پرش به محتوا

مقاله سفیر روسیه در آلمان: تحریف پوچ حقایق

مبارزه برای تاریخ
تحریف پوچ حقایق
در مورد به رسمیت شناختن بحران گرسنگی در اوکراین در سال ۱۹۳۲/۳۳ به عنوان «نسل کشی».

مقاله مهمان توسط سفیر روسیه در آلمان، سرگئی جی. نچایف

نوشته سرگئی جی. نچایف
منتشر شده در یونگه ولت
ترجمه میرفخرایی


سرگئی جی نچایف سفیر فوق العاده و تام الاختیار فدراسیون روسیه در جمهوری فدرال آلمان است.

در کمال تعجب و حیرت از طریق مطبوعات آلمان مطلع شدیم که برخی از نمایندگان پارلمان آلمان بوندستاگ خواستار به رسمیت شناختن قحطی عمومی که در آغاز دهه ۱۹۳۰ در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی به وقوع پیوست به عنوان نسل کشی علیه مردم اوکراین شده‌اند.
این داستان و روایتی صرفاً ضد تاریخی، غیر واقعی و خلاف عقل سلیم است.
اسناد تاریخی نشان می دهد که در نتیجه قحطی که بخش بزرگی از اتحاد جماهیر شوروی را در سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳ در بر گرفت، هفت میلیون نفر از جمله حدود ۲.۵ میلیون نفر در سرزمین اصلی روسیه و ۱.۵ میلیون نفر در قزاقستان جان خود را از دست دادند.
گرسنگی گسترده بود و قربانیان خاصی را برای خود انتخاب نمی کرد.
این گرسنگی با یک خشکسالی شدید و کمبود محصول کشاورزی ناشی از این خشکسالی همراه شد و در ضمن با اقدامات فوق العاده دولت اتحاد شوروی در چهارچوب فراخوان کشاورزی اشتراکی اجباری همزمان شد.
این اقدامات سختگیرانه در تمام مناطق کشاورزی اتحاد جماهیر شوروی بدون استثنا اجرا شد.
در نتیجه، قحطی نه تنها اوکراین، بلکه جنوب بلاروس، ولگا پایین، قزاقستان، منطقه دون، منطقه کوبان، قفقاز شمالی، اورال جنوبی و سیبری غربی را نیز تحت تأثیر خود قرار داد.
این فقط اوکراینی ها نبودند که گرسنگی کشیدند و مردند، بلکه قحطی شامل روس ها، بلاروس ها، تاتارها، باشقیرها، قزاق ها، چوواش ها، آلمانی های ولگا و سایر خلقهای اتحاد شوروی نیز میشد.
انگیزه های مختلفی زمینه ساز تحولاتی است که منجر به قحطی شد: مبارزه طبقاتی علیه دهقانان ثروتمند (کولاک ها)، تلاش برای اشتراکی کردن کشاورزی توسط دولت، تامین مالی وام های خارجی گرفته شده برای خرید کارخانه های صنعتی از خارج، و نیاز به تامین جمعیت رو به رشد شهری با توجه به کاهش شدید تولید غلات.
در این واقعیت شکی نیست که یک تراژدی هولناک با مرگ میلیون ها نفر در سراسر کشور رخ داد.
با این حال این کاملاً بدیهی است که مصادره غلات از دهقانان با هدف از بین بردن یک گروه یا ملت خاصی به‌عنوان‌مثال اوکراینی ها صورت نگرفته است، که علاوه بر این ملت اوکراین هرگز یک ملت تک قومی نبوده بلکه از ملت های مختلف تشکیل شده است.
دولت شوروی نیز یک دولت چند ملیتی بود. این یک ادعای پوچ و توخالی است که دولت اتحاد شوروی را متهم به دشمنی و نفرت با اوکراین کنیم.
این هم امری شناخته شده است که مقامات محلی اوکراینی در اجرای دستورات ستاد مرکزی رفتاری افراطی و سختگیرانه داشته اند.
اشتباهات و عواقب غم انگیز قحطی در اتحاد جماهیر شوروی به طور رسمی در سال ۱۹۳۳ پذیرفته شد. دولت اتحاد شوروی کمک های غذایی در مقیاس گسترده و بزرگ را به مناطقی که از گرسنگی شدیدتر آسیب دیده بودند، از جمله اوکراین، سازماندهی و ارسال کرد.
اینکه کسانی تراژدی مشترک قحطی بسیاری از مردم و خلق های اتحاد شوروی در اوایل دهه ۱۹۳۰ در قرن بیستم را که درد مشترک بسیاری از مردم اتحاد جماهیر شوروی بود را به عنوان نابودی هدفمند یک گروه جمعیتی خاص بر اساس وابستگی قومی (اوکراینی) به تصویر بکشاند و میلیونها نفر قربانی دیگر خلق های این تراژدی هولناک را نادیده بگیرد، غیر قابل دفاع و رفتاری ناشایست است.

مطرح کردن این روایت، که ربطی به واقعیت و عینیت ندارد، برانگیختن احساسات ضد روسی با هدف بازنگری و دستکاری فعال در تاریخ و دامن زدن به روس هراسی است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: