پرش به محتوا

آمریکای لاتین؛ جواب رد به آمریکا و استقبال از چین.




آمریکا که در دهه های اخیر به دلیل تمرکز بر حضور نظامی اش در خاورمیانه و افغانستان، تا حد قابل توجهی نفوذ خود را در آمریکای لاتین به عنوان حیاط خلوت همیشگی اش از دست داده، حالا فرصت برای چین مهیا شده تا با قدرت اقتصادی و تجاری خود، جای خالی واشنگتن در این منطقه مملو از فرصت ها را پر کند.

نشریه کریستین ساینس مانیتور در تحلیلی نوشت: تا حد زیادی، رسیدن چین به تسلط اقتصادی و نفوذ عمیق سیاسی در آمریکای لاتین، یک امر آرام بوده است.

حتی آمریکا که در ابتدا مشغول جنگ در خاورمیانه بود و سپس تمرکزش را با شعار «اول آمریکا» به داخل کشور چرخش داد، به نظر می رسد در دو دهه گذشته به سختی متوجه شده باشد که چین به عنوان رقیب اصلی اقتصادی و هماورد ژئوپولیتیکی اش، «عمو سام» را به عنوان شریک تجاری اصلی خلع ید کرده و در حیاط خلوت او، سرگرم تقویت فعالیت های تجاری و اقتصادی است.

دولت ها و شرکت های آمریکای لاتین از سائوپائولو گرفته تا پاناماسیتی است که جملگی خواهان ورود غول آسیایی هستند. آنها مشتاقند که پکن به منطقه در مدرنیزه کردن زیرساخت ها و تنوع بخشیدن به اقتصاد کمک کند همانطور که در آفریقا و مرکز و جنوب شرق آسیا انجام داده است.

چین مایل است جای خالی به جا مانده از کاهش حضور و نفوذ قدرت رو به زوال واشنگتن در آمریکای لاتین را پر کند اما نه با غارت قاره بلکه با همکاری و مساعدت.

در عرض چند سال، چین جای آمریکا را به عنوان شریک بزرگ تجاری برای سراسر آمریکای جنوبی به جز کلمبیا، اکوادور و پاراگوئه گرفته است و روال عادی نشان می دهد که این کشورها نیز به زودی از همین رویه پیروی می کنند. الگویی مشابه در آمریکای مرکزی و منطقه کارائیب به جز مکزیک در حال ظهور است.

۲۰ کشور به طرح یک کمربند یک جاده پکن پیوسته اند که موید چالش فزاینده چین برای آمریکا به عنوان منبع شماره یک سرمایه گذاری خارجی آمریکای لاتین است.


در ماه های اخیر نیز رئیس جمهوری های جدید در آمریکای لاتین یکی پس از دیگری روی کار آمدند و متعهد شدند که روابط اقتصادی و حتی سیاسی با چین را در اولویت قرار دهند که گاها نشان از مخالفتی آشکار با آمریکا داشته است.

پکن همچنین در حال به صفر رساندن ذخایر خاکی کمیاب و دیگر مواد معدنی مورد نیاز برای صنایعی با فناوری پیشرفته از جمله لیتیوم است که طلای سفید آینده برشمرده می شود.

همه این فعالیت های اقتصادی به مناسبات نزدیکتر سیاسی و حتی امنیتی منتهی شده است.

از نظر بسیاری از کارشناسان در آمریکای لاتین، تصادفی نیست که دولت جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا از دموکراسی های آمریکای لاتین برای شرکت در اجلاس کشورهای آمریکایی در لس آنجلس دعوت به عمل آورد در شرایطی که برای دومین بار است که ایالات متحده میزبانی این اجلاس را از زمان برگزاری اجلاس افتتاحیه در میامی در سال ۱۹۹۴ برعهده می گیرد.


اما اگر واشنگتن فکر می کند با استفاده از این گردهمایی می تواند سرعت رشد چین در منطقه را کم کند، برخی متخصصان آمریکای لاتین این پیام را برایش دارند: زحمت نکش، دیگر فایده ای ندارد و خیلی دیر شده است رابطه ما با چین از نوع دیگری است برد برد و نه غارت!

به گفته «یورگ هاین» سفیر سابق شیلی در پکن که اکنون پروفسور محقق و متخصص در دانشگاه بوستون است، بسیاری از کشورها از جمله برزیل، شیلی، آرژانتین و اروگوئه اکنون بیش از مجموع صادرات به آمریکا و اتحادیه اروپا به چین صادرات دارند.

برای بسیاری از کشورها، توصیف مشترک از بازیگر جدید بزرگ منطقه، یک غول اقتصادی است که به دنبال منافع خود است، شریکی که بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، عملگراست. این کشورها، چین را در مقایسه با آمریکا زمانی که بر این منطقه تسلط داشت، برخوردار از مداخله گری کمتری در امور ملی می دانند.

آمریکا نیز بیکار ننشسته و از طریق نفوذ در دانشگاه‌های کشورهای آمریکای لاتین به ویژه شیلی با همکاری تایوان سعی در جهل فعالیت های چین در آمریکای لاتین داشته تا چین را بدنام کند.
بسیاری از تحقیقات دانشگاهی که توسط دانشگاه های شیلی و تایوان با بودجه ی سازمان های آمریکائی صورت گرفته است سعی می کنند از چین یک کشور غارتگر که فقط به نفع خود در منطقه عمل میکند را بسازند با این وجود کشورهای آمریکای لاتین نسبت به این تحقیقات بدبین بوده و آن را پروژه ای جهت دار و یک جانبه که از سوی آمریکا حمایت می‌شود ارزیابی می‌کنند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: