پرش به محتوا

هراس از جنگ داخلی

فراتر از یک درگیری داخلی «شیعی»
توسط ویبکه دیل
یونگه ولت
ترجمه مجله هفته



درگیری بین دو اردوگاه سیاسی بزرگ در عراق به طرز خطرناکی تشدید شده است. ترس از جنگ داخلی در حال گسترش است.
برخلاف آنچه در رسانه های غربی به تصویر کشیده می شود، این یک درگیری صرفاً «داخلی بین شیعیان» نیست.
این تا حدودی درست است که درگیری کنونی بین جریان های مختلف شیعی در حال متبلور شدن است. در این نزاع تاریخی روحانی بانفوذ مقتدی صدر و نوری المالکی نخست وزیر سابق نیز نقشی را ایفا می کند، البته به هیچ وجه نقش مالکی تعیین کننده نیست.
در پایان ژوئیه، اندکی قبل از یورش هواداران صدر به «منطقه سبز» منطقه بسیار امنیتی بغداد و اشغال پارلمان، صدای ضبط شده ای منتشر شد که ظاهرا از یک دیدار ادعایی بین المالکی و فعالان سیاسی شیعه میباشد . اصالت این صدای ضبط شده هنوز توسط قوه قضاییه عراق در حال بررسی است.
در آن صدای منتسب به مالکی جنبش الصدر را به قتل و آدم ربایی متهم می کند.
علاوه بر این، در این نوار الصدر بعنوان بخشی از طرح بریتانیا برای واگذاری قدرت در عراق به سنی ها طرح میشود.
مهمتر از همه، صدایی در نوار تهدید به ایجاد نیروهای مسلحی میکند، که قرار است نه تنها علیه صدر و احزاب کرد و سنی متحد با او اقدام کند ، بلکه علیه متحدان خود مالکی در ائتلاف انتخاباتی «چارچوب هماهنگی» نزدیک به ایران.
مالکی این اظهارات را رد کرده است. اگر واقعا این مطالب را گفته باشد، آنوقت وضعیت بسیار انفجاری خواهند بود: در سال ۲۰۰۸ این مالکی بود که – در آن زمان به عنوان نخست وزیر – دستور سرکوب وحشیانه نیروهای عراقی با حمایت نیروی هوایی ایالات متحده و سربازان بریتانیایی را علیه ارتش مهدی در آن زمان صدر در بصره و شهر صدر در بغداد را صادر کرد. این حمله جان بیش از هزار نفر را گرفت.
در حالی که الصدر مبارزه علیه اشغال کشور را از سال ۲۰۰۳ سازماندهی کرد، پایگاه قدرت خود را از طریق شبکه ای از بنیادهای خیریه مستحکم کرد. در سال ۲۰۰۵ او در اولین انتخابات شرکت کرد و به طور فزاینده ای به رقیب المالکی تبدیل شد و در نهایت به عنوان نیرویی که میتواند در انتخاب نخست وزیر تعیین کننده باشد مطرح شد.
او اصرار دارد به عنوان مدافع بخش های ناتوان و مستضعف جامعه تلقی شود.
آنها تهاجم سال ۲۰۰۳ و اشغال متعاقب عراق و همچنین فساد و فامیل بازی افسار گسیخته را عامل فقر و بیکاری و فقدان خدمات دولتی میدانند.
اگرچه این سوء استفاده ها بخشی از سیستم سیاسی نصب شده توسط قدرت اشغالگر ایالات متحده است که در آن مناصب بر اساس معیارهای مذهبی و قومی تعیین می شود، اما بسیاری از عراقی ها مالکی را مظهر فساد می دانند.
در مرکز این مناقشه، تضاد اساسی بین اسلام شیعی «ملی گرا» به نمایندگی الصدر، که می خواهد نه تنها نفوذ آمریکا در کشور، بلکه نفوذ ایران را نیز به عقب براند، و نوع فراملی آن، که هم برای«نیروهای بسیج مردمی» نزدیک به ایران و حزب الدعوه المالکی است.

اتفاقی نیست که خروج صدر از سیاست تنها چند ساعت پس از آن صورت گرفت که مرجع تقلید پر نفوذ آیت‌الله العظمی کاظم حسینی الحائری، که قبلاً از حامیان جنبش سائرون بود، از پیروان خود خواست از این پس از «رهبر انقلابی» ایران، علی خامنه‌ای پیروی کنند و در نتیجه این تصمیم به الصدر یک ضربه جدی وارد آمد.
الصدر از اعتبار خانواده علمی مشهور خود هزینه می کند و همچنین در حوزه علمیه شهرهای مهم نجف و قم به تحصیل مشغول بوده. از آنجایی که تحصیلات خود را به پایان نرسانده است، مرجع عالیقدر دینی محسوب نمی شود.
اینکه او در سال‌های اخیر پیروان خود را در همه سازمان‌های مهم دولتی و صنعت نفت وارد کرده است، به اعتبار سیاسی او نیز لطمه زده است. گفته می‌شود که تحت‌حمایت‌های او نیز دست به اختلاس زده اند و پولها را جابجا کرده اند .
به احتمال زیاد، عقب نشینی الصدر از پارلمان و حضور در خیابان ها با هدف بازگرداندن اعتبار از دست رفته به خود و جنبشش است.
این واقعیت که علیرغم عدم تمایل به گفت وگو، مدت ها آرام بود، مرهون اقدامات محتاطانه نیروهای بسیج مردمی است.
با این حال، این یک بازی آتش باقی می ماند که در آن الصدر – و با او عراق – می توانند همه چیز را ببرند، و یا چیزهای زیادی از را دست بدهند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: