پرش به محتوا

جام جهانی قطر را تحریم کنید!

هواداران فعال در حال بسیج علیه جام جهانی فوتبال در قطر هستند – خلاقانه، پیوسته و جمعی

نوشته ابتکار «بایکوت قطر».
منتشر شده در یونگه ولت
ترجمه از مجله هفته



فصل جدید فوتبال شبیه فصل های دیگر نیست. تعطیلات زمستانی در اواسط نوامبر برای تورنمنتی که تعداد کمی از هواداران فوتبال منتظر آن هستند آغاز می شود:
جام جهانی قطر طرفداران تیم فوتبال کایزرس لاترن آلمان یک سیگنال واضح در تستادیوم ورزشی بتزنبرگ درست اولین روز شروع لیگ دسته دوم در ۱۵ ژوئیه با یک بنر بزرگ ارسال کردند – و خواستار اعتراض به برگزاری مسابقات جام جهانی در قطر شدند.

هواداران تیم دست دومی پر سابقه از جنوب غربی آلمان روی آن نوشته بودند: «قطر را تحریم کنید. ۳۰۰ مرگ در هر ۹۰ دقیقه فوتبال – شما به ۱۵۰۰۰ نفر که جانشان را از دست داده اند اهمیت نمی دهید!»

ما با یک جام جهانی در کشوری روبرو هستیم که با ذخایر عظیم گاز خود بر عزیز دل همه سران کشورهای غربی است – اتفاقاً کشوری که بیشترین میزان سرانه کربن در جهان را نیز دارد.

در زمستان آینده، نه فقط وزرای انرژی وحشت زده هستند که به آنجا میروند، بلکه بازیکنان، مقامات و هواداران از سراسر جهان نیز در آنجا حضور خواهند داشت. جام جهانی فوتبال نقطه اوج استراتژی قطر در استفاده از ورزش برای اهداف سیاسی است.

سال‌ها، امارات نفتی قطر مبالغ هنگفتی را در پاریس سنت ژرمن، قهرمان فرانسه که اسپانسر باشگاه بایرن مونیخ در آلمان نیز هست سرمایه‌گذاری کرده است، اما جام جهانی ۲۰۲۲ یک مرحله بالاتر از همه اینها است.

کشور کوچک خلیج فارس می خواهد وجهه خود را جلا دهد و برای این کار پول زیادی را هزینه کرده است.

با حدود ۱۵۰ میلیارد یورو، تورنمنت پیش رو گران ترین جام جهانی تاریخ است. و برخی چیزها وجود دارد که قطر میخواهد با آن همه شور و شوق فوتبالی آنها را خریداری کند و گند آنها را بپوشاند: قطر یک دیکتاتوری سختگیر است، همجنس‌گرایی توسط قانون در آنجا ممنوع است، زنان به طور سیستماتیک در محرومیت بسر میبرند و کارگران مهاجر تحت شرایط گاهی اوقات معادل برده گی مطلق زحمت میکشند و کار میکنند.
هیچ حزب سیاسی و اتحادیه های کارگری وجود ندارد. یک سلسله خانوادگی در قطر حکومت می کند و انتقاد از خانواده حاکم جرمی قابل مجازات است.

در واقع از مدت ها پیش می بایستی ما لذت فوتبال تجاری شده و فاسد را از دست میدادیم.
برای ما، ما با ابتکار «بایکوت قطر ۲۰۲۲» اکنون با جام جهانی قطر از یک مرز عبور کرده ایم. ما در زمستان تلویزیون را خاموش می کنیم، به تماشای عمومی فوتبال نمی رویم، محصولات حامی جام جهانی را نمی خریم و مطمئناً به قطر نمی رویم. اما در ضمن ما نمی‌خواهیم در این حد هم محدود بمانیم.
ما خود را شبکه‌ای می‌بینیم که گروه‌های هوادار و سازمان‌های حقوق بشری را گرد هم می‌آورد، که صداهای اعتراضی و فراخوان‌های زیادی را برای اقدام مشترک گرد هم می‌آورد.
برنامه جایگزین و اعتراضی ما برای جام جهانی از بحث های میزگرد انتقادی گرفته تا فعالیت های ورزشی شما تحت کلیدواژه » بازگشت به زمین خاکی » را شامل می شود.
ما همبستگی خود را با کارگران مهاجر در قطر نشان می دهیم، به ساختارهای استثمارگر در حامیان مالی جام جهانی مانند آدیداس اشاره می کنیم و صحنه سازی رسانه ای فوتبال را به طور انتقادی بررسی می کنیم.

ما با این اعتقاد متحد هستیم که نوع متفاوتی از فوتبال نه تنها ضروری است، بلکه ممکن است.
ما از اقدام هنری «فولکر – یوهانس تریب» در زوریخ حمایت کردیم که ۶۵۰۰ توپ فوتبال پر از شن را در مقابل مقر فیفا ریخت حقوق بشر در کشور میزبان جام جهانی را به مقامات فوتبال یادآوری کند.

برای برنامه ویژه این فصل، ما یک مکمل چهار صفحه ای انتقادی برای مجله ورزشی کیکر آلمان با ابتکار انجمن مسیحی رومرو تدوین کردیم و با همکاری انجمن برای «خلقهای در معرض خطر» به سفر امیر قطر به آلمان در مقابل سفارت قطر اعتراض کردیم.
در عین حال، ما در کنار سازمان‌های حقوق بشری برای دریافت غرامت برای بستگان کارگران ساختمانی که جان باخته‌اند، کار می‌کنیم.
هرچه جام جهانی نزدیکتر می شود، فعالیت های بیشتری خواهیم داشت. پس: بیا با هم صدای بلندتری داشته باشیم!




مجله هفته: سوال ما این است که اگر این جام جهانی در آمریکا یا در یک کشور دیگر غربی هم انجام میشد که مرتکب جنایات بسیار بزرگتری از جنایات امیر قطر شده اند باز هم از این اطلاعیه های پر آه و ناله صادر میشد؟ آیا کسی بخاطر جنایات آمریکا و غرب در جهان بخصوص در همین منطقه که قطر هم بخشی از آن است، یعنی خاورمیانه خواستار بایکوت بازیهای ورزشی در این کشور ها میشود؟ متاسفانه رد پای تفکر «غرب جمعی» در بیانیه قابل مشاهده است.


برده داری معاصر آمریکا؛‌ چرا کار اجباری در ایالات متحده مذموم نیست؟

آمریکا هیچ وقت از محکومیت به اصطلاح «کار اجباری» اویغورها علیه چین خسته نمی‌شود. اما اگر تصور می‌کنید آمریکا صرفا به دلیل حفاظت از حقوق کارگران خود، به چنین محکومیتی پرداخته، سخت در اشتباه هستید زیرا که چه در ادوار گذشته و چه در دوره معاصر، ایالات متحده یکی از کشورهایی است که بیشتری کار اجباری را داشته و دارد.

اخیرا برخی رسانه‌های آمریکا خبری مربوط به اشتغال ده‌ها کارگر خردسال در یک کارخانه آمریکایی تامین کننده قطعات خط مونتاژ شرکت «هیوندای» واقع در شهر مونتگومری ایالت آلاباما را پوشش دادند. طبق این گزارش‌ها، این کارگران که در محدوده سنی 10 سال به سر می‌برند مشغول کارهای خطرناکی چون تراشکاری فلزات هستند.

در واقع، معضل کارگری کودکان در ایالات متحده همیشه وجود داشته است. بر اساس گزارش یک سازمان غیرانتفاعی آمریکا موسوم به «برنامه آموزش حرفه‌ای کارگران مزارع آمریکا»، حداقل 500 هزار کودک کار در ایالات متحده در زمینه کشاورزی مشغول کارند. آنها در طولانی مدت با آفت کش‌ها و سایر مواد شیمیایی تماس دارند و گاه و بی گاه، اخبار مربوط به مرگ و میر آنها به گوش می‌رسد.

البته، کار اجباری در آمریکا مربوط به گروه عظیم دیگری است. هم اکنون هر سال بیش از 100 هزار نفر برای کار اجباری یا معاملات جنسی از خارج به آمریکا فروخته می‌شوند. بدتر این است که این «کارگران» به ازای «کار» خود، حقوق نمی‌گیرند. بدین سبب، برخی به این پدیده، «برده داری معاصر آمریکا» می‌گویند.

زندان‌های خصوصی سکوی اصلی دیگر کار اجباری در آمریکا هستند. آمریکا بیش از 200 زندان خصوصی با 120 هزار زندانی دارد. زندانیان در محیطی نامطلوب و در ساعات طولانی کار و سالانه 5 میلیارد دلار سود را روانه صاحبان زندان‌های خصوصی آمریکا تامین می‌کنند اما به ازای کار خود، فقط 20 تا 40 سنت در ساعت حقوق می‌گیرند.

بدیهی است آمریکا که این وضعیت خود را خوب می‌داند، نمی‌خواهد در صحنه بین‌المللی تعهدی در این باره بپذیرد. بدین سبب، آمریکا هنوز به «کنوانسیون کار اجباری» یعنی مهمترین پیمان بین‌المللی برای منع کار اجباری نپیوسته و البته «کنوانسیون حقوق کودکان» سازمان ملل را نیز امضاء نکرده است.

البته مانند داستان خروج آمریکا از برجام و در عین حال درخواست پایبندی آن از جانب ایران، نپیوستن واشنگتن به پیمان‌های بین‌المللی فوق مانع نشده دیگر کشورها را به مثلا «کار اجباری» محکوم نکند چرا که برایش مهم نیست برای این اتهام‌زنی و محکوم‌سازی مدرک واقعی وجود دارد یا خیر.

منبع رادیو بین المللی پکن

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: