پرش به محتوا

پلاسکویی دیگر … یونس غیاثوند

پلاسکویی دیگر …

نگارنده: یونس غیاثوند، ۸ خرداد، ۱۴۰۱ خورشیدی


۵ سال است که از حادثهء ساختمانی پلاسکو در تهران بزرگ می گذرد و کمتر کسی دوباره به ذهنش این پیش بینی منفی خطور می کرد که مجدداً اینچنین اتفاقی تکرار شود، امّا شد!

در اوایل اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، ساختمان تجاری و خصوصی متروپل که بعلت عدم کیفیت بالای مصالح و امکانات نیمی از آن فروریخت، طبق آخرین آمار بدست آمده از تعداد افراد کشته شده در این حادثه، ۳۸ نفر بطور قطعی فوت کرده اند و بطور حتم این آمار متاسفانه افزایش خواهد یافت، ولی دلیل وقوع این حادثه چیست؟

در دوران مدیریت دو شهردار گذشته در آبادان بارها نظراتی درباب تخریب و جلوگیری از فعالیت اقتصادی این ساختمان به شهرداری و مقامات دیگر آبادان با دلایل منطقی ارائه شد، ولی کو گوش شنوا؟ دو شهردار اکنون خوشبختانه بازداشت شده اند و انتظار می رود که با مدیر متروپل، روابط مالی کثیفی داشته باشند.

ریشهء عمده وقوع اینچنین حوادثی در کشور مرتبط به پروژه تراکم فروشی می شود که از دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و با حرکت اولیه غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران کلید خورد و هدف این طرح سود محور کامل، باز کردن فضا برای بخش خصوصی جهت ساخت و ساز انبوه و بدون نظارت بر آنها بود که بعد ها توسط شهردارانی همچون محمود احمدی نژاد، محمد باقر قالیباف و دیگران ادامه یافت.

تا سال ۱۴۰۱ که بنده این مقاله را می نویسم، تراکم فروشی منجر به فجایعی همچون: کاهش کیفیت ساختمانها( زلزه کرمانشاه این را به اثبات کامل رساند.)، ساخت و ساز بدون برنامه ریزی و تخریب محیط زیست(لواسانات نماد آن است.) و افزایش جهشی قیمت مسکن و کمبود آن بخصوص پس از شک ارزی ۱۳۹۷( مسکن بیش از دو برابر گران شد و کمبود واحد های آپارتمانی احساس گشت.) مردم را به این فکر واداشت که چرا این حوادث رخ داد.

همهء ما قضیهء متروپل را در طول این چند روز خوانده ایم و هدف بنده نشان دادن زوایای پنهان این حادثه است؛ بحران کمبود مسکن و سایر عواقبی که ما شاهد آن هستیم زمانی رخ میدهد که کشور به سوی سرمایه داری برود و کنترل مسکن و بخش های غیر مستقیم مرتبط به آن تحت کنترل افرادی به اصطلاح کارآفرین( شما بخوانید بخش خصوصی دزد.) بیفتد، نه تنها در ایران، بلکه در کشور هایی همچون کرهء جنوبی، ژاپن، آمریکا و آلمان ما شاهد تمامی یا بخشی از موارد بالا هستیم.

در کرهء جنوبی، طبق آمار بدست آمده دلالان بخش خصوصی آنچنان تورمی بر بازار مسکن تزریق کرده اند که یک فرد کره ای باید بیش از ۴۰ سال سخت کار کند تا بتواند یک خانه معمولی بخرد، در ژاپن قیمت خانه ها آنچنان افزایش یافته که برخی از دلالان خانه های ۷ متری را به شاغلان مجرد تحویل می دهند! طبق گزارشاتی بدست آمده در دو تا سه سال اخیر، در ایران دلالی ناشناس یافت شد که بیش از ۵۰۰۰ واحد مسکونی خالی در تهران را دارا بود!

در ایالات متحده، بدلیل وفور نعمتی به نام درخت کاج، شرکت های صهیونیستی و خصوصی خانه سازی بدلیل ارزانتر درآمدن و سودمندتر بودن استفاده از چوب برای ساخت خانه و دیوار های آن به جای بتن مستحکم و با کیفیت، شرایطی را فراهم آورده اند که با وقوع حوادث طبیعی همچون آتش سوزی و برف و بوران ، کاشانه بی کیفیت و اجاره ای و گران ملت آمریکا از بین رود؛ برای مثال نابودی چند هزار دستگاه خانه در آتش سوزی های کالیفرنیا و برف و بوران شدید سال گذشته در تگزاس.

برخی از حامیان لیبرالیسم و سرمایه داری پر زرق و برق باور دارند که در کشور های کمونیستی گذشته و حتی کنونی، خانه هایی بنجل تحت نظارت شدید دولت ساخته می شود و می شد، حال به تجربهء برخی از این ممالک سوسیالیستی در بخش مسکن می پردازیم.

در اتحاد شوروی پسا جنگ جهانی اول و جنگ داخلی(۱۹۲۴-۱۹۱۴)، خسارات شدیدی بر بخش مسکن عمومی وارد شده بود، طبق آمار های تقریبی در سرتاسر روسیه پسا تزاری، بیش از ۴۰ درصد خانه های مردم بدلیل ناامنی، بمباران و جنگ از بین رفته بود، دلالان بخش خصوصی که از فرصت پیش آمده در دوران پسا جنگ سوء استفاده می کردند، تورمی بیش از ۱۰۰۰ درصد را بر دوش مردم فقیر شوروی وارد ساختند و بخش خصوصی ابر تورمی شدید را بر حوزهء خانه سازی وارد ساخت، ولی با آغار انقلاب فرهنگی و صنعتی سازی، دولتی سازی و اشتراکی کردن بخش های مختلف کشور و بخصوص خانه سازی، شرایطی پیش آمد که معضل مسکن در کمتر از ۶ سال حل شد(۱۹۳۴).

خانه های اتحاد شوروی تحت نظارت دولت و بصورت برنامه ریزی شده ساخته می شدند، ملک ها در مکانهایی که کمترین آسیب را به محیط زیست وارد می شد ایجاد گردیده و با سرعت و کیفیت بالا تحویل خانوار ها داده می شدند، طوری که در سال ۱۹۳۴ میلادی، بیش از ۳۵ میلیون کارگر و ۲۰ میلیون کشاورز در شهر ها و روستا ها، در مسکن خود زندگی می کردند و یا بصورت رایگان مسکن را تحویل می گرفتند و یا با هزینه هایی کمتر از ۵ درصد بودجه خانواده!

این پاسخی قاطع به افرادی است که مخالف کنترل دولت و برنامه ریزی اقتصاد هستند، حتی اگر این خانه ها بنجل و بی کیفیت بودند، حداقل این امکان را برای مردم فراهم می کردند که سقفی دائمی بالای سرشان داشته باشند، ولی حالا چه؟ آیا کسی می تواند همین خانه های به قول آنها بنجل را در عرض نه یک سال، بلکه پنج سال بخرد؟ طبق آمار های اخیر یک ایرانی باید بیش از ۱۵۰ سال کار کند تا یک خانه در بخش نه ثروتمند، بلکه متوسط تهران تهیه نماید.

پانوشت: قشر ضعیف زمانی می تواند برای نیاز های خود اعتراض و انتقاد کند که از لحاظ فکری مسلح و باسواد باشد، اگر اینگونه نباشد هیتلر ها و موسولینی ها روی کار خواهند آمد! تشکر فراوان از همکار عزیزم که در تهیه این مقاله به من کمترین یاری رساند، عمرش بر از خوبی و مهربانی باد!

*- منابع:
*- استالین و مسائل معاصر، به قلم: گنادی زیوگانف، مترجم: ابراهیم شیری
*- فردریش انگلس، بحران مسکن و سرمایه داری
*- خبرگزاری ایرنا، فاجعه متروپل در کرج قریب الوقوع است.
*- کارل مارکس، سخنی درباب مسلح سازی فکری کارگران.
*- کانال تلگرامی دکتر سید مجید حسینی





%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: