پرش به محتوا

اکنون تا آخرین تایوانی!

سفر پلوسی شروع یک بازی قدرت جدید ایالات متحده است – این بار در برابر چین

اکنون تا آخرین تایوانی!
کلاوس واگنر
منتشر شده در زمان ما (عصر ما) ارگان حزب کمونیست آلمان.
ترجمه مجله هفته.

گروه موسوم به «غرب ارزشی» هم اکنون ماشین های تبلیغاتی خود را برای تشدید درگیری تایوان به کار انداخته است.
سفر پلوسی در واقع علامت شروع بود. اکنون همه رسانه ها و فرستنده ها دیوانه وار مشغول تیراندازی می شوند.
جمهوری خلق چین متجاوز جلوه داده می شود زیرا تمرینات نظامی را در داخل آبهای خود و یا نزدیک قلمرو خود برگزار می کند. و نه ده هزار کیلومتر دورتر از سواحل خارجی، همانطور که نیروی دریایی ایالات متحده و متحدان آسیایی یا اروپایی آن انجام می دهند.
باز هم این افسانه سازی و شیطان سازی آغاز میشود، در این مورد «چین کمونیست»، تایوان صلح‌آمیز، بی‌آزار و به‌علاوه دموکراتیک و آزادی‌خواه را تهدید یا حمله می‌کند.
البته، هیچ کس اهمیت نمی دهد که کشوری در جهان وجود ندارد که به طور جدی منکر این باشد که تایوان بخشی از چین است. و فقط باید تصور کرد که اگر مثلاً چین از جنبش جدایی‌طلبان باسک در اسپانیا با سلاح‌های سنگین، آموزش نظامی، شناسایی و لجستیک حمایت می‌کرد و شخص سوم مملکت از پکن به بیلبائو پرواز می‌کرد تا پشتیبانی نظامی را برای ETA سازماندهی کند، چه اتفاقی می افتاد؟ حتی لازم نیست برای ترسیم داستانی موازی برای هاوایی تلاشی انجام دهیم.
تسلیح جدایی طلبی تایوان، که حمایت از آنها در خود جزیره هم برای بسیاری از مردم سوال برانگیز است، یک پروژه امپریالیستی ایالات متحده است.
مشابه آنچه برای شکل‌گیری و تسلیح ناسیونالیسم ضد روسی و پروفاشیستی اوکراین در کودتای ۲۰۱۴ توسط ایالات متحده صورت گرفت میباشد، خدمات ایالات متحده و «سازمان‌های غیرنظامی» که به نمایندگی از آنها عمل می‌کنند دهه ها، که تلاش میکنند سیاست جزیره را به نفع ایالات متحده کنترل کنند.
واشنگتن پیش از جنگ جهانی دوم، چیانگ کای شک را تامین مالی و مسلح کرده بود. آنها در جنگ سرد اول هم همین کار را کردند.
فرار رهبری کومینتانگ ازدست کمونیست ها به تایوان با خود ترور سفید را برای جزیره به دنبال داشت، حکومت نظامی ۳۸ سال به طول انجامید – حمایت ایالات متحده اما همچنان باقی ماند.
پس از سال ۱۹۹۱ دوره ای از دموکراسی ظاهری فرا رسید که در آن حزب دموکراتیک مترقی (DPP) که اکنون حاکم است، نقش آلترناتیو دموکراتیک را بازی می کند.
آنچه باقی ماند درجه بالایی از وابستگی به واشنگتن و جهت گیری به عنوان یک کشور خط مقدم در برابر پکن است.
پلوسی از یک کشور مستقل بازدید نمی کرد، بلکه یک دست نشانده ایالات متحده بود که ظاهراً سرنوشت شومی مانند اوکراین را رقم خواهد زد.
اگر دومی تا آخرین اوکراینی با روسیه بجنگد، تایوان هم باید تا آخرین تایوانی با «کمونیست های چینی» بجنگد. و رئیس جمهور تسای اینگ ون باید نقش زلنسکی را بازی کند.
ارتش آزادیبخش خلق چین با مانور گسترده خود به تایپه روشن کرد که «خطوط قرمزی» وجود دارد و در صورت درگیری می تواند جزیره را از نظر نظامی محاصره کند. در هر صورت، تایوان از نظر اقتصادی به شدت به جمهوری خلق وابسته است.
تقریبا ۴۰ درصد از صادرات تایوان به چین می رود. قطع کردن این رابطه اقتصادی با چین برای تایوان، پوچ تر و ابلهانه تر از راهکار خود تحریمی اروپا در مورد واردات انرژی از روسیه خواهد بود.
پکن اوضاع را تشدید نکرده است. پاسخ چین در زمینه استراتژیک مطرح خواهد شد و نه در حوزه تاکتیکی کوتاه مدت.
این کشور به دنبال تقویت روابط اقتصادی، زیرساختی و فرهنگی با تایوان خواهد بود. اتحاد مجدد چین، که باید تا سال ۲۰۴۹ به نتیجه برسد، نباید ناشی از یک اقدام نظامی خشونت آمیز باشد، بلکه باید ناشی از تصمیمی داوطلبانه بر اساس تاریخ مشترک و منافع موازی باشد.
اما تا حد زیادی مشخص است که پکن با دور شدن از «غرب ارزشی» و روی آوردن به روسیه، همکاری با اوراسیا و جنوب جهانی را ادامه خواهد داد. آینده در اینجا نهفته است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: