تحرکات و تهدیدات در این زمینه از مسئولان و ناظران سازمان امنیت و همکاری در اروپا مستقر در اوکراین خواستار واکنش فوری به اینگونه اقدامات شهروندان افراطی اوکراین شد. نماینده دایم روسیه همچنین از ناظران بین المللی خواست با انتشار گزارشی، به دیگر اعضای این سازمان وحشی گری اینگونه افراد را نشان دهد. مقامات مسکو همچنین از مقامات کیف خواستند اینگونه اقدامات فعالان فاشیستهای اوکراین را محکوم کنند. افزون برآن، لیونارا میتروفانوا رئیس آژانس همکاری خارجی روسیه که مرکز علوم و فرهنگ روسیه در اوکراین زیر مجموعه آن است از اتخاذ تدایبر لازم از طریق راه‌های دیپلماتیک خبر داد. وی هشدار داد مسکو به زودی با ارسال شکایت به سازمان‌های بین المللی موضوع را پیگیری می‌کند.
در پی برگزاری همه پرسی محلی و الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ مناسبات مسکو و کیف رو به وخامت گذاشت.

نتیجه تحریم های آمریکا و متحدانش: سقوط هواپیمای ای تی آر آسمان با ۶۶ مسافر در حوالی سمیرم

سقوط هواپیمای ای تی آر آسمان با ۶۶ مسافر در حوالی سمیرم – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
برهان محمودی

هواپیمای ای تی آر ۷۲ – ۵۰۰ متعلق به هواپیمایی آسمان که صبح امروز از رادار خارج شده بود در حوالی سمیرم سقوط کرد.

این هواپیما که ساعت ۸:۵۴ دقیقه از تهران عازم یاسوج شده بود از ساعتی پیش از رادار خارج شد. گفته می شود این پرواز دست کم ۶۵ مسافر داشته است.

عمر این هواپیمای ای تی آر هواپیمایی آسمان بیش از ۲۰ سال بود.

تصویری از کاپیتان ای تی آر

محل سقوط شناسایی شد
سخنگوی سازمان اورژانس کشور از اعزام یک فروند بالگرد به محل سقوط خبر داد و گفت به دلیل کوهستانی بودن مسیر، امکان اعزام خودروی اورژانس وجود ندارد.

شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران از تشکیل ستاد بحران در فرودگاه یاسوج خبر داد و اعلام کرد این فرودگاه در آماده باش کامل به سر می برد.

فرماندار سمیرم گفته هواپیمای مسافربری تهران _ یاسوج در کوه های پادنا سقوط کرد.

وی افزوده است: به دلیل مه آلود بودن هوا، اورژانس هوایی استان قادر به فرود نشد و هم اکنون با خودرو درحال اعزام به محل هستند

گفتنی است هواپیمای سقوط کرده متعلق به شرکت هواپیمایی آسمان است و جزء ای تی آرهای ملخ دار تازه خریداری شده ایران ایر محسوب نمی شود.

سخنگوی سازمان هواپیمایی: جزئیاتی از محل سقوط نداریم

جعفرزاده سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری دقایقی قبل در گفت وگو با شبکه خبر اعلام کرد: پرواز تهران ـ یاسوج هواپیمایی آسمان ۸:۵۴ از مهرآباد به سمت یاسوج پرواز کرد که دقایقی بعد از آن مرکز کنترل فضای کشور اعلام کرد آن را در صفحه رادار ندارد.

وی افزود: در حال حاضر جزئیات دیگری در دست نیست و پس از دریافت اطلاعات تکمیلی، اطلاع رسانی خواهد شد.

مدیر هماهنگی و کنترل عملیات هلال احمر گفت: هنوز لاشه هواپیما از سوی مردم یا نیروهای امدادی رویت نشده است

رئیس فوریت‌های پزشکی استان کهگیلویه و بویر احمد گفت: هواپیمای مسافربری تهران _یاسوج در کوه های پادنا سقوط کرد. به دلیل مه آلود بودن هوا اورژانس هوایی استان قادر به فرود نشد و هم اکنون با خودرو درحال اعزام به محل هستند.

سخنگوی سازمان اورژانس کشور نیز اعلام کرد: تیم واکنش سریع سازمان اورژانس کشور با یک فروند بالگرد خود جهت امدادرسانی و ارزیابی در آسمان اصفهان به پرواز درآمدند. با توجه به کوهستانی بودن منطقه امکان اعزام آمبولانس وجود ندارد و اخبار تکمیلی در این خصوص اعلام می‌شود.

تشکیل جلسه کمیته بحران در سازمان هواپیمایی

جعفرزاده با تایید سقوط هواپیما در حوالی سمیرم اعلام کرد: جلسه کمیته بحران سقوط ای تی آر آسمان در سازمان هواپیمایی کشوری تشکیل شده است.

یک مقام مسئول شرکت هواپیمایی آسمان اعلام کرد: هواپیمای ATR۷۲ به کاپیتانی حجت فولاد، در وضعیت بد جوی به کوه دنا برخورد کرده است. رسیدن به لاشه هواپیما بسیار سخت است.

کاپیتان حجت الله فولاد خلبان باتجربه پرواز آسمان یک بار دیگر در پرواز یاسوج به تهران در سال ١٣٩٢ با از کار افتادن موتور شماره٢ هواپیمای ATR۷۲، در شرایط اضطراری قرار گرفته بود اما توانست هواپیما را به سلامت در فرودگاه یاسوج به زمین بنشاند.

همه سرنشینان جان باخته اند

طباطبایی مدیر روابط عمومی شرکت آسمان اعلام کرد: هواپیمای ATR مدل ۷۲ بود که حدود ۸ و ۵۲ دقیقه از رادار خارج شد و بعد از جست وجو در منطقه متوجه شدیم که این هواپیما در ۱۴ مایلی یاسوج به کوه دنا برخورد کرده است. این هواپیما ۶۰ مسافر داشته که ۵۹ بزرگسال و ۱ کودک داشته است که ۲ خلبان ۲ مهماندار و ۲ نفر کادر امنیت پرواز داشته است که متاسفانه همه سرنشینان جان باخته اند.

اعزام نیروی زمینی امداد به منطقه

سخنگوی سازمان اورژانس کشور در گفت وگو با شبکه خبر اعلام کرد نیروهای امدادی اورژانس در آماده باش کامل هستند و در حال اعزام زمینی به منطقه هستیم. از اورژانس استان های اصفهان و کهگیلویه و بویراحمد درخواست همکاری کرده ایم.

پورانفرد گفت: هنوز چیزی رؤیت نشده است مسیر حادثه تا سمیرم بیش از ۱۲۰ کیلومتر است که نیروهای زمینی اورژانس تا کنون ۵۰ تا ۶۰ کیلومتر از راه را طی کرده اند.

تکمیل می‌شود ..

وال استریت: اروپایی‌ها با عراقچی درباره قدرت منطقه‌ای گفتگو کردند – خبرگزاری مهر

نشریه وال استریت ژورنال در گزارشی جدید ادعا کرد که روز شنبه در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ، شماری از دیپلماتهای اروپایی با یک مقام بلندپایه دولت ایران دیدار و گفتگو کردند.

این نشریه آمریکایی هدف دیپلماتهای اروپایی از انجام این دیدار را محدود سازی قدرت نمایی ایران در منطقه و تحقق یکی از تقاضاهای کلیدی دولت آمریکا عنوان کرد.

در این گزارش آمده است که تلاش و اِعمال فشار دیپلماتهای اروپایی برای ممانعت از مداخله ادعایی ایران در یمن، سوریه و سایر بخشهای خاورمیانه در واقع با هدف متقاعد ساختن «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا به حفظ توافق هسته ای ایران (برجام) و فهماندن این نکته به مقامات آمریکا است که راههای دیگری نیز برای مهار ایران وجود دارد!

دونالد ترامپ پیشتر تهدید کرده است که در ماه مه آینده، پایبندی تهران به توافق هسته ای منعقده در سال ۲۰۱۵ را تأیید نخواهد کرد. او همچنین فعالیتهای منطقه ای ایران را نقطه تمرکز سیاست خارجی آمریکا قرار داد و به مقابله و کاستن از نفوذ تهران درمنطقه متعهد شد.

طبق گزارش نشریه وال استریت ژورنال، نشست روز شنبه دیپلماتهای اروپایی با مقام بلندپایه ایرانی در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ گشودن مجرای جدیدی برای گفتگوها با محوریت مقابله با فعالیتهای ایران است.

در این نشست، دیپلماتهای بلندپایه ای از کشورهای ایتالیا، آلمان، انگلیس و فرانسه- E4- و همچنین «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه ایران شرکت داشتند. محور گفتگوهای روز شنبه، بحران کنونی در یمن بود.

گفتنی است که ژنرال «هربرت مک مستر» مشاور امنیت ملی آمریکا روز شنبه در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با تکرار ادعاهای واهی مقامات واشنگتن مدعی شد که «ایران در حال پایه گذاری شبکه ای از نیروهای نیابتی همچون حزب الله در سرتاسر منطقه و تسلیح آنها با جنگ افزارهای بسیار پیشرفته است. بنابر این اکنون زمان آن رسیده است… که علیه ایران دست به کار شویم!»

در مقابل، دولتهای اروپایی که قویاً از توافق هسته ای ایران حمایت کرده اند، به همکاری با واشنگتن برای رفع نگرانیهای غیرهسته ای آمریکا همچون برنامه موشکی و فعالیتهای منطقه ای ایران متعهد شده اند!

در همین راستا، کشورهای انگلیس، آلمان، فرانسه و آمریکا ماه میلادی گذشته کارگروههایی برای بحث و گفتگو پیرامون این موضوع تشکیل دادند؛ هرچند که منابع آگاه می گویند که این گفتگوها هنوز در مراحل ابتدایی است.

بطور همزمان، دولتهای اروپایی در دیدار با «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران به توافق رسیدند که مجرایی برای گفتگو پیرامون موضوعات منطقه ای گشوده شود که نشست روز شنبه نخستین گام در این مسیر بود.

طبق گفته مقامات، دولتهای اروپایی در حال امکان سنجی توسعه دامنه گفتگوها جهت پوشش موضوعات مربوط به بحران سوریه هستند.

شایان ذکر است که صبح روز شنبه، «زیگمار گابریل» وزیر امور خارجه آلمان هشدار داد که به رغم ادامه حمایت اتحادیه اروپا از توافق هسته ای ایران، دولتهای اروپایی آماده همکاری با آمریکا علیه آنچه «نفوذ بی ثبات ساز سیاستهای ایران در منطقه» نامید، هستند!

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران همواره از ورود به هرگونه بحث و مذاکره بر سر برنامه موشکهای بالستیک خود خودداری کرده و اعلام کرده است که بر سر موضوعات مربوط به حوزه دفاع ملی سازش نخواهد کرد.

مقامات تهران بارها تأکید کرده اند که با توجه به فروش تسلیحات آمریکا به رقبای منطقه ای ایران مانند اسرائیل و عربستان سعودی، تهران نمی تواند توسعه برنامه موشکی خود را متوقف کند.

واکنش گروه‌های چپ فلسطین به تجاوز نظامی رژیم اسرائیل

به نقل از مرکز اطلاع رسانی فلسطین، گروه های مقاومت فلسطین به حملات اسرائیل به غزه واکنش نشان دادند.

گردان‌های مقاومت ملی، شاخه نظامی جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین اعلام کردند: تجاوزات دشمن صهیونیستی هرگز مقاومت را از حق مسلم خود در دفاع از ملت فلسطین بازنمی‌دارد و مقاومت با تمامی راهها و ابزارهای ممکن به حملات و تجاوزات دشمن پاسخ می‌دهد.

گردان‌های چریکهای خلق تأکید کردند: مقاومت از ملت فلسطین دفاع کرده و ملزم به پاسخگویی به تجاوزات دشمن اسرائیل است.

جبهه خلق برای آزادی فلسطین اعلام کرد: دشمن صهیونیستی بهای هرگونه حماقت علیه ملت فلسطین را پرداخت خواهد کرد.

شکست سیاستهای داخلی ماکرون او را بفکر جنگ افروزی انداخته است

به نقل از رویترز، بر اساس جدیدترین نظرسنجی ها در فرانسه میزان رضایت فرانسوی ها از عملکرد «امانوئل ماکرون» رئیس جمهور، به کمتر از 50 درصد رسیده که این پایین ترین سطح از اکتبر سال گذشته به شمار می رود.

این نظرسنجی توسط موسسه آیفوپ برای هفته نامه ژورنال دی دیمانش انجام شده است.

بر اساس نتایج این نظرسنجی تنها 44 درصد شرکت کنندگان در نظرسنجی اعلام کرده اند که از عملکرد ماکرون راضی هستند که این رقم نسبت به نظرسنجی ژانویه بیش از 6 درصد افت داشته است.

این پایین ترین محبوبیت رئیس جمهور فرانسه از اکتبر سال گذشته است.

توافق دمشق با کردها در عفرین و احتمال درگیری نظامی سوریه با ترکیه

یورو نیوز از توافق دولت سوریه برای حمایت از کردهای این کشور و حضور پرنگ تر در عفرین خبر داده و می نویسد: در آینده نزدیک شاهد تغییر قواعد تنش ها و درگیری دمشق و آنکارا خواهیم بود.

یورونیوز به نقل از ناظران درباره این توافق در داخل سوریه نقل کرد که اگر این اخبار صحت داشته باشد، قواعد درگیری های سیاسی میان دمشق و آنکارا بزودی تغییر خواهد کرد و شاهد درگیری های نظامی میان دو طرف در آینده نزدیک خواهیم بود.

در همین رابطه منابع آگاه در سوریه دیروز اعلام کردند که دولت سوریه و یگان‌های مدافع خلق کرد به توافقی برای استقرار ارتش این کشور در شهر عفرین دست یافتند.

این منابع سوری گفتند که دولت سوریه و یگان‌های مدافع خلق کرد، پس از مذاکراتی میان دو طرف برای استقرار نیروهای دولتی در شهر عفرین، در راستای مقابله با حمله ترکیه به این شهر، به توافق رسیدند.

جنگ افغانستان، طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا

afghanistan_2018_7z

نیکولای بابکین(Nikolay Bobkin)

ا. م. شیری

 

 ۲٨بهمن- دلو ۱٣۹۶

رندال شرایور معاون وزیر دفاع در مسئله امنیت منطقه آسیا و اقیانوس آرام طی سخنرانی ۶ فوریه خود در مقابل کمیسیون امور خارجی مجلس سنا اظهار داشت، که هزینه ایالات متحده آمریکا در جنگ افغانستان در سال ۲٠۱۸، ۴۵ میلیارد دلار خواهد بود. دستیار رئیس پنتاگون نتوانست جزئیات هزینه را توضیح دهد. تردید سناتورها به درخواست دولت ترامپ به این میزان بودجه برای پایان دادن به جنگ افغانستان که از۱۷ سال پیش شروع شده، اتفاقی نبود.

بعنوان مثال، سناتور راند پل تصریح نمود، که میلیاردها «به سادگی به چاله ریخته می‌شود»، اما افغانی‌ها تاکنون نمی‌توانند «از خود دفاع کنند». راند پل  اضافه کرد: «من فکر می‌کنم… امنیت ملی ما در واقعیت امر به تناسب اینکه که ما در آنجا چگونه هزینه می‌کنیم و به ماندن‌مان ادامه می‌دهیم، خطرناک‌تر می‌شود… ما [در افغانستان» در وضعیت غیرممکن قرار گرفته‌ایم».

در هر صورت، در کنگره امریکا درک نمی‌کنند که مبلغ بودجه درخواستی دولت در رابطه با افغانستان با تحقق «راهبرد جدید» اعلام شده از سوی رئیس جمهور ترامپ در ماه اوت سال گذشته چه نسبتی دارد. نظرات اظهار شده در کمیسیون بین‌المللی [مجلس] سنا ناامیدهای رو به رشد از نتایج حضور چندین ساله آمریکا در افغانستان را انعکاس می‌دهد.

سناتور جوزف مرکلی می‌پرسد، چرا «طالبان» «اکنون از زمانی که آمریکایی‌ها در سال ۲٠٠۱  به این کشور حمله کردند، اراضی بیشتری را کنترل می‌کند»؟ این یک سؤال بحق است. چرا؟ شاید به این دلیل که «میلیاردها به چاله ریخته می‌شود»؟

به باور جوزف مرکلی، امتناع دونالد ترامپ از مذاکره با طالبان با خواست پایان جنگ انطباق ندارد. حتی باب کراکر جمهوری‌خواه، رئیس کمیسیون امور بین‌الملل مجلس سنا، متمایل به دولت، با استناد به میزان بالای تلفات نیروهای امنیتی، گسترش فساد در افغانستان و وابستگی این کشور به کمک‌های خارجی به مسئله افغانستان با شک و تردید می‌نگرد.

جون سالیوان، معاون وزیر خارجه نیز که در جلسه استماع سنا حضور داشت، ضمن تأئید این واقعیت که این طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکاست، فقدان جایگزین‌های‌ نظامی برای حل و فصل مناقشه افغانستان را رد نکرد. برغم این، بر ضرورت ادامه دفاع از منافع امنیتی آمریکا در افغانستان تأکید نمود. بنا به اظهارات وی، ایالات متحده آمریکا از دولت افغانستان در مبارزه با طالبان پشتیبانی می‌کند. با این حال، جون سالیوان بعنوان مسئول راهبرد جدید کاخ سفید در رابطه با افغانستان نتوانست ارزیابی خود از تعداد مخالفان مسلح کابل را ارائه دهد. همچنین، معلوم شد ر. شرایور، معاون وزیر دفاع نیز اطلاع ندارد که در حال حاضر چه تعداد از شبه‌نظامیان «طالبان» به عملیات نظامی بر علیه نیروهای دولتی دست می‌زنند. با این وجود، این جماعت «راهبرد جدید» در افغانستان را تدوین می‌کنند.

مقامات رسمی آمریکا آشکارا نمی‌خواهند توجه قانونگذاران را به واقعیت امر جلب کنند. در همین حال، کاخ سفید از ارزیابی فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان، ژنرال جون نیکلسون که معترف است «هیچ راهی برای خروج از این مناقشه وجود ندارد»، آگاه است. بگفته ژنرال، پس از کاهش تعداد نیروهای مسلح خارجی در افغانستان «جای خالی آنها را دشمن پر کرد».

امروز آمریکایی‌ها حتی در کابل احساس امنیت نمی‌کنند. امواج بزرگ حملات تروریستی شورشیان پایتخت را به لرزه در آورده است. کابل بحدی خطرناک است، که دیپلومات‌ها و سربازان امریکایی از حرکت در راه‌ها منع شده‌اند. ان‌ها مجبورند برای طی دو مایل فاصله فرودگاه تا قرارگاه آمریکا از بالگرد استفاده کنند. پس از همه این سال‌ها، پس از صرف تریلیون‌ها دلار و ۲۴٠٠ کشته در افغانستان، آمریکایی‌ها در کابل به محاصره درآمده‌اند، ولی «طالبان» تقریبا نیمی از کشور را کنترل می‌کند.

در همین حال مأموران دولت آمریکا به بزک کردن اوضاع با عبارات کهنه و بی‌مایه ادامه می‌دهند. استراتژی افغانی باصطلاح جدید ترامپ هیچ  چیز تازه‌ای در بر ندارد.

دیدگاه رابرت مالی، رئیس و مدیر کل گروه بحران بین‌المللی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. نقطه‌نظرات او سزاوار توجه است. او در سال‌های ۲٠۱۵- ۲٠۱۶ در مقام دستیار مخصوص رئیس جمهور آمریکا و همآهنگ‌کننده سیاست کاخ سفید در خاورمیانه، شمال آفریقا و خلیج فارس خدمت می‌کرد. مالی عقیده دارد، که در سال ۲٠۱۸ جنگ در افغانستان گسترش خواهد یافت. راهبرد جدید آمریکا در افغانستان عبارت است از تشدید مبارزه با «طالبان»، اعزام نیروهای نظامی باز هم بیشتر، بمبارانهای هوایی هر چه گسترده‌تر، انجام عملیات تهاجمی در مقیاس بسیار بزرگ بواسطه نیروی زمینی ارتش افغانستان.

استراتژی ترامپ منحصرا نظامی است. این گزینه در واقع ادامه سیاست دولت اوباما می‌باشد که بر حل مناقشه افغانستان از طریق نظامی تأکید می‌کرد. آمریکا اکنون در افغانستان در حدود ۱۴ هزار نفر نیرو دارد و تصمیم گرفته برای تقویت واحدهای ارتش خود ٣ هزار نظامی دیگر به این کشور اعزام نماید. این تصمیم آمریکا نمی‌تواند دلیلی برای باور به این باشد که طالبان که از سال ۲٠٠۱ بمبارزه مشغول است و حتی در شرایط حضور ۱٠٠ هزار نظامی آمریکایی در افغانستان توان رزمی خود را حفظ کرد، در زیر فشار چنین نیرویی تکان بخورد.

ایده انجام عملیات تهاجمی گسترده توسط واحدهای نیروی زمینی ارتش افغانستان دارای نقص آشکار است. در افغانستان جبهه دائمی وجود ندارد. شورشیان با تکیه بر حمایت جمعیت بومی به مبارزه مسلحانه ادامه می‌دهند. پشتیبانی آمریکا شاید بتواند روحیه سربازان افغان را بطور موقت بالا ببرد، اما نمی‌تواند باعث تغییر در روند جنگ بشود. هدف واشینگتن عبارت است از تداوم حضور نظامی آمریکا در افغانستان، نه ایجاد شرایط امن برای زندگی این کشور.

آنچه که به گسترش بمباران‌های هوایی گسترده آمریکا مربوط می‌شود، این است که این بخش راهبرد آمریکا، البته، قابل اجرا است. آمریکایی‌ها حملات هوایی به «طالبان» را مدام گسترش می‌دهند. مثلا، ۶ فوریه بمب‌افکن‌های استراتژیک ب- ۵۲، توسط بمب هدایت‌شونده ۲۴ بار طالبانی‌ها مواضع را بمباران کردند. این حملات هوایی را پنتاگون بی‌سابقه نامید. در این حملات «وسایط نقلیه سرقتی از ارتش ملی افغانستان» هدف قرار گرفت. در ضمن، شواهد زیادی دال بر این وجود دارد، که دسته‌های «طالبان» امروز بسیار بهتر و بیشتر از زمان آغاز حمله آمریکا به افغانستان تسلیح و تجهیز شده‌اند.

و در خاتمه در باره چند رقم مرتبط با بودجه افغانستان آمریکا در سال ۲٠۱۸: از گزارش معاون وزیر دفاع به کنگره چنین استنباط می‌شود، که هزینه سالانه نگهداری هر سرباز آمریکایی در خاک افغانستان به ۵- ۶ میلیون دلار بالغ می‌شود. اما جمع کل کمک مالی به کابل به ۷۸٠ میلیون دلار نمی‌رسد. با توجه به این شکل توزیع بودجه، صحبت از چشم‌پوشی آمریکا از راه حل نظامی معضل افغانستان بی‌مورد است.

پی‌نوشت

اغلب مفسران و تحلیلگران، از جمله همین پروفسور نیکولای بابکین، اگر چه اخبار و اطلاعات منتشره را با دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند و ارقام و آمارها را بدرستی یادآور می‌شوند، اما، کمتر به ریشه و منشا‌ مسائل، مشکلات و حوادث می‌پردازند. مثلا، جنگ ایالات متحده آمریکا بر علیه افغانستان بی‌دفاع که بدنبال حادثه خودساخته ۱۱ سپتامبر نیویورک و واشینگتن تحت پوشش مبارزه با همان تروریسم خودساخته آمریکا شروع شد، دو دلیل عمده داشت:

۱ــ اشغال افغانستان در اصل بنا به سفارش سلاطین جهانی مواد مخدر بعنوان نزدیک‌ترین متحد بزرگترین بانکهای جهان که خود آنها نیز تحت تابعیت دولت در سایه می‌باشند، بمنظور اختصاص افغانستان به مرکز کشت و تولید بخش اصلی مواد مخدر جهان صورت گرفت؛

۲ــ تلاش برای حضور نظامی دائمی آمریکا در افغانستان با هدف مداخله و ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی در کشورهای همجوار افغانستان، از جمله، ایران، چین، روسیه.

تدوین «استراتژی جدید» برای افغانستان و تخصیص بودجه‌های کلان برای مبارزه با طالبان و تروریسم و امثالهم فقط مصرف تبلیغاتی دارد.

مترجم

در همین رابطه، رجوع شود به پیوندهای زیر:

مافیای جهانی مواد مخدر و بانکها (در دو بخش)

بخش اول:

لینک

بخش دوم:

لینک

      « مرگ ماه » – محمود درویش  

mahmud_darwish_56

متن شعر با فرمات پی دی اف    

    « مرگ ماه » *

از : محمود درویش

 

در سینه اش گلِ نیلوفری یافتند…

و قرص ماهی…

بر تخته سنگی افتاده بود… و مرده .

در جیب اش چند سکه یا فتند. ..

قوطی کبریتی، و برگه ی اجازه ی سفر …

و بر بازوان زیبا یش ، نقش ونگاری .

 

******

مادر او را بوسید…و سالی بر او گریست .

از آن پس ، تمشکی در چشمانش روئید ..

و همه جا را تاریکی گرفت .

 

******

برادرجوان اش را ،

که در بازار شهر، به دنبالِ کار بود ،

گرفتند …

چون برگه ی اجازه ی سفر نداشت …

در خیابان ، تابوت حمل می کرد …

و جعبه های دگر.

 

*******

آه ! ای کودکان میهن من…

 

این چنین بود ٌ مرگ ٌ ماه .

 

—————————————-

* – زیرعنوان ٌ القتیل رقم 48 ٌاز مجموعه ی شعر ٌ ازهارالدم ٌ آمده.

ترجمه : حسن عزیزی .

فراخوان مارادونا برای دفاع از ونزوئلا

diago_maradona

منبع: تله‌سور
تارنگاشت عدالت

دیگو مارادونا ستاره پیشین فوتبال در یک مصاحبه اختصاصی با تله‌سور گفت که او تا دم مرگ از نیکولاس مادورو رییس‌جمهور ونزوئلا حمایت خواهد کرد.

او از طرفداران و هواداران خود بدين خاطر که ممکن ساختند وی «در چنین لحظه دشواری نیکولاس را در آغوش بگیرد»، تشکر کرد.

مارادونا گفت: «من با مادورو هستم، هنوز با او هستم و تا دم مرگ با او خواهم بود.»

او توان و عزم رییس‌جمهور را در بحبوحه سیل انتقاد و حملات دايم علیه ونزوئلا از سراسر جهان، به ویژه از ایالات متحده توصیف کرد.

مارادونا رفتار ایالات متحده را «رذیلانه» نامید و گفت ایالات متحده مصمم است از هر راه ممکن به انقلاب بولیواری پایان دهد.

او با اشاره به تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده علیه ونزوئلا که به گفته او فقط به مردم ونزوئلا آسیب می‌رساند، گفت: «آن‌ها مرتکب قتل می‌شوند.»

دولت ترامپ امسال یک‌سری تحریم‌‌های مالی علیه مقامات ونزوئلایی، از جمله مادورو و طارق العیسمی معاون رییس‌جمهور، و شرکت دولتی نفت ونزوئلا وضع کرده است. دور تحریم‌های جدید، از جمله ممنوعیت سفر در سپتامبر علیه ونزوئلا وضع شد.

اسطوره فوتبال روابط ایالات متحده-ونزوئلا را به درگیری فلسطین-اسرائیل تشبیه کرد.

وی گفت: «فلسطینی‌ها به سوی اسرائیل سنگ پرتاب می‌کنند، در حالی‌که اسرائیل با موشک به آن‌ها حمله می‌کند و به اشغال اراضی آن‌ها ادامه می‌دهد، و هیچ‌کس کاری انجام نمی‌دهد.»

مارادونا گفت: «هیچ‌کس بهتر از یانکی‌ها حقایق را وارونه جلوه نمی‌دهد، آن‌ها درباره چیزهای واقعی که در جهان رخ می‌دهد حرف نمی‌زنند، مانند سرقت ایالات متحده از عراق، مقدار پولی که آن کشور داشت، طلا، و تابلوهای نقاشی، همه چیز.»

ماراودنا ملت را به حمایت از رییس‌جمهور تشویق کرد و گفت اگر ونزوئلا از مادورو حمایت نکند، هیچ‌کس نخواهد کرد. او گفت ونزوئلا باید به توصیه فیدل کاسترو عمل کند، و «جنگ ایده‌ها» را آغاز کند و فکر مردم را تغذیه نماید. مارادونا در مصاحبه با تله‌سور هم‌چنین درباره دیگر کشورهای آمریکای لاتین که مورد حمله ایالات متحده قرار دارند، سخن گفت.

او محاصره اقتصادی، تجاری و مالی علیه کوبا را محکوم کرد.

در ارتباط با میهن خود و همسابه آن برزیل، او بی‌توجهی مقامات دولتی نسبت به نیازهای مردم را محکوم کرد و افزود نمی‌تواند بفهمد چرا هنوز کسی در آرژانتین از رییس‌جمهور مائوریسیو ماکری حمایت می کند.

وی گفت: «دونالد ترامپ رییس‌جمهور ایالات متحده و میشل تمر رییس‌جمهور غیررسمی برزیل می‌توانند برای مردم خیلی کار کنند، اما آن‌ها بیش‌تر به رفتن به تلویزیون علاقه دارند و این کار آن‌ها نیست.»

https://www.telesurtv.net/english/news/Exclusive-Maradona-Calls-for-Defense-of-Venezuela-Denounces-US-Sanctions-20171109-0009.html

حمله جنگنده های رژیم اسرائیل به نوار غزه

به نقل از فلسطین الیوم، منابع فلسطینی شامگاه شنبه از حمله جنگنده های رژیم اسرائیل به نوار غزه خبر دادند.

بر اساس این گزارش، جنگنده های اسرائیلی مواضع مقاومت فلسطین در شرق و شمال نوار غزه را بمباران کردند.

منابع فلسطینی از شلیک ۶ موشک به مواضع مقاومت در نوار غزه خبر دادند.

«اویخای ادرعی» سخنگوی نظامیان رژیم اسرائیل پیش از این اعلام کرده بود که سه نظامی اسرائیلی بر اثر انفجار بمب در نزدیکی دیوار حائل با غزه زخمی شده اند و تانک اسرائیلی مناطقی از جنوب غزه را گلوله باران کرده است.

مقام روسي :هيچ مدرکي براي اثبات اتهامات آمريکا وجود ندارد

به نقل از خبرگزاري رويترز ، فرستاده ولاديمير پوتين رياست جمهوري روسيه روز شنبه اعلام کرد هيچ شواهد و مدارکي در اثبات اتهامات آمريکا بر ضد اتباع روسيه مبني بر دخالت ادعايي آنها در انتخابات رياست جمهوري آمريکا وجود ندارد

جامعه، اعتراضات مردمی و جایگاهِ چپ! – شباهنگ راد

خیزش و در واقع تسخیرِ خیابان‏های بیش از صد شهر ایران توسط هزاران انسان دردمند، جامعه، نیروهای ضد انقلاب و حامیان انقلاب را از یک‏سو مبهوت، و از سوی‏دیگر به‏وجد در آورده است. کسی در انتظار تحرکِ این‏چنین با عظمتی نه‏بُوده است. جامعه را تکان داد و زمین لرزۀ سیاسی‏ای برای همۀ جانیان بشریت بُود. سوءاستفاده – و در حقیقت غارتِ – نعمات و اموال عمومی جامعه و تلنبار نمودن آن‏ها، در جیب عده‏ای انگشت‏شمار، صدای گاهاً آرام و خفتۀ میلیون‏ها انسان صدمه‏دیده را – این‏بار – و آن‏هم در ابعادی گسترده‏تر و رادیکال‏تر، در آورده و درسِ بزرگِ دیگری، به همۀ دولت‏مردان و دیگر دار و دسته‏های‏شان داده است. البته ادعای بعضاً سران و ارگان‏های نظام، در کنترلی و در مهار آن است. امّا تقویمِ اعتراضی جامعه و هم‏چنین میادین تولیدی – طبقاتی ایران، در این چندین دهه، نشان از تصویر، سُخن و عملِ دیگری دارد. تداوم بازخواست‏های خیابانی در مشهد، تهران و دیگر شهرهای ایران، مبین این واقعیات است‏که، مخالفت‏ها و اعتراضات، به مسیر تازه‏ای پای گذاشته و سردمداران رژیم را، با مشکلات عدیده‏ای رودررو ساخته است.

حکومت‏مداران نیک می‏دانند که جامعه، گرفتار فساد و بُحرانِ اقتصادی – سیاسی‏ست. تورم بی‏داد می‏کند و با بی‏باکی می‏توان گفت که بیش از نیمی از جمعیتِ هشتاد میلیونی – و بنابه گفتۀ خودِ مقامات دولتی -، در زیر خط فقراند. پیداست که چنین جامعه و با چنین مختصاتی، هر آن، در شرفِ رخ‏دادهای خیره و مبهوت کننده است. محال نه‏بُود و دلیل آن، به تورمِ اقتصادی دو رقمی – یازده درصدیِ بنابه اعلام بانک مرکزی- بر می‏گردد. جیب مردم خالی و قیمت‏ها، روز به روز در حال افزایش است. بودجه‏ها و سرمایه‏های مملکت در خدمت به سودِ هر چه بیش‏تر سرمایه‏داران و چپاول‏گران است. نان گران شده است و میلیون‏ها خانواده، ناتوان از تهیۀ آن‏اند. بیش از یازده میلیون نفر حایشه نشین‏اند و در عوض، رقمِ غارتِ سرمایه‏های مملکت توسط بالادستان، نجومی‏ست؛ در حقیقت سرمایه در خدمت به بهبودی و سازنده‏گی جامعه، و روان نمودن زنده‏گی مردم نیست. مهار نظام، از چنین وضعیتی در پیاده نمودن سیاست‏های ریاضت‏کشی و به زبان دولت‏مردان ایران، در اجرائی «اقتصاد مقاومتی»ست. مفوله‏هایی که حاصلِ نداری بیش از پیش محرومان و خیزش‏های مردمی‏ست. خودِ سران نظام اعلام نموده‏اند که دلیلِ وضعیت کنونی، به گرسنه‏گی مردم، به بی‏کاری جوانان و به تنگ نمودن فضای سیاسی جامعه بر می‏گردد. خودشان دارند می‏گویند که بازی‏های جناحی – سیاسی، بیش از این، کارکرد نه‏دارد و باید کاری ریشه‏ای انجام داد! به‏طور مثال «احمد جنتی» دبیر شورای نگهبان گفته است‏که: «وقتی فاصله طبقاتی زیاد باشد فقرا در خیابان راه می‏افتند و سر و صدا کرده و نمی‏توانند زندگی را تحمل کنند. ما نمی‏توانیم توقع داشته باشیم که صدای کسی در نیاید. باید صدای آن‏ها هم بلند باشد اما طبق موازین قانونی باید اعتراض کنند و … گرفتاری‌های‏مان در مورد اقتصاد، کم نیست و بانک‌ها خود منشاء فساد شده‌اند.» و یا وقتی‏که «محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و در مصاحبه‏ای می‏گوید: «واقعیت‏اش اینه، که این اداره جناحی کشور پایان پیدا کرده. و دیگه با بحث اصول‏گرائی و اصلاح‏طلبی مشکلات کشور به‏طور ریشه‏ای قابل حل نیست. این بازی پایان یافته، اگر این بازی‏گران صحنۀ سیاست هنوز متوجه نشده‏اند که این بازی نمی‏توونه کشور رو اداره کنه، این را باید گفت، یا توجه ندارند، یا متوجه هستند و از بس درگیر مسائل ذهنی، خودشون هست که احساس مسئولیتُ از دست دادن».

باری، اوضاعِ زنده‏گیِ وخیم مردم و تعرضِ بانک‏ها به‏محروم‏ترین اقشار جامعه، و متعاقباً راه‏اندازی جناح‏ها به‏منظور انحراف افکار عمومی و جواب نه‏دادن – درازمدت آن‏ها -، صدای حامیان نظام جمهوری اسلامی را هم در آورده استُ، علناً دارند می‏گویند، که تاریخ مصرف جناح بازی‏های نظام به سر رسیده است، و در ادامه منشاء هزاران بلایا و دیگر مصائب اجتماعی را، مربوط به بانک‏ها دانسته‏اند. «احمد جنتی» و «محسن رضایی» جنایت‏کار – و به‏درست -، پی بُرده‏اند، که بیش از این مردم را نمی‏توان، سرکیسه و اموال عمومی جامعه را غارت، و یا ملعبۀ سیاست‏های فریب‏کارانۀ جناحی نظام نمود؛ پی بُرده‏اند که گرسنه‏گی، بی‏کاری و تنگ نمودن فضای سیاسی را نمی‏توان با مکاری و دغل‏بازی، راست و ریز کرد؛ پی بُرده‏اند که زورِ سرنیزه و بگیر و به‏بندها، هم‏واره کارکرد – نه‏داشته و – نه‏خواهد داشت؛ فهمیده‏اند که انتخابِ رویۀ زنده‏گی سیاسیِ سرکوب‏گرانۀ دولت‏مردان و حقنۀ آن‏ها به جامعه و به‏مردم، بیش از این پاسُخ‏گو نیست، و پائینی‏ها را وادار به اندیشه و انتخابِ عکس‏العمل دیگری خواهد کرد. به این دلیل که راهی به‏غیر از این، برای قربانیان نظام امپریالیستی، کارگران، زحمت‏کشان و دیگر محرومان و ستم‏دیده‏گان باقی نه‏گذاشته‏اند. کار بست زور، تا حدی و تا زمانی، برای دولت‏مردان جواب‏گوست، امّا پایدار و ابدی نه‏خواهد ماند. شاخصه‏های خیزش و مبارزاتِ چند دهۀ کارگران، زحمت‏کشان، جوانان، دانشجویان و زنان، در عرصه‏های متفاوت طبقاتی نمودار این ادعاست. انفجار و تنش‏های پی‏در‏پی جامعه، علیۀ بی‏دادگری‏ها و بی‏عدالتی‏های سران نظام جمهوری اسلامی هم، در خلاف این اندیشه نیست، که بیش از این، سران رژیم جمهوری اسلامی، قادر به حکومت‏داری نیستند؛ به یُمن زور و سرکوب بر سر کار مانده‏اند و لایقِ ادارۀ کشور – نه‏بُوده و – نیستند؛ چرا که جامعه را به پرت‏گاه هُل داده‏اند و هم‏چنان اصرارشان، به ماندن در قدرت است.

به‏راستی التهاب سیاسی درونِ جامعه و به‏موازات آن، اوضاع رژیم بسیار شکننده‏تر از گذشته شده است. سران نظام و دیگر دار و دسته‏های‏اش، به‏منظور حفظ و پایداری بیش از این نظام، بر تقلاءهای سیاسی‏شان افزوده‏اند. اعتراضات دی‏ماه امسال، چهره و اندیشۀ بعضاً به‏اصطلاح هواداران دمکراسی و آزادی را، تغییر داده است و جاده‏صاف‏کنان و سوپاپ‏های اطمینان نظام، این‏روزها – و به‏ظاهر – لباسِ دفاع از خواسته‏ها و منافع‏ی مردم به تن کرده‏اند و در تلاش‏اند تا جنبش‏های اعتراضی به‏حق را، از مسیر حقیقی‏اش منحرف سازند. در این میانه «اصلاح‏طلبان» و جناح «اعتدال» حکومتی، برهبری رئیس جمهور نظام، در صف مقدم جبهه قرار گرفته‏اند – و بعد از چهار دهه تعرض به بدیهی‏ترین معیشت توده‏ها -، خواهان همه‏پرسی و رفراندوم در درون نظام‏اند! نظامی که در این چند دهه، از مردم جان و مایه گرفت و سفرۀ‏شان را کوچک‏تر نمود، تا سرمایه‏داران فربه‏تر گردند. به این نتیجه رسیده‏اند که بازارِ سیاستِ نظام کساد شده است و بیش از این، خریداری نه‏دارد. از منظر جامعه و مردم، زمان بسیار زیادی‏ست که تاریخ مصرف نظام و دیگر دار و دسته‏های‏اش به اتمام رسیده و بُوی گندشان، فضای جامعه را مسموم کرده است. در حقیقت تحملِ مردم به سر رسیده است و بیش از این، حاضر به دیدن سرانِ نظام جمهوری اسلامی، در مسند قدرت و جامعه نیستند. دیده شده است‏که گفتار و اعمال قلبی مردم، در چهار گوشۀ ایران، نسبت به سران نظام، یک‏سان و واحد است و مردم به‏طور حقیقی درک کرده‏اند که حیاتِ یک‏روزۀ نظام، برابر با نابودی جامعه، و برابر با تخریب بیش از پیش، زنده‏گیِ محرومان است. دیده شده است‏که در اثر زیاده‏خواهی‏های حکومت‏مداران، ندارها، ندارتر و داراها، داراتر، و به‏دنباله شکافِ طبقاتی و اختلافِ مابین بالادستان و پائین‏دستان، روزبه‏روز گسترده‏تر و وسیع‏تر می‏شود. جلوه‏ها و گوشه‏های هر چند کوچک آنرا می‏توان – و می‏شود -، در صحن خیابان‏ها و با حضورِ کودکان کارِ خیابانی، در مصرف کننده‏گان مواد مخدر و دیگر قربانیان نظام امپریالیستی به‏عینه دید. متعاقباً سران رژیم جمهوری اسلامی، با باورمندی به سیاستِ، خانه‏خراب‏کن، اقتصاد را به‏ورشکسته‏گی کامل کشانده‏اند و خرده‏فروشان و سرمایه‏های کوچک، در معرض نابودی و بی‏آینده‏گی کار و کسب و زنده‏گیِ خویش‏اند. پُر واضح است‏که مسئولِ مستقیم همۀ این‏ها، سردمداران رژیم جمهوری اسلامی‏اند؛ چرا که سرمایه‏های اصلی جامعه را، نه در جهتِ راه‏اندازی کارها و امورات داخلی مملکت، بلکه در خدمت به انباشتنِ سرمایه‏های هنگفتی‏شان، در بالا بِردن قدرت نظامی، در کنترل هر چه بیش‏تر اعتراضات مردمی و هم‏چنین در جنگ‏های ویران کنندۀ سوریه، عراق و غیره به‏کار گرفته‏اند. بی‏گمان منفعت‏شان در پی‏گیری این‏دست سیاست‏ها و برنامه‏هاست. بنابراین و بی‏دلیل هم نیست که، مردم از سران حکومت، منزجر و متنفراند؛ انزجار و تنفری که پیدایی آنرا در این چندین دهه، و بویژه در اعتراضات دی‏ماه امسال و آن‏هم در ابعادی رادیکال‏تر و همه‏گیرتر به‏نمایش گذاشته‏اند.
در بستر چنین حقیقت و عکس‏العمل‏های درونِ جامعه است‏که بعضاً از آنان و به‏ظاهر پی بُرده‏اند، مردم محق‏اند! دریافته‏اند که، اعتراضات مردمی، از حرکت باز نه‏خواهد ایستاد و روزی دمار از روزگارشان در خواهد آورد. عجز و لابۀشان هم‏زمان با اعتراضات روزمرۀ محرومان، دارد توسط خودِ بلندگوهای تبلیغاتی نظام، مخابره می‏شود. همۀ آنان در گوشه‏ای گیر کرده‏اند و بازارِ سیاستِ جناح بازی‏های‏شان، کساد شده است. دارند حرف از رفراندوم و همه‏پرسی در درون نظام، و هم‏چنین سوار نمودن همه در قطار جمهوری اسلامی به‏میان می‏آورند؛ قطاری که هزاران کُشته، معلول، زخمی، آواره، بی‏خانمان، معتاد و غیره بر جای گذاشته است. بدون کم‏ترین تردیدی سردمداران رژیم کنونی صلاحیت بیش از اینِ راندن قطار را نه‏دارند و باید، همۀشان به ته دره سرازیر شوند. چرا که بالا و پائین‏شان یکی‏ست و کم‏ترین تفاوتی با هم نه‏دارند. طرحِ شعار «اصول‏گر، اصلاح‏طلب، دیگه تمووم ماجرا»، نمادِ نظر و انگیزۀ مردم، نسبت به ماهیتِ نظام و همۀ مدافعین‏اش می‏باشد.

در هر صورت و خارج از اوضاعِ درب و داغان دولت‏مداران و دیگر دار و دسته‏های‏شان، چند نکته در اعتراضات اخیر – دی‏ماه -، متمایز با تظاهراتِ گذشته و بویژه در دو دهۀ اخیر بُوده است. شعارها و مطالبات مردم، این‏بار نه در چهارچوبۀ جناح‏های رنگارنگ رژیم، بلکه مستقل از آنان عمل نمود؛ این‏بار شعار نفی کلیت نظام با تمامی جناح‏های‏اش، به‏جای «رأی منو پس بده» و «یاحسین، میرحسین»، نشست. چنین شفیت و تغییری، بسیار گویا و شفاف بُوده است؛ آشکار بُود که اعتراضات دی‏ماهِ امسال، چند سر و گردن، بالاتر از اعتراضات گذشته بُوده است. ترس و وحشتِ بیش از پیش سران نظام هم، بر مبنای چنین حقیقتی بُود؛ به این علت که مردم و جوانان، خواهان نابودی نظامِ سراسر جهل و جنایت، و هم‏جنین به‏دنبال کار و زنده‏گیِ شایستۀ انسانی‏اند؛ در عمل دریافته‏اند که این نظام، نه، می‏خواهد و نه، ظرفیتِ تأمین و تضمین برسمیت شناختن حقوق پایه‏ای مردم را داراست. سران نظام در این چهار دهه، همۀ تلاش‏شان بر آن بُود تا مردم را «آرام» و «مطیعِ» سیاست‏های خویش سازند. امّا و در عوض، در هر دُوره، با مشکلات عدیدۀ سیاسی – اجتماعی رو در رو گردیده‏اند. کاربُرد دائمی اسلحه و بگیر و به‏بندها، اسیدپاشی بر سر و صورت زنان و دختران «بی‏حجاب»، و به‏دنباله تعرض بی‏امان و بی‏رحمانه به هزاران اعتراض و اعتصابات کارگری – توده‏ای هم، نه‏توانسته است، آرامشِ دل‏خواهِ سران نظام را تضمین نماید. در ادامه کف‏گیر ترفندها و تعرضات یکی پس از دیگری، به ته دیگ خُورده استُ، مردم علی‏رغم کار بست سیاست‏های روزانه و رذیلانۀ نظام، پاپس نه‏کشیده‏اند. چرا که بنابه گفتۀ خمینی، قرار بُود، «آب و برق مجانی شود»، گفتند که»مارکسیست‏ها در ابراز عقیده آزادند»، امام‏شان تاکید داشت‏که «روحانیون نباید رئیس جمهور شوند»، می‏خواستند «همه را صاحب‏خانه کنند»، گفتند «در حکومت اسلامی دیکتاتوری وجود ندارد» و ….

انصافاً، این گفته‏ها و وعده و وعیدها، برای تصاحب قدرت و در جهتِ انحراف مردم بُوده است. به این سبب که سران نظام جمهوری اسلامی، نه بر آمده از خیزش مردمی، بلکه در توافق با قدرت‏مداران بزرگ جهانی بر سر کار گمارده شده‏اند. بی‏دلیل هم نه‏بُود که از همان آغاز، کمر به سرکوب و قلع و قمع کارگران و دیگر توده‏های ستم‏دیده بسته‏اند. زدند و خُوردند و هم‏چنان در پی انباشتنِ بیش از پیش ثروت‏های جامعه‏اند. این نظام به‏دلیل زیاده‏خواهی‏ها و به‏دلیل جنایات بی‏وقفه‏اش، جایی برای تنفسِ میلیون‏ها انسان دردمند باقی نه‏گذاشته است. مردم سال به سال و دهه به دهه، در مقابل سران و ارگان‏های حافظ بقای آنان قرار گرفته‏اند و میزان و رقمِ اعتراضات کارگری – توده‏ا‏ی، از هزاران هم گذشته است؛ اعتراضاتی که بسیار طول و دراز شده استُ، پِر بی‏راهه نیست، بر این موضوع اشاره گردد که علی‏رغم سخت‏گیری‏ها، فشارها و تعرضات وحشیانۀ دولت‏مردان و ارگان‏های سرکوب وابسته بدانان، مردم هم‏چنان در میدانِ اعتراضی‏اند و دارند نظام و مدافعین‏اش را به‏چالش می‏کشند.

در تقابل و متأسفانه، آن‏چه جامعه و جنبش‏های اعتراضی از کمبود و از نقصان‏ آن‏ها در رنج و عذاب می‏باشند، فقدان نیرو و یا سازمان چپ وابسته به منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان است. بی تردید یکی از عللِ ماندگاری نزدیک به چهار دهۀ نظام، به همین مساله بر می‏گردد. به سُخن روشن‏تر، حیات و سرزنده‏گی چپ، محسوس نیست و در حایشه قرار گرفته است؛ دخالت‏گر نیست و حضور فعال و اثرگذار نه‏دارد. چپ، فاقد سازمان و حزب لازمه، به‏منظور پیشروی جنبش‏های اعتراضی و هم‏چنین مقابله با استثمارگران و ارگان‏های سرکوب حافظ بقای امپریالیستی‏ست. تنهائی و در حقیقت، بی‏همراهی با جنبش‏های اعتراضی کارگری – مردمی را می‏توان، در درونِ جامعه و بویژه در دُوران تعرض وحشیانه و بی‏امان نظام دید. چپ بسیار سبک شده است و سبکی آن هم باعث گردیده است، تا سران نظام، کمی آسوده‏تر، سیاست‏های ضد انسانی، ریاکارانه و تعرضی‏شانرا پی گیرند. اضافه‏گوئی نیست گفته شود که، جنبش‏های اعتراضی و بویژه تحقق مطالبات ابتدائی کارگران، بدون پا در میانی چپ فعال و سازمانده، ناممکن می‏باشد. طبقۀ کارگر و دیگر توده‏های زحمت‏کش، نیاز به ارتباط با نماینده‏گان سیاسی خود – و آن‏هم – در تقابل با نظام هار و وحشی‏ای هم‏چون جمهوری اسلامی دارند. بدون حضور و مهم‏تر از آن، بدون ترسیم و اتخاذ سیاست‏های حداقلی و حداکثری چپ در درون، جامعه از شر بلایای سرمایه‏داران رها نه‏خواهد شد. نواقص و دردهای درازمدت، نیازمند علاج‏اند و واقعیت این است‏که سوار شدن بر جنبش‏های اعتراضی در دُوره‏های متفاوت و حقه‏بازی‏های جناحیِ نظام، در بستر چنین اوضاعی، کارکرد و عمل‏کرد داشته است. نظام در دُوره‏های گوناگون تلاش نموده است تا توسط عناصر وابسته به‏خود، جنبش‏های اعتراضی را منحرف و مانع‏ی صدمات جدی به آن گردد. نمونۀ آن در بالا – و از زبان «محسن رضایی» – آمده است‏که چگونه نظام جمهوری اسلامی تاکنون و به یُمن سیاست‏های مکارانۀاش، توانسته است سوار بر جنبش‏های اعتراضی شود. شوربختانه – تاکنون و من‏حیث‏المجموع -، کمبودها و چاله‏های چپ در میان جنبش‏های اعتراضی را، نظام و آن‏هم با اتخاذ سیاست‏های فریب‏کارانه‏اش، پُر نموده است. همین موضوع، امر انقلاب را به‏عقب انداخته است و پیداست که، عدم استفادۀ به‏جا در تندپیچ‏های حساسِ مبارزاتی، رژیم را در موقعیت برتری قرار خواهد داد.
در حایشه و بر خلاف دیده‏گاهای رایجِ بعضاً تجمعات چپِ خارج از کشوری، کشش، محدوده و مرزهای اعتراضات کارگری – توده‏ای علیۀ سرمایه‏داران و زورمداران، معین و مشخص است. انتظار فراتر، و یا انجام وظایفِ سازمان و یا حزب کمونیستی، از میلیون‏ها انسان دردمند و رنج‏دیده، بنابه‏جا و نشانۀ درک ناصحیح از مفاهیم و مفوله‏های کمونیستی‏ست. به عبارت روشن‏تر جنبش کارگری – توده‏ای، قادر به پُر نمودن خلاء موجود در درون جامعه نیست. وظایف معین و مجزا از هم است و بدون تنیده‏گی این دو با هم – یعنی وصل جنبش‏های اعتراضی با نماینده‏گان سیاسی خود – سرمایه بار دیگر و آن‏هم با شکل و شمایلِ تازه‏تری -، ادامه حیات خواهد داد. با این تفاصیل وصل حلقه‏های ارتباطی – مبارزاتی منوط به دخالت‏گری، منوط به حضور، منوط به نقش‏آفرینی و مهم‏تر از همۀ این‏ها، منوط به انتخابِ سیاستِ رودررویی عملی با ارگان‏های حافظ بقای نظام‏های امپریالیستی‏ست. در حقیقت نه جبیدن به‏موقعِ چپ، باعث عقب‏گرد چند ساله – و یا چند دهۀ – جنبش‏های اعتراضی خواهد گردید. باید دانست، آماده‏گی ذهنی و عملی مردم، که جلوه‏های آنرا در دی‏ماه امسال شاهد بودیم، همیشگی نه‏خواهد ماند. علاوه بر آن زمانِ به تصویر کشیدنِ، صرف پله‏ها و مراحل بعدی مبارزه برای کارگران، زحمت‏کشان و محرومان نیست، بلکه وقتِ هم‏راهی، و وقتِ سمت‏و‏سو دادن صداها و خواسته‏های حق‏طلبانۀ آنان حول سازمانِ با برنامۀ کمونیستی‏ست. تنها در چنین شرایطی‏ست که جامعه از بند و اسارت سرمایه‏داران و استثمارگران رها، و به‏دنباله کارگران و زحمت‏کشان و همۀ محرومان، به حقوق دیرینه و پایمال شدۀ خود دست خواهند یافت.

17 فوریه 2018
28 بهمن 1396

آیت الله خمینی: این پایین شهريها و این پابرهنه ها _ به اصطلاح شما! _ اینها ولی نعمت ماها هستند.

سلامت نیوز:حاشیه‌نشینی در تهران رشد بی‌رویه دارد. این اظهار نظر را یک عضو شورای شهر یک روز بعد از این انجام داد که استاندار تهران نسبت به سکونت و زندگی چهار‌میلیون و ۵۰۰‌هزار تهرانی در بافت‌های فرسوده و حاشیه‌شهر‌ها، هشدار داده بود.

به گزارش سلامت نیوز، آرمان نوشت: حاشیه‌نشینی یکی از اصلی‌ترین معضلات کلانشهر‌های ایران در چند دهه اخیر بوده است. به‌رغم هشدار‌هایی که در این زمینه داده می‌شود نه‌تنها جلوی حاشیه‌نشینی گرفته نشده که آمار‌ها نشان می‌دهد به میزان حاشیه‌نشینی در شهر‌های مختلف کشور در یک دهه اخیر افزوده شده است. این اتفاق می‌تواند به مشکلات مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… دامن بزند.

قدمت حاشیه‌نشینی در کشور به سه دهه اخیر بر‌می‌گردد، البته پیش از آن نیز حاشیه‌نشینی وجود داشت، اما هرگز به این شدت نبود. هر چند تاکنون دستگاه‌ها و ادارات مرتبط اقدامی جدی در مقابله با این معضل خطرناک انجام ندادند و به‌رغم کمبود امکانات در استان تهران، به‌دلیل بیکاری در مناطق محروم کشور، همچنان شاهد روند مهاجرت از روستاها و شهرهای کشور به این استان و تشدید حاشیه‌نشینی هستیم. به‌گفته محسن سالکی، پژوهشگر مسائل اجتماعی بیش از ۲۰درصد جمعیت استان تهران را حاشیه‌نشین‌ها تشکیل می‌دهند و باید به ارائه خدماتی در حد شهرها در حاشیه‌ها صورت پذیرد.

جمعیت حاشیه نشین تهران

استاندار تهران با بیان اینکه 4.5 میلیون نفر در استان تهران در بافت‌های فرسوده و حاشیه شهرها زندگی می‌کنند، گفت: بازآفرینی بافت‌های فرسوده و حاشیه‌شهرها در ایجاد اشتغال موثر است. محمدحسین مقیمی با بیان اینکه به طرح بازآفرینی شهر بافت‌های فرسوده و حاشیه ساماندهی شود، تصریح کرد: شاخصه بافت‌ها این است که سطح زندگی و مشاغل در آنها اندک است و امکانات لازم را ندارند.

او ادامه داد: با اجرای طرح بازآفرینی شهری که قرار است در دو‌هزار و 600 محله احیا شوند، سطح کیفی زندگی مردم افزایش می‌یابد و اشتغال به وجود می‌آید؛ این موضوع در فعال‌سازی بخش‌های مسکن و صنایع و همین‌طور مقاوم‌سازی ساختمان‌ها تاثیرگذار است. او با بیان اینکه 30‌درصد از سهم طرح‌های بافت فرسوده و حاشیه متعلق به استان تهران است، ادامه داد: در بافت‌های فرسوده و حاشیه، 2.5‌میلیون نفر در شهر تهران و دو‌میلیون نفر در شهرهای استان تهران زندگی می‌کنند؛ در شهرهای استان تهران، 950‌هزار نفر در بافت فرسوده و یک‌میلیون و 50‌هزار نفر در بافت‌های حاشیه سکونت دارند. او تاکیدکرد: مساله بازآفرینی بافت‌های فرسوده باید به‌صورت جدی پیگیری شود تا اشتغال مناسبی در استان تهران به وجود بیاید؛ از هر سه خانواده در استان تهران، یک خانواده در بافت فرسوده زندگی می‌کند که شامل 30‌درصد از جمعیت این استان می‌شوند. به گزارش فارس، استاندار تهران تصریح‌کرد: جمعیت فراونی در بافت‌های فرسوده و حاشیه زندگی می‌کنند که از مشکلات آسیب‌ها به‌خاطر همین بافت‌ها است؛ در فرمایش مقام معظم رهبری یکی از پنج آسیب مطرح شده، بافت‌های فرسوده و حاشیه‌نشینی بوده است.

مهاجرت‌های بی‌‌‌رویه به تهران

همچنین یک عضو شورای شهر تهران گفت: شاهد افزایش بی‌رویه پدیده حاشیه‌نشینی در پایتخت هستیم.ناهید خداکرمی با اشاره به افزایش پدیده حاشیه‌نشینی در تهران افزود: حاشیه‌نشینی یکی از معضلاتی است که در همه کلانشهرهای کشور وجود دارد و در تهران نیز شاهد افزایش بی‌رویه این پدیده هستیم که به‌دلیل مهاجرت‌های بی‌رویه برای داشتن زندگی بهتر بسیاری از افراد مجبور به مهاجرت می‌شوند. او با تاکید بر اینکه حاشیه‌نشینی آسیب‌های فراوان در پی دارد، گفت: به‌نظر می‌رسد اگر شهرهای کوچک از رفاه اجتماعی، اقتصادی به‌ویژه اشتغال برخوردار شوند، حاشیه‌نشینی کمتر است. این عضو شورای شهر تهران درباره اقدامات شورای پنجم برای کاهش آسیب‌های اجتماعی گفت: پرداختن به آسیب‌های اجتماعی یکی از محورهای فعالیت شورای شهر تهران در دوره جدید است، اما این نکته را باید مورد توجه قرار داد که موضوع آسیب‌های اجتماعی فقط مختص پایتخت نیست و در همه کشور و حتی کشورهای دنیا به‌عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد. خداکرمی افزود: ممکن است بخشی از جامعه تحت تاثیر آسیب‌های ناشی از مسائل اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی قرار گیرد و به‌دنبال آن خانواده‌ها درگیر آسیب‌هایی همچون اخلاقی، اعتیاد و طلاق شوند.

این عضو شورای شهر تهران آسیب‌های اجتماعی را پدیده‌ای چند بعدی عنوان کرد و گفت: راه‌حل آسیب‌های اجتماعی نیز چند بعدی است و شهرداری و شورای شهر تهران به‌تنهایی قادر به حل آن نیستند، بلکه همه نهادها باید در این زمینه نقش ایفا کنند. خداکرمی در ادامه با اشاره به ضرورت آسیب‌شناسی آسیب‌های اجتماعی و راه‌حل‌ کاهش آن در جامعه بیان کرد: تاکنون به آسیب‌شناسی این موضوع کمتر پرداخته شده است و این مساله موجب شده در نهادها و حتی رسانه‌ها راهکارهای حل آسیب‌های اجتماعی مورد توجه قرار نگیرد. در نهایت باید گفت موضوع پیشگیری و ارائه راهکارهای حل پدیده آسیب‌های اجتماعی مورد غفلت واقع شده است. او درباره رویکرد کمیسیون سلامت شورای شهر تهران نسبت به آسیب‌های اجتماعی پایتخت گفت: در کمیسیون سلامت به مسائلی که سلامتی جامعه را تهدید می‌کند، پرداخته می‌شود چرا که معتقدیم اگر جامعه سالمی نداشته باشیم، مردم سالمی هم نخواهیم داشت؛ بنابراین اقدامات لازم برای آسیب‌شناسی و پیشگیری از این موضوع در حال انجام است. به گزارش مهر، این عضو شورای شهر تهران با اشاره به بودجه‌های تخصیص یافته برای حل آسیب‌های اجتماعی گفت: در شهرداری تهران، وزارت رفاه اجتماعی و وزارت بهداشت حجم قابل توجهی بودجه به بخش فرهنگی، اجتماعی و رفع آسیب‌های اجتماعی تعلق می‌گیرد، اما شاهد بی‌مبالاتی مدیریت هزینه هستیم. اگر بودجه‌ها به‌درستی مدیریت شود، نباید شاهد تولید آسیب باشیم، اما اکنون آنچه می‌بینیم تولید آسیب است.

حاشیه‌نشینی پاشنه آشیل کلانشهرها

نماینده مردم تهران در مجلس درباره وضعیت حاشیه‌نشینی در شهر تهران به «آرمان» می‌گوید: حاشیه‌نشینی پاشنه آشیل شهرها محسوب می‌شود. محمد‌علی وکیلی می‌افزاید: حاشیه‌نشینی یک نشانه از وضعیت اقتصادی نامطلوب ملی کشور است، چون وقتی در هر جامعه‌ای رکود اقتصاد و امکان زیست در روستاهای کشور مهیا نباشد، طبیعتا حاشیه‌نشینی بروز می‌کند. به‌گفته او در واقع نرخ زندگی در شهر تهران گران است. از سوی دیگر شاهد سرریز جمعیت به کلانشهر تهران هستیم، طبیعتا این سرریز جمعیت به حاشینه‌نشینی در شهرها تبدیل به بحران می‌شود. این نماینده مجلس می‌گوید: اگر در حاشیه شهرها خدمات مناسب ارائه نشود به مرور شاهد بروز آسیب‌های اجتماعی در این مناطق هستیم. چنان‌که هم‌اکنون منحنی نرخ آسیب‌های اجتماعی از خط حاد عبور کرده و به نقطه بحرانی و ابرچالش‌های کشور تبدیل شده است. وکیلی با بیان اینکه در روند حاشیه نشینی در شهرها باید تاکید کرد که زلزله‌زدگان منجیل، بم، برخی روستاییان به‌دلیل نبود شرایط مناسب کشاورزی، باغداری و … به سمت حاشیه شهرها سرازیر شده‌اند، می‌افزاید: برای جلوگیری از گسترش حاشیه‌نشینی باید در سرزمین مادر اقدامات مناسب را انجام داد تا به این شکل از میزان مهاجرت از شهرهای کوچک به بزرگ و کلانشهرها جلوگیری شود.

وکیلی می‌افزاید: باید دانست که این اقدام با دستور و نامه ایجاد نمی‌شود، بلکه با ایجاد جاذبه در سرزمین مادری می‌توان به مهار حاشیه‌نشینی و مهاجرت از روستاها به شهرها پرداخت. به‌گفته او در اقدام بعدی باید برای خدمات‌رسانی به حاشیه شهرها در اسرع وقت ساماندهی لازم انجام شود و حداقل خدمات رفاهی، انتظامی، بهداشتی، آموزشی و … را تدارک دید، در غیراین صورت دولت‌ها باید هزینه‌های چندین‌برابری در نتیجه بزه‌های تولید شده در شهرها را پرداخت کنند. به‌گفته او در این شرایط باید هزینه حداقلی زندگی در حاشیه شهرها را پرداخت کرده، اما این وضعیت معیوب باید در اسرع وقت متوقف شود.

سلامت نیوز: بمب خاموش حاشيه نشيني

عربستان در سه ماه ۱۴۰ هزار مهاجر را اخراج کرد

به نقل از النشره، وزارت کشور عربستان اعلام کرده که در طول سه ماه گذشته ۱۴۸ هزار نفر را از این کشور دیپورت کرده است.

بر اساس این خبر عربستان دست کم ۶۲۰ هزار مهاجر که قوانین داخلی عربستان را نقض کرده اند بازداشت کرده و ۱۴۸ هزار نفر آنها را به کشورهایشان دیپورت کرده است.

وزارت کشور عربستان در بیانیه خود اعلام کرده که بخشی از افراد بازداشتی قوانین اقامت، برخی قوانین کار و برخی قوانین مربوط به امنیت مرزی عربستان را زیر پا گذاشته اند.

به این ترتیب ۸۹۱۲ نفر که قصد ورود غیرقانونی به خاک عربستان داشته اند بازداشت شده اند که ۶۶ درصد آنها را شهروندان یمنی، ۳۱ درصد اتیوپیایی و ۳ درصد دیگر نیز متعلق به کشورهای دیگر بوده اند.

در بیانیه وزارت کشور عربستان آمده که ۵۱۳ نفر هم که در حال تلاش برای خروج غیرقانونی از خاک عربستان بوده اند بازداشت شده اند و دست کم ۱۲۱۲ نفر هم به دلیل همکاری با افرادی که به صورت غیرقانونی در خاک عربستان حضور داشته اند، بازداشت شده اند.

مبارزه برای کسب قدرت سیاسی ، تنها راه نجات کارگران!- اشرف دهقانی

اشرف دهقانی

مبارزه برای کسب قدرت سیاسی ، تنها راه نجات کارگران !

در فضائی که از یک طرف برای ستمدیدگان ، فضای مبارزاتی و انقلابی است و از طرف دیگر ارتجاع حاکم ، بر شدت دیکتاتوری عنان گسیخته و سرکوب های ددمنشانه و به بگیر و به بند خود به مراتب افزوده است ، بار دیگر کارگران هپکو در اراک در پیگیری مطالبات بر حق صنفی خود در 16 بهمن دست به راه پیمائی در خیابان ها زدند. (1)  مسلم است که آنچه کارگران را به خیابان می کشاند ، شرایط بسیار دشوار و طاقت فرسائی است که سرمایه داران با استثمار وحشیانه آنان و در عین حال دزدیدن بخشی از دستمزدشان که در اصطلاحِ «حقوق های معوقه» بیان می شود ، بر کارگران تحمیل کرده اند ، کما این که کارگران هپکو نیز در اعتراض به هشت ماه دستمزد پرداخت نشده شان به خیابان آمدند. با رجوع به سابقه مبارزاتی این کارگران ، در اینجا باید درود بفرستیم بر همه کارگران قهرمان اراک که همراه با دیگر کارگران رزمنده ایران نظیر کارگران هفت تپه با تشدید اعتصابات و مبارزات خود در یک سال اخیر ، طلیعه دار خیزش عظیم توده ای دیماه برای نابودی رژیم جمهوری اسلامی شدند ؛ درود بر کارگران ایران که همراه با تهیدستان و نیروهای اجتماعی متحدشان با خشم سوزان خود آتشی به خرمن دشمن زدند که ارتجاع هنوز در میان شعله های آن می سوزد.

خیزش توده ای عظیم دیماه با پرچم قهر انقلابی در مقابل قهر ضد انقلابی ، در پی مبارزات حق طلبانه کارگران سراسر ایران و تنها پس از گذشت چند ماه از مبارزه قهرمانانه کارگران اراک به وجود آمد.  در این میان کارگران هپکو ابتدا با شعار «زیر بار ستم نمی کنیم زندگی ، جان فدا می کنیم در ره آزادگی ، وای از این وضع ، وای از این وضع» به راه پیمائی در خیابانها پرداختند. در آن روزها هر چند خواست کارگران خواست صنفی بود ولی آنها به مبارزه سیاسی با جمهوری اسلامی مشغول بودند ، مبارزه سیاسی با رژیمی که بی هیچ پرده پوشی مدافع سرمایه دار بودن یا به واقع حکومت سرمایه داران بودن خود را همواره برای کارگران آشکار ساخته است.  در شرایطی که شدت تضادهای طبقاتی در حدی است که این رژیم ، شمشیر را از رو بسته و جز با اقدام به عملیات نظامی و امنیتی با کارگران برخورد نمی کند ، مبارزه سیاسی به اجبار و به سرعت به مبارزه قهر آمیز و حتی نظامی منجر می گردد.  به همین دلیل هم مبارزه کارگران اراک در آن بُرهه به مبارزه قهر آمیز با حکومت سرمایه داران ، حکومتی که بیانگر حاکمیت امپریالیستها در ایران است و آنها را نمایندگی می کند ، منجر شد. کارگران اراک (کارگران آذر آب و هپکو) دور بعدی مبارزات خود را با بستن جاده آغاز کردند و رژیم ، نیروهای نظامی خود را به طور وسیع با همه تجهیزات جنگی به سراغ کارگران فرستاد.  نظامیان ، کارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به سوی آنها گاز اشک آور پرتاب نمودند.  در این نبرد ، دست کارگران خالی بود و تنها سنگ های کنار خیابان ابزار جنگی آنها بودند که با به دست گرفتن این سلاحهای در دسترس ، شجاعانه به مقابله با دشمنان خود برخاستند. آری ، خیزش قهرمانانه توده ای دیماه که زمین را در زیر پای سرمایه داران و حکومتشان به لرزه در آورد و تداوم آن خیزش در حال حاضر اوضاع اجتماعی و سیاسی را نسبتاً به نفع کارگران و زحمتکشان تغییر داده است (2)  بر زمینه چنین شورش ها و مبارزات قهرمانانه یِ کارگری در پشت سر خود ، برپا گشت.  نه فقط کارگران اراک بلکه همه کارگران در وسعت سرزمین ایران ، از بدو روی کار آمدن جمهوری اسلامی لحظه ای از مبارزه با این رژیم کارگر ستیز غافل نبوده اند.  واقعیت این است که طبقه کارگر ایران ، این طبقه تا به آخر انقلابی که با مبارزات خود و در مقاطع مختلف ، با دست زدن به قهر انقلابی و با رزم های قهرمانانه خویش همواره جو سیاسی و مبارزاتی را در جامعه ایران زنده و  فعال نگاه داشته است ، در یک سال اخیر قبل از خیزش دیماه به طور چشمگیر بر شدت و وسعت اعتصابات و تجمّعات اعتراضی خود افزوده بود.

امروز ، کارگران کماکان برای تحقق حقوق صنفی خود و به واقع برای این که بتوانند دستمزد کارشان که به آنها پرداخت نشده است (یعنی قطره ای بسیار کوچک از دریای ژرف ثروتی که تولید کرده اند) را از گلوی سرمایه داران بیرون بکشند ، با دست خالی و بی هیچ پشتیبانی مادی – یعنی در فقدان یک نیروی سیاسی پر قدرت که در عمل توانائی پشتیبانی از کارگران برای مقابله با دشمنانشان را داشته باشد – در اشکال مختلف دست به مبارزه می زنند ولی جمهوری اسلامی نه تنها بر اساس قوانین نظام خود ، سرمایه دار را مجبور به پرداخت دستمزد آنها نمی کند بلکه نیروهای مسلح اش را به سراغ کارگران می فرستد تا اعتراضات به حق آنان را سرکوب کنند.  به این ترتیب این رژیم با بیشرمی تمام در مقابل کارگران که خواستار بدیهی ترین حقوق خود (دستمزدهای پرداخت نشده شان) هستند ، رو در روی آنها ایستاده و علنا و بی هیچ توجیهی به آنها اعلام می کند که طرفدار سرمایه داران است و سرمایه دار را کاملا تحت حمایت خود دارد.  این واقعیت به وضوح ، عریانی و عمق تضاد طبقاتی بین کارگر و سرمایه دار و تضاد کارگران با رژیم جمهوری اسلامی و شدت آن را که امروز در حد غیر قابل تصوری در درجه بسیار بالا قرار دارد را نشان می دهد.  شدت یابی این تضاد و حرکات دلاورانه کارگران ، چهره کارگر ستیز رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی را هر چه بیشتر عریان و در سطح جامعه به نمایش گذارده است.

این واقعیتی ست که حکومت ها (یا به زبانی دیگر دولت ها) ی سرمایه داری می کوشند در تضاد بین کارگر و سرمایه دار ، ظاهر بی طرفی به خود بگیرند و وظیفه اصلی خود که همانا «محروم ساختن طبقات ستمکش از وسایل و طُرق معین مبارزه برای برانداختن ستمگران» است (لنین، دولت و انقلاب) را لاپوشانی نمایند.  در چنان اوضاعی بود که کارگران در قرن 18 و حتی مثلا در روسیه در اوایل قرن بیستم ، می بایست دوره ای از مبارزه اقتصادی با سرمایه داران را از سر بگذرانند و بعد بر اساس تجربه خود و همچنین با کمک روشنفکران کمونیست به این آگاهی دست یابند که مبارزه اقتصادی با سرمایه داران کافی نیست و کارگران باید با رژیم سیاسی حاکم که مدافع طبقه سرمایه دار است مستقلاً به مبارزه برخیزند و اولین قدم برای آزادی خود را در سرنگونی آن رژیم جستجو کنند.  به همین خاطر حکومت های آن زمان به مثابه ارگان سیادت طبقه حاکم ، برای این که بتوانند خود را به عنوان نیروئی برای توده ها جا بزنند که در بالای سر جامعه و مافوق آن قرار دارد و کارش گویا تنظیم روابط بین طبقات است ، با مشکل چندانی مواجه نبودند.

اما انگلس ، این آموزگار کبیر کارگران جهان به وضوح آشکار ساخته است که در یک جامعه طبقاتی که طبقات دارای منافع اقتصادی متضاد می باشند ، وجود دولت ، ضروری است تا «از شدت تصادمات» بکاهد و آن را در چهار چوب «نظم» ، نظمی که اساساً برای تأمین منافع طبقه حاکم به وجود آمده ، محدود سازد ، و لنین با استناد به نظر مارکس در کتاب «دولت و انقلاب» مطرح می کند که «دولت ، اُرگان سیادت طبقاتی ، اُرگان ستمگری یک طبقه بر طبقه دیگر و حاکی از ایجاد «نظمی» است که این ستمگری را با تعدیل تصادمات طبقات ، قانونی و استوار می سازد».  حال در ایران در حالی که دولت به مفهوم کل رژیم جمهوری اسلامی ارگان سیادت طبقاتی سرمایه داران و ارگان ستمگری آنان نه فقط بر طبقه کارگر بلکه بر کل نیروهای اجتماعی است که منافعی متضاد با حاکمین دارند ، درست به دلیل شدت بیش از حد تضاد بین این بخش از جامعه (خلق) با طبقه حاکم (سرمایه داران خارجی و سرمایه داران وابسته داخلی) ، در چنان شرایط اسف باری قرار گرفته است که قادر به لاپوشانی چهره ستمگر خود نیست و عاجز از آن است که توانائی ایفای نقش بی طرفی در تضاد بین کارگران و سرمایه داران را داشته باشد. او حافظ نظم استثمارگرانه و ضد خلقی ای است که اربابان امپریالیست اش با کمک سرمایه داران وابسته داخلی در جامعه ما به وجود آورده اند.  ولی در حالی که بر گردن او اساساً این وظیفه قرار داده شده است که تصادمات طبقات (طبقه کارگر و متحدینش) را با سرمایه داران حاکم تعدیل کند تا ستمگری طبقه حاکم را «قانونی و استوار» سازد ، جمهوری اسلامی با ابزار عادی یا به قولی با وسایل «متعارف» قادر به انجام چنین وظیفه ضد انقلابی نیست.  او عمدتاً (نه این که از به کارگیری وسایل دیگر و از جمله حیله و فریب غافل بماند) با نشان دادن دندان های تیز وحشی اش به کارگران ، با به کارگیری «زور سازمان یافته» اش یعنی به قدرت نیروهای نظامی اش ، یعنی با زور اسلحه و سرکوب خشن و قهر آمیزِ مبارزات کارگران و دیگر توده های تحت سلطه ایران است که  قادر به حفظ حاکمیت خویش می باشد.  این واقعیت که خود را در شدت تضاد بین خلق (کارگران و متحدینشان) و حاکمیت امپریالیستی در قالب جمهوری اسلامی نشان می دهد از  طرف دیگر بیانگر پوسیدگی مناسبات سرمایه داری با همه دستگاه های روبنائی اش که اینها حافظینش به شمار می روند ، می باشد ؛ پوسیدگی ای که پیام نوید بخش رهائی کار از سرمایه در درون آن نهفته است.

در حقیقت ، در جامعه ایران که حاکمیت امپریالیستی (حاکمیت سرمایه داران خارجی همراه با سرمایه داران وابسته داخلی) برقرار است ، حکومت باید با اعمال شدیدترین دیکتاتوری ها از نظمی حفاظت کند که نه فقط نیروی کار ارزان در اختیار سرمایه داران قرار می دهد ، بلکه شرایط غارت منابع طبیعی و ریختن ثروت های ایران به حساب انحصارات امپریالیستی (از جمله از طریق شرکت در جنگهای سازمان داده شده توسط امپریالیستها) را نیز برای آنان مهیا می سازد.  وجود چنین «نظمی» با دیکتاتوری ذاتیش ، عریانی و شدت تضاد طبقاتی کارگران با سرمایه داران و حکومت مدافع آنان را باعث شده است.  در چنین اوضاعی ، جمهوری اسلامی ، به حکم  وظیفه ضد انقلابی خود به مثابه دولت سرمایه داران (رژیم وابسته به امپریالیسم)، مجبور است کارگران و دیگر ستمدیدگان جامعه را از دسترسی به وسایل و امکانات مبارزاتی خویش محروم سازد ؛ و همانطور که می دانیم چنین محرومیتی را با ارتکاب به شنیع ترین اعمال و جنایات ، تحمیل هم کرده است.  امروز دیگر به جز نیروهای سیاسی ای که اپورتونیسم آنها لاعلاج است ، همه می دانند که جمهوری اسلامی در اجرای وظیفه اصلی خود که همانا «محروم ساختن طبقات ستمکش از وسایل و طُرق معین مبارزه برای برانداختن ستمگران» است ، هر گونه امکان مبارزه کارگران با سرمایه داران با وسایل «متعارف» را به روی آنان بسته است.  منظور از  وسایل «متعارف» آن است که کارگران ما تحت شرایط دیکتاتوری حاکم نه قادرند تشکل صنفی از قبیل اتحادیه و سندیکا (3) برای خود تشکیل دهند تا دست در دست هم ، امکان چانه زنی با سرمایه داران و حکومت را برای بهبود شرایط کار و زندگی شان را بیابند و نه با توجه به شدت دیکتاتوری و اختناق حاکم ، از طرق «متعارف» یعنی از طریق کار نیروهای کمونیست در اتحادیه ها و سندیکاها (که البته وجود ندارند) و از این طریق ارتباط با توده کارگر و رهبری مبارزات صنفی و سیاسی آنان ، می توانند حزب راستین (حزب کمونیست واقعی) خود را تشکیل دهند. این نکته را هم باید یادآور شد که کارگران ما در سراسر ایران با توجه به تجربه های متعددی که در مبارزه علیه سرمایه داران از سر گذرانده اند ، پشتیبانی جمهوری اسلامی از سرمایه داران را بارها و بارها دیده و با گوشت و پوست خود لمس کرده اند.  از این رو امروز کارگران ایران توهمی ندارند که جمهوری اسلامی،  رژیم سرمایه داران و مدافع و حافظ منافع آنان در مقابل کارگران است.  اما مهم است به این نکته توجه شود که آگاهی به خودی خود برای دست زدن به این یا آن حرکت انقلابی کافی نیست بلکه باید وسایل و امکان عملکرد بر اساس آن آگاهی را هم در اختیار داشت که متأسفانه در حال حاضر کارگران ما از آن محرومند.

کارگران شریف ایران که مولد ثروت در جامعه می باشند و کارشان جز خدمت به دیگران نیست ، امروز تحت سلطه جمهوری اسلامی و شرایطی که سرمایه داران بر آنها تحمیل کرده اند ، شرایط زندگی بسیار مصیبت باری را از سر می گذرانند. این واقعیت آنقدر عیان است که لازم نیست در اینجا حتی به گوشه هائی از شرایط زندگی و کار برده وار آنها اشاره شود.  وجود سرمایه داران ، این انگل های حقیر و بی شرم و کثیف که خون کارگر از همه وجود ناپاکشان می چکد ، جامعه را آلوده ساخته است.  از کدام فاجعه در زندگی کارگران که به دست این انگل های کثیف ایجاد شده باید نوشت؟  از قتل کارگران به دست سرمایه داران در درون کارخانجات و مراکز تولید و یا در معادن و در زیر زمین ، از طریق قرار ندادن وسایل ایمنی کار در اختیار کارگران باید سخن گفت؟  و یا شرایط زندگی فلان کارگر پس از عمری جان کندن در این یا آن مؤسسه تولیدی و خدماتی را باید به تصویر کشید که خودش یا عزیزی از خانوده اش رنجور و بیمار در گوشه ای افتاده و چون پولی در بساط نیست تا به دکتری مراجعه شود و درمانی صورت گیرد ، به اجبار درد و شکنجه ای را در انتظار مرگ متحمل می شود؟  یا از زنان کارگر که اغلب سرپرست خانواده هم هستند باید گفت که به بهانه اسلامی بودن حکومت زن ستیز جمهوری اسلامی ، ستم مضاعفی را متحمل می شوند؟  یا به شرح حال کولبران کُردستان ، این زحمتکش ترین و محرومترین کارگران ایران باید پرداخت که مطلع شدن از شرایط کار دشوار آنان و برخورد نیروهای نظامی رژیم سرمایه داران (جمهوری اسلامی) با این انسانهای محروم ، آتش به جان هر کس که از کمترین احساس انسانی برخوردار است می زند.  اینها و هزاران نمونه دلخراش از زندگی و کار کارگران بر همگان آشکار است.  پس ، مهم «چه باید کرد» می باشد.  چه باید کرد؟  چگونه می توان بر فقر و فلاکت و بر اینهمه ظلم و ستم و نابسامانی نقطه پایان گذاشت و جامعه ای آزاد و رها از قید و بندهای سرمایه داران حاکم ساخت؟

برای پاسخ به سئوال فوق اجازه دهید که با تکیه بر اعتراضات وسیع کارگری در سراسر کشور که مبین نزاع طبقاتی بین کارگر و سرمایه دار می باشد، ببینیم کارگران ایران در شرایط  دیکتاتوری عنان گسیخته حاکم بر جامعه سرمایه داری ایران چه می توانند بکنند و برای رهائی خود از قید ستم و استثمار چه راهی پیشا روی خود دارند.

واقعیت های عیان چنین اند:

در شیوه تولید سرمایه داری ، کارگران اصلی ترین تولید کننده نعمات مادی هستند و با کار آنهاست که چرخهای زندگی در جامعه می چرخند.

ستمگران (سرمایه داران) انگلهای اجتماع هستند که از قِبَل کار و زحمت کارگران ارتزاق می کنند.

 اما ستمگران ، نیروی نظامی دارند ، نیروهای مسلحی که ستمگران را از قدرت نظامی برخوردار کرده اند.  این نیروهای نظامی نه در کار تولید شرکت دارند و نه کار اجتماعی مفیدی انجام میدهند.  انگل های اجتماعی هستند همانند خود سرمایه داران.  سرمایه داران ، با خونی که همچون زالو از کارگران مکیده اند ، سهمی هم به اینها می دهند و پروارشان می کنند.

کار این نیروهای نظامی چیست؟  کار و وظیفه آنها سرکوب کارگران و هر نیروی اجتماعی در جامعه است که بخواهد آسیبی به این نظم وارونه (نظم سرمایه داری) بزند و آن را با دلمه های ظلم و ستم و چرک و کثافاتش واژگون سازد.  آنها در جامعه ایران موظفند هر گونه صدای آزادیخواهی و ندای عدالت جویانه را با وحشیگری و بی رحمی تمام سرکوب و در هم بکوبند.

به همین سادگی ، ستمگر زالو صفت و انگل اجتماع (سرمایه داران) با تکیه بر قدرت نظامی خود (قدرت همان نیروهای نظامی انگل که سهم قابل توجهی از ارزش اضافیِ حاصل استثمار کارگران را می ربایند) ، قدرت سیاسی را در دست گرفته و بر جامعه حکم می راند.  پس جای ابهامی نیست که آنچه به ستمگر (سرمایه داران) امکان تأمین حاکمیت بر توده های میلیونی جامعه را داده است ، عمدتا قدرت نظامی اوست.  بیهوده نیست که گفته اند «قدرت سیاسی از لوله تفنگ در می آید»!  آیا چنین نیست؟  آیا جمهوری اسلامی که مدافع و حافظ منافع سرمایه داران خارجی (امپریالیستها) و داخلی (سرمایه داران وابسته) است ، در شرایطی که به طور شدید و وحشتناک مورد خشم و نفرت بی حد و حصر نه فقط کارگران بلکه اکثریت آحاد جامعه قرار دارد ، بدون برخورداری از قدرت نظامی نیروهای مسلح ضد انقلابی در اختیارش ، حتی یک روز هم می توانست بر سر پا باقی بماند؟  آیا می توانست خود را از آماج خشم انقلابی و آتشین توده ها در امان نگاه دارد؟  جواب منفی ستمدیدگان ایران به این سئوال روشن است.  حال باید دید که چه درسی در درون واقعیت های توصیف شده در فوق برای کارگران ما نهفته است؟  در اینجا باید مکث نمود و خطاب به کارگران رزمنده اراک و همه کارگران مبارز سراسر ایران گفت:

کارگران مبارز ایران!

برای رهائی از زندگی پر از رنج و مصیبتی که سرمایه داران به قدرت نیروهای نظامی خود برای شما به وجود آورده اند تنها یک راه در مقابل شما قرار دارد که البته نافی مبارزات برحق کنونی شما نیست.  مبارزات اقتصادی شما برای بیرون کشیدن حقوق های عقب افتاده تان از جیب های گشاد دزدان سرمایه دار ، مبارزات بر حقّی است که باید همچنان با توسل به شیوه های مختلف و با هشیاری ، آنها را ادامه دهید –  هشیاری در این مبارزه از آن رو ضروری است که دشمن وقتی با سرکوب قادر به جلوگیری از مبارزات شما نیست ، تماماً می کوشد از طریق ایادی خود و یا عناصر ظاهراً «مصلح» و «خیر خواه» که خود را دوست کارگران جلوه می دهند ، مبارزات شما را به طرق مختلف مثلا با جلوگیری از به کار گیری شیوه های مؤثرتر و رادیکال تر مبارزه و یا تحمیل شعارهائی خاص ، به انحراف ببرند.  مبارزاتی که شما در اشکال مختلف همواره با ابتکار خود به کار برده و می برید ، می تواند فشاری بر سرمایه داران و رژیم وارد آورده و آنها را وادار به قبول برخی از مطالبات شما بنماید.  بنابراین باید همچنان به این مبارزات ادامه دهید هر چند که برای رسیدن به هدف اصلی صرف انجام مبارزات صنفی تکافو نمی کند.  در نتیجه ، در حالی که به طور کلی در مبارزه با سرمایه داران و رژیم حاکم باید از همه اشکال مبارزاتی سود جست اما باید دانست که برای رهائی از قید ستم و استثمار و شرایط دیکتاتوری و اختناق حاکم، تنها یک راه پیش پای شماست و آن راهی است که باید به تسخیر قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر ایران ختم شود.  واقعیت این است که آینده ایران در دستان شماست ؛ و این طبقه کارگر آگاه و متشکل است که رسالت رهبری جنبش انقلابی متحدانه توده های تحت ستم ایران را بر دوش خود دارد.  همچنین باید یادآور شد که تنها حکومتی در ایران قادر به تأمین یک زندگی شاداب و سالم و آزاد در جامعه ما می باشد که طبقه کارگر متشکل و مسلط به ایدئولوژی طبقاتی خود در رأس آن قرار گرفته باشد.  بنابراین با تأکید باید گفت که کارگران آگاه و رزمنده ما ضمن پیشبرد مبارزات خود به هر شکل و ترتیبی که می توانند ، اساسا و از همین امروز باید کسب «قدرت سیاسی» را هدف مبارزه خود قرار دهند – که البته از «لوله تفنگ» بیرون می آید.

برای مقابله واقعاً مؤثر با سرمایه داران و سرنگونی حکومتشان ، باید نیروی نظامی آنها را در هم شکست ؛ و شما به خوبی آگاهید و می دانید که قدرت نظامی را تنها با قدرت نظامی می توان از بین برد.  بنابر این بحثی که باقی می ماند این است که کارگران برای دست یابی به قدرت سیاسی چگونه می توانند خود قدرت نظامی کسب کنند و چه گامهای عملی و واقعا جدی در این جهت می توانند بردارند!؟   نیروهای اپورتونیست در جنبش ما ظاهراً بر این باورند که طبقه کارگر باید قدرت سیاسی را به دست خود بگیرد ، و حتی به این امر هم معترفند که این امر مهم تنها از طریق اعمال قدرت نظامی از طرف این طبقه امکان پذیر می باشد.  منتها حرف اصلی آنها به کارگران این است که شما خود دست به کاری نزنید.  صرفا به مبارزه صنفی خود مشغول باشید و منتظر بمانید تا روزی ، روزگاری ، در یک شرایط نا معلوم ، از میان نیروهای نظامی دشمن ، نیروئی جدا شده و به شما بپیوندد ، گویا از این طریق کارگران صاحب قدرت نظامی خواهند شد.  اما فرا رسیدن آن روز مبهم و آن شرایط نا معلوم در ایران ، وعده نسیه ای است که در جامعه تحت سلطه و دیکتاتور زده ما تضمینی برای آن وجود ندارد.

مسلم است که زنان و مردان کارگر پیشرو و کارد به استخوان رسیده ایران ، در انتظار حوادث نامعلوم نمی نشینند.  اگر تنها راه رهائی از جهنم کنونی کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر است و برای این منظور کارگران باید صاحب نیروی نظامی گردند ، پس آنها باید در درجه اول روی نیروی خود و نیروی دیگر ستمدیدگان جان به لب رسیده جامعه حساب کنند و پروسه انقلابی ای را در پیش گیرند که موجب قدرت گیری آنها به لحاظ نظامی گردد.  تنها با دیدن قدرت رزمی کارگران ، نیروهای مسلحی از میان دشمن به پشتیبانی از کارگران برمی خیزند و در این صورت است که کارگران رزمنده می توانند از نیروهائی که از دشمن کنده شده و به انقلاب کارگران می پیوندند ، سود جویند.

کارگران پیشرو و انقلابی ما برای رهائی از زندگی مصیبت باری که به واقع مرگ تدریجی آنهاست ، هم امروز باید خطر کنند ؛ باید با رعایت کامل اصول مخفی کاری ، تشکل های سیاسی – نظامی متشکل از تعدادی اندک برای خود به وجود آورند.  این تشکل ها از یک طرف در جهت تعلیم و آموزش سیاسی خود و توده های انقلابی با بهره گیری از آموزش های انقلابی مارکسیسم – لنینیسم می کوشند ، و از طرف دیگر تعرض نظامی به دشمن و آسیب رساندن به ماشین سرکوب او را هدف خود قرار می دهند.  امروز که توده های انقلابی ایران در هر فرصتی مراکز ستم و سرکوب را با قهر انقلابی خود مورد حمله قرار می دهند و معلوم می سازند که راه درست مبارزه با دشمنان خود را می شناسند ، فرصتی برای تشکل های سیاسی – نظامی است که با استفاده از شرایط انقلابی کنونی ، سازماندهی نیروی توده ها جهت مقابله با نیروهای سرکوب را در دستور کار خود قرار دهند.  در پروسه مبارزه مسلحانه با نیروهای نظامی رژیم از جمله با به کارگیری تاکتیک هائی که موجب ایجاد رُعب و وحشت در میان وابستگان به رژیم و در نتیجه بالا بردن روحیه انقلابی توده ها می گردد و تاکتیک هائی که حمله به مراکز نظامی دشمن را مورد توجه خود قرار می دهد ، می توان توده های هر چه بیشتری را به طرف مبارزه مسلحانه جلب نمود.  در چنین پروسه ای است که کارگران می توانند خود را به لحاظ نظامی قوی ساخته و با سازماندهی مسلح توده ها کار انقلاب را پیش ببرند. ایده اصلی این رهنمود بر مبنای تئوری مبارزه مسلحانه به عنوان تئوری انقلاب ایران که راهنمای حرکت چریکهای فدائی خلق و انقلابیون مسلح و افتخار آفرین دهه پنجاه بود ، می باشد.  از این رو با مطالعه این تئوری می توان چشم اندازهائی که در مقابل این راه انقلابی قرار دارد را دریافت. اخیراً نیز در ارتباط با شرایط کنونی ایران ، راهی که امروز پیش پای کارگران آگاه و پیشرو و روشنفکران صدیق و انقلابی ایران قرار دارد در مقاله ای به نام «کدام راه؟ و کدام وظیفه اصلی؟» از چریکهای فدائی خلق ایران مورد توضیح و تشریح قرار گرفته است.  لذا در این جا به همین حد در ارتباط با ضرورت «تشکّل ، تسلیح ، اتحاد ، پیروزی» اکتفاء می شود.  به امید آن که ما در آینده نزدیک ، مارش بزرگ کارگران و دوستداران طبقه کارگر را در خیابان های سراسر ایران شاهد باشیم که یکپارچه با صدائی رسا فریاد می زنند: درود بر کارگر، مرگ بر ستمگر (سرمایه دار) !

هزاران درود بر کارگران رزمنده و سلحشور ایران !

مرگ بر نظام سرمایه داری و  نابود باد سُلطه امپریالیسم در ایران !

تنها رهبری طبقه کارگر ضامن پیروزی انقلاب ایران است.

جمهوری اسلامی ، با هر جناح و دسته ، نابود باید گردد !

تشکّل ، تسلیح ، اتحاد ، پیروزی !

بيست و ششم بهمن ۱۳۹۶ برابر با پانزدهم فوريه ۲۰۱۸

زیرنویس ها:

  • کارگران هپکو در طی راه پیمائی خود در 16 بهمن ، مصیبت های زندگی پر رنج و درد خود را در شعار «عزا ، عزاست امروز ، روز عزا است امروز ، زندگی کارگر ، روی هواست امروز» منعکس کردند. یکی دیگر از شعارهای کارگران هپکو «درود بر ستمگر ، مرگ بر کارگر» بود.  این شعار که مقصود وارونه ای در آن نهفته است (مرگ بر ستمگر، درود بر کارگر) ، در شکل طنز و استعاره ، رژیم جمهوری اسلامی را مورد تمسخر قرار داده است. خطاب این طنز تلخ حکومت است که در مصاف بین کارگر و سرمایه دار (ستمگر) ، جانب ستمگر را می گیرد.  خارج از این که چه فضا و اوضاعی باعث طنین انداختن چنین شعاری در صفوف کارگران مبارز هپکو شده ، نمی توان این حقیقت را نادیده گرفت که این شعار قبل از این که تعرضی باشد شعاری تظلم خواهانه می باشد.  این موضوع هم باید ذکر شود که بر اساس اخبار منتشر شده ، رژیم برای مقابله با تظاهرات کارگران هپکو نیروی سرکوب زیادی بسیج کرده بود.  این نیروها به متفرق کردن کارگران اقدام نمودند و در این جریان نوجوان 15 ساله ای که مشغول فیلمبرداری با تلفن دستی خود بود را دستگیر کردند. کارگران مبارز هپکو وقتی متوجه این موضوع شدند به پارکینگی که نیروهای نظامی رژیم در آنجا جمع شده بودند ، یورش برده ضمن پاره کردن زنجیر ورودی ، به درون محوطه رفته و نوجوان مزبور را از دست آنها رها ساختند.  گفته می شود که کارگران هپکو خطاب به مزدوران جمهوری اسلامی مطرح کرده بودند که ما اجازه نمی دهیم این نو جوان را به زندان ببرید و سپس جنازه وی را به خانواده اش تحویل دهید و بگوئید معتاد بود و در زندان خودکشی کرد!
  • واقعیت این است که خیزش توده های محروم ایران در دیماه سال جاری و طرح شعارهای رادیکال علیه موجودیت جمهوری اسلامی و اعمال جسورانه و دلاورانه آنها در حمله به مراکز ستم و استثمار و به کانون های سیاسی – ایدئولوژیک و مالی رژیم چنان شرایط انقلابی در جامعه ایجاد کرد که دشمنان به طرق مختلف از جمله از طریق پخش ویدیوئی به ضرر رأس دیکتاتوری حاکم ، سعی در خالی کردن زیر پای ولایت فقیه شان کردند. آنها همچنین علناً با دمیدن در پیکر نحیف و رسوای رضا پهلوی که جدش اولین پایه گذار دیکتاتوری امپریالیستی در ایران بود و به همین خاطر از طرف توده ها لقب «قلدر» گرفت به فکر آلترناتیو سازی افتاده اند. در عین حال دشمنان مردم در هیئت ظاهراً مصلحین جامعه ، برای برگرداندن اوضاع به وضع سابق و حفظ اساس حاکمیت خود ، لزوم یک رفراندوم را مطرح می کنند. علاوه بر این از طریق رسانه هائی که خود را ظاهراً بی طرف و حتی خیرخواه مردم جلوه می دهند ، سعی در انحراف جنبش انقلابی توده ها به خصوص از طریق تبلیغ برای در چوب کردن روسری به علامت گویا اعتراض به ستم بر زن (که البته به روسری ختم نمی شود) شده اند و اقدامات دیگر از این قبیل تا بتوانند اوضاع فعلی در جامعه را به نفع خود تغییر دهند.  واضح است که در شرایطی که توده ها با اقدامات انقلابی خویش پی به قدرت خود برده و همچنین همبستگی مبارزاتی بین خود را در عمل تجربه کرده و می کنند ، اوضاع و شرایطی در جامعه به وجود آمده است که به نفع کارگران و زحمتکشان می باشد و همه تلاش دشمن در حال حاضر برای تغییر این اوضاع است.  همچنین باید دانست که دشمنان ، درست در شرایطی که جو مبارزاتی در جامعه را کاملاً به ضرر خود می بینند علاوه بر سرکوب به طرق مختلف ، از طریق ریا و فریب سعی در پائین کشیدن شعله های آتش خشم کارگران و دیگر ستمدیدگان را دارند. این دشمنان که دیروز لباس اصلاح طلب و یا مصلح مدنی به تن داشتند ، امروز برای ایجاد انحراف در جنبش کارگری و حتی ایجاد تفرقه بین کارگران ، با چهره ای دیگر دست به فریبکاری می زنند.  حضور خبرنگار روزنامه «اعتماد» (روزنامه متعلق به مهدی کروبی ، رئیس بنیاد شهید سابق ، کسی که در دهه 60 زیر زمین این بنیاد را به شکنجه گاه توده های انقلابی تبدیل کرده بود) در بین کارگران هفت تپه و ظاهراً طرفداری از کارگران علیه مدیریت ، یکی از نمونه های قابل ذکر در این زمینه می باشد.
  • اتحادیه و یا سندیکا در یک کشور نهاد هائی هستند که در قانون به رسمیت شناخته شده اند و عملکردهای آنان نیز بر حسب قانون مقرر شده ، انجام می گیرند. در ایران قانون دیکتاتوری حاکم اساساً پذیرای اتحادیه و سندیکا و هر تشکل صنفی دیگر کارگران نیست.  از این رو از همه تلاش های کارگران در گذشته برای ایجاد تشکل های صنفی مستقل کارگران تنها نامی باقی مانده است که برخی به نادرست سعی دارند آن نام را به عنوان اصل تشکل به حساب آورده و حتی تحت آن نام ، اعلامیه و بیانیه صادر کنند.

 

جزئیات رسوایی جنسی در سازمان «پزشکان بدون مرز»

به نقل از یورونیوز،‌ پس از رسوایی اخیر جنسی و مالی سازمان امداد رسانی آکسفام که بخشی از منابع مالی آن از سوی دولت بریتانیا تامین می شود حالا نوبت به سازمان فرانسوی پزشکان بدون مرز رسیده که در این زمینه خبرساز شود.

این سازمان غیر دولتی که مقر آن در ژنو است روز چهارشنبه از برملا شدن 24 مورد آزار و یا سوء استفاده جنسی که عاملان آن کارمندان زیر مجموعه اش بوده اند، خبر داد.

از میان شکایت های دریافت شده 24 مورد آزار یا سوء استفاده جنسی تایید و دراین ارتباط 19 نفر از کار برکنار شده‌اند.

پزشکان بدون مرز با انتشار بیانیه ای تصریح کرده است که 148 فقره شکایت و یا هشدار در زمینه سوء استفاده جنسی کارکنان این سازمان به قسمت مدیریت ارسال شده است. موارد اعلام شده تنها بخشی از رسوایی‌های اخلاقی کارکنان پزشکان بدون مرز است زیرا این سازمان مردم نهاد تخلفات احتمالی رصد شده توسط تیم های اعزامی به ماموریت و گزارش نشده به مقر عملیاتی این سازمان در پاریس را منظور نکرده است.

در این بیانیه همچنین آمده است: «برغم هشدارها در باره افزایش موارد سوء استفاده، پزشکان بدون مرز آگاه است که مواردی از این دست در بطن سازمان به خوبی گزارش نمی‌شود.»

به گزارش این سازمان از میان شکایت‌های دریافت شده، 40 مورد سوء استفاده و یا آزار پس از تحقیقات داخلی مورد شناسایی قرار گرفته که از این میان 24 مورد آزار یا سوء استفاده جنسی کشف و دراین ارتباط نوزده نفر از کار برکنار شده‌اند. پزشکان بدون مرز اعلام کرده است که پنج فرد دیگر مرتبط با این رسوایی جنسی بوسیله تدابیر انضباطی و یا تعلیقی مجازات شده اند.

پزشکان بدون مرز سازمانی مردم نهاد و فعال در زمینه امدادرسانی پزشکی است که در سطح بین المللی فعالیت می‌کند و بیش از 40 هزار کارمند دائم در نقاط مختلف جهان دارد.

برملا شدن رسوایی‌های جنسی در میان کارمندان پزشکان بدون مرز در حالی صورت می گیرد که پس از افشای غافلگیر کننده خبر برپایی فاحشه خانه از سوی شماری از کارکنان اعزامی سازمان خیریه آکسفام در هائیتی، نهادهای بین المللی بشر دوستانه در آستانه رویارویی با بحران اعتماد و مشروعیت قرار گرفته‌اند.

اتحادیه اروپا و نیز سازمان جهانی بهداشت از دیگر پشتیبانان مالی آکسفام هستند که تنها در سال گذشته 44 میلیون دلار کمک دولتی دریافت کرده بود.

ترزا می در همکاری با آمریکا، آماده اجراي اقدامات بيشتر عليه ايران هستيم

نقل از شبکه اسکای نیوز؛ نخست وزير انگليس بر آمادگي کشورش براي همراهي با آمريکا در اتخاذ اقدامات بيشتر عليه ايران تاکيد کرد.
ترزا مي گفت: انگليس درباره فعاليت هاي ايران که ثبات خاورميانه را برهم مي زند، نگراني هاي مشترکي با آمريکا دارد.
مي افزود: لندن براي اتخاذ تدابير بيشتر عليه تهران آمادگي دارد.
شبکه اسکاي نيوز عربي به اين موضوع که نخست وزير انگليس اين سخنان را در کجا بيان کرده است، اشاره نکرد.

کوبا از دولت و مردم سوریه حمایت کامل میکنیم

مارسلینیو میدینا معاون اول وزیر امور خارجه کوبا در دیدار با عاطف نداف وزیر آموزش عالی سوریه که به هاوانا سفر کرده است گفت: کوبا ضمن حمایت از دولت سوریه، هر گونه تلاش‌های خارجی برای دخالت در امور داخلی سوریه را محکوم می‌کند.
به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه از هاوانا، میدنیا در دیدار با عاطف نداف از حضور فعال سوریه در یازدهمین کنفرانس بین المللی درباره آموزش عالی استقبال و از امضای توافقنامه همکاری فرهنگی میان دو کشور استقبال کرد. عاطف نداف نیز این دیدار آخرین تحولات میدانی و سیاسی سوریه را به اطلاع مقام کوبایی رساند.

ماکرون و ترامپ کجا هستند؟ – حمله ارتش ترکیه به یک روستا در «عفرین» با گاز سمی

به دنبال اقدام نظامیان ارتش ترکیه در استفاده از گاز سمی علیه ساکنان یک روستا در اطراف شهر عفرین واقع در شمال سوریه تعدادی از غیر نظامیان این منطقه دچار حالت خفگی شدند.

به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه(سانا)، مسئولان بیمارستان شهر عفرین اعلام کردند که به دنبال اقدام نظامیان ارتش ترکیه در استفاده از نوعی گاز سمی علیه ساکنان روستای «المزینه» از توابع «شیخ الحدید» دست کم شش تن از آنها مصدوم شدند.

مدیر این بیمارستان عنوان داشت که حال ۲ تن از مصدومین بسیار وخیم است و هنوز نوع این گاز که باعث مصدومیت آنها شده مشخص نشده است.

از سوی دیگر ارتش ترکیه تجهیزات نظامی جدیدی را به استان هاتای واقع در جنوب این کشور گسیل کرده است. این تجهیزات قرار است به دست نظامیان ترک مستفر در مرزهای سوریه برسد.

تقابل مسکو و واشنگتن؛ آمریکا به دنبال نفت در سوریه

نقل از الاخبار، وجود «مجموعه فاگنر» از نیروهای ویژه اجیر شده به وسیله روسیه در کنار نیروهای «یگان پنجم ارتش سوریه» و نیروهای گردان «الباقر» که از اهالی عشیره «البقاره» هستند مانع نشد تا جنگنده های آمریکایی این نیروها را که در حال پیشروی به سوی میدان نفتی «عمر» و تأسیسات نفتی «کنوکو» بوده اند به مدت سه ساعت مورد هدف قرار ندهد.

پیش از این حمله که روستای «خشام» در «دیرالزور» را هدف قرار داده بود، آمریکا عملیات شناسایی گسترده ای داشته و از ماهیت نیروهایی که در حال پیشروی به سوی میادین نفتی سوریه بودند آگاهی داشته است و با این حال به این نیروها حمله کرده است. بر اساس گزارش الاخبار این حمله درست بعد از حمله پهپادهای ناشناس به فرودگاه «حمیمیم» و سرنگون کردن یک جنگنده روسی به وسیله یک موشک رخ داده و با وجود اینکه «هیأت تحریر الشام» مسئولیت این حمله موشکی را برعهده گرفته اما هنوز مشخص نیست که جنگنده روسی به وسیله چه جریانی سرنگون شده است.

الاخبار گزارش داده که این تحولات حاکی از تشدید مقابله آمریکا و روسیه در خاک سوریه است و عملیات سه ساعته ۷ فوریه در نزدیکی میدان نفتی عمر سطح جدیدی از این درگیری ها را نشان می دهد.

بر اساس این گزارش امروز در سوریه چندین جنگ در آن واحد در جریان است و اوضاع در این کشور را پیچیده تر می کند، علاوه بر جنگی که ارتش سوریه و همپیمانانش در برابر گروه های معارض مسلح و جریان های منطقه ای حامی آنها دارد، جنگ ها و درگیری های دیگری نیز در حاشیه نبرد اصلی شکل گرفته است و در سایه جنگ اصلی در سوریه جنگی دیگر میان اسرائیل به همراه آمریکا و محور مقاومت شکل گرفته است از سوی دیگر جنگی در شمال سوریه میان ترکیه و جریان های مسلح کُرد وجود دارد و از طرف دیگر جنگی میان روسیه و آمریکا در گرفته است.

تاکنون ایالات متحده و روسیه به صورت رسمی و مستقیم در سوریه یا در هر نقطه دیگری با یکدیگر درگیر نشده اند و شاید هم درگیر نشوند، اما ایالات متحده و روسیه از طریق گروه های نظامی ویژه و خصوصی با یکدیگر مقابله می کنند. این گروه های خصوصی که در دو دهه گذشته بیش از پیش توسط دولت های مختلف برای مشارکت در جنگ ها اجیر می شوند پیش از این نیز به وسیله ایالات متحده در جنگ علیه عراق مورد استفاده قرار گرفته بودند.

روسیه در سوریه از خدمات نظامی گروه «مجموعه فاگنر» استفاده می کند، این کمپانی با ارتش های دیگری به غیر از ارتش روسیه مانند ارتش سودان نیز همکاری می کند و بیشتر عملیات های این گروه در سوریه و اوکراین متمرکز شده است و بر کسی پنهان نیست که رابطه ویژه ای میان موسس این مجموعه یعنی «دیمیتری اوتکین» ژنرال بازنشسته سرویس اطلاعات نظامی ارتش روسیه و «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه حاکم است.

از همان ابتدای ورود روسیه به پرونده بحران سوریه نیروهای فاگنر در جنگ سوریه مشارکت داشته اند و در ابتدای سال ۲۰۱۸ شمار نیروهای نظامی این مجموعه در خاک سوریه حدود ۷ هزار نفر بر آورد شده اند. در کنار ارتش سوریه و روسیه این گروه در عملیات های تدمر، حومه حماه، دیرالزور و درگیری های شمال شرق سوریه مشارکت داشته است.

آمریکایی ها تلاش کرده اند که حمله جنگنده های آمریکایی به نیروهای اجیر شده توسط روسیه در سوریه را کم اهمیت جلوه دهند ولی «جوزف تریویک» کارشناس نظامی معتقد است که این حمله آغاز جنگ کم تنشی میان روسیه و ایالات متحده است.

به گفته این کارشناس نظامی درگیری نظامی آمریکایی حتی با نیروهایی که به وسیله روسیه در سوریه استخدام شده اند می تواند نگرانی نسبت به تشدید این درگیری ها را افزایش دهد به ویژه در منطقه دیرالزور که هدف اصلی از عملیات ارتش سوریه و نیروهای روسی کنترل میادین نفتی و گازی موجود در این منطقه بوده است.

الاخبار می نویسد از سوی دیگر آمریکا هم از نیروهای دموکراتیک سوری به عنوان نیروهای اجیر شده خود در این جنگ استفاده می کند که میادین نفتی و گازی سوریه در شمال این کشور را به اشغال خود در آورده اند و آمریکا بنا دارد تا از پروژه تشکیل دولت کُردها در شرق فرات حمایت کند.

سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه اخیرا ایالات متحده را متهم کرده بود که تلاش می کند تا ابد در سوریه باقی بماند، بدون شک این مسأله مشروط به موفقیت طرح آمریکا برای تقسیم و تجزیه سوریه تحت هر عنوانی خواهد بود و به این ترتیب کنترل میادین نفتی شمال سوریه در دست آمریکا خواهد بود تا جنگ بر سر نفت سوریه تشدید شود.