پرش به محتوا

هدف آمریکا همیشه تغییر حکومت در روسیه بود!

در سال ۱۹۸۳، رونالد ریگان اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را «امپراتوری شیطان» اعلام کرد. 

هدف از این کار توجیه همه تجاوزات و تحریم ها علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق در چشم افکار عمومی جهانی بود. 

امروز از همین ابزار برای تحریک علیه روسیه و بالاتر از همه علیه رئیس جمهور آن استفاده می شود.

نوشته ولفگانگ بیتنر

راشا تودی

ترجمه و تلخیص از  رضا طاهری

در اکتبر ۲۰۱۴، جوزف بایدن، معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحده، در یک سخنرانی در مدرسه هاروارد کندی در کمبریج، ماساچوست گفت: 

«ما  پوتین را در مقابل یک انتخاب ساده قرار دادیم: یا به حاکمیت اوکراین احترام بگذار یا با عواقب فزاینده ای آن روبرو شو.» 

در آن زمان، کودتا در کیف که ایالات متحده آنرا از مدت ها قبل آماده کرده بود – آنهم با زیر پا نهادن حاکمیت اوکراین – قبلاً رخ داده بود، جنگ داخلی در شرق اوکراین آغاز شده بود و باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، رهبران اروپایی را مجبور به اعمال تحریم های سخت علیه روسیه کرده بود.

بایدن در آن زمان گفت که پیامدهای این تحریم‌ها «فرار گسترده سرمایه از روسیه، توقف کامل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، پایین‌ آوردن سطح ارزش روبل در برابر دلار و تبدیل آن به ورق پاره و گرفتار کردن اقتصاد روسیه به مرض رکود کامل است. » 

هدف از این تحریم ها این بود که روسیه درهایش را به روی منافع سرمایه داری غربی باز کند، و اگر از اینکار سرباز زد باید روسیه را ویران کنیم. 

با مقاومت ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در برابر این برنامه هدف بعدی «تغییر رژیم» در مسکو بود. 

از آن زمان تاکنون برای موفقیت در این امر تلاش شده و همچنان هم این طرح در حال انجام است.

تحریم ها دائما با توجیهات و بهانه های سست تشدید می شد، اوکراین تا دندان مسلح میشود و با مشارکت سیاستمداران و روزنامه نگاران اروپایی، به ویژه آلمانی، یک کمپین تهمت و لکه دار دار کردن واقعی علیه روسیه به راه افتاده است که در زمان حاضر ابعاد نامحدود و نا روشنی به خود گرفته است.

در مارس ۲۰۲۱، جوزف بایدن در یک سخنرانی رسمی گفت ولادیمیر پوتین یک قاتل است.  اما حتی این گاف هم – برخلاف تمام کنوانسیون‌های دیپلماتیک – دیگر تازگی نداشت.

در اوایل سال ۱۹۸۳، رونالد ریگان اتحاد جماهیر شوروی را – که در آن زمان هنوز باعث وحشت بسیاری از سیاستمداران آمریکایی میشد –  به «امپراتوری شیطانی» تشبیه کرده بود که با این تشبیه می خواست همه تجاوزات و تحریم‌ها علیه اتحاد جماهیر شوروی و متعاقباً علیه روسیه و رئیس جمهور آنرا که مخالف قدرت طلبی ایالات متحده بودند، در برابر دید افکار عمومی جهان توجیه کرد. 

تاثیرات بعدی این تشبیه هرگز برای سیاستمداران غربی و رسانه های آنها اهمیتی نداشت و مطرح نبوده است و نه اینکه ایالات متحده خاورمیانه را به آتش کشید و جوزف بایدن، که دهه هاست در جهت تغییر رژیم در روسیه به عنوان سناتور، سیاستمدار با تخصص  سیاست خارجی و معاون رئیس جمهور تلاش می کند، تا حدودی مسئول تقریباً تمام درگیری ها و جنگ های دهه های گذشته است. 

اکنون سال هاست که روسیه توسط یک هیولای نظامی محاصره شده است. اگر سوئد و فنلاند اکنون به ناتو بپیوندند، این دایره کامل خواهد شد. خط قرمزی که ولادیمیر پوتین پس از برآورده نشدن تقاضای قانونی وی برای تضمین امنیتی ترسیم کرد، همان لحظه ای که ایالات متحده و بریتانیا تسلیحات پیشرفته ای را برای جنگ در دونباس به اوکراین برای جنگ با جدایی طلبان ارائه کردند، همچنین به طور خاص علیه غیرنظامیان اقلیت روسی زبان مورد استفاده قرار گرفت و تهدیدی جدی برای روسیه بود  زیر پا گذاشته شد.

از ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، نه تنها جنگ داخلی در اوکراین رخ داده است، بلکه روسیه به اوکراین حمله کرده است. به دنبال آن فریاد همه کسانی – و تقریباً همه – که دهه‌هاست شاهد نابودی نظم صلح جهانی توسط ایالات متحده بوده‌اند و آنچه را که می‌خواهند انجام می‌دهند، بلند است. آنچه که در ابتدا یک درگیری داخلی اوکراین بود، منجر به یک جنگ نیابتی بین ایالات متحده و روسیه شد که در آن اوکراین در حال ویرانی است – و آلمان نیز نقش خود را در آن ایفا می کند. در ۲۵ فوریه  آنالنا بارباک، وزیر امور خارجه، وقتی که اعلام کرد روسیه باید نابود شود به سیاست های مخرب بایدن پیوست.

ماه‌هاست که با شدتی بی‌سابقه توسط داستان‌های پناهندگان و عکس‌های مادران گریان با فرزندانشان بمباران میشویم تا همدردی ما را بر انگیزد.

 در ۲۶ فوریه یک تظاهرات سازماندهی شده و مورد تایید دولت در برلین با بیش از ۱۰۰۰۰۰ شرکت کننده برگزار شد که بیشتر آنها صادقانه مخالف جنگ و طرفدار صلح بودند. روی تابلوها نوشته شده بود: «جنگ نه!» یا «اوکراین را نجات دهید» و همچنین «پوتین را متوقف کنید!» و «پوتین قاتل». یک رویداد ژئوپلیتیکی بیشتر و بیشتر شخصی می شد، نفرت کانالیزه می شد – «دکترهای اسپین» سیا کار بزرگی انجام داده بودند. و در همان زمان، مجلس آلمان که میلیاردها یورو مالیات مردم را برای ادامه جنگ و تسلیحات تجهیز کرد، ظاهراً نباید مورد توجه تظاهرکنندگان قرار میگرفت.

اکنون رسانه ها پر است از این که پوتین می تواند از عوامل جنگ بیولوژیکی یا شیمیایی یا حتی سلاح های هسته ای استفاده کند، چرا که اگر دیوانه نباشد حداقل غیرقابل پیش بینی است و هر کاری از او ساخته است. 

شایعاتی مبنی بر ابتلای پوتین به سرطان به شدت منتشر شده بود. سپس دوباره گفته شد که کودتا در مسکو قریب الوقوع است. یا او را میخواستند ترور کنند، کنایه های بدخواهانه، افترا به ارتش روسیه یا اینکه  به خاطر جنایات وحشتناک مقصر شناخته شدند و این سوءظن ها آنقدر تکرار میشود تا به حقیقتی غیر قابل انکار تبدیل میشود.

صدراعظم آلمان آنچه را که ایالات متحده، کاخ سفید و ناتو به او می‌گویند انجام دهد و در بوندستاگ سفیر اوکراین تشویق می شود که به دولت آلمان به دلیل عدم حمایت ادعایی توهین کرده است و این در حالیست که او باید مدت ها پیش اخراج می شد. این انکار خود و عدم حاکمیت است که در اینجا آشکارا مشهود است. نه تنها برای ماه‌هاست که سیاستمداران بی‌کفایت، ایدئولوژیک یا فاسد به جای خدمت به رفاه مردم مطابق با سوگند خورده اند کمر به به نابودی مردم بسته اند.

به کجا رسیدیم؟ صد میلیارد یورو برای تسلیحات! تورم حتی بیشتر از قبل خواهد بود، پول برای امور اجتماعی، آموزش، علم و هنر هر روز کمیاب تر می شود، فقرا فقیرتر می شوند، بسیاری از شرکت ها در آستانه نابودی هستند. از سوی دیگر، اقتصاد ایالات متحده مشغول پر کردن جیب خود است و گاز فراکینگ گران قیمت و دشمن محیط زیست را به آلمان عرضه خواهد کرد. ایالات متحده و دست نشاندگانش هر کاری برای خفه کردن روسیه و ایجاد «تغییر رژیم» در مسکو انجام خواهند داد. جو بایدن و جنگ افروزانش همه آنجا هستند – با کمک مهربانانه دولت آلمان و رسانه های آن.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: