پرش به محتوا

اوکراین؟ صربستان سلام میرساند!

اگر استراتژی ها و تاکتیک های خاصی که در حال حاضر در مورد مناقشه اوکراین استفاده می شود برای ما آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که بیست سالی از قدمت آنها میگذرد. 

اما مشکل آشکار تعزیه‌گردانان مناقشه اوکراین این است که روسیه امروز صربستان دهه ۱۹۹۰ نیست. 

تحلیلی از نبویشا مالیچ

ترجمه مجله هفته

ایالات متحده و متحدانش برای توصیف درگیری در اوکراین از واژه ها و اصطلاحاتی که بار عاطفی و اغلب اغراق آمیز دارند استفاده می کنند، آنها میخواهند به مخاطبان این را القا کند که این چیزی در حال اتفاق افتادن است از زمان جنگ جهانی دوم به این سوی در اروپا بی سابقه بوده. اما این فریبکاری است و درست نیست. 

در هر صورت، رفتار، تاکتیک ها و حتی استراتژی های دولت کیف و حامیان غربی آن شباهت عجیبی به درگیری هایی دارد که یوگسلاوی را در دهه ۱۹۹۰ ویران کرد. 

در حالیکه یادبود و خاطرات حمله و اشغال عراق توسط آمریکا البته آنهم نه با ابراز پشیمانی، اینجا و آنجا قابل مشاهده است، اما به نظر می رسد که حتی منتقدان نظام غربی نیز جنگ کوزوو را که در ۲۴ مارس ۱۹۹۹ آغاز شد، را بدست فراموشی سپرده‌اند. 

عملیات «نیروهای متفقین» – نام رسمی ناتو برای بمباران یوگسلاوی در سال ۱۹۹۹ – دلیلی بر این است که ادعای ناتو برای «ائتلاف دفاعی» دروغی آشکار است. 

به همین ترتیب، این تصور که تغییرات خشونت آمیز در مرزهای ملی چیزهایی هستند که به سادگی نباید در «نظم جهانی مبتنی بر قوانین» اتفاق بیفتند، یک توهم است، شاهد بی ارزش بودن تعهد غرب به این ادعا این است که ائتلاف به رهبری ایالات متحده پس از اشغال استان کوزوو صربستان در سال ۲۰۰۸»استقلال» این منطقه را به رسمیت شناخت.

غرب به قدری خود را به پرنسیب ها «متعهد» میدانست که حتی سعی کرد موارد ناموجه را توجیه کند و به طور خلاصه دکترین «مسئولیت حفاظت» را از آستین خود درآورد و یک کمیسیون «مستقل» برای اعلام جنگ «غیرقانونی اما مشروع» تشکیل داد. 

پس جای تعجب نیست که «جامعه بین‌المللی» می‌خواهد همه اینها را فراموش کند، تا جایی که تلاش می‌کند با تهدید بلگراد به تحریم، انزوا و «آشفتگی داخلی»، صربستان را برای مشروعیت بخشیدن به این عملیات‌ غیر قانونی تحت فشار قرار دهد. 

در ماه مه ۱۹۹۹، پس از هفته‌ها شکست در بمباران صربستان، ناتو تلاش کرد تا وحدت و اعتبار خود را با متهم ساختن رئیس‌جمهور اسلوبودان میلوشویچ به جنایات جنگی توسط دادگاه خود در لاهه تقویت کند. 

این موضوع تشابهی غیر قابل انکار با رویدادهای چند هفته گذشته دارد. «حکم دستگیری» برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، احتمالاً نقطه پایان منطقی روایتی بود که در ژوئن ۲۰۱۴، زمانی که دو «کارشناس» از یک «اندیشکده» مقاله‌ای در نیوز ریپابلیک منتشر کردند و در آن پوتین را به خاطر «دست داشتن در اوکراین» 

با میلوشویچ مقایسه کردند و مدعی شدند او مانند «میلوشویچ در صربستان رفتار میکند». 

اگر به سیاست‌های فعلی واشنگتن و دست نشاندگانش نگاه کنید، مشخص می‌شود که آنها این روایت را از روی هوا قاپیدند. 

به عنوان مثال، این بحث و گفتگو در کیف و برخی پایتخت های غربی را در مورد «منطقه پرواز ممنوع» در نظر بگیرید. 

چنین چیزی در واقع در سال ۱۹۹۲ در بوسنی تنظیم شد و پس از آنکه ناتو صرب ها را به دروغ متهم به سرنگونی یک هواپیمای ایتالیایی که ماموریت بشردوستانه از طرف سازمان ملل داشته کرد. 

این دروغ پردازی در نهایت به دریچه ای برای مداخله نظامی تبدیل شد – درست همانطور که بعداً در سال ۲۰۱۱ در لیبی  همین اتفاق مهندسی شد.

سپس طرح روایت اوکراین به‌عنوان قربانی بی‌گناه تجاوز و کشور دلیری  که از ارزش‌های غربی دفاع میکند و برای اینکار نیاز به پول، سلاح و مبارزان داوطلب دارد هم شدیدا آشنا به نظر میرسد.

 کرواسی و مسلمانان بوسنیایی در مطبوعات غربی در دهه ۱۹۹۰ باهمین فرمولبندی و تصاویر به مخاطبان فروخته شدند که امروز اوکراین به تصویر کشیده می‌شود. 

ولادیمیر زلنسکی به عنوان هنرپیشه در نوحه خوانی از آلیا عزت بیگوویچ، رهبر مسلمانان بوسنیایی در آن زمان، حتی  بسیار حرفه‌ای تر هم عمل میکند. 

دیمیتری کولبا، وزیر امور خارجه اوکراین نیز در حال بازی نقش خود است که از همتای بوسنیایی خود، هاریس سیلاجیچ کپی کرده است. سیلاجیچ هم یک چهره رسانه ای مشهور جهانی بود که همه چیز از غذا گرفته تا اسلحه را می خواست و «متجاوز» را به جنایات جنگی، تجاوز جنسی و نسل کشی متهم می کرد. 

کیف برای ویرایش تصویر خود به عنوان حقیقت گو و اعتبار بخشیدن به خود، حداقل خانم افسری که اعتراف کرد که ادعاهای دروغین تجاوز گروهی ارتش روسیه را اختراع و منتشر کرده است را اخراج کرد. اما، سیلاجیچ هرگز اتهامات خود را پس نگرفته است. 

اوکراین اما در هر عرصه دیگری به مراتب از رفتار بوسنی پیشی گرفته است، بخصوص در زمینه مطالبه گری!

سابقه تحریم‌های کنونی آمریکا و اتحادیه اروپا علیه روسیه به تحریم‌های سازمان ملل در دهه ۱۹۹۰ علیه صربستان و مونته‌نگرو، و ممنوعیت شرکت آنها در مسابقات بین‌المللی ورزشی، باز‌میگردد. 

اگر آن زمان غربیها به فکرممنوعیت گربه‌ها یا گیاهان صربی از مسابقات بین‌المللی افتاده بودند، احتمالاً دست به این کار هم میزدند. 

سازمان ملل متحد همچنین تمام جمهوری های یوگسلاوی را تحریم تسلیحاتی کرد. 

ایالات متحده این تحریم ها را در اوایل دهه ۱۹۹۰ دور زد تا به مسلمانان و کروات ها تسلیحات برساند. 

در مذاکرات صلح در دیتون، اوهایو، در اواخر سال ۱۹۹۵، ریچارد هالبروک، فرستاده ایالات متحده، تلاش کرد تا با پیشنهاد «آموزش و تجهیز» ارتش مسلمان پس از آتش بس، دهان عزت بگوویچ را برای این معامله که چندان تمایلی به آن از خود نشان نمی داد را شیرین کند. فشار فعلی برای ایجاد یک نیروی غربی در اوکراین اساساً همان ارتش مسلمانان است، فقط با حد و شدتی بیشتر. 

در واقع، استدلال ینس استولتنبرگ در ژانویه ۲۰۲۳ مبنی بر اینکه «با تسلیحات میتوان به صلح رسید» صرفاً انعکاس صدای ریچارد هالبروک در سپتامبر ۱۹۹۵ است که تحت عنوان شعار «بمباران برای صلح» در مجله تایم منتشر شد، بمباران صرب‌ها از طریق حملات هوایی ناتو می تواند «صرب ها را سر جایشان بنشاند». 

بدین ترتیب، عملیات نیروهای مسلح ناتو، با عملیات «طوفان» کرواسی، در اوت ۱۹۹۵ به کراینا، گره خورد و همزمان شد. 

صرب‌هایی که در سرزمین‌های مرزی تاریخی کرواسی امروزی زندگی می‌کنند، جمهوری خود را در سال ۱۹۹۲ تأسیس کردند، که زاگرب آن را به عنوان «تجاوز صرب‌ها» محکوم کرد – این مشابه رفتار کی‌یف در برابر ادعای استقلال جمهوری‌های دونتسک و لوهانسک در دونباس در سال ۲۰۱۴ بود که با برچسب زدن تحت عنوان «تجاوز روسیه» آن را محکوم کرد و دست به عملیات نظامی علیه روس تبارهای شرق اوکراین زد. 

ایالات متحده به ارتش کرواسی برای حمله مشاوره، آموزش و تسلیح داده بود و هالبروک بعداً فاش کرد که او را واشنگتن به زاگرب فرستاده است که تصمیم بگیرد چه چیزی و چه زمانی مورد حمله قرار بگیرد. 

مشابه این خدمات را آمریکا و ناتو با ارائه داده های ماهواره ای به رژیم در کیف انجام میدهند. 

پس از کشته شدن هزاران نفر و آواره شدن بیش از دویست هزار نفر از خانه های خود، عملیات طوفان با «الحاق مجدد» کراینا به خاک کرواسی به پایان رسید. 

در سال‌های اخیر، مقامات اوکراین – از مشاور رئیس‌جمهور و دادستان ارشد یوری نوسنکو تا نخست‌وزیر ولادیمیر گرویسمن – علناً از «راه‌حل کرواسی» برای «مشکل دونباس» حمایت کرده‌اند. 

وجه مشترک دیگر این است که غرب بر اجرای مرزهای کرواسی، بوسنی و اوکراین در سال ۱۹۹۱ اصرار دارد، علیرغم آنکه این مرزها حاصل سیاست های قومی دولت های کمونیستی  سابق است در واقع همان حکومت‌هایی که غرب ده ها سال برای سرنگونی آنها تلاش کرده است. 

اگر کسی بر این باور باشد که این نشان دهنده یک موضع اصولی در غرب است، دچار گمراهی است، چرا که ایالات متحده و متحدانش زمانی که تصمیم گرفتند کوزوو را در سال ۱۹۹۹ از صربستان جدا کنند، بلافاصله مواضع خود را زیر پا نهادند.

نکته اصلی «نظم مبتنی بر قوانین» غربی این است که غرب است که قوانین را آن طور که می خواهد وضع می کند. 

مشکل آشکار این است که روسیه امروز صربستان دهه ۱۹۹۰ نیست و مفهوم بازیافت نباید در سیاست چه در خارج و چه در داخل کشور اعمال شود. 

با این حال، واشنگتن همچنان بر این باور است که دوران تک قطبی خودش هنوز به پایان نرسیده است، «پایان تاریخ» هنوز نزدیک است و «هژمونی خیرخواهانه جهانی» هنوز بر جهان حکومت میکند.  

۱ دیدگاه »

  1. باید این حقیقت مشخص تاریخی را برسمیت شناخت که دولت ، دولت طبقه حاکمه و مسلط اقتصادی است. در سطح جهانی نیز دولت، قوانین و هر چیز تنظیم کننده رابطه بین کشورها، در سیطره قدرت اقتصادی مسلط است. دهه ها طبقه سرمایه دار امپریالیست ایالات متحده ی آمریکا از نظر اقتصادی، بنا براین، سیاسی و فرهنگی حاکم بر جهان و همه چیز را منافع اقتصادی اش تعیین می کرد. اکنون این بالانس اقتصادی در حال افول است و بالانس جدیدی در حال تولد یافتن است که در آن باحتمال زیاد طبقه سرمایه دار چین نیروی مسلطه اقتصادی سیاسی و فرهنگی خواهد بود. البته، اگر جنگ در نگیرد که احتمالش کم است و نیز طبقه کارگر همچنان برده کار مزدوری بماند و انقلاب قهری کمونیستی را به پیروزی نرساند! این هم بر طبقه قانون ذاتی نظام سرمایه داری است. قانون رشد ناموزون اقتصاد سرمایه داری. همین قانون و عملکرد آن بار ها در تاریخ این سیصد ساله سلطه ی سرمایه داری عملکرد داشته از هلند و اسپانیا انتقاب به انگلیس و فرانسه، از انگلیس به آمریکای شمالی و حالا در حال برکشت به چین و چه هندوستان هست!

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: