پرش به محتوا

تحریم ها: آیا همه چیز طبق برنامه پیش می رود؟

 توسط توماس روپر آنتی اشپیگل

 علیرغم همه احساساتی که در حال حاضر بر رسانه ها و مردم حاکم است، هنگامی دست به  تحلیل های ژئوپلیتیکی میزنیم باید خونسردی خود را حفظ کنیم، زیرا در این زمینه گزارش هایی وجود دارد که باعث تامل شما می شود.

 ژئوپلیتیک یک میدان کاملاً خشک و بی روح و احساس است و اگر بخواهید آن را درک کنید نمی توانید به رنج و مرگ فکر کنید و دست به تحلیل بزنید.  

شما باید توانایی این را داشته باشید همه این احساسات را پنهان کنید و رویدادها (متاسفانه جنگ ها) را مانند مهره های شطرنج روی صفحه شطرنج بی احساس ببینید.  یک ژئواستراتژیست به مرگ و میر ناشی از درگیری که آغاز کرده است فکر نمی کند، او فقط به این فکر می کند که آیا جنگ به رسیدن به اهداف کمک می کند یا خیر.  رنج انسان در این اندیشه جایی ندارد.

 من قبلاً نشان داده ام که درگیری اوکراین غافلگیرکننده نبود.  این واقعیت که این جنگ باید راه می افتاد زیرا که ایالات متحده بر اساس محاسبات ژئوپلیتیکی اش خواستار آن بود، تنها سوال این بود که چه زمانی باید راه می افتاد.  اگر این برای شما باورنکردنی به نظر می رسد، اینجا را بخوانید.

 هدف اصلی آمریکا این است که روسیه را که دشمن اعلام کرده است به هر قیمتی تضعیف کند.  مداخله نظامی روسیه در اوکراین بهترین اتفاقی است که می‌توانست برای آمریکا بیفتد، زیرا آنها بالاخره اروپا را برای تحریم‌هایی آماده کرده‌اند که اتحادیه اروپا را از نظر اقتصادی نابود می‌کند، اما اتحادیه اروپا خود را فدای یک هدف خوب می‌کند!

 روسیه مطمئناً در این روند تضعیف خواهد شد.  اما کسی که (در نگاه اول) در این میان آسیبی نمی بیند، ایالات متحده آمریکاست.  آنها تقریباً هیچ تجارتی حیاتی با روسیه ندارند و اگر اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد بدون گاز روسیه زندگی کند، ایالات متحده با گاز فراکینگ خود آماده است یک معامله پر سود بنفع خود را انجام بدهد.  در این مقاله من به تفصیل وضعیت ژئوپلیتیکی را توضیح داده ام که در اینجا فقط به طور خلاصه به آن اشاره میکنم.

 از یک طرف، همه چیز برای ایالات متحده بسیار خوب پیش می رود، زیرا اتحادیه اروپا ظاهراً خط ایالات متحده را تا مرز نابودی خود دنبال می کند.  با این حال، جهان تنها شامل ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و روسیه نیست.  اگر ژئوپلیتیک را به عنوان یک صفحه شطرنج در نظر بگیریم، باید مراقب سایر حوزه های صفحه شطرنج نیز باشیم.  و این چیزی است که در مورد آن باید بحث کرد.

 چین

 چین و روسیه دوستان نزدیکی هستند، اما ایالات متحده چین را تحت فشار قرار می دهد تا به عنوان یک «تحریم شکن» عمل نکند و به روسیه کمک نکند تا تحریم های ضد روسی را کاهش دهد.  در چین که کشوری پرافتخار است، مردم به این نوع فشارها واکنش نشان می دهند، آنهم واکنشی از نوع آلرژیک.  علاوه بر این، نگرش مردم و دولت در چین کاملاً نوع دیگری است: چینی ها طرفدار روسیه هستند و مردم حتی کمپین هایی مانند «جنس روسی بخر!» را سازماندهی کرده اند.

 ایالات متحده به دلیل سیاست خصمانه خود در قبال چین منفور است و چینی ها درک می کنند که ایالات متحده روسیه را در اوکراین فریب داده و مجبور کرده است یا در مقابل استقرار سلاح های هسته ای در مرزهایش تسلیم آمریکا شود و یا دست به حمله نظامی بزند تا مانع استقرار سلاح های هسته ای در مرزهایش شود و از آنجایی که ایالات متحده قبلاً به چین اعلام جنگ تجاری کرده است، ایالات متحده به سختی می تواند امیدوار باشد که چین اکنون به صف آنها علیه روسیه بپیوندد، چین فراموش نکرده است که همین آمریکا بود که با فشارهای اقتصادی و سیاسی اش موجب نزدیکی روابط بین جمهوری خلق و روسیه شد.

 علاوه بر این، مسئله تایوان هم سرجایش است در حال حاضر ایالات متحده با فروش تسلیحات تایوان و مخالفت آشکار با منافع چین، شعله ورتر شده است.  در اینجا مهم نیست که من یا شما در مورد موضوع تایوان چه احساسی داریم، آنچه مهم است منافع چین و ایالات متحده است.  چین تایوان را بخشی از خاک چین می‌داند، آمریکا تایوان را پایگاهی مفید علیه چین می‌داند.

 اکنون ایالات متحده چین را تحت فشار قرار می دهد و حتی تهدید می کند که در صورت کمک به روسیه، این کشور  را تحریم می کند.  به نظر می رسد چین اهمیتی به این تهدید ها نمی دهد، زیرا آشکارا فشار ایالات متحده را رد میکند.  اگر ایالات متحده به زودی شاهد حمایت چین از روسیه باشد و سعی کند همراه با کشورهای نوکر خود در اروپا، جنگ تجاری مشابه روسیه علیه چین راه اندازی کند، بعید است که چین را تحت تأثیر قرار دهد.

 در مقابل، برخی از تحلیلگران معتقدند که چین می تواند مسئله تایوان را به زور حل کند اگر این هم اتفاق بیفتد چین قطعاً این خواسته چین نیست، چین یک اتحاد مسالمت آمیز را ترجیح می دهد.  اما اگر غرب به اعمال تحریم هائی مشابه تحریم های روسیه علیه چین دست بزند، آنگاه حامیان بکارگیری راه‌حل خشونت‌آمیز علیه تایوان دلایل واقعی واستدلال‌های قوی خواهند داشت.  استدلال ها به شرح زیر است: اولاً، ایالات متحده قبلاً همه نوع تحریم ها را به هر حال اعمال میکرد، آنها اهرم بیشتری نداشتند، بنابراین به هر حال نمی توانست بدتر از این که هست شود.  

دوم، چین از حمایت جدی روسیه در مورد مسئله تایوان برخوردار خواهد بود، همانطور که چین در کنار روسیه در اوکراین ایستاده است.  پکن ممکن است تا همین اواخر چندان امیدواری به این حمایت نداشت، اما سیاست ایالات متحده علیه روسیه و چین آنان را چنان به هم نزدیک کرده است که روسیه چاره ای جز حمایت از سیاست چین علیه تایوان نخواهد داشت.

 اگر ایالات متحده به این امیدوار بود که بر سر مسئله اوکراین بین چین و روسیه اختلاف ایجاد کند، اکنون این امیدواری در واشنگتن به ناامیدی تبدیل شده است.

 نفت عزیز

 اگر قرار باشد اتحادیه اروپا در عرض چند هفته از نظر اقتصادی فرو نریزد، اگر جنگ تجاری اعلام شده توسط غرب علیه روسیه به نفت و گاز این کشور هم گسترش یابد، آنگاه باید جایگزینی برای نفت و گاز روسیه از جایی پیدا شود.  اتحادیه اروپا ۴۰ درصد گاز و ۳۰ درصد نفت خود را از روسیه تامین می کند.

  اگرچه بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا همچنان در برابر مستثنی کردن روسیه از سوئیفت مقاومت می کنند زیرا شیر گاز در این صورت بلافاصله بسته می شود، اما فشار بر آنها رو به افزایش است.  اما روسیه می‌تواند خود شیر گاز را نیز ببندد، در روسیه درخواست‌های فزاینده‌ای برای نشان دادن توپخانه سنگین در برابر تحریم‌های واقعاً بسیار شدید اتحادیه اروپا وجود دارد.

 ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در چند روز اخیر باهم تلفنی گفتگوهای متعدد عصبی کرده اند.  پایان دادن به عرضه نفت و گاز روسیه به اروپا ممکن است.  به نظر می رسد قطر آماده تحویل گاز بیشتر است، اما شرایط آن سخت است: اتحادیه اروپا باید متعهد به خرید گاز گرانتر از قطر در دراز مدت باشد.  اما قطر به هر حال نمی تواند اتحادیه اروپا را به تنهایی نجات دهد.

 ناامیدی از کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً در حال حاضر عمیقاً در واشنگتن وجود دارد، زیرا آنها از افزایش تولید نفت خودداری کرده‌اند و طبق گزارش‌های رسانه‌ها، شیوخ و سلاطین خلیج فارس حتی زمانی که بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا به آنها زنگ میزند، به تلفن‌ها پاسخ نمی‌دهند. تا در مورد افزایش تولید نفت با آنها صحبت کند.  اعراب خلیج فارس به تحریم های ضد روسیه هم نپیوسته اند.

اگر لازم باشد تنها یک دلیل احتمالی برای عدم تمایل آشکار آنها نسبت به برنامه های غرب را نام ببریم اینکه کشورهای عربی بدیهی است که نمی خواهند در کار مشتریان مهم خود مانند چین اشکال ایجاد کنند.

 راه حل های اضطراری ناموفق

 مذاکرات سخت هسته ای برجام با ایران درباره توافق هسته ای در حال حاضر در جریان است.  در صورت موفقیت مذاکرات، تحریم های غرب علیه ایران برداشته می شود و ایران می تواند عرضه نفت را آغاز کند.  اما روسیه اکنون خواستار تضمین آمریکا شده است که تحریم‌های غرب علیه روسیه نباید شامل ایران نیز شود.  این بدان معناست که تحریم های غرب نباید بر روابط اقتصادی روسیه و ایران تأثیر بگذارد.

 آمریکا این پیشنهاد را نپذیرفت و به ایران پیشنهاد توافق هسته ای بدون روسیه را داد.  این برای ایران وسوسه انگیز خواهد بود، زیرا در این صورت تحریم ها در نهایت برداشته می شود و غرب بلافاصله نفت ایران را می خرد.  اما ایران «وفاداری به معاهده» آمریکا را که آخرین توافق هسته‌ای بین دو کشور را نقض کرد، خوب به یاد می‌آورد، جزئیات را اینجا ببینید.

 در حالی که غرب قصور کرده و همیشه زیر قول و قرارش زده است، روسیه و چین وفاداری خود را به این معاهده نشان داده اند و برخلاف غرب به تجارت با ایران ادامه داده اند.  بنابراین ایران دلیلی برای اعتماد به آمریکا و مخالفت با کشورهایی که در زمان تحریم غرب از آن حمایت کردند، ندارد.

 به نظر من، ایران این را زمانی که موشکی به سمت عراق شلیک کرد، به وضوح بیان کرد.  البته اتفاق زیادی نیفتاد، اما این یک سیگنال روشن برای ایالات متحده بود که ایران در مورد پیشنهادات آنها چه فکر می کند.

 ایالات متحده همچنین ظاهرا با ونزوئلای نفت خیز به توافق رسیده است و وعده عادی سازی روابط را داده است و مهمتر از همه در صورت پیوستن ونزوئلا به سیاست غرب علیه روسیه، تحریم نفتی را لغو خواهد کرد.  مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا در واکنش به این موضوع به آمریکا گفته است که روسیه شریک استراتژیک ونزوئلا است.  به زبان ساده: انگشت وسط را به واشنگتن داد.

 هر دو کشور – ایران و ونزوئلا – به زندگی در تحریم عادت کرده‌اند و انها بدون شک چنین حماقتی را مرتکب نمی شوند که با کشورهایی که در دوران تحریم آنها را زنده نگه داشته‌اند، یعنی روسیه و چین، مخالفت کنند.  آنها به خوبی می‌دانند که هرگونه عادی‌سازی روابط با آمریکا که در این شرایط ایجاد شود، موقتی خواهد بود و اگر اکنون با روسیه و چین مخالفت کنند، بعداً آنه هستن که تنها خواهند ماند.

 نتیجه

 حداقل تاکنون، ایالات متحده و اتحادیه اروپا نتوانسته اند دریابند که چگونه از جنگ تجاری همه جانبه علیه روسیه که به نفت و گاز سرایت می کند، جان سالم به در ببرند.  البته، معادله هنوز هم می‌تواند تغییر کند، اما به نظر می‌رسد در حال حاضر اوضاع برای ایالات متحده آنطور که انتظار داشته و به آرامی پیش نمی‌رود.

 و این فقط مسئله نفت بود، مسائل بیشتری وجود دارد که جنگ تجاری با روسیه می تواند دامن غرب را بگیرد.  ممنوعیت صادرات ریزتراشه‌ها که توسط غرب اعلام شد احتمالاً یک هدف شخصی است، زیرا روسیه تنها تامین‌کننده برخی از مواد خام مهم برای تولید آنها در جهان است.  اگر روسیه صادرات این کالاها را متوقف کند، غرب دیگر قادر به تولید چیپس نخواهد بود.  طرف سوم ماجرا که به آنها میخندد چین خواهد بود، و اگر چین هم به نوبه تصمیم بگیرد صادرات تراشه ها به غرب را ممنوع کند، این دیگر گل به خودی عالی خواهد بود که غرب به دروازه خود وارد کرده است.

 مسئله تامین مواد غذائی مشکل جدی بعدی است.  روسیه و اوکراین از بزرگترین صادرکنندگان غلات در جهان هستند.  روسیه و بلاروس رهبران بی منازع بازار جهانی کود هستند.  اگر روسیه و بلاروس صادرات غلات و کودهای شیمیایی را متوقف کنند و محصولات اوکراینی نیز در دسترس غرب نباشد، چه؟

 غرب دلار و یورو دارد، اما اگر نتوانید کالاهای مورد نیاز خود را با آن بخرید، با کاغذهای رنگارنگ چه باید کرد؟  روسیه می تواند انرزی و سوخت کافی دارد و همچنین مشکلی برای سیر کردن شکم نخواهد داشت.  چین همچنین با توجه به واردات از روسیه مشکلی نخواهد داشت و همچنین می تواند از صنعت خود برای کاهش بسیاری از کسری ها در سایر حوزه هایی که روسیه را به دلیل تحریم ها تهدید می کند، استفاده کند.

 از سوی دیگر، فقدان کالاهای چینی احتمالاً به غرب آسیب می زند، زیرا غرب دیگر کالائی را خودش تولید نمیکند، غربی ها کارخانه هایشان را به دلیل هزینه بالای تولید به چین واگذار کردند.

 جنگ اقتصادی اعلام شده توسط غرب که با تحریک روسیه به یک عملیات نظامی توسط غرب توجیه می شود، می تواند به بومرنگ بدی تبدیل شود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: