پرش به محتوا

نادیده گرفتن نفوذ راست افراطی در اوکراین خطرناک است!

نادیده گرفتن نفوذ راست افراطی در اوکراین خطرناک است!

نگارش: جاون ووچیک –    – PEOPLESWORLD.ORG

برگردان: س. سهند

«گروه‌های نئوفاشیست و ناسیونالیست در اوکراین اردوگاه‌هایی را اداره می‌کنند که در آن کودکان حدود سنی 8 ساله را برای استفاده از سلاح برای مبارزه با روس‌ها، و هر چیز دیگری که مربیان آنها مناسب می‌دانند، آموزش می‌دهند -«انحطاط کامل».

[در این عکس که تاریخ آن 21 آوریل 2018، از [AP-Associated Press]است‌، اعضای گروه ملی گرای سوکیل-Sokil ، شاخه جوانان حزب سوبودا – Svoboda، در حالی که به دستورالعمل ها پس از یک کنسرت در کیف گوش می دهند، ایستاده اند.» ]

جنگ‌ها پیامد و راه هایی برای ایجاد شرایطی ، از جمله بلایای بزرگ احتمالی ای را دارند، که همیشه در ابتدای ورود به آنها مشخص نیست.

با این همه تسلیحات که توسط ایالات متحده به اوکراین پمپاژ می شود، ما داریم در نهایت تندروهای دست راستی ای را مسلح می کنیم که ایالات متحده را ترک می کنند تا به همراه گردان فاشیست آزوف و دیگران علیه روس ها در اوکراین بجنگند، جایی که آنها برای استفاده از این تسلیحات تخصص کسب می کنند، تا بعداً آنها را در اینجا و در خانه مورد استفاده قرار دهند.

پس از پایان کار در اوکراین، آنها می توانند به خانه بازگردند و از آموزش هایی که از افراط گرایان راست در آنجا دریافت کرده اند در مبارزه با دموکراسی در اینجا استفاده کنند.

این فقط خطری برای ایالات متحده نیست، زیرا که افراط‌گرایان راست‌گرا از سراسر اروپا با هموطنان راست‌گرای خود در اوکراین در ارتباط هستند و می‌توانند تهدیدی فزاینده برای دموکراسی در سراسر آن قاره باشند.

این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می افتد. زمانی که ایالات متحده برای شکست سوسیالیسم در افغانستان، بنیادگرایان مذهبی دست راستی را برای بیرون راندن روس ها مسلح کرد و آموزش داد، این نیروها در نهایت به اینجا آمدند تا مرکز تجارت جهانی را منفجر کنند.

مشکل فوری ترِ دیگرِ ارسال تسلیحات برای نئونازی‌های اوکراینی مانند گردان آزوف این است که، آنها واقعاً اهمیتی نمی‌دهند که چند اوکراینی در نبرد خود برای تحمیل دیدگاه ملی‌گرایانه و فاشیستی آنها بر کل کشور کشته می‌شوند. آنها آشکارا گفته اند که اگر دولت اوکراین با روس ها سازش کند تا جنگ متوقف شود، آنها این توافق ها را سابوتاژ می کنند و برهم خواهند زد. و در حال حاضر نیروهایی در ایالات متحده، از جمله پنتاگون، وجود دارند که بیش از حد مایل هستند که تا آخرین اوکراینی بجنگند، اگر که این جنگیدن کمکی و راهی برای نابودی روسیه باشد؛ کشوری که آنها به ثروت آن طمع دارند.

در مورد این سوال که آیا اوکراین به دلیل یک شبکه افراطی دست راستی که در داخل آن فعالیت می کند مشکل بزرگی دارد یا خیر، واقعا باید بگوییم که قطعاً دارد وجهان علیرغم آگاهی به خطر آن برای بشریت، آن را نادیده می گیرد.

یکی از اظهاراتی که توسط تشویق کنندگان برای حمایت نظامی ایالات متحده از مبارزه با روسیه بیان شده است، این است که اوکراین واقعاً کشور تحت سلطه فاشیسم و نازیسم که ولادیمیر پوتین می گوید نیست. مایکل مک‌فول، از به اصطلاح بازهای جنگ طلب ،و سفیر سابق ایالات متحده در روسیه است،که مسئولیت پروپاگاندا را در این زمینه رهبری می‌کند. او در مصاحبه‌هایی گفته است: «هیچ نازی در اوکراین وجود ندارد» و همیشه تأکید کرده است که زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین پیشینه یهودی دارد.

هر دو طرف در این جنگ، مانند هر جنگ مدرن دیگر، ماشین‌های تبلیغاتی خود را دارند که واقعیت‌های موجود را آن‌طور که می‌دانند تفسیر می‌کنند. در حالی که از یک سو می توان استدلال کرد که روس ها در مورد قدرت نئونازی ها در اوکراین اغراق می کنند، از سوی دیگر ایالات متحده سعی می کند تقریباً وانمود کند که آنها ابدً وجود ندارند.

آنها ادعا می کنند که تنها درصد بسیار پایین، 4 درصد از رای دهندگان در اوکراین، در انتخابات اخیر از آنها حمایت کرده اند، بنابراین آنها نباید یک تهدید باشند.

این یک استدلال غیر صادقانه است، زیرا که قدرتمندترین جناح راست اوکراین، شامل ارتش غیر رسمی و پر تعداد آزوف که از میان نیروهای ناسیونالیست افراطی دست چین شده است، ادارات پلیس کشور، و «گارد ملی» که همگی راست هستند، اساساً در مورد انتخابات حرفی نمی زنند و به ندرت کسی از آنها در انتخابات شرکت، و یا از کسی اعلام حمایت کرده اند.

هزاران نفر از والدین در اوکراین، اگرچه از یک طرف به زلنسکی رأی دادند، اما فرزندان خود را به مدارس آموزش جناح راست می فرستند، جایی که گردان آزوف و سایر نئونازی ها به آنها یاد می دهند که چگونه به روس ها شلیک کنند. و لذا اینکه چه تعداد از آنها به نامزدهای فاشیست رای داده اند، اصلاً معیاری برای سنجش نفوذ و قدرت راست افراطی در کشور نیست. تا به امروز و هنوز، غیرنظامیان مسلحی که از ایالات متحده اسلحه دریافت میکنند، به اوکراینی های روسی زبان در خیابان ها شلیک می کنند و آنها را خرابکار و همکار روسها و خایٔن اعلام می کنند؛ نه محاکمه ای، نه هیئت منصفه ای، نه هیچ چیز! بسیاری از آن قاتلان فاشیست اصلا رای نمی دهند.

نیروهای تحت رهبری گردان آزوف و سایر افراط گرایان راست در ارتش، که به نام دولت اوکراین عمل می کنند، در شرق آنقدر زیاد بودند که از سال 2014 توانستند هزاران غیرنظامی روسی زبان را در آنجا بکشند. جنگ خونینی که اکنون اوکراینی‌ها در همه جای کشور تجربه می‌کنند، در واقع برای مدت طولانی با مرگ و ویرانی نه توسط روسیه، بلکه به دست راست‌گرایان اوکراینی ادامه داشته است. و وضع چنان بد بود،که وقتی روس‌ها گزارش‌هایی مبنی بر حمله پوتین به اوکراین را می‌شنیدند،اصلا باور نمی‌کردند، و با جملاتی مانند این ، که نه«باور نمی‌کنیم. فقط اوکراینی‌ها هستند که اوکراینی‌ها را می‌کشند.» با موضوع برخورد می کردند.

غرب به رهبری ایالات متحده که با متحدان اوکراینی همکاری می کند، به راست افراطی در اوکراین قدرت داده است، همانطور که آنها در قرن گذشته به بنیادگرایان راست در افغانستان قدرت دادند. در بهترین حالت، آنها امیدوار بودند که با همکاری با نئوفاشیست ها برای برپایی کودتای 2014 در کیف و همکاری با آنها برای کشتن 15000 نفر در شرق، بتوانند کنترل کل کشور را به دست بگیرند و امنیت اوکراین را به ارمغان بیاورند.

و سپس با پذیرش آنها در اتحادیه اروپا ، همانطور که با اعضای فقیرتر خود مانند پرتغال و یونان انجام می دهند،و به طور کامل از آنها به نفع سرمایه داران ثروتمند، به ویژه سرمایه داران در آلمان، بهره برداری کنند.

[مشکل تلاش برای استفاده فرصت طلبانه از فاشیست ها برای به دست آوردن کنترل اقتصادی بر یک کشور این است که آنها با این کار اغلب هیولاهای فرانکشتاین* را خلق می کنند.]

(که بعداً و بزودی به سراغ خود آنها نیز خواهد رفت. م.)

آشفتگی و بحران ایجاد شده توسط سرمایه داران ایالات متحده در اوکراین که با متحدان سرمایه دار خود در آنجا کار می کنند،سبب شد تا آشفتگی دیگری از سوی سرمایه دارن تحت کنترل روسیه بر آن افزوده گردد ، و روسیه را وادارد که برای دفاع از مرزها و مردم روس تبار اوکراین به آن حمله کند. که از این اقدام روسیه راست افراطی استفاده کرده و تلاش دارد تا در کنار متشکل کردن نیو نازیهای اوکراینی، نیو نازیهای کشورهای دیگر را نیز که برای کمک به آنها و جنگ به اوکراین می روند متشکل کرده و آموزش دهد.

واقعیت در مورد راست افراطی در اوکراین چیست؟ مهم است که آن را درک کنیم، تا بدانیم چگونه با فاجعه ای که در حال حاضر در اوکراین در جریان است همخوانی دارد،و چه کاری باید برای برقراری صلح و پایان دادن به کشتار انجام شود.

حزب نئونازی اسووبودا – Svoboda -(حزب آزادی) اوکراین و بنیانگذاران آن اوله تیاهنی باک – Oleh Tyahnybok – و آندری پاروبی – Andriy Parubiy – کودتای تحت حمایت ایالات متحده را در فوریه 2014 رهبری کردند.

در این رابطه مکالمه تلفنی بدنام و افشا شده نولاند-Nuland- دستیار وزیر خارجه ایالات متحده و پیات – Pyatt- سفیر ایالات متحده در اوکراین در قبل از کودتا و اشاره آنها به اینکه تیاهنی باک به عنوان یکی از رهبران کودتا با آنها همکاری نزدیک دارد موضوع را کاملاً آشکار کرده است.

آنچه که با تظاهرات مسالمت آمیز عمدتاً بر سر مسائل اقتصادی در کیف آغاز شد (اوکراین در آن زمان، همانطور که اکنون هست فقیرترین کشور اروپا بود) جای خود را به نبردهای تن به تن با پلیس و راهپیمایی های خشونت آمیز و مسلحانه داد تا تلاش کنند از موانع پلیس عبور کنند و به منطقه ساختمان پارلمان برسند.

دسته بندی سوبودا و شبه نظامیان Pravy Sektor (بخش راست) به رهبری دیمیترو یاروش-Dmytro Yarosh ، با پلیس مبارزه کردند، راهپیمایی های مشعل را رهبری کردند، و به ایستگاه های پلیس برای یافتن سلاح یورش بردند، و تا اواسط فوریه 2014، این باندهای مسلح خود را به عنوان رهبران جنبش میدان تثبیت کردند.

[هرگز به صلح و مذاکره فرصت داده نشد. توافقی که توسط میانه روهای اوکراینی، بلاروس، فرانسه، آلمان و لهستان انجام شده بود نادیده گرفته شد. و نئوفاشیست‌های خشن تحت حمایت ایالات متحده قدرت را در اوکراین به دست گرفتند.]

و سر انجام این دیمیترو یاروش-Dmytro Yarosh -بود که با حمایت ایالات متحده رهبری میدان را بر عهده گرفت و توافقنامه ۲۱ فوریه ۲۰۱۴ مورد مذاکره وزرای خارجه فرانسه، آلمان و لهستان که بر اساس آن یانوکوویچ، رئیس جمهور منتخب اوکراین، و رهبران سیاسی اپوزیسیون با برگزاری انتخابات جدید در اواخر همان سال موافقت کرده بودند، را رد کرد.

درعوض و در شرایطی که امکان مصالحه فراهم بود، یاروش و سکتور راست با حمایت ایالات متحده، نه تنها سلاح‌ها را به زمین نگذاشتند، بلکه راهپیمایی مسلحانه را به سمت پارلمان رهبری و دولت قانونی یانوکوویچ را سرنگون کردند. این یک نسخه موفق از آنچه سال ها بعد در 6 ژانویه در حمله به ساختمان کنگره ایالات متحده رخ داد، بود، اما در واقع توسط دولت ایالات متحده حمایت شد.

از سال 1991، سال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نتیجه انتخابات اوکراین بین رهبرانی مانند رئیس جمهور ویکتور یانوکوویچ، که اهل دونتسک بود و روابط نزدیکی با روسیه داشت، و رهبران مورد حمایت غرب مانند رئیس جمهور یوشچنکو، که در سال 2005 پس از «انقلاب نارنجی» و در یک انتخابات مناقشه برانگیز انتخاب شد در نوسان بود و دست به دست می شد.

فساد عمیق ویژگی هر یک از دولت‌های اوکراین بود که اساساً توسط گروهی از سرمایه‌داران فاسد اداره می‌شد که مانند همتایان خود در روسیه، خود را مشغول ملی کردن اموال عمومی به‌دست‌آمده از زحمت زحمتکشان در طول سال‌های سوسیالیستی می‌کردند. بلی،ثروتمند تر کردن و غنی تر کردن یک مشت الیگارش!

[این نیروهای راست افراطی،که از سال 2014 در منطقه دونباس فعالیت می کنند، از آن زمان و تا یک ماه قبل از شروع حمله نیروهای روسیه به اوکراین حدود 15000 نفر از مردم آنجا را کشته اند.]

[در این عکس از -AP=Associated Press، اول ژانویه 2019، ملی‌گرایان اوکراینی مشعل‌هایی را در طول تظاهرات به مناسبت تولد استپان باندرا، بنیانگذار ارتش راست افراطی که علیه اتحاد جماهیر شوروی می‌جنگید، در کیف، در راهپیمایی نئوفاشیست‌ها در روز اوکراین، حمل می‌کنند.]

در سال 2014، ویکتوریا نولند و وزارت خارجه ایالات متحده، مهره خود، آرسنی یاتسنوک – Arseny Yatsenuk – را به عنوان نخست وزیر دولت پس از کودتا منصوب کردند. او تنها دو سال دوام آورد، تا اینکه او نیز به دلیل رسوایی های فساد اداری، شغل خود را از دست داد.

پترو پوروشنکو، رئیس‌جمهور پس از کودتا، حتی پس از افشای طرح‌های فرار مالیاتی شخصی‌اش در اسناد پاناما ۲۰۱۶ و اسناد پارادایس ۲۰۱۷، تا سال ۲۰۱۹ در سمت خود باقی ماند.

هنگامی که یاتسنیوک-Yatsenuk- نخست وزیر شد، برای خشنود کردن فاشیست ها و پاداش دادن به آنها برای کودتا، به سوبودا سه سمت عالی در کابینه – از جمله اولکساندر سیچ -Oleksander Sych ، به عنوان معاون نخست وزیر و فرمانداری سه استان از 25 استان اوکراین – را سپرد. آندری پاروبی -Andriy Parubiy- از سوبودا به عنوان رئیس (یا سخنگوی) پارلمان منصوب شد، پستی که او آنرا برای پنج سال آینده نیز حفظ کرد.

پس از کودتا، بخش راست با حمله و شکستن اعتراضات ضد کودتا به تحکیم نظم جدید کمک کرد، چیزی که رهبر آنها یاروش -Yarosh- آن را برای مطبوعات غربی به عنوان «جنگ» برای «پاکسازی کشور» از معترضان طرفدار روسیه توصیف کرد.

این کمپین در 2 مه شامل قتل عام 42 معترض ضد کودتا و اتحادیه کارگری در اودسا پس از پنهان شدن آنها از مهاجمان بخش راست در خانه اتحادیه های کارگری در آن شهر بود.

نئونازی‌ها پس از اینکه همه را در آنجا قفل کردند، ساختمان را به آتش کشیدند. هنگامی که مردم برای نجات جان خود از پنجره‌ها بیرون پریدند، اوباش دست راستی به آنها حمله کردند ، تا حد مرگ آنها را کتک زدند و سپس آنها را نیز به آتش کشیدند و سوزاندند.

[در این عکس از -AP=Asociated Press- نئوفاشیست ها رنگ قرمز را روی یادبود سرباز اوکراینی شوروی که قهرمانانه با نازی ها در جنگ جهانی دوم جنگید ریختند.]

پس از اعلام استقلال در دونتسک و لوگانسک، نئونازی‌ها در اوکراین عملیات نظامی گسترده‌ای را آغاز کردند و 15000 نفر را در شرق کشتند. آنها- نئونازی‌ها، به این دلیل به آنجا فرستاده شدند که بسیاری از افراد درجه یک ارتش اوکراین نمی خواستند افرادی را که مردم خود می دانستند بکشند.لذا نئونازی ها به کمک دولت دست راستی اوکراین آمدند که به دنبال افرادی مناسب برای جنگ علیه مردم خود در مناطق جدا شده بود.

راه اندازی واحدهای به اصطلاح «گارد ملی»، روشی بود که برای این کار انجام شد، که در واقع جبهه و امکان جدیدی برای تشکل یابی نئونازی ها بود. بخش دیگر راست نیز مانند گردان آزوف که توسط آندری بیلتسکی-Andriy Biletski- تأسیس شد، واحدهایی را تشکیل داد.

گردان آزوف یک گروه برتری طلب سفیدپوست پذیرفته شده حاکمیت فعلی اکراین است، که علنا ​​می گوید هدفش خلاصی اوکراین از شر یهودیان و دیگر نژادهای «حقیر» است. این گروه بود که در واقع شهر ماریوپل را از جدایی طلبان پس گرفت. البته ما می دانیم که اکنون چه بر سر آن شهر آمده است.

توافقنامه مینسک 2 در سال 2015 منطقه ای را در اطراف جمهوری های جدا شده ایجاد کرد که در آن توافق شد تا دیگر هیچ جنگی بین طرفین وجود نداشته باشد. با این حال، درگیری ادامه یافت، اگرچه با گذشت سالها شدت آن کمتر بود. با این وجود، حدود 15000 نفر کشته شدند.

رسانه ها عمدتاً تلاش های ایالات متحده برای کاهش حمایت از جناح راست اوکراین را نادیده گرفته اند. رو خانا -Ro Khanna ، نماینده دموکرات کالیفرنیا و دیگر اعضای گروه پیشرو سالها برای پایان دادن به کمک نظامی ایالات متحده به گردان آزوف تلاش کردند. آنها سرانجام این کار را در لایحه تخصیص دفاعی 2018 انجام دادند، اما با این وجود، پنتاگون به نوعی توانسته است به کمک ها ادامه دهد. (این مطلب برای یک داستان دیگر از نوع -Contra Affair- موضوع جالبی است.)

گروه‌های ضد تروریستی نیز به راست افراطی اوکراین چشم دوخته‌اند و هشدار داده‌اند که در سراسر جهان شبکه‌سازی می‌کنند.

مرکز سوفان-Soufan Center ، که گروه‌های تروریستی را ردیابی می‌کند، در سال 2019 گفت که «گردان آزوف به‌عنوان یک گره حیاتی خطرناک در شبکه افراطی خشونت‌آمیز دست راستی فراملی ظهور کرده است.

رویکرد تهاجمی (آن) برای شبکه‌سازی، یکی از اهداف کلان گردان آزوف برای تبدیل مناطق تحت کنترل خود در اوکراین به مرکز اصلی برتری سفید پوستان فراملی است.»

این گروه توضیح داد که چگونه » ارتباطات شبکه تهاجمی گردان آزوف برای استخدام جنگجویان و گسترش ایدئولوژی برتری طلبانه سفیدپوستان به سراسر جهان می رسد. «

جنگجویان خارجی که با گردان آزوف آموزش می بینند و می جنگند، سپس به کشورهای خود باز می گردند تا آموخته های خود را به کار بندند و دیگران را نیر به خدمت بگیرند.

[برنتون تارانت-Brenton Tarrant- که در سال 2019، 51 نمازگزار را در مسجدی در کرایست چرچ نیوزلند قتل عام کرد، و نیز چندین تن از اعضای (راست افراطی)»جنبش برخاسته از ایالات متحده – U.S. Rise Above Movement» را که به دلیل حمله به «ضد معترضان -counter-protestors» در تظاهرات «حق را متحد کنید- Unite the Right» در شارلوتسویل در آگوست 2017 تحت پیگرد قانونی قرار دادند، (هر دو مورد)توسط گردان آزوف آموزش دیده اند.]

گروه‌های نئونازی قدرت خود را در خیابان‌ها در اوکراین و در سیاست‌های محلی در مناطق متمایل به ناسیونالیستی اوکراین، به‌ویژه در اطراف لووف در غرب، حفظ کرده‌اند.

خود زلنسکی به‌عنوان «نامزد صلح» در انتخابات شرکت کرده بود، اما تحت تهدید جناح راست، حتی از گفتگو با رهبران دونباس که آنها را بعداً تروریست خواند، خودداری کرد.

جناح راست او را تهدید کردند که اگر جرأت کند و شرایط توافقنامه مینسک را که پایه‌ای برای صلح است و می‌توانست از جنگ کنونی جلوگیری کند، اجرا کند، با مرگ مجازات خواهد شد.

در دوران ریاست جمهوری ترامپ، ایالات متحده ممنوعیت فروش تسلیحات اوباما به اوکراین را لغو کرد و اظهارات جنگجویانه زلنسکی که بدون شک از ترس تهدیدات جناح راست علیه او ناشی شده بود، در واقع نگرانی دنباس را افزایش داد، که دولت اوکراین در حال برنامه ریزی برای حمله برای بازپس گیری منطقه آنهاست.

با این حال، عامل اصلی تغذیه جناح راست افراطی در اوکراین فراتر از جنگ طولانی در شرق است. سیاست های نئولیبرالی دست راستی دولت نیز مقصر است. دولت پس از کودتا «شوک درمانی» را برای به قدرت رساندن سرمایه داری در جامعه پسا سوسیالیستی تحمیل کرد.

اوکراین کمک مالی 40 میلیارد دلاری از صندوق بین المللی پول دریافت کرد و به عنوان بخشی از این قرارداد، 342 شرکت دولتی را خصوصی کرد، اشتغال بخش دولتی را 20 درصد کاهش داد، همراه با کاهش حقوق و بازنشستگی، خصوصی سازی مراقبت های بهداشتی، و سرمایه گذاری در آموزش عمومی را که باعث تعطیلی 60 درصد از دانشگاه هایش شد کاهش داد.

سرمایه داران اوکراینی دارایی های عمومی و دولتی را غارت کردند و استانداردهای زندگی به شدت کاهش یافت و این کشور به فقیرترین کشور اروپا تبدیل شد. جناح راست نیز از این نارضایتی تغذیه و خود را تقویت کرد.

فجایع نئولیبرالیسم به وضوح نیروی محرکه افراط گرایی، میلیتاریسم و ​​فاشیسم دست راستی نه تنها در اوکراین بلکه در هر جای دیگر جهان است. این بلایا از جمله تهدیدهای اصلی برای صلح و امنیت در همه جا هستند. انتظار داشته باشید تا دیر یا زود نتیجه حمایت ایالات متحده از جناح راست(نیٔونازی ها) در اوکراین به ما نیز (در اینجا، در آمریکا) بازگردد. پایان.

******

* – درباره کاربرد کنایه فرانکشتاین در این مقاله(م.)

مهم است که خلاصه ای کوتاه از رمان فرانکشتاین را بدانیم تا به ما در درک کنایه های مربوط به آن کمک کند.

ویکتور فرانکنشتاین مردی را از قسمت هایی از بدن مردگان که از سردخانه گرفته است جمع می کند و به او حیات می بخشد.

سپس او از مخلوق خود وحشت زده می شود و آن را در آپارتمانش تنها می گذارد.وقتی او برمی گردد، می بیند که هیولا رفته است.

پس از مدتی، ویکتور متوجه می شود که برادرش، ویلیام، به قتل رسیده است. هنگامی که او برای تشییع جنازه برمی گردد، دوباره با موجودمخلوق خود هم سخن می شود و می فهمد که قاتل اوست.

موجود هیولا توضیح می دهد که او توسط انسان طرد شده است. او تنها است و یک جفت می خواهد.

ویکتور ابتدا موافقت می کند که برای او جفتی خلق کند، اما بعد پشیمان می شود و نظرش تغییر می کند. سپس هیولا دوست ویکتور هنری و عروس جدید ویکتور، الیزابت را می کشد و فرار می کند.

ویکتور این موجود را تا قطب شمال تعقیب می کند، تا آنکه خدمه یک کشتی که در یک سفر اقیانوسی است او را در حال احتضار و تنها روی یک کوه یخ پیدا می کند.

ویکتور تا زمان مرگ توسط خدمه مراقبت می شود. اما زمانی که موجود هیولا می آید و از بدن بی جان او بازدید می کنداو دیگر زنده نیست.سر انجام هیولا به ناخدای کشتی رابرت والتون می گوید که، او دیگر به هیچ کسی آسیب نخواهد رساند، و تا زمان مرگ خود را منزوی خواهد کرد.

*******

در باره جان ووجیک[John Wojcik ]

جان ووجیک سردبیر [ Editor-in-Chief]مجله [ People’s World]است.

او در سال 2007 و در حالیکه تا آنزمان در قسمت قطعه قطعه کردن گوشت اتحادیه قصابان در شمال نیو جرسی کار می کرد، به عنوان سر دبیر بخش کارگری به جمع کارکنان روزنامه پیوست.

در آنجا، او به عنوان مباشر مغازه و عضو کمیته مذاکره قراردادهای-UFCW=United Food and Commercial Workers

خدمت کرد.

در دهه‌های 1970 و 1980، او یک گزارشگر فعالیت های سیاسی برای روزنامه[ دیلی ورلد-Daily World]

بود و در بخش امور سیاسی- انتخاباتی روزنامه در بروکلین، نیویورک اشتغال داشت.

PEOPLESWORLD.ORG

Ignoring the influence of the extreme right in Ukraine is dangerous

Wars have a way of creating conditions, including eventual major disasters, not always evident when we first enter into them. With so much weaponry being pumped into Ukraine by the U.S., we can end up actually arming right-wing extremists who are leaving the U.S.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: