پرش به محتوا

کودتا در پرو، آمریکا سلام میرساند!

نیروی انتظامی رئیس جمهور قانونی را دستگیر و به زندان میبرد

اندکی پس از کودتای سازماندهی شده توسط راستگرایان وابسته به آمریکا در پارلمان پرو رئیس جمهور قانونی و منتخب پرو کاستیلو دستگیر و زندانی شد، ، بلافاصله پس سرنگونی کاستیلو، بولوارته، معاون رئیس جمهور سابق، به عنوان رئیس جدید دولت سوگند یاد کرد. کاستیلو قبلاً می خواست به دلیل بلوکه کردن فعالیت های ریاست جمهوری توسط پارلمان راست گرایان و محافظه کاران متحد آمریکا و اروپا این نهاد را منحل کند و انتخابات آزاد پارلمانی فرا بخواند – سپس نمایندگان راستگرا پیش دستی کردند و بر علیه کاستیلو کودتا کردند.
پس از آنکه پارلمان پرو پدرو کاستیو، رئیس جمهور قبلی را برکنار کرد، دینا بولوارته معاون قبلی رئیس جمهور کمی بعد به عنوان رئیس جدید دولت سوگند یاد کرد. این وکیل ۶۰ ساله در کنگره لیما سوگند یاد کرد و او را به اولین رئیس جمهور زن این کشور آمریکای جنوبی تبدیل کرد.

دولت کاستیلو معلم سابق مدرسه روستایی از زمان روی کار آمدن در جولای سال گذشته تحت فشار جریانات راستگرای وابسته به آمریکا و اروپا در پارلمان پرو بوده است.
وزرای مهم به بهانه های مختلف و ادعاها و اختلاف نظرها و بخصوص کارشکنی پارلمان محافظه کار هوادار آمریکا بارها پست خود را خالی کردند.
فقط دو هفته پیش، کاستیو رئیس جدید کابینه را منصوب کرد – پنجمین کابینه در کمتر از یک سال و نیم. از زمان تصدی این مقام، او از دو محاکمه استیضاح جان سالم به در برده بود.
دولت این سیاستمدار چپ نیز با پارلمان تحت سلطه نیروهای محافظه کار درگیر جنگ قدرت دائمی بود.
اخیراً، حتی کنگره اجازه رئیس دولت را برای سفر به نشست سران اتحاد اقیانوس آرام در مکزیک رد کرد و این نشست را لغو کرد.
تعداد زیادی از نمایندگان مجلس چپگرا نیز به اتهامات مختلف تحت بازجویی قرار دارند. دو تن از اسلاف کاستیلو در روندی مشابه و به دلایل واهی و اثبات نشده از سمت خود برکنار شدند.
این سیاستمدار چپ میانه با گرایشات سوسیال دموکراتیک قبل از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور هرگز سمت سیاسی نداشت. تلاش او برای انحلال کنگره یک تصمیم از سر ناچاری بود چرا که کنکره دست او و و کابینه اش را بطور کامل بسته بود و این تصمیمات کنگره با همکاری انجمن های خیریه وابسته به آمریکا و آلمان صورت می گرفت، همانطور که آندریا مونکادا، دانشمند علوم سیاسی پرو در مجله آمریکن کوارترلی می نویسد:
«تصمیم کاستیلو برای انحلال کنگره در حالی که قانونگذاران آماده رأی گیری در مورد استیضاح وی هستند، گواهی بر بن بست و فقدان استراتژی سیاسی است».
کشاورز، معلم و فعال اتحادیه کارگری عمدتاً نماینده روستائیان پرو بود. اما کشاورزان و مردم بومی به‌ویژه به سختی توانسته‌اند از رشد اقتصادی قابل توجه سال‌های اخیر بهره‌مند شوند و اغلب در فقر شدید زندگی می‌کنند.
در طول همه‌گیری ویروس کرونا، پرو یکی از بالاترین نرخ‌های مرگ و میر در جهان را داشت – بسیاری از ۳۳ میلیون ساکن این کشور به دلایل مالی نمی‌توانستند در خانه بمانند و مجبور به کار در محیط آلوده بودند.


۱ دیدگاه »

  1. کودتای سیا در پرو بدست «آوریل هینز» رییس سازمان جهنمی سیا اگر چیزی را باید ثابت کند این است که؛
    کلیه زحمتکشان در کشورهای جهان برای رهایی بایستی اجبارا همان راهی را روند که طبقه کارگر در روسیه نزاری تحت رهبری بلشویک ها رفته است.
    استعمارگران در کشورهای مستعمره خود که به شدت استعمار زده هستند، از یک سوراخ تاکنون دوبار گزیده نشده و نمیشوند، مگر تحت رهبری و هدایت خود(استعمارگران).
    استعمارگران، طبقات غیر کارگری را می گذارند سکان دولتی را با انتخابات و یا اعتراضات را موقتا بدست گیرند! تنها انقلابات مسلحانه بوده است که توانسته اند مدتی دوام بیاورند. نمونه بارز آن کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، کشور چین با انقلاب دموکراتیک نوین و کوبا میباشد که در کوبا طبقه کارگر بر سر کار نیامد و هرگز نبوده است با و جودیکه با کلیه تلاش و سعی خود مبارزه ضد امپریالیستی و ضد تحریمی ۵۰ ساله ای را دنبال کرده است که یک پدیده یکباره برای همیشه بوده است.
    مثال بعدی کشور عزیزمان ایران است که طبقه سرمایداران کوچک ملی (بازار) همراه دویست و پنجاه هزار طلبه که نفوذ در آن داشت تحت رهبری خمینی؛ آمریکا را سرکار بگذارد و از آنها مانند یک حزب آهنینی مانند بلشویکها استفاده برَد، تا آمریکا با دست مهره خود ابراهیم یزدی کلاه گشادی سر آمریکا بگذارد و آن کند که میخواست. نتیجه آنرا بدون تکیه به طبقه کارگر و تکیه ریشه ای به «مردم» که همان «خلقهای»‌ایران منهای کاخ نشینان،‌ آقازادگان خارج نشین و مشتی قسم خورده طرفدار حکومت میباشند، بحران گرسنگی و کُشت و کُشتار تاکنون بوده است.
    ولی خوشبختانه توانسته است بر سر قدرت بماند. زیرا تاکنون راه استقلال سیاسی را ادامه میدهد، مردم حتی بخشی از «از مابهتران/بالای شهری» هم در زمان خطر توانسته اند حکومت را تقویت کنند، زیرا دست آورد های سپاه نوید های بیشتری از ثروت را به آن‌ها میدهد(چپاول طبقه کارگر کشورهای همسایه در سرآغاز).
    استعمار آمریکا انگلیس همراه اروپا، تاکنون اجازه ظهور حکومت دیگری مانند ایران را در مصر، ترکیه، سودان، هند و پاکستان، اندونزی… را نداده‌اند و بدون انقلاب مانند آنچه در پرو، شیلی باصطلاح چپ کنونی، آرژانتین، مکزیک، برزیل، ونزوئلا… گذشت، در سیاست آمریکا اجریند. و همچنان در وضعیت نیمه مستعمرگی قرار دارند و با ایران تفاوت زمین تا آسمان دارند.
    بنابراین چه خوب میشد که آب سربالایی میرفت و سرمایه داران در چنین کشورهایی بیشتر خود را تحت رهبری یا حد اقل برای خواست حزب طبقه کارگر بجای مبارزه با آن جهت میدادند. صد افسوس که آب مستقلا راه خود را در سرازیری میجوید. این باید نصیحتی به سرمایداران محلی و صنعتی باشد. زیرا در ایران سرمایداران ملی دیگر نداریم و کلاً توسط بانک های خصوصی از بین رفته اند.

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: