پرش به محتوا

خوش بینی ایرانی

تصویر سمبولیک است

در حالیکه تهران و اسلام آباد در تلاش برای نزدیک شدن هستند. اما هنوز موانعی بر سر این مهم وجود دارد

نوشته کنوت ملنتین
یونگه ولت
ترجمه میرفخرایی

کشورهای همسایه ایران و پاکستان در تلاش برای نزدیکی ظاهری هستند. در واقع نیاز در این زمینه کمبود زیادی وجود دارد. این امر به‌ویژه در ایران که «خوش‌بینی» بخشی از دکترین دولتی است، به‌شدت احساس می‌شود.
به عنوان مثال، تهران تایمز انگلیسی در ۵ دسامبر گزارش داد که هر دو کشور می خواهند تلاش های خود را برای افزایش حجم تجارت فی مابین به پنج میلیارد دلار افزایش دهند.
برای مقایسه: ایران و ترکیه که کشورهای همسایه نیز هستند، در سال گذشته حجم تجارت یازده میلیارد دلاری داشتند و می‌خواهند در آینده نزدیک این حجم مبادلات را به ۳۰ میلیارد دلار برسانند – اما این نیز یک «خوش‌بینی» یک طرفه ایرانی است.»
با این حال، برای اینکه روی واقعیت ها تکیه کنیم تنها کافی است به کارنامه تجارت دو کشور نگاهی بیندازیم، ایران و پاکستان در سال گذشته حجم مبادلات تجاری بسیار پایینی داشتند که تنها ۳۶۰ میلیون دلار بود.
برخی مشکلات جدی در روابط دو کشور روندی بسیار منفی از خود بجا میگذارد.
سازمان‌های اسلام‌گرای سلفی مسلح از پاکستان وارد ایران شدند و این ظن وجود دارد که پاکستان به این نیروها آزادی عمل بیش از حد داده می‌شد.
در مورد جدایی طلبان بلوچ که در هر دو کشور فعال هستند، وضعیت مشابه است.
وقتی صحبت از افغانستان به میان می‌آید که هم مرز با ایران و پاکستان است و طالبان از اوت سال گذشته دوباره در قدرت هستند، دو کشور همسایه اساساً منافع مشابهی دارند، اما تهران مایل است که مرزبندی قاطع‌تر و واضح‌تری را از پاکستان در اینباره مشاهده کند.
روابط همچنین زمانی که عربستان سعودی می خواست یک ائتلاف مداخله جویانه برای جنگ داخلی در یمن در سال ۲۰۱۵ ایجاد کند، آسیب دید.
پاکستان ضمن انکار مشارکت مستقیم در این ائتلاف، دست بیعتی اغراق آمیز با سعودی ها داده است.
در تهران، به‌ویژه به این نکته اشاره شد که در سال ۲۰۱۷، راحیل شریف، فرمانده سابق ارتش پاکستان، فرماندهی نیروهای مداخله‌گر در خدمت منافع عربستان در یمن را بر عهده گرفت.
پاکستان نیاز بالایی به انرژی دارد، در حالی که ایران مازاد قابل ملاحظه ای برای صادرات دارد.
دو کشور از سال ۱۹۹۴ بر سر ساخت خط لوله گاز طبیعی مذاکره کردند و در ژوئن ۲۰۱۰ قراردادی امضا شد.
گسترش این خط لوله به هند، که به دلیل اقتصادی پر سود است، حداقل در این طرح»در نظر گرفته شد». از دیدگاه ایالات متحده، این پروژه کاملاً نامطلوب بود.
نتیجه آنکه با وجود این که خط لوله انتقال گاز طبیعی از میدان پارس جنوبی در خلیج فارس در سمت ایران به طور کامل تکمیل شد، در خاک پاکستان به درستی راه اندازی نشد.
آمریکا این خط لوله را تحریم کرده و با تهدید از راه اندازی آن جلوگیری کرده بود.
به عنوان جایگزین، آنها خط لوله تاپی را که قرار بود گاز طبیعی را از ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان و شاید هم بیشتر به هند منتقل کند، مورد تشویق آمریکا قرار گرفته، اما هنوز تکمیل نشده است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: