پرش به محتوا

چین: ناتو، عامل بی ثباتی و جنگ در سراسر جهان




نشریه چینی گلوبال تایمز روز چهارشنبه در گزارشی، به بررسی عملکرد سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) پرداخته و این پیمان را عامل بی ثباتی در سراسر دنیا دانسته است.

این رسانه چینی، در تحلیل عملکرد ناتو، نوشت: در بحبوحه درگیری نظامی روسیه و اوکراین که هنوز ادامه دارد، ناتو که خود به درگیری ها دامن می زند، نشستی سه روزه را در مادرید اسپانیا از ۲۸ تا ۳۰ ژوئن برگزار کرد. برای اولین بار در تاریخ، رهبران ژاپن و کره جنوبی برای شرکت در نشست ناتو دعوت شدند، این ائتلاف نظامی که پیش از این منشاء دردسرهای زیادی برای اروپا بوده است، اکنون در تلاش است شاخه آسیا-اقیانوسیه خود را برای گسترش مداخلات در آسیا ایجاد کند.

ناتو چگونه از ذهنیت جنگ سرد متولد و به تدریج به مانعی برای صلح جهانی تبدیل شد؟

ستاد عالی نیروهای متفقین اروپا ناتو در مونس، جنوب بلژیک، و مقر اصلی ناتو در بروکسل وظایف متفاوتی دارند، دومی نمایندگان دیپلماتیک اعضای ناتو را گرد هم می‌آورد، در حالی که ستاد مونس، مقر عملیات نظامی ناتو است.

نشست اخیر سران ناتو، مسیر تاریخ را معکوس می نمایاند. این نشست، نه تنها چین را در مفهوم استراتژیک جدید معرفی کرده است بلکه به صورت مداوم نیز بر مفهومی با عنوان تهدید چین به صورت اغراق شده تاکید کرد و حتی از چندین کشور آسیا-اقیانوسیه برای ایجاد نسخه آسیا-اقیانوس آرام ناتو دعوت کرد.

از زمان پایان جنگ سرد، ناتو با درگیری فعالانه در اقدامات نظامی، در حال کامل کردن روند تبدیل یک اتحاد نظامی از دفاع خالص به «دفاع + مداخله» بوده است. امروز، ناتو از رویکرد «رفتن به هر کجا لازم باشد» به «رفتن به هر کجا که بخواهم» رسیده و به طور فزاینده‌ای به یک «چالش سیستمی» تبدیل شده است که امنیت و ثبات جهان را تهدید می‌کند.

گسترش اردوگاه غرب

در نوامبر ۱۹۸۹، دیوار برلین سقوط کرد، دو سال بعد، پیمان ورشو منحل شد، سپس اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و این رویداد به جنگ سرد پایان داد، در این موقعیت الگوی سیاسی اروپا، دستخوش تغییرات تاریخی شد. پس از جنگ سرد، با وجود اینکه افرادی می گفتند ناتو به عنوان یادگار دوران جنگ سرد، «مرگ مغزی» را تجربه کرده است اما ناتو به ویژه آمریکا که می خواست متحدان اروپایی خود را از طریق این پیمان راهبری کند، از هر فرصتی استفاده و دلایل گوناگونی برای قرار گرفتن این سازمان نظامی در مسیر تحول و گسترش، پیدا کرد.

تأسیس ناتو «رویداد بزرگی» در تاریخ اروپا پس از جنگ جهانی دوم و آغاز «گروه‌بندی» در اروپا بود. مدت کوتاهی پس از جنگ جهانی دوم، اروپا به دو بخش تقسیم شد و دو اردوگاه متضاد از طریق پرده آهنین مقابل یکدیگر قرار گرفتند و اکنون ایدئولوژی های مختلف اروپای شرقی و غربی به رویارویی های سیاسی، اقتصادی و نظامی منجر شده است.

در دوران جنگ سرد، ناتو که بر دفاع مشترک تمرکز داشت تا حدودی رام شد و با حضور در مناطق دفاعی از پیش مشخص شده، در وضعیت دفاعی باقی ماند و هیچ کار ظالمانه ای انجام نداد.

حتی در سال ۱۹۸۲، بریتانیا، یکی از اعضای ناتو و آرژانتین، بر سر حاکمیت جزایر مالویناس، مجمع‌الجزایری در اقیانوس اطلس جنوبی که برای انگلیسی زبان‌ها به جزایر فالکلند معروف است، جنگیدند اما ناتو ماده پنجم دفاع متقابل را فعال نکرد، زیرا میدان جنگ، خارج از منطقه دفاعی ناتو بود. با این حال، ایالات متحده که ناتو را کنترل می‌کند، همچنان از بریتانیا حمایت می‌کند و از فرانسه می‌خواهد که قرارداد فروش تسلیحات را که قبلاً با آرژانتین امضا شده بود را لغو کرده و عرضه سلاح به آرژانتین را متوقف کند.

پس از پایان جنگ سرد، یک الگوی امنیتی کاملاً جدید در اروپا پدیدار شد اما ناتو هرگز درباره موضوع «خروج» از اروپا بحث نکرده، بلکه در عوض بر چگونگی «ماندن» تمرکز کرده است، دگرگونی ناتو با دراز کردن «دست دوستی» به سوی دشمنان سابق (شامل کشورهای عضو پیمان ورشو، میان شوروی، آلبانی، آلمان شرقی، بلغارستان، چکسلواکی، رومانی، لهستان و مجارستان، این پیمان در سال 1991 از میان رفته است) آغاز شد.

در سال ۱۹۹۱، ناتو، شورای همکاری آتلانتیک شمالی (NACC) را برای مشارکت در گفتگو و همکاری با کشورهای عضو پیمان ورشو تأسیس کرد و به اروپای شرقی دست یافت. اگر بگوییم که در دوران جنگ سرد، گسترش ناتو همچنان محدود به غرب بود و همچنان بر رویارویی نظامی جمعی متمرکز بود، پس از جنگ سرد، گسترش ناتو ماهیت توسعه طلبی به خود گرفت که با ویژگی های سیاسی ناتو همخوانی نداشت.

ناتو به عنوان یک اتحاد نظامی با تکیه بر ارزش های دموکراتیک غربی بنا شده است، هدف ناتو تضمین «امنیت و آزادی» اعضای خود بود و پس از جنگ سرد، تمرکز ناتو به سمت استفاده از «سود سهام صلح» حاصل از پایان جنگ سرد تغییر کرد، در این میان آمریکا از تمایل کشورهای اروپای مرکزی، شرقی و جنوبی که به غرب نزدیک می‌شوند برای گسترش اردوگاه غرب استفاده کرد.

امروزه، ناتو به دنبال گسترش در همه جهات است و هدف تحول استراتژیک آن شامل ایجاد مشارکت های جهانی، افزودن کارکردهای جدید، گسترش مناطق دفاعی قدیمی و انجام عملیات نظامی خارج از منطقه است.

رکورد تاریک تحول

پس از پایان جنگ سرد، ناتو موقعیت خود را تغییر داد. مفهوم راهبردی که در سال ۱۹۹۹ توسط ناتو به تصویب رسید، برای اولین بار تاکید کرد که ناتو باید «از حالت اعی خارج شود» و از «دفاع جمعی» به «مداخله» خارج از منطقه دفاعی تبدیل شود.

این اصل که اقدامات نظامی را می توان بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام داد، از جمله، جنگ موسوم به «جنگ بشردوستانه» که توسط ناتو علیه جمهوری فدرال یوگسلاوی در سال ۱۹۹۹ آغاز شد، یا جنگ کوزوو، منشور سازمان ملل متحد و هنجارهای شناخته شده جهانی روابط بین‌الملل را آشکارا نقض کرد. پس از نادیده گرفتن سازمان ملل، ناتو بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، یک بمباران ۷۸ روزه را آغاز کرد که سابقه بدی را در روابط بین‌الملل بر جای گذاشت و باعث ایجاد یک بحران انسانی شدید شد.

کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل، از اقدامات نظامی یکجانبه ناتو به شدت انتقاد و تاکید کرد که بر اساس منشور سازمان ملل، شورای امنیت سازمان ملل متحد مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت جهانی را دارد که به وضوح توسط ناتو به رسمیت شناخته شده است. بنابراین، شورای امنیت باید در هر تصمیمی که شامل استفاده از زور باشد، دخیل باشد.

نوام چامسکی زبان شناس و فیلسوف مشهور آمریکایی نیز اقدام نظامی ناتو را به شدت محکوم کرد و گفت هدف از این اقدام ایجاد یک سیستم اجتماعی و اقتصادی نئولیبرالی غربی در کشور است.

پس از حملات ۱۱ سپتامبر، دشمنان ناتو از ثابت به نامرئی تغییر کردند، زیرا «تهدیدات تروریستی» به بزرگترین نگرانی ناتو تبدیل شد و از آن زمان مبارزه با تروریسم به مهمترین اولویت تبدیل شده است. در پاسخ، ناتو نیروی واکنش با آمادگی بالا را تأسیس کرد که نه تنها به انجام وظایف دفاع دسته جمعی ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی ادامه داد، بلکه انجام وظایف نظامی را آغاز کرد که در دفاع دسته جمعی ماده ۵ نیست، اینگونه حالت «رفتن به هر کجا که باید بروم» به «رفتن به هر کجا که می خواهم بروم»، عوض شد.

در ۷ اکتبر ۲۰۰۱، زمانی که این ائتلاف به رهبری ایالات متحده، جنگ افغانستان را آغاز کرد، ناتو اولین مداخله نظامی در مقیاس بزرگ خود را در خارج از اروپا تحت مفهوم استراتژیک ۱۹۹۹ انجام داد، در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده این دروغ را جعل کرد که عراق دارای تسلیحات کشتار جمعی است و با بریتانیا و سایر متحدان ناتو، جنگ در عراق را آغاز کرد. این گونه بود که قصد ناتو برای تبدیل تدریجی از یک اتحاد نظامی تنها با کارکردهای منطقه ای، به یک اتحاد سیاسی و نظامی که بتواند نقشی جهانی ایفا کند آشکار شد.

در سال ۲۰۱۱، ناتو از مجوز شورای امنیت سازمان ملل برای حمله نظامی به لیبی سوءاستفاده کرد، این نمونه بارز دیگری از رفتارهای ناتو است که به دلیل منافع شخصی، مداخلات نظامی خارجی و تغییر رژیم را پس از جنگ سرد انجام می دهد. در ۳۱ اکتبر همان سال، آندرس فوگ راسموسن، دبیرکل وقت ناتو، با یک هواپیمای ترابری C-۱۳۰ ساخت آمریکا، با اسکورت دو هواپیمای جنگنده فانتوم فرانسوی وارد لیبی شد. این سفر غیرمنتظره، اولین سفر دبیرکل ناتو به این کشور شمال آفریقا بود.

هنگامی که مقامات ارشد ناتو پایان عملیات «طلوع اودیسه» را علیه لیبی اعلام کردند، هرگز فکر نمی کردند که ده ها هزار غیرنظامی لیبی در جنگ داخلی پس از مداخله ناتو کشته شوند، چه رسد به اینکه کشور امروز تا حد زیادی ناپایدار باشد.

اکنوه تحول استراتژیک ناتو به شدت ناامنی روسیه را تشدید کرده و در عین حال الگوی امنیتی اروپا را تغییر داده است. پس از آغاز درگیری روسیه و اوکراین، ناتو در رقابت با روسیه گفت: دیگر به تعهدات قبلی خود در قبال این کشور عمل نخواهد کرد.

عدم استقرار نظامی در اروپای شرقی تعهدی است که ناتو در طول اولین توسعه خود به سمت شرق پس از جنگ سرد به روسیه داده است و همچنین در سند اساسی مورد توافق با روسیه نوشته شده است. اکنون، با تکمیل رسمی مذاکرات الحاق ناتو با سوئد و فنلاند، و اعلام ایالات متحده مبنی بر استقرار دائمی نیروهای خود در لهستان، این اقدامات باعث تشدید بیشتر رویارویی بین روسیه و ناتو خواهد شد.

سقوط اجتناب‌ناپذیر

تحلیل‌گران خاطرنشان کردند که اگرچه ناتو ادعا می‌کند که قدرتمندترین اتحاد نظامی در تاریخ است، اما تضادهای داخلی آن همیشه وجود داشته است. حتی پس از جنگ سرد، دگرگونی استراتژیک ناتو هموار نبوده و با تضادهای بین ایالات متحده و کشورهای اروپایی خدشه دار شده است.

از دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، زمانی که اروپا در مسیر وحدت و خوداتکایی قرار گرفت، درگیری‌ها بین ایالات متحده و کشورهای اروپایی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی ظاهر شد. این موضوع با خروج نیروهای فرانسوی توسط شارل دوگل رئیس جمهور سابق فرانسه از فرماندهی ناتو در سال ۱۹۶۶ در اوج جنگ سرد و بعداً واداشتن نهادهای نظامی مانند مقر ناتو و ستاد عالی نیروهای متفقین اروپا به ترک فرانسه برجسته شد.

کارشناسان خاطرنشان کردند که با پیشرفت تدریجی ادغام اروپا و اتحادیه شدن آن، آمریکا و اروپا بر سر موضوع دفاع مستقل از اروپای غربی با هم رقابت می کنند. به منظور حفظ هژمونی، ایالات متحده به شدت با ایجاد هرگونه سیستم دفاع مستقل از اروپا با هدف تضعیف ناتو مخالف بوده است، که به شدت مورد خشم برخی از کشورهای اتحادیه اروپا مانند فرانسه است.

در سال ۲۰۰۳، فرانسه و آلمان آشکارا به دور زدن آمریکا از سازمان ملل برای جنگ در عراق اعتراض کردند.

در سال ۲۰۲۰، روابط آلمان و ایالات متحده تحت تأثیر رفتار «اولویت با آمریکاست» در دولت ترامپ قرار گرفت و منجر به افزایش درگیری ها و شکاف های فزاینده بین دو طرف در زمینه های دیپلماتیک و دفاعی شد. رسانه های آمریکایی از جمله نشنال اینترست اظهار داشتند که دو کشور به تدریج به پایین ترین نقطه تعامل خود از زمان جنگ سرد رسیده‌اند.

اظهارات امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه در مورد «مرگ مغزی ناتو» و خودمختاری استراتژیک اروپا به آخرین نمود تضادهای موجود بین ایالات متحده و اروپا در دولت ترامپ تبدیل شده است.

کارشناسان خاطرنشان کردند: در حال حاضر، تشدید درگیری روسیه و اوکراین به طور موقت اختلافات بین کشورهای اروپایی و ایالات متحده را تحت الشعاع قرار داده است و اروپا دوباره به حمایت نظامی ایالات متحده وابسته شده است.

اما کارشناسان خاطرنشان کردند که در دراز مدت، ادامه گسترش ناتو ناگزیر به تنوع و تمرکززدایی منافع خواهد شد.

از آنجایی که آنها انواع سلاح از جمله هویتزرها و پهپادهای بیشتری را به اوکراین می فرستند، رهبران ناتو باید توجه دقیقی به ضربه اقتصادی و سیاسی ناشی از جنگ به جوامع خود داشته باشند.

امروز، ناتو بر امنیت مطلق یک گروه از کشورها بدون توجه به منافع امنیتی کشورهای دیگر تاکید دارد. به ویژه آمریکا به همراه برخی از کشورهای عضو ناتو در تلاش است تا دایره نفوذ ایدئولوژی غربی را گسترش دهد که این روند باعث افزایش دامنه مخالفت های جهانی با ناتو خواهد شد.

به گفته کارشناسان، مجموعه اقدامات ناتو باعث دوری جستن غیرقابل اجتناب کشورهای دیگر از این ائتلاف می شود و این امر باعث می شود که افول به اصطلاح «موفق ترین اتحاد تاریخ»، حقیقتی اجتناب ناپذیر باشد.



%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: