اسناد تازه منتشر شده نشان دهنده نقش اصلی بریتانیا و سیا در سوء قصد‌های شیمیایی سوریه است.

گرایزون

نوشته کیت کلارنبرگ

ترجمه حمید علوی برای مجله هفته

کیت کلارنبرگ یک روزنامه‌نگار تحقیقی است که نقش سرویس‌های اطلاعاتی را در شکل‌دهی به سیاست و ادراک بررسی می‌کند.

اسناد افشا شده نشان می دهد، سازمان اطلاعاتی بریتانیا حمله شیمیایی سال ۲۰۱۳ سوریه را رقم زد.

مقامات آمریکایی ارزیابی های داخلی مبنی بر اینکه شاخه سوری القاعده یک سلول تولید سارین “پیشرفته” دارد را خفه کردند، ایالات متحده علناً دولت اسد را مسئول حمله با سلاح شیمیایی در سال ۲۰۱۳ معرفی کرد.

اسناد افشا شده که توسط The Grayzone به دست آمده است نشان می دهد که یک پیمانکار سایه اطلاعاتی بریتانیا به فروش این داستان که اسد مسئول بمباران شیمیایی است کمک کرده است – و تقریباً باعث مداخله غرب شده است.

در ۱۳ سپتامبر، سیمور هرش، روزنامه‌نگار تحقیقی برنده جایزه پولیتزر، ارزیابی آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده (DIA) را منتشر کرد که جزئیات زرادخانه‌های سلاح‌های شیمیایی گروه مسلح مخالف سوریه وابسته به القاعده به نام جبهه النصره را شرح می‌دهد. این سند ادعا می کند که این گروه تروریستی از طریق عربستان سعودی و ترکیه، که هر دو حامی جنگ نیابتی سوریه هستند، توانایی تولید سارین را به دست آورده است و در تلاش برای دستیابی به “تولید در مقیاس وسیع” این عامل عصبی بسیار سمی هستند. این یادداشت ابراز تاسف کرد که “آزادی نسبی عمل” النصره در این کشور به این معنی است که “تلاش های آنها برای دستیابی به [سلاح های شیمیایی] در آینده دشوار نخواهد بود.”

این افشاگری‌ها سؤالات جدی را در مورد حمله شیمیایی بدنام سال ۲۰۱۳ در غوطه مطرح می‌کند، از جمله اینکه تخمین زده می‌شود ۲۸۰ تا ۱۷۰۰ نفر در واقع توسط النصره و نه نیروهای وفادار سوریه قتل عام شده‌اند. این افشاگری‌ها همچنین تردیدهای قابل توجهی را در مورد ادعاها مبنی بر مسئولیت دولت بشار اسد در سایر حملات شیمیایی ادعا شده در طول بحران سوریه ایجاد می‌کند.

همانطور که هرش اشاره می کند، این حادثه در غوطه تقریباً باعث مداخله نظامی غرب در سوریه شد که احتمالاً شبیه عملیات ناتو بود که منجر به نابودی لیبی دو سال قبل شد. این جنگی بود که بر اساس فریب و ادعاهای مشابه دروغینی که منجر به حمله غیرقانونی ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ شد، آغاز گردید.

نقش سازمان اطلاعاتی بریتانیا در تلاش برای تشدید درگیری تا این لحظه مورد توجه قرار نگرفته است. اکنون، اسناد رسمی بی سابقه ای که توسط The Grayzone به دست آمده است، نقش حیاتی اطلاعات بریتانیا را در تلاش ناموفق برای راه اندازی تهاجم ناتو به سوریه نشان می دهد.

ارزیابی قطعی با «اعتماد به نفس بالا» دروغ بود

اگرچه کاخ سفید اوباما مدعی شد که شواهد انکارناپذیری در اختیار دارد که نشان می‌دهد دولت سوریه مسئول حمله در غوطه است، اما سرسختانه از انتشار آن خودداری کرد. با این حال، ارتباطات رهگیری شده توسط جاسوسان آلمانی نشان می دهد که اسد نه دستور حمله را داده و نه از آن اطلاع داشته است. در همین حال، “چندین” تن از مقامات آمریکایی به آسوشیتدپرس گفتند که اطلاعاتی که نیروهای سوری را متهم می کند “شواهد قطعی” نیست.

انتخاب کلمات به طور گسترده به عنوان کنایه‌ای عمدی به ادعای جورج تنت، رئیس وقت سیا بود ، که مدعی شده بود اطلاعاتش در سال ۲۰۰۲ نشان داد عراق دارای سلاح های کشتار جمعی است. ظاهراً این بار جاسوسان آمریکایی نمی خواستند به بهانه های واهی به تهاجم متهم شوند.

ارزیابی داخلی DIA به طور خاص به تلاش های القاعده قبل از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ اشاره می‌کند که النصره از تأسیسات تولید سارین نگهداری می‌کند و «سلول تولید سارین مرتبط با جبهه النصره» به‌عنوان «پیشرفته‌ترین مرکز تولید سارین» توصیف می‌شود.

به گفته هرش، گزارش مورد بحث هرگز به کاخ سفید نرسید. گزارش شده است که یک مقام ارشد اطلاعاتی ناشناس به این روزنامه‌نگار گفته است که به نام “مصلحت سیاسی”، شواهدی که النصره را متهم می‌کند، عمداً از دید رئیس‌جمهور اوباما پنهان مانده است، او بارها تاکید کرد که چنین مدرکی وجود ندارد:

«ما معتقد نیستیم که مخالفان می توانستند این حملات را با توجه به سیستم های که در اختیار دارند انجام دهند. ما به این نتیجه رسیده ایم که دولت سوریه واقعاً این حملات را انجام داده است.»

مقامات اطلاعاتی در بریتانیا نیز لحن مشابهی داشتند. در ۲۷ آگوست ۲۰۱۳، کمیته اطلاعاتی مشترک (JIC) مستقر در لندن ارزیابی از غوطه را منتشر کرد و گفت که “هیچ سناریوی جایگزین قابل قبولی” برای این ایده که نیروهای دولتی سوریه مسئول این حادثه نیستند وجود ندارد.

این ارزیابی هیچ مدرکی برای حمایت از این اتهام ارائه نکرد و تنها به اطلاعات نامشخص “بسیار حساس” اشاره کرد. در حالی که این گروه اذعان کرد که تعدادی از گروه های مخالف به دنبال سلاح های شیمیایی هستند، اصرار داشت که “هیچ کدام در حال حاضر توانایی انجام حمله در این مقیاس را ندارند” و “هیچ اطلاعات معتبر یا شواهد دیگری برای اثبات” ادعاهای گروه های مخالف وجود ندارد. اما اسناد تازه منتشر شده DIA کاملا با این ادعا در تضاد است.

حتی عجیب تر از آن ۷  آگوست ۲۰۱۳، کمیته اطلاعاتی مشترک انگلیس اذعان کرد که درجه «اطمینان بالا»ی آنها را نمی توان به ارزیابی‌ «انگیزه دقیق رژیم سوریه برای انجام حمله‌ای در این مقیاس آنهم در این زمان» تعمیم داد.

کمیته اطلاعاتی مشترک اذعان داشت که سوال کلیدی در مورد اینکه چرا دولت سوریه از حمله شیمیایی استفاده می کند “معمایی باقی مانده است.” هیچ “محرک سیاسی یا نظامی آشکاری” برای این اقدام وجود نداشت، و حضور بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در دمشق در زمان وقوع حمله خود یک دلیل بازدارنده آشکار برای این عملیات بود، همانطور که اوباما چنین حملاتی را “خط قرمز” اعلام کرد.

یکی از موارد اطمینان برای ۷  آگوست ۲۰۱۳، کمیته اطلاعاتی مشترک “فیلمبرداری گسترده ویدئویی منتسب به حمله در شرق دمشق” بود که تعداد زیادی از قربانیان را نشان می داد که از اثرات ظاهری “یک عامل عصبی مانند سارین” رنج می بردند. کمیته ارزیابی کرد که “جعل این فیلم بسیار دشوار است”.

کمی تعجب برانگیز است – با توجه به همه تبلیغات طرفداران مداخله نظامی غرب – روزنامه گاردین در آن زمان یک تحلیل بسیار شکاکانه منتشر کرد که ارزیابی ۷  آگوست ۲۰۱۳، کمیته اطلاعاتی مشترک را به دلیل “نبود قابل توجه هرگونه شواهد علمی” مورد انتقاد قرار داد. این نشریه از Alastair Hay، کارشناس تسلیحات شیمیایی، که در سال ۲۰۱۵ جایزه لاهه سازمان منع سلاح های شیمیایی را دریافت کرد، نقل قول کرد: “هیچ واقعیت جدی وجود ندارد، این ادعا بیشتر بر “تصدیق ما و کارشناسان ما بنا نهاده شده.”

قانونگذاران بریتانیایی نیز متقاعد نشدند. در رای گیری ۲۹ اوت در مورد مداخله نظامی، دیوید کامرون، نخست وزیر وقت، مکرراً به ارزیابی کمیته استناد کرد و در حالی که خواستار بمباران سوریه بود. اما اعضای پارلمان در نهایت علیه جنگ پیشنهادی رأی دادند. بسیاری از نمایندگان پارلمان پس از فاجعه عراق نگران اعتماد به ارزیابی‌های اطلاعاتی مبهم بودند و چندین نفر ابراز نگرانی کردند که یک حمله هوایی اولیه در نهایت منجر به ورود سربازان به خاک سوریه و اشغال آن کشور شود.

تصمیم لندن برای عقب‌نشینی از مداخله، این چشم‌انداز را برای واشنگتن نیز از بین برد. در آن زمان، MI6 برای مدتی عملیات قاچاق نمونه‌های خاک از سوریه را برای ذستکاری شیمیایی در آن انجام می‌داد. یک گزارش رسانه‌ای جریان اصلی در مورد این تلاش‌ها که شش روز پس از حادثه غوطه منتشر شد، از یک «منبع ارشد غربی» ناشناس نقل قول کرد که هدف از آن را ایجاد فشار برای مداخله آمریکا دانست:

“MI6 نقش اصلی را ایفا کرد، اما ارتش آمریکا قبل از اینکه بپذیرد اسد خط قرمز را در استفاده از سلاح های شیمیایی رد کرده است، شواهد بیشتری می خواهد. سوال این است که غرب اکنون چه خواهد کرد؟ اگر کسی واکنشی نشان ندهد، انجام آزمایشات فایده چندانی نخواهد نداشت.”

همانطور که The Grayzone فاش کرده است، داده های اطلاعاتی بریتانیا در طول درگیری در تقریباً همه حملات ادعایی سلاح های شیمیایی در سوریه، به طور فعال در صحنه سازی یا ترویج آنها دخیل بوده اند. پس از غوطه، شیطنت‌های بریتانیا تشدید شد، همانطور که عملیات بدنام بنام چوب پنبه‌ای سیا تشدید شد، که در آن Langley سالانه تقریباً یک میلیارد دلار برای مسلح کردن و آموزش شورشیان ضد اسد خرج کرد. و همانطور که سیا جنگ کثیف خود را علیه دمشق پیش می برد، MI6 نقش حمایتی حیاتی ایفا کرد.

ماموران اطلاعاتی بریتانیا عروسک گردان مخالفان سوریه هستند

ائتلاف بین المللی قابل توجهی روی چراغ سبز پارلمان بریتانیا برای مداخله شرط بندی می کرد و معتقد بود که این اقدام دریچه های تغییر رژیم را باز می کند و سوریه توسط نیروهای خارجی تصرف می شود.

جان جنکینز، دیپلمات کهنه کار که پس از سرنگونی خشونت آمیز معمر قذافی توسط ناتو در سال ۲۰۱۱ به عنوان نماینده ویژه لندن در لیبی خدمت کرد و بعدها سفیر بریتانیا در عربستان سعودی شد، گفت که در ریاض پس از اینکه دولت‌های غربی حاضر به قبول کردن سناریوی ساختکی شیمیایی نشدند و از ورود به جنگ امتناع کردند، نارضایتی شدیدی وجود داشت.

جان جنکینز، دیپلماتی که در آن زمان در ریاض بود و به نمایندگی از دولت بریتانیا برای جلب مشارکت سعودی ها در واکنش بین المللی تلاش می کرد، نوشت: “من به خوبی آخرین هفته ماه اوت ۲۰۱۳ را به یاد می آورم، زمانی که قرار بود اسد به خاطر عبور از آن خط قرمز مجازات شود.”

او خاطرنشان کرد: “احساس ناامیدی زمانی که بریتانیا و ایالات متحده عقب نشینی کردند، ملموس بود.”

اسناد فاش شده بررسی شده توسط The Grayzone نشان می دهد که افراطیون مورد حمایت غرب در سوریه نیز مایوس شده اند. در اواخر سال ۲۰۱۳ سند ارسالی به وزارت خارجه بریتانیا توسط شرکتی به نام ARK International نشان داد که چگونه “رهبری مخالفان سوریه از رای “نه” بریتانیا به اصل مداخله “شوکه” شده است.

ARK یک پیمانکار دولتی بود که توسط الیست هریس، مأمور قدیمی MI6 تأسیس شد و کارکنان آن از جانبازان ارتش و اطلاعات بودند. در طول جنگ کثیف علیه سوریه، این شرکت یک بازیگر همیشگی بود.

نگاهی گذرا به وب سایت ARK نشان می دهد که این گروه با USAID، وزارت خارجه ایالات متحده و ارتش بریتانیا همکاری می کند. این گروه خود را به عنوان یک “شرکت اجتماعی توانمندسازی جوامع محلی” از طریق “ارائه مداخلات چابک و پایدار برای ایجاد ثبات بیشتر، فرصت و امید برای آینده” معرفی می کند.

در اسناد لو رفته، ARK ابراز نگرانی کرده است که شبه نظامیان ضددولتی سوری اکنون تمایلی به “همکاری با مشاوران غربی” ندارند، علت این عدم تمایل “بی تحرکی در قبال درگیری حالت پایدار و بی تحرکی پس از حمله شیمیایی اوت ۲۰۱۳” است. از آنجایی که از همان روزهای اول بحران در سوریه فعالیت می کرد، ARK ادعا کرد که می تواند به تیمی از اعراب تکیه کند تا “اعتماد و احترام” ارتش آزاد سوریه را به دست آورد و با این تصورات در میان مخالفان مقابله کند که معتقدند رهبران آنها “عروسک‌های دست نشانده بیگانگان هستند”

دخالت مخفیانه ARK در سوریه گسترده بود. این گروه با انجام عملیات جنگ روانی که توسط لندن تأمین می شد، میلیون ها پوند درآمد کسب کرد، که هدف آن بی ثبات کردن دولت بشار اسد با پر کردن رسانه های سراسر جهان با تبلیغات طرفدار مخالفان برای متقاعد کردن سوری ها، نهادهای بین المللی و شهروندان غربی مبنی بر اینکه گروه های شبه نظامی در سراسر کشور جایگزینی “میانه رو” هستند بود.

اسناد لو رفته نشان می دهد که ARK مسئول هماهنگی دفتر رسانه ای ائتلاف ملی سوریه بوده است. یکی از این پرونده ها حاکی از آن است که ARK “مشاوره مدیریت رسانه در مورد حملات شیمیایی در غوطه” را به دولت دست نشانده موازی مورد حمایت غرب ارائه کرده است.

گزارش دیگری به کار این گروه در “تسهیل ارتباط بین مخالفان سوریه و رسانه های بین المللی… برای رسیدگی به ادراک هماهنگ شده با ایجاد تصویری از یک جبهه متحد” اشاره می کند. تلاش برای “محکومیت متحد” غوطه به طور خاص به عنوان نمونه ای از این دست تلاش ذکر شده است.

ARK استراتژی تنش حمله شیمیایی را گسترش می دهد

یک سند به خصوص قابل توجه توضیح می دهد که ARK در سال ۲۰۱۳ توسط دولت های بریتانیا و ایالات متحده برای ارائه یک “کمپین پیام رسانی ایمنی عمومی” به کار گرفته شد که به ساکنان نواحی اشغالی مخالفان در مورد خطرات مهمات منفجر نشده و سایر “بقایای جنگ” هشدار می داد. این سند خاطرنشان می کند که برای ایجاد “اثر شناختی” در مخاطبان منتخب، از استنسیل های گرافیتی و یک کتابچه فعالیت آموزشی متناسب با سن برای کودکان ۶ تا ۱۰ ساله استفاده شده است. (مشابه این کارتون‌ها و تبلیغات توسط شبکه تلویزیونی انگلیسی و سلطنت طلب من و تو و گروه حقوق بشری وابسته توانا برای مخاطبان ایرانی با هدف براندازی مثلا نرم انجام می‌گیرد – مترجم)

این پرونده نشان می دهد که اجرای این کمپین پس از حمله شیمیایی در غوطه “تسریع شد… تا اطمینان حاصل شود که پیام قبل از هرگونه مداخله بین المللی منتشر شده است.” این نشان می دهد که این تلاش با انتظار حمله نظامی غرب انجام شده است که در اواخر آن سال اجتناب ناپذیر به نظر می رسید.

اسناد نشان می دهد که حتی پس از عدم تحقق مداخله، محتوای طرفدار مخالفان همچنان توسط “شبکه گسترده داخلی ARK، که شامل خبرنگاران، فعالان رسانه ای” و اعضای کلاه سفیدها یا دفاع مدنی سوریه – که شرکت ادعا می کرد در ایجاد آن نیز نقش داشته است – در سراسر سوریه منتشر می شد.

باز هم اسناد نشان می دهد که ARK به خوبی می دانست که تبلیغات آن تأثیر قابل توجهی در دنیای واقعی دارد. در گزارش هایی که به وزارت خارجه ارائه شد، این گروه به خود می بالید که چگونه یک مستند “در مورد روحیه خستگی ناپذیر یک زن معترض مبارز” که برای پخش از شبکه های متعلق به سلطنت خلیج فارس، العربیه، الجزیره و Orient TV تولید کرده بود، منجر به “فوران اعتراضات ضد دولتی” در ادلب شد، جایی که “معترضان نام او را فریاد می زدند.” (مرگ مهسا امینی در ایران کپی بعدی این سناریو بود – مترجم)

این پیمانکار اطلاعاتی بریتانیا همچنین مستندهایی را برای تبلیغ کلاه سفیدها تهیه کرد، مانند “حفر برای زندگی” که صدها هزار بازدید در یوتیوب داشت. کلاه سفیدها همچنین به عنوان قهرمان برای جوانان سوریه معرفی می شدند.

در یک کارتون چهار دقیقه ای با عنوان “گل به سوریه”، می توان دید که این گروه کودکی را که در میان آوار گرفتار شده است نجات می دهد. در یک مرحله، یک شخصیت بالغ فریاد می زند: “ابتدا آنها ما را با مواد شیمیایی بمباران کردند، و حالا بمب های بشکه ای!” ARK به وضوح علاقه داشت که خطر این حملات را در قلمرو اشغالی، چه به صورت آنلاین و چه آفلاین، ترویج کند. در یک پرونده، این گروه به خود می بالید که یک “پوستر اطلاعات سلاح های شیمیایی” که در توییتر منتشر کرده است معادل ۷۰۰ هزار مخاطب اولیه داشته است.

این تلاش ها ظاهراً با هدف “آموزش مردم در مورد بهترین راه های واکنش به حملات شیمیایی” انجام شد. این کمپین آموزشی ادعایی البته دولت اسد را در میان مردم در سوریه به شیطان تبدیل کرد و حس دائمی تهدید ایجاد کرد که می تواند برای ایجاد هیستری برای اهداف تبلیغاتی مورد سوء استفاده قرار گیرد، همانطور که واکنش به حادثه دوما در آوریل ۲۰۱۸ به خوبی نشان داد. (این وضعیت در ایران نیز هر روز اتفاق می‌افتد و رسانه‌های ایران انترناسیونال، من و تو، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و حتی بعضی از سایت‌هایی که ادعای چپ بودن می‌کنند دائماً در حال ایجاد حس دائمی تهدید در ایران برای مردم و ایجاد هیستری مصنوعی برای هر اتفاق کوچک می‌باشد – مترجم)

یک تحقیق سرکوب شده سازمان منع سلاح های شیمیایی در مورد حمله ادعایی کلر در دوما نشان می دهد که زمانی که ساکنان مبتلا به استنشاق گرد و غبار ناشی از گلوله باران دولتی شهر به یک مرکز پزشکی محلی منتقل شدند، یک فرد بی نام و نشان “نه از بیمارستان” وارد شد و فریاد زد “شیمیایی! شیمیایی!” بلافاصله “وحشت به پا شد” و بیماران را بر اساس هشدارهای دروغین این فرد برهنه کردند، شستند و “درمان نامناسب” کردند.

نکته قابل توجه اینکه این گزارش نشان داد که “برخی از کارکنان پزشکی که مصاحبه شدند، تنها از طریق ویدئوهایی که در اینترنت منتشر شد یا از طریق افراد دیگر، چند روز پس از حمله ادعایی، از حمله شیمیایی ادعایی مطلع شدند.”

این گزارش سانسور شده نشان داد: “اکثر کارکنان پزشکی… تأکید کردند که علائم مصدومان با علائم مورد انتظار از حمله شیمیایی مطابقت ندارد.” آنها همچنین گزارش دادند که از تلفات سلاح های شیمیایی درمان نکرده اند و برخی از شاهدان گفتند که از هیچ حمله شیمیایی در دوما یا سوریه اطلاعی ندارند.

یک مقاله نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۸ نشان می دهد که چنین وحشت افکنی به بیمارستان دوما محدود نبود. به گفته این نشریه، پس از حمله نیروهای دولتی، “مردم در خیابان ها شروع به فریاد زدن کردند، ‘شیمیایی! شیمیایی!'” (حملات به اصطلاح »شیمیایی« ذر مدارس دخترانه ایران هم آشنا به نظر میرسد؟ – مترجم)

وحشت ناشی از آن بدون شک به عناصر مخالف که به دنبال انجام حمله شیمیایی در شهر بودند کمک می کرد، که تحقیقات پنهان شده سازمان منع سلاح های شیمیایی در مورد این حادثه نشان می دهد که دقیقاً همین اتفاق افتاده است.

جنگ نیابتی سوریه به اوکراین کشیده می شود

یک بند به خصوص قابل توجه در یک سند فاش شده وزارت خارجه در سال ۲۰۱۵، شرایط صریح یک عملیات مخفی برای تامین مالی “فعالیت رسانه ای مردمی” ضد اسد توسط چهره های مخالف را تعیین می کند “که چشم انداز بریتانیا را برای آینده سوریه به اشتراک می گذارند.”

این پرونده نشان می دهد که “خلاص شدن از سلاح های شیمیایی اسد” در ابتدا یکی از “اولویت های” اصلی لندن پس از آغاز درگیری بود، اگرچه این موضوع “از زمانی که اولویت ها تعیین شد، عمدتاً حل شده بود چرا که اصلاً دولت و ارتش سوریه هیچ سلاح شیمیایی در اختیار نداشت.”

در سال ۲۰۱۴، تحت نظارت دقیق سازمان منع سلاح های شیمیایی و سازمان ملل متحد، همه سلاح های شیمیایی اعلام شده سوریه تسلیم و نابود شد. این گزیده به شدت قابل توجه است زیرا نشان می دهد که لندن در بالاترین سطوح به طور خصوصی می دانست که این هدف به طور قانونی تکمیل شده است و هیچ تهدیدی برای استفاده از سلاح های شیمیایی توسط دولت وجود ندارد. اما در ملاء عام، مقامات بریتانیایی همچنان ابراز تردیدهای جدی کردند که اسد واقعاً کل زرادخانه این کشور را تحویل داده باشد.

این تناقض را می توان با این واقعیت توضیح داد که حملات سلاح های شیمیایی در سوریه پس از اوت ۲۰۱۴، زمانی که سازمان منع سلاح های شیمیایی اعلام کرد که همه ذخایر سلاح های شیمیایی سوریه یا غیرفعال شده اند یا توسط ناظران بین المللی از کشور خارج شده اند، همچنان ادامه یافت. پس، لازم بود داستانی برای چگونگی وقوع این حملات ساخته شود.

شک و بدبینی در سالن های قدرت غربی در مورد روایتهای مخالفان سوریه در مورد غوطه پدیده ای بود که دیگر در طول بحران سوریه تکرار نشد. پس از هر حمله ادعایی سلاح های شیمیایی در این کشور فورا، نیروهای اسد متهم و محکوم شدند و کسانی که در مورد تقصیر دمشق تردید داشتند، به عنوان نظریه پردازان توطئه، منکران جنایات جنگی یا چیزهایی حتی بدتر از آن مورد تهمت قرار گرفتند.

پس از حادثه دوما در آوریل ۲۰۱۸، اسکای نیوز به محض اینکه جاناتان شاو، کهنه سرباز ارشد ارتش بریتانیا، در مورد مسئولیت ارتش عربی سوریه سؤالی پرسید، مصاحبه با او را زودتر از موعد قطع کرد. پس از اینکه شاو این نکته آشکار را مطرح کرد که هیچ انگیزه ای برای نیروهای دولتی سوری برای انجام حمله شیمیایی در شهر وجود نداشته است، زیرا آنها با سلاح های متعارف در حال “پیروزی” بودند، میکروفون او قطع شد و مجری به طور زننده و ناخوشایندی به بخش بعدی برنامه پرید.

حقیقت سنجی روزنامه نگاران جریان اصلی در طول جنگ نیابتی اوکراین به نحوی از سابقه اسفناک آنها در طول بحران سوریه فراتر رفته است. ادعاهای بی معنی و بی پایه و اساس در مورد مسئولیت روسیه در رویدادهایی مانند خرابکاری خط لوله نورد استریم ۲ و تخریب سد کاخوفکا بدون هیچ انتقاد از سوی آنها پذیرفته شده است. و هنگامی که داستان رسمی فرو می ریزد، دیگر دیر شده و کار از کار گذشته است دروغ‌های ساخته شده آنان وارد اذهان مردم شده است.

هر کسی میتواند حدس بزند که دولت ها و جاسوسان غربی این بار چه چیزی را مخفی می کنند. اما همانطور که پرونده‌های فاش‌شده بریتانیا در مورد سوریه نشان می‌دهند، همیشه چیزهای بیشتری از آنچه آنان برای افشا کردن دارند برای گفتن وجود دارد.