پرش به محتوا

بئربوک واقعا خنگ و ساده لوح است!

اسکار لافونتن: بئربوک «احتمالاً واقعاً بسیار کند ذهن و ساده لوح است» و هابک «کاملاً ناتوان از حل مشکلات است»

یک بار دیگر، لافونتین کلمات کاملا رک و شفافی در رابطه با دولت آلمان به کار برد. او گفت، بدون پایان دادن به جنگ در اوکراین، اقتصاد آلمان و اروپا در نهایت در آینده نزدیک «از بین خواهد رفت».
خروج تمامی تاسیسات نظامی آمریکا از آلمان باید یک «هدف روشن» باشد.
در ابتدای مصاحبه با اخبار تجاری آلمان (DWW) در ۲۷ نوامبر، وقایع که پیرامون خطوط لوله نورد استریم اتفاق افتاد موضوع بررسی بود.

اسکار لافونتن این انفجارها را «اعلان جنگ علیه آلمان» توصیف کرد. او با انتخاب کلمات صریح مانند همیشه، درباره واکنش های سیاسی برلین اظهار نظر کرد:
«این که دولت فدرال بخواهد این حادثه را ماست مالی کند، رقت انگیز و بزدلانه است. »

دولت آلمان می گوید می داند چه اتفاقی افتاده اما به دلایل امنیت ملی نمی تواند آن را افشا کند. کلاغ های خبرچین مدت هاست که از پشت بام ها مشغول خبررسانی هستند: «ایالات متحده یا مستقیماً این حمله را انجام داد یا حداقل برای آن چراغ سبز نشان داد.»
به نظر او آلمان تحت «قیمومیت آمریکایی ها» است. لافونتن این حوادث را خلاصه می کند:
«بدون اطلاع و رضایت واشنگتن، تخریب خطوط لوله که حمله ای به کشور ما است، اقتصاد ما را فلج می کند و با منافع ژئواستراتژیک ما در تضاد است، امکان پذیر نبود. این اقدامی خصمانه علیه جمهوری فدرال بود.»

نویسنده کتاب حاضر «یانکی، وقت رفتن است!» و از مارس سال جاری نیز یکی از اعضای سابق حزب چپ به عنوان واکنش ضروری به اقدامات ایالات متحده خواسته شفافی دارد:
«هدف باید روشن باشد: خروج تمامی تاسیسات نظامی و تسلیحات هسته ای آمریکا از آلمان و بسته شدن پایگاه هوایی رامشتاین. »

از نظر او، ناتو «از مدت ها قبل دیگر به عنوان یک اتحاد دفاعی وجود خارجی ندارد»، بلکه «ابزاری برای اجرای ادعاهای و امیال ایالات متحده» تبدیل شده است.
از دید لافونتین این واقعیت نیاز به راه اندازی یک «معماری امنیتی اروپایی» جداگانه را نشان می دهد.
تحت «قیمومیت ایالات متحده» این تهدید وجود دارد که «ما و سایر کشورهای اروپایی قربانی شویم».

لافونتن خواستار «اتحاد فرانسه و آلمان» است و او با توجه به استراتژی‌ها و مسئولیت‌های سیاسی قبلی دولت‌های گذشته آلمان توضیح می‌دهد:

«این در زمان صدراعظمی مانند ویلی برانت، هلموت اشمیت، هلموت کهل و گرهارد شرودر کار کرد.حداقل در برخی از درگیری‌ها، آنها منافع آلمان را در نظر داشتند و آنها را در اطاعت محتاط بودند. وقتی در رأس یک کشور هستید، باید از خودت شخصیت و شهامت نشان بدهی.»

آنالنا بئربوک، وزیر امور خارجه آلمان، «تبلیغات ایالات متحده را طوطی وار تکرار می کند» و رابرت هابک، وزیر اقتصاد، از خود رد صلاحیت کرده زیرا می خواهد «ذول رهبری واشنگتن شود».

او با اشاره به رهبری فعلی دولت آلمان، قضاوت روشنی می کند: «تصویر صدراعظم شولز که مانند یک بچه مدرسه ای در کنار بایدن، رئیس جمهور آمریکا ایستاده است (…). او این نقش را بازی نمی کند احتمالاً واقعاً به همین سادگی است که شاهدش هستیم و هابک در دفترش از پس هیچ کاری بر نمیآید.»

به عقیده وی، «ایالات متحده آمریکا و دست نشاندگان غربی آن» از سال 2014 «اوکراین را مسلح کرده و به طور سیستماتیک آن را برای جنگ علیه روسیه آماده کرده اند».

لافونتن در مورد وقایع جنگی کنونی می گوید: «با این وجود، تهاجم ارتش روسیه به اوکراین، نقض نابخشودنی قوانین بین المللی بود.»

مردم هر روز می میرند و همه، اعم از مسکو، کیف و واشنگتن، مسئول این واقعیت هستند که هنوز آتش بسی وجود ندارد، همه آنها بار سنگین این گناه را به دوش می کشند.
با توجه به دیدگاه آنها، «قطع روابط بین فدراسیون روسیه و اتحادیه اروپا» را می توان برای سیاست خارجی ایالات متحده «بسیار موفق آمیز» ارزیابی کرد.

ایالات متحده آمریکا همچنین موفق شده است «در حال حاضر اتحادیه اروپا و آلمان را به عنوان رقبای بالقوه ژئواستراتژیک و اقتصادی خود از بازی خارج کند».
لافونتن با اشاره به سیاست آمریکا و روسیه وضعیت موجود را اینگونه ارزیابی می کند: «از سوی دیگر، موفق به «ویران کردن روسیه» آن‌طور که خانم بئربوک در نقش بوق تبلیغاتی آمریکا اعلام کرد نشدند و در سرنگونی پوتین و سوار کردن یک دولت دست نشانده در مسکو برای دسترسی بهتر به مواد خام روسیه مانند زمان یلتسین نیز شکست خوردند.»

تحریم‌های غرب علیه روسیه نشان‌دهنده یک «بومرنگ» است که تأثیرات مشابهی بر واقعیت‌های «صنعت‌زدایی، بیکاری و فقر» دارد:

«جمعیت شاغل در اروپا بهای جاه طلبی های قدرت جهانی نخبگان دیوانه در واشنگتن و بزدلی رهبران اروپایی را می پردازند.»
اگر دولت فعلی، با فرانسه به عنوان شریک، تضمین نکند که درگیری اوکراین به موقع پایان می یابد، «اقتصاد در آلمان و اروپا از بین خواهد رفت و احزاب راستگرا در اروپا روز به روز قوی تر خواهند شد. لافونتن در مصاحبه ای با Theاخبار تجارت آلمان

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: