پرش به محتوا

کودتای۲۸ مرداد ۱۳۳۲ – حسین بهادری

کودتای۲۸ مرداد ۱۳۳۲

عملیات کودتا با فرمان عزل مصدق از نخست وزیری توسط شاه در زمانی صادر شد که حزب توده ایران در۲۳ مردادماه ۱۳۳۲ اعلام کرده بود که « فردا کودتا می شود» با یک روز تغییر نصیری فرمانده گارد و افراد همراه او هنگامی که به خانه مصدق رسیدند توسط نیروی های محافظ  نخست وزیری، دستگیر می شوند. با انتشار خبر کودتا و شکست آن، شاه از کشورفرارمی کند. در زمانی که مردم در خیابان ها به طرفداری از دولت و مصدق تظاهرات می کردند؛ حزب توده شعار «برقراری جمهوری دموکراتیک خلق» را می دهد و با تمام نیرو در تجمع میدان بهارستان شرکت می کند.

با شکست کودتای ۲۵ مرداد و فرار شاه فاطمی می نویسد: ساعت چهارو پنجاه دقیقه [یک شنبه ۲۵مرداد] بود که سرتیپ کیانی یکه و تنها وارد اطاق ما [در بازداشتگاه ] شد و پس ازمعذرت زیاد گفت: اغفال شده بودند و از جسارتی که کرده اند من جداً معذرت می خواهم و استدعا می کنم به فرمایید به منزلتان تشریف ببرید.

به گفته سعید فاطمی: دکتر فاطمی پس از آزادی صبح ۲۵ مرداد با پیژامه و دمپایی به اتاق مصدق رفت و گفت: من دیگر نمی خواهم وزیرخارجه باشم، مرا وزیر دفاع کنید. مصدق گفت: برنامه تان چیست؟ فاطمی پاسخ داد برنامه من این است که تا ظهر امروز۵۰ نفر را اعدام کنم. مصدق با صدای بلند فریاد زد: با چه قانونی؟ فاطمی گفت با قانون انقلاب. مصدق جواب داد: قانون من قانون اساسی است، قانون انقلاب نیست. فاطمی گفت قانون من قانون انقلاب است. وقتی فاطمی از اتاق بیرون آمد، رو به دکتر غلامحسین مصدق کرد و درهمان حال که عصایش را بلند کرده بود، گفت: غلام این پدر تو ما را به کشتن می دهد.

 آیت الله سید حسین موسوی كرمانی می گوید: شاه که از ایران رفت،علمای تهران خدمت آقای بروجردی در قم آمدند و گفتند که مملکت به هم خورد و….، ایشان فرمودند که:«بله، مملکت شاه لازم دارد».علمای تهران به آقای بروجردی پیشنهاد دادند تلگراف یا نامه ای به مردم بدهد که شاه را برگردانند ونسبت به شاه بدبین نباشند وعلیه او شعار ندهند. (خاطرات آیت الله سید حسین موسوی كرمانی، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی،ص۱۱۹)

روزنامه ی- باختر امروز- در ۲۵مرداد ماه درگزارش سیاسی  از شکست کودتای۲۵ مردادماه می نویسد:

– اخبار مربوط به کودتای گارد شاهنشاهی در سراسر جهان به عنوان مهمترین خبر روز منتشر شده است.

– در کلیه محافل سیاسی کشف توطئه اخیر پیروزی درخشانی برای دولت و ملت ایران محسوب گردیده است.

– بی اثر شدن نقشه توطئه گران در محافل سیاسی لندن اثر بسیار نامطلوبی داشته است.

– ناظرین سیاسی همچنان به بحث درباره اختلافات دو بلوک جهانی ادامه می دهند.

– سیاست های استعماری همچنان با نهضت های ناسیونالیستی ملل کوچک دشمنی می ورزند.                                                                                              

باید دانست که فعالیت بلوک های جهانی منحصربه خنثی کردن اقدامات یک دیگر نیست بلکه دول بزرگ به همان اندازه که با هم اختلاف دارند نسبت به نهضت های ملی و ناسیونالیستی کشورهای کوچک نیز خصومت می ورزند.

تلاش های ناجوانمردانه ای که از ابتدای نهضت ملی ایران از طرف استعمارطلبان انگلیسی برای به زانو درآوردن مردم محروم کشورما به عمل آمده نمونه ای از جنایات تاریخی دولت های استعماری به شمار می رود.

به دنبال هر پیروزی که نصیب ملت ایران می شود شکستی عاید انگلستان و طرفداران کابینه چرچیل می گردد و آنها را به فکر تشبثات و تلاش های اهریمنی تازه ای می اندازد.

ناظرین سیاسی عقیده دارند که استعمارطلبان با وجود شکست های عظیمی که در ایران خورده اند بازهم ازپای نخواهند نشست و دائمأ برای ساقط کردن حکومت مصدق که مانع بزرگی در سراسر شرق برای آنان به شمار می رود در تلاش و تکاپو خواهند بود. (نقل از خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی ص۲۸۳تا۲۸۶)

 دکتر فاطمی در سخنرانی روز۲۶ مرداد در میدان بهارستان دخالت نیروهای خارجی را در مسائل داخلی کشور محکوم می کند و خواهان برچیده شدن رژیم سلطنتی می شود.

فاطمی درادامه سخنرانی خود خطاب به مردم می گوئید: دربار پهلوی و شخص شاه  با یورش سبعانه ای که نیمه شب یکشنبه ۲۵ مرداد به نهضت ملت ایران کرد مکان تاریخی خود را از دست داد، و از خوف طوفان خشم میلیونی مردم مبارز وطن ما به دامان ارباب های لندنی خود به عراق گریخت. 

دیروز در میدان بهارستان اراده ملت قهرمان ما از خلال فریاد ده ها هزار مردم تهران، کارگران، دهقانان، دانشجویان، بازارایان، پیشه وران، احزاب و دستجات سیاسی به گوش دنیا رسید.

شعارهائی که در میدان بهارستان از قلب اجتماع عظیم مردم تهران برمی خاست هم تازگی داشت و هم لذت بخش بود.

«مرگ برشاه خائن »

«نابود باد بساط ننگین دربار پهلوی »

«ما شاه نمی خواهیم »، « شاه باید محاکمه شود »

مثل غرش طوفان در و دیوار تهران را می لرزاند.

هموطنان، جنایات دربار پهلوی روی جنایات ملک فاروق را سفید کرد. هموطنان اسلحه ای که به قیمت عرق جبین شما تهیه شده بود، فرزند عاقد(عقد کننده، اجراء کننده) قرارداد ۱۹۳۳میلادی می خواست علیه نهضت شما به کار اندازد. در پایان سخنرانی دکتر فاطمی مردم تهران از دولت مصدق خواستند که به فوریت عاملین کودتای خائنانه دربار و شاه فراری تحت تعقیب قرار دهد. (نقل ازخاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی ص236تا241

کودتای  بیست  هشت مرداد علیرغم انتشار گزارش سیاسی روزنامه ی باختر امروز در تاریخ 25 مرداد و هشدارهای علنی فاطمی و حزب توده ایران زمانی صورت گرفت که در طول  دو  روز قبل  اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور را  می توان این گونه  ترسیم کرد:

 – مصدق سرمست از پیروزی و بی توجه به هشدارها و پیشنهادها وزیر امورخارجه اش دکتر فاطمی، با استناد به قانون اساسی مشروطه با برچیدن بساط سلطنت مخالف بود.

– حزب توده به رغم غیرقانونی بودن حاکم برخیابان ها و اعضاء حزب و شورای متحده کارگران و زحمتکشان منتظر رهنمود رهبری حزب برای مقابله با اقدامات ارتجاعی دربار و امپریالیست ها بودند.

– در تاریخ جنبش کارگری ایران، طبقه کارگر از نظر کمی و کیفی تا این حد سازمان یافته و آگاه به منافع طبقاتی خود نبود، بیش از۸۰ درصد کارگران در شورای متحده کارگران و زحمتکشان متشکل شده بودند.

– صدها فدائی فرقه دمکرات آذربایجان در زندان های آذربایجان برای رهائی و یورش به دژ دشمن دقیقه شماری می کردند و منتظر بازکردن درب زندان ها توسط سازمان نظامی حزب توده و مردم بودند.

– بیست پنج هزارخانواده داغدیده آذربایجانی که عزیزانشان را درقتل عام سال ۱۳۲۵از دست داده بودند، آماده لحظه انتقام از دشمنان مردم بودند؛ به نوشته علی شایگان، مشاور مصدق: در اطاق پذیرایی [منزل دکتر مصدق] منتظر ملاقات بودم که محمد حسین قشقایی وارد شد که از اطاق دکتر مصدق برمی گشت. از او پرسیدم چه خبر دارید. گفت اینها (آمریکایی ها) مصمم هستند که به هر قیمتی هست دکتر مصدق را از پای در آورند. بعدها آقای ناصر قشقایی می گفت ما به دکتر مصدق پیغام دادیم که آیا اجازه می فرمائید که ما با عده کافی برای کمک به دولت به تهران حرکت کنیم و او اجازه نداد. روز پیش صبح [۲۷ مرداد] که برای ملاقات دکتر می رفتم، دم در خانه دو سه نفر از افراد حزب توده منتظر ورود ایشان بودند، همین که از اتومبیل پیاده شدم جلو آمدند. یکی از آنها را می شناختم. معلم دبیرستان و مردی آزادیخواه و وطن دوست [قدوه] بود. گفتند مخالفین دولت مشغول اقدام برای«کودتا»هستند. از آقای دکتر بخواهید که امر کنند اسلحه دراختیارما بگذارند. ما گارد ملی تشکیل خواهیم داد و تحت امر دولت خواهیم بود. به آنها قول دادم که فوراً مطلب را به عرض دکتر مصدق برسانم و همین کار را هم کردم ولی دکتر مصدق جواب منفی داد .

دکتر مصدق به رغم اخبار رسیده و وضعیت غیرعادی که درسپهرسیاسی ایران اتفاق افتاده بود، همچنان بر رفتار قانونی وعملکرد اصلاح طلبانه و آرام پای فشاری می کرد. به عنوان مثال «حتی دکتر مصدق پس از تظاهرات طرفداران حزب توده ایران در روز ۲۷ مرداد دستور سرکوبی هرگونه تظاهراتی را که در آن لغو سلطنت مطرح شود، به ارتش ابلاغ می کند. (نقل از نوشته علی شایگان)

درصفحات۲۷۲ و۲۷۳ خاطرات و تالمات مصدق می خوانیم: همه می دانند که عصر روز۲۷مرداد دستور اکید دادم هر کس حرف از جمهوری بزند او را تعقیب کنند و نظراین بود که از پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی در خواست شود هر قدر زودتر به ایران مراجعت فرمایند. چنانچه ممکن نباشد شورای سلطنتی را تعیین فرمایند که کارها متوقف نشود.

 در صفحه۲۷۳ خاطرات مصدق آمده: من نه فقط با جمهوری دموکراتیک بلکه با هر رقم دیگر آن هم موافق نبودم چون که تغییر رژیم موجب ترقی ملت نمی شود نه می خواستم ترتیب وراثت تخت و تاج را تغییر دهم، نه رژیم مشروطه را به جمهوری، آن هم جمهوری دموکراتیک تبدیل نمایم.

مصدق با دستور سرکوب هرکسی را که خواستار لغو سلطنت بود بیشترین کمک را به عاملان کودتا درسرکوب مردم و حزب توده ایران کرد. در رابطه با دستور اکید مصدق، کیانوری می نویسد: مصدق که وحشت زده شده بود، به فرمانداری نظامی تهران دستور داد که تظاهرات حزب توده را سرکوب کند.

عصرروز۲۷مرداد، حمله ی وحشیانه پلیس و فرمانداری نظامی تهران به تظاهر کنندگان در خیابان ها آغاز شد. سربازان و پلیس با شعارهای – زنده باد شاه – مردم را وحشیانه کتک می زدند و زخمی می کردند و بازداشت می نمودند.

در همین روز نزدیک به ۶۰۰ نفر از افراد و مسئولین و کادرهای حزب، که بعضی در رده های متوسط یعنی عضو کمیته های محلی بودند، دستگیر شدند و این امر ضربه بسیار بزرگی بر ارتباطات حزب وارد آورد. (نقل از خاطرات کیانوری ص ۲۶۸و۲۶۹)

در مقابل اقدامات مصدق: دولت درسایه ی زاهدی با پشتیبانی دولت های امریکا و انگلیس ومطبوعات تحت تسلط شان همراه با عوامل شرکت های بزرگ نفتی به نشر اعلامیه هائی از طرف هواداران دربار در نشریات دست راستی داخلی و خارجی ادامه می داد.

– مرتجعین مذهبی به سرپرستی کاشانی: بازار، اوباش، باجگیران و دوزخیان روی زمین (لومپن ها) را علیه نیروهای حزب توده، کارگران متشکل در شورای متحده و طرفداران مصدق سازمان می دادند و با حمله به دفاتر حزب و شورای متحده در جامعه جو وحشت می آفریدند.

 در افسانه های آذربایجانی آمده است روزی درحاشیه ی جنگلی دو درخت با هم گفتگو می کردند. یکی به دیگر گفت، می گویند تبر می آید. دومی می پرسد تبر چیست؟ و برای چه می آید؟ اولی می گوید تبر یک تکه آهن است و برای قطع کردن جنگل می آید. دومی می خندد و می گوید چگونه یک تکه آهن می تواند جنگلی به این بزرگی را قطع کند؟؟؟!! اولی جواب می دهد چون دسته اش از خودمان هست. در این افسانه حقیقتی نهفته  و از منظر آن، کودتای ۲۸ مرداد اگر توانست طعم شیرین ملی شدن صنعت نفت را در کام مردم ایران تلخ کند، به این علت بود که علاوه بر بی عملی، سازشکاری و دنباله روی حزب توده ایران، امپریالیست های امریکائی و انگلیسی عاملان بومی موثری در میان ارتش، روحانیون، و طرفداران مصدق داشتند که در خدمت به دربار و امپریالیست ها گوی سبقت ازهم می ربودند آشکارترین آنها عبارت بودند از:

– سرهنگ حسن اخوى رئیس رکن دو ارتش، طراح، برنامه ریز و سازمانده کودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ .

فردوست در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی می نویسد: او مغز متفکر کودتا یکی از دو افسری بود که جزء امیدهای  ویژه و اصلی این کودتا محسوب می شدند. او در۱۹مرداد به ملاقات شاه رفت و اسامی افسرانی را که جهت کودتا خود را آماده کرده بودند، به شاه ارائه داد. شاه گفت هیچ برگه ای را امضاء نخواهد کرد؛ ولی آن را تایید نمود. حسن اخوی تاکید برامضاء کردن شاه داشت و به شاه گفت در صورت اجرای درست طرح ستاد، پیروزی قطعی است. شاه پس از مشورت با روزولت به واسطه  اسدالله رشیدیان قبول کرد اوراق را امضاء نماید؛ (فردوست، حسین؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ ششم، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۱۸۰)

–  سید حسن امامی (۱۲۸۱-۱۳۵۸)مدت کوتاهى رٸیس مجلس هفدهم بود• او به عنوان سلطنت طلبى سرسخت، از سوى شاه به سمت امام جمعه تهران منصوب شد• او رابطه اى خویشاوندى با مصدق داشت، اما او را خاٸن به طبقه خود می دانست•

–  جمال الدین امامی (۱۲۸۱-۱۳۴۵)یکى ازمخالفان اصلى مصدق و فرزند امام جمعه خوى بود• او نخست به نمایندگى از شهر خود و سپس تهران، به مجلس راه یافت و یکى از منتقدان معروف مصدق در مجلس شانزدهم بود• پس از کودتاى ۲۸ مرداد، سفیرى ایران در رم  را به عنوان پاداش به دست آورد•

– مظفر بقایى (۱۲۹۰-۱۳۶۶)سیاستمدار تک رویى که نخست با هیاهو از مصدق پشتیبانى کرد، اما با هیاهو و جنجال بیشتر به مخالفت با او برخاست• او که عضو خانواده اى سرشناس در کرمان بود، در فرانسه تحصیل کرده و دردانشگاه تهران فلسفه تدریس می کرد• در مجلس پانزدهم تا هفدهم نماینده مردم کرمان و رهبر حزب زحمتکشان بود•

– سرتیپ عبدالحسین حجازى(۱۲۸۶-۱۳۶۹)استاندارسابق خوزستان بود• بریتانیایی ها رفتار او با شرکت نفت را دوستانه می دانستند• او در زمان  نخست وزیرى مصدق یکى از مشاوران نزدیک شاه به شمار می رفت، و یکی از مجریان اصلی کودتاى سال ۱۳۳۲ بود•

– سرلشگر فضل الله زاهدى(۱۲۶۹-۱۳۴۲) رهبررسمى کودتاى ۲۸ مرداد؛ آموزش دیده در مکتب تزاریست ها، عضو سابق بریگاد قزاق و از سال ۱۳۲۱ جزو ستون پنجم آلمان بود که بعداز اشغال ایران دستگیر و تبعید شد و در برگشت به ایران به خدمت امپریالیسم امریکا در آمد.

– ابولحسن عمیدى نورى (۱۲۷۲-۱۳۵۹)مدیر روزنامه داد• در خانواده اى زمیندار در مازندران به دنیا آمد و در رشته حقوق تحصیل کرد اما سر از روزنامه نگارى درآورد• از اعضاى بنیان گذار جبهه ملى بود، اما بلافاصله از مصدق جدا شد و با شرکت در کودتاى ۲۸ مرداد، در زمره نخبگان حکومت جدید درآمد• و پس از انقلاب ۱۳۵۹ اعدام شد•

– آیت الله سید ابوالقاسم کاشانى(۱۲۶۷-۱۳۴۰) طى جنگ جهانى دوم٬ ازسوى انگلیسی ها به علت داشتن رابطه با آلمان نازى زندانى شد• وى نقش مهمى در تضعیف مصدق ایفا کرد• آیت اﷲ کاشانی، با شاه و زاهدی کنار آمد. و طرفدارانش را نظیر شعبان بی مخ و طیب رضائی و چاقو کشان میدان های تره بار و نظایر آنها را برای کمک به کودتا به جان مردم و طرفداران حزب توده و کارگران متشکل در شورای متحده انداخت .

– سرتیپ محمد دفترى، سرهنگ عباس  فرزانگان و سرهنگ ولی محمد زند کریمی، سرلشکرنادرباتمانقلیچ،  سرهنگ نعمت الله  نصیری و… از دیگر اعضای بومی کودتا بودند•

تمام شواهد نشان می داد که کودتای برنامه ریزی شده درشرف وقوع بود. اسامی کودتاچیان در دست دولت بود و نیروهایی درخدمت دولت مصدق حاضر و آماده فداکاری بودند. اما مصدق در مقام فرمانده ارتش با اعتقاد به قانون اساسی و حفظ نظام مشروطه سلطنتی به گواه تاریخ نه تنها یاران خود را به کشتن داد بلکه صدها نفر از بهترین فرزندان طبقه کارگر و نیروهای آزادیخواه و افسران توده ای را به مسلخ گاه ارتجاع فرستاد و پی آمد مماشات او با سلطنت بعداز۲۵ سال استقرار نظام قرون وسطائی جمهوری اسلامی شد.

ریشه های تاریخی کودتاى۲۸ مرداد

کودتای نظامی سوم اسفند۱۲۹۹ پس از کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر روسیه در اکتبر۱۹۱۷ (آبان ۱۲۹۶) در راستای سیاست محاصره کشور شوراها بود. ژنرال انگلیسی دنسترویل در رابطه با کودتای سوم اسفند و به قدرت رسیدن رضا شاه در کتاب خاطرات خود می نویسد: تنها رقیب نیرومند ما (انگلستان ) درایران دولت روسیه است و چون آن دولت قهراً در حال انقلاب است بریتانیا می تواند از این فرصت بهترین استفاده را نموده، یک دیکتاتوری نظامی نیرومند در ایران بوجود آورد.

این دیکتاتور که درظاهر بسیارعظیم و در باطن آلت دست ماست باید تمام مقاصد ما را تامین کند.  (مجله خواندینها، سال دوازدهم- شماره ۲۵ دوم آذرماه ۱۳۳۰ ص۱۰ منبع روزنامه دیپلمات ایران – نقل از ص۸۹ رضاشاه وقشون متحدالشکل)

رضا شاه پس از نشستن برتخت سلطنت گام به گام قرارداد۱۹۱۹ را پیاده کرد و با سرکوب جنبش کارگری و نیروهای ملی و تصویب قانون سیاه ضد کمونیستی در سال۱۳۱۰ و عقد قرارداد الحاقی نفت در خدمت امپریالیسم انگلیس بود. با به قدرت رسیدن نیروهای فاشیستی در آلمان و ایتالیا و ژاپن طرفداری از نژاد آریائی درمیان ناسیونالیست های ایرانی شدت گرفت و ناشران نامه ایران باستان کوشیدند تا از ایدئولوژی فاشیستی برای تدوین ایدئولوژی حکومت رضاخانی بهره گیرند. براین بستر گردش رضاشاه از سال ۱۳۱۲به طرف آلمان هیتلری شدت گرفت. این امر باعث برکناری رضاشاه و تبعید او در شهریور بیست شد.

سقوط رژیم دیکتاتوری رضا شاه، آزادی زندانیان سیاسی، رشد افکار آزادی خواهی،  تشکل یابی طبقه کارگر، خواست ملی شدن صنعت نفت و گسترش مبارزات استقلال طلبانه مردم، توطئه علیه نیروهای مترقی، استقلال طلب و کمونیست ها را دردستور کار روزانه دربار و نیروهای مذهبی و جهان سرمایه داری به رهبری امپریالیسم تازه نفس امریکا قرارداد. با اجرائی شدن دکترین ترومن از مارس۱۹۴۷، آمریکا با ایجاد پایگاه نظامی ARMISH (ارمیش) در ایران، ایران را به لیست کشورهای شرق مدیترانه اضافه کرد. وظیفه اصلی دکترین ترومن جلوگیری ازنفوذ شوروی درجهان به ویژه درمنطقه خاورمیانه بالاخص درایران بود. از این منظر می توان کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را درچارچوب توطئه و جنگ سرد جهان سرمایه داری علیه قدرت گیری نیروهای ملی و تشکل یابی طبقه کارگر و اشاعه افکار سوسیالیستی در ایران ارزیابی کرد. 

براساس رویدادهای جهانی ریشه کودتای ۲۸ مرداد نهفته بود در کنترل منابع نفتی خاورمیانه از تولید تا فروش درجهت حفظ منافع دول امپریالیستی، تامین منابع فسیلی برای صنایع و ماشین جنگی جهان سرمایه داری و پیشبرد اهداف جنگ سرد علیه کشورهای سوسیالیستی و در مرکز آنان شوروی و جلو گیری از تاثیر بخشی مبارزات آزادیبخش طبقه کارگر و مردم ایران در سه قاره افریقا، آسیا و امریکای لاتین به ویژه در خاورمیانه.

حسین بهادری

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: