پرش به محتوا

آیا در اتحاد شوروی سرمایه داری حاکم بود؟! – بخش ۲ – خسرو گلستانی

آیا در اتحاد شوروی سرمایه داری حاکم بود؟! – بخش ۲

در پاسخ به نقدهای پرتکرار دکتر مرتضی محیط

ابوالقاسم (خسرو) گلستانی

۲۴ مرداد ۱۴۰۱ – ۱۵ اوت ۲۰۲۲

پاسخ آقای دکتر محیط به نقد اول را در اینجا (تلگرام) مشاهده فرمائید

بخش اول مقاله را در اینجا مطالعه فرمائید

توضیح: همان طور که خوانندگان ملاحظه می کنند، این نوشته دنباله بحثی درست با همین عنوان است که در ۹ اوت ۲۰۲۲ برابر با ۱۸ مرداد ۱۴۰۱ در «مجله هفته» منتشر شده است، هرچند در ذکر تاریخ خورشیدی به اشتباه به جای «مرداد» نوشته شده «خرداد».

مقدمه: ۱. مرتضی محیط در برنامه تلوزیونی یوتیوب خود («استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی») در ۱۳ اوت ۲۰۲۲، زحمت بررسی نقد اینجانب را به جان خریده است. اما انتظار می رفت که وی آدرس دقیق تری از نگارنده و عنوان نوشته ارائه می داد تا بینندگان آسان تر به نوشته دست یابند. از این رو، ضروری است که خوانندگان محترم پیش از نوشته حاضر، نخست مقاله اینجانب به تاریخ ۹ اوت ۲۰۲۲ [۱] را مطالعه فرمایند. ۲. جناب محیط در بررسی نوشته ام به صورت تقطیع و گلچین شده عمل کرده، ضمن اینکه صورت مسأله را بگونه ای تغییر داده که بر روند بحث تأثیر زیاد گذاشته است. با وجود این، من می کوشم موضوع را با توجه به همان تغییر در صورت مسأله بشکافم. ۳. جناب محیط طبق عادت همیشگی با «نصایحی» چون «دوست عزیزمان باید تاریخ بخواند»، کوشیده خود را در جایگاه رقابت ناپذیر در قیاس با اینجانب قرار دهد. طبیعتاً نسل سنی همفکر من در جریانهای چپ سوسیالیستی که ۴۰ تا ۴۵ سال از زمان وقوع انقلاب تا به امروز را در تلاش بوده، «چیزی» از تاریخ اتحاد شوروی می داند. منتها آنچه اهمیت اساسی دارد، مطالعه توام با نقادی و پرسشگری است. وانگهی، اینجانب به عنوان مترجم اثر دو جلدی «خاطرات مارشال ژوکوف، فاتح برلین و سردار ملی روسیه» (انتشارات فکر روز، ۱۳۷۵)، دست کم با روند اوضاع روسیه در سالهای پیش و پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، درگیریهای روسیه در جنگ جهانی اول و رویدادهای «جنگ کبیر میهنی»، که این اثر نقل قولهای گسترده ای از رهبران انقلاب اکتبر و اتحاد شوروی تا سالها پس از جنگ جهانی دوم اراپه می دهد، آشنا هستم.

موضوعات مورد بحث به قرار زیر هستند:

۱.  در خصوص «سیاستهای نوین اقتصادیِ» ارائه شده توسط لنین موسوم به«نپ»، در مقاله پیشین، سخن گفته ایم. چون این طرح اقتصادی جزو نکات محوری محیط برای انکار سوسیالیسم در اتحاد شوروی است، مجدداً ولی از دریچه ای دیگر به آن می پردازیم. محیط می گوید: «چون به خلاف انتظار لنین، در کشورهای از نظر اقتصادی توانمندتر در اروپا، انقلاب سوسیالیستی رخ نداده تا دولت برآمده از انقلاب اکتبر روسیه بتواند با تکیه بر آنها برنامه های سوسیالیستی خود را آغاز کند، لذا لنین به ناگزیر برنامه بورژوایی نپ راه جایگزین کرد» (نقل به مضمون). حال آنکه، این اقدام لنین از یک سو برای پیشگیری از سوسیالیسم به قول خودش «لجوجانه» بود و از سوی دیگر برای خلاصی از «فقر شدیدی» که در اثر هرج و مرج ناشی از جنگ جهانی، انقلاب و جنگهای داخلی گریبانگیر جامعه شده بود. اگرچه برنامه نپ نتایج مثبتی در پی داشت، چندی بعد کنار گذاشته شد. اما مشکل جناب محیط از کجا ناشی می شود؟

اولاً، وی با وجود اذعان خود به این واقعیت که دیدگاه های مارکس وحی منزل نیست و حتی با تکیه بر نظریات فلاسفه یی چون «ایستوان مزاروش»، مارکس را به چالش می کشد، خود به شکلی مطلق گرابانه بر این سخن مارکس تأکید دارد که «سوسیالیسم نخست در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری رخ می دهد». برخی اندیشمندان مارکسیست معتقدند که دیدگاه های متأخر مارکس پخته تر و ناقض این نظریه اوست. اما هرچه هست، آشکار است که محیط اعتباری برای این سخن لنین قائل نیست که سوسیالیسم می تواند در کشورهای غیر پیشرفته سرمایه داری نیز پیاده شود.

ثانیاً، سوسیالیسم در فرایندی طولانی قابل اجراست. جمهوری خلق چین، که به هنگام وقوع انقلاب در ۱۹۴۹ جامعه ای عقب مانده تر از روسیه ی زمان انقلاب ۱۹۱۷ بود، با وجود چالش های عظیم همچنان در مسیر سوسیالیسم گام بر می دارد و حزب کمونیست چین اعلام کرده که امیدوار است در صدمین سال انقلاب، ۲۰۴۹، سوسیالیسمِ به قول محیط «متنعّمی» را عرضه کند. این در حالی رخ می دهد که چین در لحظه وقوع انقلاب نه یک جامعه سرمایه داری پیشرفته، بلکه فئودالی به شمار می آمد.

ثالثاً، جناب محیط شعار تاکتیکی حزب بلشویک روسیه یعنی «صلح، نان، زمین» را مبنای استدلال خود قرار می دهد و می فرماید چون این شعار سوسیالیستی نبوده، پس انقلاب اکتبر روسیه نیز سوسیالیستی نبوده است. حال آنکه، این شعار برای بسیج گسترده ترین نیروی توده ای برای به پیروزی رساندن انقلاب بود. به اعتقاد ما، انقلاب روسیه از این جهت سوسیالیستی بود که به رهبری حزب بلشویک (کمونیست) به پیروزی رسید. از این پس سرنوشت انقلاب به خلاقیت و نبوغ رهبران بستگی داشت تا چگونه با فراهم ساختن تدریجی زیرساختهای لازم، سوسیالیسم را پیاده کنند. به یقین فرآیند اجرای سوسیالیسم در صورت وقوع در یک کشور سرمایه داری پیشرفته سریعتر خواهد بود، همان گونه که کشورهایی هم بودند مثل کوبا که در آن انقلاب، نه به رهبری حزب کمونیست، بلکه دمکراتهای انقلابی پیروز شد، اما آن انقلابیون توانستند با اعتلای خود در حد انتظارات حزب کمونیست کوبا، سوسیالیسم را سرلوحه کار خود قرار دهند. لذا، نمی توان برای همه کشورها نسخه سوسیالیستی واحدی پیچید. اتحاد شوروی نیز متناسب با شرایط خاص خود سوسیالیسم را به اجرا درآورده است.

۲. جناب محیط در برنامه تلوزیونی پیش از ۱۵ اوت ۲۰۲۲ مدعی می شود که «سوسیالیسم هنوز در هیچ کشوری به اجرا در نیامده و فروپاشی اتحاد شوروی به این دلیل صورت گرفت که آنچه در انقلاب اکتبر روسیه رخ داده بود، اصلاً سوسیالیستی نبوده است». اما در برنامه ۱۵ اوت ۲۰۲۲، می فرماید که چنین چیزی نگفته، بلکه گفته که «تا زمانی که امپریالیسم به درجه معینی از ضعف نرسد، سوسیالیسم «موفقی» وجود نخواهد داشت»، هرچند در خلال بحث در همین برنامه نیز به تناقض گوئی می افتد و با تکرار همان عبارات پیشین، منکر وجود سوسیالیسم تا به امروز می شود. صرف نظر از تناقض گوئی، نتیجه ساده ای که می توان از موضع اخیر محیط گرفت این است که چون تا پیش از ضعیف شدن امپریالیسم، دورنمائی از سوسیالیسم «موفق» وجود نخواهد داشت، پس باید احزاب کمونیست «دکان» خود را تا آن لحظه تعطیل و فکر سوسیالیسم را از سر بیرون کنند!    

۳. در مقاله پیشین، به اقدامات خارق العاده ای توسط دولت اتحاد شوروی از جمله موارد زیر اشاره کرده ایم: آموزش رایگان در تمام سطوح دانشگاهی؛ مسکن همگانی؛ نبود بیکاری؛ درمان و بهداشت رایگان؛ بیمه عمر همگانی؛ استفاده رایگان یا تقریباً رایگان همگانی از انواع وسایل حمل نقل عمومی، کتابخانه ها، ورزشگاه ها، سالن‌های کنسرت، سینما، تئاتر، باله و غیره؛ و برابری کامل زن و مرد. جناب محیط نه تنها اینها را سوسیالیستی نمی داند، بلکه دولت «رفاه» مدل سوئد را از این اقدامات فراتر دانسته است! لابد، سوئد که حتی در همان دوره به اصطلاح «بیطرفی سیاسی» در اردوی امپریالیسم قرار داشته، طبق دیدگاه محیط ترجیح داشته به اتحاد شوروی که تمام قد جلوی امپریالیسم ایستاد و حامی تام و تمام جنبش های ملی و رهایی بود!

۴. در مقاله پیشین گفتیم که چین با اتحاد با امپریالیسم غرب به رهبری امریکا علیه اتحاد شوروی بپا خاسته بود و این ضربه کاری به نوبه خود به فروپاشی شوروی کمک کرد، و این در حالی بود که حزب کمونیست چین پیروزی اش را مدیون شوروی بود. در پاسخ، محیط در حالیکه به ظاهر مخالف این اشتباه تاریخی چین بود، می فرماید باید پرسید که چرا این اتفاق افتاده؟ پاسخ ما این است: پس از مرگ استالین انحرافاتی در درون حزب کمونیست شوروی رخ داد، اما چه نیازی بود که چین «از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه ببرد»؟! او می توانست منتقد ح. ک. ش. بماند و همین کفایت می کرد! می توانست راه کوبا را پی بگیرد که از در خصومت با شوروی برنخاست؟ و جالب اینکه محیط از یک سو بر این سخنم صحه می گذارد که تا پیش از آمدن نیکیتا خروشچف – یعنی در دوره استالین – حزب کمونیست شوروی در مسیر درستی قرار داشت و به همین دلیل مائوتسه دونگ روابط قوی با رهبران شوروی داشت. اما ناگهان با استناد به متفکران مجار از جمله ایستوان مزاروش، چنان تصویر هولناکی از استالین نشان می دهد که بیا و ببین! شاید باعث تعجب باشد که از میان رهبران شوروی، استالین جزو مخالفان اعدام بود، هرچند ناگزیر بود برخی احکام اعدام پیشنهادی از سوی رهبران احزاب کمونیست محلی شوروی را امضا کند، چون در شوروی حکم اعدام وجود داشت، همان گونه که در کشورهای غربی. یکی از اسناد فاش شده حاکی از آن است که خروشچف، رهبر وقت حزب کمونیست اوکراین، طی نامه ای از استالین می خواهد حکم اعدام افراد زیادی را تأئید کند. استالین با تأئید شمار اندکی، زیر نامه می نویسد: «خفه شو، احمق!» به نظر می آید که جناب محیط بیشتر متمایل به مارکسیست های «غربی» به شدت ضد شوروی از قبیل گئورگی لوکاچ و ایستوان مزاروش است تا فیلسوفان «شرقی» چون لنین. و منشأ کینه وی از شوروی گویا متفکران ضد شوروی در مجارستان و چک و مانند آن باشند. 


۱ دیدگاه »

  1. این مسلم است که رفقای صاحب نظر باید که در نقد مواضع یکدیگر همت بگمارند اما باید مراقب بود که این نقدها به تهاجم و حمله ور شدن به یکدیگر شبیه نشود. لحن مقاله گاه تا حدودی خصمانه میشد. در شرایطی که چپ های آمریکایی ناتویی از در و دیوار بالا می روند رفقای دانشمندی چون جناب محیط که هنوز به آموزه اصیل مبارزه ضدامپریالیستی باورمندند غنیمتی هستند. باید مراقب بود که نقدها به یکدیگر به زدن یکدیگر منجر نشود. مقاله خوبی بود. با سپاس از ابوالقاسم گلستانی و درود بسیار.

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: