پرش به محتوا

این ملت بر پایه ترور بنا شده است.

نگاهی به کاخ سفید کافی است
مومیا ابو جمال
منتشر شده در یونگه ملت
ترجمه مجله هفته

این پیام ابوجمال در ۱۳ مه ۲۰۰۵ از طریق تلفن از سوی اعدام ندامتگاه ایالتی در Waynesburg، پنسیلوانیا منتشر شد. تمام تلاش های قوه قضاییه ایالات متحده برای دستگیری آساتا شکور از زمان فرار او در سال ۱۹۷۹ ناموفق بوده است. او پس از ۴۳ سال آزادی، روز شنبه تولد ۷۵ سالگی خود را در کوبا جشن گرفت.



ایالات متحده به عنوان بخشی از «جنگ با تروریسم» مضحک خود، پاداش یا جایزه دستگیری آساتا شکور را افزایش داده است. آنها میخواهند عضو سابق حزب پلنگ های سیاه و ارتش آزادیبخش سیاه را که از سال ۱۹۸۴ در کوبا پناهندگی سیاسی دریافت کرده است، در زندان ایالات متحده ببینند. افسران مجری قانون نیوجرسی برای توجیه این جایزه بگیری و برده داری مدرن، آساتا را «تروریست» نامیدند.
آمریکایی ها به خوبی می دانند که تروریسم واقعی چیست، زیرا این ملت بر پایه ترور بنا شده است.
ضرب المثل «تنها یک سرخ پوست مرده یک سرخپوست خوب است» این را ثابت می کند.
این میراث زمانی است که چنین افکار تاریکی آنهم پس از اینکه بومیان آمریکا از مهاجران گرسنه اروپایی که از گذرگاه اقیانوس اطلس جان سالم به در برده بودند، با روی گشاده استقبال کردند، شکم آنها را سیر و معالجه شان کردند و سپس سفیدهای متمدن اروپایی دست به نسل کشی آنان زدند.


اما ساکنان سفیدپوست بدون توجه به اینکه بومیان مهربان پوست قرمز، سیاه، قهوه ای یا زرد رنگ داشتند، با خشونت غیر قابل تصوری از آنها تشکر کردند.
این تاریخ واقعی ایالات متحده است که در زیر دروغ اعلامیه استقلال ۱۷۷۶ که «همه انسانها برابر آفریده شده اند» پوشانده شده است.
هنگامی که آساتا شکور به همراه رفقای خود زید مالک شکور و سوندیاتا آکولی توسط افسران پلیس در یک ایستگاه ترافیکی ادعایی در نیوجرسی تورنپایک متوقف شدند، آنها قربانی قانون نانوشته ای شدند که «سیاهان پشت فرمان» ذاتا مشکوک هستند.
زید مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد، آساتا دو دو گلوله خورد و سوندیاتا برای مدت کوتاهی فرار کرد.



تروریست های قوه قضائیه آمریکا در اقدامی گستاخی، نه تنها آساتا را به قتل افسر پلیسی که قصد کشتن او را داشت، بلکه به مجازات قتل زید هم متهم کردند.
جهنم محاکمه‌های نمایشی در ایالت‌های مختلف ایالات متحده که آساتا در آن زمان تجربه کرد، توسط وکیل مدافع او، اولین ویلیامز، در کتاب «شواهد غیرقابل قبول» توصیف شد.
عدالت مانند جنوب نژادپرست بود، اگرچه محاکمه در نیوجرسی و نیویورک برگزار شد.
با این حال، یک هیئت منصفه و قاضی کاملاً سفیدپوست، که حتی تظاهر به منصف بودن و بی طرف بودن هم نمی کرد، مجبور شد آساتا را تقریباً از تمام اتهامات مبرا بدانند زیرا هیچ مدرکی دال بر گناهکار بودن او وجود نداشت.

او تنها به دلیل حمله به پلیس که تقریباً به قیمت جانش تمام شد، محکوم شد.

هنگامی که او در دادگاه نهایی در میدلسکس، نیوجرسی، در سال ۱۹۷۷ به حبس ابد محکوم شد، واضح بود که این قتل ادعایی بیش نبود، بلکه این دیدگاه‌های سیاسی او بود که مجازات می‌شد.

برچسب «تروریست» به این زن همه واقعیت را برعکس نشان میدهد، چرا که او قربانی عدالت دروغین و انتقامجوی آمریکا بود که در برابر آن دست به شورش زد.
یاد آوری مناسبی است که من این پیامی را که در ۱۲ مه ۲۰۵ نوشتم، یعنی دقیقاً ۲۰ سال پس از آن روز پس از بمباران خانه موو در فیلادلفیا توسط پلیس دوباره مطرح کنم.
تا به امروز، تنها رامونا آفریقا، که خود قربانی این حمله است، در زندان بوده است. بقیه پلیس هایی که کودکان و بزرگسالان غیر مسلح را به قتل رساندند چطور؟
در مورد سیاستمدارانی که زنجیر آن سگ های جهنمی جنگ شهری را رها کردند چطور؟ آساتا نیز مانند رامونا به خاطر جرات کرد زنده بماند زندانی شد.

فیدل کاسترو رئیس جمهور شجاع کوبا بلافاصله به حمله قضایی ایالات متحده واکنش نشان داد و این جایزه بگیران و برده داران مدرن را محکوم کرد و آساتا را یک زندانی سیاسی خواند.
برای قرن ها، هیچ چیز مانند بردگان فراری، آمریکایی های سفید پوست را خشمگین نکرده است.
سرنوشت آساتا نشان می دهد که برده داری فقط تاریخی سپری شده و دوردست نیست.
امپراتوری او را به عنوان «تروریست» طبقه بندی کرد زیرا زنجیر خود را انداخت و خود را از اسارت وحشیانه رها کرد.
در مورد تروریست های واقعی، یافتن آنها نباید سخت باشد. نگاهی به کاخ سفید کافی است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: