پرش به محتوا

شبه نظامیان مزدور!

دست دراز شده آمریکا علیه ایران

دست دراز شده آمریکا علیه ایران: ستیزه جویان کرد در مرز ایران و عراق
جدایی طلبان کرد مسلح تحت حمایت ایالات متحده و اسرائیل در مرز عراق در هر حادثه درگیری داخلی ایران از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۲ شرکت داشته اند.

پس از ساعت ها سفر و راهپیمایی در اطراف مرز عراق بین اقلیم کردستان خودمختار عراق و ایران، به یک نتیجه واحد خواهید رسید: «این یک مرز یک طرفه است.»
از آوریل ۲۰۰۳، پس از حمله غیرقانونی ایالات متحده به عراق و اشغال این کشور، غرب آسیا به یک زمین بازی بزرگ برای مجموعه ای از دولت ها و گروه‌ها،نهادهای خارجی تبدیل شد.
در میان این گروه‌ها احزاب و سازمان های جدایی طلب کرد ایرانی مستقر در شمال عراق نیز حضور دارند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اغلب پایگاه‌های این شبه‌نظامیان مسلح را به دلیل تهدید جدایی‌طلبانه نظامی آنها با حملات هوایی هدف قرار می‌دهد.

سوال این جا است چرا این گروه‌ها همچنان در عراق مستقر هستند و آیا بغداد و اربیل نقش مستقیمی در میزبانی از شبه‌نظامیانی دارند که خاک ایران را هدف قرار می‌دهند؟

این پرسش‌ها همچنان از سوی عراق بی‌پاسخ مانده و منحر به پاسخ‌های نظامی ایران به این گروه‌های مسلح جدایی طلب می‌شوند، مانند حملات ماه سپتامبر که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مدت ۱۳ روز متوالی حملات پهپادی و موشکی را علیه این شبه‌نظامیان کرد جدایی‌طلب انجام داد.
زمانی که عملیات در ۱۶ سپتامبر به پایان رسید، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که به اهداف خود رسیده است، اما هشدار داد که «در صورت تهدید مجدد علیه امنیت ملی ایران، عملیات خود را از سر خواهد گرفت».

جدایی طلبان کرد ایرانی

برجسته ترین این شبه نظامیان کرد، حزب زندگی آزاد کردستان (Partiya Jiyana Azad a Kurdistan – PJAK) پژاک است که فعالیت های آن علیه منافع ایران به طور غیر منتظره‌ای پس از اشغال عراق توسط آمریکا تشدید شده است.
پس از سال ۲۰۰۴، پژاک برای اولین بار به عنوان یک نیروی مسلح در همان مناطق تحت کنترل حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) به رهبری عبدالله اوجالان ظاهر شد.
پ.ک.ک عمدتاً در ارتفاعات قندیل در شمال شرقی عراق مستقر است که در محدوده رشته کوه زاگرس قرار دارد که امتداد این سلسله جبال در اعماق خاک ایران ادامه دارد.
«نیروهای شرق کردستان» بازوی نظامی شبه‌نظامیان کرد ضدایرانی هستند و تعداد جنگجویان آن بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر تخمین زده می‌شود که بیشتر آنها از سوریه، عراق، ترکیه، ایران و مناطق مختلف کردستان هستند.
در سلسله مقالاتی که در سال ۲۰۰۶ در نیویورکر منتشر شد، روزنامه نگار و محقق معروف سیمور هرش فاش کرد که ایالات متحده و اسرائیل این حزب را آموزش می دهند و از آن حمایت مالی و اطلاعاتی می کنند تا تهران را تضعیف کنند.
اندکی پس از حمله به عراق، دولت جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا، برنامه ای مخفی را برای آموزش و تجهیز پژاک با کمک اسرائیل آغاز کرد.
هرش گزارش داد: «این گروه به عنوان بخشی از تلاش برای کشف ابزارهای جایگزین برای اعمال فشار بر ایران، حملات مخفیانه فرامرزی به ایران انجام داده است».

استفاده از ناآرامی های اجتماعی

ناآرامی های اخیر و ادامه دار در تعدادی از شهرهای ایران پس از کشته شدن مهسا امینی، زن جوان کرد ایرانی، در حالی که در ۱۶ سپتامبر در بازداشت پلیس بود، فرصتی را برای پژاک و دیگر احزاب جدایی طلب کرد فراهم کرد تا اقدامات و فعالیت های خرابکارانه خود را افزایش دهند.

نویسنده و خبرنگار این گزارش در عراق توانست به مکان هایی که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر کویسنجق (۶۰ کیلومتری شرق اربیل، پایتخت اقلیم کردستان عراق) در نزدیکی مرز ایران (کویسنجق در نزدیکی مرز ایران به سمت استان های آذربایجان غربی و کردستان در نزدیکی سردشت قرار دارد) که مورد هدف قرار گرفته بود، برود و به یکی از بزرگترین اردوگاه های پژاک در یکی از این شهرک نزدیک شود. دره هایی که توسط رشته کوه‌های بلندی احاطه شده است.
دسترسی خبرنگاران به این مکان‌ها تقریباً غیرممکن است، بنابراین مجبور شدیم با لباس مبدل در کنار روستاییان محلی و با بلد ها و هماهنگی کردهای محلی که ملاقات ما را ترتیب داده بود، سفر کنیم. جنگجویان شبه نظامی اغلب در روستاهای اطراف اردوگاه خرید می کنند.
با این حال، «هدف آنها خرید نیست، بلکه انجام عملیات امنیتی و اطلاعاتی است که حزب دموکرات کردستان حاکم در اربیل چشمان خود را بر آن می بندد.» .
آنها تعداد جنگجویان اینجا را کمی بیش از ۱۰۰۰ نفر تخمین می‌زند. کوه‌ها فضایی راحت و امن را برای انجام فعالیت‌های نظامی پیشمگره‌ها فراهم می‌کنند که شامل تمرین‌های روزانه و تمرینات نظامی در پاییز می‌شود.

«رویاپردازان خطرناک»

منبع ما مبارزان پژاک را «رویاپرداز» می نامد، زیرا قدمت زرادخانه نظامی آنها به دهه ۱۹۵۰ باز می گردد و شامل سلاح های سبک، مواد منفجره، خمپاره و مین های ضد خودرو است.
این قاچاقچی که در دهه ۱۹۸۰ در جنگ ایران و عراق شرکت کرد و تجربه عبور از مناطق ناهموار مرزی را دارد، می افزاید: آمریکایی ها به این افراد سلاح مدرن نمی دهند.
با این وجود، او هشدار می دهد که این افراد «خطرناک» هستند و پیشمرگه ها «نیروهای شرق کردستان» اکنون به کارهای امنیتی و «مدیریت عملیات» در داخل ایران روی آورده اند.
فعالیت های خرابکارانه آنها با همکاری نیروهای ویژه از پیشمرگه های حزب دمکرات کردستان (KDP) و نیروهای «ائتلاف» (که عمدتاً نیروهای آمریکایی هستند) انجام می شود.
این همکاری جدید نیست و حداقل از سال ۲۰۰۹ تاکنون با هر حادثه بزرگی از درگیری‌های داخلی ,ایران همراه بوده است، از جمله ناآرامی‌ها در سال‌های ۲۰۱۶، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹، ۲۰۲۰ و اخیراً در سال ۲۰۲۲.
در دو سال گذشته، فعالیت پژاک صرفاً نظامی نبوده و «می‌بینیم که جنگجویان آن مهمانانی را در منطقه همراهی می‌کنند.« این منبع عراقی می گوید «درست است که آنها لباس مبدل به تن می کنند، اما ما ساده لوح نیستیم، اما باید گفت که اقلیم کردستان طبق معمول از این بازی سودی نخواهد برد.»

کردستان عراق با پژاک ارتباط دارد

حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان که دو حزب اصلی سیاسی اقلیم کردستان هستند، رسما هرگونه ارتباط با پژاک را تکذیب می کنند. با این حال، رهبران کرد وجود «هماهنگی»، «انتقال پیام» و «تبادل اطلاعات» با گروه شبه نظامی را تصدیق می کنند. حزب دمکرات کردستان پیش از این از پژاک و پ ک ک خواسته بود سلاح های خود را زمین بگذارند.

یقیناً مدیریت فعالیت‌های به این بزرگی در خاک عراق و تبلیغ و فروش جهانی خود به عنوان «مبارزات آزادی» بدون تبانی و حمایت مقامات کرد و عراق برای پژاک، اگر نگوییم غیرممکن، دشوار خواهد بود.

یک منبع بلندپایه دیپلماتیک ایرانی با بیش از ده سال تجربه در بغداد وجود کمیته سه جانبه متشکل از نمایندگانی از تهران، بغداد و اربیل را برای تبادل اطلاعات درباره «فعالیت های خرابکارانه» پژاک علیه ایران تایید می کند.

با این حال، این کمیته جلسات منظمی برگزار نمی کند و ایرانی ها متقاعد شده اند که ابتکارات حل مشکلات آن به دلیل ناتوانی بغداد و به دلیل دخالت کشورهای خارجی در حمایت از جدایی طلبان جدی نیست.

این امر تهران را بر آن داشته تا سیاست استفاده از «زور برای بازدارندگی از آنچه امنیت ملی آن را تهدید می‌کند» اتخاذ کند، به طوری که یک یا دو مقام در کشور عراق نیم ساعت قبل از شروع هرگونه عملیات نظامی ایران مطلع می‌شوند.

این منبع دیپلماتیک که دارای تجربه نظامی است، می‌افزاید: «ما دائماً همه کسانی را که از پایگاه های پژاک بازدید می‌کنند، تحرکات پیشمرگه های آنان، تمام مراحل و حمایت‌هایی که دریافت می‌کنند، را رصد می‌کنیم.ما تصاویر ضبط شده از لحظه انفجار ها و حملاتمان به آنها را پخش می‌کنیم تا به جدایی‌طلبان و سرویس‌های اطلاعاتی حامی آنها اطمینان دهیم که مکان آنها را به خوبی می‌دانیم.»

بغداد چشم خود را بر این فعالیت ها بسته است.

منابع رسمی در بغداد حتی وجود یک کمیته سه جانبه و همچنین هرگونه هشدار قبلی در مورد حملات هوایی ایران را تکذیب می کنند.
در واقع، یک افسر بلندپایه عراقی حتی به خبرنگار ما اطلاع داد که با هماهنگی بغداد، پژاک و پ.ک.ک، ستاد و محل امنی برای فعالیت های جدایی طلبان کرد و رهبران آنها در اربیل و سلیمانیه به وجود آمده است.
همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد شبه‌نظامیان جدایی‌طلب در فعالیت‌های غیرقانونی و فرامرزی فعال هستند که درآمدزایی برای پژاک ایجاد می‌کند و به نوبه خود آن را قادر می‌سازد تا حقوق پیشمرگه های خود را پرداخت کند. این منابع می گویند که بغداد از همه اینها آگاه است، اما چشم خود را می بندد.

حفظ تمامیت ارضی ایران

این افسر بلندپایه مدعی است، با این حال، نخست وزیر جدید عراق، محمد شیعه السودانی، برای ایجاد یک نیروی جدید گارد مرزی مستقر بین منطقه ترکیه و ایران و اولویت دادن به نیروها یا منابع انسانی با حمایت مالی و تسلیحاتی جدی است.
اما منبع مذکور حتی نسبت به این اقدام مرزی مشابه نیز ابراز بدبینی کرده و انتظار دارند فعالیت‌های پژاک در منطقه کوهستانی که با آن مناطق به خوبی آشناست ادامه یابد.
وی خاطرنشان می کند که تهران «از اقدامات میدانی و نظامی که توسط عراق صورت می گیرد راضی و متقاعد نخواهد شد. ایرانی ها از توانایی ها و محدودیت های ما به خوبی اطلاع دارند.»
آنها له ما گفته‌اند که «حضور جدایی‌طلبان در مرزهایشان را منبع نگرانی امنیتی برای کشورشان می دانند. و به ما گفتند که در مقابل این تهدید دست روی دست نخواهند داشت.»
او در پایان می‌گوید: این «عملاً تهران است که مرزهای محدوده رشته کوه جاسوسان را کنترل می‌کند».

نیازی به گفتن نیست که ایران به عنوان یک کشور مستقل، موضعی فعالانه در مقابله با تهدیدات علیه امنیت ملی خود که توسط گروه‌های جدایی‌طلب مورد حمایت خارجی ایجاد می‌شود، اتخاذ خواهد کرد – حتی اگر این امر منجر به نقض حاکمیت همسایه‌ی ضعیف‌تر خود یعنی عراق شود. »

در حالی که در مجموع به نفع ایران، عراق و در واقع ترکیه و سوریه است که بر سر این تهدید امنیتی متقابل قومی-ناسیونالیستی، جدایی طلبانه و امنیتی هماهنگ شوند، بغداد برای مقابله با این چالش بسیار کند عمل کرده است.

در عوض، ممکن است شاهد آغاز این روند ابتدا در شمال شرق سوریه باشیم، جایی که هر چهار کشور در حال حاضر با نگرانی شدید نسبت به فعالیت های جدایی طلبی نظامی کردها، حامیان خارجی آن و تهدید قریب الوقوع یک رویارویی نظامی گرد هم آمده اند.

نظرات بیان شده در این مقاله لزوماً منعکس کننده نظرات The Cradle نیست.


منبع: The Cradle

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: