پرش به محتوا

آنها دیکر به پوتین نمی خندند!

در اوایل دهه ۲۰۰۰، رئیس جمهور روسیه برای همکاری با غرب و ناتو تلاش کرد. اما او به شدت از سوی غربی ها طرد شد، به او خیانت شد و حتی برخی به او خندیدند. حالا دیگر کسی دیگر به او نمی‌خندد.

توسط توماس فرانک
ترجمه حمید علوی
مجله هفته



«قهرمانان» و «شیاطین»

غیر قابل باور است که چگونه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور فدراسیون روسیه در آلمان مورد توهین و تبعیض قرار می گیرد. در این رابطه تصویر زلنسکی- و کلیچکو در ورق پاره «بیلد» به طور خاص خودنمایی می کند. همه جا صحبت از ظالم حاکم در کرملین، دیکتاتور و جنگ افروز کرملین، مستبد کرملین، دیکتاتور روسیه و جنگ پوتین غیره و غیره است.

این من را شگفت‌زده نمی‌کند، زیرا رنگین نامه بیلد با برادران کلیچکو، که از جایگاه «خاصی» در این کشور برخوردار هستند، رابطه «ویژه» دارد.
از آنها تقریباً هر روز در تلویزیون تصویری به عنوان «قهرمانان جنگ» ساخته و معرفی می شود، آنها به عنوان قهرمانان شجاعی که بی امان از کشور خود در برابر روس ها از خاکسان دفاع می کنند عرضه میشوند.
در مقابل، از پوتین تصویر یک «هیولا»، یا «شیطان» مانند یک مانترا به ما ارائه می شود. و بنابراین جای تعجب نیست که اکثر آلمانی ها رئیس جمهور روسیه را «شیطان» پلیدی می دانند که می خواهد کل جهان را به خرابه ای غرق در آتش تبدیل کند.
ما البته قبلاً آن را داشتیم. جریان دائمی تبلیغات غربی-اوکراینی این امکان را فراهم می کند. اکثر سیاستمداران آلمانی نیز با اشتیاق در گروه کر «متنفران از پوتین» می خوانند.
در مقابل، تقریباً همه دوستان روسی من به پوتین رای می دهند، او را «بهترین» رئیس جمهور روسیه می دانند که اجازه نمی دهد غرب و آمریکایی ها او را گول بزنند و کاری هم برای مردم انجام میدهد.
او را بسیار متفاوت از میخائیل گورباچف، که هنوز از جایگاه ویژه ای در آلمان برخوردار است میدانند و روس ها او را به عنوان «ضعیف ترین» رئیس جمهور این کشور می شناسند که مقصر فروپاشی و نابودی اتحاد جماهیر شوروی سابق بود.

پوتین دستش را دراز کرده بود!

اما با وجود همه توهین ها، سیاستمداران آلمانی و رسانه های متحد حکومتی حقایق مهم را نادیده می گیرند.
به عنوان مثال، در مارس ۲۰۰۰ ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور فدراسیون روسیه، در بی بی سی بریتانیا بر لزوم همکاری با غرب، از جمله ناتو اصرار میکرد. زیرا روسیه را «بخشی از فرهنگ اروپایی» میدانست و او در آن زمان نمی توانست ناتو را به عنوان یک دشمن تصور کند.
پوتین نیز امکان عضویت در ناتو را رد نمی کرد، اما خاطرنشان کرد که روسیه همچنان با گسترش ناتو به سمت شرق اروپا مخالف است.
در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۱، پوتین حتی در بوندستاگ مجلس آلمان سخنرانی کرد و «مشارکت و همکاری کامل» را پیشنهاد کرد. شورای ناتو و روسیه نیز باید تقویت شود. البته این یک معجزه کوچک بود!
اگرچه سخنان پوتین در ابتدا در رسانه ها و سیاست تجلیل شد، اما هیچ امتیاز واقعی به روس ها داده نشد. یک فرصت منحصر به فرد تاریخی با سهل انگاری آشکار از دست رفت.

خیانت غرب

برخلاف پیشنهاد رئیس جمهور روسیه، ایالات متحده آمریکا و دست نشاندگان ناتو به سیاست بی ثبات کننده خود علیه روسیه ادامه دادند که تحت عنوان:
تا جایی که ممکن است کشورهای اروپای شرقی را در «اتحاد دفاعی» غربی، بگنجانیم یا به زبان ساده : هر چه بیشتر به سمت روسیه برویم و به مرزهایش نزدیک شویم.
در نتیجه گسترش مداوم ناتو به سمت شرق، پوتین در نهایت احساس کرد که او را جدی نمی گیرند و غرب به او خیانت می کند.
سالها بعد او جهت استراتژیک خود را تغییر داد. در کنفرانس امنیتی مونیخ در ۱۰ فوریه ۲۰۰۷، پوتین دیگر از «نزدیک شدن» صحبت نکرد، بلکه از یک «تهدید» صحبت کرد و او واقعا احساس میکرد که مورد تهدید قرار گرفته است:

«بدیهی است که گسترش ناتو به خاطر امنیت اروپا نیست. برعکس: این یک تحریک جدی است که اعتماد متقابل را از بین می برد.»

آنها به پوتین خندیدند!

در آن زمان، اگر غرب بصیرت داشت، می‌توانست کارها را در مسیر درست هدایت کند. اما غرب و بالاتر از همه آمریکایی‌ها واقعاً به نیازهای امنیتی روس‌ها توجهی نکردند و برای آنها امنیت روسیه با آشغال فرقی نمی کرد. به هر حال، این سیاست هنوز هم اعمال می شود.

آندریاس زوماخ، روزنامه نگاری که در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۰۷ شرکت کرد، گفت:

«به ویژه در طول استراحت جلسات و قهوه پس از آن، من تجربه کردم که چگونه سیاست‌های سیاسی، امنیتی، نخبگان نظامی و همچنین برخی از همکاران روزنامه‌نگار من به پوتین می‌خندیدند و او را جدی نمی‌گرفتند.»

نتیجه قابل پیش بینی:
روابط بین غرب و فدراسیون روسیه سال به سال بدتر می شود. وقت درگیری و جدال فرا رسیده بود. تمرکز بیشتر بر اوکراین، «حیاط خلوت روسیه» بود.

امروز، دیگر «دست دراز شده» و صادقانه پوتین دیگر وجود ندارد. اما بر خلاف آن زمان، دیگر هیچ کس به خود جرات نمی دهد به پوتین بخندد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: