پرش به محتوا

اگر آن‌ها‌ فاحشه نبودند… – فومنکو – ا. م. شیری

اگر آن‌ها فاحشه نبودند…

دمیتری فومنکو (DMITRY FOMENKO)

ا. م. شیری

نه، نه، مقاله در مورد موضوع اخلاق و اخلاقیات نیست. نویسنده قصد ندارد به مسائل اخلاقی بپردازد و به کسی درس اخلاق موعظه کند. صحبت در مورد فحشای سیاسی خواهد بود. به نظر حقیر،  فحشای سیاسی بسیار زیان‌بارتر از فحشای معمولی است. زیرا، روسپی‌های معمولی فقط بدن خودشان را می‌فروشند و قبل از همه، به خودشان صدمه می‌زنند.

اما روسپی‌های سیاسی حاضرند هر چیزی را که می‌توانند، بفروشند. و اگر این‌ها فاحشه‌های عالی‌رتبه باشند، به میلیون‌ها نفر آسیب می‌زنند.

معلوم شد که رؤسای جمهور اوکراین چنین فاحشه‌های سیاسی بلندپایه هستند. همه- از لئونید کراوچوک تا بدبخت فعلی. آن‌ها خیانت کردند و سرزمین عظیمی را که ده‌ها میلیون نفر در آن زندگی می‌کند، فروختند.

به نظر می‌رسد که در طلوع استقلال، اوکراین فرصت‌های آغاز بسیار خوبی داشت. اقتصاد توسعه‌یافته، مردم سخت‌کوش، سرزمین غنی. و آماده بود تمام از دست‌رفته‌ها را از طریق روسیه، همسایۀ برادر با نازلترین قیمت بدست آورد. پس، چه چیز دیگری کم بود؟ برای خودت زندگی کن، شاد باش و بیشتر ثروتمند شو!

تنها یک چیز از اوکراین خواسته شد: به ضد روسیه تبدیل نشو! رابطۀ بین ما باید مثل رابطۀ آلمان و اتریش باشد. روزی روزگاری اتریش بخشی از خاک آلمان متحدی بود که یک ملت در آن زندگی می‌کرد. بعداً آلمان به بخش‌های زیادی تقسیم شد. روابط بین این بخش‌ها به گونۀ متفاوت توسعه یافت. بین آن‌ها همه چیز، تا جنگ‌های خونین اتفاق افتاد.

سرانجام آلمان دوباره متحد شد. تقریباً همه، بجز اتریش. بخصوص اینکه، اتریش نیز می‌خواست به یک کشور ملحق شود، اما عوامل خارجی مانع از آن شدند.

اکنون اتریش و آلمان دو کشور جداگانه هستند. حتی به اتریشی‌ها آلمانی هم نمی‌گویند. اگرچه هر کسی که اصلاً با تاریخ آشنا باشد، می‌داند که در دو طرف مرز آلمان و اتریش یک ملت زندگی می‌کند.

اتریشی‌ها زبان و فرهنگ آلمانی را رها نکردند. در مدارس اتریش به دانش‌آموزان آموزش داده نمی‌شود که آلمان دشمن ابدی اتریشی‌ها است و همیشه می‌خواسته آن‌ها را به بردگی بگیرد. در وین یادواره‌های جان ولفگانگ گوته، فردریش شیلر، لودویگ ون بتهوون وجود دارد. اگرچه این شخصیت‌های بزرگ، نه بومی اتریش، بلکه زادۀ دیگر نقاط آلمان تاریخی بودند، اما اتریشی‌ها آن‌ها را غریبه حساب نمی‌کنند. هیچ کس قصد ندرد یادواره‌های نامبردگان را تخریب کند. و حتی اگر چنین افرادی پیدا شوند، به حق دیوانه محسوب می‌شوند.

سازمان امنیت محلی نیز صومعه‌های کاتولیک اتریش را به‌عنوان اماکن مشکوک تصور نمی‌کند و علیرغم این واقعیت که صومعه‌های مشابه در مناطق کاتولیک نشین آلمان همسایه وجود دارد، ترتیب بازرسی در آن‌ها را نمی‌دهد.

به سخن دیگر، می‌توان گفت که اتریش آلمان نیست، ضد آلمانی هم نشده و احتمالا هرگز نخواهد شد (زیرا غیرطبیعی خواهد بود). هر دو کشور بر اساس اصول حسن‌همجواری و همکاری متقابلاً سودمند همزیستی می‌کنند.

اوکراین و روسیه نیز می‌توانستند بر اساس همان اصول زندگی کنند، اگر… اگر اوکراین توسط فاحشه‌ها رهبری نمی‌شد. و اگر (در مواجهه با غرب جمعی) مشتری ثروتمندی ظاهر نمی‌شد که بخواهد از خدمات این فاحشه‌ها استفاده کند.

 

کاهنان اوکراینی «معشوقه‌های سیاسی» بسیار مهربانی بودند که برای برآوردن هر خواسته، حتی منحرف‌ترین خواستۀ مشتری آمادگی داشتند. همان مشتری که از روسیه متنفر است و به همین دلیل، می‌خواست اوکراین مستقل را به ضد روسیه تبدیل کند که فاحشه‌های سیاسی اوکراینی با کمال میل به آن تن دادند.

در این زمینه، لئونید کراوچوک، اولین رئیس جمهور دولت تازه تأسیس اوکراین، خود را متمایز کرد. او در ابتدا، با احتیاط، اما با سرعت فزاینده، روند دور شدن از روسیه را شروع کرد و فاصله‌ها رفته رفته بیشتر شد (اگرچه منافع اوکراین به جهت حرکت کاملاً مخالف نیاز داشت). ضدیت با روسیه سال به سال در کشور در تمام عرصه‌های زندگی اجتماعی تشدید شد…

مسیر کراوچوک را جانشین او، لئونید کوچما با اطمینان بیشتری ادامه داد و سپس، ویکتور یوشچنکو ، وارث کوچما و دیگران به همان ترتیب عمل کردند.

در عین حال نمی‌توان گفت که مردم چنین حاکمانی را آن گونه که شایسته بودند پذیرفتند. در این مورد، این حداکثر کارایی نداشت. مردم اوکراین همیشه نامزدی را برای بالاترین پست دولتی انتخاب کرده‌اند که وعده پایان دادن به روس‌هراسی و بهبود روابط اوکراین و روسیه را داده است. هر نامزدی که واقعاً می‌خواست در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود، از سلف خود به دلیل ناتوانی او در برقراری روابط واقعاً خوب با روسیه انتقاد می‌کرد. اما هر برندۀ مبارزات انتخاباتی صرفاً به این دلیل که یک مشتری ثروتمند غربی می‌خواست، به تخریب این پیوندها ادامه داد.

آری، خواسته مشتری برای یک فاحشۀ سیاسی، حتی بیشتر از یک فاحشۀ معمولی قانون است.

و به همین ترتیب نیز در زمان رئیس جمهور بعدی اوکراین که رأی‌دهندگان را فریب داد، به عبارت دقیق‌تر، در زمان کسی که توسط اکثریت قریب به اتفاق رأی‌دهندگان اوکراینی برای ایجاد یک صلح پایدار برای این سمت انتخاب شد، به آغاز یک جنگ تمام عیار رسید. این امر، به مرگ دسته‌جمعی مردم و رنج بیشتر آن‌ها منجر شده است.

مشتری ثروتمند غربی و همچنین، فاحشه‌ای که دستور او را اجرا داد، راضی است. (هر چند که از عواقب رفتارش که پیش‌بینی می‌کند، می‌ترسد). پس مردم؟ هه، چه کسی از مردم می‌پرسد؟

اما ممکن بود همه چیز متفاوت باشد. کاملا متفاوت، اگر…

وب‌سایت بنیاد فرهنگ راهبردی

۱ دی- جدی ۱۴۰۱

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: