پرش به محتوا

چپ؟ کدام چپ؟

در مورد کدام چپ اسرائیلی صحبت می کنید؟

بعد از انتخابات قبل از انتخابات است: در مورد بی حالی در میان احزاب و عدم مبارزات اجتماعی در اسرائیل. گفتگو با موشه زاکرمن

نوشته آننوشکا اکهارت
یونکه ولت
ترجمه حمید علوی
مجله هفته

موشه زاکرمن مورخ، جامعه شناس و نویسنده اسرائیلی-آلمانی است.



روزنامه تاتس حملات ویرانگر اسرائیل به غزه در اوایل ماه اوت را به عنوان آغاز کارزار انتخاباتی نخست وزیر ژائیر لاپید نامید. آیا شما هم فکر می کنید که او می خواست از آب گل آلود اردوگاه رای دهندگان راست‌گرا ماهی بگیرد؟

همیشه بیش از یک بعد در چنین رویدادهایی وجود دارد. از یک طرف، یک مشکل امنیتی واقعی وجود داشت. این مشکل در واقع توسط اسرائیل آغاز شد، اما وقتی که بوجود آمد، راه حل آن از منطق پویایی نظامی پیروی می کرد. شما سالهاست که آن را تمرین می کنید.
با این حال، این واقعیت که عملیات نظامی این بار نسبتاً سریع پایان یافت نشان می دهد که نه اسرائیل و نه حماس واقعاً علاقه ای به تشدید خشونت نداشتند.
این درگیری نیز کاملا غیر ضروری بود. با این حال، از سوی دیگر، لاپید در واقع این فرصت برایش پیش آمد که ظاهرا تصادفی، نامی برای خود در عرصه نظامی دست و پا کند. او به دلیل نداشتن تجربه نظامی در مرکز سیاسی خود مورد «انتقاد» قرار دارد.
با این حال، او به خوبی عمل کرد که به وزیر دفاع خود، بنجامین گانتز، اجازه داد تا خود عملیات نظامی را هدایت کند.
با این حال، از این طریق ماهی آرای اردوگاه رای دهندگان جناح راست نمی تواند صید کند. چیزی کاملاً متفاوتی باید بوجود بیاید.

برداشت افکار عمومی اسرائیل از این حملات چگونه بود؟

تا آنجایی که به اسرائیل مربوط میشود، مناطقی در جنوب این کشور تحت تاثیر این درگیری قرار گرفتند. این واقعیت که رسانه ها با آن روزهای طولانی مشغول پر کردن برنامه هایشان بودند، تمرین معمول رسانه ها در چنین رویدادهایی بود. شهروندان بیشتر مناطق اسرائیل نسبتاً بی تفاوت بودند. آنها به چنین چیزهای اضافی عادت کرده اند.

آیا لاپید توانست در موضوع «امنیت» از مردم امتیاز بگیرد؟

همانطور که در بالا ذکر شد – خیر. در هر صورت، او می توانست با تکمیل سریع عملیات نظامی این بار گلزنی کند. افرادی مانند لاپید که اساساً هیچ تجربه نظامی ندارند، در سیاست اسرائیل پیشاپیش با گارد ژنرالها همخوانی ندارند.

چه چیزی باعث می شود که گارد ژنرالها اینقدر قدرتمند باشد؟

اول، نظامی گری اسرائیل، این یک واقعیت محض است. اهمیت ارتش در فرهنگ سیاسی اسرائیل، از مشکل امنیتی تغذیه می کند که از همان ابتدا تاسیس در اسرائیل نقش محوری داشته است. در این فرآیند، آسیب تاریخی هولوکاست و وضعیت امنیتی واقعی در رابطه با جهان عرب در هم آمیخته و در ماتریس جهت گیری کلی دولت تلفیق شده است. سر آخر اما نه کم‌اهمیت، این امر همچنین هنجار انتقال تقریباً یکپارچه پرسنل عالی رتبه نظامی به سیاست را ایجاد کرده است، یک پدیده نسبتاً نادر در دموکراسی‌های غربی.
چهره های نمادینی مانند موشه دایان، آریل شارون، اسحاق رابین، ایهود باراک و چند نفر دیگر نمونه های برجسته این هنجارسازی هستند.

آیا تبلیغات انتخاباتی آغاز شده است؟

مبارزات انتخاباتی آغاز شده است، اما در حال حاضر هنوز کاملاً لنگ است. احزاب به نوعی در نتیجه انتخابات ناموفق در سال‌های اخیر دچار ملال و کسالت شده‌اند، به‌ویژه از آنجایی که می‌دانیم آرایش بلوکی بین بلوک نتانیاهو و بلوک ضد نتانیاهو به سختی می‌تواند تغییر کند، اگر اصلاً چنین چیزی وجود باشد، یا تفاوت بسیار کمی بین‌آنها باشد. البته این خود نتانیاهو است که با استفاده از تمام ابزارهای عوام فریبانه – پوپولیستی که در اختیار دارد بر طبل می کوبد.

چرا؟

زیرا او باید به قدرت برگردد تا با محاکمه خود به دلیل فساد مقابله کند یا به طور کامل کنار نهاده شود. در سال‌های اخیر، نتانیاهو تقریباً تمام انرژی سیاسی خود را صرف این هدف کرده و به همین منظور، جهت‌گیری مرکزی حزب خود را نیز تغییر داده است، البته به بهانه‌های شبه سیاسی مانند مبارزه با سیستم قضایی «زیاده از حد پرتوان».

این بار چه اتحاد هایی را می توانید تصور کنید؟

اتحادی که توسط نتانیاهو هدایت می شود، قبلاً بین بزالل اسموتریچ و ایتامار بن گویر شکل گرفته است که راست افراطی-فاشیست اسرائیل را متحد می کند.
همچنین صحبت از اتحاد رسمی ضروری بین حزب کارگر و حزب مرتز است. با این حال، مراو میکائیلی، رهبر حزب کارگر تاکنون از انجام این کار خودداری کرده است. سوال این است که آیا مرتز به تنهایی می تواند حداقل های لازم برای ورود به کنست را بدست بیاورد؟ هنوز مشخص نیست چه بر سر احزاب عربی خواهد آمد. لیست مشترک پس از خروج منصور عباس از بین رفت. حزب بلد نیز می خواهد تلاش کند که به تنهایی جلو برود. در میان اعراب بر سر رای دادن در انتخابات اختلاف اساسی وجود دارد.
کسانی که آن را رد می کنند ادعا می کنند که تجربه نشان داده است که اعراب به هر حال از مجموعه سیاسی موجود اسرائیل انتظاری ندارند. بیشتر به صورت ابزاری با آنها برخورد می شد.

آیا از احزاب عربی در یک ائتلاف حمایت می کنید یا اینکه موضع رای ندادن را منسجم تر می دانید؟

اگر ۶۰ تا ۷۰ درصد اعراب در انتخابات رای می دادند، می توانستند نتیجه انتخابات را تعیین کنند. می توان درک کرد که چرا بسیاری از آنها آنقدر ناامید هستند و تصمیم می گیرند در انتخابات شرکت نکنند. با این وجود، من فکر می‌کنم این یک اشتباه است، زیرا تأثیری که آنها می‌توانند بگذارند البته در صورتی که به اندازه لازم کرسی های کسب کنند، کم نیست و به نفع آنهاست. علاوه بر این، اسرائیل کشور آنها نیز هست. آنها نباید خود به طور فعال در کنار دسیسه کنار گذاری اعراب با (اسرائیلی ها) همکاری کنند.

اسرائیل به گرانی معروف است. موضوع اجتماعی چطور؟ آیا اعتراضاتی وجود دارد؟

اسرائیل کشوری بسیار گران است و در واقع باید اعتراضات خشونت آمیزی صورت گیرد. اما اعتراض به ندرت وجود دارد، زیرا چالش اجتماعی سال هاست که چه در گفتمان عمومی و چه در سیاست احزاب کنار گذاشته شده است.

اتفاقاً این در مورد احزاب به اصطلاح چپ اسرائیل نیز صدق می کند. همانطور که در سال ۲۰۱۱ شاهد بودیم، موج گسترده اعتراضات در آن زمان به گونه ای بود که در نهایت هیچ نتیجه ای حاصل نشد.
دلیل این امر این است که چپ اجتماعی سازمان یافته در کشور وجود ندارد، بلکه اولویت های امروز کاملاً مخدوش شده است:
این در مورد له یا علیه نتانیاهو و در مورد «مسائل امنیتی» است که گهگاه شعله ور می شود. غفلت از هر موضوعی که منجر به مبارزه در عرصه اجتماعی میشود، به گونه ای پذیرفته می شود که گویی در این زمینه اجتماعی در این جامعه هیچ قربانی وجود ندارد.

این ناامیدی از کجا می آید؟

دقیقا همان چیزی که تو جوابم گفتم. از نظر ساختاری، این جابجا کردن قطب های اهداف سیاسی است، در نتیجه نگرانی های اجتماعی، با فرآیندهایی در زمینه جهانی ارتباط داده میشود و زیر سایه آنها قرار میگیرد.
زیرا چپ اجتماعی پس از فروپاشی کمونیسم شوروی و متعاقب آن افول سوسیال دموکراسی در غرب ضعیف شد.
این نه تنها در اسرائیل، بلکه در آلمان، فرانسه و انگلیس نیز رخ داد. در اسراییل، حزب لیکود که از سال ۱۹۷۷ در دولت حضور داشت، (به علت ضعف چپ) روزهای آسانی را سپری کرد.

چپ اسرائیل چطور؟

از کدام چپ اسرائیلی صحبت می کنید؟ چیزی به نام چپ وجود ندارد که مناقشه خاورمیانه را در دستور کار خود قرار دهد. چپ نیز برای کاهش اختلافات اجتماعی تلاش نمی کند.
مرتز به طور انتزاعی برای حقوق بشر مبارزه می کند.
حزب کارگر به همه چیز اهمیت می دهد جز منافع کارگران. و احزاب عربی به هر حال نمی توانند با سلطه رژیم حاکم صهیونیستی مبارزه کنند. اسرائیلی باقی نمانده است.

به نظر می آید شما تسلیم شده‌اید، آیا نور امیدی به سیاست اسرائیل دارید؟

من تسلیم نشده‌ام. همانطور که می بینید، این مصاحبه را با شما انجام می دهم و در غیر این صورت به عنوان روزنامه نگار نیز فعال هستم.
با این حال، من به اندازه کافی مأیوس هستم که در مورد واقعیت سیاسی و اجتماعی اسرائیل واقع بین باشم.
اگر مردم اسرائیل بخواهند، شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در اسرائیل می‌تواند به طور اساسی تغییر کند. اما آنها باید این تغییر را بخواهند.

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: