پرش به محتوا

منافع منطقه ای ایران چیست؟ – محادین – احمد مزارعی

نوشته : دکتر موفق محادین، نویسنده وتحلیلگر سیاسی اردنی

مترجم: احمد مزارعی، سایت المیادین لبنان، یکشنبه 18، دسامبر



تعیین کننده موضع گیری های ایران منافع اقتصادی ویا اعتبارات ایدئولوژیک شیعه گری نیست بلکه بنا به دلایل وجود قوانین تضادها و فعل و انفعالات گوناگون در میدانهای سیاسی میباشد

همزمان با گسترش روابط میان چین ، روسیه وایران ، همچنین با بحرانی شدن برنامه هسته ای و کمک ایران به سوریه ، مقاومت فلسطین و لبنان ، اضطرابات وناآرامیهای اجتماعی که شامل مجموعه ای از نوع انقلابات رنگی وگروههای تجزیه طلب که رابطه شناخته شده ای با ناتو ، کشورهای نفتی خلیج ، و فرستنده های تلویزیونی فارسی زبان داشتند، آغاز گردید ودرهمین مسیر تهاجمات تبلیغاتی بر علیه ایران از چند کشور عربی نیز شروع به کار کرد

اضافه بر مراکز تبلیغاتی معروف در لبنان ، مجموعه معتنابهی از مقالات در روزنامه های اردن نیز منتشر می گردد که همه یکصدا از دخالت ایران در این و یا ان کشور دارد سخن می دادند بدون اینکه کمترین اشاره ای به دخالتهای سیاسی آمریکا و یا وجود پایگاههای نظامی این کشور در منطقه به میان بیاورند ویا درمورد دیکته کردن و یا سفارشات اقتصادی وابسته به مترو پلهای سرمایه داری ، همچون بانک و صندوق بین المللی پول مطرح کنند.همین نویسندگان و مقالاتشان دخالت آشکار و تجاوزکارانه ترکیه را در امور سوریه، عراق و لیبی را ندیده میگیرند

منافع ایران در منطقه بر اساس تعریف های متداول علوم سیاسی موجود در قاموسهای به معنی واقعی منافع ، چیست،از انسو مراکز تبلیغاتی وابسته به ناتو بطور تکراری از امپریالیسم روسیه صحبت میکنند و فراموش میکنند که خصلت اساسی و تعریف روشن امپریالیسم صدور سرمایه و تسلط بانکها بر اقتصاد جهانی است امری است که در مورد روسیه صدق نمی کند

اما در مورد ایران و مفهوم منافعش باید گفت ، اگر درگیری برای تسلط بر بازارها ومنابع ومراکز مالی و پولی جهانی ان تعریف اساسی این مفهوم است، باید دید ،منافع ومصالح ایران در کدام یک از تعریفهای فوق قراردارد، درصورتی که روابط اقتصادی ومشخصات تجارتی ایران هیچ ارتباطی با ساختارهای متروپلها وعملکردهای جهانی انها ندارد، وایا ایران برای دسترسی به مواد خام ویا مواد اولیه ویا نیم ساخته دردیگر کشورها دست به اعمال غارتگرانه وحیف ومیل ثروت انها دست زده است؟

تاکیدا باید گفت که ایران دارای اقتصادی متنوع میباشد وتنها مختصر به نفت وگاز نیست، ایران همچنین دارای روابطی بسیارگسترده با دیگر کشورهای جهان است، ایران همچنین از اعتبار بسیار خوبی در زمینه تولید صنایع سنتی ودستی که ریشه درتاریخ این کشور دارد همچون قالیبافی ، تولید زعفران ، پسته وغیره که معروفیت جهانی دارد، اما کالاهای تولیدی ایران همچنان خارج از بازارهای مناسبات سرمایه داری زد و بندهای گروههای مافیائی مالی بورس لندن و»وال استریت» قراردارد ، بلکه امپریالیستها عامدانه خودشان برای بی اهمیت جلوه دادن نقش اقتصاد متنوع و رقابتی ایران میکوشند در این مورد صحبتی به میان نیاورند(اما طلایی که پاک است چه منتش به خاک است.مترجم)

انان با انکارشان و سکوت در این مورد ، ایران را از این تهمت مبرا می دارند که میکوشد سهمی در حیف ومیل کردن بازار جهانی و تسلط بر منابع آنها به خود اختصاص داده است وبا این وضعیت روشن می گردد که ایران جزئی از کشور هایی نیست که در بحبوحه درگیریهای تسلط برمنابع جهانی برای خود نقشی وبرنامه ای داشته باشد، پس دراینجا مفهوم منافع کدام است؟ امپریالیستها ناتوان ازان نیستند تا با سیاست بازیها و فریبکاری های گوناگون خود کالای دیگری خلق کنند ودرراه پیش برد اهداف خود بکار بگیرند وان کالای ایده ئولوژیک است ، کالائی که دردوره حضور شوروی سوسیالیستی که بزرگترین منبع نظام سوسیالیستی دردوره خود بود بکار گرفتند.

با این حساب بنا به گفته امپریالیستها منافع اقتصادی برای ایران وجود ندارد تا بخاطر ان بر بازارها وغارت انها دست بزند، اما بر طبق نظرات امپریالیستها کالای ایران ایده ئولوژیک میباشد، ببینیم این ایده ئو لوژی چیست؟

براساس منابع مراکز امپریالیستی دراروپا وامریکا این اید ئو لوژی شیعه گری میباشد که ایران میکوشد دربازار منطقه رواج دهد ، دراینجا ما با این سئوال روبرو میشویم که این ایده ئولوژی چیست؟

اگر منظور امپریالیستها شیعه گری میباشد بطور طبیعی ما با سئوالات زیرروبرو میشویم:

یک – براساس ضرب المثل معروف :»خیری که به خانه روا است به مسجد حرام است»، چرا ایران دردرجه اول اقدام به صدور کالای شیعی خود درداخل ایران ودرمیان سنی مذهبان داخلی نمیکند ؟، ویا چرا طرفداران ایران درمقاومت لبنان وعراق به اینکار دست نمیزنند وبرای مثال حزب الله لبنان بجای اینکه به مسیحیان وسنیها ی لبنان اموزش نظامی بدهد،واگر ایران شیعه گری را کالای صادراتی تلقی میکند چرا اقدام به شیعه کردن انها وصدوراین کالا ی شیعی به کشورها ویا سایرشهرهای منطقه نمیکند ؟…..

مثالهای دیگر دراینمورد : موضعگیری ایران درمورد اذربایجان شیعه وارمنستان مسیحی چگونه است وچرا معمولا ایران به طرفداری ازارمنستان مسیحی اقدام میکند ونه اذربایجان شیعه؟ برعکس ترکیه سنی مذهب از اذربایجان شیعی حمایت میکند ، ایران در ارمنستان نه منافع مهم اقتصادی دارد ونه رودخانه مشترکی که بتواند از ابهای ان استفاده کند ، همچنین دیده نشده که ایران بخواهد کالای شیعه گری خودرا درمیان ارمنیها صادر کند ، ایران درارمنستان نه منافع اقتصادی دارد ونه منافع اید ئولوژیکی ، اما برای حفظ موقعیت سیاسی وجغرافیائی منطقه ای خود،منافع سیاسی دارد که باید ازان دفاع کند

دوم – درمورد موضعگیری ایران نسبت به ونزوئلای مسیحی که از نفت ایران به عنوان کمک استفاده کرد وارسال نفت از طرف ایران دررقابت با شرکتهای بین المللی نفتی هم نبود، وباید این کمک اقتصادی ایران به ونزوئلا را نیزدر عرصه سیاسی ارزیابی نمود

سوم: درمورد کمک به سازمانهای بزرگ فلسطینی که دارای نظرات متفاوتی در میان خود هستند اما همه انها دراکثریت خود سنی میباشندوایران در فلسطین هیچگونه منافع اقتصادی ویا ایدئولوژیکی شیعی ندارد

شاید بسیاری ندانند که بعد از سقوط شاه که دست نشانده امریکا بود وپس از سقوط حکومت ملی دکتر محمد مصدق بتوسط امریکا برسر کار اورده شد ،رابطه ایران با سازمانهای مقاومت فلسطینی همچون حماس ،یا جهاد اسلامی که هنوز وجود نداشتند ویا حتی با سازمان الفتح هم برقرار نشده بود، پس از حوادث ماه سپتامبر 1970، دراردن تعدادی از افسران ارتش اردن به سازمان الفتح پیوستند ، بعد از پیروزی انقلاب ایران ، افسران اردنی که به سازمان الفتح پیوسته بودند تجربیات خودرا درخدمت سپاه پاسداران ایران که تازه تاسیس شده بود نیز قراردادند، واین هنگامی بود که ارتش سابق ایران به دستور خمینی منحل گردید ، یکی از علتهای اصلی دشمنی اسرائیل با یاسر عرفات جریان کشتی ایرانی حامل اسلحه بنام «کارن» درسال 2000،بود، این کشتی حامل اسلحه بود وقراربود از طریق سودان. وارد غزه شود ونه مسائل ایدئولوژیک شیعی ، بلکه به دلایل سیاسی وقانون عملکرد تناقضات دران مرحله بود.

:یکم – تضاد اصلی درجهان کنونی امپریالیسم جهانی به رهبری امریکا میباشد، امریکا شبه ویا تعریفی عمومی نیست بلکه نظام سرمایه داری که در حد اعلاو اوج جنایت خود قراردارد وابزارهایش عبارت است از بازار ازاد ، نیو لیبرالیسم وحشی به عنوان فاشیسم جدید، پیمان ناتو ، بانک وصندوق چهانی پول، ارتش شب متشکل از ماموران اطلاعاتی ، تشکیل دهندگان ومربیان قاتلان وتکفیریها، گروههای انقلابات رنگی ونماینگانشان همچون سورس ، لیفی، کارنیگی، بوبوویچ و…

دوم – تضاد رئیسی ویا تضاد موجود وملموس دراین مرحله ، درمنطقه خاورمیانه وملتهای ساکن دران ، براساس نظریه ای که عبد الناصر# سالها پیش پس از جنگ 1967،اعراب واسرائیل ، ومشخص نمود که اسرائیل پایگاه اصلی استعمار غرب درمنطقه بوده ونباید با ان سازش کرد، اما ترکیه با اسرائیل ، پیمان ناتو وبانک جهانی رابطه دارد ، برعکس ترکیه، ایران وکشورهای دیگر عربی همچون ، عراق ، سوریه ، یمن،فلسطین ، لبنان بویژه «مقاومت لبنان»، تونس ، مغرب والجزایر تا کنون با اسرائیل رابطه برقرار نکرده اند ، دراین میان مرکز «هرتزیلیا» مهمترین مرکز تصمیم گیریهای استراتژیک دراسرائیل درسال 2000، تنها ایران را مورد هدف ودشمنی خود قرارداده وبه تبع اسرائیل امریکا وغالب کشورهای غربی در وارد اوردن انواع تحریمها وفشارها برایران هماهنگ شده اند که بر همه ما عملکردشان روشن است.

اما انچه که پر واضح است اینکه ایران دراین میان استقلال خودرا حفظ کرده ونمیخواهد به زیر سلطه سیاستهای استعماری غرب قرار بگیرد ودشمنی امپریالیسم امریکا، ارتجاع منطقه واسرائیل با ایران را باید از این منظر نگریست

# – جمال عبدالناصرخودرا شاگرد مدرسه مصدق میدانست ، در مصر خیابانی بنام مصدق نامگزاری شدویک ایستگاه رادیویی مدتها برنامه فارسی اجرا میکرد، قابل ذکر است که یکی از کارهای مهم مصدق بعد از نخست وزیر شدن اخراج نماینده اسرائیل بعنوان نماینده استعمار بود.دریکی از کتابهای حسنین هیکل ذکر شده است که عبد الناصر مبلغ 5000، دلار به اقای خمینی برای مبارزه اش بر علیه رژیم شاه دران سالها کمک نمود، درانزمان یعنی سال 1341،تمام مراجع تقلید که پنج نفر بوده و وعاظ السلاطین بودند» شدیدا با خمینی مخالفت کرده وحتی دشمنی اشکار خودرا ابراز نمودند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: