پرش به محتوا

زن، زندگی، آزادی… و ناتو – آریانا محمدی

زن، زندگی، آزادی… و ناتو

یک ابرقدرت رو به زوال هنوز اشتهای زیادی برای جنگ های نیابتی نامنظم برای مهار نظم چندقطبی در حال ظهور دارد.
ایران، روسیه و چین اهداف بزرگ آنها هستند و از هر وسیله ای که در اختیار داشته باشند علیه آنها استفاده خواهند کرد.
نویسنده: آریانا محمدی
The Cradle
ترجمه حمید علوی.

ایالات متحده برای حفظ هژمونی جهانی خود در مواجهه با جهان چندقطبی به سرعت در حال تحول، به دنبال محدود کردن توزیع مجدد قدرت در همه مناطقی است که نفوذش در حال کاهش است.
در حالی که واشنگتن دیگر توان تحمل هزینه های سنگین جنگ های مستقیم و داغ را ندارد، مجتمع نظامی-صنعتی – نیروگاه اقتصاد ایالات متحده – نیز قادر به عقب نشینی از درگیری های جهانی نیست.

آریانا محمدی


بنابراین، استراتژی نظامی ایالات متحده از راه اندازی مستقیم جنگ به راه انداختن جنگ نیابتی با مخالفان تغییر کرده است.
ایده این است که از طریق ارسال تسلیحات و تجهیزات نظامی به نیروهای نیابتی ایالات متحده این کشور دشمنان خود برای مدت طولانی در باتلاق غرق کند.
جنگ‌های قرن بیست و یکم پنتاگون یک «طیف کامل» هستند، به این معنی که از همه ابزارهای جنگ، از جمله تحریم‌ها، اطلاعات نادرست، و خرابکاری برای ایجاد اختلالات عمده در ثبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دولت متخاصم استفاده می‌شود.
هدف واشنگتن این است که مخالفان خود را به کشورهای تابعه‌ای تبدیل کند یا آنها را تا حدی خنثی کند که دیگر نتوانند در برابر هژمونی ایالات متحده مقاومت کنند.
همانطور که آدام شیف، نماینده کنگره آمریکا در ژانویه ۲۰۲۰ توضیح داد، «ایالات متحده از اوکراین و مردمش حمایت می کند تا ما بتوانیم در آنجا با روسیه بجنگیم، نه اینجا.»
در فوریه ۲۰۲۲ روسیه جنگ با ایالات متحده را در اوکراین آغاز کرد و پایانی برای این درگیری متصور نیست.

جنگ غیر متعارف

مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا برنامه ریزی و حمایت از جنگ تایوان علیه چین را آغاز کرده است. بودجه برای ایجاد ابتکار برای بازدارندگی اقیانوس آرام ۲۲.۶۹ میلیارد دلار است.
این «ابتکارات بازدارندگی» معمولاً شامل حضور نظامی گسترده در مناطق نیابتی می شود و در نتیجه دشمن را به رویارویی تحریک می کند.
استراتژی واشنگتن در برابر دشمن دیرینه اش ایران پیچیده تر است و شامل استفاده از تحریم ها، ترورها، حملات سایبری و جنگ اطلاعاتی برای مقابله با تهران در غرب آسیا هم به طور مستقیم و هم از طریق کشورهای منطقه ای مشتری ایالات متحده است.
در حالی که رویای ایالات متحده همیشه «لیبیایی کردن» ایران بوده است – که بدیهی است غیرممکن است، در غیر این صورت پنتاگون قبلاً این کار را انجام داده بود – هدف نقشه (پلان) B کشاندن کشور به یک جنگ داخلی طولانی و کپی برداری از مدل سوریه برای تجزیه کشور و غارت منابع ملی است.
توانمندی‌های نظامی ایران در سال‌های اخیر به پیچیدگی و پیشرفت بی‌سابقه‌ای رسیده است و این کشور را به نیرویی مقاوم تبدیل کرده است که قادر به مقابله با جاه‌طلبی‌های ناتو در غرب آسیا است. به همین دلیل، وعده قدیمی واشنگتن مبنی بر اینکه همه گزینه ها روی میز است، به تدریج به یک سناریوی جنگ ترکیبی تبدیل شده است.

پروپاگاندا و اعتراضات در ایران

پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس در سپتامبر گذشته، بسیاری از ایرانیان به خیابان ها آمدند و خواستار عدالت و پاسخگویی حکومت شدند.
در عرض چند روز، یک جنبش حقوق مدنی که به طور خاص بر حقوق زنان متمرکز شده بود، به سرعت شکل یک جنگ ترکیبی را به خود گرفت که در چندین جبهه درگیر شد – از نجومی کردن اغراق آمیز در رسانه های اجتماعی تا لینچ کردن افسران پلیس و نیروهای امنیتی. گروهی از مردان جوان آموزش دیده و مسلح.
رسانه‌های غربی، که بیشتر اطلاعات خود را از منابع ناشناس به دست می‌آورند، به ندرت، یا اصلا هرگز، در مورد این حملات اوباش مردانه گزارش منتشر میکنند، احتمالاً به این دلیل که با روایت جذاب آنها از «انقلاب فمینیستی» در تضاد قرار میگیرد.
بیشتر تبلیغات سایبری به اعضای مجاهدین خلق نسبت داده می شود که بخشی از آنها برای رد گم کردن تحت عنوان شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) فعالیت میکنند.
سازمان مجاهدین خلق که زمانی یک گروه اسلامی مختلف شاه و بعدا مخالف جمهوری اسلامی است توسط ایالات متحده یک گروه تروریستی نامیده شده بود که در کنار صدام حسین در جنگ ایران و عراق جنگید – که به دلیل آن در بین ایرانیان با هر گرایش سیاسی مورد تنفر است – اکنون سازمان مجاهدین خلق توسط افرادی مانند جان بولتون و مایک پمپئو، مشاور امنیت ملی دولت ترامپ / وزیر امور خارجه، به شدت حمایت میشود.
مجاهدین خلق سال‌هاست که پایگاه های تبلیغاتی و ترول‌ها را از «اردوگاه‌های» خود در آلبانی اداره می‌کند، که به ستون فقرات تبلیغات آنلاین علیه دولت ایران تبدیل شده‌اند.
در پاییز، داستانی برای توجیه یک درگیری مسلحانه – با چاشنی زنانه – به طور گسترده در رسانه های خارجی منتشر شد. از ماه سپتامبر، رسانه‌های فارسی‌زبان با حمایت مالی غرب آشکارا ایرانیان را تشویق به پیوستن به «جنگ» و شرکت در «خرابکاری شرافتمندانه» کرده‌اند.
ایران اینترنشنال، یک رسانه مستقر در لندن و با بودجه عربستان سعودی، از شکریه برادوست، دانشمند ویرجینیا تک دعوت کرد تا درباره رویدادهای ایران اظهار نظر کند.
برادوست نیز مانند مهسا امینی، زن جوانی که مرگش او را در مرکز جنبش اعتراضی قرار دارد، کرد الاصل است و خواستار از بین بردن کردهای همکار با حکومت ایران شد. وی ابراز اطمینان کرد هم اکنون آنها مشغول شناسایی این افراد هستند، و افزود:
«این یک تاکتیک عالی در میدان جنگ است، زیرا باعث ایجاد ترس در دشمن می شود. ترس از شناسایی، کسانی را که با نظام همکاری می کنند، مجبور به قطع همکاری می کند، زیرا همانطور که در بوکان و سایر شهرها شاهد بودیم، سرنوشت چنین افرادی همان چیزی است که باید نصیبشان شود یعنی مرگ بخاطر همکاری با حکومت.»
با تشدید شدن کشتار پلیس و نیروهای امنیتی، مهمان دیگری که سی‌بی‌سی کانادا او را «فعال ایرانی-کانادایی» می‌نامید، در شبکه ایران اینترنشنال ظاهر شد و از ایرانیان خواست نیروهای امنیتی را از بین ببرند:
«در جنگ نمی‌توان به اخلاق مقید بود. باید بدانیم که با جمهوری اسلامی در حال جنگ هستیم… کشتن افسران پلیس اخلاقی است. اگر فرصت [کشتن یک افسر پلیس] را داشته باشید و اگر از انجام آن امتناع کنید، این کاری غیراخلاقی است.»
به طور غیرمنطقی، همین «فعال» بعداً در مصاحبه با CBC News ادعا کرد که ادعاهای ایران در مورد خشونت علیه اغتشاشگران دستگیر شده دروغ بوده است.
در این گزارش، او به مخاطبان کانادایی خود می‌گوید که «روی بررسی حقایق و تبلیغات تمرکز می‌کند… زیرا رژیم اغلب می‌تواند با تقویت اتهامات نادرست، حقیقت را تحریف کند».
به دنبال موجی از دستگیری ها و پیگردهای قانونی ایرانیان، یک خبرنگار سابق صدای آمریکا (VOA) در توییتی برای قتل وکلا، بازپرسان و قضات ایرانی دخیل در پرونده های اعتراضی جوایزی ارائه کرد و پیشنهاد پرداخت بیت کوین برای قتل های پس از آن را داد. او نام و نشانی آنها را در فضای مجازی منتشر کرده بود.
او بعداً در توییتی نوشت که به دلیل سیاست فضای مجازی مجبور به حذف پست‌های خود شد، اما پیشنهاد او همچنان پابرجاست.

تحریک به استفاده از خشونت یکی از تاکتیک های رایج در جنگ هیبریدی خرابکارانه غربی است تا پس از بکار بردن خشونت توسط نیروی جایگزین یا از پیامدهای واکنش نیروهای امنیتی علیه معترضین استفاده تبلیغاتی کند یا در صورت عدم پاسخگویی نیروهای انتظامی یا حکومت، آنها را ناتوان، ضعیف و ناکارآمد نشان دهد.
جای تعجب ندارد که پس از سرگیری مذاکرات هسته ای ایران با کشورهای اتحادیه اروپا ناگهان شعارهای «خرابکاری شرافتمندانه» و «قتل اخلاقی» از پوشش رسانه های غربی حذف شدند، هر چه باشد اروپا درگیر بحران جهانی انرژی است و نیازمند انرژی ارزان ایران است.

بکارگیری جمهوری آذربایجان در جنگ هیبریدی علیه ایران

پس از دومین جنگ قره باغ کوهستانی در سال ۲۰۲۰ بین ارمنستان و آذربایجان، ایران به طور فزاینده ای با باکو درگیر شده است. یکی از موارد مورد اختلاف، آرزوهای رئیس جمهور الهام علی اف برای ایجاد یک کریدور توران برای تغییر مرزهای بین المللی بین ایران و ارمنستان است.
ایران به شدت با تجاوزات باکو به منطقه سیونیک در ارمنستان مخالفت کرده و قول داده است که از هر وسیله لازم برای جلوگیری از تغییر مرزهای ملی خود استفاده کند.
مرکز تحقیقات شورای راهبردی روابط خارجی ایران اخیراً مقاله‌ای منتشر کرده است که در آن پیشنهاد می‌کند که جنگ دوم قره باغ پوششی برای ایجاد کریدور توران ناتو در زنگزور بوده است، کریدوری شبیه به کریدور دانزیگ هیتلر که ایجاد آن ایدئولوژیک بوده و هدف آن تغییرات ژئوپلیتیکی قبل از شروع جنگ جهانی دوم بود.
این مقاله استدلال می‌کند که کریدور توران به گونه‌ای طراحی شده است که ناتو را مستقیماً به مرزهای شمالی ایران، مرزهای جنوبی روسیه و مرزهای غربی چین در سین‌کیانگ برساند – و روسیه را از طریق دریای سیاه، چین را از دریای چین جنوبی و ایران را از خلیج فارس محاصره کند.
کریدور توران ناتو همچنین ایران، روسیه و چین را از نظر ژئوپلیتیکی تضعیف خواهد کرد و اتحاد نظامی غرب را قادر خواهد ساخت تا ناآرامی های قومیتی را در میان آذری ها در ایران، تاتارها در روسیه و اویغورها در چین ایجاد کند.
به شکل کاملا ناروشنی، در اوج اعتراضات «فمینیستی» ایران، حمله تروریستی داعش در شیراز جان ۱۵ نفر را گرفت.
تنش ها بین باکو و تهران پس از اینکه مشخص شد عامل جنایت از فرودگاه بین المللی حیدر علی اف باکو وارد تهران شده است، تشدید شد. مدت کوتاهی پس از انتشار این گزارش ها، باکو پنج آذربایجانی را به اتهام جاسوسی برای تهران دستگیر کرد.
گزارش‌هایی به قدمت بیش از یک دهه وجود دارد که درباره حضور مجاهدین خلق مستقر در آلبانی در باکو هشدار می‌دهد گروهی که طی چندین دهه گذشته در بمب‌گذاری‌ها و ترورها در ایران دست داشته اند.
پس از سفر اخیر علی اف به آلبانی، گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که احتمال دارد برنامه‌هایی برای اسکان بخشی از اعضای مجاهدین خلق در باکو وجود داشته باشد.
ایران هشدار داده است که اجازه دادن به آذربایجان برای تبدیل شدن به پناهگاه امن تروریست ها و بازیگران بدخواه به عنوان یک اقدام جنگی تلقی می شود و به حکومت علی اف پایان می دهد.

زن، زندگی، آزادی… و ناتو

ساختار غربی «زن، زندگی، آزادی» با تجمع هزاران نفر در برلین، پایتخت کشوری که تا همین اواخر قطب گاز روسیه در اروپا بود و با خط ناتو در جنگ روسیه و اوکراین مخالف بود، شفاف‌تر شد.
ده ها هزار معترض در برلین برای حمایت از زنان ایرانی متحد شدند – پرچم اداره خودمختار شمال و شرق سوریه (یک رژیم کرد مورد حمایت آمریکا)، پرچم ارتش آزاد سوریه، پرچم کردستان عراق،پرچم تروریست‌های جیش العدل که در مرز ایران با پاکستان فعالیت می‌کنند و پرچم الاحواز، گروه تروریستی مورد حمایت عربستان سعودی برای تصرف جنوب ایران. پرچم های آذربایجان، اوکراین و اسرائیل نیز از جمله حامیان «زنان در ایران» بودند.
و جمع شدند تا «رویایی» را بزبان آورند، رویایی که در آن «… کشورهای همسایه [ایران] در صلح باهم زندگی میکنند»، رویایی که در آن «هیچ آشوب و درگیری در سوریه، لبنان و عراق وجود ندارد»، رویایی که در آن «کسی به پوتین سلاح نمی دهد تا اوکراینی ها را بکشد»، رویایی که در آن « نفت [ذخایر] نعمت است نه نفرین.. و «این رویا تنها با سقوط جمهوری اسلامی محقق خواهد شد».
در همان روز، جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا متعهد شد از «رویای ایرانی» حمایت کند. ایالات متحده یک بار دیگر «شورشیان میانه‌رو» و «ارتش‌های آزادی‌بخش» خود را بسیج کرده است تا نفرین نفت را در یکی دیگر از کشورهای غرب آسیا به نعمت تبدیل کنند. با این حال، این بار بحران جهانی انرژی در کشورهای ناتو موج می زند و خطرات بیشتر است.
ایران بی‌ثبات نه تنها شریک راهبردی اصلی روسیه در غرب آسیا را که با قفقاز جنوبی، افغانستان و عراق از لحاظ استراتژیک هم مرز است، نامتعادل می‌کند، بلکه فرصتی را برای روشن کردن کریدور توران ناتو فراهم می‌کند. پیامدهای فاجعه بار ژئوپلیتیکی برای ایران، روسیه و چین.
زن، زندگی، آزادی – به هر معنی که باشد – اکنون شعاری برای جنگ نامنظم در یک کشور دشمن ایالات متحده است.

نظرات بیان شده در این مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات The Cradle نیست.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: