پرش به محتوا

سوءقصد به رشدی و تهران

غرب خواستار سختگیری است
پس از ترور سلمان رشدی، مخالفان ایران خواهان پایان مذاکرات هستند
نوشته کنوت ملنتین
منتشر شده در یونگه ولت
ترجمه مجله هفته



سلمان رشدی، نویسنده هندی الاصل، ظاهراً پس از حمله ای که به جانش صورت گرفت رو به بهبودی است.
آیت‌الله روح‌الله خمینی «رهبر انقلاب» ایران در ۲۳ بهمن ۱۳۶۷ به‌خاطر رمان «آیات شیطانی»، حکم اعدام رشدی را صادر کرد و از همه مسلمانان جهان خواست تا آن را اجرا کنند.
پس از آنکه نویسنده سال‌ها در مخفیگاه و تحت حفاظت پلیس زندگی می‌کرد، به نظر می‌رسید که زندگی‌اش کمابیش «طبیعی» پیش می‌رود، همانطور که خودش چندین بار در مصاحبه‌هایش نیز این مطلب را گفته است.

اما روز جمعه، قبل از شروع یک رویداد ادبی در شمال ایالت نیویورک، یک جوان آمریکایی ۲۴ ساله که والدینش از لبنان مهاجرت کرده بودند، با سرعت خود را به رشدی رساند و به او هجوم برد و سپس او را با چاقو مورد حمله قرار داد و این نویسنده ۷۵ ساله را با ضربات متعدد چاقو به شدت مجروح کرد.
روز یکشنبه، پس سلمان رشدی «ظفر» در توییتر به اشتراک گذاشت که رشدی دیگر از طریق دستگاه تنفس مصنوعی تنفس نمی کند و حتی توانسته چند کلمه هم صحبت کند. حس شوخ طبعی و روحیه مبارزه جویی و سرکشی او همچنان پس از حمله «دست نخورده» مانده است.
علاوه بر وضعیت مجروح، توجه رسانه های غربی عمدتاً به واکنش های همگانی در ایران معطوف بود. با این حال، داستان های آنها اغلب بیشتر با پروپاگاندا ارتباط داشت تا با واقعیت.
تیتر «ایران سوء قصد به نویسنده مشهور را جشن گرفت» در سایت RTL در روز شنبه را فقط میتوان یک اختراع مخرب توصیف کرد.
تیترهایی مانند «رسانه‌های ایرانی ترور را جشن می‌گیرند» کاملاً دروغ نبودند، اما تصور کلی نادرستی را به مخاطبان منتقل می‌کنند. تعداد بسیار کمی از روزنامه های کشور که به مواضع فوق محافظه کارانه خود معروف بودند، با خوشحالی نسبت به این حمله واکنش نشان دادند.
در میان آنها، روزنامه کیهان با انتشار متنی از ضارب به عنوان «شخصی شجاع و وظیفه شناس» که دستش «باید بوسیده شود» تمجید کرد.
تیراژ این روزنامه در غرب کمتر از ۱۰۰ هزار و در یک مورد حداکثر تا ۳۵۰ هزار تخمین زده شده است.
اصطلاح «وفادار به دولت» که رسانه‌های غربی دوست دارند از آن برای گنده کردن معنای کیهان از آن استفاده کنند، در فرهنگ عقاید حیرت‌انگیز فردگرایانه و گاه کاملاً آنارشیک حاکمیت ایران معنای ندارد.
در واقع، بیشتر رسانه های ایران از حمله به رشدی گزارش جدی ارائه نکردند و از اظهار نظر خودداری کردند، هرچند آنها در متون خود رشدی را «مرتد» یا «منحرف» دانستند.
چند روزی بود که اصلاً بیانیه رسمی وجود نداشت. روزنامه تاتس نزدیک به حزب سبز آلمان روز دوشنبه با اظهار نظر یا حدس و گمان از یک تصور غلط گسترده پیروی کرد اینکه: «برای رهبری در ایران، این حمله یک موفقیت تبلیغاتی در زمان مناسب است.»
در واقع، این حادثه نه تنها از نظر سیاست خارجی برای تهران ناخوشایند و ناراحت کننده است، بلکه از منظر داخلی نیز بدیهی است که موضوع مفیدی برای آنها نیست.
در ایالات متحده، سیاستمداران جمهوری خواه از حمله به رشدی برای محکوم کردن رفتار ظاهراً بسیار نرم دولت با ایران استفاده می کنند.
سناتور مارکو روبیو روز جمعه در توییتی نوشت: «چرا بایدن هنوز در حال مذاکره با این تروریست ها در تهران است؟»
سناتور توماس کاتن، که او نیز یک جمهوری خواه است، با خشم نوشت:
«رهبران ایران ده ها سال است که خواهان ترور سلمان رشدی بوده اند. ما می دانیم که آنها امروز در صدد ترور مقامات آمریکایی هستند. بایدن باید فورا به مذاکره با این رژیم تروریستی پایان دهد. »
در بریتانیا، ریشی سوناک، وزیر دارایی سابق، یکی از نامزدهای جانشینی نخست وزیر بوریس جانسون، یادداشت مشابهی را به دیلی تلگراف نوشت:
«حمله وحشیانه با چاقو» به رشدی باید «یک زنگ خطر برای غرب» باشد تا تحریم‌های شدیدتری علیه ایران اعمال کند و فایده داشتن مذاکرات با ایران را زیر سوال ببرد.


موضع رسمی دولت ایران اعلام شد، از محکومیت خبری نیست.

ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در واکنش به حمله با چاقو به سلمان رشدی در کنفرانس خبری هفتگی خود در تهران در روز دوشنبه، گفت که ایران هیچ‌کس را در قتل رشدی مسئول نمی‌داند زیرا هم نویسنده و هم پیروان او مسئول این هستند که خشم مسلمانان را برانگیختند او گفت:

«ما در ماجرایی که در حمله به سلمان رشدی اتفاق افتاد در امریکا هیچکس و غیر از او و غیر از حامیان او شایسته سرزنش و ملامت و محکومیت نمیدونیم سلمان رشدی با اهانت به مقدسات اسلامی و با عبور از خطوط قرمز بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان و خطوط قرمز همه پیروان ادیان الهی اخودش را در معرض خشن و غضب مردمی قرار داد.»

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: