پرش به محتوا

آیا رابطه سوریه وترکیه ممکن است؟ – احمد مزارعی



چرا بنظر میرسدبازگشت رابطه سوریه وترکیه ممکن است؟

نوشته: دکتر بسام ابوعبدالله، روزنامه «الوطن» سوریه

ترجمه :احمد مزارعی، چهارشنبه 24، آگست 2022

درگذشته مقالات متعددی درروزنامه «وطن»سوریه درمورد احتمالات بازگشت رابطه سوریه وترکیه نوشتم، این موضوع علیرغم اینکه دارای پرونده ای بسیار پیجیده ، سراسر فرازونشیب ودردناک است اما برحسب رای من برای ترکیه مسیری اجباری است

حقیقت اینست که هرگاه دراینمورد مینوشتم درباره امکانش با سیلی از سئوالات روبرو میشدم ، بسیاری دوستان که بیشتر عاطفی فکر میکردند پاسخ میدادند : امکان اعتماد به ترکها بویژه اردوغان وجود ندارد، زیرا وی دارای شخصیتی فریبکار ،کینه توزوبدور از صداقت است، واینکه «ازموده را ازمودن خطاست»، به اضافه اینکه وی نسبت به بشار اسد عقده دارد زیرا وی با برنامه اخوان المسلمین، ویا «عثمانی جدید»مقابله کرده وبا کمک هم پیمانانش درتهران وموسکواین برنامه رابه شکست دردناکی برای اردوغان تبدیل کردند

من این بخش را بخوبی درک میکنم، واین درمورد هر شهروند سوریه ای صادق است، این موضوع باعث بقای زخم عمیقی در پیکر سوریه شده است، اما این زخم عمیق بوسیله همکاری واموال اعراب ونقش خطرناک انها انجام گرفت که درایجاد این فاجعه برعلیه ملت سوریه ودرسطح منطقه با ترکیه همکاری کردند، فاجعه ایکه از پس از جنگ جهانی دوم همچنان به عنوان کثیف ترین جنگ برعلیه ملت ودولت سوریه جریان دارد

اما اکنون چه چیزی تغییر کرده است؟وچرا گزارشات مطبوعاتی زیادی درترکیه در مورد تغییر سیاست ترکیه نسبت به دمشق منتسر میشود، واخرین انها درروز چهارم اوریل گذشته درروزنامه حریت ترکیه میباشد که دران گفته میشود مباحثات زیادی درمیان مسئولان رسمی حکومت ترکیه درمورد سوریه جریان داد واینکه اکنون زمان شروع مرحله جدیدی دررابطه با سوریه اغاز شده وچرا اکنون احتمال امکان بازگرداندن رابطه میان دمشق وانکارا فراهم شده است؟

دراینجا کوشش میکنم بطور خلاصه عواملی که در پشت این سیاست میبینم توضیح دهم

یکم – از لحاظ اصولی ترکیه نمیتواند رابطه با دمشق برقرارسازد مگر اینکه قبلا با کشورهای عربی دیگر همچون مصر ، عربستان،وامارات وقبل ازهمه اینها با اسرائیل رابطه برقرارسازد، به این اعتبار که کشورهای عربی مذکور از نظر سیاسی واقتصادی دراینمورد برای ترکیه مهم میباشند، واما درمورد اسرائیل که میتوان گفت بمثابه کلید قلب واشنگتن است وبه این خاطرنمیتوان بطور مستقیما با دمشق رابطه برقرارکرد زیرا موجب خشم امریکا میگردد وامریکا تا هم اکنون سرسختانه بر ضد عادی سازی رابطه با سوریه میباشد، وموضعگیری جو بایدن دراینمورد کاملا روشن است،

دوم – برقراری ارتباط با کشورهای عربی بدون رابطه با سوریه برای ترکیه سودی نخواهد داشت زیرا سوریه تنها مهمترین واصلی ترین دروازه عبور بازرگانی واقتصادی ترکیه بسوی جهان عرب میباشد که ابتدا ازطریق عبور ازتنها گذرگاه «باب الهوی» ازترکیه وارد سوریه شده وبا استفاده از گذرگاه دوم یعنی گذرگاه»نصیب» خارج شده ووارد اردن شود واز انجا میتواند وارد کشورهای عربی دیگرگردد .گزینه سوم از طریق دریا میباشد که میتواند ازان طریق کالاهای ترکیه را به بازارهای خلیج بفرستد ،البته ترکیه چندی از این راه استفاده کرد که بسیار هزینه بر ومقرون بصرفه نبود واز همان ابتدا متوقف شد، اما اکنون وبا وجود بحران اقتصاد جهانی اوضاع برای ترکیه بسیار پیچیده ترشده ومستلزم مخارج بیشتری میگردد.

سوم – اردوغان دارای هرنوع ایدئولوژی که باشد ، انچنانکه کسانی صحبت میکنند ، اما درنهایت منافع مهم واساسی وجود دارد که وی ویا هر شخص دیگری نمیتواند ازان صرفنظر کند، انتخابات ریاست جمهوری وپارلمانی تعیین کننده اتی درسال 2003، چندان دورنیست ، وبرای اردوغان بسیار مهم است که اوضاع اقتصادی ترکهارا که سریعا رو به بحرانی تر شدن میرود بهبود ببخشد، ودراینجا باید اشاره کرد که مناطق هم مرز با سوریه از استان اسکندرونه تا استان ماردین ، به شکل عمیقی از نظر اقتصادی در فشار بسر میبرند ، بخش عمده صادرات کشاورزی این مناطق به شکل گسترده ای متوقف شده است که زیرا بعلت جنگ دراکراین نمیتوانند محصولات کشاورزی خودرا صادر کنند ، نود درصد تولیدات کشاورزی این مناطق به اکراین صادر میشده است واین اضافه بر توقف کامل صادرات به بازارهای کشورهای خلیج میباشد که این به نوبه خود یک فاجعه اقتصادی به حساب میاید، حتی بخشی از صادرات ترکیه که به روسیه صادر میشد نیز متوقف گردیده است، اگر متوقف شدن روابط میان ترکیه وسوریه را هم به جمع مشکلات بیفزاییم ، از قبیل تعطیل شدن کامل تجارت ترانزیت ، منهدم شدن بسیاری از شرکتهای محلی و…/ درانصورت میتوانیم منظره عمومی را به شکل روشنتری ببینیم، بی مناسبت نیست که اشاره ای داشته باشیم به ارای انتخاباتی اینده دراین مناطق که تعداد ارای انها بین 10 – تا 13 درصد میرسد ، واین نسبت بزرگی است که حزب حاکم نمیتواند ازانها واز مشکلات ترکها در این مناطق صرف نظر کند

چهارم – حال فرض میکنیم که تصمیم اردوغان مبنی برشروع مرحله جدیدی با سوریه ، تاکتیکی باشد ونه استراتژیکی ، اجازه بدهید به حجم منافع اقتصادی ترکیه نظری بیفکنیم ، واین منافع کجا میباشد؟ مشاهده خواهیم کرد که 70، درصد اقتصاد ومنافع ترکیه درارتباط با اسیا، یعنی چین، ایران، روسیه وکشورهای اسیای میانه میباشد، و30 درصد بقیه ان مرتبط به اروپا و70 درصد این 30، درصد منافع به المان مرتبط است،اما بقیه کشورها درارقامی بسیار ضعیف شریکند ، درنتیجه سوریه به حکم موقعیت ژئوجیوگرافیکی وژئو پلتیکی خود وهمچنین رابطه تنگاتنگ ومطمئنی که با موسکو، پکن وتهران دارد ، بمثابه کلید وشاهراه اصلی اقتصاد ترکیه به حساب میاید.

پنجم – درمورد مشکل پناهندگان سوریه درترکیه باید گفت که این معضل تبدیل به پرونده ای دردستان مخالفان اردوغان وحزب وی گردیده تا بعنوان دلیلی برای شکست سیاستها وبحران اقتصادی رو به افزایش ترکیه بدانند ، شهروندان ترکیه اکنون حکومت ترکیه را مسئول اوردن این پناهندگان میدانند که موجب شده است تا شهروندان کار خودرا ازدست بدهند ، اجاره بهای زمین ومسکن افزایش یافته وقیمتها به شکلی نجومی بالا بروند که بقولی : «خواست چشمش را دوا کند کورش کرد» پناهندگانی که قراربود روزی درد اردوغان را درمان کند ، امروز به ابزاری فشاری برعلیه اردوغان عمل میکند، واما اینکه عده ای صحبت از پروژه اسکان دادن پناهندگان درشمال سوریه صحبت میکنند، این امر غیر ممکن است ،اولا این پروژه بسیار گران وخرج برداروغیر اقتصادی میباشد وحکومت ترکیه نمیتواند مخارج وبار سنگین انرا تحمل کند وتنها را حل ، مذاکره با دمشق وباز گرداندن انها بطور تدریجی با شرکت وتوافق دولت دو کشور است وباید گفت که ازاین پس «تجارت» کردن با قضیه پناهندگان سوری به سر امده است.

ششم – مساله کردها : این یکی از مهمترین پرونده های مشترک مابین دمشق وانکارا میباشد، از نظر دو پایتخت ثابت شده است که این دوتشکیلات «قسد» درسوریه وحزب ملتهای دموکراتیک، درترکیه هردو، روی یک سکه هستند که با دردورنج کردها ی ساده اندیش وبعضی حقوق که انها درخواست میکنند تجارت میکنند وباید گفت انها ابزارهای دست امریکا واسرائیل هستند اگر چه ادعا میکنند که به وحدت سوریه پایبندی دارند وازاین بدتر اینکه سوریهارا درمنطقه حسکه زیر فشار میگذارند ، درمورد «حزب ملل دموکراتیک»باید بگویم که این حزب چندی پیش از پارلمان ترکیه خواست که چین را بخاطر سرکوبی که درحق «ایگورها» دراستان سنکیانگ مرتکب میشود محکوم کند که نشاندهنده مزدوری این حزب به امریکا است.احزاب مخالف دولت ترکیه دربست وابسته به پیمان ناتو میباشند ، انها برنامه تجزیه طلبی کشورهای منطقه را دنبال میکنند ، میتوان گفت این پروژه اسرائیل دوم است که بتوسط کردها پیش برده میشود

هفتم – – بنظر میرسد که فضای عمومی ترکیه بنا به عوامل زیادی که در بالا اشاره کردیم، اماده این تحول میباشند هم اکنون 90، درصد نیروهای سیاسی ومردم عادی این کشورخواستار برقراری رابطه با دمشق هستند وبه ان خوشامد میگویند بویژه پس از فاجعه ای که سیاستهای حزب حاکم مرتکب شده وموجب سرخوردگی وشکست این حزب شده است .

هشتم – یکی از عوامل مهم که دربالا به ان اشاره شد ، شکست برنامه ساقط کردن دولت سوریه میباشد ، دراینجا از عرب گرفته تا ترکها وغیره همه میدانند که چگونه درحق رئیس جمهور سوریه ، دکتر بشار اسد ظلم وغدر شد واز پشت به وی خنجر زدند ، اما بشار اسد بهمراه ارتش وملت سوریه برنامه تقسیم وتجزیه سوریه وتغییر کلی معادلات منطقه ای وجهانی که خواست امریکا بود را برهم زد، علیرغم حجم گسترده هجوم شخصی بر وی وسوریه که بسیار عظیم بود ، اما وی صبورانه مقاومت کرد وبر حمایت ملت وارتش خود تکیه نمود ودرنهایت ، گذرایام حکمت، دقت نظرواقع بینانه ، وارزیابیهای استراتژیک واینده نگری درست اورا ثابت نمود.

انچه که من درموردش صحبت کردم ، تحلیلی بود که ترکها درجهت منافع خود میبینند ، اما دمشق که دارای حکمت وواقع بینی سیاسی میباشد ، با این تحولات منطقه روبرو خواهد شد ، ازجمله درمورد رابطه خود با انکارا واز موضع عالی منافع ملی خود ومهمترین انها درمورد خروج ارتش اشغالگر ترکیه از سرزمینهای سوریه وهمچنین متوقف کردن کمک به تروریستها درادلب ، حل نمودن مشکل پناهندگان سوری از طریق حکومت شرعی سوریه ، توقف کمک به ایستگاههای تبلیغاتی که از بام تا شام به تبلیغات دروغ بر علیه ملت ودولت سوریه مشغولند ، خود دولت ترکیه نیز میداند که اینها انسانهای مزدور وحقیری بیش نیستند ، دولت ترکیه همچنین باید از دخالت کردن درامور داخلی سوریه، چه درکمیته مذاکرات ونوشتن قانون اساسی ویا سایر قضایای موجود، خودداری کند ، سوریها خود اینده کشور خودرا رقم میزنند همچنانکه ترکها نیزاینده خودرا درانتخابات 2023، رقم خواهند زد.

مصطفی بالبای نماینده مجلس ترکیه از طرف حزب ملت جمهوری چهارشنبه گذشته درروزنامه «جمهوریت» مقاله ای تحت عنوان » سوریه برای گشودن صفحه تازه ای میاید»نوشت ودران توضیح داد که برخورد اردوغان با سوریه خطا بود، اردوغان براین اعتقاد بود که میتوان ازطریق کارهای اطلاعاتی وامنیتی وبدون ورود به قضایای د یگرکارهارا به سرانجام رسانید، از نظرا ین نماینده مجلس عمل اردوغان قابل قبول نیست، براساس اطلاعات موثق واز منابع بسیار نزدیک حکومت ترکیه ، ورود از طریق دروازه انسانی ، شروع تازه ای خواهد بود برای تاسیس روابطی تازه، امنیتی ونظامی وپس از همه اینها سیاسی ، این نماینده مجلس سپس به حکومت ترکیه نصیحت میکند که روابط با دولتها ی همسایه را براساس منافع تنگ نظرانه حزبی خود ویا بیگانگان به فروش نرساند بلکه ضرورت دارد تا منافع ترکیه را دردرجه اول قرارداد، وی اشاره نمود که بازگشت از خطا به نفع همگان خواهدبود

ارزیابی من براساس انچه را که می بینم اینست که ارتباط با سوریه ازدروازه ترکیه درحال امدن است والبته این بر اساس مشاهداتم که به بخشی ازانان اشاره کردم ، این قبل از انتخابات 2023،ترکیه خواهدبود، ودمشق انچنانکه من واقف هستم اگر منافع اساسی واعلام شده سوریه تحقق یابد به این کوششها خواهد پیوست، ان کسا نی که با کمک بیگانگان امیدواربودند که که سوریه سقوط کند باید به دنباله مزبله ای بگردند که خودرا به درون ان بیندازند، صبر افسانه ای سوریها حتما ثمره خودرا خواهد داد ، زیرا ما درجانب صحیح تاریخ ایستاده ایم وفردا شاهد نزدیک این پیروزی خواهدبود.



۱ دیدگاه »

  1. جناب مزارعی با احترام سئوالی دارم منظور شما از خلیج برای فارسی زبانان چیست ؟ خلیج مکزیک را میگوئید یا خلیج همیشگی پارس را منظور دارید ؟ از شما بعید است که در ترجمه سیاسی بودن اسامی را لحاظ نکنید!

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: