پرش به محتوا

توطئه های آمریکا برای خرابکاری در روابط چین

طرح واشنگتن برای حفظ هژمونی با سیاه‌نمایی علیه چین راه به جایی نخواهد برد



سیاستمداران آمریکایی با سیاه نمایی و بی اعتبار سازی چین و ایجاد اختلاف بین آن و دیگر کشورهای دنیا، اشتیاق خود برای ادامه حفظ هژمونی و سلطه جویی واشنگتن را به تصویر می کشند. «لوید آستین» وزیر دفاع آمریکا در سخنرانی اخیر خود در مجمع دفاع ملی ریگان، مدعی شد که کشورش به چین اجازه نخواهد داد که در قلمروی خود و نظم بین المللی تغییری ایجاد کند. این مقام آمریکایی در ادامه اظهارات خود گفت که چند سال آتی، آینده امنیت در اروپا را رقم خواهد زد.

حقیقت این است که چنین اظهاراتی از سوی آستین، کاملا پیش پا افتاده اند چرا که منعکس کننده دیدگاه همیشگی واشنگتن نسبت به چین هستند؛ واشنگتن همواره در تلاش است پکن را به عنوان مهم ترین چالش ژئوپلیتیکی به تصویر بکشد و این رویکرد در استراتژی امنیت ملی امسال (2022) آمریکا نیز به چشم می خورد.

وزیر دفاع آمریکا در سخنرانی خود 6 بار از عبارت «دهه تعیین کننده» استفاده کرد و این درست همان عبارتی است که «جو بایدن» رئیس جمهور این کشور نیز در توصیف 10 سال آتی در زمینه رقابت بین پکن و واشنگتن به کار برد. این امر نشان می دهد که واشنگتن تا چه اندازه در مهار چین احساس ناامیدی و ضرورت می کند!

آمریکا مدت های طولانی است که در حال ایجاد اختلاف بین چین و همسایگان آن است؛ واشنگتن در موقعیت های مختلف دوجانبه و چندجانبه در عرصه های مختلف همواره تلاش کرده است که این مفهوم که چین بدنبال اعمال نفوذ بر دیگر کشورهاست را تقویت کند!

باید گفت که انتقاد سیاستمداران آمریکا مبنی بر اینکه اراده و قدرت چین نظم بین المللی را تغییر می دهد، صرفا بهانه ای است برای توجیه تلاش های واشنگتن در زمینه حفظ تسلط خود بر جهان. حقیقت این است که نظمی که آمریکا از آن حرف می زند، هژمونی خود واشنگتن است.

واشنگتن بر اساس منطق خود تصور می کند که یک کشور بعد از قوی شدن، بدنبال هژمونی خود خواهد بود. این همان منطقی است که آمریکا در قبال چین که کشوری صلح طلب است، به کار می برد و تصور می کند که چین هر چه قاطع تر باشد، موقعیت سلطه جهانی آمریکا را بیشتر تهدید خواهد کرد! با همین منطق است که آمریکا همواره تلاش کرده است که متحدانش را حتی به زور با خود همراه کند؛ این در حالیست که بدنبال کاهش شکاف قدرت بین چین و آمریکا، متحدان واشنگتن بیشتر از روز قبل از پیروی کورکورانه از واشنگتن سر باز می زنند و این امر شرایط را برای تحقق طرز فکر ضد چینی واشنگتن دشوارتر می سازد.

از طرف دیگر، علت اینکه آمریکا تا این اندازه مشتاق است که تئوری تهدید چین را تبلیغ کند، این است که نمی تواند روند سقوط خود را متوقف سازد.

امروزه بیشتر کشورهای جهان به این درک رسیده اند که اصطلاح نظم جهانی صرفا محصول تسلط جهانی آمریکا برای حفظ منافع ایالات متحده است. به عنوان مثال، در جنگ بین روسیه و اوکراین، واشنگتن به اروپا اصرار می کند که به سرکوب روسیه ادامه دهد و از طرف دیگر، رقابتی شرورانه به راه می اندازد تا وضعیت اقتصاد اروپا را به وخامت بیشتری بکشاند. نتیجه اینکه، اعتبار آمریکا و میان متحدانش و همچنین نزد جامعه بین الملل در حال فروپاشی است و همچنین هژمونی واشنگتن.

اگر قرار باشد دهه آتی، تعیین کننده چیزی باشد، باید گفت که آن، شکست هژمونی وحشیانه واشنگتن و ایجاد یک عدالت و برابری واقعی در جهان است؛ منشور سازمان ملل باید در نقطه کانونی یک نظم بین المللی واقعی قرار بگیرد و این نظم باید به دنبال تحقق بخشیدن به هدف ساخت یک جامعه انسانی با آینده ای مشترک باشد نه بر اساس قدرت طلبی های درازدستانه واشنگتن!

persian.cri.cn

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: